نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله MARC
چه جالب!
اولین بار بود که از وجود هزلیات سعدی با خبر میشم.
البته به عقیده ی من مردی که اهل ادب و شعر و فرهنگ باشه نمیتونه شعرش رو به این الفاظ آلوده کنه.
|
با درود
چرا دوست بزرگوار اگر تفحصی در تاریخ ادبیات زبان پارسی میکردید بی شک چنین متعجب نمیشدید .
آری این زبان پر است از این جور ابیات و شاهد بازی و عشق به همجنس که متاسفانه در این بین
میتوان
(بجز2 نفر) تا آنجا که من دیدهام گفت غالب شاعران ما دچار چنین داستانی بوده اند که در اینجا مقال شرح آن و دلایل این هزلیات و هجویات و این ابراز عشق به همجنس به کدامین علل میباشد.
بجز
حکیم فرزانه توس فردوسی بزرگ که هرگز زبان و کلامش را اینچنین آلوده نمیکند و حتی در
هنگام لزوم (شرح کشته شدن دقیقی بدست غلامش چنین میسراید)
:
جوانی اش را خوی بد یار بود
وحتی حاظر به ذکر و توضیح مطلب و اساس واقع که
شهوترانی دقیقی بر غلامش است نیست. و دیگر
فرد
حکیم نظامی گنجوی این شاعر سترگ و البته مهجور مانده. ما کم وبیش در آثار گذشتگان
از این نوع سخن بسیار میبینیم.
مثلا داستان
شرم آور کنیزک و خر خاتون که بی شک لکه ننگی است بر
مثنوی معنوی مولانا
یا
غزل معروف خواجه حافظ در مدح
فرخ که غلام باره ای بوده و یا بیتی چون:
به هوای لب شیرین پسران چند کنی جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده
که البته در بعضی نسخ آنرا به شیرین دهنان تغییر دادند
یا شاید بتوان گفت بی نظیر ترین
ترجیع بند زبان پارسی از
وحشی بافقی که به مطلع :
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید قصه بی سر سامانی من گوش کنید
و آنچنان بی نظیر پیش میرود و ناگاه در پایان میگوید:
ای پسر تا کی شمع مجلس دگرانت بینم
و این آنچه بود در ذهن داشتم و فراوانند ستارگان درخشان آسمان ادب که
هزلیات و هجویات فراوان در میان ابیات خود به یادگار گذاشتند که مرا در حال مجال بیش از این گفتن نیست.
و به قولی :
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
آری دوست نازنین جای تعجب با دانستن ماجرای دیگران نیست.