پاسخ : صادق هدايت (همراه با نقد و بررسی داستانهای هدایت)
آنهنگام که فرزانه او را به تقليد از کافکا در از بين بردن آثارش متهم ميکند؛ هدايت چنين ميگويد:
ـ چهطور من شدم شبيه کافکا؟ کافکا به هر حال نان و آباش را داشت، نامزدش را داشت، کتابهاياش را اگر ميخواست چاپ ميکردند؛ ولي مسلول بود و مردني! من برعکس؛ نه نان دارم، نه نام زد و بهخصوص نه خواننده؛ اما بدنام سيهفت درجه حرارت دارد. جان سگ دارم. هزار يک بلا سر خودم آوردهام و باز هم رو پا بندم!
__________________
یک فیلسوف هرگز یک روحانی را نکشته است در حالیکه روحانیون فلاسفه زیادی را از دم تیغ گذرانده اند....
"دنيس ديروت" 
|