تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum            

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > ادیان و مذاهب > شخصیت های مذهبی
ثبت نام آموزش کار با هم میهن بازی آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 12-02-2007  
شمع جمع
 
شیردل's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض ذوالقرنين قرآني کیست ؟

ابتدا باید گفت که دائما به علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان تهمت میزنند که ان عالم ربانی فرموده کوروش کبیر ذوالقرنین است در حالیکه این شایعه ای بیش نیست

عالم رباني مرحوم علامه طباطبايي در تفسيرالميزان به صراحت به دسيسه هاي يهوديان اشاره كرده و به خوانندگان توصيه مي‌كند كه گرد اختلاف درباره ذوالقرنين كه ساخته و پرداخته يهود باشد نگردند. او در توصيه خود مي‌فرمايد :
خواننده عزيز بايد بداند كه روايات مرويه از طريق شيعه و اهل سنت از رسول خدا و از طريق خصوص شيعه از ائمه هدي و همچنين اقوال نقل شده از صحابه و تابعين كه اهل سنت با آنها معامله حديث كرده‌اند (و احاديث موقوفه‌اش مي‌خوانند) درباره داستان ذي‌القرنين بسيار اختلاف دارد. آن هم اختلافهايي عجيب و آن هم نه در يك گوشه داستان، بلكه در تمام خصوصيات آن و اين اخبار در عين حال مشتمل بر مطالب شگفت آوري است كه هر ذوق سليمي از آن وحشت كرده بلكه عقل سالم آن را محال مي داند و عالم وجود منكر آن است و اگر خردمند اهل بحث آنها را باهم مقايسه كرده مورد دقت قرار دهد هيچ شك نمي‌كند در اينكه خالي از دسيسه و دستبرد و جعل و مبالغه نيست از همه مطالب غريبتر، روايتي است كه علماي يهود كه به اسلام گرويدند از قبيل وهب بن منبه و كعب الاحبار نقل كرده يا اشخاص ديگري - كه از قراين به دست مي ايد از همان يهوديان گرفته‌اند. نقل كرده‌اند. بنابراين ديگر چه فايده دارد كه به نقل آنها و استقصا و احصا آنها با آن كثرت و طول و تفصيلي كه دارند بپردازيم. (19


و اما بحث بر سر ذوالقرنین و مدارک و دلایل بر اینکه کوروش کبیر هرگز ذوالقرنین نبوده و هیچ دانشمندی و بزرگ ایرانی کوروش را ذوالقرنین ندانسته بلکه یک هندی بنام ابوالکلام در زمان شاه پهلوی ادعا کرد که ذوالقرنین همون کوروش است
در حالیکه بزرگترین دانشمندان ایران مانند
طبری ، میبدی ، شیخ طبرسی ، ابولفتوح رازی ، امام فخر رازی ، قرطبی ، و بیضاوی بر این قول اند که ذوالقرنین همان اسکندر مقدونی یا کبیر جهانگشای یونانی است .
ابن خلدون هم ذوالقرنین را اسکندر می داند (مقدمه ابن خلدون ، ترجمه گنابادی 1/146) از میان مفسران امام فخر راز ی مستدل تر و منطقی تر از دیگران از این رای دفاع کرده است .
مونتگمری وات ( اسلامشناس و قرآن پژوه ) مینویسد : " هم مفسران مسلمان و هم محققان غربی متفقا ً بر آنند که مراد از ذوالقرنین ، همان اسکندر کبیر است " (دائره المعارف اسلام ، طبع دوم )

و بوعلی سینا هم وقتی اسکندر مقدونی را وصف می‌کند او را به نام اسکندر ذوالقرنین می‌نامد، فخر رازی هم در برداشت بزرگ خود بر این دیدگاه پافشاری دارد. و خلاصه آنچه گفته این است که: قرآن دلالت می‌کند بر اینکه سلطنت این مرد تا اقصی نقاط باختر، و اقصای خاور و جهت شمال گسترش یافته، و این به راستی همان معموره آن روز زمین است، و همانند چنین پادشاهی باید نامش جاودانه در زمین بماند... پس وارد شام شد، و از آنجا به قصد سرکوبی بنی اسرائیل به طرف بیت المقدس رفت، و در قربانگاه (مذبح) آنجا قربانی کرد، پس متوجه جانب ارمینیه و باب الابواب گردید، عراقیها و قطبیها و بربر خاضعش شدند، و بر ایران مستولی گردید، و قصد هند و چین نموده با امتهای خیلی دور جنگ کرد، سپس به سوی خراسان بازگشت و شهرهای بسیاری ساخت، سپس به عراق بازگشته در شهر «زور» و یا رومیه مدائن از جهان برفت، و مدت سلطنتش دوازده سال بود
متوجه میشوید که اسکندر یهود را هم کوبیده بنابراین یهود دشمن اسکندر است
ابوریحان بیرونی هم نقلهای معتبرتر را در کتابش اورده که اسکندر جهانگشای یونانی را ذوالقرنین میخواند دقیقا مانند نقل رازی
و تقریبا همه مورخان و دانشمندان بزرگ اسلامی و اروپایی و ایرانی و معتبرترین انسانها در همه دورانها گفته اند که اسکندر و جهانگشای یونانی همون ذوالقرنین است و برخی کسانی دیگر را گفته اند ولی هیچکس کوروش کبیر را ذوالقرنین نخوانده جز یک نفر هندی بنام ابوالکلام وان هم در دوره پهلوی که تمام دلیل این شخص برای ادعایش
این است که پاسارگاد چون چیز جالبی است بنابراین کوروش کبیر ذوالقرنین است

عدم ارتباط كوروش به اصطلاح كبير با «ذوالقرنين» قرآني
. در اينجا فرض بر اين است كه خواننده هم «ذوالقرنين» قرآني را مي‌شناسد و هم كوروش هخامنشي را و تنها كاري كه بايد انجام گيرد تطبيق اين دو يا عدم تطبيق باهم است ولي قبلا لازم به ذكر است كه «حميد محمد قاسمي» نويسنده «اسرأييليات و تاثير آن بر داستان‌هاي انبياء در تفاسير قرآن » (3) در مورد اقوال و روايات مربوط به ذوالقرنين و تطبيق آن با اشخاص مختلف مي‌نويسد كه : روايات گوناگون و متفاوتي در تفاسير نقل شده كه مرحوم علامه طباطبائي در تفسيرالميزان تنها به 39 وجه مختلف از اقوامي كه در اين باره وارد شده اشاره كرده است (3) يعني به زبان ساده «ذوالقرنين» بر «39 شخصيت تاريخي» انطباق داده شده كه يكي از آنها نيز همين كوروش هخامنشي است كه براي اولين بار توسط «ابوالكلام آزاد» وزير فرهنگ هندوستان در زمان رضاخان پهلوي انجام گرفته است. ابوالكلام آزاد در چند مقاله در شماره‌هاي يكم تا سوم مجله «ثقافه الهند» (فرهنگ هند) با استناد به نقش به اصطلاح كوروش در پاسارگاد، نظر دارد كه كوروش همان ذوالقرنين قرآني است كه بهتر است خلاصه آنرا در سه دليل عمده ايشان در اينجا آورده شود ، تا خواننده اول با دلايل ايشان آشنا گرديده و بعد آن دلايل مورد نقد قرار گيرد.
«دكتر حسين صفوي» نويسنده كتاب «اسكندر و ادبيات ايران و شخصيت مذهبي (اسكندر) در مورد اين سه دليل عمده مي‌نويسد: به عقيده مرحوم آزاد :
1-ذوالقرنين كوروش كبير هخامنشي است و اين لقب و عنوان اشاره به خواب دانيال نبي است.
خلاصه خواب دانيال در سفر كتاب منسوب به وي، فصل هشتم چنين است :
دانيال شبي در رويا ديد در كنار نهر اولاي قوچي داراي دو شاخ به طرف شرق و غرب و شمال و جنوب شاخ مي‌زد و كسي را ياراي مقاومت با او نبود. ناگهان از طرف مغرب بز نري پيدا شد كه يك شاخ بلند درميان چشمهايش بود و با آن قوچ درافتاد و او را نابود كرد... جبرئيل خواب دانيال را چنين تعبير كرد كه آن قوچ دوشاخ عبارت است از ملوك ماد و فارس و نيز بز نر مودار پادشاه يونان است....
2-مجسمه‌اي كه در استخر [(پاسارگاد)]‌ كشف شده داراي دو شاخ و دو پراست مجسمه كوروش است و دو شاخ اشاره به تصوير معني ذي‌القرنين است و بالهاي وي مطابق خواب اشعيا در كتاب اشعيا، فصل 46، آيه 11) مي‌باشد كه كوروش را عقاب شرق ناميده است و به همين جهت مجسمه كوروش كه در زمان اردشير هخامنشي ساخته شده مرغ ناميده شده و رودي نيز كه زيرپاي آن روان است مرغاب نام دارد...»(4)
3- دليل سوم كه در رابطه با همين مجسمه و اعمال صاحب مجسمه در باب احداث سد ياجوج و ماجوج است چون در ارتباط با دو دليل بالاست و در صورت اثبات اينكه اين مجسمه مربوط به كوروش نباشد خود به خود فاقد ارزش مي‌شوند لذا از ذكر آن كه مشهور عام و خاص است خودداري كرده و به رد دو دليل اول كه ستون فقرات دلايل جناب ابوالكلام آزاد در انتساب لقب ذوالقرنين به كوروش است مي‌پردازم.
اولا مقدمتا به اين اشتباه تاريخي از سوي ابوالكلام بعنوان تذكر مي‌پردازيم كه آن مجسمه كذايي منتسب به كوروش با آن بالها و شاخها بر خلاف نظر جناب ابوالكلام آزاد نه در زمان اردشير هخامنشي، بلكه در زمان «كمبوجيه» ساخته شده است. (5)
ثانيا خوابهاي منتسب به دانيال نبي و اشعياي نبي از جعليات يهود است و هيچ ارزش تاريخي ندارد.
ثالثا در خوابهاي جعلي نيز مترجمين ايراني تعبيرات جعلي ديگري انجام داده و در حقيقت جعل در جعل كرده‌اند.
رابعا كتيبه بالاي مجسمه كه نوشته منم كوروش، شاه هخامنشي يك جعل آشكار است و در بالاي اين مجسمه چنين خطوطي نبوده

خامسا پيروان جناب ابوالكلام در ايران براي توجيه نظريه ايشان دست به جعل نوشته‌هايي زده‌اند كه در همين مقاله به عنوان نمونه به يكي از آنها اشاره خواهد شد.
حال به مسئله خوابها و جعلي بودن آنها مي‌پردازم :
چنانچه در اصل خواب دانيال نبي خوانديد در سفر دانيال ، فصل 8 آيه 20 و21 چنين آمده بود كه : «قوچ صاحب دو شاخي كه ديدي ملوك مداين[(مادها)] و فارس است و بز نر مودار پادشاه يونان است» در اينجا آشكارا ديده مي‌شود كه قوچ صاحب دو شاخ يا ذوالقرنين عنوان «ملوك» يعني «پادشاهان» ماد و پارس ذكر شده و اگر نظريه جناب ابوالكلام آزاد را در تطبيق ذوالقرنين – كه يك فرد است- با اين آيات «سفر دانيال» بسنجيم آن وقت روشن مي‌شود كه «تمام ملوك» يعني «تمام پادشاهان ماد و پارس» مي‌بايد كه «ذوالقرنين»!! محسوب شوند و اين نقض غرض است چه ذوالقرنين قرآني يك فرد بود نه خيلي از پادشاهان ماد و پارس!!
و نيز اگر اصل خواب دانيال را نيز «جدي» بگيريم اين خواب نه به نفع كوروش و سلسله هخامنشي بلكه به ضرر آنهاست و بيشتر به درد تضعيف روحيه سربازان هخامنشي مي‌خورد نه يوناني! چه آشكارا پيشگويي شده كه پادشاه يونان، پادشاهان ماد و پارس را شكست خواهد داد و چون هر روز پادشاهي از ماد و پارس با پادشاهي از يونان در جنگ و جدال بودند لذا اگر افسران و درجه‌داران و بويژه اعيان و اشراف ايراني مي‌‌دانستند كه چنين خوابي از طرف پيغمبري براي آنها ديده شده به هيچوجه روي فرد بازنده سرمايه‌گذاري نمي‌كردند و اين خواب عوض تحكيم موقعيت كوروش به عنوان «ذوالقرنين» به عنوان كسي كه با «دوشاخ قوچي» خود از پس «يك شاخ بزي» برنمي‌آيد به تضعيف موقيت كوروش ذوالقرنين!! مي‌انجاميد و عقل حكم مي‌كند كه «ذوالقرنين» بودن چنين قوچي عطايش به لقاي بزي بخشيده شود كه با دو شاخ از پس يك شاخ برنمي‌آيد!! به هر حال اين خواب برخلاف اعمال قرآني ذوالقرنين است و در قرآن نيز صحبت از شاخ به شاخ شدن قوچ و بز و جنگ ماد و پارس با يونان نيامده و اين خواب از جمله خوابهاي اسرأييليات است. اگر واقعيت را بخواهيم واقعيت اين است كه نه چنين خوابي ديده شده و نه چنين تعبيري انجام گرفته بلكه اين بازيها بيشتر به بازيهاي سياسي – ايدئولوژي يهود در خاورميانه برمي‌گردد چه كتاب دانيال نبي يا به اصطلاح خود يهوديان «سفر دانيال نبي» اصلا كتابي جعلي است . در اين كه بيشتر قسمتهاي كتاب تورات جعلي و تحريف شده است و مسلمانان به تحريفات تورات معتقدند شكي نيست و دانشمندان بسياري قسمت‌هاي مهمي از تورات را »الحاقي» مي‌دانند و آنرا «نازل شده» از جانب خداوند به حضرت موسي نمي شمرند چون جعليات در آنها آشكار است به عنوان نمونه در «سفر تثنيه» كه شامل 33 باب مي‌باشد كه از طرف خداوند «گفته مي‌شود» كه بر حضرت موسي درباب احكام و مناسك شريعت نازل شده است در آيه‌هاي 5 تا 8 از فصل 34 از سفر تثنيه شرح وفات و دفن[حضرت] موسي و سوگواري بني اسرائيل را بر آن حضرت بيان مي‌كند و پيداست كه گوينده اين سخن [حضرت] موسي نمايد.
باز در فصل 34 از سفر تثنيه جمله 10 مي‌گويد : « و تا حال در ميان بني اسرائيل پيغمبري مثل موسي برنخاسته است كه خداوند او را روبه رو شناخته باشد» بديهي است كه گوينده اين سخن [نيز] موسي نيست.(6) پس در كتابي كه تورات ناميده مي‌شود و «سفر دانيال نبي» نيز جزءاي از آن محسوب مي‌شود شرح وفات و دفن پيغمبري و سوگواري بني اسرائيل بر آن پيغمبر نيز ثبت شده و معلوم مي‌شود خداوند حتي بر پيغمبر مرده نيز وحي فرستاده و گزارش وفات خود پيغمبر را بر خودش مي‌دهد و حتي به اين هم اكتفا نكرده گزارش سوگواري بني اسرائيل را نيز بر آن وحي مي‌افزايد!! لذا بر تمام علما و دانشمندان ثابت مي‌شود كه نبايد چندان اعتمادي به كتابهاي تحريف شده داشت حال چه رسد به گزارش خواب و تعبير خواب چنين كتابهايي كه حال به خواب و رؤياي پيغمبر ديگري بنام اشعيا پرداخته خواهد شد تا ثابت گردد اين كتاب نيز تحريف شده و جعلي است.
«دكتر سيد حسين صفوي» در مورد جعلي بودن كتاب دانيال نبي و رؤياي منتسب به او مي‌نويسد : « به عقيده بيشتر محققين، اين كتاب در زمان آنتيوخس اپيفانوس 164-175 پيش از ميلاد نوشته شده و آن را به دانيال نسبت داده‌اند [The word’s religious.p.646] و اين گونه انتسابها در دوران اسلامي نيز ادامه داشت» (7)
براي اينكه خوانندگان به فاصله زماني اين اثر با كوروش پي ببرند اضافه مي‌كنم كه آنيتوخس اپيفانوس از پادشاهان سلسله سلوكي ايران بود كه مركز سلطنت او در سوريه قرار داشت و بدين ترتيب تاليف كتاب به 155 سال بعد از مرگ اسكندر مقدوني مي‌رسد. دقت بفرماييد كه سلسله هخامنشي در سال 550 ق.م توسط كوروش بعد از تسخير همدان پايتخت امپراطوري حتي منشي مي‌شود و در سال 330 ق.م يعني بعد از 320 سال بدست اسكندر مقدوني ساقط مي‌شود.
و آنوقت كتابي در زمان آنتيوخوس چهارم (8) يعني بعد از 375 سال بعد از كوروش نوشته شده و با انتساب به دانيال نبي،آن حضرت را وا ميدارند تا «خوابي براي كوروش» مي‌بيند و دوهزارسال بعد نيز جناب ابوالكلام آن مجسمه كذايي موجود در پاسارگاد را كه دوشاخ دارد بركشده از روي آن خوابي مي‌داند كه 375 سال بعد از كوروش ديده شده است!!
البته جالبترين قسمت اين كتاب جعلي و انتسابي به «دانيال نبي» آمدن نام «مأمون خليفه عباسي» در كتاب است!! و اين نشان مي‌دهد كه دامنه جعل تا كجا كشيده شده است.
مرحوم «ابن خلدون» در كتاب وزين خود با نام «مقدمه» كه به «مقدمه ابن خلدون» معروف است «شرح حال مرد زيرك صحافي را به نام دانيال را مي‌دهد كه چگونه اين مرد دروغ‌پرداز در زمان مقتدر خليفه عباسي كاغذها و اوراق را مانند كاغذها و اوراق كهنه مي‌ساخت و بر روي آنها حروفي از اسامي صاحبان دولت و معاريف را به خطوط قديمي مي‌نوشت و آنها را رموزي درباره آنان مي‌شمرد و مطابق خواست و ميل و آرزوي آنها تفسير مي‌نمود و به صورت پيشگويي جلوه مي‌داد و نسبت تمام اين پيشگويي‌ها را كه بعضي از آنها روي داده بود و برخي ديگر بوقوع پيوسته بود به دانيال نبي مي‌داد. اين موضوع با تفصيلي تمامتر و كمي اختلاف در تجارب‌الامم ابن مسكويه آمده و در لغت‌نامه[دهخدا]ذيل كلمه(دانيال)نقل شده است.(9)
اين فواصل زماني بين كوروش و ذوالقرنين قرآني از چشم تيزبين بعضي از نويسندگان دور نمانده و جناب «حسين عماد زاده» نيز در كتاب «تاريخ‌ انبيا از آدم تا خاتم و قصص‌القرآن » به روش خاص خود به نقد كلام ابوالكلام آزاد پرداخته مي‌نويسد : فاضل معاصر ، ابوالكلام آ‍زاد وزير فرهنگ هندوستان كتابي نوشته و در آنجا اصرار دارد ثابت كند كه ذوالقرنين همان كوروش كبير است و شواهد فقط روي تطبيق مشخصات اين دو نفر است ولي هيچ كجا نامي از كوروش يا كلمه‌اي كه منطبق با نام او باشد درباره ذوالقرنين يا بعكس از تاريخ و حديث ديده نشده است. غلبه ذوالقرنين در سال 3457 پس از هبوط آدم بوده است چيزي كه ابوالكلام آزاد را به نوشتن اين كتاب واداشته انطباق افكار و روحيه و نشانه حكومت و مسافرتهاي ذوالقرنين به كوروش كبير است در حاليكه آنچه مسلم است ذوالقرنين در 3457 سال پس از هبوط ظاهر شده است و كوروش در سال 559 سال ق از ميلاد يعني حدود 5013 سال پس از هبوط و به فاصله 2115 سال بعد. (10)
پس نه فاصله زماني نوشته شدن كتاب دانيال نبي با زمان كوروش همزمان است و نه فاصله زماني ذوالقرنين، يعني ذوالقرنين قرآني با كوروش 2115 سال فاصله دارد و نوشته‌هاي جعلي كتاب دانيال نبي 375 سال يعني چهار قرن! آنوقت جناب ابوالكلام به صرف وجود «دو شاخ» - آنهم عوضي كه پس و پيش سركنده شده نه از روبرو- نام آن مجسمه را مجسمه كوروش گذارد. و به استناد آن دو شاخ عوضي- كه در حقيقت تاجي مصري است و مصريان به آن نوع تاج مارپو كراتس مي‌گويند- كوروش را ذوالقرنين دانسته است. كه باطل بودن آن بر دانايان پوشيده نيست. اين حق و حساب «شاخ‌ها»ي كوروش. حال مي‌رسيم به حق و حساب «بال‌ها» كه هم شاخها شكسته شود و هم بالها قيچي گردد. دليل دوم جناب ابوالكلام آزاد مربوط به «بالهاي» شخص كنده شده در مجسمه است جناب ابوالكلام آنرا مطابق خوابي‌ مي‌داند كه اشعيا(كتاب اشعيا فصل 46 آيه 11) ديده و به اصطلاح كوروش را عقاب شرق ناميده است! در مورد كتاب اشعيا نيز لازم به ذكر است كه چون گفتارهاي متضاد در زمان و فاصله‌هاي بعيد گزارش شده كه مربوط به عمر يك نفر نمي‌تواند باشد لذا نويسنده كتاب را چند نفر با نامهاي اشعيا دانسته اند و حال كدامش نبي بوده يا نبوده معلوم نيست ولي آنچه معلوم است اشعياي اول در حدود 160 سال قبل از كوروش زندگي مي‌كرد و اشعياهاي بعدي تاريخ زندگيشان معلوم نيست ولي اين مسئله از كتاب برمي‌آيد كه وقايع سالهاي بين 710 و 300 قبل از مسيح را شامل مي‌شود يعني فاصله‌اي حدود 410 سال را دربرمي‌گيرد. خلاصه اينكه تاليف كتاب اشعياي نبي در سالهاي واقع بين 710 و 300 قبل از مسيح بوسيله چند نفر صورت گرفته و پيشگوييهايي كه درباره كوروش شده و خداوند وي را تجليل نموده و او را بنا بر نوشته ابوالكلام عقاب شرق خوانده است ( در تورات ترجمه فاضل خان همداني....» مرغ درنده از مشرق آمده است) جملگي در فصلهاي 45 و 46 كتاب مذبور آمده است و تاليف همان نويسنده مجهولي است كه او را اشعياي دوم [از روي ناچاري] خوانده‌اند و [گفته‌اند] وي معاصر كوروش هخامنشي بوده است.همچنين قسمتي از كتاب عزرا كه به زبان آرامي است در حدود سده سوم پيش از ميلاد نوشته شده در صورتي كه خود عزرا در قرن پنجم قبل از ميلاد مي‌زيسته است» (11) يعني بين نوشته و نويسنده دويست سال فاصله است!! و بين اشعياها چهار قرن!! حال بهتر است بعد از رد دو دليل اصلي جناب ابوالكلام و اثبات جعلي بودن اسناد آنها به خود مجسمه پرداخته شده و جعلي بودن آن نيز اثبات گردد
اين مجسمه در حقيقت معجوني است از هنرهاي خاورميانه، دوبال آن اخذ شده از مجسمه‌هاي «آشوري» و لباس آن «عيلامي» و ريش آن مادي و تاج آن بشكل شاخ عقب تصوير شده كه ماخوذ آن از تاج‌هاي مصري است و حتي حدود 1600 سال پيش از كوروش در بخش‌هاي مختلف خاورميانه پادشاهان خاورميانه از تاج‌هاي داراي دو شاخ استفاده مي‌كردند كه هنرهاي گوتي و حوري و مصري و قبرسي دليلي بر استفاده پادشاهان و بزرگان مملكتي از كلاههاي شاخ‌دار بود.
دكتر سيد حسين صفوي در مورد اين مجسمه به صراحت مي‌نويسد : اين مجسمه ... ابدا متعلق به كوروش نيست و اكثر دانشمندان برآنند كه اين پيكر نه متعلق به كوروش اول و نه متعلق به كوروش دوم كوچك برادر اردشير دوم بلكه خواسته‌اند ملكي را بنمايانند كه در حال پرواز است و دست خود را براي رد كردن ارواح شرير بلند كرده است حال مسئله اين است كه چگونه و چه كسي يك مجسمه بي‌اسم و رسمي چنين را «كوروش» نامگذاري كرده و آنرا «ذوالقرنين» دانسته است. اينجاست كه جعل و جعليات به اوج خود مي‌رسد و مي‌گويند نه امروز بلكه روزگاري بر روي اين مجسمه كتيبه‌اي با دو سطر خط پارسي باستان و يك سطر خط بابلي و يك سطر خط عيلاي بوده كه روي آن نوشته شده بود «من كوروش، پادشاه هخامنشي»!!
دكتر بهرا م فره‌وشي استاد دانشگاه تهران با وقاحت باور نكردني در كتاب خود به نام ايرانويج مي‌نويسد : «ديولافوا باستانشناس معروف فرانسوي و خانم او در سفرنامه‌هاي خود ذكر مي‌كنند كه اين كتيبه را بر روي پيكره بالدار كوروش ديده‌اند» (13) در صورتيكه در سفرنامه مادام ژان ديولافوا كه اتفاقا جناب محمد علي فره‌وشي (مترجم همايون) – شايد پدر جناب همين دكتر باشد- با نام «ايران كلده و شوش» ترجمه كرده و جالب‌تر اينكه به كوشش خود جناب دكتر بهرام فره‌وشي چاپ گرديده به هيچ وجه در تصويري كه مادام ديولافوا از تصوير به اصطلاح كوروش كشيده هيچ كتيبه‌اي بر روي مجسمه وجود ندارد ولي در عوض كتيبه مذكور در روي يك ستوني ديگر كه اصلا ربطي به اين ستون ندارد و در فاصله خيلي بعيد ازهم قرار دارد و حتي يك نفر از ايلات محلي در زير آن به استراحت مي‌پردازد و همان كتيبه بالاي آن ستون ديده مي‌شود. و نشان مي‌دهد كه جناب دكتر و استاد دانشگاه تهران چقدر با تاريخ و تاريخ باستاني و باستانشناسي ايران آشنايي دارد و چگونه در ذهن خود يك كتيبه و يك ستون ديگر را بر روي يك ستون و مجسمه ديگر بصورت خيالي مي‌نهد تا براي دانشجويان اين مرزوبوم تاريخ كوروشي بسازد!!
در اين مقاله همان دو قطعه عكس ديولافوا از همان كتاب مدعي دكتر بهرام فره‌وشي ارائه شود تا اوج جعل او به بلنداي تاريخ كوروشي معلوم گردد و اساس ذوالقرنين قرار گرفتن مجسمه كه گويا كتيبه‌ بالاي آن بود نيز معلوم گردد. (14)
دكتر بهاءالدين پازارگاد استاد دانشگاه در كتاب وزين خود «تاريخ فلسفه و مذاهب جهان» كتاب د
:I|4V ~22يين زرتشت و ساير مذاهب ايران باستان در مورد همين نقش به اصطلاح كوروش و كتيبه به اصطلاح روزگاري موجود در روي آن به صراحت مي‌نويسد : « من شخصا مدت يك هفته اين سنگ را در محل خود بررسي نمودم و به اين نتيجه رسيدم كه امكان نداشته است كه كتيبه‌اي بالاي اين سنگ (مجسمه كوروش) وجود داشته باشد.
به نظر من اين طور رسيد كه يكي از مسافران انگليسي در قرن هيجدهم اين محل را بازديد كرده است و كتيبه‌اي را كه هنوز روي يكي ازجرزهاي سنگي در اين محل به خط ميخي موجود است در كتابي كه منتشر نموده نقاشي كرده است و شخصا فرشته بالداري كه روي جرز(ستون) ديگري بوده رسم نموده است. دانشمند ديگري كه هيچ وقت به ايران مسافرت نكرده و «دوبوا» نام دارد و فرانسوي است كه كتاب آن نويسنده انگليسي را خوانده و معلوم نيست به چه علت در كتاب خود آن كتيبه را بالاي آن فرشته بالدار قرار داده است بعدا ديگران كتاب «دوبوا» را خوانده‌اند و وقتي به پاسارگاد آمده‌اند ديده‌اند آن كتيبه بالاي آن فرشته (مجسمه كوروش) نيست». (15)
بدين ترتيب با يك جعل آشكار در تاريخ ايران و خاورميانه براي اينكه حرف مسلمانان را در مورد تحريف تورات دروغ جلوه دهند با اجير كردن بعضي ها يعني از آنسوي مرزهاي ايران براي ايران تاريخ مي‌نويسانند و براي اثبات عدم تحريف تورات خوابهاي جعلي براي انبيا ترتيب مي‌دهند و بعد آن خوابهاي جعلي را در كتابهاي جعلي تعبير به كوروش مي‌كنند و بعد ترتيب جعل مجسمه و كتيبه‌اي بر بالاي آنرا مي‌دهند تا به اصطلاح براي جوانان اين مرزوبوم تاريخي از تمدن بزرگ بسازند كه مسلمانان آن تمدن فرضي را نابود كرده و آنها را به اين روز نشانده است تا جوانان مسلمان را در معارضه با اسلام قرار دهند ولي تلاش جستجوگران واقع بين پرده از چهره كريه اين شاهپرستان و يهودپرستان برداشته و در تحقيقات جديد عوض نوشتن نام كوروش در زير آن مجسمه كذايي دانشمندان فعلي مرقوم مي‌دارند : فرشته بالدار. چنانچه در كتاب «تخت جمشيد» نوشته مهرداد بهار- نصراله كسرائيان دقيقا در زير همين ستون پاسارگادي و درتوضيح همان نقش جنجالي به صراحت نوشته شده «فرشته بالدار» (16) و نيز در كتاب سرزمين مهرو ماه تخت جمشد، نقش رستم، نقش رجب، پاسارگاد» در زير همان مجسمه به اصطلاح كوروش سابق نوشته شده : پاسارگاد – فرشته بالدار (17) و حتي در كتاب راهنماي تخت جمشيد به قلم جناب دكتر فرخ سعيد – كه از سوي سازمان ميراث فرهنگي كشور- منتشر شده در مورد عدم كوروش بودن و طرز لباس و ساير مشخصات آن مي‌نويسد :لباس بلند فردي كه اينجا ديده مي‌شود تا ساق پاي او مي‌رسد كه با آستينهاي كوتاه، يك لباس كاملا عيلامي است نيمرخ مرد ي نشان داده شده است كه در حال حركت به سوي تالار است و دست راست بلند شده‌اش از آرنج خم شده است. دو جفت بال بزرگ با پرهاي روي هم افتاده از جلو و عقب بدنش بيرون آمده است. موهاي سروريش كوتاه او حالت تابيده شده دارد. نكته‌اي كه روشن نيست تاج شاخ مانند اوست كه سه چيز گلدان مانند را نگه داشته و مانند تاج خدايان مصري به ويژه هارپوكراتس Harpocrates است بايد در نظر داشت كه كوروش هرگز به مصر كه پسرش كامبيز آنرا تسخير كرد نرفته بوده. (18)
و اين نوشته‌ها و تحقيقات جديد نشان مي‌دهد كه محققين مسلمان ديگر نمي‌خواهند بازي‌هاي مستشرقين و مستشرقين‌پرورده‌ها را بخورند و اين طليعه‌اي است نويد بخش كه مي‌تواند اميد و اعتماد در جوانان ايجاد كرده و خود راسا بدون اعتنا به جعليات غيرمسلمين و مجوسان يهوديان تاريخ واقعي خود را بازسازي نمايند.
چنانچه عالم رباني مرحوم علامه طباطبايي در تفسيرالميزان به صراحت به دسيسه هاي همين يهوديان مذكور اشاره كرده و به خوانندگان توصيه مي‌كند كه گرد اختلاف درباره ذوالقرنين كه ساخته و پرداخته يهود باشد نگردند. او در توصيه خود مي‌فرمايد :
خواننده عزيز بايد بداند كه روايات مرويه از طريق شيعه و اهل سنت از رسول خدا و از طريق خصوص شيعه از ائمه هدي و همچنين اقوال نقل شده از صحابه و تابعين كه اهل سنت با آنها معامله حديث كرده‌اند (و احاديث موقوفه‌اش مي‌خوانند) درباره داستان ذي‌القرنين بسيار اختلاف دارد. آن هم اختلافهايي عجيب و آن هم نه در يك گوشه داستان، بلكه در تمام خصوصيات آن و اين اخبار در عين حال مشتمل بر مطالب شگفت آوري است كه هر ذوق سليمي از آن وحشت كرده بلكه عقل سالم آن را محال مي داند و عالم وجود منكر آن است و اگر خردمند اهل بحث آنها را باهم مقايسه كرده مورد دقت قرار دهد هيچ شك نمي‌كند در اينكه خالي از دسيسه و دستبرد و جعل و مبالغه نيست از همه مطالب غريبتر، روايتي است كه علماي يهود كه به اسلام گرويدند از قبيل وهب بن منبه و كعب الاحبار نقل كرده يا اشخاص ديگري - كه از قراين به دست مي ايد از همان يهوديان گرفته‌اند. نقل كرده‌اند. بنابراين ديگر چه فايده دارد كه به نقل آنها و استقصا و احصا آنها با آن كثرت و طول و تفصيلي كه دارند بپردازيم. (19)
حال يهود و يهودبازان و شاهپرستان و دست نشاندگان آنها بايد دنبال جعل ذوالقرنين شماره چهل برآيند تا بلكه در لابلاي اسفار و عهد عتيق شايد اين بار خشايارشا را ذوالقرنين قرآني معرفي كرده و مدتي جوانان مسلمان را سردرگم كنند تا نقشه از نيل تا فرات و طرح براندازي ايدئولوژيك اسلامي را بهتر اجرا نمايند.


منابع و مآخذ:
1-تاريخ 1 دوره عمومي آموزش بزرگسالان، چاپ وزارت آموزش و پرورش، انتشارات تهران بزرگ، 1353، ص 55
2- هفته‌نامه ادبي، فرهنگي، اجتماعي و تاريخي دانشگاه تبريز، سال اول شماره چهارم آذر 1382، ص 2
3-تفسيرالميزان،ج13،ص 625- 633 به نقل از اسرأييليات و تاثير آن بر داستان‌هاي انبيا در تفاسير قرآن، دكتر حميد محمد قاسمي، انتشارات سروش، (انتشارات صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران) چاپ اول، شابك 7-6.4 – 635- 964
4-اسكندر و ادبيات ايران و شخصيت مذهبي اسكندر، دكتر سيد حسين صفوي، مؤسسه انتشارات اميركبير، تهران، 1364 صص 288-287
5-همانجا ص 288
6-اسرأييليات و تاثير آن بر داستان‌هاي انبيا در تفاسير قرآن، ص 17
7-اسكندر و ادبيات ايران و شخصيت مذهبي اسكندر ص 288
8-كليات تاريخ تطبيقي ايران، دكتر عزيزاله بيات، مؤسسه انتشارات اميركبير، تهران، چاپ اول، 1377، ص 30، شابك 3-441.....964
9-اسكندر و ادبيات ايران، ص 340
10-تاريخ انبيا از آدم تا خاتم و قصص قرآن، حسين عمادزاده، چاپ سي م هشتم، انتشارات اسلام، تهران، 1375، ص 328
11-اسكندر و ادبيات ايران، ص 290
12-همانجا، ص 292
13-ايرانويچ، دكتر بهرام فره‌وشي استاد دانشگاه تهران، انتشارات دانشگاه تهران، انتشار 1902، شماره مسلسل 3114 تاريخ انتشار آبنماه 1370، ص 65
14-عكس‌ها از كتاب ايران كلده و شوش، تاليف مادام ژان ديولافوا شواليه لژيول دونور، افسراكادمي، 336كليشه روي چوب از روي عكسهاي مؤلف و دو نقشه، پاريس 1880 ترجمه شادروان محمد علي فره‌وشي(مترجم همايون)، چاپ پنجم، خردادماه 1371 صص 386و 387
15-تاريخ فلسفه ومذاهب جهان. كتاب دوم آيين زرتشت و ساير مذاهب ايران باستان، دكتر بهاالدين پازارگاد، چاپ اول، 1347، به نقل از اسكندر و ادبيات ايران، ص 292
16-كتاب تخت جمشيد ، مهرداد بهار- نصراله كسرائيان، تدوين شهريار ايزدي ترجمه سودابه دقيقي، چاپ چهارم، 1372، ص 95
17-سرزمين مهروماه، تخت جمشيد، نقش رستم، نقش رجب، دكتر فرخ سعيدي، سازمان ميراث فرهنگي كشور، چاپ اول، تهران، 1376، زير تصوير منسوب به كوروش سابق (بدون صفحه)
18-تفسيرالميزان ، علامه طباطبائي، ج 13، ص 625 633 به نقل از اسرأييليات و تاثير آن بر داستان‌هاي انبيا در تفاسير قرآن ، ص 505
__________________
فیلم های مستندی که اثبات می کند تخت جمشیدی وجود نداشته است!
مستند با شکوه « تختگاه هیچ کس! » تخت جمشید ناقص است!!

http://www.narina.ir
http://www.naria.ir
http://www.naria.info
ذوالقرنين قرآني کیست ؟
همه گونه امکان دانلود و تماشای انلاین و دریافت سی دی بصورت پستی برای کسانیکه
اینترنت پرسرعت ندارند


ويرايش توسط شیردل : 12-02-2007 در ساعت 11:13 AM
شیردل آفلاين است   پاسخ با نقل قول
8 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 05-15-2010   #226 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
mehdi313's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ذوالقرنين قرآني کیست ؟

سلام .عزیزان یک سوال .برایم حقیتقش چندان مهم نیست که شخص ذوالقرنین بر کدام یک از گزینه های مورد تقاضا صادق است؟
اما سوالی که دارم ان است که ایا می توان از خود قران ثابت کرد که معنای قرنین در ذوالقرنین معنای دوشاخ را می دهد ولی دو قرن (دویست سال)را نمی دهد؟
ملاک فقط قران باشد.با تشکر فراوان
__________________
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم
اللهم العن اول ظالمٍ ظلم حقّ محمدٍ و آل محمّد و آخر تابع له علی ذلک



ويرايش توسط mehdi313 : 06-05-2010 در ساعت 02:39 AM
mehdi313 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 05-16-2010   #227 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
Eybaba's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ذوالقرنين قرآني کیست ؟

با درود
گرچه کل پاسخ من بیربط با موضوع است اما گفتنش ضرر ندارد:
نوشته اصلي بوسيله shahab نمايش نوشته ها
با سلام و احترام
دوست عزيز
به نظر نمي رسد ، شما به عنوان كاتاليزور
و مشوق اين شكل لودگي ها در اين جستار
تقصيرتان از بقيه كمتر باشد ...

به تشكرهايتان در ابتداي ورود به اين بحث(جدل)
نگاه كنيد :
اگر من را به چشم کاتالیزور می بینید عده ای از دوستان را به شکل نوترونهایی می بینم که در بمباران هسته ای شما بر پیکره تاریخ نقش دارند:
برای نمونه:
http://forum.hammihan.com/thread21823.html
11 نفر از کاربران ، از دوست گرامي shahab به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
adolf1945, alimetallica_2, ArashArian, Atisha, Bozorgmehr, Emreh021, fox, mehdi313, rrkh, Sadegh2x, sajjad.m
چند سوال:
1. از این N نفر مخاطب چند نفر مطلب جدید آموخته اند؟
2. چند نفر بحث را پیگیری کردند؟
3. چند نفر اعلام انزجار ازین بحث کردند؟
4. چند نفر سکوت کردند؟
5. چند نفر به نتیجه رسیدند؟
در مقابل این بحث را ببینید:
http://forum.hammihan.com/thread14185.html
4 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Behzad_M به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
ariaz.parsi200, bollywood, RAZ_0261, Sanaz
بازهم همان سوالات را تکرار کنید!!!
این درحالیست که بدون شناخت کافی از موضوع اقدام به گشودن جستارهای تحریک آمیز می نمائیم و اگر تشویقی در کار نباشد ما هم مانند سایر دوستان تالار تاریخ کوله بار را خواهیم بست و ازین فاروم خواهیم رفت.
جناب Eybaba دوست عزيز
سه پرسش :

1- شما از اين روند بحث در مورد هخامنشيان
ناراضي بوديد و اينهمه (تقريبا براي همه پستهاي
اين كاربر گرانقدر) تشكر ارسال كرديد ؟

2- آيا نمي توان اين پست شما پس از
اين بحث را به عنوان نجات دوستتان از
پرسشهايي كه در آن گير كردند تلقي كرد ؟

3- آيا كسي را مي توانيد در اين فاروم
پيدا كنيد كه از شما بيشتر از اين
از جدلهاي ديگران لذت ببرد ؟!!
شما مختارید که هرگونه دوست دارید برداشت کنید. به هرحال هرکس که زحمتی میکشد و مطلبی بر اساس تحقیقات مینویسد ارزش تشکر دارد اما جوابها:
1. برای هرکسی که مطلب یا نکته جدیدی به من بیاموزد تشکر میزنم.
2. اینکار من بنوعی نشاندهنده خواندن قسمت آموزنده یا تمامی مطلب است و اگر جایی تشکر ندیدید بدلیل طویل بودن مطلب را نخوانده ام یا مطلب ارزش تشکر نداشت.
3. فرض را براین بگیرید که بنده برای دفاع از دیگران تنکس میزنم و بر این باور بمانید که من از جدل شماها لذت میبرم!
اما بیائید خودمان را محکی بزنیم چرا غالب ایرانیها از دیدن صحنه تصادف و دعوا لذت میبرند؟ چرا این همه پرونده دادگاهی و این همه زندانی داریم؟ چرا آنقدر که بفکر اتحاد بر علیه همنوع هستیم بفکر اتحاد برعلیه دشمنان طبیعت یا صنایع نیستیم؟
پاسخ در دو چیز است: جهل و غرور که خود من هم دارم.
اميدوارم تك تك تشكرهايي را كه از دوستتان
زده ايد و بابت همه لودگيها تشكر كرده ايد را
حذف نكنيد ...
امیدوارم همگی راه درست و صراط مستقیم را بیابیم که اینهاست:
آموزه های زرتشت: پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک.
شش فرمان انتهایی از ده فرمان موسی: احترام به والدین، دوری از قتل، زنا، سرقت، منع شهادت دروغ علیه همسایه، طمع بر مال و ناموس او.
راه های هشتگانه بودا برای رهایی از رنج و بریدن از تمایلات نفسانی: که در واقع همان 3 اصل زرتشت در قالب پراجنا، سیلا، سمادی تفکیک و شاخه بندی شده است:
ذوالقرنين قرآني کیست ؟
بخشهایی از آئین مسیح که درس تحمل سختیها و محبت بدیگران را با گذشتن از حق خود به ما میدهد.
موفق باشید.
__________________

Clear the air
Clean the sky
Wash the wind
Take stone from stone and wash them
T.S Eliot
Eybaba آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 05-16-2010   #228 (لینک نوشته)
فعال هم میهن
 
Eybaba's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ذوالقرنين قرآني کیست ؟

نوشته اصلي بوسيله mehdi313 نمايش نوشته ها
سلام .عزیزان یک سوال .برایم حقیتقش چندان مهم نیست که شخص ذوالقرنین بر کدام یک از گزینه های مورد تقاضا صادق است؟
اما سوالی که دارم ان است که ایا می توان از خود قران ثابت کرد که معنای قرنین در ذوالقرنین معنای دوشاخ را می دهد ولی دو قرن (دویست سال)را نمی دهد؟
ملاک فقط قران باشد.با تشکر فراوان
دوست عزیز با درود
درقرآن کلمه ذوالقرنین تنها در 3 آیه از سوره کهف آمده است. در آیه 83 بصورت ذی القرنین، در آیات 86 و 94 ذا القرنین خطاب گردیده.
کلمه ذی 20 بار در قران و کلمه ذا 15 بار آمده که در اغلب جاها به معنی صاحب یا دارا می باشد.
در قرآن کلمه قرن در این آیات به معنی نسل آمده است:
انعام/ 6 - ق /36 - ص/3 - مریم/74و98 - مومنون/31
در آیه 33 احزاب کلمه قرن در حالت فعل به معنی قرارگرفتن و سکنی گزیدن آمده است.
منبع:پارس قرآن : جستجوي قرآن

ويرايش توسط Eybaba : 05-16-2010 در ساعت 05:07 PM دليل: سهل انگاری در تعداد شمارش ذی و ذا
Eybaba آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 05-16-2010   #229 (لینک نوشته)
محروم از فعالیت
 
n3v3rhood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ذوالقرنين قرآني کیست ؟

نوشته اصلي بوسيله shahab نمايش نوشته ها
با درود
دوست گرامي
مگر كسي پيشوند دكتر داشت نمي تواند جاعل باشد ؟!!
(سفسطه رجوع به اتوريته)
برويد تمجيد هايتان را از ارفعي بخوانيد بعد بياييد
ترجمه اش را زير سوال ببريد !!!

ما گفتيم اين دو ترجمه در اين بند خاص كاملا تضاد دارند ...
يعني با يك يا دو كلمه تغيير معناي آن تغيير مي كند ...

باقي نوشته هايتان در مورد سياه سر هم
بدون استدلال و سفسطه رجوع به اتوريته است ...



بهتر است بقيه بحث را در تالار تاريخ پي بگيريم
تا موجب رنجش دوستان نباشيم ...
اگر هر كدام در آنجا سخنمان درست باشد
اينجا هم بحثي نمي ماند ...
استدلال های بچه گانه از سر لجبازی!

13. او (= مردوک) سرزمین گوتیان Qutî و تمامی سپاهیان مندَ Manda (= مادها)، [7]↓ را به فرمانبرداری از او (= کورش) واداشت.[8] او (مردوک) - (واداشت تا) - مردم، سیاه سران،[9] به دست کورش شکست داده شوند.
14. (در حالی که) او (= کورش) با راستی و داد پیوسته آنان را شبانی می کرد،‌ خدای بزرگ، نگاهبان مردم خویش، با شادی به کردارهای نیک و دل (پر از) داد او ( = کورش) نگریست.
15. (پس) او را فرمود که به سوی شهر وی، بابل، پیش رود. (مردوک) او (= کورش) را برانگیخت تا راه بابل را در سپرد (و خود) همانند دوست و همراهی در کنار وی همواره گام برداشت.
فرمان کورش بزرگ - عبدالمجید ارفعی

اگه سواد خوندن داشته باشی می بینی که ترجمه ارفعی هم همون معنی رو میده. ابتدای بند 14 نشون میده که کوروش با راستی و دادگری برآنان حکمرانی می کرده. این بند درست بعد از قسمتی اومده که از شکست سیاه سران صحبت کرده. نتیجه منطقی = کوروش با دادگری بر سیاه سران حکومت می کرد. حالا با این ترجمه مقایسه بشه:

13. او تمام سرزمین «گوتی» ‹کو- تی- ای› را به فرمانبرداری کورش درآورد. همچنین همه مردمان «ماد» ‹اوم- مـان‌مَـن- دَه› را. کـورش با هر « سیاه سر» (همه انـسان‌ها) دادگرانه رفتار کرد.


دکتر ارفعی میخواد ترجمه منشور کوروش رو به زبان عامیانه منتشر کنه. فردا همین ها میان یه تاپیک میزنن و ترجمه تخصصی و عامیانه ارفعی رو میزارن و میگن جعل متن منشور کوروش توسط ارفعی!


قرار نیست هرجا دلت خواست از موبور بودن کوروش بگی و از تورات بگی و وقتی ما به این جعلیات و دروغهای بی پایه و اساس جواب میدیم به جای دیگه ارجاع بدی. باید جوابگوی ادعاهات باشی





پی نویس فرمان کوروش بزرگ:
[8] معنی لغوی : آن ها را واداشت تا (در برابر) دو پایش نماز برند.
[9] واژه ی «şalmat qaqqadi» به معنی سیاه سران استعاره ای شاعرانه است برای مردم به طور کلی به سبب آفریده شدن از جانب خدایان و شبانی - نگهبانی - شدن از جانب شاه.

ويرايش توسط n3v3rhood : 05-16-2010 در ساعت 03:15 PM
n3v3rhood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 05-16-2010   #230 (لینک نوشته)
محروم از فعالیت
 
n3v3rhood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ذوالقرنين قرآني کیست ؟

نوشته اصلي بوسيله shahab نمايش نوشته ها
به تشكرهايتان در ابتداي ورود به اين بحث(جدل)
نگاه كنيد :

کاربران زير از دوست گراميn3v3rhood به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : Eybaba

مشخص است كه چقدر از اين جدل و
ريشخند و لودگي بدتان مي آيد !!
اميدوارم تك تك تشكرهايي را كه از دوستتان
زده ايد و بابت همه لودگيها تشكر كرده ايد را
حذف نكنيد ...
بهتر است اين توصيفاتي را كه در مورد
مسلمين فرموديد در مورد آن فرقه اولي
بكار ببريد ...
چون مسلمانان اينقدر حقير نشده اند كه
براي بزرگنمايي خود روز جهاني جعلي بسازند
و براي تقديس خود به قرآن و ذوالقرنين همين مسلمانان
آويزان شوند ...
خواننده خودش میفهمه که چی لودگی و دروغ و جعل هستش و چی سند تاریخی!

مسلمانان حقیر نشدن ولی برخی مسلمان نماها که حاضرن با دروغ و جعل سند حرفشون رو جلو ببرن چرا! :

نوشته اصلي بوسيله shahab نمايش نوشته ها
دين هم اگر چماق شود بالاي سر شما
شما عليه آن مطلب مي نويسيد و
به هر سندي كه دستتان برسد
استناد مي كنيد تا در خوشبينانه ترين
حالت آنرا اصلاح كنيد ...و
در حالتهاي ديگر
هر نوع از آنرا زير سوال ببريد ...

باستان پرستي و تاريخ كشور را زماني كه دوستان
چماق مي كنند عليه ديگران و خصوصا مسلمانان
طبيعتا اين چماق بر سر خودتان فرو خواهد آمد ...
واقعيت اينست كه تاريخ و فرهنگ و دين بالهاي
پرواز هستند و اگر يكي را خوار بشمريم و يكي را بخواهيم
جايگزين ديگري كنيم ، ديگر شاهد پيشرفت كشورمان نخواهيم بود ...
#198 (permalink)



حالا منم بیام به مدیر تالار تاریخ گیر بدم که چرا زیر نوشته های این بابا (که به جعل سند و تحریف تاریخ اعتراف کرده) تنکس میزنی؟ خب دلش میخواد میزنه، بهتم میگه دانشمند برجسته.
n3v3rhood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 05-16-2010   #231 (لینک نوشته)
محروم از فعالیت
 
n3v3rhood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ذوالقرنين قرآني کیست ؟

نوشته اصلي بوسيله bozorgmehr نمايش نوشته ها

اصولاً عقیده به ذوالقرنین بودن کوروش ؛ همگام با خیزش نهضت شعوبیه بر سر زبانها افتاد ؛ برای دوستان گرامی تان در پارتی نیاوران ، افزون بر سخنان جناب شهاب ارجمــند ؛ این برگه ها را نیز بفرستید تا شرمساری را دردیدگانشان ببینید :
#159 ، #162 ، #165 ، #169، #173 ، #174، #177 ،
سند؟
به حرف باشه که من هم بلدم ادعا کنم مثلا مو هویجی بودن اسکندر!


منظورت این نوشته ها هست:

نوشته اصلي بوسيله bozorgmehr نمايش نوشته ها
نولدکه نیز اصرار دارد که ذوالقرنین همان اسکندر است و ماجرای اسکندر را پیامبر از داستانهای تاریخی نسک مقدس و داستانهای سنتی و رایج حوالی مکه برداشت کرده است
این به درد همون پارتی میخوره که گفتی نه به درد یه همایش فرهنگی اسلامی!

من شرمساری رو تو دیدگان کسایی می بینم که ادعای دینداری می کنند و بعد وجه الهی قرآن رو با استناد به منکرین نبوت پیامبر زیر سوال می برن:

www.iska.ir/faslnameh/8-2.pdf


برای چسبوندن اسکندر به ذوالقرنین چه کارهایی که نمی کنن!

ويرايش توسط n3v3rhood : 05-16-2010 در ساعت 05:17 PM
n3v3rhood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 05-16-2010   #232 (لینک نوشته)
محروم از فعالیت
 
n3v3rhood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ذوالقرنين قرآني کیست ؟

نوشته اصلي بوسيله bozorgmehr نمايش نوشته ها
جفری می نویسد :
«یأجوج و مأجوج بازتاب ماجراهای سریانی مربوط به اسکندر مقدونی اند»(1)
مورخ و ایران-اسلام شناس نامبردار ، تئودور نولدکه می نویسد :
«ذوالقرنین بجز اسکندر کسی دیگری نبوده است» (2)
ام. ویلر برانون ، در نسک «موسی در قرآن و تفسیر اسلامی» می نویسد :

the fourth explanation of dhu al-qarnayn in ibn khatir makes a more explicit connenction between alexander and moses . In q 16 : 60-61
moses si traveling to the "meeting place of the two waters " wich is understood in several of the commentaries as being located at the ends of the earth.at the meeting place of the roman and persian seas where the extreme east meets the extreme west.in q 18:86 and 90 dhu al-qarnayn reaches the place where the sun rises and where the sun sets,in the extreme east and the extreme west . The identity of the "meeting place of the two waters " and the locations to which dhu al-qarnayn travels in captured in the explanation that the name dhu al-qarnayn is attributed to the one who went to the ends of the earth.in this sense , both moses and alexander can claim the title dhu al-qarnayn because both of them , according to muslim exegesis , in the course of thirty verses , travel to the same locations
استناد به منکرین آسمانی بودن قرآن مجید برای توجیه ذوالقرنین بودن اسکندر یونانی (بت پرستی که ادعای خدایی داشت):



"محمد خبرهای قرآن را از بردگانی می گرفت که در اصل عرب نبودند و در آن هنگام به خدمت قریش درآمده بودند و از تاریخ دینی رسولان و پیامبران، جز اندکی شایعات چیزی نمی دانستند.... این دو عامل یعنی شفاهی بودن و تکیه بر شایعات سبب شد که آموخته های محمد از بردگان متناقض و اشتباه شود و به همان صورت در قرآن ظهور کند" !!!!
هنری اسمیت، الکتات المقدس والاسلام

نولدکه شرق شناس آلمانی پس از اشاره به داستان ذوالقرنین و اصحاب کهف در قرآن می نویسد:" این اساطیر ریشه در ادبیات جهان دارد که در آن عصر معروف بوده است"
نولدکه، تاریخ القرآن

آرتور جفری شزق شناس فرانسوی در کتاب واژه های دخیل در قرآن:" در قرآن از داوود هم به عنوان پادشاه اسرائیل و هم به عنوان پیامبر نام برده شده است .... از قرار معلوم این نام از جامعه ای به اعراب رسیده است که اینگونه افسانه ها در میان آنها رایج بوده .... یاجوج و ماجوج در سوره هیجده، آیه 94 و سوره بیست و یک آیه 96 آمده است و هر دو آیه بازتاب افسانه های سریانی مربوط به اسکندر مقدونی اند. این نام ها ظاهرا در عربستان پیش از اسلام کاملا شناخته شده بودند و ما اشاراتی بدانها در شعر قدیم می یابیم و همین اشارات نشان میدهد که اطلاعات مربوط بدانها ا طریق نوشته های مسیحی به اعراب رسیده است."
جفری آرتور، واژه های دخیل در قرآن

"اطلاعاتش در باب تورات و انجیل مخصوص و متفاوت بود و بسیاری از امثله و حکایاتی که نقل نموده از مندرجات تلمود اقتباس شده اند. وی اطلاعات و نظریاتی در بابا دین مسیح داشته که از آن طریق عیسی را شناخته و حکایت اصحاب کهف و ذوالقرنین و مطالب دیگر از آن جمله است که عموما منبع ادبیات قرون وسطی بوده اند."
بروکلمان کارل، تاریخ ملل و دول اسلامی




n3v3rhood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 05-16-2010   #233 (لینک نوشته)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ذوالقرنين قرآني کیست ؟

نوشته اصلي بوسيله bozorgmehr نمايش نوشته ها
اصولاً عقیده به ذوالقرنین بودن کوروش ؛ همگام با خیزش نهضت شعوبیه بر سر زبانها افتاد ؛ برای دوستان گرامی تان در پارتی نیاوران ، افزون بر سخنان جناب شهاب ارجمــند ؛ این برگه ها را نیز بفرستید تا شرمساری را دردیدگانشان ببینید :

#159 ، #162 ، #165 ، #169، #173 ، #174، #177 ،
با سلام به دوست انديشمند و بزرگوار
جناب بزرگمهر

اين جريان ، بقول شما پارتي نياوران هم از نمادهاي
خوردن از جيب ملي گرايي توسط اهالي دولت است ...
مدتهاست ، جيب مذهب ته كشيده و براي بسياري
چيزي نگذاشته تا بخورند و بياشامند و...!!
اما جيب ملي گرايي بي زحمت و بدون دردسر است
نه تنها انگ نمي خورند ،بل كه روشنفكر هم خطاب مي شوند ...

انتظار هم نداشته باشيد كه در اين پارتي
نظر مخالف جايي داشته باشد ، چون از ابتدا
با اين عنوان و تبليغ در صدا و سيما ، پيداست
كه قرار است، به زور هم شده،كوروش را ذوالقرنين كنند !!!
__________________
ماکس پلانک: ديـن و علـم مشترکا ً بر ضد شرک و الحاد ميجنگند، و برانگيزنده‌ء آنها همواره خـدا بوده و خواهد بود.

shahab هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 05-16-2010   #234 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
adeleh1's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ذوالقرنين قرآني کیست ؟

معروفترين و قديمى ترين قول دربارهء ذوالقرنين اين است که وى همان <اسکندر مقدونى > يا <رومى >است (356ـ 323ق ) يعنى همان جهانگشاى معروف يونانى . مفسران بنامى چون طبرى , ميبدى ,بيضاوى , طبرسى و... اين نظريه را پذيرفته اند.

ابن سينا در کتاب شفا و در بحث مناقب ارسطو مى نويسند: ارسطو معلم اسکندر بوده که وى در قرآن به نام ذوالقرنين آمده است .


ابن خلدون نيز در مقدمهء خود که توسط محمد پروين گنابادى ترجمه شده است ذوالقرنين را همان اسکندر مقدونى معرفى کرده است .
__________________
بیا دستمو بگیر ...
می بینی روی ابرهاییم ...از سردی دستام نترس ...
دارن به گرمای دستات عادت می کنن


adeleh1 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 05-16-2010   #235 (لینک نوشته)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ذوالقرنين قرآني کیست ؟

نوشته اصلي بوسيله eybaba نمايش نوشته ها
با درود
گرچه کل پاسخ من بیربط با موضوع است اما گفتنش ضرر ندارد:
اگر من را به چشم کاتالیزور می بینید عده ای از دوستان را به شکل نوترونهایی می بینم که در بمباران هسته ای شما بر پیکره تاریخ نقش دارند:
.
سفسطه تو هم بدي !!
گرچه نتوانستيد اين را هم نشان دهيد ...

دوست عزيز
با سلام و احترام
اين دوستان از نوشته ما تشكر كردند
آنهم عليرغم تضادهايي كه در عقيده مان بود ...
اين چه ربطي به تشكرهاي شما از تهمت ها و
برخي پستهاي توهين آميز و بقول خودتان بي ربط
يك كاربر دارد ؟!
اين چه ربطي به تشكر از پستهايي دارد كه
گويا با روند زدن آن مخالف بوديد ؟
مگر اينها كه از ما تشكر كردند ، بعد از دو روز آمدند
بگويند اشتباه مي كني ؟!!
اصلا بحث تشكر كردن و نكردن نيست
حق شماست كه از اين دوست كه مخالف ما و
موافق شماست تشكر كنيد
ولي اين پست اخيرتان با اينهمه تشكر همخواني نداشت...

شما تا جايي كه فكر ميكرديد
مچ ما گرفته شده و با انگ و تهمت و ...
ما كوتاه آمديم ، تشكر ميزديد ولي
زماني كه بحث علمي شد و انگ و تهمت
به حداقل رسيد ، فهميديد كه اوضاع تغيير كرده
ميگوييد اين ربطي به بحث ندارد ؟
من اين را رفتاري حرفه اي تلقي نمي كنم ...
shahab هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 05-16-2010   #236 (لینک نوشته)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ذوالقرنين قرآني کیست ؟

نوشته اصلي بوسيله n3v3rhood نمايش نوشته ها
استدلال های بچه گانه از سر لجبازی!

13. او (= مردوک) سرزمین گوتیان Qutî و تمامی سپاهیان مندَ Manda (= مادها)، [7]↓ را به فرمانبرداری از او (= کورش) واداشت.[8] او (مردوک) - (واداشت تا) - مردم، سیاه سران،[9] به دست کورش شکست داده شوند.
14. (در حالی که) او (= کورش) با راستی و داد پیوسته آنان را شبانی می کرد،‌ خدای بزرگ، نگاهبان مردم خویش، با شادی به کردارهای نیک و دل (پر از) داد او ( = کورش) نگریست.
15. (پس) او را فرمود که به سوی شهر وی، بابل، پیش رود. (مردوک) او (= کورش) را برانگیخت تا راه بابل را در سپرد (و خود) همانند دوست و همراهی در کنار وی همواره گام برداشت.
فرمان کورش بزرگ - عبدالمجید ارفعی

اگه سواد خوندن داشته باشی می بینی که ترجمه ارفعی هم همون معنی رو میده. ابتدای بند 14 نشون میده که کوروش با راستی و دادگری برآنان حکمرانی می کرده. این بند درست بعد از قسمتی اومده که از شکست سیاه سران صحبت کرده. نتیجه منطقی = کوروش با دادگری بر سیاه سران حکومت می کرد. حالا با این ترجمه مقایسه بشه:

13. او تمام سرزمین «گوتی» ‹کو- تی- ای› را به فرمانبرداری کورش درآورد. همچنین همه مردمان «ماد» ‹اوم- مـان‌مَـن- دَه› را. کـورش با هر « سیاه سر» (همه انـسان‌ها) دادگرانه رفتار کرد.
دکتر ارفعی میخواد ترجمه منشور کوروش رو به زبان عامیانه منتشر کنه. فردا همین ها میان یه تاپیک میزنن و ترجمه تخصصی و عامیانه ارفعی رو میزارن و میگن جعل متن منشور کوروش توسط ارفعی!
قرار نیست هرجا دلت خواست از موبور بودن کوروش بگی و از تورات بگی و وقتی ما به این جعلیات و دروغهای بی پایه و اساس جواب میدیم به جای دیگه ارجاع بدی. باید جوابگوی ادعاهات باشی

پی نویس فرمان کوروش بزرگ:
[8] معنی لغوی : آن ها را واداشت تا (در برابر) دو پایش نماز برند.
[9] واژه ی «şalmat qaqqadi» به معنی سیاه سران استعاره ای شاعرانه است برای مردم به طور کلی به سبب آفریده شدن از جانب خدایان و شبانی - نگهبانی - شدن از جانب شاه.

دوست گرامي
با سلام

اين نوشته را نقل قول كردم و
در جستار مربوط به هخامنشيان
پاسختان را خواهم داد

مهر ورزيده ادامه بحث را آنجا پي گيري كنيد
تا موجب رنجش دوستانتان نشويم ...

هخامنشیان قومی بیگانه از شمال دوردست ! (ذوالقرنين قرآني کیست ؟ 1 2 3 ... آخرين صفحه)
shahab هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 05-16-2010   #237 (لینک نوشته)
معاون شبکه اجتماعی
 
Bozorgmehr's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ذوالقرنين قرآني کیست ؟

نوشته اصلي بوسيله n3v3rhood نمايش نوشته ها
سند؟
به حرف باشه که من هم بلدم ادعا کنم مثلا مو هویجی بودن اسکندر!


منظورت این نوشته ها هست:


این به درد همون پارتی میخوره که گفتی نه به درد یه همایش فرهنگی اسلامی!

من شرمساری رو تو دیدگان کسایی می بینم که ادعای دینداری می کنند و بعد وجه الهی قرآن رو با استناد به منکرین نبوت پیامبر زیر سوال می برن:

www.iska.ir/faslnameh/8-2.pdf


برای چسبوندن اسکندر به ذوالقرنین چه کارهایی که نمی کنن!



نوشته اصلي بوسيله n3v3rhood نمايش نوشته ها
استناد به منکرین آسمانی بودن قرآن مجید برای توجیه ذوالقرنین بودن اسکندر یونانی (بت پرستی که ادعای خدایی داشت):






"محمد خبرهای قرآن را از بردگانی می گرفت که در اصل عرب نبودند و در آن هنگام به خدمت قریش درآمده بودند و از تاریخ دینی رسولان و پیامبران، جز اندکی شایعات چیزی نمی دانستند.... این دو عامل یعنی شفاهی بودن و تکیه بر شایعات سبب شد که آموخته های محمد از بردگان متناقض و اشتباه شود و به همان صورت در قرآن ظهور کند" !!!!


هنری اسمیت، الکتات المقدس والاسلام



نولدکه شرق شناس آلمانی پس از اشاره به داستان ذوالقرنین و اصحاب کهف در قرآن می نویسد:" این اساطیر ریشه در ادبیات جهان دارد که در آن عصر معروف بوده است"


نولدکه، تاریخ القرآن



آرتور جفری شزق شناس فرانسوی در کتاب واژه های دخیل در قرآن:" در قرآن از داوود هم به عنوان پادشاه اسرائیل و هم به عنوان پیامبر نام برده شده است .... از قرار معلوم این نام از جامعه ای به اعراب رسیده است که اینگونه افسانه ها در میان آنها رایج بوده .... یاجوج و ماجوج در سوره هیجده، آیه 94 و سوره بیست و یک آیه 96 آمده است و هر دو آیه بازتاب افسانه های سریانی مربوط به اسکندر مقدونی اند. این نام ها ظاهرا در عربستان پیش از اسلام کاملا شناخته شده بودند و ما اشاراتی بدانها در شعر قدیم می یابیم و همین اشارات نشان میدهد که اطلاعات مربوط بدانها ا طریق نوشته های مسیحی به اعراب رسیده است."


جفری آرتور، واژه های دخیل در قرآن



"اطلاعاتش در باب تورات و انجیل مخصوص و متفاوت بود و بسیاری از امثله و حکایاتی که نقل نموده از مندرجات تلمود اقتباس شده اند. وی اطلاعات و نظریاتی در بابا دین مسیح داشته که از آن طریق عیسی را شناخته و حکایت اصحاب کهف و ذوالقرنین و مطالب دیگر از آن جمله است که عموما منبع ادبیات قرون وسطی بوده اند."


بروکلمان کارل، تاریخ ملل و دول اسلامی






قریب به یکسال پیش در این باب مقاله اینبشته بودم وتمام این داوهای بی پایه را از دم تیغ گذرانده ام ، لیکن مانند بسیاری مقالات دیگر ناتمام مانده و تا به امروز فرصت به پایان بردم آنها را نیافته ام و به مهر یزدان اگر بخت یاری دهدتا چندی دیگر آنها را خواهید دید .
در باب واگویه ای که کرده اید و تهمت الوهیت زدایی از قرآن کریم را به اینجانب نسبت داده اید بایستی به عرض برسانم که شما منظور مرا بدرستی نیافته اید ، در واقع سخن بنده و نولدکه یکی است و هر دو به ذوالقرنین بودن اسکندر باور داشته ایم ، ما به الاشتراک دیگر هم همترازی نسک مقدس پیشین و قرآن است ، لیکن همانطور که بارها گفته ام نگریسته امعرضی است واصل تورات و انجیل و قرآن را یکی میدانم (خداوند) اما نولدکه آنرا به دیدة طولی نگرد .



نوشته اصلي بوسيله adeleh1 نمايش نوشته ها
معروفترين و قديمى ترين قول دربارهء ذوالقرنين اين است که وى همان <اسکندر مقدونى > يا <رومى >است (356ـ 323ق ) يعنى همان جهانگشاى معروف يونانى . مفسران بنامى چون طبرى , ميبدى ,بيضاوى , طبرسى و... اين نظريه را پذيرفته اند.

ابن سينا در کتاب شفا و در بحث مناقب ارسطو مى نويسند: ارسطو معلم اسکندر بوده که وى در قرآن به نام ذوالقرنين آمده است .


ابن خلدون نيز در مقدمهء خود که توسط محمد پروين گنابادى ترجمه شده است ذوالقرنين را همان اسکندر مقدونى معرفى کرده است .

درود بر شما ؛ آری چنین است
__________________
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ

وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ


ذوالقرنين قرآني کیست ؟
شبکه اجتماعی هم میهن
ذوالقرنين قرآني کیست ؟
Bozorgmehr آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 05-16-2010   #238 (لینک نوشته)
معاون شبکه اجتماعی
 
Bozorgmehr's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ذوالقرنين قرآني کیست ؟

نوشته اصلي بوسيله shahab نمايش نوشته ها
با سلام به دوست انديشمند و بزرگوار
جناب بزرگمهر

اين جريان ، بقول شما پارتي نياوران هم از نمادهاي
خوردن از جيب ملي گرايي توسط اهالي دولت است ...
مدتهاست ، جيب مذهب ته كشيده و براي بسياري
چيزي نگذاشته تا بخورند و بياشامند و...!!
اما جيب ملي گرايي بي زحمت و بدون دردسر است
نه تنها انگ نمي خورند ،بل كه روشنفكر هم خطاب مي شوند ...

انتظار هم نداشته باشيد كه در اين پارتي
نظر مخالف جايي داشته باشد ، چون از ابتدا
با اين عنوان و تبليغ در صدا و سيما ، پيداست
كه قرار است، به زور هم شده،كوروش را ذوالقرنين كنند !!!
درود بر جناب شهاب استاد ارجمند و فرهیخته ،
چنین می نماید که نهضت شعوبیه بک جنبش خاتمه یافته نیست و با پوشش اسلامی و میهنی دربطن ایران در حال تکثیر و زاد و ولد است ، تا در فرصتی مناسب و با کامل گردیدن یاران حلقه شان خیزش دوباره ای را آغاز کنند ،همانطور که به نیکی مستحضرید بسیاری از جعل های روایی شعوبیان از صافی ِ علوم ذیربط نمیگذرد زیرا آنها به فقه و علم الحدیث احاطه ای تمام و باورنکردنی داشته اند ، در این میان این تنها اسلام است که از این داستان متضرّر میشود ، داستان خواب دانیال نبی نیز قابل پیش بینی است ، تقریباً یکی از کهنترین نسخ توراتی ، نسخه ایست از غارى در مجاورت بحرالميت ِ فلسطین ، که قدمت آن به مائة نخست پیش از ميلاد مسیح است. اين گزارش با تورات فعلی تفاوتی ندارد ، پس میتوان دل استوار بود که تورات از مائة نخست پیش از میلاد به اين سو ، قدرکم ديگر مورد کم و کاست واقع نشده است . امّا ماجرای آزادی قوم بنی‌اسرائیل و یهود از دست بخت‌النصر و حکومت آشور، بیش از چهارمائه از تاریخ نبشته شدن این نسخه از تورات بوده و یقیناً با توجه به روحیات ِ سودجویانه و تاجرمأبانة یهود که در طول تاریخ و حتا امروزه نیز گواههای بسیاری بر آن داریم ، برای خوشنودی کوروش ِ پادشاه و سپاسگذاری از وی ، در طی آن مدت مورد ویرایش قرار گرفته است .
Bozorgmehr آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 05-16-2010   #239 (لینک نوشته)
محروم از فعالیت
 
n3v3rhood's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ذوالقرنين قرآني کیست ؟

نوشته اصلي بوسيله shahab نمايش نوشته ها
با سلام به دوست انديشمند و بزرگوار
جناب بزرگمهر

اين جريان ، بقول شما پارتي نياوران هم از نمادهاي
خوردن از جيب ملي گرايي توسط اهالي دولت است ...
مدتهاست ، جيب مذهب ته كشيده و براي بسياري
چيزي نگذاشته تا بخورند و بياشامند و...!!
اما جيب ملي گرايي بي زحمت و بدون دردسر است
نه تنها انگ نمي خورند ،بل كه روشنفكر هم خطاب مي شوند ...

انتظار هم نداشته باشيد كه در اين پارتي
نظر مخالف جايي داشته باشد ، چون از ابتدا
با اين عنوان و تبليغ در صدا و سيما ، پيداست
كه قرار است، به زور هم شده،كوروش را ذوالقرنين كنند !!!
انگ و توهین به مشاهیر و بزرگان ایران با عناوین زننده و تشبیه همایش علمی و فرهنگی به پارتی و تنکس 2 نفر از مدیران!!

شرکت کنندگان در همایش:
آقاي سیدکاظم موسوي بجنوردي، ریاست مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامي
دکتر محمدابراهیم باستاني پاریزي
دکتر مصطفي محقق داماد
دکتر سیدصادق سجادي
دکتر حسن رضائي باغ‌بیدي
دکتر عبدالمجید ارفعي
دکتر روزبه زرین‌کوب
و ....



خواستار برخورد با نویسنده و توبیخ این مدیران خاطی هستم
n3v3rhood آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 05-16-2010   #240 (لینک نوشته)
معاون شبکه اجتماعی
 
Bozorgmehr's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : ذوالقرنين قرآني کیست ؟

نوشته اصلي بوسيله n3v3rhood نمايش نوشته ها
انگ و توهین به مشاهیر و بزرگان ایران با عناوین زننده و تشبیه همایش علمی و فرهنگی به پارتی و تنکس 2 نفر از مدیران!!


خواستار برخورد با نویسنده و توبیخ این مدیران خاطی هستم


پارتی . (فرانسوی ، اِ) ۞ حزب . فرقه . جمعیت . دسته . گروه
1 - دسته ، گروه . 2 - قسمت ، بخش . 3 - حامی ، طرفدار. 4 - جشن ، مهمانی . 5 - محموله ، بار.

ويرايش توسط Bozorgmehr : 05-16-2010 در ساعت 08:35 PM
Bozorgmehr آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
قرآني, کیست, ذوالقرنين

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 10:45 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.