پاسخ : دكتر شريعتي
روزگار غریبی ست، دکتر جان
گفتم یه نامه یی، عریضه یی چیزی برات بنویسیم شاید جوابمون رو دادی و از دل تنگی در اومدیم.
چه کار می کنی دکتر جان ؟ خوبی ؟ خوشی ؟ ای بابا، تو که هنوز داری می نویسی. بابا چه پشتکاری داری.
نه ... ما هم خوبیم. مشکلی هم نداریم. مثلا دکتر یادته قدیما اگه اسمتو می آوردیم یا کتابی ازت دست می گرفتیم انگ نامسلمونی و ضد انقلابی بهمون می زدن ؟؟؟ عوضش امروز بقال سرکوچمون هم تو رو نقد می کنه و همه یه پا شریعتی شناس شدن. رفته بودیم نمایشگاه کتاب هر کی رد می شد، فرقی نداشت صورتش از ریش سیاه باشه یا از سفیدی برق بزنه، چه کل پارچه لباسش ۱ متر می شد چه ۵ متر، همه یه عکس تو زیر بغلشون بود.
دکتر می گفتن زمان شما یه کاخ جوانان بود و یه حسینیه ارشاد ولی امروز ما صدها کاخ جوانان داریم و هیچی حسینیه ارشاد. فقط عناوین عوض شده.
راستی دیروز اون بچه هایی که نمایشنامه ابوذر رو بازی کردن، تو یکی از همین کاخ های بالاشهر دیدم و قرار شده با هم رو نمایشنامه زندگی EmineM کار کنیم. دکتر نمی دونی چقدر آدم خوش فکر و اهل قلمیه. کار رفت رو صحنه تشریف بیارین خوشحال می شیم.
تا یادم نرفته دکتر چقدر پز مبارزات حسن و محبوبه رو به ما دادی.
امروز ما یه ضیاء داریم و صور اسرافیل و گوگوش، که سابقه مبارزاتیشون از چه گوارا و فیدل کاسترو هم بیشتره. ببینم شما خانم گوگوش رو پای سخنرانی هاتون نمی دیدین ؟ آخه تو آخرین سخنرانیش که اسمش «کیو کیو بنگ بنگ» بود می گفت تو زیرزمین ممنوعه می خونده گفتم شاید شمام افتخار ملاقات ایشون رو داشتید.
خوب دکتر جان زیاد مزاحمت نشم. می دونم سرت شلوغه. وقت کردی برامون چند خطی بنویس.
__________________
ماکس پلانک: ديـن و علـم مشترکا ً بر ضد شرک و الحاد ميجنگند و برانگيزندهء آنها همواره خـدا بوده و خواهد بود.
|