نويسنده : مارلن هاس هوفر
مترجم : شيرين قريشي
كتاب «ديوار» رماني جذاب و ژرف است، هشداري كه هنرمندانه روح خواننده را لمس ميكند تا يك نفس خوانده شود و براي هميشه چون خاطرهاي تأمل برانگيز در ذهن او برجاي بماند. ديوار، نفوذناپذير و نامرئي، ناگهان قد علم ميكند و دنيا براي راوي يكي از جذابترين و ژرفترين رمانها دوپاره ميشود. آن سوي ديوار همه چيز چون تصويري ابدي متوقف است و در اين سو جهاني ناشناخته است و زني تنها. «امروز، پنجم نوامبر، نگارش گزارشم را آغاز ميكنم. تا آنجا كه مقدور باشد همه چيز را كاملاً دقيق خواهم نوشت. هر چند حتي نميدانم كه امروز به راستي پنجم نوامبر باشد. زمستان گذشته حساب چند روز از دستم رفت. و نميدانم امروز كدام روز هفته است. البته خيال نميكنم اين چندان مهم باشد. مأخذ گزارشم يادداشتهاي كوتاهم هستند. كوتاه از اينرو كه هرگز فكر نميكردم روزي دست به نگارش چنين گزارشي بزنم. ميترسم كه خيلي چيزها در خاطرم نقش ديگري گرفته باشند تا واقعيت. بگذريم كه همة گزارشها چنين نقصي دارند. انگيزة من براي نوشتن شوق به نويسندگي نيست، بلكه چنين پيش آمده است كه اگر بخواهم عقل از كف ندهم بايد بنويسم. آخر اينجا هيچ كس نيست كه با من همفكري و غمخواري كند. من تنهاي تنها هستم و بايد بكوشم ماههاي بلند زمستان را تاب بياورم چرا كه...»