نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله اندیشه آزاد
گویا متوجه نشدید.
یک مثال با امید به اینکه متوجه شوید:
فرد الف:من فيزيكدان هستم.
فرد ب: فیزیکدان باید دارای دانش کافی درباره فیزیک باشد,دارای فلان مدارک علمی باشد و
.....آیا تو اینها را داری؟
و فرد الف مدرک به شما نشان میدهد تا ثابت کند که با این ویژگیهایی که شما میخواهید
تطابق دارد یا خیر!!
حالا ما الف هستیم میگوییم کتابمان آسمانی است.-درست مانند آنکه ادعای فیزیکدانی
میکند.
ببنینیم شما میتوانید حداقل پرسشگر خوبی باشید؟ و نقش ب را بازی کنید یا هیمنطوری
یک پرسش را مطرح میکنید؟
|
خیر ، این بار سفسته نمی کنید ، یا نادان هستید یا خود را به نادانی زده اید .
پرسش در مورد علم فیزیک با پرسش در مورد آسمانی بودن متفاوت است.
یک انسان بنا بر تجربه و تحقیق در علم اشیا توانسته روابط بین آنها کشف کند و آن را علم فیزیک بنامد که همگان هم آن را به نام علم فیزیک می شناسند .
ولی آسمانی بودن(به نگر شما) از آنجا که یک پدیده خارج از تجربه و علوم زمینی ست برای یک انسان ناآگاه چیزی را در ذهن او به خاطر نمی آورد چون تا آنجا که او می داند کتابها به دست خودش نوشته شده و گاهی نیز دارای اشتباه هستند .
پس این شما هستید که ادعا می کنید که کتابتان آسمانی ست .
ابتدا آسمانی بودن یک کتاب را برای یک انسان زمینی تشریح کنید و سپس به جنبه های آسمانی بودن کتاب خود بپردازید .
فهمیدید؟!!!