|
|||||||
| فلسفه و منطق بحث و گفتگو در باب فلسفه و منطق آشنایی با فیلسوفان و بررسی مسائل و موارد موجود |
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#31 (permalink) |
|
زنده به گور
![]() تاريخ عضويت: Jul 2006
محل سكونت: نزدیک دژ خداوند
ارسالها: 2,986
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 71
از ایشان 978 بار سپاسگزاري شده است
|
خب كه چي ؟؟؟؟
اينا انكار وجود خدا بود ؟ ظالم بودنش بود ؟ بي تفاوتيش نسبت به انسان ها بود ؟ نشان دادن تبعيض ها و حقير كردن ها مون بود ؟؟؟؟
__________________
روز خوش قلم خوشتراشم .... شاید در شب حجله مرگ را برایم بزایی www.tanha990.blogfa.com |
|
|
|
|
|
#32 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Jul 2007
محل سكونت: ويرانه اي به نام ايران
ارسالها: 3,079
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,379
از ایشان 1,566 بار سپاسگزاري شده است
|
كفر در لغت به معني پوشاننده است
و منظور اين است كه يك بي ايمان بر خدا فطرت خود را ميپوشاند وگرنه حتما" از طريق فطرت ميتواند خدا را درك كند |
|
|
|
|
|
#33 (permalink) |
|
محروم از فعالیت
تاريخ عضويت: Sep 2007
محل سكونت: .:: در قلب دشمن ::.
ارسالها: 3,137
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 761
از ایشان 1,875 بار سپاسگزاري شده است
|
کفر:پوشنده
کافر=پوشاننده کافر در فرهنگ اسلامی:کسی که حقیقت(الله نور فی السموات و الارض)را میپوشاند ، و یا ایمان به حقیقت الله ندارد ، را کافر میخوانند ، و بنگرید که به کافران چه میگویند: کافران را به دربار مسلمین راهی نیست جز گردن زدن ، چرا که اندرونشان پوشاننده الله است(امام محمد غزالی) |
|
|
|
|
|
#34 (permalink) |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 1,780
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 552
از ایشان 582 بار سپاسگزاري شده است
|
پس فکر کنم لازمه اش آگاهی و شرایط و امکانات کافی (حداقل برابر با آنها که خود را غیرکافر میدانند و دیگری را کافر خطاب میکنند) نیز باشد.
__________________
Only God I Wish I Was Buddha کاش بودا بودم Live And Let Live زندگی کن و بگذار زندگی کنند Forgive And Be Forgiven ببخش و بخشیده شو |
|
|
|
|
|
#35 (permalink) |
|
محروم از فعالیت
تاريخ عضويت: Sep 2007
محل سكونت: .:: در قلب دشمن ::.
ارسالها: 3,137
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 761
از ایشان 1,875 بار سپاسگزاري شده است
|
کفر من ایمان من ، وز آتشی در آن من
جان من و برهان من ، ای وای در جانان من من خویش را فانی کنم، در دل غوغا میکنم آتش به جانها میزنم ، ای وای من ای وای من |
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي koroush به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#36 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Jul 2007
محل سكونت: ويرانه اي به نام ايران
ارسالها: 3,079
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,379
از ایشان 1,566 بار سپاسگزاري شده است
|
خدا یعنی چی؟ چیزی وجود ندارد. هیچ چیز به معنای وجود داشتن نیست. اصلاً خود وجود داشتن یعنی چی؟ ((است)) یعنی چی
تا بعد بپردازیم به این که چیزی هست و بعدش هم بپردازیم که چه چیزی هست و چه چیزی نیست و در اخر ببینیم که خدایی هست یا نه هههها؟؟؟؟؟؟ ول کن بابا |
|
|
|
|
|
#37 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Jun 2007
ارسالها: 231
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 327
از ایشان 168 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
برای شناخت خدای اسلام ابتدا به ساکن میبایستی از مفهوم کرامت و شان جانشینی انسان گذر کنیم . و بدان معتقد و مسئولیتهای مربوط به آن را بپذیریم . عدم مقبولیت این امر از دیدگاه قرآن انسان را به وادی کفر (کافران ) سوق میدهد . و خود قرآن نخستین کافر را اینگونه به معرفی مینشیند . " و کان من الکافرین " ( و از کافران بود .) خطابه ای مستقیم بر شیطان . نیک میدانیم لقب کافریت شیطان نه بر کافر بودن بر خالقیت الله میبوده است . بلکه به دلیل کافر گشتن بر ارزش و کرامت انسانی و شخصیت ادم استوار گشته است . شیطان " هو " یعنی الله را قبول دارد اما بر " جعلکم خلائف فی الا رض " مقام وکرامت نهاده شده بر دوش انسانها کفر میورزد . هر چند معنوی لغوی ارائه شده توسط شما صحیح است . اما مفهوم برداشت شده تان در فرهنگ اسلامی (اصل ) به نگر من با توجه به نص صریح قرآن صحیح نمیباشد . و واژگان کافر وکفر حتی بر ایمان آورندگان بر خدا نیز جاری وساری است .
__________________
تعصبم خودكشي كرد تا آزاد و رها بيانديشم ! |
|
|
|
|
|
|
#38 (permalink) | |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Oct 2009
ارسالها: 19
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 6
از ایشان 8 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
کافر در لغت به معنی پوشاننده است چنانکه زارع را کافر گویند که پوشاننده دانه به خاک است ، کفران ورز و ناسپاس از اینرو کافر گویند که وی نعمت حق را نادیده میگیرد که گویی پرده بران می افکند، ضد مومن را کافر گویند که وی حقیقت وجود خدا یا یکتایی او یا رسالت انبیا را به انکار خود میپوشاند . |
|
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي mmjj به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#39 (permalink) | |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Oct 2009
ارسالها: 19
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 6
از ایشان 8 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
چیزی وجود دارد ، تو وجود داری ، چون هیچ برهانی نمی توانی ارائه دهی که خودت را انکار کنی یعنی هر تلاشی در انکار خودت به باطل شدن ان تلاش می انجامد پس تو وجود داری و اطراف خود را جهان مینامی ويرايش توسط mmjj : 10-14-2009 در ساعت 08:42 AM. |
|
|
|
|
|
|
#40 (permalink) | |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Oct 2009
ارسالها: 19
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 6
از ایشان 8 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
که گریزی بر برهان شر زده است که درباره شر انسانی- اخلاقی باید گفت : 1- انسان ازاد است و گناه (=خطا) میکند. 2- گناه کردن شر را بوجود می اورد. 3- ازاد بودن انسان و عدم توانایی انجام گناه ، تناقض دارد 4 - پس شر زاییده انسان و اختیار اوست: الف - انسانها برای بوجود نیامدن شر میتوانند به گونه ای دیگر عمل کنند ( مثلا میتوانند بجای ساعت 10 ساعت 6 برخیزند، خانه خود را بگونه ای دیگر بسازند و در جایی دیگر زندگی کنند ...) ب- انسانهایی هستند که طور دیگر عمل میکنند یعنی گناه نمی کنند ( مثال مسیح و...) ج - پس شخص گمراه نیز توانایی بر گناه نکردن دارد د- بنابرانی شر بوسیله سو استفاده انسان از اختیار بوجود می اید. خوب بودن شر : 1- حدا پدید اورنده هرچیزی است 2- اما شر خود چیزی (یعنی جوهری) نیست 3- پس خداوند بضرورت پدید اورنده هیچ شری - که جوهری باشد- نیست. توضیح : نفی شر به عنوان جوهر - هستومند- واقعی به معنای نفی ان همچون یک واقعیت نیست بعکس شر واقعی است یا درست تر نوعی محرومیت واقعی در چیزها ست. این محرومیت واقعی در چیزها نه ناشی از خداوند بلکه ناشی از مخلوقات مختاری است که این فساد را در طبیعت چیزها بوجود می اورند . در نفس اختیار شری نیست. ولی بوجود امدن فساد در جهان ناشی از همین چیز خوب است یعنی اختیار. در ادامه سوالاتی است که مربوط به بعد مابعدالطبیعی شر است . شر یک شرط ضروری و یک نتیجه فرعی لازم برای کاملترین جهان اخلاقی. 1- شری یک شرط ضروری است برای اینکه : الف - بدون شر هرگز برخی از کمالات اخلاقی عالی تحقق پیدا نمی کند . ب- بدون تجربه شر هرگز انسانها به خودی خود یاد نمی گرفتند که شر خطا و بد است ( دانایی بهتر از نادانی است) - و ان خیر برتری که انسانها ی مختار برای خودشان از ان درس می اموزند- 2- شر یک نتیجه فرعی برای یک جهان اخلاقی است برای اینکه : الف - در انتخاب میان خیر و شر در مسابقه خطیر زندگی برخی باید پیروز بشوند و بعضی بازنده. ب- حتی انهایی که می بازند با انتخاب ازادشان چنان میکنند که به عشق خدا که به انسانها اجازه میدهد حتی خود اورا انکار کنند ، عظمت می بخشد! بتوضیح مورد اخر: جهانی که در ان همه ی انسانها خدا را دوست ندارند و به خواسته او عمل نمی کنند یک شکست و ناتوانی نیست. چنین جهانی کمتر از بهترین جهان اخلاقی ممکن نیست چرا که عشق و محب حتی زمانی که مورد استقبال قرار نگیرد موفق و کامیاب است. موفقیت عشق به دو طریق است اولا با اکار کردن عالی ترین تجلی اش کامیاب است جایی که گناه و خطا زیاد است فیض و بخشش نیز در انجا خیلی بیشتر است طبیعت واقعی عشقی که پذیرش نیافته است مشهودتر است خداوند انسانها را انچنان دوست داشت که این ازادی را به انها داد که حتی دست رد به سینه ی عشق و محبت او بزنند ثانیا برای خداوند بهتر ان است که به همه عشق بورزدو برخی انرا تباه کنند تا اینکه اصلا عشق نورزد. این عشق بهتر است چراکه تنها راه ارزشمند برای عق تا پاسخی را موجب شود ازادانه به چنین چیزی رسیدن است درخواست عشق بی ارزش است انسان هیچگاه نباید بدین خاطر که باید عشق بورزد عشق بورزد بلکه صرفا به این خاطر باید عشق بورزد که عشق ورزیدن را انتخاب کرده است به این دلیل که خداوند معمولا در فرایند بنیادین اخلاقی جهان ، معجزه گرانه مداخله نمیکند : اولا بازدارندگی معجزه گونه پیامدهای شر، شراخلاقی را از بین نمی برد هنوز هم انسانها میتوانند به فکر شر اخلاقی باشند شر اخلاقی فقط در اعنال نست بلکه در اراده نیز هست بعلاوه با ازبین رفتن تمامی اعمال شرارت امیز دیگر شری وجود نخواهد داشت تا مخلوقات مختار از ان درس بگیرند اگر خداوندجلوی کل پیامدهای اعمال شر را بگیرد واقعا انسانها از تجربه ای که راجع به شر دارند هرگز چیزی را یاد نخواهند گرفت . خلاصه جهانی که در ان هیچگاه ر اتفاق نیفتد از لحاظ منطقی غیر ممکن نیست ولی از لحاظ اخلاقی بی ثمر است. گیسلر در مورد شر (مقالات کاملی ) - شر طبیعی - در این وبلاگ هم هست دوستان رجوع کنند http://hosyn-m.blogfa.com ويرايش توسط mmjj : 10-14-2009 در ساعت 08:42 AM. |
|
|
|
|
|
|
#41 (permalink) |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Sep 2008
ارسالها: 298
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 41
از ایشان 45 بار سپاسگزاري شده است
|
سلام بر دوستان
من یه سوال داشتم البته ببخشید اگه وسط بحثتون بود اگه کسی احتمال بده که خدایی نیست و زندگیشو بر اساس نبود وجود او بنا کنه و احساس نیازیم به یه نیروی برتر حس نکنه توجه کنید که با عقلش به این نتیجه رسیده به نظرتون حقش چیه؟ هر چیم خواسته ایمان داشته باشه نمی دونم به فطرتش رجوع کنه نشده همش دنبال دلیل بوده ممنون ![]()
__________________
You have your way.I have my way.As for the right way,the correct way,and the only way,it does not exist. |
|
|
|
|
|
#42 (permalink) | |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Apr 2008
ارسالها: 1,653
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,186
از ایشان 1,505 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
کسی که احتمال بدهد خدایی نیست در حقیقت احتمال می دهد که خدایی هست. و دو طرف قضیه یکسان نخواهد بود و چون ضرر نبود خدا به مراتب برای او بیشتر است باید زندگی خود را بر پایه ی وجود خدا تنظیم کند و بنا کردن زندگی بر پایه ی نبود خدا نیاز به یقین (نه احتمال) دارد. در این زمینه می توانید به تاپیک خداباوری و فلسفه دین Theism and Philosophy of Religion مراجعه کنید. -------------- در صورتی که نوشته ی اصلی و پاسخ حقیر به موضوع تاپیک ارتباط ندارد آنرا منتقل کنید.
__________________
بهارم می رسد از ره اگر تو باز آیی بیست و دوم بـــــــــــــــهمن روز خـــــــــــــــنده ی ما بود روز گـــــــــــــــریه ی دشمن برای ارتباط بیشتر و همکاری در بالابردن بهره تالار لطفا مشترک تاپیک نظرات، انتقادات و پیشنهادات تالار/ دفتر مدیران تالار ادیان و مذاهب شوید. |
|
|
|
|
| 2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي objective به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#44 (permalink) | ||
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Apr 2008
ارسالها: 1,653
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,186
از ایشان 1,505 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
احتمال نقیض یک پیشامد برابر است با 1 منهای احتمال آن پیشامد مثلا شما 70 درصد احتمال می دهید خدا وجود ندارد یعنی 30 درصد احتمال می دهید که خدا وجود داشته باشد. بنابراین فقط در صورتی می توانید احتمال ندهید خدا وجود دارد کهیقین کامل داشته باشید خدا وجود ندارد. یکی از ارسالهای قبلی حقیر نیز می تواند تا حدودی برای توضیح بیشتر کمک کند: نقل قول:
|
||
|
|
|
| 2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي objective به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#45 (permalink) |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Nov 2008
محل سكونت: تهران
ارسالها: 383
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1
از ایشان 83 بار سپاسگزاري شده است
|
تو قصه ها میگفتن خدا اندازه همه اسموناست خیلی بزرگه ازش وحشت داشتم و ترس که این خدای بزرگ چجور و کجا جونم را میگیره چجور ازارم میده ... اما روزی فهمیدم خدا هم هست هم نیتس در این درگه کوچک کسی نیست که بودنش ازارم دهد .و
__________________
دانسته هایم به ته کشیده ... کمی خوراک دانش به من میدهید ؟ ويرايش توسط Bozorgmehr : 11-06-2009 در ساعت 02:55 PM. دليل: پیک ویرایش نشد ، فشرده شدن سهوی تکمة ویرایش |
|
|
|
![]() |
| برچسب ها |
| درد و دل با خدا |
| ابزارهاي موضوع | |
| نحوه نمايش | |
|
|