تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum              

بازگشت   تالار گفتگوی هم میهن - Hammihan Forum > کتاب و ادبیات > شعر و شاعران > دیوان اشعار
ثبت نام آموزش کار با هم میهن آپلود عکس علامت گذاری بفرم خوانده شده بی پاسخ!
عضویت در هم میهن شبکه اجتماعی پخش زنده لیست کاربران کاربران آنلاین تبلیغات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 03-30-2008   #1 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

Smile مجموعه اشعار محمد رضا آقاسی

مجموعه اشعار محمد رضا آقاسی
سلام به همه خسته نباشید




از دوستان عزيز خواهشمندم كه در اين تايپيك اشعار مرحوم آغاسي اهل بيت رو جمع آوري كنيم .
__________________
شرح دیدار مهرورزان

آلبوم خاطرات تصویری دیـدار مهرورزان

گلـــخونــه زیبــای مـن کلیک کن

هیچــ
گاه ادعـای خاص بودن نکردم ،
اما خــاص بودن عشق ” تو ”
مرا هـــم خاص کرد ..

ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر نوشته را پسندیده اند
قديمي 03-30-2008   #2 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار مرحوم آغاسی

مجموعه اشعار محمد رضا آقاسی
ای گل نرگس ببین عشاق را

چشم های خسته ی مشتاق را


ای گل نرگس چمن بی تو فسرد

سینه ی دشت ودمن بی تو فسرد

دل میان سینه پاره پاره شد

در پی تو روح ما آواره شد

ای گل نرگس جماعت خسته اند سینه سرخانت همه پر

بسته اند

ای گل نرگس نگاهت آبی است جمکران با نام تو مهتابی

است

ای گل نرگس هلا صاحب زمان

از فراقت از فراقت الامان
ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 03-30-2008   #3 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار مرحوم آغاسی

کجابرم- می خوام برای کفترا،یه خورده گندم ببرم.


اونجا که گنبدش طلاست،با کفتراش پربزنم.


دوسش دارم امامم،در خونشون در بزنم.


بعضی شبا توخونمون بابام به مادرم میگه، می خوام برم امام رضا،بخدا دلم تنگ دیگه.


بابام میگه امام رضا، مریضا را شفا میده،دوای درد مردمو از طرف خدا میده.


می خوام برم به مشهدو یه هفته اونجا بمونم، توحرم امام رضا نماز حاجت بخونم.


بهش بگم امام رضا،(جانم فدات) مریضا را شفا بده، دوای درد مردمو از طرف خدا بده.


آقاجون می خوام بیام به مشهدت،طواف کفترای گنبدت،یه کیسه گندم بیارم خبر ازدردهای مردم بیارم.


بهشون بگم برام دعا کنند،اونقدرتاج تورا، رضاء کنند.


ای زلیخا... دست از دامان یوسف باز کش، ای زلیخا دست از دامان یوسف باز کش.


به خوبا سرمیزنی ،مگه ما بدا دل نداریم (می خواستی ما را خاطرخواه نکنی قربونت برم،ندیده خاطر خواه کردی رفتی پشت پرده)


یه نظر،یه نظر..... خوبیم بدیم، پات نوشته شدیم آقا.


بدبختیم بیچاره ایم درمونده ایم،عشق تویی فقط.


ای زلیخا، دست از دامان یوسف باز کش.....


تا صبا،پیراهنش را،سوی کنعان آورد.


ببوسم خاک پاک جمکران را،تجلی خانه پیغمبران را.


خبر آمد،خبری در راه است، سرخوش آن دل که از آن آگاه است.


شــــــــــــــــــــــــ ـاید این جمعه بیـــــــــــــــــــــــ ــــاید شــــــــــــــــــــــــ ــــــاید، پرده از چهره گشـــــــــــــــــــــــ ــــاید،شــــــــــــــــ ــــاید....
ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-30-2008   #4 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار مرحوم آغاسی

دل مستمندم اي جان به لبت نياز دارد
به هواي ديدن تو هوس حجاز دارد

به مكه آمدم اي عشق تا تو را بينم
تويي كه نقطه عطفي به اوج آيينم

كدام گوشه مشعر ، كدام كنج منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشينم

اي زليخا دست از دامان يوسف باز كش
تا صبا پيراهنش را سوي كنعان آورد

ببوسم خاك پاك جمكران را
تجلي خانه پيغمبران را

خبر آمد خبري در راه است
سرخوش آن دل كه از آن آگاه است

شايد اين جمعه بيايد ، شايد
پرده از چهره گشايد ، شايد
ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-30-2008   #5 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار مرحوم آغاسی

یکی گوید سراپا عیب دارم
یکی گوید زبان از غیب دارم

نمی دانم که هستم هرچه هستم
قلم چون تیغ می رقصد به دستم

نه دِئبـِل نه فَرَزدَق نه کُمِیتَم
ولیکن خاک پای اهل بیتم

الا ساقی مستان ولایت
بهار بی زمستان ولایت

از آن جامی که دادی کربلا را
بنوشان این خراب مبتلا را

چنان مستم کن از یکتا پرستی
که از آهم بسوزد ملک هستی

هزاران راز را در من نهفتی
ولی در گوش من اینگونه گفتی

زاحمد تا احد یک میم فرق است
جهانی اندرین یک میم غرق است

یقینا میم احمد میم مستیست
که سرمست ازجمالش چشم هستیست

زاحمد هر دو عالم آبرو یافت
دمی خندیدو هستی رنگ وبو یافت

اگر احمد نبود آدم کجابود
خدا را آیه ای محکم کجا بود

چه می پرسند کین احمد کدام است
که ذکرش لذت شُرب مدام است

همان احمدکه آوازش بهار است
دلیل خلقت لیل النهار است

همان احمد که فرزند خلیل است
قیام بت شکن هارادلیل است

همان احمدکه ستارُالعیوب است
دلیل راه و علّامُ الغیوب است

همان احمدکه جامش جام وحی است
به دستش ذوالفقار امر و نهی است

همان احمد که ختم الانبیاء شد
جناب کُنتُ کنزاً مخفیا شد

همان اوّل که اینجا آخر آمد
همان باطن که برما ظاهرآمد

همان احمد که سرمستان سرمد
بخوانندش ابوالقاسم محمّد

محمد میم و حاء و میم و دال است
تدارک بخش عدل و اعتدال است

محمد رحمةٌ للعالمین است
شرافت بخش صد روح الامین است

محمد پاک و شفاف و زلال است
که مرآت جمال ذوالجلال است

محمد تا نبوت را برانگیخت
ولایت را به کام شیعیان ریخت

ولایت بادۀ غیب و شهود است
کلید مخزن سرّ وجود است

محمد با علی روز اخوت
ولایت را گره زد بر نبوت

محمد را علی آیینه دار است
نخستین جلوه اش در ذوالفقار است

به جز دست علی مشکل گشا کیست
کلیدکُنتُ کنزاًمخفیا کیست

کسی دیگر توانایی ندارد
که زخم شیعه را مرهم گذارد

غدیر ای باده گردان ولایت
رسولان الهی مبتلایت

ندا آمد ز محراب سماوات
به گوش گوشه گیران خرابات

رسولی کز غدیر خم ننوشد
ردای سبز بعثت را نپوشد

تمام انبیاء ساغر گرفتند
شراب از ساقی کوثر گرفتند

علی ساقی رندان بلاکش
بده جامی که می سوزم در آتش

مرا آیینۀ صدق و صفا کن
تجللی گاه نور مصطفی کن

ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-30-2008   #6 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار مرحوم آغاسی

با همه‌ی لحن خوش‌آوائیم
در به‌در کوچه‌ی تنهایی‌ام
ای دو سه تا کوچه زما دورتر
نغمه‌ی تو از همه پرشورتر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه‌ی ما می‌شدی
مایه‌ی آسایه‌ی ما می‌شدی
هر که به دیدار تو نائل شود
یک‌شبه حلّال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه‌ی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم، لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه‌ی جان من است
نامه‌ی تو خطّ امان من است
ای نگهت خواستگه آفتاب
بر من ظلمت‌زده یک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یار و مددکار ما
کی و کجا وعده‌ی دیدار ما
دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
به مکّه آمدم ای عشق تا تو را بینم
تویی که نقطه‌ی عطفی به اوج آیینم
کدام گوشه‌ی مشعر، کدام کنج منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشینم
روا مباد که بر بنده‌ات نظر نکنی
روا مباد که ارباب جز تو بگزینم
چو رو کنی به رهت، درد و رنج نشناسیم
ز لطف روی تو دست از ترنج نشناسیم
ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-30-2008   #7 (لینک نوشته)
قلبی برای همه
 
GALAXY's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار مرحوم آغاسی

دست گلت درد نكنه
جاي اين تاپيك توي تالار جدا خالي بود
__________________
مجموعه اشعار محمد رضا آقاسی
GALAXY آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-30-2008   #8 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار مرحوم آغاسی

بادهاي هرزه در دشت و دمن پيچيده اند
خار و خس خود را به دامان چمن پيچيده اند
خواستم دروازه باغ ِ فدک را وا کند
ديدم اما باغبان را با رَسَن پيچيده اند
عندليبان ناله در کنج قفس سر مي دهند
باغ را درزوزه زاغ و زغن پيچيده اند
غنچه مردانگي نشکفته مي ماند، مگر
کسوت تهمينه را بر تهمتن پيچيده اند
آسمان آبي شد از اظهار رحمت، از چه رو
طوطيان، پرواز خود را در سخن پيچيده اند
شهريارا چارده منزل عقوبت ديده ام
چشم ما را بر در بيت الحزن پيچيده اند
شيشه جان مرا الماسها درهم شکست
نعره مستانه ام را در کفن پيچيده اند
تير، تابوت مرا فردا مشبک مي کند
نسخه مرگ مرا همچون حسن پيچيده اند
«زهر» ميداني که با پرورده زهرا چه کرد؟
لاله را در برگ سبز نسترن پيچيده اند
آهِ نِي داني چرا در نينوا گل مي کند؟
بوريا بر نعش هفتاد و دوتن پيچيده اند
ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-30-2008   #9 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار مرحوم آغاسی

چیست درویشی به جز فانی شدن
در دل گرداب طوفانی شدن
موج ورزیدن به بحر کائنات
تشنه ماندن بر لب آب فرات
گر تو درویشی دمی اندیشه کن
سیره ی آل علی را پیشه کن
شاهد اقبال در آغوش کیست
کیسه ی نان و رطب بر دوش کیست
کیست آن کس کز علی یادی کند
بر یتیمان من امدادی کند
دست گیرد کودکان درد را
گرم سازد خانه های سرد را
ای جوانمردان جوانمردی چه شد
شیوه ی رندی و شبگردی چه شد
شیعگی تنها نماز و روزه نیست
آب تنها در میان کوزه نیست
کوزه را پر کن زآب معرفت
تادراو جوشد شراب معرفت
باده ی مما رزقناهم بنوش
ینفقون بنوش و در انفاق کوش
هم بنوش و هم بنوشان زین سبو
لنتنالل بر حتی تنفقوا
جستجویی کن سبوی باده را
شستشویی کن به می سجاده را
ای مسلمان زاده بعد از هر اذان
رکعتی تنها ان الفحشا بخوان
گر نمازت ناهی از منکر شود
از اذانت گوش شیطان کر شود
هر سحر دست نیایش باز کن
بی خود از خود تا خدا پرواز کن
بال مرد حق بود دست دعا
لیس للانسان الی ما سعی
حرف حق را از محقق گوش کن
از لب قرآن ناطق گوش کن
گوش کن آواز راز شاه را
صوت اوصی کم بتقوالله را
بعد از آن بشنو ونجمع امرکم
تا شوی آگاه بر اسرار خم
خم تو را سرشار مستی می کند
بی نیاز از هرچه هستی می کند
هر چه هستی جان مولا مرد باش
گر قلندر نیستی شبگرد باش
سیر کن در کوچه های بی کسی
دور کن از بی کسان دلواپسی
ای خروس بی محل آواز کن
چشم خود بر بند و بالی باز کن
شد زمین لبریز مسکین و یتیم
ما گرفتار کدامین هیاتیم
با یتیمان چاره لا تقهر بود
پاسخ سائل فلا تنهر بود
دست بردار از تکبر وزخطا
شیعه یعنی جود و انفاق و عطا
ای که هر دم دم زحیدر می زنید
بر یتیمان علی سر می زنید
بر یتیمان علی پرداختن
بهتر از هفتاد مسجد ساختن
یا علی امروز تنها مانده ایم
در هجوم اهرمن ها مانده ایم
یا علی شام غریبان را ببین
مردم سر در گریبان را ببین
گردش گردونه را بر هم بزن
زخم های کهنه را مرهم بزن
مشک ها در راه سنگین می روند
اشک ها از دیده رنگین میروند
مشکهای خسته را بر دوش گیر
اشک ها را گرم در آغوش گیر
ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-31-2008   #10 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
dokhtar-irony's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار مرحوم آغاسی

دستت درد نکنه خیلی مشتاق اینها بودم
__________________
اللهم صلی علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

من مدیر بازنشسته نیستم من استعفا داده ام
dokhtar-irony آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-31-2008   #11 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار مرحوم آغاسی

اميدوارم مورد استفادتون قرار بگيره عزيز
ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-31-2008   #12 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار مرحوم آغاسی



میرسد از راه مردی از دیار آشنایی
بر زبانش مهربانی در نگاهش روشنایی
روشنایی می دهد خورشید را برق نگاهش
می گزارد آسمان هر روز پیشانی به راهش
می رسد مهدی به دستش تیغ سرخ اقتدار
لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار




ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-31-2008   #13 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
ruya's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار مرحوم آغاسی

نمی دانم چه در سر دارم امشب
زدم بر سیم آخر دیگر امشب
زآهم صد هزاران ناله خیزد
بیابان در بیابان لاله خیزد
۩
زموج ناله ام عرش الهی
شود در بحر حیرت همچو ماهی
اگر آه می کشم طوفان برآید
امان از آتشی کز جان برآید
۩
بسوزاند زمین و آسمان را
نگه دارد تکاپوی زمان را
یکی گوید سرا پا عیب دارم
یکی گویدزبا از غیب دارم
۩
نمی دانم چه هستم هر چه هستم
قلم چون تیغ می رقصد به دستم
نه دعبل نه پرزتک نه کمیتم
ولیکن خاک پای اهل بیتم

ruya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-31-2008   #14 (لینک نوشته)
نگین سرخ عشق
 
Almaas's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار مرحوم آغاسی

ممنون دوست عزيز
به نظر من قشنگترين بيتي كه مرحوم آغاسي گفته اينه

شايد اين جمعه بيايد شايد
پرده از رخ بنمايد شايد
__________________
الماس کربنی است که تحت فشار به اين زيبايی و گران قيمتی در آمده... فشار زندگی را تحمل کن تا ارزشمند شوی...
پاتوق بچه های مشهد

WeChat id:almas-berelian
Line id:almas-berelian

Almaas آفلاين است   پاسخ با نقل قول
نوشته را پسندیده است :
قديمي 03-31-2008   #15 (لینک نوشته)
شهروند هم میهن
 
shahnam3s's Avatar
 

ارسال پیام خصوصی

پيش فرض پاسخ : اشعار مرحوم آغاسی

ممنون ..... بزرگترین شاعر شیعه آغاسی بود ........ روحش شاد .....
__________________
ننگ بر شما ....... هم میهن را ویرانه کردید
shahnam3s آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
مجموعه, محمد, آقاسی, اشعار, رضا

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are غير فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 09:25 PM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.