نمايش پست تنها
قديمي 02-11-2007   #21 (permalink)
irandoost20
Expert
 
irandoost20's Avatar
 
تاريخ عضويت: Sep 2006
محل سكونت: فرانسه
ارسالها: 1,871
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,079
از ایشان 1,488 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دین عصر جدید

حجاب اسلامی زشت ترین چیزی است که می توان در این جهان یافت.همواره وقتی صحنه زنان چادر سیاه را می بینیم احساس شرم ما را فرا می گیرد .که این چه صحنه زشتی است از زنان شریف ایران که این چنین در گونی های سیاه زنده به گور شده اند.داشتم یک جدول را حل می کردم که یکی از قسمتهای دو حرفی این جدول سوالش این بود که زیبایی زن چیست و جواب دو حرف بود="مو"یعنی قسمت زیادی از زیبایی زن در موهایش است و حجاب اسلامی همه این زیبایی را در گونی سیاه دفن می کند.اما این همه ضررهای حجاب اسلامی نیست.بلکه مثلا ورزش زنان را به حالت نیمه تعطیل دراورده است.احساس شرم و خجالت می کنیم وقتی تیم فوتبال زنان ایران با شلوار و لچک مورد تمسخر بیگانگان قرار می گیرند.بخصوص وقتی تابستان و گرما می شود در این لچکها و گونی های سیاه موها عرق می کنند و روسری باعث ریزش مو و نیز اسیب به مغز می شود.اما باز این همه اسیبهای حجاب اسلامی نیست.بسیاری از زنان جهانگرد خارجی که به ایران نمی ایند دلیل اصلی خود را حجاب اجباری اعلام می کنند.بخصوص که فصل تابستان فصل جهانگردی است.این همه سواحل دریا زیبا ایران دارد اما همه متروک مانده است در صورتیکه بعضی کشورها دریاچه مصنوعی درست می کنند و میلیاردها درامد از جهانگردی ان بدست می اورند.جالب است بدانیم که صنعت جهانگردی با سالانه حدود 700 میلیارد یورو گردش مالی به عنوان سومین صنعت بزرگ جهان نام گرفته است که البته پیش بینی می شود در اینده نزدیک اولین صنعت جهان از لحاظ گردش مالی شود.و ایران که از نظر اثار باستانی و جاذبه های جهانگردی جزو 5 کشور اول جهان است ظرفیت این را دارد که حتی تا 30 میلیارد یورو درامد سالانه جهانگردی داشته باشد.اما همین حجاب اجباری و زوری جلوی بسیاری از تفریحات و امکانات جهانگردی را می گیرد.یک زن خارجی که به همراه خانواده اش می خواهد به ایران بیاید در همان فرودگاه به او می گویند که این لحاف و گونی را بگیر و سرت کن و او با تعجب می پرسد اخر برای چی؟و با چشمان متعجب با خود عهد می کند که اخرین باری باشد که به این زور کده و زورخانه وارد می شود.اما باز این همه خسارات حجاب اجباری نیست.سینما و تئاتر ایران که از نظر محتوا و معنا یکی از بهترین سینماهای جهان است به خاطر همین حجاب اجباری در فیلمها حالت مسخره به خود گرفته است.مثلا در فیلم حتی پدر نمی تواند دخترش را بغل کند.یا مثلا زن باید تا توی رخت خواب با مانتو و روسری باشد و حتی دستش به دست شوهرش نخورد.و عجیب اینکه کتک زدن و سیلی زدن به زن در فیلم جایز است اما بوسیدنش حرام است.اما باز این همه خسارات حجاب اسلامی نیست.در مدارس دختران مجبورند این گونی سیاه را بر سر کنند و از نظر روانی همواره احساس تو سری خوری و ظلم استبداد را داشته باشند.مثل این می ماند که ایران یک زندان بزرگ است و در این زندان همه مجبورند حتی لباس پوشیدنشان زوری باشد.جداسازی دختران و پسران در مدارس موجب دور شدن انها از طبیعت انسانی و مشکلات روحی و روانی فراوان می شود.بعد هم ازدواج بدون شناخت صورت می گیرد که منجر به طلاق می شود.اما این هنوز همه خسارات حجاب زوری نیست.دلیل اصلی اینکه میزبانی مراسم بزرگ فرهنگی یا ورزشی جهانی به ایران داد ه نمی شود همین است.مثل المپیک یا جام جهانی.کافی است بدانیم که مثلا همین المان از برگزاری جام جهانی بیش از 10 میلیارد یورو سود دهی داشت ضمن سودهای بلند مدتی که در رشد اقتصادی می برد.یعنی یک جهش بزرگ اقتصادی فقط به خاطر برگزاری یک المپیک یا جام جهانی .ضمن اینکه کشور میزبان از نظر تبلیغ جهانگردی خود نیز سودهای فراوان می برد.امروز به خاطر این حجاب زوری ما هیچ اقدام فرهنگی یا ورزشی یا هنری و غیره نمی توانیم به صورت درست انجام دهیم.وقتی جشنواره تئاتر بر گزار می کنیم بسیاری گروههای خارجی انصراف می دهند چون انها چندین بازیگر زن دارند و تئاترشان با حجاب زوری به شکل مسخره ایی درمیاید.حتی در مراسم عروسی ما هم زور و اجبار کرده اند که رقصیدن زن با مرد ممنوع است.به طور کل رقصیدن را ممنوع می دانند.اما صد روز عزاداری و ماتم در سال جایز است که موجب افسردگی و مشکلات فراوان روانی شده است.هیچ کلوپ رقص و شادی در ایران نیست اما هزاران روضه خوانه و مسجد و حسینیه وجود دارد برای گریه کردن.جوانان همه روانی و عصبی و افسرده هستند.انها حتی در پارک هم راحت نیستند تا کمی تفریح کنند.چون نیروی بسیج ساخته شده است برای سرکوب جوانان.به تازگی یک نیروی سرکوبگر جدید تشکیل شده است به نام امر به معروف و نهی از منکر.که اینها وظیفه دارند وحشیانه به میهمانی خصوصی مردم حمله کنند و انها را به جرم شادی کردن دستگیر کنند.امروز ایران یک زندان بزرگ است.زندانی که تمام مردمش را روانی و افسرده کرده است.تنها راه برون رفت از این استبداد بزرگ سازماندهی مردم و یک اعتصاب سراسری برای بدست اوردن حقوق مردم است.برای تشکیل یک جمهوری پارلمانی دموکراتیک که در ان هیچ عقیده ایی زور نباشد.در ان شورای نگهبانی وجود نداشته باشد که براحتی مصوبات مجلس را رد کند و کاندیدهای انتخابات را رد صلاحیت کند.در ان ریاست جمهوری منتخب مردم همه کاره باشد و هر چهار سال هم با رای مردم مشخص شود.جمهوری پارلمانی یعنی اینکه ما به جای اینکه تمام دولت را کامل بدست اکثریت بدهیم دولت را ائتلافی و با مشارکت همه گروهها تشکیل دهیم.یعنی هر گروه به میزان رای مردمی خود مشارکت در دولت داشته باشد.مثلا اگر یک گروهی 15 درصد رای داشت مثلا 3 وزیر در کابینه داشته باشد.اینگونه جامعه همبسته می شود و همه اندیشه ها سهمی در مدیریت جامعه خواهند داشت و هیچ عقیده ایی خودش را تحمیل به دیگران نخواهد کرد.دین هم باید به مسجد برود و از اموزش و قوانین بیرون برود.امروز بیشترین خسارت این است که دروس علوم انسانی دانشگاهها و مدارس پر شده است از خرافاتی که علمی نیست.یعنی کسیکه هم اکنون در رشته های علوم انسانی کارشناسی می گیرد مدرک او در سطح جهانی هیچ ارزش علمی ندارد.دین باید از اموزش و قوانین خارج شود.قوانین قصاص مثل قانون وحشیانه شلاق واقعا شرم اور و ننگین هستند.قانون باید بر اساس دانش روز تدوین شود.مردم هم برای گرفتن حق خود نباید منتظر معجزه باشند بلکه باید با تشکیل اتحادیه های مردمی اهرمی برای گرفتن حق خود درست کنند.رمز پایداری مردم سالاری همین است.یعنی گروه گرایی.یک فرد ایرانی باید هم زمان در چند گروه صنفی یا فرهنگی یا سیاسی یا اجتماعی و غیره عضو باشد.مثلا یک زن معلم هم در اتحادیه زنان عضو باشد و هم در اتحادیه معلمان .وقتی یک فرد تنها باشد براحتی حقش را می خورند.اما اگر در یک اتحادیه چند هزار نفری عضو باشد دیگر خوردن حقش راحت نیست.حتی یک گروه اینترنتی هم ارزش خود را دارد.مهم این است که عده زیادی باشند که فرد را بشناسند و از احوالش با خبر باشند و در صورت بروز مشکلات و ضایع شدن حقش از او دفاع کنند.مثل همین اتحاد وبلاگ نویسان در اینترنت.دلیل شکست چندین جنبش ملت شریف ایران در یک قرن گذشته برای بر قراری قانون اساسی دموکراتیک این بوده است که سازماندهی و گروه گرایی نبوده است.فرقی نمی کند که این گروه صنفی باشد یا فرهنگی باشد یا سیاسی باشد و غیره.مهم تجمع و کار دسته جمعی و تنها نبودن است.حتی یک گروه کوهنوردی نیز مفید است.ما در فرهنگ ادبیات خود نیز بارها شنیده ایم که یک دست صدا ندارد و یک چوب راحت می شکند.بیچاره ترین مردم کسانی هستند که منتظر قهرمان باشند.مردم باید خودشان با تشکیل گروه های مختلف صنفی و فرهنگی و سیاسی و حتی ورزشی متحد شوند و حقشان را بگیرند.یک اعتصاب سراسری براحتی هر دولتی را مجبور به رعایت حقوق مر دم و تغییر قانون اساسی می کند.تا یک قانون اساسی دموکراتیک مبتنی بر یک جمهوری پارلمانی در ایران بر قرار شود.
__________________
جمهوری پارلمانی سکولار برای ایران
http://www.a n d i s h e h a a .com
http://www.bahrammoshiri.com/farsi
http://rivasblog.com/uploads/k/ketab123/11771.pdf
irandoost20 آفلاين است   پاسخ با نقل قول