نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله IRANSHAHR
مارکز متوقف شد
بعد از اعتراض هایی مبنی بر غیراخلاقی بودن آخرین رمان مارکز و ارائه تصویر جلد ترجمه انگلیسی این کتاب توسط یک سایت اینترنتی، مجوز چاپ دوم کتاب «خاطره دلبرکان غمگین من» لغو شد. محمدحسین صفارهرندی وزیر ارشاد با بیان اینکه انتشار این کتاب بر اثر یک غفلت صورت گرفته، از برکناری عامل اجازه دهنده انتشار آن خبر داد.
وی با بیان اینکه در میان ۵۰ هزار کتابی که سالانه منتشر می شود، ممکن است از این اتفاقات نیز رخ دهد، از تلاش این نهاد برای کاهش اشتباهاتی از این دست در آینده خبر داد. صفارهرندی که در حاشیه آخرین روز نمایشگاه مطبوعات صحبت می کرد همچنین اعلام کرد؛ «ناشری که این کتاب را با علم به محتویات آن عرضه کرده است نیز باید پاسخگو باشد.» اعتراض به انتشار آخرین رمان مارکز در ایران، از خبر کوتاهی آغاز شد که چندی قبل در روزنامه جمهوری اسلامی انتشار یافت.
پس از این اقدام، سایت «تابناک» در خبری مفصل، انتشار این کتاب را «رسوایی تازه وزارت ارشاد» خواند. این سایت با انتشار تصویری محو شده از طرح جلد ترجمه انگلیسی این کتاب مارکز، عنوان فارسی آن را نادرست خوانده بود. نویسنده این خبر اعتقاد داشت که «خاطره دلبرکان غمگین من» عنوانی نادرست برای کتاب مارکز است و به جای «دلبرکان» باید از «روسپی» استفاده می شد که برای دریافت مجوز از آن استفاده نشده است. در بخشی دیگر از این خبر به داستان کتاب مارکز پرداخته شده بود. انتشار این خبر، روز بعد توسط برخی روزنامه ها سبب شد تا وزارت ارشاد به طور جدی تری ماجرا را پی گیرد، چنانچه به گفته ناشر «خاطره دلبرکان غمگین من» مجوز انتشار چاپ دوم این کتاب لغو شد.
وی همچنین از تمام شدن چاپ اول این کتاب طی سه هفته گذشته خبر داد. در بخشی از خبر سایت تابناک، ارائه مجوز چاپ این کتاب در راستای سیاست های جدید در نگاه به امریکای لاتین عنوان شده و آمده بود که به دلیل رفاقت دیرینه فیدل کاسترو با مارکز، مجوز انتشار رمان وی توسط وزارت ارشاد انجام شده است.
نویسنده این خبر معتقد است که وزارت ارشاد دولت نهم در ارائه مجوز نشر بدون سانسور به رمانی با محتوای غیراخلاقی، حتی موجب شگفتی همراه با استقبال رسانه های بیگانه شده است. یکی از افراد مرتبط با انتشار آخرین رمان مارکز لغو مجوز چاپ دوم این کتاب را ناشی از جوسازی و حاشیه سازی برخی از روزنامه ها دانست و عنوان کرد اعتراض برخی که خود داعیه نگاه معتدل به ممیزی کتاب را دارند، مساله را بیش از آنکه باید حساس کرد تا جایی که وزارت ارشاد ناچار به واکنش شد. رمان «خاطره دلبرکان غمگین من» که آن را می توان آخرین نوشته گابریل گارسیا مارکز (برنده نوبل ادبی ۱۹۸۲ برای رمان «صد سال تنهایی») دانست، در سال ۲۰۰۴ انتشار یافته است. این رمان که ترجمه فارسی آن توسط انتشارات نیلوفر و به ترجمه کاوه میرعباسی منتشر شده است، داستان خاطرات پیرمردی است که پس از برخورد با یک دختر ۱۴ ساله در شب تولد نود سالگی اش، به تفکر تازه یی از زندگی می رسد که با گذشته اش تفاوت بسیاری دارد.
|
تب تازه ماركز در تهران
در فهرست پرفروش هاي بازار كتاب ايران دو نام اين روزها مدام تكرار مي شود، يك نام ايراني و يك نام غير ايراني؛ گابريل گارسيا ماركز با كتاب "خاطره دلبركان غمگين من" كه هنوز يك ماه از چاپش نگذشته، ناشر خود را آماده چاپ دوم آن مي كند و قيصر امين پور كه مرگ نابهنگامش، كتاب هاي او را كه كم كم در بازار كتاب ايران به تدريج در فهرست پرفروش ها قرار مي گرفتند، ناياب كرده است.
دو ناشر اين شاعر؛ انتشارات مرواريد و افق، اين روزها كتاب هاي او را براي تجديد چاپ راهي چاپخانه كرده اند.
معمولا مرگ نويسنده در بازار كتاب ايران تاثير گذار است و مدتي كتاب هاي چنين نويسندگاني پرفروش مي شوند، اما ماجراي ماركز و كتابش كمي عجيب تر است.
"خاطره دلبركان غمگين من" كتابي است كه بسياري گمان مي كردند با توجه به سياست هاي سخت گيرانه اي كه دولت در دادن مجوز به كتاب در پيش گرفته است، هرگز منتشر نشود و ايرانيان از خواندن كتابي كه ماركز ۸۰ ساله آن را پس از سال ها نوشت، به زبان فارسي محروم شوند.
اين كتاب پيش از اين تحت عنوان "روسپيان سودازده من" توسط اميرحسين فطانت به فارسي ترجمه و در خارج از ايران منتشر شده است.
كتاب، بدون سروصداي قبلي منتشر شد. وقتي كه كتابخوانان آن را روي پيشخوان كتابفروشي ها ديدند، اولين پرسش برايشان اين بود كه كتاب چقدر سانسور شده و چه تغييراتي كرده است؟
پاسخ كاوه ميرعباسي، مترجم كتاب اين است كه بدون سانسور منتشر شده است. البته نام كتاب تغيير كرده است و به جاي روسپيان، دلبركان نشسته است، اما ظاهرا تغييرات در همين حد است.
كاوه ميرعباسي كه پيش از اين نيز با ترجمه " زنده ام كه روايت كنم" به دنياي گابريل گارسيا ماركز كه شايد محبوب ترين نويسنده خارجي در ايران باشد، راه يافته و با استقبال خوانندگان ايراني واقع شده بود، اين بار نيز درست به هدف زده است و در كمتر از يك ماه مخاطبان ايراني گابو را جذب ترجمه خود كرده است.
او از معدود نويسندگان خارجي است كه تقريبا همه آثارش به فارسي ترجمه شده و با استقبال بي نظيري هم روبه رو شده است.

ماركز سال ها نامش بر سر زبان ها بوده و روي نسلي از نويسندگان ايراني تاثير گذاشته است و نويسندگاني چون عباس معروفي، منيرو رواني پور و ديگران از او متاثر بوده اند و هيچ نويسنده خارجي ديگري هنوز نتوانسته است جاي او را به خود اختصاص بدهد.
علاقه ايرانيان به او باعث شده است كه هر كتابش را چند مترجم، ترجمه كند و كتاب "خاطره دلبركان غمگين من " او نيز توسط چند مترجم ترجمه شده است كه ترجمه ميرعباسي پس از مدت ها خاك خوردن در مميزي وزارت ارشاد امسال مجوز گرفت و منتشر شد.
انتشارات نيلوفر، ناشر اين كتاب نيز از علاقه ايرانيان به ماركز و به خصوص اين كتاب آگاهي داشته است كه شمارگان ۵۵۰۰ نسخه را براي چاپ اول اين كتاب تعيين كرده است، در حالي كه معمولا آثار ترجمه اي در ايران در سال هاي اخير بين دو تا سه هزار تيراژ داشته است.
ميرعباسي مترجم كتاب درباره آن مي گويد: "كتاب عاشقانه اي است. به گمان من يكي از زيباترين آثاري است كه به عشق پيري مي پردازد. با تمام كتاب هاي ماركز تفاوت دارد. كتابي شاعرانه است كه در آن عناصر شاعرانه فراوان وجود دارد. ماركز با اين كتاب نشان داد كه با وجود پيري و بيماري همچنان استعدادش شكوفا و بيدار است."
ميرعباسي با اشاره به كتاب قبلي ماركز مي گويد: "نثر اين رمان با كتاب 'زنده ام كه روايت كنم' تفاوت زيادي دارد. داستان آن از زبان پيرمردي ۹۰ ساله روايت مي شود كه مشخصه هاي جسمي او، رخوت و كرختي كه خاص انسان هاي اين سن و سال است، در نثر تجلي يافته است."
كتاب حكايت روزنامه نگار پيري است كه در نودمين سالگرد تولدش تصميم مي گيرد بكارت دختر روسپي چهارده ساله اي را زايل كند اما هنگامي كه فرد مورد نظر خود را مي يابد متوجه مي شود كه دختر روسپي بر اثر مواد مخدري كه رئيسه روسپي خانه به او داده است، به خواب رفته و نمي تواند از خواب برخيزد.
او همچنين سراسر شب را با خاطرات بيش از پانصد زن روسپي مي گذراند كه در زندگي اش با آنها همخوابه بوده است.
ماركز اين كتاب را چنان كه خود گفته است با الهام از نويسنده ژاپني "ياسوناري كاواباتا" نوشته است و در آغاز رمان نيز بخشي كوتاه از "خانه زيبارويان" اين نويسنده نقل شده است
ببخشید مجبور شدم عکسی رو از متن اصلی حذف کنم ( گرچه بنظر خودم ایرادی نداشت چون جلد اصلی کتاب بود.) اما بعضی محدودیتهای موجود باعث شد این سانسور رو انجام بدم ولی مدیران محترم اگر صلاح بدونن میتونن عکس رو برگردونن
__________________