کاربر میهمان به هم میهن خوش آمدید. جهت ثبت نام در هم میهن اینجا را کلیک کنید. با ثبت نام از تمامی مزایای کاربران عضو هم میهن بهره مند شوید

تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum

بازگشت   تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum > تالارهای ادبی > ادبيات , زبان شناسي و فرهنگ بومي

ادبيات , زبان شناسي و فرهنگ بومي انجمن ادبیات و شعر برای دوستدارن شعر و شاعران و بحث هایی در زمینه ادبیات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 11-24-2008   #106 (permalink)
مدیران
 
GALAXY's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2007
ارسالها: 5,245
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,507
از ایشان 2,435 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : Re: دکتر علي شريعتي و فرهنگ و ادب

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله masuodi نمايش نوشته ها
مسعود ، م
مسئوليت روشنفکران طرفدار شريعتي
شما هيچ ديده ايد زني را که ساعت 3 صبح برای فروش گل وامرار معاش در خيابان باشد زماني که همه در خواب هستند .
شما هيچ ديده ايد کودکي که در خيابان شيشه ماشين شما را پاک ميکند ويا کفشي را واکس ميزند .
شما ديده ايد که کسي را که شبها در آشغالهای درب منازل ويا سر کوچه ها به دنبال به دست آوردن لقمه نانی می گردد.
به راستي چرا بايد چنين صحنه هائي را شاهد باشيم در زماني که زمام داران کشورمان دم از اسلام و مستضعفين ميزنند و روی منابع عظيمي از ثروت خوابيده اند
آیا سيستم اقتصادی درستي نداريم ويا اينکه زمام داران با لياقتي نداريم؟ بايد گفت هر دوتای اينها که خانه از پای بست ويران است.
اينها وظيفه ما را دشوار ميکند به عنوان نيروهای طرفدار سوسياليسم و طرف دار طبقه مستضعف آنچه را که ميبينيم جزء شکاف طبقاتي نيست . شکافی که در يک طرف آن کارگران و زحمتکشان هستند و طرف ديگرش سرمايه داران در شکلها و اقسام گوناگون آن.
در اينجا قصد ندارم که به اين موضوع به طور خا ص بپردازم بلکه فقط اشاره ای بود گذرا تا مسئوليت روشنفکران در اين دوره را ياد آوری کرده باشم ، ياد آوری و ذکری به مناسبت 31 سال شهادت معلم شريعتی.
شريعتي معلم ما بود و درسهای زيادی را به ما آموخت . شايد جای تعجب باشد چرا بعد از 31 سال هنوز افکار شريعتي در جامعه جاری است چرا جواناني که هرگز او را نديده اند به دنبال کتابها وافکار او هستند .
مگر نبودند ونيستند کساني که بيشتر از شريعتي کتاب نوشتند و افکار عمومي از آنها ياد ميکرد ولي الان نام ونشاني از آنها نيست و جوانان نيز به دنبال افکار آنها نيستند .
حرفهای معلم شريعتي به زبان ساده و مردمي بود و درعمق جامعه ما ريشه داشت ، او به ما آموخت که چگونه زندگي کنيم و چطور شهادت را فرا بگيريم، به ما ياد داد که مرزهای خود را با اسلام ارتجاعي و اسلام ليبرال ترسيم کنيم .
به ما ياد داد که چگونه مرز خود را با دوستان و دشمنان روشن کنيم و چطور با شرايط جامعه آشنا بشويم ...به ما ياد داد چطور روپای خود بايستيم و با تکيه بر عرفان برابری آزادی مرز خود را با سرمايه داران وبا همه عوامل زر و زورو تزوير مشخص کنيم.
ما از افکار شريعتي سازماندهي ومبارزه طبقاتي را فرا گرفتيم ودر سازماندهي خود به حرفهای معلم شريعتي گوش داديم و عمل کرديم.
الان که سالروز دکتر شريعتي را برگزار مي کنيم مي بينيم که در تمامي نقاط کشور و خارج از کشور سالروز معلم با افراد بيشتری انجام مي شود .
آیا فقط اين روشنفکران و دانشجويان هستند که به دنبال افکار شريعتي هستند انهم در سطح روشنفکری ويا مسائل ديگر مانند آنچه که در بالا اشاره کردم يعني مبارزه طبقاتي وشکاف طبقاتي در جامعه باعث شده تا جوانان و روشنفکران و همچنين زحمتکشان به دنبال راه حلي برای برون رفتن از وضعيت فعلي جامعه که دامن همه را گرفته شوند .البته هر کس از زاويه خود با ديدگاههای شريعتي بر خورد مي کند.
من به عنوان کسي که طرفدار سوسياليسم و به دنبال مبارزه طبقاتي هستم از اين زاويه به افکار شريعتي نگاه مي کنم و بر اين اساس روابط خود را سازمان مي دهم.
ولي سئوال اساسي من از هواداران دکتر در ايران اين است که در مراسمها ی خود آیا شکاف عظيم طبقاتي را مي شکافند. آيا افکار دکتر در مورد سازماندهي مبارزه طبقاتي را تحليل مي کنند يعني تمامي جنبه های افکار شريعتي را به جوانان و زحمتکشان روشن ميکنند ويا نه فقط يک طرح روشنفکرانه از سالروز دکتر شريعتي را دارند
روشنفکران مسئولند ,مسئولند در مقابل مردم در مقابل تاريخ .
اين سيل تشنه جوانان که به سمت کتابهای شريعتي رجوع کرده اند ,افکار شريعتي را به نادرست در ميان آنها نبرند. چرا که آنوقت ما بايد سالهای سال ضربه سرمايه داری نوع مذهبي آن همچنين توهم نسبت به افکار شريعتي و طرفداران آن باشيم
روشنفکران طرفدار شريعتي مسئولند در مقابل آن زن گل فروش، آن دخترک سر خيابان برای فروختن آدامس آن پسر واکسي زن ، آن کارتون خواب و تمامي کساني که تمامي زندگي و هستي خود را مي گذارند تا لقمه ای(اگر بشود که که گفت لقمه ای )پيداکنند تا چند صباحي زنده باشند.
بگذاريد عمق افکار دکتر را آن طور که هست وآن طور که طرح شد با عمق گفته هايش به جوانان بياموزيم
ونه فقط کتابهای دکتر را و برگزاری مراسم سالروز دکتر علي شريعتي را.

حرف آخر:
درد من حصار برکه نیست،
درد زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است!

با تشکر از lele که این مطالب زیبا رواز شهید دکترعلی شریعتی نوشته .

مسعود ، م
با ارادتي كه به دكتر شهيد دارم و با گشتي كه در افكار آن بزرگوار داشتم با حرفهاي شما موافقم بجز قسمتي كه دليلي بر آن اقامه نكرديد و من به ناچار ويرايش كردم.
__________________
صد گل بشکفت و یک آواز نیامد
مرغی ز سر شوق به پرواز نیامد
خشکید دو چشم دل یعقوب من اما
زآن یوسف کنعان خبری باز نیامد
عندلیب



ويرايش توسط GALAXY : 11-24-2008 در ساعت 05:42 PM.
GALAXY آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 12-13-2008   #107 (permalink)
کاربر
 
masuodi's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2008
محل سكونت: تهران
ارسالها: 67
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 5
از ایشان 17 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دکتر علي شريعتي و فرهنگ و ادب

مسعود ، م
مسئوليت روشنفکران طرفدار شريعتي
شما هيچ ديده ايد زني را که ساعت 3 صبح برای فروش گل وامرار معاش در خيابان باشد زماني که همه در خواب هستند .
شما هيچ ديده ايد کودکي که در خيابان شيشه ماشين شما را پاک ميکند ويا کفشي را واکس ميزند .
شما ديده ايد که کسي را که شبها در آشغالهای درب منازل ويا سر کوچه ها به دنبال به دست آوردن لقمه نانی می گردد.
به راستي چرا بايد چنين صحنه هائي را شاهد باشيم در زماني که زمام داران کشورمان دم از اسلام و مستضعفين ميزنند و روی منابع عظيمي از ثروت خوابيده اند
آیا سيستم اقتصادی درستي نداريم ويا اينکه زمام داران با لياقتي نداريم؟ بايد گفت هر دوتای اينها که خانه از پای بست ويران است.
اينها وظيفه ما را دشوار ميکند به عنوان نيروهای طرفدار سوسياليسم و طرف دار طبقه مستضعف آنچه را که ميبينيم جزء شکاف طبقاتي نيست . شکافی که در يک طرف آن کارگران و زحمتکشان هستند و طرف ديگرش سرمايه داران در شکلها و اقسام گوناگون آن.
در اينجا قصد ندارم که به اين موضوع به طور خا ص بپردازم بلکه فقط اشاره ای بود گذرا تا مسئوليت روشنفکران در اين دوره را ياد آوری کرده باشم ، ياد آوری و ذکری به مناسبت 31 سال شهادت معلم شريعتی.
شريعتي معلم ما بود و درسهای زيادی را به ما آموخت . شايد جای تعجب باشد چرا بعد از 31 سال هنوز افکار شريعتي در جامعه جاری است چرا جواناني که هرگز او را نديده اند به دنبال کتابها وافکار او هستند .
مگر نبودند ونيستند کساني که بيشتر از شريعتي کتاب نوشتند و افکار عمومي از آنها ياد ميکرد ولي الان نام ونشاني از آنها نيست و جوانان نيز به دنبال افکار آنها نيستند .
حرفهای معلم شريعتي به زبان ساده و مردمي بود و درعمق جامعه ما ريشه داشت ، او به ما آموخت که چگونه زندگي کنيم و چطور شهادت را فرا بگيريم، به ما ياد داد که مرزهای خود را با اسلام ارتجاعي و اسلام ليبرال ترسيم کنيم .
به ما ياد داد که چگونه مرز خود را با دوستان و دشمنان روشن کنيم و چطور با شرايط جامعه آشنا بشويم ...
به ما ياد داد چطور روپای خود بايستيم و با تکيه بر عرفان برابری آزادی مرز خود را با سرمايه داران وبا همه عوامل زر و زورو تزوير مشخص کنيم.
ما از افکار شريعتي سازماندهي ومبارزه طبقاتي را فرا گرفتيم ودر سازماندهي خود به حرفهای معلم شريعتي گوش داديم و عمل کرديم.
الان که سالروز دکتر شريعتي را برگزار مي کنيم مي بينيم که در تمامي نقاط کشور و خارج از کشور سالروز معلم با افراد بيشتری انجام مي شود .
آیا فقط اين روشنفکران و دانشجويان هستند که به دنبال افکار شريعتي هستند انهم در سطح روشنفکری ويا مسائل ديگر مانند آنچه که در بالا اشاره کردم يعني مبارزه طبقاتي وشکاف طبقاتي در جامعه باعث شده تا جوانان و روشنفکران و همچنين زحمتکشان به دنبال راه حلي برای برون رفتن از وضعيت فعلي جامعه که دامن همه را گرفته شوند .البته هر کس از زاويه خود با ديدگاههای شريعتي بر خورد مي کند.
من به عنوان کسي که طرفدار سوسياليسم و به دنبال مبارزه طبقاتي هستم از اين زاويه به افکار شريعتي نگاه مي کنم و بر اين اساس روابط خود را سازمان مي دهم.
ولي سئوال اساسي من از هواداران دکتر در ايران اين است که در مراسمها ی خود آیا شکاف عظيم طبقاتي را مي شکافند. آيا افکار دکتر در مورد سازماندهي مبارزه طبقاتي را تحليل مي کنند يعني تمامي جنبه های افکار شريعتي را به جوانان و زحمتکشان روشن ميکنند ويا نه فقط يک طرح روشنفکرانه از سالروز دکتر شريعتي را دارند
روشنفکران مسئولند ,مسئولند در مقابل مردم در مقابل تاريخ .
اين سيل تشنه جوانان که به سمت کتابهای شريعتي رجوع کرده اند ,افکار شريعتي را به نادرست در ميان آنها نبرند. چرا که آنوقت ما بايد سالهای سال ضربه سرمايه داری نوع مذهبي آن همچنين توهم نسبت به افکار شريعتي و طرفداران آن باشيم
روشنفکران طرفدار شريعتي مسئولند در مقابل آن زن گل فروش، آن دخترک سر خيابان برای فروختن آدامس آن پسر واکسي زن ، آن کارتون خواب و تمامي کساني که تمامي زندگي و هستي خود را مي گذارند تا لقمه ای(اگر بشود که که گفت لقمه ای )پيداکنند تا چند صباحي زنده باشند.
بگذاريد عمق افکار دکتر را آن طور که هست وآن طور که طرح شد با عمق گفته هايش به جوانان بياموزيم
ونه فقط کتابهای دکتر را و برگزاری مراسم سالروز دکتر علي شريعتي را.

حرف آخر:
درد من حصار برکه نیست،
درد زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است!

با تشکر از lele که این مطالب زیبا رواز شهید دکترعلی شریعتی نوشته .

مسعود ، م
masuodi آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي masuodi به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 12-18-2008   #108 (permalink)
رهگذر
 
Deltang's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2008
محل سكونت: تهران
ارسالها: 40
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 25
از ایشان 28 بار سپاسگزاري شده است
Icon17 پاسخ : دکتر علي شريعتي و فرهنگ و ادب

اين شعرش خيلي تكراريه!ولي من عاشقشم:
خداوندا
اگر روزي بشر گردي
ز حال ما خبر گردي
پشيمان مي شوي از قصه خلقت

از اين بودن از اين بدعت
خداوندا
نمي داني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا
چه دشوار است
چه زجري مي کشد آنکس کهانسان است
و از احساسسرشار است
__________________________________________________ _____________________
وفا را از ماهي بياموز كه وقتي از آب جداست ميميرد نه از زنبور كه وقتي از گلي خسته ميشود به سراغ گلي ديگر ميرود.
Deltang آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي Deltang به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 08-26-2009   #109 (permalink)
جل الخالق
 
Tabassom's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2005
محل سكونت: مدار صفر درجه . ~ > ... ~ (محلّه گفتگو)`~`~v ~
ارسالها: 9,041
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 150
از ایشان 1,746 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دکتر علي شريعتي و فرهنگ و ادب

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است

عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم
__________________







Tabassom آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 08-31-2009   #110 (permalink)
Ritaj
Guest
 
Ritaj's Avatar
 
ارسالها: n/a
جنسيت:
پيش فرض پاسخ : دکتر علي شريعتي و فرهنگ و ادب

ای عشق تا پیاده نمانم ، سوارم نخواهی کرد.

تا بی پناه نگردم پناهم نخواهی داد .

تا نیفتم دستم را نخواهی گرفت…و می دانم

مرا از رنج «داشتن » برهان !

اسماعیل من ارام و صبور جان بسپار!…
  پاسخ با نقل قول
قديمي 09-02-2009   #111 (permalink)
محروم از فعالیت
 
PersianAmir's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2008
محل سكونت: پایتخت
ارسالها: 259
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 65
از ایشان 218 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دکتر علي شريعتي و فرهنگ و ادب

شریعتی و مطهری ، از نگاه یکدیگر

مقدمه: آیت الله مطهری و دکتر شریعتی دو مرد تاثیر گذار در انقلاب ایران بودند. نه می توان زحمات مطهری را نادیده انگاشت و نه می شود به شریعتی بی اعتنا بود. این دو (در کنار دیگر بزرگان) بار فرهنگی انقلاب را به دوش کشیدند. ذهن ها را آماده کردند و طرحی نو در انداختند. گرچه تاثیر گذاری شریعتی در نسل جوان بیشتر بود و معلم انقلاب لقب گرفت اما نقش مطهری را که از بنیانگذاران حسینیه ارشاد بود نیز نمی توان در آگاهی دادن و تعلیم و تربیت آن نسل انکار کرد. شریعتی با آن بیان جذاب و گیرایش (که مارکسیسیت ها را یکضرب شیعه می کرد!) اسلام را از پستو بیرون کشید و پایه گذار یک حرکت پرخروش مردمی شد. اسلام و مذهب را بی واسطه فهمید. اینگونه شد که توانست با فهم نو از دین و مذهب سیل جوانان را به حسینیه ارشاد سرازیر کند چنانکه در هر درس ۵۰۰۰ نفر پای صحبتش می نشستند. مقصود از این نوشته نه تمجید از شریعتی است و نه تجلیل از مطهری ؛ نه تخریب شریعتی است و نه تنبیه مطهری. تنها شرح و بسط یک درگیری فکری است بین یک عالم اسلامی و یک روشنفکر دینی(۱). دعوای یک ملای کور و یک خاموش فکر غربزده نیست. کشمکش فکری است میان یک روحانی علوی و یک متفکر اسلامی. قصد ما بزرگ نمایی و یا تخریب وجهه ی این دو نیست. تحقیق و تحلیلی است بر این دو بزرگوار که شاید ” فاعتبروا یا اولی الابصار…. “

حسینیه ارشاد موسسه ای مذهبی فرهنگی بود که در سال ۱۳۴۲ به همت محمد همایون و علی آبادی و ناصر میناچی با همفکری مطهری تاسیس شد. تعیین سیاست عمومی و انتخاب سخنرانان اکثرا به عهده ی مطهری بود (۲) سال ۱۳۴۵ مطهری از استاد محمد تقی شریعتی دعوت می کند تا برای سخنرانی به ارشاد بیاید و استاد تا سال ۱۳۴۶ در محل موقت حسینیه به ایراد سخنرانی می پرداخت. در سال ۴۸ که موضوع چاپ نشریات داخلی حسینیه پیش آمد مطهری اولین نشریه حسینیه را در دو جلد به نام “محمد خاتم پیامبران” منتشر کرد. مطهری از شریعتی دعوت می کند تا مقاله ای برای این نشریه بفرستد و در نامه ای به دکتر می نویسد: “برادر عزیز دانشمندم. قلب خود شما گواه است که چقدر به شما ارادت می ورزم…”(۳) دکتر شریعتی برای این کتاب دو مقاله فرستاد ۱- هجرت تا وفات ۲- سیمای محمد. و به مطهری اجازه داده بود که هر یک از این مقالات را که می پسندد چاپ کند.” مطهری چنان از خواندن زندگی محمد به وجد آمده بود که آنرا سه بار به طور کامل خوانده بود. مطهری هر دو مقاله را چاپ کرد و در نامه ای به پدر شریعتی از او تجلیل و تمجید کرد”(۴)

با انتشار این دو مقاله سیل انتقادات و حمله ها از روحانیون سنتی شروع شد. “چرا جلوی اسم محمد “حضرت” و “ص” نگذاشته ؟(۵) مطهری در مقابل این حملات ایستاد و از شریعتی دفاع کرد. درباره ی شریعتی گفته بود:” چون رشته او جامعه شناسی است و خوب هم درس خوانده و کاملا بر اعصابش مسلط است در بیان الفاظ معرکه است. چون جوانها از فکلی ها کمتر بحث های دینی شنیده اند و او هم به زبان جوان ها صحبت می کند اینست که بیشتر از ما طالب دارد.”(۶)

شریعتی از سال ۴۵ با سخنرانی “مخروط جامعه شناسی” همکاری خود را با ارشاد آغاز می کند. تا جایی که به قول خود شریعتی حسینیه با خون و فکر و شخصیتش عجین می شود(۷)
رضا داوری در بیان خاطره ای از دیدار با مرحوم مطهری می گوید:” ایشان (مطهری) زبان به ستایش شریعتی گشودند و گفتند: بعضی از مقالات دکتر شریعتی و از جمله زن در چشم و دل محمد را هیچ یک از ما نمی توانستیم بگوییم.

با آمدن شریعتی و استقبال شدید دانشجویان رفته رفته مرحوم مطهری نسبت به شریعتی بدبین می شود. جای تمجید ها, تنقید ها نشست و جای تکریم ها ,تعذیب ها. اطرافیان نیز به این اختلاف دامن می زدند.
پرویز خرسند می گوید: “روزی برای برداشتن وسایل مورد نیاز به حسینیه آمدم. در گوشه ی سالن آقای … را دیدم که با مرحوم مطهری گفتگو می کرد. از کنارشان که گذشتم اسم شریعتی را شنیدم و اینکه چه کسی باید برود و چه کسی باید بماند. کنجکاو شدم وایستادم. آقای … به مرحوم مطهری می گفتند: “بین شما و دکتر شریعتی فقط یکی باید اینجا بماند و تصمیم قطعی است. مرحوم مطهری گفتند حالا چه کسی قرار است بماند؟ آقای … پاسخ داد: چون جوان ها استقبال بیشتری از دکتر شریعتی دارند قرار است ایشان بماند. مرحوم مطهری خیلی ناراحت شد”. من تصور کردم که این تصمیم هیئت مدیره است و خود دکتر هم قضیه را می داند. بلافاصله به آپارتمان برگشتم و داستان را برای شریعتی گفتم. متوجه شدم او کاملا بی خبر است. وقتی حرفهایم را شنید با عصبانیت گفت:”این احمقانه ترین کاری بود که می توانستند انجام دهند.این ها نمی فهمند که نه حضور مطهری عرصه را بر من تنگ می کند و نه حضور من مانع کار اوست. او استاد فلسفه وحکمت است و من جامعه شناسی درس می دهم و این هر دو برای جامعه ی جوان ها مفید است” ۸

با روشن شدن افکار شریعتی و تز اسلام منهای روحانیت و انتقاد به مجلسی و خواجه نصیر ,مطهری که زمانی دائما از شریعتی و افکارش و زبانش تعریف می کرد کم کم شروع به موضع گیری در مقابل شریعتی نمود. البته باید گفت که خود مرحوم مطهری به انتقاد از روحانیون اعتقاد داشت اما می گفت این ما هستیم که باید خودمان را نقد کنیم و دخالت کردن غیر روحانیون در مباحث دینی را بر نمی تابید. به همین دلیل مرحوم مطهری جلسه ای را تشکیل داد تا برای سخنرانان ضوابط و معیار هایی در نظر گرفته شود. شاید بیشتر این ضوابط به خاطر این بود که شریعتی از حسینیه کنارگذاشته شود.(۹) در این تبصره ها عدم تجاهر به فسق و پایبندی به تقوا و پرهیز از گناهان کبیره گنجانده شده بود. به قول محمد همایون صاحب حسینیه: “پس لطف کنید یک تبصره هم بگذارید که سخنران کچل هم نباید باشد! (اشاره به اینکه همه ی این ضوابط به خاطر حذف شریعتی است) اما چگونه می شد شریعتی را حذف کرد؟ شریعتی ای که شهرت حسینیه مدیون او بود. ناصر میناچی می گوید: “حسینیه ای که در طول چندین سال فعالیتش فقط توانسته بود ۲ جلد کتاب محمد خاتم پیامبران بیرون دهد و جلد دوم با عدم استقبال مردم مواجه شده بود و اگر جلد اول به چاپهای بعدی رسید به خاطر دو مقاله شریعتی بود, چگونه با حذف شریعتی حسینیه می تواند به کار خود و رسیدن به سطح عالی ادامه دهد؟”(۱۰)

با مخالفت همایون و میناچی با طرح حذف دکتر , مرحوم مطهری استعفای خود را تقدیم حسینیه کردند. شریعتی هم که ۷ ماه از ارشاد کنار کشیده بود بار دیگر بازگشت.
و اما واکنش شریعتی به این ماجراها چه بود؟ محمد مهدی جعفری در کتاب”بار دیگر شریعتی” می نویسد:” یکبار شریعتی را دیدم و به او گفتم امشب فلان مجلس دعوت داریم. شما هم بیایید. در ضمن آقای مطهری هم هستند. شریعتی گفت: اتفاقا چه بهتر. خوشحال می شوم که بیایم. طوری می گویید که من اگر مطهری بیاید ناراحت می شوم. اگر اختلافی هم هست میان من و ایشان اختلاف جزئی است. وگرنه ما همه مان در یک صف واحد می جنگیم.

پرویز خرسند می گوید: “نشنیدم شریعتی یکبار کلمه ای علیه مطهری بگوید(۱۱)
جعفری می گوید:”خدایی اش من هرگز از دکتر شریعتی بدگویی نسبت به شهید مطهری نشنیدم.(۱۲)

جعفری همچنین نقل می کند روزی در منزل دکتر نکوفر بودیم. مرحوم مطهری را دیدم. مرا خواست. گفت: دیدی رفیقت چه تیشه ای به ریشه ی اسلام می زند؟ گفتم چه کسی؟ گفت شریعتی. گفتم برای چه؟ گفت: این مقالاتی که در کیهان می نویسد تیشه به ریشه دین می زند. گفتم مگر جریان را نمی دانید؟ دکتر رفته اصفهان یک سخنرانی کرده. سخنرانی از نوار پیاده می شود و بوسیله ی دانشجویان چاپ می گردد. در صحافی بوسیله ی ساواک توقیف می شود ساواک این ها را می دهد به کیهان. مطهری گفت : نه اینطور نیست. گفتم خود شریعتی این را به من گفت. مرحوم مطهری گفت:دروغ می گوید. پدرش هم دروغ می گوید!(۱۳)

پاره ای از سخنان پراکنده آیت الله مطهری در مورد دکتر شریعتی

“صرف نظر از افکار نادرست و غرور و اشتباهاتش ضربه ی جبران ناپذیری به هماهنگی روحانیت و طبقات تحصیل کرده زده و آنها را سخت نسبت به روحانیون بد گمان کرده است”.(استاد شهید به روایت اسناد - ص ۲۱۷)

“اوضاع آبستن حادثه ی قرن ۱۳ هجری است (اشاره به فرقه سازی بابیه). در نوشته های مرحوم (شریعتی) بذر این انشعاب شوم وجود دارد”( سیری در زندگانی استاد ص ۱۲۷)

“این جزوه (اشاره به اسلام شناسی ارشاد) مانند غالب نوشته های نویسنده از نظر ادبی و هنری اعلی است, از نظر علمی متوسط است, از نظر فلسفی کمتر از متوسط و از نظر دینی و اسلامی صفر است!” استاد مطهری و روشنفکران ص ۳۴

“به نظر من این جزوه (اسلام شناسی ارشاد) چیزی که نیست اسلام شناسی است. حداکثر بگوییم اسلام سرایی یا اسلام شاعری است. نویسنده جزوه نظر به غرور بی حد و نهایتش همان طور که خاصیت هر مغروری است ,عقده ندانستن علوم اسلامی از فلسفه و کلام و فقه و عرفان و غیره دارد”.(مطهری و روشنفکران ص ۴۲)

“این جزوه (حسین وارث آدم) نوعی روضه ی مارکسیستی است که تازگی دارد.” یادداشت های مطهری ص ۲۱۸

“من دو سفر با شریعتی به حج رفتم هرگز یکبار ندیدم سر او به مهر برسد”(اشاره به اینکه شریعتی نماز نمی خوانده) (طرحی از یک زندگی ج ۲ نقل از علی ابادی. یکی از ۳ نفر اعضای موسسین ارشاد)

اینکه چرا مطهری با آن همه سابقه و مبارزه و کار فرهنگی دست به چنین اظهار نظرهایی زد دقیقا معلوم نیست اما می شود با نگاهی به سیر زندگی مرحوم به نکاتی دست یافت. حامد الگار نویسنده و مترجم مسلمان آمریکایی می گوید: “پیش از به صحنه آمدن شریعتی مرحوم مطهری مشهور ترین و محبوب ترین سخنران دانشجویان دانشگاه بود اما با آمدن شریعتی مستمعان او به سرعت رو به کاهش نهادند چرا که شریعتی هر روز افراد بیشتری را به سوی خود جذب می کرد. نتیجه اینکه به هر حال بشر بشر است این موضوع منجر به رنجش آیت الله مطهری شد”(۱۴)

شاید مطهری که خود جزو موسسین حسینیه ارشاد بود و در آنجا سالها درس داده بود و در میان قشر دانشجو و روشنفکر مقام بالایی داشت نمی توانست ببیند که از حسینیه کنار رفته و به جایش کسی آمده که پای هر درسش ۵۰۰۰ نفر جوان می نشستند و او مجبور بود در مسجد الجواد حرفهایش را برای ۲۰..۳۰ نفر بزند که تازه اکثر آنها پیرمرد بودند.

پس از شهادت

باشهادت دکتر شریعتی محبوبیتی فوق العاده برای او ایجاد شد. همه او را معلم شهید و معلم انقلاب نامیدند. در این جو هیچ کس تحمل شنیدن حرف مخالف شریعتی از مطهری را نداشت. مطهری ای که یک عمر در راه اسلام تلاش کرده بود به یکباره با اظهار نظرهایش در میان جوانان از عرش به فرش آمد. بطوریکه در مراسم چهلم شریعتی در مشهد که بازرگان در دفاع از مطهری سخنرانی کرد حاضران در مراسم اعتراض کردند و استاد محمد تقی شریعتی به نشانه ی ناراحتی جلسه را ترک کرد. با انتشار نامه ی بازرگان و مطهری علیه شریعتی این ضدیت ها و دشمنی ها به اوج رسید. گرچه بازرگان نامه ی دیگری نوشت و از بعضی کلمات تبری جست. ماجرای این نامه را به زمان دیگر موکول می کنیم. دانشجویان مسلمان درآمریکا ضمن نامه ای شدیدا به این دو حمله کردند و شریعتی را بالاتر از آن دانستند که با انتقاد و دشمنی این و آن کوچک شود. آنها نوشتند:
” نسل جوان مسلمان امثال آقای مطهری را که مسائل مردم برایشان مسئله ای نیست و از جیب ملت ارتزاق می کنند و تحریف اسلام راستین و دسیسه گشتن دین در دست جلادان زمان برایشان بی تفاوت است کاری ندارند. ما کسانی را که به زندگی عثمان وار نشسته اند و دم از علی می زنند ,جزو علمای راستین نمی دانیم که خود را مسئول شنیدن حرفهایشان کنیم..”(۱۵)

. مطهری بعد از انقلاب نیز در نامه ای به آیت الله خمینی چنین نوشت:

” اخیرا می بینیم گروهی که به اسلام عقیده و علاقه درستی ندارند سعی می کنند از او (شریعتی) بتی بسازند. تحت این عنوان که سید جمال و اقبال و بیش از آنها این شخص(شریعتی) اسلام را نو کرده و خرافات را دور ریخته و همه باید به افکار او بچسبیم…”(۱۶)

در همان نامه سفر منجر به شهادت دکتر را ناشی از توطئه و ماموریتی می داند که دکتر می خواست دنبال کند:” و خدا می داند اگر خداوند از باب مکروا و مکرالله والله خیر الماکرین در کمین او نبود او در ماموریت خارجش چه بر سر اسلام و روحانیت می آورد”(۱۷)

شریعتی یک سیر مستقیم را در زندگی پی گرفت و جانش را در این راه نهاد. مطهری نیز از درخشان ترین چهره های تاریخ اسلام است. کسی بود که در اوج انحطاط مسلمین گرد تخدیر از چهره ی دین زدود و وارد عرصه ی کارزار شد. کتاب هایش مثل تمام عیار روشنفکری دینی بوده و هست اما در انسان شناسی و قضاوت در مورد انسان ها نسبی گرایی یک اصل است. به قول شاعر:

کوه با آن عظمت آن طرفش صحرا بود
دست بر دامن هر کس که زدم رسوا بود

پ.ن :
۱- روشنفکر دینی به معنی واقعی کلمه. هر که مسلمان بود و با یک سری از احکام دین مخالف بود اسمش را نمی شود گذاشت روشنفکر دینی. روشنفکر دینی روشنفکری است آگاه, متعهد, مسئول و انسان که در مقابل جامعه اش مسئولیت احساس کند و برخیزد. اینهایی که امروز ادعای روشنفکری دینی میکنند دیندار هم نیستند, روشنفکر پیشکش!
۲- خاطرات ناصر میناچی,نشریه داخلی حسینیه ارشاد ۶/۲/۱۳۷۸ ص۵
۳- متن این نامه را می توانید در کتاب طرحی از یک زندگی جلد دوم ص ۲۸۰ بخوانید.
۴- “مسلمانی در جستجوی ناکجا آباد,علی رهنما ۳۳۱
۵- شریعتی در جمعی گفت: وقتی در این مملکت بالاتر از حضرت که اعلیحضرت باشد داریم,همان نام مبارک محمد زیباترین و خدایی ترین نامی است که می شود در این کشور و در هر مقاله و اثری به جای گذاشت.
۶- خاطرات من از شهید مطهری,علی دوانی ص ۴۸
۷- مجموعه آثار ۱/ ص۱۴۳
۸- شریعتی در آیینه ی خاطرات. ش لامعی ص ۴۶
۹- پوران شریعت رضوی طرحی از یک زندگی ج ۲ص ۲۲۹
۱۰- نشریه ارشاد شماره ۱۵ ص ۱۰۷
۱۱- یاس نو. ۲ تیر ۱۳۸۲
۱۲- شریعتی آنگونه که من شناختم ص۷۲
۱۳- همان
۱۴- انقلاب اسلامی در ایران ص ۱۱۵و۱۱۶
۱۵- طرحی از یک زندگی ص ۳۰۱
۱۶- سیری در زندگانی استاد مطهری ص ۸۲
۱۷- طرحی از یک زندگی ج۲ ص۳۱۳


شاید مطهری که خود جزو موسسین حسینیه ارشاد بود و در آنجا سالها درس داده بود و در میان قشر دانشجو و روشنفکر مقام بالایی داشت نمی توانست ببیند که از حسینیه کنار رفته و به جایش کسی آمده که پای هر درسش ۵۰۰۰ نفر جوان می نشستند و او مجبور بود در مسجد الجواد حرفهایش را برای ۲۰..۳۰ نفر بزند

www.sharghian.com


حالا خودتان نظرتان را بگویید.
PersianAmir آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي PersianAmir به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 10-14-2009   #112 (permalink)
جل الخالق
 
Tabassom's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2005
محل سكونت: مدار صفر درجه . ~ > ... ~ (محلّه گفتگو)`~`~v ~
ارسالها: 9,041
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 150
از ایشان 1,746 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دکتر علي شريعتي و فرهنگ و ادب

بطوري كه در وصيت نامه ي او آمده كه اگر آزاد بودم فلسفه مي خواندم و همين نشان ميدهد كه او به فلسفه بافي روي نياورده بوده، ، او هم ميتوانست مثل خيليها وقتي جوانان مشغول مبارزه بودند در مورد "حكمت خالده" بحث و جدل كند،اما شريعتي دردش درد كلام نبود، درد انديشه بود، فلسفه به "بودن" مي پردازد،و درد شريعتي "چگونه بودن" بود.
Tabassom آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 04:56 AM با تنظيم GMT +3.5 مي باشد.


Powered by: vBulletin - © Jelsoft Enterprises Ltd
Copyright ©2005 - 2010, HamMihan
تمام حقوق محفوظ می باشد , پایگاه اینترنتی هم میهن
هم میهن - اخبار ایران و جهان  - کتابخانه -میهن نیوز - هواشناسی - تفریح و سرگرمیفیلم و سینما - حوادث - بیوگرافی شخصیت ها -  بازی آنلاینایرانگردی - فال حافظ - پزشکی و سلامتی - ورزش - تصاویر ماهوراه ای - دیدنی هاگالری تصاویر - تکنولوژی  -  ابزارهای موبایلجملات پندآموز - دیکشنری انگلیسی به فارسی - جستجوگر فارسی - درگاه تجاری لوکوپوک