کاربر میهمان به هم میهن خوش آمدید. جهت ثبت نام در هم میهن اینجا را کلیک کنید. با ثبت نام از تمامی مزایای کاربران عضو هم میهن بهره مند شوید

تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum

بازگشت   تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > فلسفه و منطق

فلسفه و منطق بحث و گفتگو در باب فلسفه و منطق آشنایی با فیلسوفان و بررسی مسائل و موارد موجود

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 12-20-2007   #31 (permalink)
زنده به گور
 
tanha990's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jul 2006
محل سكونت: نزدیک دژ خداوند
ارسالها: 2,986
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 71
از ایشان 978 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : "كافر نامه"

خب كه چي ؟؟؟؟
اينا انكار وجود خدا بود ؟ ظالم بودنش بود ؟ بي تفاوتيش نسبت به انسان ها بود ؟ نشان دادن تبعيض ها و حقير كردن ها مون بود ؟؟؟؟
__________________
روز خوش قلم خوشتراشم .... شاید در شب حجله مرگ را برایم بزایی

www.tanha990.blogfa.com
tanha990 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي tanha990 به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 01-14-2008   #32 (permalink)
Addict
 
Azad's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jul 2007
محل سكونت: ويرانه اي به نام ايران
ارسالها: 3,079
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,379
از ایشان 1,566 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : "كافر نامه"

كفر در لغت به معني پوشاننده است
و منظور اين است كه يك بي ايمان بر خدا
فطرت خود را ميپوشاند
وگرنه حتما" از طريق فطرت ميتواند خدا را درك كند
Azad آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-14-2008   #33 (permalink)
محروم از فعالیت
 
koroush's Avatar
 
تاريخ عضويت: Sep 2007
محل سكونت: .:: در قلب دشمن ::.
ارسالها: 3,137
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 761
از ایشان 1,875 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : "كافر نامه"

کفر:پوشنده
کافر=پوشاننده
کافر در فرهنگ اسلامی:کسی که حقیقت(الله نور فی السموات و الارض)را میپوشاند ، و یا ایمان به حقیقت الله ندارد ، را کافر میخوانند ، و بنگرید که به کافران چه میگویند:

کافران را به دربار مسلمین راهی نیست جز گردن زدن ، چرا که اندرونشان پوشاننده الله است(امام محمد غزالی)
koroush آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-14-2008   #34 (permalink)
Connoisseur
 
Folaani's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 1,780
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 552
از ایشان 582 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : "كافر نامه"

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله ازاد نمايش نوشته ها
كفر در لغت به معني پوشاننده است
و منظور اين است كه يك بي ايمان بر خدا
فطرت خود را ميپوشاند
وگرنه حتما" از طريق فطرت ميتواند خدا را درك كند
پس فکر کنم لازمه اش آگاهی و شرایط و امکانات کافی (حداقل برابر با آنها که خود را غیرکافر میدانند و دیگری را کافر خطاب میکنند) نیز باشد.
__________________

Only God

I Wish I Was Buddha
کاش بودا بودم

Live And Let Live
زندگی کن و بگذار زندگی کنند

Forgive And Be Forgiven
ببخش و بخشیده شو

Folaani آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-14-2008   #35 (permalink)
محروم از فعالیت
 
koroush's Avatar
 
تاريخ عضويت: Sep 2007
محل سكونت: .:: در قلب دشمن ::.
ارسالها: 3,137
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 761
از ایشان 1,875 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : "كافر نامه"

کفر من ایمان من ، وز آتشی در آن من
جان من و برهان من ، ای وای در جانان من
من خویش را فانی کنم، در دل غوغا میکنم
آتش به جانها میزنم ، ای وای من ای وای من
koroush آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي koroush به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 06-07-2009   #36 (permalink)
Addict
 
Azad's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jul 2007
محل سكونت: ويرانه اي به نام ايران
ارسالها: 3,079
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,379
از ایشان 1,566 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : "كافر نامه"

خدا یعنی چی؟ چیزی وجود ندارد. هیچ چیز به معنای وجود داشتن نیست. اصلاً خود وجود داشتن یعنی چی؟ ((است)) یعنی چی
تا بعد بپردازیم به این که چیزی هست
و بعدش هم بپردازیم که چه چیزی هست و چه چیزی نیست
و در اخر ببینیم که خدایی هست یا نه
هههها؟؟؟؟؟؟
ول کن بابا
Azad آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-07-2009   #37 (permalink)
کاربر
 
azadoraha's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jun 2007
ارسالها: 231
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 327
از ایشان 168 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : "كافر نامه"

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله koroush نمايش نوشته ها
کفر:پوشنده
کافر=پوشاننده
کافر در فرهنگ اسلامی:کسی که حقیقت(الله نور فی السموات و الارض)را میپوشاند ، و یا ایمان به حقیقت الله ندارد ، را کافر میخوانند ، و بنگرید که به کافران چه میگویند:

کافران را به دربار مسلمین راهی نیست جز گردن زدن ، چرا که اندرونشان پوشاننده الله است(امام محمد غزالی)
با درودی بی کران بر همگان

برای شناخت خدای اسلام
ابتدا به ساکن میبایستی از مفهوم کرامت و
شان جانشینی انسان گذر کنیم .
و بدان معتقد و مسئولیتهای مربوط به آن را بپذیریم .
عدم مقبولیت این امر از دیدگاه قرآن انسان را به وادی کفر (کافران ) سوق میدهد .
و خود قرآن نخستین کافر را اینگونه به معرفی مینشیند .
" و کان من الکافرین " ( و از کافران بود .)
خطابه ای مستقیم بر شیطان .
نیک میدانیم لقب کافریت شیطان نه بر کافر بودن بر خالقیت الله میبوده است .
بلکه به دلیل کافر گشتن بر ارزش و کرامت انسانی و شخصیت ادم استوار گشته
است . شیطان " هو " یعنی الله را قبول دارد اما بر
" جعلکم خلائف فی الا رض " مقام وکرامت نهاده شده بر دوش انسانها کفر میورزد .
هر چند معنوی لغوی ارائه شده توسط شما صحیح است .
اما مفهوم برداشت شده تان در فرهنگ اسلامی (اصل ) به نگر من
با توجه به نص صریح قرآن صحیح نمیباشد .
و واژگان کافر وکفر حتی بر ایمان آورندگان بر خدا نیز
جاری وساری است .

__________________
تعصبم خودكشي كرد تا آزاد و رها بيانديشم !
azadoraha آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-14-2009   #38 (permalink)
رهگذر
 
mmjj's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2009
ارسالها: 19
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 6
از ایشان 8 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : "كافر نامه"

نقل قول:
آخر نيافتيم معني واقعي كفر چيست؟
كفر يعني انكار وجود خداوند يا انكار عدالت و ديگر صفاتش؟
يا اصلا كفر يعني انكار اسلام و شيعه و نظام جمهوري اسلامي با تمام پستي و بلندي هايش،‌ حتي يك گروهبان نيروي انتظامي اش كه شغلش مقدس است؟!

شايد بعدا در ذهن برخي دگرانديشان كفر به نوعي ديگر معني شد.
مثلا كفر = نگاه غير سفسطي به جهان و سخن گفتن از عالم وجود (در جهان مادي - عالم ماده)
كفر = نگاهي متفاوت به دنيا و باز كردن ذهن و رها شدن از بند بندگي و استحمار.
با درود
کافر در لغت به معنی پوشاننده است چنانکه زارع را کافر گویند که پوشاننده دانه به خاک است ، کفران ورز و ناسپاس از اینرو کافر گویند که وی نعمت حق را نادیده میگیرد که گویی پرده بران می افکند، ضد مومن را کافر گویند که وی حقیقت وجود خدا یا یکتایی او یا رسالت انبیا را به انکار خود میپوشاند .
__________________
وبلاگ " حقیقت ":
http://www.gabrielmmj.blogfa.com/
mmjj آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي mmjj به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 10-14-2009   #39 (permalink)
رهگذر
 
mmjj's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2009
ارسالها: 19
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 6
از ایشان 8 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : "كافر نامه"

نقل قول:
خدا یعنی چی؟ چیزی وجود ندارد. هیچ چیز به معنای وجود داشتن نیست. اصلاً خود وجود داشتن یعنی چی؟ ((است)) یعنی چی
تا بعد بپردازیم به این که چیزی هست
و بعدش هم بپردازیم که چه چیزی هست و چه چیزی نیست
و در اخر ببینیم که خدایی هست یا نه
هههها؟؟؟؟؟؟
ول کن بابا
بادرود
چیزی وجود دارد ، تو وجود داری ، چون هیچ برهانی نمی توانی ارائه دهی که خودت را انکار کنی یعنی هر تلاشی در انکار خودت به باطل شدن ان تلاش می انجامد پس تو وجود داری و اطراف خود را جهان مینامی

ويرايش توسط mmjj : 10-14-2009 در ساعت 08:42 AM.
mmjj آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-14-2009   #40 (permalink)
رهگذر
 
mmjj's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2009
ارسالها: 19
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 6
از ایشان 8 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : "كافر نامه"

نقل قول:
اینارو از کجا نوشتی؟
بگمانم کفر نامه کارو باشد

که گریزی بر برهان شر زده است که درباره شر انسانی- اخلاقی باید گفت :

1- انسان ازاد است و گناه (=خطا) میکند.
2- گناه کردن شر را بوجود می اورد.
3- ازاد بودن انسان و عدم توانایی انجام گناه ، تناقض دارد
4 - پس شر زاییده انسان و اختیار اوست:
الف - انسانها برای بوجود نیامدن شر میتوانند به گونه ای دیگر عمل کنند ( مثلا میتوانند بجای ساعت 10 ساعت 6 برخیزند، خانه خود را بگونه ای دیگر بسازند و در جایی دیگر زندگی کنند ...)
ب- انسانهایی هستند که طور دیگر عمل میکنند یعنی گناه نمی کنند ( مثال مسیح و...)
ج - پس شخص گمراه نیز توانایی بر گناه نکردن دارد
د- بنابرانی شر بوسیله سو استفاده انسان از اختیار بوجود می اید.


خوب بودن شر :
1- حدا پدید اورنده هرچیزی است
2- اما شر خود چیزی (یعنی جوهری) نیست
3- پس خداوند بضرورت پدید اورنده هیچ شری - که جوهری باشد- نیست.
توضیح : نفی شر به عنوان جوهر - هستومند- واقعی به معنای نفی ان همچون یک واقعیت نیست بعکس شر واقعی است یا درست تر نوعی محرومیت واقعی در چیزها ست. این محرومیت واقعی در چیزها نه ناشی از خداوند بلکه ناشی از مخلوقات مختاری است که این فساد را در طبیعت چیزها بوجود می اورند . در نفس اختیار شری نیست. ولی بوجود امدن فساد در جهان ناشی از همین چیز خوب است یعنی اختیار.
در ادامه سوالاتی است که مربوط به بعد مابعدالطبیعی شر است .

شر یک شرط ضروری و یک نتیجه فرعی لازم برای کاملترین جهان اخلاقی.
1- شری یک شرط ضروری است برای اینکه :
الف - بدون شر هرگز برخی از کمالات اخلاقی عالی تحقق پیدا نمی کند .
ب- بدون تجربه شر هرگز انسانها به خودی خود یاد نمی گرفتند که شر خطا و بد است ( دانایی بهتر از نادانی است) - و ان خیر برتری که انسانها ی مختار برای خودشان از ان درس می اموزند-
2- شر یک نتیجه فرعی برای یک جهان اخلاقی است برای اینکه :
الف - در انتخاب میان خیر و شر در مسابقه خطیر زندگی برخی باید پیروز بشوند و بعضی بازنده.
ب- حتی انهایی که می بازند با انتخاب ازادشان چنان میکنند که به عشق خدا که به انسانها اجازه میدهد حتی خود اورا انکار کنند ، عظمت می بخشد!
بتوضیح مورد اخر: جهانی که در ان همه ی انسانها خدا را دوست ندارند و به خواسته او عمل نمی کنند یک شکست و ناتوانی نیست. چنین جهانی کمتر از بهترین جهان اخلاقی ممکن نیست چرا که عشق و محب حتی زمانی که مورد استقبال قرار نگیرد موفق و کامیاب است. موفقیت عشق به دو طریق است اولا با اکار کردن عالی ترین تجلی اش کامیاب است جایی که گناه و خطا زیاد است فیض و بخشش نیز در انجا خیلی بیشتر است طبیعت واقعی عشقی که پذیرش نیافته است مشهودتر است خداوند انسانها را انچنان دوست داشت که این ازادی را به انها داد که حتی دست رد به سینه ی عشق و محبت او بزنند
ثانیا برای خداوند بهتر ان است که به همه عشق بورزدو برخی انرا تباه کنند تا اینکه اصلا عشق نورزد. این عشق بهتر است چراکه تنها راه ارزشمند برای عق تا پاسخی را موجب شود ازادانه به چنین چیزی رسیدن است درخواست عشق بی ارزش است انسان هیچگاه نباید بدین خاطر که باید عشق بورزد عشق بورزد بلکه صرفا به این خاطر باید عشق بورزد که عشق ورزیدن را انتخاب کرده است به این دلیل که خداوند معمولا در فرایند بنیادین اخلاقی جهان ، معجزه گرانه مداخله نمیکند : اولا بازدارندگی معجزه گونه پیامدهای شر، شراخلاقی را از بین نمی برد هنوز هم انسانها میتوانند به فکر شر اخلاقی باشند شر اخلاقی فقط در اعنال نست بلکه در اراده نیز هست بعلاوه با ازبین رفتن تمامی اعمال شرارت امیز دیگر شری وجود نخواهد داشت تا مخلوقات مختار از ان درس بگیرند اگر خداوندجلوی کل پیامدهای اعمال شر را بگیرد واقعا انسانها از تجربه ای که راجع به شر دارند هرگز چیزی را یاد نخواهند گرفت . خلاصه جهانی که در ان هیچگاه ر اتفاق نیفتد از لحاظ منطقی غیر ممکن نیست ولی از لحاظ اخلاقی بی ثمر است. گیسلر


در مورد شر (مقالات کاملی ) - شر طبیعی - در این وبلاگ هم هست دوستان رجوع کنند

http://hosyn-m.blogfa.com

ويرايش توسط mmjj : 10-14-2009 در ساعت 08:42 AM.
mmjj آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-16-2009   #41 (permalink)
Enthusiast
 
no touchy's Avatar
 
تاريخ عضويت: Sep 2008
ارسالها: 298
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 41
از ایشان 45 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : "كافر نامه"

سلام بر دوستان
من یه سوال داشتم البته ببخشید اگه وسط بحثتون بود
اگه کسی احتمال بده که خدایی نیست و زندگیشو بر اساس نبود وجود او بنا کنه و احساس نیازیم به یه نیروی برتر حس نکنه توجه کنید که با عقلش به این نتیجه رسیده به نظرتون حقش چیه؟
هر چیم خواسته ایمان داشته باشه نمی دونم به فطرتش رجوع کنه نشده همش دنبال دلیل بوده
ممنون
__________________
You have your way.I have my way.As for the right way,the correct way,and the only way,it does not exist.
no touchy آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-17-2009   #42 (permalink)
رهگذر
 
objective's Avatar
 
تاريخ عضويت: Apr 2008
ارسالها: 1,653
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,186
از ایشان 1,505 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : "كافر نامه"

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله no touchy نمايش نوشته ها
سلام بر دوستان
من یه سوال داشتم البته ببخشید اگه وسط بحثتون بود
اگه کسی احتمال بده که خدایی نیست و زندگیشو بر اساس نبود وجود او بنا کنه و احساس نیازیم به یه نیروی برتر حس نکنه توجه کنید که با عقلش به این نتیجه رسیده به نظرتون حقش چیه؟
هر چیم خواسته ایمان داشته باشه نمی دونم به فطرتش رجوع کنه نشده همش دنبال دلیل بوده
ممنون
سلام

کسی که احتمال بدهد خدایی نیست در حقیقت احتمال می دهد که خدایی هست. و دو طرف قضیه یکسان نخواهد بود و چون ضرر نبود خدا به مراتب برای او بیشتر است باید زندگی خود را بر پایه ی وجود خدا تنظیم کند و بنا کردن زندگی بر پایه ی نبود خدا نیاز به یقین (نه احتمال) دارد. در این زمینه می توانید به تاپیک خداباوری و فلسفه دین Theism and Philosophy of Religion مراجعه کنید.

--------------
در صورتی که نوشته ی اصلی و پاسخ حقیر به موضوع تاپیک ارتباط ندارد آنرا منتقل کنید.
__________________

بهارم می رسد از ره اگر تو باز آیی


بیست و دوم بـــــــــــــــهمن
روز خـــــــــــــــنده ی ما بود
روز گـــــــــــــــریه ی دشمن


برای ارتباط بیشتر و همکاری در بالابردن بهره تالار لطفا مشترک تاپیک نظرات، انتقادات و پیشنهادات تالار/ دفتر مدیران تالار ادیان و مذاهب شوید.
objective آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي objective به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 10-17-2009   #43 (permalink)
Enthusiast
 
no touchy's Avatar
 
تاريخ عضويت: Sep 2008
ارسالها: 298
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 41
از ایشان 45 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : "كافر نامه"

(کسی که احتمال بدهد خدایی نیست در حقیقت احتمال می دهد که خدایی هست.)
درود بر شما
متوجه اين سخنتان نشدم؟اگر ممكن است توضيح دهيد
no touchy آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-17-2009   #44 (permalink)
رهگذر
 
objective's Avatar
 
تاريخ عضويت: Apr 2008
ارسالها: 1,653
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,186
از ایشان 1,505 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : "كافر نامه"

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله no touchy نمايش نوشته ها
(کسی که احتمال بدهد خدایی نیست در حقیقت احتمال می دهد که خدایی هست.)
درود بر شما
متوجه اين سخنتان نشدم؟اگر ممكن است توضيح دهيد
سلام

احتمال نقیض یک پیشامد برابر است با 1 منهای احتمال آن پیشامد مثلا شما 70 درصد احتمال می دهید خدا وجود ندارد یعنی 30 درصد احتمال می دهید که خدا وجود داشته باشد. بنابراین فقط در صورتی می توانید احتمال ندهید خدا وجود دارد کهیقین کامل داشته باشید خدا وجود ندارد.

یکی از ارسالهای قبلی حقیر نیز می تواند تا حدودی برای توضیح بیشتر کمک کند:
نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله objective نمايش نوشته ها
خوب اجازه بدهید کمی در مورد امکان وجود معاد فکر کنیم. یعنی اینکه ایا ممکن است معاد وجود داشته باشد؟

تمام عقلهای سالم پاسخشان مثبت است. البته احتمال وجود آن بسته به شواهد و قراین ممکن است متغیر باشد ولی به هر حال صفر نیست. توضیح اینکه به عقیده تمام دانشمندان علوم تجربی و قوانین علمی جنبه ی اثباتی دارند و امکان نفی را ندارند در حقیقت علم همواره در حال تکامل است و همواره بر معلومات می افزاید. به عنوان مثال اگر کسی از شما بپرسد آیا احتمال زندگی کردن موجود باشعور در دیگر نقاط فضا وجود دارد یا خیر؟ هیچ کس پاسخ منفی نمی دهد و اتفاقا بسیاری از دانشمندان در صدد کشف این واقعیت هستند.

بنابر این احتمال وجود معاد صفر نیست. اما نکته ی مهم برای اینکه کسی برای چیزی ارزش قائل شود احتما آن به تنهایی نیست بلکه چیزی که باعث می شود انسان ریسک کند کمیتی است به نام "امید ریاضی" که حاصل ضرب احتمال یک پیش آمد در محتمل (mohtamal) آن است به عبارت دیگر:
"اگرp احتمال آن باشد كه شخصی برنده ی مبلغ معین s شود،در این صورت sp حاصلضرب امید ریاضی آن خواهد بود."
به عنوان مثال اگر شما بدانید هنگام عبور از خیابانی 1% احتمال تصادف برایتان وجود دارد ولی 100% در اثر آین تصادف جان خود را از دست می دهید به هیچ وجه از آن خیابان عبور نمی کنید.
یا به عنوان مثال دیگر از بین 10 لیوان آب یک لیوان سم کشنده است. با اینکه احتمال زهر آلود بودن لیوان 10% است ولی در صورت تشنه بودن باز هم از هیچ یک از لیوانها آب نمی نوشید.

اما در مورد معاد محتمل وجود آن زندگانی ابدی و نا متناهی است. بنابر این امید ریاضی برای باور به معاد به اندازه ای است که آنرا با اهمیت می کند. پاسكال در كتاب "اندیشه ها،یا تفكراتی در مذهب و سایر موضوعات" كه هشت سال پس از مرگش چاپ شد،به این مطلب اشاره کرده است, وی استدلال كرد كه چون ارزش سعادت ابدی باید نامتناهی باشد، در این صورت حتی اگر احتمال اینكه تضمین سعادت از راه مذهب بسیار كوچك باشد،امید(كه با حاصل ضرب این دو به دست می آید)كافی ست تا مذهبی بودن را ارزشمند كند. او نام این استدلال را برهان شرط‏بندی نهاد. به عقیده وی، عالم از نظر دینی مبهم است و عقل نمی‏تواند در نهایت درباره وجود خدا حکم کند. زیرا در عالم، هم در تأیید وجود خدا و هم در رد آن شواهدی وجود دارد. از این رو کلاف عالم سردر گم است. بنابراین آدمی باید زندگی خود را بر سر این که خداوند وجود دارد، شرط ببندد. یعنی به نظر او این که خداوند هست، برگ برنده‏ای است و آدمی باید زندگی خود را با آن سامان دهد و همواره چنان عمل کند که گویی ـ نزد او قضیه بالا درست است. به گمان پاسکال، آنچه انسان در این شرط‏بندی از دست می‏دهد، بسیار ناچیز است؛ ولی می‏توان ثابت کرد که آنچه به دست می‏آورد، بی‏اندازه خوب است. پس معقول‏تر آن است که سعی کند خسارت بزرگ را از خود دور کند.

البته این مطلب را حضرت امام رضا علیه السلام بسیار زودتر در استدلال خود مطرح کرده است و همانطور که بسیار قبلتر عرض کرده بودم:
همچنین دو ارسال بعدی نیز ارتباط محدودی با موضوع دارند.
objective آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي objective به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 10-18-2009   #45 (permalink)
Enthusiast
 
kafarebeheshti's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2008
محل سكونت: تهران
ارسالها: 383
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1
از ایشان 83 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : "كافر نامه"

تو قصه ها میگفتن خدا اندازه همه اسموناست خیلی بزرگه ازش وحشت داشتم و ترس که این خدای بزرگ چجور و کجا جونم را میگیره چجور ازارم میده ... اما روزی فهمیدم خدا هم هست هم نیتس در این درگه کوچک کسی نیست که بودنش ازارم دهد .و
__________________
دانسته هایم به ته کشیده ... کمی خوراک دانش به من میدهید ؟



ويرايش توسط Bozorgmehr : 11-06-2009 در ساعت 02:55 PM. دليل: پیک ویرایش نشد ، فشرده شدن سهوی تکمة ویرایش
kafarebeheshti آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
درد و دل با خدا

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 03:23 PM با تنظيم GMT +3.5 مي باشد.


Powered by: vBulletin - © Jelsoft Enterprises Ltd
Copyright ©2005 - 2010, HamMihan
تمام حقوق محفوظ می باشد , پایگاه اینترنتی هم میهن
هم میهن - اخبار ایران و جهان  - کتابخانه -میهن نیوز - هواشناسی - تفریح و سرگرمیفیلم و سینما - حوادث - بیوگرافی شخصیت ها -  بازی آنلاینایرانگردی - فال حافظ - پزشکی و سلامتی - ورزش - تصاویر ماهوراه ای - دیدنی هاگالری تصاویر - تکنولوژی  -  ابزارهای موبایلجملات پندآموز - دیکشنری انگلیسی به فارسی - جستجوگر فارسی - درگاه تجاری لوکوپوک