نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله Maria-deppIII
از نگر بنده دین باید از سیاست جدا باشد .
چون هر کدام حوزه مشخص به خود را دارند !
امروز دین تبدیل شده به ابزار قدرت سیاستمداران و سعی دارند با از طریق دین به اعمال نامشروع خودش مشروعیت ببخشند !
به عبارت دیگر دین سیاسی شده !
و این امر منجر به خدشه دار کردن وجه دین نیز میشود !
اما خوب به نظر نمیرسد بتوان یا قوانین دینی اصل دمکراسی را هم در ساختار سیاسی کشور پیاده کرد !
|
دموكراسي مگر غيز از حرفه مردمه؟
خوب مردم قانون اساسي رو راي دادن ديگه.
مردم رهبر رو در كشور گنجوندن ...
زمان امام خميني يه عده مي گفتن حق اقليت ضايع شده و ...
اما عدالت يه حرف منطقي مي زنه كه هر كس به اندزه ي خودش در امور كشوري سهم داشته باشه.تسهيم به نسبت!
امام خميني رو اين اصل مي فرمودند:حتي همانم چيزي كه مردم تصويب كردند(قانون اساسي) مي گويند ملي نيست،ملي يعني چيزي كه اقليتي باشد)
ما به اقليت علي رغم اين كه به حد نصاب نرسيدن چند نماينده داديم تا از حق خودشون دفاع كنن و اين شايد از سخاوت ج.ا هست!نيست؟!


(جمله ي آخري و جوابش و مي دونستم همين طوري نوشتم


)