|
|
#16 (permalink) |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Jan 2008
محل سكونت: سرزمین آتش
ارسالها: 439
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 514
از ایشان 271 بار سپاسگزاري شده است
|
دوست خوبم کمی منظورتون رو واضحتر میفرمودید، چون اولش فرمودید اعتقاد زیادی ندارید، در ادامه فرمودید اگه میدونستید زندگی پس از مرگ وجود نداره سعی میکردید اونجوری که دوست دارید زندگی میکردید؟!
|
|
|
|
|
|
#18 (permalink) | |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Jan 2008
محل سكونت: سرزمین آتش
ارسالها: 439
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 514
از ایشان 271 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
![]() |
|
|
|
|
|
|
#19 (permalink) |
|
Expert
![]()
تاريخ عضويت: Feb 2008
محل سكونت: TEHR@N
ارسالها: 2,325
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 699
از ایشان 789 بار سپاسگزاري شده است
|
آره گفتم زیاد اعتقادی ندارم . ولی چون از بچگی این چیزا رو کردن تو گوشمون خود به خود آدم میره تو فکرشو گاهی از بعضی چیزا دست میکشه منم منظورم همون چند درصد اعتقاد یا بهتر بگم عادت به اینکه میگن وجود داره بودش .و اگه این چند درصد اعتقادم هم بتونم به صفر برسونمو دلیل و مدرکی دال بر اینکه وجود نداره ( همین قد که منو قانع کنه کافیه و به بقیه کاری ندارم ) پیدا کنم مطمونم اونجوری زندگی میکنم که گفتم .
|
|
|
|
|
|
#20 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Feb 2007
محل سكونت: همین حوالی
ارسالها: 8,515
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,301
از ایشان 3,802 بار سپاسگزاري شده است
|
ما توی زندگی قبل از مرگ موندیم حالا بیایم به زندگی پس از مرگ هم فکر کنیم؟؟
__________________
![]() ![]() توی این انتخابات به شعور میلیونها انسان توهین شد... از این به بعد من انتخابات رو تحریم میکنم و دیگه رای نخواهم داد
|
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي BaD_BoY به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#22 (permalink) | |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 1,775
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 550
از ایشان 581 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
مگر هرچه دیگران در این تاپیک بگویند لزوما شما باید ادعا کرده باشید؟ ضمنا ارتباط این سخنان را با تاپیک شاید از آنجا در بیابید که بخواهید به این پرسش بنده پاسخ دهید (البته اگر بنظرتان نیازی به پاسخ نباشد که دیگر حرفی نیست): این موضوع چه اهمیتی برای پرداختن دارد؟ و سوالات مشابهی مانند اینها: دلیل شما برای ایجاد این جستار چه بوده است؟ صرفا وقت گذرانی و بحث بی هدف یا با امید از تصادف به چیز مفیدی رسیدن؟ صحبت بنده این بود که بنظر بنده این موضوع چیزی که ارزش بحث و تفکر را داشته باشد ندارد. حداقل چیزی ارایه نشده و روشن نیست. اینکه هرکس موضوعی تخیلی یا بدون توجیه و هدف و فایده و تاثیر عملی مفید ایجاد کند و انسان بخواهد بدون اراده به هر سویی کشیده شود و تنها سعی کند معماهای طرح شده را حل کند، از نظر بنده نادرست است. چراکه منابع آدمی محدود و بسیار ارزشمندند و موضوعات و مشکلات بسیار مهم و زیاد واقعی نیز برای حل کردن وجود دارند. از این دست پرسشها بی شمار میتوان خلق کرد. ظاهرشان جالب مینماید. صرفا چون کسی تاکنون مطرح نکرده یا به آنها آنچنان جدی فکر نکرده ایم. اما آیا دلیل واقعی ای نیز برای پرداختن بدانها میتوانید معرفی کنید؟ و آیا بنظر شما پرداختن، نیازی به هیچ معیار و هدفی ندارد؟ بحث بنده هم بررسی همین مطلب بود که آیا میتوان ارزشی عملی در این بحث یافت یا خیر. با کمی تحلیل پیش رفتم و بزودی به بن بست برخوردم. درواقع عمر و عمق مطلب مطرح شده در این جستار بسیار کمتر از آنچه است که مینماید (مگر اینکه شما در پاسخ چیز بیشتری ارایه کنید که ما نیافته ایم).
__________________
Only God I Wish I Was Buddha کاش بودا بودم Live And Let Live زندگی کن و بگذار زندگی کنند Forgive And Be Forgiven ببخش و بخشیده شو |
|
|
|
|
|
|
#23 (permalink) | |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 1,775
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 550
از ایشان 581 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
فقط بدنبال لذت میرویم و دوام آن. البته انسان همیشه بدنبال همین است و بر اساس همین نیروها عمل میکند. جاذبه و دافعه. بنظرم تنها تفاوت اساسی آن است که میل به لذت بی حد و گریز از رنج و میل به ابدیت را تنها در همین جهان جستجو میکنیم. مابقی چیزها وسایلی در راه این اهداف هستند. مثلا قدرت و ثروت و غیره. تنها چیزی که وجود دارد و انگیزهء پایه است لذت و رنج است. بنظرم حتی میل به ابدیت نیز بنوعی از همین دو نیروی جاذبه و دافعه ناشی میشود. چون ما دوست نداریم نابود شویم و از لذت بدور افتیم. حال دیگر جزییات و روشهای رسیدن به اینها چه اهمیتی دارند؟ واقعیتهای تکراری روزمره هستند. مسایل لاینحل که با مطرح کردن یک موضوع هم نمیتوان هیچ معجزه ای درمورد آنها کرد. مدتهاست کار و بار بشر همین بوده و هست. چیز زیادی برای گفتن نیست. ارزشی برای تفکر ندارند. دلیلی بر آن نیست. چون این تفکر چیزی را حل نمیکند. در زمان حاضر چیز بیشتری به ما ارایه نمیکند، که اگر میکرد پیش از این بدان رسیده بودیم. اصولا یکی از دلایل ایمان آوردن به وجود ابعادی ماورای ماده و جهان ملموس و مشهود فیزیکی، اینست که آدمی حقارت و ناتوانی خودش را میبیند و اینکه از دید مادی امید چندانی وجود ندارد که انسان بتوان به آن بی حد و ابدی برسد. حال بسته به این است که تا چه حد احتمال بدهد که ماورایی که بتواند خواسته های او را برآورد موجود باشد. اینکه تاچه حد خواستهء درونی خویش را واقعی بدانیم و آنرا حجتی بر وجود این ماورا، خودش بحثی است! پس درواقع ما پیش از این، این راه را طی کرده ایم. هرکس تفاوتی را که در دو صورت وجود یا عدم وجود ماورا میتواند تصور کند دریافته. به تجربه و تفکر بدان رسیده است. فکر میکنید نام بردن و مطرح کردن این موضوع که ظاهرا جدید بنظر میرسد چیزی را عوض میکند؟! این مسئله چیزیست که از زمانیکه انسان خودش را میشناسد با آن رودررو میشود و مجبور به تفکر و تحلیل آن است تا جایی که میتواند. نهایتا یک راه را انتخاب میکند. باور یا ناباوری. گرچه رفتار عملا میتواند میان محدودهء بسیار وسیعتری نوسان کند. از مادیگرایی شدید تا رفتاری میانه و سرانجام معنویت گرایی شدید. بخشی از این بخاطر اینست که باور یا ناباوری خود اغلب از جنس احتمال است و قوت و ضعف دارد. کیفیت آن نیز تفاوت میکند. نحوهء برداشت ما از آن و دیگر جزییات. شاید بخش دیگر به قدرت ارادهء آدمی برمیگردد. مثلا ممکن است کسی اعتقاد داشته باشد، اما عملا طور دیگری رفتار میکند. باید بگویم که بنابراین سوال شما هیچ چیز جدیدی نیست! یک موضوعیست که انسان از زمانیکه خودش را میشناسد آغاز میشود و مورد تفکر و پرسش و تلاش برای حل کردن قرار میگیرد. همه آنرا میشناسند. همه تاکنون آنرا طی کرده اند و میکنند و احتمالا خواهند کرد، و اصولا زندگی تداوم تعادلیست که در این میان ایجاد میشود. من و شما و هرکس دیگری هم اکنون داریم بر اساس پاسخهایی که تاکنون برای همین پرسشها یافته ایم و احتمالات و انتخابهای متقابل زندگی میکنیم. میبینیم که اگر باور نداشته باشیم چکار میکنیم و چکار میتوانیم بکنیم و به کجا برسیم (خوب و بد)، با چه احتمالی؛ و از سوی دیگر میبینیم که با باور چکار میکنیم و چکار میتوانیم بکنیم و به کجا برسیم (خوب و بد)، با چه احتمالی؛ کیفیت و کمیت این دوحالت را با احتمالات مخلوط کرده و پاسخی را از فرمول دریافت میکنیم. ------ و البته نیازی به گفتن نیست (و فقط برای یادآوری و کامل بودن مطلب ذکر میکنم) که، در فرمول ما در دنیای واقعی قطعیتی درکار نیست. برای بسیاری از افراد، احتمالات نزدیک یکدیگرند. و برای افراد دیگری ممکن است هریک از این دو احتمال بیشتر و کمتر باشند. بهرحال هرچه هست، معمولا هیچ احتمالی قابل نادیده گیری نیست. حتی اگر به وجود ماوراء احتمال کمتری بدهیم، بخاطر بزرگ و مهم بودن بی حد آن، غیرقابل نادیده گیری است، و بنظر بنده معقول درست فرض کردن آنست. این یک ریاضی و منطق ساده است! بینهایت واقعی، ضربدر هر عدد بسیار کوچکی هم که بشود بازهم بی نهایت است و تنها یک بی نهایت دیگر میتواند بنوعی با آن مقایسه شود. بعلت عدم قعطیت، در فرمول دنیای واقعی (که اگر قطعیتی بود چنین فرمولی در کار نبود) باید تمام حالات را دخیل دانست. یعنی شما تنها فرض نمیکنید که با فرض عدم وجود ماوراء چه چیزهایی را بدست میاورید، بلکه باید بررسی کنید که اگر در این فرض اشتباه کرده باشید ممکن است چه چیزهایی را از دست داده باشید و به چه چیزهای نامطلوبی (مثل رنج و مکافات) دچار شوید. ------ از اینرو جستار شما دقیقا هیچ چیز جدید و مفیدی را ارایه نمیکند. صرفا یک تکرار است. مثل دیدن یک فیلم تکراری! شاید حداکثر به امید دیدن جنبهء ظریف و ناپیدایی که تاکنون یافت نشده است؛ و شاید با کمی همفکری و تعامل در این محیط. که البته باید بگویم بازهم تنها ظاهری فریبنده بیش نیست! چراکه اصولا کار همه همواره همین است. منتها به عناوین مختلف دیگر. تمام زندگی ما چیزی جز این نیست. و تمام موضوع شما تنها جزیی از همان فرمول و کار و بار روزمره و تکراری ما. هرچیزی که تاکنون میتوانسته ایم به هر صورتی (از جمله تعامل گروهی) حل کنیم حل کرده ایم تا حد ممکن، و هر آنچه نیز که نتوانسته ایم بجای خود باقیست بی تغییر! از تکرار نیز چیزی عاید نمیشود. گرچه زندگی ما خود تکرار و تلاش مداوم است و نمیتوان گفت چیزی براستی عاید نمیشود، که اگر نمیشد و/یا چنین امیدی نداشتیم دچار رکود و بی انگیزگی کاملی بودیم. اما منظورم اینست که این موضوع هیچ تغییری در این روند نمیدهد و معنای خاصی ندارد. مثل اینکه جستاری بزنیم و بگوییم: بیایید در این جستار زندگی کنید!! پاسخ اینست که: خب ما الان هم داریم همین کار را میکنیم! خب شما هدف و معنا و ارزش دیگری در این موضوع معرفی کنید. ويرايش توسط Folaani : 03-27-2008 در ساعت 08:43 AM. |
|
|
|
|
|
|
#24 (permalink) | |||||||
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Jan 2008
محل سكونت: سرزمین آتش
ارسالها: 439
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 514
از ایشان 271 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
|
|||||||
|
|
|
|
|
#25 (permalink) | ||||||||||||||||
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Jan 2008
محل سكونت: سرزمین آتش
ارسالها: 439
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 514
از ایشان 271 بار سپاسگزاري شده است
|
این نظر شماست و بعنوان یک نظر شخصی قابل احترام است حداقل برای من.
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
|
||||||||||||||||
|
|
|
|
|
#26 (permalink) | |
|
Expert
![]() تاريخ عضويت: Jan 2008
محل سكونت: کلبه عشقم مدرسه
ارسالها: 2,211
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 473
از ایشان 521 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
![]()
__________________
عشق به خدای متعال عشق به وجود خود است. ![]() ![]() ![]() |
|
|
|
|
|
|
#29 (permalink) |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Jan 2008
محل سكونت: سرزمین آتش
ارسالها: 439
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 514
از ایشان 271 بار سپاسگزاري شده است
|
این سوال شما رو باید اونایی جواب بدن که به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارن، من اعتقاد ندارم، و نمیدانم چطور یک انسان میتواند تصور کند که زندگی پس از مرگی هم هست!!
|
|
|
|
|
|
#30 (permalink) | |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2008
محل سكونت: سرزمين سبز آريا(جايي كه عشق به وطن را نشانم دادند)
ارسالها: 4,252
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 5,169
از ایشان 2,233 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
ضمنا قاعده ي دفع خطر احتمالي لازم است را مي دانيد؟ و ضمنا چرا بايد ما بيايم دنيايي كه آخرش نيست مي شيم؟شايد با اين حرف فكر كنين املم ولي من حرفم رو براتون مي گم:كافري از كنار حضرت محمد رد شد گفت محمد چي مي گي اين استخوان پوسيده چطور مي خواد دوباره انسان بشه؟ وحي رسيد به آن مرد بگو:كسي كه براي بار اول آنها را از هيچ آفريد مي تواند آن ها را بازيابي كند ضمن اينكه در آن دنيا روح آدم حقيقت وجود او است! با تشكر از اين تاپيكي كه مي تواند مفيد باشد آه راستي همين مثال خوبي است:من اگر بگم اين تاپيك خودش همينطوزي بوجود آمده باور مي كنيد؟ مسلم است كه خير!چون خدتان مي دانيد كه كسي آن را بوجود آورده و اين شخص خودتان هستيد و در نهايت مي خواهيد از آن نتيجه بگيريد!! ![]()
__________________
ترقي اندر اين كشور محال است/كه در اين مملكت قحظ الرجال است خرابي از جنوب و از شمال است/بر اين مخلوق آزادي وبال است دريغ از راه دور و رنج بسيار... ![]() |
|
|
|
|