|
|||||||
| فلسفه و منطق بحث و گفتگو در باب فلسفه و منطق آشنایی با فیلسوفان و بررسی مسائل و موارد موجود |
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#331 (permalink) |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Jul 2008
محل سكونت: تهران
ارسالها: 468
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 470
از ایشان 377 بار سپاسگزاري شده است
|
از دیگاه شیرین و گاه فلسفی و گاه عرفانی استاد زایا لذت بردم ....
اضافه میکنم از ان جهت که فقر وجودی که در حکمت متعالیه لحاظ شده هم موید اثبات است و هم موید دلایل پرستش ، میتوان گفت آخوند صدرا ، تیری رها نموده که در عین واحدیت ، وجوه مختلف را مورد اصابت قرار داده و پر بیراه نیست که برهان صدیقین وی را اکمل در تاریخ عقلی انسان دانست . به هر روی سخنان استاد، بنده را به یاد مثنوی زیبایی از عطار انداخت که در باب پرستش و غفلت انسانها از این امر متعالیست . بایزید آمد شبی بیرون زشهر از خروش خلق خالی دید دهر ماهتابی نو ، بس عالم فروز شب شده از پرتو او مثل روز آسمان پر انجم و آراسته هر یکی کار دگر را ساخته شیخ چندانی که در صحرا بگشت کس نمیگنجید در صحرا و دشت شورشی در وی پدید آمد بروز گفت یا رب در دلم افتاد شور با چنین درگه که در رأفت تو راست این چنین خالی ز مشتاقان چراست ؟! هاتفی گفتش که ای حیران راه هر کسی را راه ندهد پاشاه به راستی آیا پادشاه عالم امکان راهی برای ما باز میکند و ای کاش میدانستیم پرستش پادشاه عالم امکان لیاقت انسانها را طلب میکند . و افسوس بر من حیران راه که !؟!؟!؟!
__________________
از تندی اسرارم حلاج زند دارم ويرايش توسط adolf1945 : 10-16-2008 در ساعت 01:50 PM. |
|
|
|
|
|
#332 (permalink) | |
|
شناسه تکراری
تاريخ عضويت: Apr 2008
محل سكونت: سرزمین هراس
ارسالها: 973
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 572
از ایشان 430 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
او اولین مشرک بود ... زمانیکه شیطان را مجبور به سجده به انسان کرد ! بخلاف آنانکه دنبال خطی فلسفی برای یافتن حقیقتی درین باب هستند ، من فقط به حکمت غریبی می اندیشم که چنین داستانی را آفرید ... در واقع ، فکر کردن به نیاز پنهانی که ابلیس را شیطان کرد بهتر از بافندگی حقیقت میتواند معنای مستتر توحید را ، آنچنانکه ملعبۀ ناکسان نشود بر تو بباوراند ! برای من توحید یعنی کثرت ... هر آنچه میتوانی با آن ساخت ! |
|
|
|
|
|
|
#333 (permalink) | ||
|
Expert
![]() تاريخ عضويت: Jun 2008
محل سكونت: تهران
ارسالها: 2,154
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,901
از ایشان 2,993 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
شاید اگر شیطان سجده میکرد، انسان در بهشت جاودانه میماند. و این زمین و این ادیان و این همه داستان و حتی ما به این گونه نبودیم. عجب سجده ی پرحادثه ای!.. واقعا معنای سجده ی تمام فرشتگان و کائنات به انسان چه بود؟!! نقل قول:
این معنای مستتر توحید چه بود؟ کثرت در چی؟ در خدا یا در..؟
__________________
به نظر میرسد که سرنوشت اقتدارگرایان در سراسر جهان شبیه هم و روش های آنها مشابه یکدیگر است. (میرحسین موسوی) از شاه تعریف و تمجید میکردند تا حدی که او را ظل السطان یعنی سایه خداوند قلمداد میکردند، الان هم تاریخ تکرار شده است. (آیت الله دستغیب)
|
||
|
|
|
|
|
#334 (permalink) | ||||||
|
شناسه تکراری
تاريخ عضويت: Apr 2008
محل سكونت: سرزمین هراس
ارسالها: 973
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 572
از ایشان 430 بار سپاسگزاري شده است
|
اگر منظورت از همه چیز معنا باشد ... آری !
تضادی که آغاز تفکر و اسباب درک معنا شد از همین سجده آغازید ! نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
اگر بتوانی تأثیرات قدرت را از اندیشۀ امروزین بزدائی ( آنالیز ) بیشتر پی خواهی برد که در این وادی افزودنی خاصی باقی نمانده است و این حرکت دوار اندیشه حول محور حقیقت جوئی دور باطلی بیش نیست که کمدی سیاه زندگی ما را تشکیل داده است ... میفهمی چرا ندیدن را ترجیح میدهم ؟ آنچه از این درک باقی میماند خزۀ بیمزه ای است که برای تناولش بایستی از طعم دهنده ها استفاده کنیم . نقل قول:
نقل قول:
وگرنه ناشناخته های بسیاری هستند که چون نشناخته ایم طبیعتا کارمان به آن نیفتاده و نمیتواند اهمیتی داشته باشد ! نقل قول:
یکی از این عناصر خدا است ! |
||||||
|
|
|
|
|
#335 (permalink) | |||||
|
Expert
![]() تاريخ عضويت: Jun 2008
محل سكونت: تهران
ارسالها: 2,154
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,901
از ایشان 2,993 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
نقل قول:
؟ نقل قول:
دوم: باور داری که ما از حقیقت فاصله داریم؟ سوم: باور داری که ما راهی برای رسیدن به شناختن حقیقت داریم؟ و بعد: چه کسانی (احتمالا منظورت انسان ها است نه خدایان) از این گنگی و بیحالی ما استفاده میکنند؟ (پیامبران؟) نقل قول:
در صورت وجودش باید به ادیان و تعالیمشون بپردازیم و در صورت عدم صحتشون میتونیم با فراغ خاطر از هر معادی و همچنین با ترس ناشی از باور فناپذیر بودن انسان، زندگی خودمون رو ادامه بدیم. معنای مستتر توحید همین اهمیت کارساز بودن توحید هست؟ نقل قول:
یعنی باشعور بودن انسان، دلیلی برای نیاز انسان به توحید هست؟ این نوعی طفره رفتن از پرداختن به جواب سوال نیست؟ |
|||||
|
|
|
|
|
#336 (permalink) | |||||||||||||||
|
شناسه تکراری
تاريخ عضويت: Apr 2008
محل سكونت: سرزمین هراس
ارسالها: 973
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 572
از ایشان 430 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
آنگاه که داستان شیطان اختراع شد در واقع همان تیغ دو لبه بکار افتاده بود ! از یکسو انسان بعنوان قدرت دوم ( بعبارتی که شرح خواهم داد " قدرت اول " ) بایستی اعلام وجود میکرد و از سوئی تقابل این قدرت ( اول یا دوم ) با خدا بسیار خطرناک مینمود ، بنابراین شیطان میبایستی مغضوب علیهم واقع شود تا در کش و واکش خدائی و بندگی بالانسی برقرار شود ! شیطان تا ابد نماد سرکوب انسان و " اشرف " تا ابد نماد قدرت لازمه برای تداوم زندگی خواهد ماند و انسان در بین این دو قطب می بایستی مسیر زندگی خویش را تعیین کند . معلوم است که اگر شیطانی وجود نداشت و بهشت جاودانه میماند دیگر چیزی برای خواستن نبود ... آنوقت اینهمه نیاز و تلاش را چگونه میشد توجیه کرد ؟ ... جریان جاری زندگی بدون این سناریو مثل سیلابی وحشی که رودخانه ای برای گنجانیدن خود نمی یابد بهر سمتی ممکن بود برود ! حال مسئله اینست : چنین حکمتی ترا به خدا میرساند یا انسان ؟؟؟ نقل قول:
نقل قول:
انسان در حالت باور کامل هر یک از دو سر ماجرا دچار سرنوشت مشابهی که همان هیچ معروف است میشد ، درست مثل سرنوشتی که در بیخبری کامل حاصل میشد ! و این با واقعیت جور در نمی آمد ... واقعیت اینکه در هر صورت زندگی جاریست .. اما بزودی به بن بست اندیشه و جستجوی چرائی و چیستی بر خواهد خورد ! بنابراین آنانکه این داستان را بزبان قوم خود تکرار کردند ( پیامبران ! ) ، در عین حال میدانستند که از حد خاصی جلوتر نمیتوان گفت !! تا ابد نیز اگر قرار باشد داستان دین تکرار شود با همین نکات و کمترین تغییر خواهد بود ! آنچه ما از زمان میدانیم همین دستنوشته ها و نقاشیها و آثار انسانی است و در هیچ یک از آنها چیزی ورای همین داستان وجود ندارد !! آنچه که در زمانی که از آن بیخبریم رخ داده است طبیعتا محسوب نخواهد شد ! و اما این از آن نکاتی است که تا زمانیکه مشخص نشود " نحوۀ بعثت هر یک از این پیامبران چگونه بوده " ، کاملا قابل استناد نخواهد بود .. تنها کاری که میشود کرد بافتن داستانی نظیر آنچه من می بافم است ! متأسفانه تمام سؤالات من از دینداران در این مورد که : " پیامبر شما به چه دلیل برگزیده شد " ، بیجواب مانده است ! نقل قول:
اندیشۀ امروز ما در وادی دین " ملغمه ای از کشفیات خود ما و تأثیرات عملکرد قدرتهای حاکم ( که بقای خود را در مصادره به مطلوب مفاهیم دینی دیده اند ) است ! .. در یک آنالیز ساده و جداسازی مکاشفات انسانی از اندیشه هائی که بخورد جوامع داده شده است این حقیقت مشخص خواهد شد که همۀ انسانها یکجورهائی به این حقیقت رسیده اند که داستان دین بیش از آنکه یک واقعیت باشد یک ضرورت است و بایستی با رنگ و لعابهای کارساز آنرا ادامه داد ، اما هیچیک از این رنگ و لعابها تا امروز نتوانسته است خلاء حقیقت چیست را پر کند و : آنانکه محیط فضل و آداب شدند در بزم کمال شمع اصحاب شدند ره زین شب تاریک نبردند برون گفتند فسانه ای و در خواب شدند !! اکنون مصلحت اینست که این کمدی حقیقت جوئی همچنان ادامه یابد و من نیز مانند بسیاری گمنامان دیگر مجبورم با این ماجرا مدارا کنم و دنبال راهی برای استفاده از وضعیت موجود در خدمت جامعه ام باشم . تمام آنچه از امثال ما بر می آید کشیدن دندان مار است ! نقل قول:
درست مثل داستان دین که با آن همینکار را میکنند و ما نیز میتوانیم در جهتی مثبت همین خاصیت را بکار گیریم ! بگذریم از اینکه تنها کاریکه من میکنم افزودن طعم دهنده ها برای تحمل شرایط فکریست که باور این حقیقت برایم ایجاد کرده است !! نقل قول:
مثل اینکه یکنفر بقتل رسیده باشد و تو میدانی مسلما قاتلی وجود دارد ، اما تا زمانیکه قاتل را نشناسی این دانستن چه کمکی خواهد کرد ؟ نقل قول:
نقل قول:
چون هیچ سرنخ قابل درکی وجود ندارد و ما فقط در ذهنیات خودمان مجبوریم چیزهائی بسازیم و با آن زندگی کنیم .. هر کس به فراخور خودش با چیزی میسازد ! نقل قول:
اگر به اطرافت نگاه کنی میبینی که حتی بقال محله هم با آویزان کردن آیه الکرسی به پیشخوان مغازه اش در واقع هیچ هدفی جز این استفاده ندارد ! نقل قول:
اما در نگاه دیگر که فعلا نامی برایش نمیشناسم همین میتواند یک عامل بازدارنده تلقی شود ! نقل قول:
بایستی این بیماری بشکلی درمان شود ، زیرا مثل سرطان میتواند تمام جوامع انسانی را فراگیرد و همه چیز بسته شود به اینکه : بودن یا نبودن ، ... !!!! در تعریف توحید برایت گفتم که این داستان فقط جزئی از کلیت انسان است که بایستی یاد بگیریم فقط در اندازه های خودش ( که بسته به انسان ، در ابعاد مختلفی ممکن است یافت شود ) به آن بنگریم ! مثلا در مورد شخص من ، باور هر یک از دو شق قضیه باعث کوچکترین تغییری در هیچیک از ارکان زندگیم نخواهد شد ، من در هر صورت فارغ ازین ماجرا زندگی میکنم . نقل قول:
از نظر فردی اما .. گفتم که من بالشخصه چه جور فکر میکنم . نقل قول:
نقل قول:
توحید به هر دو معنائی که از آن میتوان ارائه داد به صرف وجود شعور در انسان ، برای او به مثابۀ نیاز است ! نقل قول:
بیرون ریختن آنچه واقعا می اندیشی در هر جامعه ای نیازمند داشتن شجاعتی است که من ندارم ! ![]() |
|||||||||||||||
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي ARYANA به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
![]() |
| ابزارهاي موضوع | |
| نحوه نمايش | |
|
|