کاربر میهمان به هم میهن خوش آمدید. جهت ثبت نام در هم میهن اینجا را کلیک کنید. با ثبت نام از تمامی مزایای کاربران عضو هم میهن بهره مند شوید

تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum

بازگشت   تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > فلسفه و منطق

فلسفه و منطق بحث و گفتگو در باب فلسفه و منطق آشنایی با فیلسوفان و بررسی مسائل و موارد موجود

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 12-30-2007   #16 (permalink)
Expert
 
kalaghshouresh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2007
محل سكونت: world
ارسالها: 1,936
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 22
از ایشان 688 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ماترياليست هاي جهان وطن


مرسي.بحث كلي . فراگيري بود دوست من.
درسته.
مالكيت خصوصي تعاريف زيادي داره.به قول تو در هر زمينه اي ميشه تعبيري از مالكيت خصوصي اورد.
يه نظرم اولين مرتبه اين اصطلاح رو در گفته هاي كارل ماركس شنيدم.
اونجا به معناي حقي بود كه بر اثر نوع حكومت و خط مشي حاكمان و طريقت سياسي درپيش گرفته شده به افراد داده مي شد تا براي كسب رفاه بيشتر و انباشت سرمايه ي شخصي بي توجه به محرومان اجتماعي از هر لحاظ با استفاده از دستورالعمل هاي قانوني كاملا خودخواهانه پا روي دوش ديگران گذاشت و وارد حريم و ازادي ها و حقوق ديگران گذاشت و خلاصه بدتر از قانون جنگل هر كه زورش بيش زرش بيشتر زيست.
و اين قدرت رو هم نظام هاي سرمايه داري به فرد سرمايه دار و مالك مي ده.
كه تو چون سرمايه داري يا صاحب كالا يا اسباب توليد هستي اجازه داري هرطور كه مي خواي سود ببري.
بدون درنظر گرفتن حقوق و مزاياي كارگران.
و در مالكيت خصوصي تنها چيزي كه اهميت داره كسب سود بيشتر براي مالك و سرمايه داره.ديگران هيچ اهميتي ندارند.و تو به عنوان مالك تنها به خودت و سود و سرما يه ت فكر مي كني.
خودخواهي در اخرين سطح و درجه كه به جنايت مي انجامه.
اما كمونيسم خيلي قديمي تر از ماركسيسته.
Communist.communism.communistic., (به زندگي اشتراكي يا قبيله يا گروهي از مردم كه با هم زندگي مي كنن بر ميگرده.
Commune)
سالها قبل از كارل ماركس كمونيست و تفكرات كمونيستي وجود داشت.
و كارل ماركس با وارد كردن مطالعات و تحقيقات علمي خود از اجتماع و بهره گيري از نظريات ديگر متفكران از جمله استادش فلسفه ي نويني مبتني بر تاريخ و تهولات صورت گرفته در ان با مرجعيت مبحث اقتصادي و تاثير ان در زندگي و تمدن و تاريخ بشر معرفي كرد كه البته گويا خودش هم در اظهار نظري گفته كه حتي خودم هم ماركسيست نيستم.چرا كه از تفكراتش سوء تعبير هاي فراواني شد.و سمء استفاده هاي تاريخي كه بر كسي پوشيده نيست.
شب شده و من بيش از اين مجاز به نبشتن نيستم.اميدوارم اگه كسي در نوشته هام نقصي ميبينه كه ميدونم بسيارند بهم بگه تا رفعش كنم.
سالها هز اخرين مطالعات تاريخيم مي گذره.
اما همونطور كه گفتم دوست دارم اينجا جايي واسه ارائه ي فلسفه ي خودمون باشه نه بلغوره فلسفه ي ديگران.
ما ازشون استفاده مي كنيم اما برده وار مطيعشون نيستيم و طوطي وار تكراركننده شون.
حالا اگه جايي برداشت شخصي ما خيلي دور از واقعيت اون فلسفه بود دوستان تذكر مي دن تا تصحيح بشه.
اما بيشتر انگيزه در خلق اين بستر انجام نفس ديالكتيك و تمرين ان بود.
با تشكر
__________________
http://kalagheshoureshi.blogfa.com/
میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت
میخواری و مستی ره و رسم دگری داشت
kalaghshouresh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 12-30-2007   #17 (permalink)
Expert
 
kalaghshouresh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2007
محل سكونت: world
ارسالها: 1,936
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 22
از ایشان 688 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ماترياليست هاي جهان وطن

اسم استاد ماركس چي بود؟
كه گفت من فلسفه ي فلاني رو واژگون كردم؟
اهان.
هگل بزرگ
راستي نظرتون رو راجع به ترور بينظير بوتو بگيد؟
من در شب حادثه اين پيام رو به دوستانم دادم كه:
بينظير بوتو كشته شد.بمبي ديگر بر سر اصلاحات سياسي يا يا مبارزات مدمي يا حزبي يا هرچه در كشور ديكتاتوري پرويز مشرف!!!
مرگ مردم عادي كه هنوز نيازمند رهبران و احزاب سياسي براي رهايي از استبداد و ظلم و تبعيض و خشونت هستند.
و چه كسي در ميان خيل منتظران منجي خويش انتظار انسان اگاه را مي كشد كه خود بي نياز از غير در صلح و ارامش به ازادي مي رسد؟
kalaghshouresh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-09-2008   #18 (permalink)
Expert
 
kalaghshouresh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2007
محل سكونت: world
ارسالها: 1,936
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 22
از ایشان 688 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ماترياليست هاي جهان وطن

فلسفه این حقیقت را به هیچ روی کتمان نمی کند که ایین ان همانا ایین پرومته است:
"در یک کلام من از تمامی خدایان نفرت دارم."
این است ابزار و وسیله ی فلسفه در برابر همه ی خدایان اسمانی و خاکی که خوداگاهی بشر را به عنوان برترین امر مقدس به شمار نمی اورند.----------کارل مارکس...تفاوت فلسفه ی طبیعی در نزد ذیمقراطیس و اپیکور
------------------------------------------------------------------------------------------------------
نخستین نظریه های سوسیالیستی طبیعتا در انگلستان جایی که انقلاب صنعتی پیشرفته تر از از سایر جاها بود و در فرانسه که از سال 1700میلادی به ان سو زادگاه تفکار سیاسی انقلابی در اروپا بود عرضه شدند.
خود کلمه ی سوسیالیسم(socialism)نیز برای نخستین بار به عنوان توصیفی از عصول عقاید :فوریه" و رابرت اوئن" در نشریه ای در لندن در سال 1826 به کار برده شد.
-----------------------------------------------------------------------
گئورگ ویلهم فردریش هگل معتقد بود که جامعه و دولت مظهر تحقق و تکامل عقل مطلق است و این طور نتیجه گیری کرد که فرد باید از دولت پیروی و اطاعت کند.
-----------------------------------
هگل معتقد بود که عالم هستی بر اصل تضاد قائم است.و از کشاکش اضداد وضعیتی به وجود می امد که انرا "سنتز"synthese or synthesis" می نامید.این درگیری به منظور رسیدن به "حقیقت مطلق" است.
نزاع "تز"these or thesis"انچه هست" و "انتی تز"antithese"مخالف انچه هست" جنبه ی ظاهری داشته و هدف اصلی این جنگ تشکیل یک کل(مثال مطلق)absolute idea" است.
و مثال یا همان حقیقت مطلق معرف نهایی و کامل و کافی مطلق خدا و کائنات است.
خداوند همان اندیشه ی اندیشه ها و یگانگی کامل ذهن و عین است.
---------------------------------------------------------
از دیدگاه هگل تاریخ به مثابه پیشرفت منظم بشر بر روی کره ی زمین و تحت هدایت "مثال مطلق"(خداوند)
است.بنابراین دنیا در فرایند مداوم تغییر و دگرگونی قرار دارد که در یک چرخه ی سه مرحله ای صورت میگیرد.
نخستین مرحله "تز" است.یک فرایند وحدت و تصدیق.
دومین مرحله "انتی تز".فرایندی که از "تز "جدا میشود و با ان مخالفت می کند.
و سومین مرحله "سنتز".فرایندی که از تقابل "تز" و انتی تز" حاصل می شود و در ان اجزاء و عناصر "تز و انتی تز" با هم اشتی کرده ترکیب یا ادغام میشوند هم پیمان شده نظم نوینی را حاصل می شوند.
که همین "سنتز "پس از مدتی تبدیل به "تز" نوینی می شود و در درون خودش "انتی تز"ی را سبب شده پس از جدال نابود شده جایشان را به "سنتز " نوینی می دهد.
تمامی این فرایند را دیالکتیک(جدل) می نامند که از کلمه ی" دیالوگ"(گفتگو) یونانی گرفته شده.

kalaghshouresh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-09-2008   #19 (permalink)
Expert
 
kalaghshouresh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2007
محل سكونت: world
ارسالها: 1,936
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 22
از ایشان 688 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ماترياليست هاي جهان وطن

گریز از سرگرمی ها
باید از هر چیزی که ما را سرگرم میکند بپرهیزیم.!
برای انها که جدای از مسیر ابتذال و بیهودگی گله های انسان نماها در حرکتند سرگرم شدن به هرانچه گله را به خواب می برد مثل سم است.درست مثل سم کشنده مثل افیون و بدتر از ان.
انچه انسان نماها را از خودشناسی و پیشرفتهای درونی و درونگرایی های پیشبرنده بازداشته سرگرمی هایی ست که خود بشر در طول تارخ به وجود اورده است.انچه امروز تحت عنوان زندگی به انسان نماها تحویل داده می شود مجموعه ای از سرگرمی های مختلف و رنگارنگ است که ایشان را از اصل زیستن یعنی پرسیدن و فهمیدن و رسیدن و تلاش بازداشته!!!!
قانونها و باید و نبایدها!راه ها و روش ها!و تابو ها و توتم ها!مذاهب و هرانچه در اجتماعات خرد و کلان بشری موجود طبیعی کنجکاو پرسشگر انسانی را در خود متوقف می کند و این حق طبیعی جستجو و پرسش را از او می گیرد.
و به او اجازه ی رشد نمی دهد!
او را در لباس ها با نام ها و تبلیغات!با مصرف گرایی!!!!با اشیاء لوکس و شیک و وسوسه انگیز کاملا بی ارزش!!
با پول سفر و.............
اری.همه چیز در جهت خنگ و خر نگه داشتن اذهان متوقف انسان نماها طراحی شده است.تهی ماندن مغز و خروج کامل ان از مسیر پرسیدن و دریافتن و فهمیدن خود و پیرامون انطور که هست نه انطور که باید باشد!!
داده هایی به او انتقال می یابد که کاملا بی ارزش و فاسد هستند و فقط و فقط او را انطور که انها؟؟؟؟ می خواهند اماده می کند.
نه چیزی بیشتر!!!
و برای انکه زمانی برای تفکر نداشته باشد او را سرگرم می کنند.
وقتی انسان نما ها بیکار می شوند و اوقات فراغتی می یابند انها را سرگرم می کنند تا به چیزهای اساسی نیاندیشند.
با وسایل مختلف!!!!!!!!!!!
انسان نمایی که تربیت شده است تا کار کند.نه برای زیستن که برای تولید.نه برای خود که برای سرمایه دار.
و سرمایه دار می داند او نیاز به استراحت دارد تا تجدید قوا کند تا کمتر و دیرتر فرسوده شود تا بازده خوب و بهتری داشه باشد.
بنابراین در نظام سلطه ی بی چون و چرای امپریالیسم چه پنهان چه اشکار برای این ماشین های به ظاهر انسانی سرگرمی هایی تعبیه شده است.
تا همچنانکه او استراحت می کند ذهنش درگیر باشد تا دمی ثانیه ای نیاندیشد که چه می کند و برای که می کند.
تا مبادا کارگر ماشینی از خودش بپرسد ایا زندگی همین است که من دارم می کنم؟
ایا زندگی همین است که جامعه به من گفته است؟
عزت!غیرت!کار!خانواده!پول!سن !قدرت الهی!حکومت مشروع خدایی!دیروز1فردا! و امروز وطن و میهن و اقتدار کشور و سلامت رهبر و........
تا کارگر انسان نمای تبدیل شده به ماشین کنترل شده فرصتی نداشته باشد تا فکر کند.
تا مطمئن باشد فکرها را و راه ها را و سوال ها را باید رهبران دینی مذهبی سیاسی نظامی اقتصادی بکنند و بگیرند نه خودش!!!!!!!
و در فشار این سرگرمی ها او گمان می کند این استراحتگاهی ست تا خوش بگذراند.
تعطیلات!!
پاداش ها!!
تشویق ها!!1
هوراها!11
ایول ها!
نه!!!
همه اش برای خر ماندنه ماست.
خرتر شدنه ما!!!
نه!
خفه!
فکر ها تعطیل!
زندگی را ما معنا کرده ایم.
مبادا لحظه ای از عظمت ما غافل شده خودت بیاندیشی.
تو بهشت را از دست خواهی داد اگر به راستی و درستی و حقیقت انچه ما می گوییم شک کنی!!!
زندگی یعنی انچه من گفتم!!
سرت پایین باشد به شورت و شکم خودت سرگرم باش.
تو را چه به سیاست؟!!!
کار کن و بخور و نمیرت را بگیر و اعتراض نکن چون اخراج خواهی شد.می میری.
از سرما و از گرسنگی.
و تو چه تفاوتی با مرده ها داری؟
با ماشین ها؟
زندگی با ذلت یا مرگ با عزت؟

kalaghshouresh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-09-2008   #20 (permalink)
Expert
 
kalaghshouresh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2007
محل سكونت: world
ارسالها: 1,936
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 22
از ایشان 688 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ماترياليست هاي جهان وطن

3
دوره ی در تحول جامعه ی انسانی
1)توحش-بدویت--------1.شکار افکنی--2.گرداوری اذوقه
2)بربریت----تولید غذا از طریق کشت و زرع و ذخیره سازی
3)تمدن---؟----تولید کالا و مبادله
توحش به دو2 دوره ی 1)اولیه-باستانی و2)متاخر-ماقبل تاریخی تقسیم می شود.
دوره ی متاخر یا همان ماقبل تاریخی 1 یک میلیون و اندی سال طول کشید که بیش از 99% از تاریخ حیات انسان را شامل می شود.
بربریت 8000 سال ÷یش اغاز شد و تمدن..؟.... فقط_
3000 سال قدمت دارد.

kalaghshouresh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-09-2008   #21 (permalink)
Expert
 
kalaghshouresh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2007
محل سكونت: world
ارسالها: 1,936
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 22
از ایشان 688 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ماترياليست هاي جهان وطن

چند نفر توی دنیا اینا رو میشناسن؟
چند نفر از اینها که می شناسنش درست فهمیدنش؟
از کسانی که این موجود رو درک کردن چند نفر از افکارو عقاید این شخص تونستن در خود یا دنیای پیرامونشون تحولی ایجاد کنن؟
اگه تغییری حاصل شده ابعادش در چه اندازه ای بوده؟
چه حاصلی برای مردم دنیا داشته؟
مفید یا اثربخشی مثبت یا منفی یک جریان(شخص)باید در وسعت و اندازه ش بررسی بشه.
این انسان خوب خداشناس با ایده های تقریبا اصلاح طلبانه چه کرد؟
بازمانده از او چیست؟
نتیجه ی انچه او کرد چه بود؟
چرا همچنان انسانهایی در سطح وسیع هستن که جز پیروی از اشخاص و افکار و عقاید و سنت های کهنه و بدرد نخور حرکتی در عالم هستی ندارن؟
چرا هنوز جامعه ی انسانی به مرحله ای نداره که هر انسان بدون نیاز به پیروی از دیگری خوب رو از بد تشخیص بده و مستقل زندگی کنه و وقتی حرف می زنه حرف خودش باشه و اگر فکر می کنه فک خودش باشه؟
kalaghshouresh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-09-2008   #22 (permalink)
Expert
 
kalaghshouresh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2007
محل سكونت: world
ارسالها: 1,936
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 22
از ایشان 688 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ماترياليست هاي جهان وطن

گریز از سرگرمی ها
باید از هر چیزی که ما را سرگرم میکند بپرهیزیم.!
برای انها که جدای از مسیر ابتذال و بیهودگی گله های انسان نماها در حرکتند سرگرم شدن به هرانچه گله را به خواب می برد مثل سم است.درست مثل سم کشنده مثل افیون و بدتر از ان.
انچه انسان نماها را از خودشناسی و پیشرفتهای درونی و درونگرایی های پیشبرنده بازداشته سرگرمی هایی ست که خود بشر در طول تارخ به وجود اورده است.انچه امروز تحت عنوان زندگی به انسان نماها تحویل داده می شود مجموعه ای از سرگرمی های مختلف و رنگارنگ است که ایشان را از اصل زیستن یعنی پرسیدن و فهمیدن و رسیدن و تلاش بازداشته!!!!
قانونها و باید و نبایدها!راه ها و روش ها!و تابو ها و توتم ها!مذاهب و هرانچه در اجتماعات خرد و کلان بشری موجود طبیعی کنجکاو پرسشگر انسانی را در خود متوقف می کند و این حق طبیعی جستجو و پرسش را از او می گیرد.
و به او اجازه ی رشد نمی دهد!
او را در لباس ها با نام ها و تبلیغات!با مصرف گرایی!!!!با اشیاء لوکس و شیک و وسوسه انگیز کاملا بی ارزش!!
با پول سفر و.............
اری.همه چیز در جهت خنگ و خر نگه داشتن اذهان متوقف انسان نماها طراحی شده است.تهی ماندن مغز و خروج کامل ان از مسیر پرسیدن و دریافتن و فهمیدن خود و پیرامون انطور که هست نه انطور که باید باشد!!
داده هایی به او انتقال می یابد که کاملا بی ارزش و فاسد هستند و فقط و فقط او را انطور که انها؟؟؟؟ می خواهند اماده می کند.
نه چیزی بیشتر!!!
و برای انکه زمانی برای تفکر نداشته باشد او را سرگرم می کنند.
وقتی انسان نما ها بیکار می شوند و اوقات فراغتی می یابند انها را سرگرم می کنند تا به چیزهای اساسی نیاندیشند.
با وسایل مختلف!!!!!!!!!!!
انسان نمایی که تربیت شده است تا کار کند.نه برای زیستن که برای تولید.نه برای خود که برای سرمایه دار.
و سرمایه دار می داند او نیاز به استراحت دارد تا تجدید قوا کند تا کمتر و دیرتر فرسوده شود تا بازده خوب و بهتری داشه باشد.
بنابراین در نظام سلطه ی بی چون و چرای امپریالیسم چه پنهان چه اشکار برای این ماشین های به ظاهر انسانی سرگرمی هایی تعبیه شده است.
تا همچنانکه او استراحت می کند ذهنش درگیر باشد تا دمی ثانیه ای نیاندیشد که چه می کند و برای که می کند.
تا مبادا کارگر ماشینی از خودش بپرسد ایا زندگی همین است که من دارم می کنم؟
ایا زندگی همین است که جامعه به من گفته است؟
عزت!غیرت!کار!خانواده!پول!سن !قدرت الهی!حکومت مشروع خدایی!دیروز1فردا! و امروز وطن و میهن و اقتدار کشور و سلامت رهبر و........
تا کارگر انسان نمای تبدیل شده به ماشین کنترل شده فرصتی نداشته باشد تا فکر کند.
تا مطمئن باشد فکرها را و راه ها را و سوال ها را باید رهبران دینی مذهبی سیاسی نظامی اقتصادی بکنند و بگیرند نه خودش!!!!!!!
و در فشار این سرگرمی ها او گمان می کند این استراحتگاهی ست تا خوش بگذراند.
تعطیلات!!
پاداش ها!!
تشویق ها!!1
هوراها!11
ایول ها!
نه!!!
همه اش برای خر ماندنه ماست.
خرتر شدنه ما!!!
نه!
خفه!
فکر ها تعطیل!
زندگی را ما معنا کرده ایم.
مبادا لحظه ای از عظمت ما غافل شده خودت بیاندیشی.
تو بهشت را از دست خواهی داد اگر به راستی و درستی و حقیقت انچه ما می گوییم شک کنی!!!
زندگی یعنی انچه من گفتم!!
سرت پایین باشد به شورت و شکم خودت سرگرم باش.
تو را چه به سیاست؟!!!
کار کن و بخور و نمیرت را بگیر و اعتراض نکن چون اخراج خواهی شد.می میری.
از سرما و از گرسنگی.
و تو چه تفاوتی با مرده ها داری؟
با ماشین ها؟
زندگی با ذلت یا مرگ با عزت؟

kalaghshouresh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-09-2008   #23 (permalink)
Expert
 
kalaghshouresh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2007
محل سكونت: world
ارسالها: 1,936
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 22
از ایشان 688 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ماترياليست هاي جهان وطن

گریز از سرگرمی ها

باید از هر چیزی که ما را سرگرم میکند بپرهیزیم.!
برای انها که جدای از مسیر ابتذال و بیهودگی گله های انسان نماها در حرکتند سرگرم شدن به هرانچه گله را به خواب می برد مثل سم است.درست مثل سم کشنده مثل افیون و بدتر از ان.
انچه انسان نماها را از خودشناسی و پیشرفتهای درونی و درونگرایی های پیشبرنده بازداشته سرگرمی هایی ست که خود بشر در طول تارخ به وجود اورده است.انچه امروز تحت عنوان زندگی به انسان نماها تحویل داده می شود مجموعه ای از سرگرمی های مختلف و رنگارنگ است که ایشان را از اصل زیستن یعنی پرسیدن و فهمیدن و رسیدن و تلاش بازداشته!!!!
قانونها و باید و نبایدها!راه ها و روش ها!و تابو ها و توتم ها!مذاهب و هرانچه در اجتماعات خرد و کلان بشری موجود طبیعی کنجکاو پرسشگر انسانی را در خود متوقف می کند و این حق طبیعی جستجو و پرسش را از او می گیرد.
و به او اجازه ی رشد نمی دهد!
او را در لباس ها با نام ها و تبلیغات!با مصرف گرایی!!!!با اشیاء لوکس و شیک و وسوسه انگیز کاملا بی ارزش!!
با پول سفر و.............
اری.همه چیز در جهت خنگ و خر نگه داشتن اذهان متوقف انسان نماها طراحی شده است.تهی ماندن مغز و خروج کامل ان از مسیر پرسیدن و دریافتن و فهمیدن خود و پیرامون انطور که هست نه انطور که باید باشد!!
داده هایی به او انتقال می یابد که کاملا بی ارزش و فاسد هستند و فقط و فقط او را انطور که انها؟؟؟؟ می خواهند اماده می کند.
نه چیزی بیشتر!!!
و برای انکه زمانی برای تفکر نداشته باشد او را سرگرم می کنند.
وقتی انسان نما ها بیکار می شوند و اوقات فراغتی می یابند انها را سرگرم می کنند تا به چیزهای اساسی نیاندیشند.
با وسایل مختلف!!!!!!!!!!!
انسان نمایی که تربیت شده است تا کار کند.نه برای زیستن که برای تولید.نه برای خود که برای سرمایه دار.
و سرمایه دار می داند او نیاز به استراحت دارد تا تجدید قوا کند تا کمتر و دیرتر فرسوده شود تا بازده خوب و بهتری داشه باشد.
بنابراین در نظام سلطه ی بی چون و چرای امپریالیسم چه پنهان چه اشکار برای این ماشین های به ظاهر انسانی سرگرمی هایی تعبیه شده است.
تا همچنانکه او استراحت می کند ذهنش درگیر باشد تا دمی ثانیه ای نیاندیشد که چه می کند و برای که می کند.
تا مبادا کارگر ماشینی از خودش بپرسد ایا زندگی همین است که من دارم می کنم؟
ایا زندگی همین است که جامعه به من گفته است؟
عزت!غیرت!کار!خانواده!پول!سن !قدرت الهی!حکومت مشروع خدایی!دیروز1فردا! و امروز وطن و میهن و اقتدار کشور و سلامت رهبر و........
تا کارگر انسان نمای تبدیل شده به ماشین کنترل شده فرصتی نداشته باشد تا فکر کند.
تا مطمئن باشد فکرها را و راه ها را و سوال ها را باید رهبران دینی مذهبی سیاسی نظامی اقتصادی بکنند و بگیرند نه خودش!!!!!!!
و در فشار این سرگرمی ها او گمان می کند این استراحتگاهی ست تا خوش بگذراند.
تعطیلات!!
پاداش ها!!
تشویق ها!!1
هوراها!11
ایول ها!
نه!!!
همه اش برای خر ماندنه ماست.
خرتر شدنه ما!!!
نه!
خفه!
فکر ها تعطیل!
زندگی را ما معنا کرده ایم.
مبادا لحظه ای از عظمت ما غافل شده خودت بیاندیشی.
تو بهشت را از دست خواهی داد اگر به راستی و درستی و حقیقت انچه ما می گوییم شک کنی!!!
زندگی یعنی انچه من گفتم!!
سرت پایین باشد به شورت و شکم خودت سرگرم باش.
تو را چه به سیاست؟!!!
کار کن و بخور و نمیرت را بگیر و اعتراض نکن چون اخراج خواهی شد.می میری.
از سرما و از گرسنگی.
و تو چه تفاوتی با مرده ها داری؟
با ماشین ها؟
زندگی با ذلت یا مرگ با عزت؟

kalaghshouresh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-09-2008   #24 (permalink)
Expert
 
kalaghshouresh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2007
محل سكونت: world
ارسالها: 1,936
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 22
از ایشان 688 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ماترياليست هاي جهان وطن

کارل مارکس
فویرباخ اعلام کرد که برای درک و فهم مسیحیت بهتر این است که تمامی فرضیات متکی بر الوهیت و ربانیت را کنار گذاشت و این طور فرض کرد که مسیحیت نیز همچون سایر ادیان نظام های فکری محصول فکر و تخیل بشر می باشد و لذا مسیحیت فقط بایستی از طریق بررسی دنیای اجتماعی حقیقی بشر درک و فهم شود.
وی علاوه بر اینکه به تحلیل حق ماوراء طبیعی (حقوق معنوی و اخلاقی انسانها)از طریق مسیحیت پرداخت بلکه ضمنا نشان داد که جنبه های ارزشمند معنوی و اخلاقی تفکر مسیحی را می توان از ضروریات انسان ها در دنیای واقعی استنتاج کرد و نیازی به ضمانت اجرایی خداوند ندارد.
اما ما در جامعه ی ایران که معتقد به مذهب اسلام از نوع و مدل اخوندی شاخه ی شیعی هستند(اکثریت و البته حکومت)بایستی قبل از الغای کامل مذهب و حذف تمام و کمال ان از زندگی اجتماعی و بازگرداندن ان به جایگاه اصلی یعنی درون انسانها کارهای دیگری بکنیم.
هنوز مردم ایران امادگی فراموش کردن قدرت انتزاعی خداوندشان ندارند.
نه تنها حکومت مارا به اشد مجازات محکوم خواهد کرد بلکه مردم هم بر سر جنگ با مایی بر خواهند خاست که مدعی مبارزه برای خودشان را داریم.
مردم وقتی با تمام وجود به خداوندی که اسلام می گوید اعتقاد دارند هرگز این باور کهنه ولی ماندگار و قوی را کنار نمی گذارند تا به ما بپیوندند.
اکنون برای انسان مذهبی خداوند مالک روح جسمش است و ما تووان وبارزه با این اندیشه را نداریم.
بایستی فرد را در اجتماع ارام ارام با واقعیات با عالم واقع اشنا کرد و اندک اندک او را بر ضد فریب و ریا و دروغ های وذهبی اشنا کرد.
بایستی تاریخ زیستن بشر را به روی کره ی خاکی انطور که بوده برایش شرح داد تا او متوجه شود که از نسل موجودات میمون واری ست که بر اثر جهش های شاید ژنتیکی و رشد ماده ی مغز و غیره از میمونیت فاصله گرفته و انسان میمون شده و سپس در پی تاریخی طولانی و گذر از عصرهای مختلف به تمدن کنونی رسیده است.
نه ان افسانه های واهی و خلق دنیا در چند روز و خلق ادم و در پی درخواست این نرینه افریدن حوای مونث!
بایستی به انسان مذهبی که با نهایت ستم و ظلم تمام دریچه های ارتباطش با دنیای برون توسط مذهب مسدود شده فهمانده شود که هستی انچه مذهبت می گوید نیست.
و او را از روی ابرها بیرون کشد و زمین را نشانش دهد.
این کار سخت است.
هزاران سال این قوم مذهب باور بوده و چند صد سال است در پی هجوم قوم عرب یگانه پرست!!!
پس در پی یک مقاله یا چند کلاس اموزش به سوی واقعیت بازنخواهند گشت.
-000000000000000000................................ .................................................. .............................................
kalaghshouresh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-09-2008   #25 (permalink)
Expert
 
kalaghshouresh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2007
محل سكونت: world
ارسالها: 1,936
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 22
از ایشان 688 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ماترياليست هاي جهان وطن

دین و مذهب
دین افیون مردم است
انسان است که دین را می سازد نه اینکه دین انسان را بسازد.دین به معنای خوداگاهی و خودیابی برای انسانی است که هنوز بر خویش چیره نشده است یا خویشتن خویش را از کف داده است.
اما دین در راستای تحقق باور نکردنی خمیره و ذات بشر گام بر میدارد.زیرا سرنوشت بشر فاقد یک واقعیت حقیقی است.
از این رو پیکار با دینبه مثابه پیکار با جهانی است که دین جوهره ی روحانی انرا تشکیل می دهد.ضمنا فلاکت و ادبار دینی بیانگر فلاکت واقعی و اعتراض به این تیره روزی است.
دین به مثابه اه یک انسان درمانده و قلب یک جهان بیرحم و نیز روح هستی بیروح است.
دین افیون مردم است.
محو شدن دین که به منزله ی خوشبختی موهوم مردم است در واقع خوشبختی واقعی انان به شمار می رود.
این توقع که مردم از توهمات مربوط به وضع خودچشم پوشی کنند در حکم این است که مردم از وضعیت هایی که نیاز به توهم دارد صرف نظر کنند.
لذا انتقاد از دینبه انتقاد از دریای اشک هایی که دین هاله ی انها است می انجامد.
اما انتقاد از دین انسان را از اشتباه بیرون می اورد تا به عنوان انسانی که به اشتباه خود پی برده و اختیاردار عقل خویش است بیاندیشد و عمل کند.واقعیت خویش را بیافریند تا در اطراف خورشید واقعی خود یعنی اطراف خودش به گردش دراید.
کارل مارکس-مقدمه ی نقد فلسفه ی هگل
-------------------------------------------------------------------------
اما چه وضعیتی بر مردم حاکم است که ایشان را مجبور به خلق توهمات و پذیرش اوهام و جایگزینی دروغ و ریا و فریب و انتزاع در عوض واقعیت می کند؟
شرایط بد و نامطلوب زندگی.
عدم حضور ازادی و ارامش و تامین نشدن نیاز های اساسی انسان به عنوان حیوانی جسمانی و نیازهای روحی معنوی اش به عنوان حیوانی اندیشمند و اجتماعی.؟
جامعه چه چیزهایی را از انسانها دریغ می کند که او مجبور می شود چشم بر واقعیات بسته به سراغ اوهام برود؟

kalaghshouresh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-13-2008   #26 (permalink)
Expert
 
kalaghshouresh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2007
محل سكونت: world
ارسالها: 1,936
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 22
از ایشان 688 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ماترياليست هاي جهان وطن

استدعا دارم اگر دین و مکتب و باور شما چیزی جز خودش رو لایق بحث و گفتگو نمی دونه وارد مباحثی نشید که پایه و اساسش دیالکتیکه.
مکتب فکری من به من اجازه میده وارد تمام مباحث بشم و در نقدها شرکت کنم.من اونقدر به انچه بدان معتقدم ایمان و اطمینان دارم که با هر کسی از هر جایی با هر ایمان و اعتقاد و تفکری روبرو می شم و باهاش حرف می زنم و حرفاشو گوش میدم .
چون مکتب فکری من این اطمینان رو داره که در صورت شنیدن حرفای دیگران حتی اگه کاملا مخالف و بر علیه من و عقایدم باشن نمی تونه اسیبی به من برسونه و کوچکترین خدشه ای در افکارم پیش بیاره.
اما ما در دنیا با مکاتب و باور هایی مواجه می شیم که انسانهایی با عقاید مخالفشونو اعدام می کنن.که به مخالفانشون اجازه ی نفس کشیدن نمی دن.
چرا؟
چون از درون تهی هستن.
چون اطمینان ندارن که مومنان به ایشان بعد از اشنایی با واقعیت دنیا و نظریات دیگه باز هم اسیر اونها بمونن.
شما وقتی می تونی بگی من حقیقتا یک ایده ئولوژی برتر رو یافتم که در تمام وجود من رخنه کرده و منو پر کرده و نیاز به چیزه دیگه ای ندارم که ازادانه و بدون هراس با مخالفان مکتبت روبرو شی و نترسی که اونها نقدت کنن.
نترسی که بر خلاف باور تو حرفی بزنن.
اما مذاهب و بخصوص اسلام شیعی که من در ایران هر ثانیه باهاش روبرو می شم بر اساس باورهاش(چه اصیل چه جعلی)محکم جلوی من می ایسته و میگه تو حق نداری مخالفت کنی.
چرا؟
چون حقیقت با تو نیست.
مذهبی ها میگن کفر نگو.و هرگز حاضر نمیشن عقاید مخالفان رو گوش بدن.اونهارو ترور می کنن.
هرطور که شده خفه می کنن تا مبادا حرفشو به گوش کسی برسونه.
این یعنی از خودش مطمئن نیست.
و مکتبی که این همه تدعا داره و داره به میلیون ها انسان در سراسر جهان راه و روش زندگی رو می ده چطور می تونه از من بترسه؟
ایا من یک انسان محدود که بر اساس باورهای شما ذره ای هم در برابر خداوند شما نیستم می تونم با حرفام که مخالف شما هستند اسیبی برسونم؟
این ساده لوحی محضه.
توهین نیست.
منن مذهب و مذهبیون رو به مبارزه ی عقیده دعوت می کنم.
اما نه با بمب.نه با خشونت جسمی.با فکر.با دیالکتیک.
من می گم تو بشنو.تو بگو من میشنوم.
من حاضرم وارد تمام مساجد و کلیساها و دیرها و مکان های مذهبی بشم و با تمام اخوندها و کشیش ها و مبلغان وذهبی روبرو شم و حرفهای اونها رو بشنوم و در موردش فکر کنم.
هیچ هراسی از این کار ندارم.
چنانچه دارم میونشون زندگی می کنم.
مکتب من به من این قدرت رو داده که با همه ی انسانها مسالمت امیز زندگی کنم و برام مهم نباشه که هر کسی چه باور و دین و مذهبی داره.
اما انسانهای مذهبی که من سالهاست باهاشون زندگی می کنم هرگز رعایت منو نکردن و نمی کنن.
اونها صبح تا شب از مذهبشون حرف می زنن.من میشنونم.اما تا من میام کمی از عقیده م حرف بزنم................
خفه شو.
کفر نگو.
و.........
مرگ در انتظار منیه که موافق افکار و عقاید اینها نیستم.
و من حقوق انسانیم صلب میشه.
ایا مذهبیون که اینقدر دارن به قدرت خودشون می نازن می پذیرن بیان و روبروی من بایستن و گوش بدن به حرفام؟
من پایگاه و منبر و مسجد و کلیسا و غیره ندارم.
تبلیغاتمو در پوشه های جعلی سربسته ارائه نمی دم.و هراسی از شنیدن عقاید و باورهای شما که در مغایرت کامل با باور من داره ندارم.
اما شما چی؟
به محض اینکه کسی از شما نقد میکنه سریع می گسد خفه ش کنید.اسلام در خطره.
میگید ببر صداتو کافر.می خوای مذهب مارو از ما بگیری.
این چه مذهبیه که با حرفای یه مخالف از بین میره؟
اگر مذهب شما قدرتمنده چرا می ترسه؟
چرا شما که صبح تا شب از مکاتب مختلف نقد می کنید و میگید مثلا مارکسیسم و کمونیسم و لیبرالیسم و غیره و سوسیالیسم و مسیحیت و غیره بده و اشتباهه و نقص داره و فلان و رهبران اونها مشکل دارن و غیره اجازه نمی دید کسی شما رو نقد کنه؟
این ترسه؟
این هراس ناشی از چیه؟
مگه به حقیقت و درستی بائرهاتون اعتقاد ندارید؟؟
مگه مطمئن نیستید که شما همه ی حقیقت رو دارید؟
پس این ترس از چیه؟
که از اول کودکی به شماها می گن هرگز به مخالفت با مذهبت فکر نکن.
میگید کفره و جهنمی خواهید بود اگه یک لحظه فکر کنید که خدایی نیست و پیامبر جعلیه و....
چرا اجازه نمیدید که فرد بره مطالعه کنه و تمام حقایق و اطلاعات و ادیان و مذاهب دنیا رو ببینه و حس کنه و تجربه کنه و در نهایت به سوی شما برگرده اگر انچه ادعا می کنید حقیقت مطلقه؟
اگر شما و باورهاتون حقیقت مطلق باشه فرد بعد از تمام جستجوها با اطمینان به طرف شما بر می گرده.
اما اینطور نیست.چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ?؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ?؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ?؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ?؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
kalaghshouresh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-18-2008   #27 (permalink)
Expert
 
kalaghshouresh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2007
محل سكونت: world
ارسالها: 1,936
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 22
از ایشان 688 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ماترياليست هاي جهان وطن

sometimes we r sure that life is a tale told by an idiot,full of souns a fury,signyfiein nothing.and sometimes we forget that.its the simple life we have
kalaghshouresh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-19-2008   #28 (permalink)
Expert
 
kalaghshouresh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2007
محل سكونت: world
ارسالها: 1,936
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 22
از ایشان 688 بار سپاسگزاري شده است
Icon17 پاسخ : ماترياليست هاي جهان وطن

هرانچه بین من و هم نوع من فاصله بندازه اشتباهه.
حتی جنسیت!!!!
اما باید نگاهی به شرایط بندازیم
ایا در دوره ای زندگی می کنیم که انسانها کمترین نزدیکی و شباهتی با موجودات فهمیده دارن؟
گمان نمی کنم.
هنوز هم در عصر نفهمی ها و کج فهمی ها و فاصله ها هستیم
هنوز هم نیاز به خدایان و پیامبران جعلی داریم
ما همچنان نیازمند برده شدن و ارباب بودن هستیم
هنوز هم بشر وجودش اکنده از هراس هاییست که تماما از روی نا اگاهی و نادانی اش است.
و هنوز با بشری اگاه به مسائل پیرامون و جدا شده از وهم و خیال فاصله داریم
اما اروم اروم اگه کره ی زمین منفجر نشه و نسل تمام موجودات منقرض نشه شاید تمدن بشری به جایی برسه که حکومت مردانه جنس ماده یا همون زنان رو مجبور و محکوم به رعایت اجباری پوشش و لباس نکنه.
و یا اونها رو در فضایی رشد نده که خودشون انتخاب کننن که اسیر بازی های مذکرانه بشن و از این انتخاب ببالن و کیف کنن.
نمی دونم روزی می رسه که همه در کنار هم انسان باشن نه زن و مرد؟
__________________

رئیس جمهور ایران رو دعوت می کنم به خوابیدن در سرمای منهای بیست درجه دور از بخاری های گازی بدون پتوی گرم و نه توی رختخواب که روی موکت نازکی که مردمی در مجموعه ای با تعداد بالا در حال خوابیدن هستن
.
رئیس جمهور و هیئت دولت و مجلسی ها و رهبرشون و تمام سرمایه دارها و مالکان رو دعوت می کنم یک شب و تنها چند ساعت لباسهای گرم و پشمی و کلفتشونو در بیارن و با کفش های پاره ای که پای اکثریتی غیرقابل کتمان انسان شهروند ایرانیه به پا کنن و توی سرمای منهای بیست درجه کمتر یا بیشتر مناطقی از ایران با یه پیت حلبی به دنبال چند لیتر نفت برن!!!!
نفت بشکه ای 100 دلار برای ما به فروش میره.
و جای ایران در اخرین نظر سنجی بین کشورهایی مثل زیمباوه و بلاروس و ..........این اوضاع اقتصادی کشور امام زمانه!!!!!
ما مقام 150 رو داشتیم و الان با یه پله سقوط 151 هستیم.
این ارقامه استکبار جهانیه.
ما هم باور نمی کنیم.
اما مرگ هموطن هامونو که جلوی چشامون اتفاق می افته باور می کنیم.
سفر بوش به خاورمیانه برای صلح نبود.امریکایی ها می گن بود.ما باور نمی کنیم.
چون نمی دونیم.
بدونیم هم فرقی به حالمون نمی کنه.
اونچه ما باور می کنیم مرگ هم وطن هامون از سرما و نبود یا کمبود منابع سوختی برای گرمابخشی به محیط خونه هاست.
اونهم در سرزمینی که داره نفت رو بشکه ای 100 دلار می فروشه.و دارای ذخایر بالای گازه!!
لطفا از مسئولین حکومت بخواین تا یه شب رو بیان و بین مردم صبح کنن.بت مردم.در خونه های مردم.با شرایط مردم.
البته امیدی نیست.فقط واسه تجربه ش گفتم.
مطمئنا افاقه نمی کنه.
-------------------------------------------

مکتب فکری من به من اجازه میده وارد تمام مباحث بشم و در نقدها شرکت کنم.من اونقدر به انچه بدان معتقدم ایمان و اطمینان دارم که با هر کسی از هر جایی با هر ایمان و اعتقاد و تفکری روبرو می شم و باهاش حرف می زنم و حرفاشو گوش میدم .
چون مکتب فکری من این اطمینان رو داره که در صورت شنیدن حرفای دیگران حتی اگه کاملا مخالف و بر علیه من و عقایدم باشن نمی تونه اسیبی به من برسونه و کوچکترین خدشه ای در افکارم پیش بیاره.
اما ما در دنیا با مکاتب و باور هایی مواجه می شیم که انسانهایی با عقاید مخالفشونو اعدام می کنن.که به مخالفانشون اجازه ی نفس کشیدن نمی دن.
چرا؟چون از درون تهی هستن.
چون اطمینان ندارن که مومنان به ایشان بعد از اشنایی با واقعیت دنیا و نظریات دیگه باز هم اسیر اونها بمونن.
شما وقتی می تونی بگی من حقیقتا یک ایده ئولوژی برتر رو یافتم که در تمام وجود من رخنه کرده و منو پر کرده و نیاز به چیزه دیگه ای ندارم که ازادانه و بدون هراس با مخالفان مکتبت روبرو شی و نترسی که اونها نقدت کنن.
نترسی که بر خلاف باور تو حرفی بزنن.
اما مذاهب و بخصوص اسلام شیعی که من در ایران هر ثانیه باهاش روبرو می شم بر اساس باورهاش(چه اصیل چه جعلی)محکم جلوی من می ایسته و میگه تو حق نداری مخالفت کنی.
چرا؟چون حقیقت با تو نیست.
مذهبی ها میگن کفر نگو.و هرگز حاضر نمیشن عقاید مخالفان رو گوش بدن.اونهارو ترور می کنن.
هرطور که شده خفه می کنن تا مبادا حرفشو به گوش کسی برسونه.
این یعنی از خودش مطمئن نیست.
و مکتبی که این همه تدعا داره و داره به میلیون ها انسان در سراسر جهان راه و روش زندگی رو می ده چطور می تونه از من بترسه؟ایا من یک انسان محدود که بر اساس باورهای شما ذره ای هم در برابر خداوند شما نیستم می تونم با حرفام که مخالف شما هستند اسیبی برسونم؟این ساده لوحی محضه.
توهین نیست.
منن مذهب و مذهبیون رو به مبارزه ی عقیده دعوت می کنم.
اما نه با بمب.نه با خشونت جسمی.با فکر.با دیالکتیک.
من می گم تو بشنو.تو بگو من میشنوم.
من حاضرم وارد تمام مساجد و کلیساها و دیرها و مکان های مذهبی بشم و با تمام اخوندها و کشیش ها و مبلغان وذهبی روبرو شم و حرفهای اونها رو بشنوم و در موردش فکر کنم.
هیچ هراسی از این کار ندارم.
چنانچه دارم میونشون زندگی می کنم.
مکتب من به من این قدرت رو داده که با همه ی انسانها مسالمت امیز زندگی کنم و برام مهم نباشه که هر کسی چه باور و دین و مذهبی داره.
اما انسانهای مذهبی که من سالهاست باهاشون زندگی می کنم هرگز رعایت منو نکردن و نمی کنن.
اونها صبح تا شب از مذهبشون حرف می زنن.من میشنونم.اما تا من میام کمی از عقیده م حرف بزنم................
خفه شو.
کفر نگو.
و.........
مرگ در انتظار منیه که موافق افکار و عقاید اینها نیستم.
و من حقوق انسانیم صلب میشه.
ایا مذهبیون که اینقدر دارن به قدرت خودشون می نازن می پذیرن بیان و روبروی من بایستن و گوش بدن به حرفام؟من پایگاه و منبر و مسجد و کلیسا و غیره ندارم.
تبلیغاتمو در پوشه های جعلی سربسته ارائه نمی دم.و هراسی از شنیدن عقاید و باورهای شما که در مغایرت کامل با باور من داره ندارم.
اما شما چی؟به محض اینکه کسی از شما نقد میکنه سریع می گسد خفه ش کنید.اسلام در خطره.
میگید ببر صداتو کافر.می خوای مذهب مارو از ما بگیری.
این چه مذهبیه که با حرفای یه مخالف از بین میره؟اگر مذهب شما قدرتمنده چرا می ترسه؟چرا شما که صبح تا شب از مکاتب مختلف نقد می کنید و میگید مثلا مارکسیسم و کمونیسم و لیبرالیسم و غیره و سوسیالیسم و مسیحیت و غیره بده و اشتباهه و نقص داره و فلان و رهبران اونها مشکل دارن و غیره اجازه نمی دید کسی شما رو نقد کنه؟این ترسه؟این هراس ناشی از چیه؟مگه به حقیقت و درستی بائرهاتون اعتقاد ندارید؟؟مگه مطمئن نیستید که شما همه ی حقیقت رو دارید؟پس این ترس از چیه؟که از اول کودکی به شماها می گن هرگز به مخالفت با مذهبت فکر نکن.
میگید کفره و جهنمی خواهید بود اگه یک لحظه فکر کنید که خدایی نیست و پیامبر جعلیه و....
چرا اجازه نمیدید که فرد بره مطالعه کنه و تمام حقایق و اطلاعات و ادیان و مذاهب دنیا رو ببینه و حس کنه و تجربه کنه و در نهایت به سوی شما برگرده اگر انچه ادعا می کنید حقیقت مطلقه؟اگر شما و باورهاتون حقیقت مطلق باشه فرد بعد از تمام جستجوها با اطمینان به طرف شما بر می گرده.
اما اینطور نیست.چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ?؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ?؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ?؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ?؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

kalaghshouresh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-19-2008   #29 (permalink)
Expert
 
kalaghshouresh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2007
محل سكونت: world
ارسالها: 1,936
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 22
از ایشان 688 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ماترياليست هاي جهان وطن

بالاخره باید فرقی بین استقبال از تفکرات سطحی و عوام پسند و انچه اندیشمندان عمیق و فلسفی نامیده اند باشد یا خیر؟
kalaghshouresh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-30-2008   #30 (permalink)
Expert
 
kalaghshouresh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2007
محل سكونت: world
ارسالها: 1,936
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 22
از ایشان 688 بار سپاسگزاري شده است
Icon17 پاسخ : ماترياليست هاي جهان وطن

فلسفه این حقیقت را به هیچ روی کتمان نمی کند که ایین ان همانا ایین پرومته است:
"در یک کلام من از تمامی خدایان نفرت دارم."
این است ابزار و وسیله ی فلسفه در برابر همه ی خدایان اسمانی و خاکی که خوداگاهی بشر را به عنوان برترین امر مقدس به شمار نمی اورند.----------کارل مارکس...تفاوت فلسفه ی طبیعی در نزد ذیمقراطیس و اپیکور
==================================================

و در اون دنیا دیگران بشنون و اگه اشتباه بود بهم بگن تا اصلاحش کنماما وارد دنیایی شدم که همچنان اظهار نظر نادرست و اشتباهههنوز هم کسی به حرفای کسی که می خواد دنیا رو بر اساس واقعیات و کشفیات و تجربیات واقعی تعریف کنه گوش نمی دههمه دنباله روی انچه گفته اند و انچه نوشته اند که پوسیده است هستند.
در دنیای من شما و باورها و خدایانتان می توانید در صورت عدم انجام کاری که به کسی اسیب برسونه تا هرکجا و هروقت که خواستید زندگی کنید.
اما دنیای شما مذهبی ها جور دیگه ایهشما میگید اگه با ما باشی و به انچه ما معتقدیم معتقد باشی حق زیستن داریوگرنه خفهبرو بمیر اما دم نزناما در دنیای من شما می تونی وارد بشی و هرچقدر که خواستی از اعتقاداتت حرف بزنی.
کودکان من در این دنیا میشینن و به حرفای شما گوش می دن.
من ترسی ندارم تا شما هرچی که خواستید به کودک من بگیدچون می دونم که طوری تربیت شده که درستترین رو انتخاب می کنه.
و اطمینان دارم که هرگز دست از واقعیت نمی کشه و به سوی جعلیات نمیرهاما سردمداران دنیای شما مذهبیون از خدایان و پیامبران تا والیان برناحق مکاتبتان هرگز به عقیده بر خلاف شما اجازه نمی دن تا از خودش حرف بزنه.
شما خداباور می ترسی که کودکانتون در معرض اطلاعات قرار بگیرهمی ترسید تا دروغتون که سست و بی مقداره رو بشه و کودکانتون با عالم واقعیت اشنا شن.
برای همین تمام سعی تونو می کنید تا کسی وارد زندگی تون نشههمه ی مخالفان رو قتل عام می کنیدنشنیده می کشیداما ما ماتریالیست ها ی خداناباور حاضریم به شما زمان و امکانات بدیم تا جایی که می تونید بر ضد حقیقت و واقعیت عالم ماده نظریه پردازی کنید.
تفاوت اینه که دنیای واقع امروزی توی چنگال های قدرت جعلی جهالت شما و حاککمانتونه.
هرچند در این میان تنها حاکمان و سرمایه داران سود می برن و شما مذهبیون مثل گاو شیر ده به مثابه همون پرولتری بدبخت در جامعه های بورژوازی هستید.
از مذهب و شما مذهبیون خداباور که اعتقاد به قیام در اخر زمان و احقاق حقوق انسانی اجتماعی خودتون در دنیای دیگه دارید سوء استفاده می شه و شده.
شما منتظر منجیانی اسمانی هستید که شما رو از این فلاکت رها کنه.و یا پاداش خدایانی که به شما در انتهای این همه ظلم در دنیایی دیگه در خیال خوش بهشت هرانچه می خواید بده.
این امیدیه که به شما تحمیل شده تا هرگز برنخیزید و بر ضد هر جریان شورشی باشیدشما منتظرید تا خدایانتون دنیا رو درست کنن.
اما من نه.
هرگز

=========================================
ایا مذهب بخشی از تاریخ بشر نیست و نبوده؟
و ایا فلسفه به تفسیر و تعبیر و تغییر تاریخ نپرداخته و نمی پردازد؟
برای ایشان که مذهب را از تاریخ جدا و تاریخ را از فلسفه دور می بینند باید بنویسم ..........
هیچ
kalaghshouresh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 02:36 PM با تنظيم GMT +3.5 مي باشد.


Powered by: vBulletin - © Jelsoft Enterprises Ltd
Copyright ©2005 - 2010, HamMihan
تمام حقوق محفوظ می باشد , پایگاه اینترنتی هم میهن
هم میهن - اخبار ایران و جهان  - کتابخانه -میهن نیوز - هواشناسی - تفریح و سرگرمیفیلم و سینما - حوادث - بیوگرافی شخصیت ها -  بازی آنلاینایرانگردی - فال حافظ - پزشکی و سلامتی - ورزش - تصاویر ماهوراه ای - دیدنی هاگالری تصاویر - تکنولوژی  -  ابزارهای موبایلجملات پندآموز - دیکشنری انگلیسی به فارسی - جستجوگر فارسی - درگاه تجاری لوکوپوک