نمايش پست تنها
قديمي 06-17-2007   #3 (permalink)
Ava
مدیر تالار عکس
 
Ava's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2006
ارسالها: 9,445
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,648
از ایشان 3,416 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : خداوندگار کاریکاتور ایران - ارد بزرگ



در ابتدای این نوشته هم گفتم سخن گفتن از او کار ساده ای نیست خودم هم نمی دانستتم چگونه ابعاد وجودی اش را درست پیدا کنم برای همین سعی کردم سئوالاتی را در ذهنم بیابم که از طریق پاسخ آنها به نکاتی کلیدی تر برسم یکی از سئوالات این بود که برای او کدام نقطه از سرزمین گرامیمان دلپذیر تر برایش بوده ؟ و این پاسخ را یافتم که :
در کوه رحمت آرامشگاه ابدی اردشیر سوم و همسرش بیشترین لذت را بردم آنجا سبک بودم و تنها جای بوده که خاکش رابوسیده ام آنجا همچون طفلی بودم در دامان مادر (1) و دیگر جای ، پاسارگاد و تخت گاه کورش هخامنشی بود به نظرم برای امثال من که عاشق وطنیم آنجا خود کعبه ای با ارزش است .
در این زمان بود که دانستم او انسانی است آمیخته با احساس وطن دوستی بسیار و در عین حال فداکار ، می گویند در نفی عقایدش هر چه گفته اند و عقده های دل را برون نموده اند او باز هم سکوت کرده تا باز بگویند…
به نظر من انسان باید آنقدر بر راه و مسیر زندگی خویش مسلط بوده باشد که رویاروی اندیشه دیگران را با خود ببیند و باز متبسم باشد . یک روز در میان جمع از او می پرسند مدینه فاضله کجاست ؟ پاسخش این بوده : در درون شما!
دوباره می پرسند که ما بدنبال وجه بیرونی آنیم و او می گوید پس بسازیدش
باز می پرسند کدام وجه از درون ما سازنده چنین ساختاریست ؟
او می گوید : احساسات …احساسات با ارزشترین و زیبا ترین وجه وجودی آدمیان است . احساسات نمایانگر مراوده ما ، به بی ریا ترین گونه ممکن است . آنچه هنرمند را به درجه بلند آفرینش ، نیروی که تنها پروردگار داراست رسانیده چیزی نیست جز همان بیان احساسات …هنر چون ریشه در احساسات و روان آدمی دارد و بی میانجی در اختیار ما گذاشته می شودد با تارها و ساختار وجودی ما ارتباط برقرار نموده و او را به فضای ملکوتی سوق می دهد که هم جذاب است و هم ،در نهاد خویش خلسه الهی دارد .
می گویند بارها از او شنیده اند ساعتهای که او در کنار آفریده های هنرمندان است از ساعتهای عمرشان شمرده نمی شود چون در آنجا تمام اجزای وجودیشان همراه احساسات پاک آفرینشگرهای آثاراست .
آری در اینجا باید به این نکته اعتراف کنم که دیگر او برای من اندیشمندی بزرگ محسوب نمی شد اینجا دیگر شیفته سلوک و سخنان حکیمانه او شده بودم .
به یاد سخن تائو حکیم چینی افتادم که بالاترین رابطه انسانی، رابطه بر اساس احساسات است و سپس اخلاق …
باید برای آخرین پرسشم پاسخی می یافتم و دیدم اوبه این پرسش که سازندگان آینده چه کسانی هستند؟ او چنین پاسخی داده : هنرمندان… دوباره پرسیده اند فقط هنرمندان! و او اینبار با تاکید بیشتری پاسخ داده : فقط هنرمندان !!!
به یاد مجله ای افتادم که طرح جلد آن تصویری از او بود و در زیر آن جمله ای از دکتر علی شریعتی درج شده بود بدین مضمون که:
درد انسان
درد انسان متعالی
تنهایی و عشق است.
می گویند عصر یک روز تعطیل یکی از هنرمندان برجسته با کمک یکی از شاگردان آن بزرگ به دیدارش می روند و نیت شان عرض ادب بوده و هم اینکه بگویند تا چه اندازه با اندیشه او همراهند …می بیینند ایشان میهمان دارند می گویند زمانی دیگر می آیم او مانع
می شود و می گوید : حتما لازم بوده بیایید که آمده اید … و مسلما تقدیری بر آن است و هیچ امری اتفاقی نیست…می نشینند در فاصله ای که او از جمع میهمانان برای چند لحظه ای جدا می شود پیرمردی که در کنار آنها نشسته بوده می گوید : اکنون چند هفته ایست با دخترم نزد استاد می آیم … ما از شهرستانی می آیم که تا اینجا 220 کیلومتر فاصله دارد و حدودا 4 ساعت در اتوبوس هستیم و 3 ساعت نزد این بزرگ مرد و دوباره 4 ساعت با اتوبوس در راه برگشت . آن هنرمند برجسته می گوید در خود فرو رفتم و گفتم این راه تازه برای من شروع شده روح بزرگی که توانسته انسانها را آنچنان شیفته و مجذوب خود کند که حتی روز استراحت او هم منزلش مملو از دوستدارن مشتاق اوست باید سالها کاوید و در مسیر راهی که نشان می دهد گام برداشت تا به نخستین منزلی برسیم که او سالهاست آن را بدرود گفته ….
Ava آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي Ava به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :