کاربر میهمان به هم میهن خوش آمدید. جهت ثبت نام در هم میهن اینجا را کلیک کنید. با ثبت نام از تمامی مزایای کاربران عضو هم میهن بهره مند شوید

تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum

بازگشت   تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > فلسفه و منطق

فلسفه و منطق بحث و گفتگو در باب فلسفه و منطق آشنایی با فیلسوفان و بررسی مسائل و موارد موجود

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 03-13-2010   #721 (permalink)
Enthusiast
 
adolf1945's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jul 2008
محل سكونت: تهران
ارسالها: 468
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 470
از ایشان 377 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : آیا اگر خدا وجود نداشت ممکن بود وجود خدا به فکر انسان خطور کند؟

عنوان این تاپیک سر کاریست ....

این عنوان در حقیقت میخواد وجود بودن خدا رو به چالش بکشه .
وجود نمیشود که نباشد , همان طور که معدوم نمیشود که باشد.
لذا هر چقدر ذهن شما فعال باشه همین که به یه چیزی اشاره میکنید , یه مدل وجود بهش میبخشید . حالا دیگه اون وجود توی کدوم یک از تقسیمات قرار میگیره بحثش جداست که وجود ذهنیست یا وجود خارجی یا وجود کتبی یا وجود لفظی و و و ....
__________________
از تندی اسرارم
حلاج زند دارم
adolf1945 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-14-2010   #722 (permalink)
Aficionado
 
پسرخدا's Avatar
 
تاريخ عضويت: Apr 2006
محل سكونت: سیدنی
ارسالها: 569
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 134
از ایشان 191 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : آیا اگر خدا وجود نداشت ممکن بود وجود خدا به فکر انسان خطور کند؟

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله ROCKWARE نمايش نوشته ها
سلام خوبين؟؟
همه مون جمله ي (خدا هميشه پيش ماست) رو شنيديم
همه مون شنيديم كه خدا بنده هاشو دوست داره
همه مون شنيديم كه خدا رحيمه،رحمانه و....
بيشتر اين چيزا هم واسه خيلي از ما ها اثبات شده ولي بعضي وقتا اين سوال واسم پيش مياد كه اگه خدا اين همه مهربونه،پس چرا بعضي از بنده هاش با بدبختي دارن زندگي ميكنن؟؟يعني خدا اونا رو دوست نداره؟؟يعني اونا بنده هاي خدا نيستن؟حتما بعضي هاتون ميخواين بگين كه اونا بنده هاي خوبي نيستن،چند نفر رو ميخواين مثال بزنم كه حتي نماز هاي يوميه شون رو بلد نيستن ولي پولشون از پارو بالا ميره (جان من شعارهاي هميشگي رو شما ديگه نگين كه نميدونم به ظاهر نگا نكن و از اين حرفا)
من كه تو حكمتش موندم،يعني خدا پيش ما هم هست؟
يعني ما رو هم دوست داره؟
يعني.............
نميدونم شايد تقدير بعضي ها هم اين جورياست
شايد تقدير ما هم اينه كه هميشه در حال امتحان دادن باشيم،ولي به خودت قسم از بس امتحان پس دادم مغزم ديگه هنگ كرده،ديگه نميكشه .
خيلي ها بهت ميگن خدا
خيلي ها ميگن بالاسري
خيلي ها ميگن الله
و خيلي چيزاي ديگه
ولي من بهت ميگم دوست قديمي
درسته كه من دوست بدي شدم ولي تو كه هميشه خوب ميموني،اگه وقت كردي پيش منم بيا،خيلي وقته گمت كردم،كجايي؟
سلام راکی جون
آقا دلم آتیش گرفت از این پست شما !
تو چرا با این بابا کشتی میگیری!!! ؟؟ همین خدا تو میگم !
آقا این دوست دیگه مون هم راست گفته والا، خدایی که نمیاد به دیدنت اصلا" چه فایده ای داره ؟ من هم میگم این خدا رو خودت ساختی ! خوب خرابش کن ....ولی یکی دیگه نساز جون ما....!!
راکی جان کسی که تو رو خلق کرده اگرهم بخواد نمیتونه ترکت کنه یا تنهات بذاره چون اصلش از اول چون عاشق بود خلقت کرد، عاشق چطوری میتونه عشقشو ترک کنه؟!!!
ولی قضیه اینه که هرچی سوت میزنه و چشمک میزنه تو توجه نمیکنی ! خیلی های دیگه هم توجه نمیکنن ! گاهی مجبور میشه دستشو از رو سرت برداره تا به راه خودت بری ...نه به این خاطر که دوستت نداره ، اتفاقا" چون خیلی دوستت داره و تو میخوای که خودت تنها باشی و راه رو خودت انتخاب کنی ! اون به خواست تو اهمیت میده و براش ارزش داری، نمیخواد خودشو به تو تحمیل کنه چون میخواد عشق تو هم نسبت به اون حقیقی باشه ، نه مثل عشقهای این دنیا که بر اساس نیاز روحی گاهی وقتها شکل میگیره.

دوست عزیز یه عاشق حقیقی به خودش اجازه نمیده عشق رو خرج خواسته های خودش بکنه و معشوق رو برای خواسته های خودش نگه داره ، عشق حقیقی نفع شخصی رو نمیشناسه و هرچی هست برای معشوقه نه برای عاشق حقیقی.

کسی که عاشق انسانه و چشم انتظار ملاقات انسانه کسیه که به انسان اجازه داده که خودش برای زندگیش تصمیم بگیره ، از تولد تا مرگ ، و تو این مدت قصد نداره انسان رو محاکمه کنه ! بلکه میخواد فقط به انسان محبت کنه . تو این مدت انسان رو میبخشه بارها و بارها و بارها ، تو این مدت به انسان اجازه میده گناه کنه ، بارها و بارها و بارها....تو این مدت با چشمهای باز و نگران مراقب انسانه که هربدی رو از او رفع کنه ، ولی بدون دخالت در اراده انسانها ، آدم تو این مدت مسئول اعمال خودشه و نتیجه خیلی از کارهاشو میبینه که از دست خودش صادر شده . انسان خوب میشه ، بد میشه ، عوض میشه و رشد میکنه ....درست مثل یه بچه که کم کم رشد میکنه . کارهای بد و خوب میکنه ولی به هرحال رشد میکنه و بزرگ تر میشه . تو این مدت پدرش خیلی مراقبه که بچه زمین نخوره و بلائی به سرش نیاد ، ولی گاهی بچه از دست پدرش قایم میشه و در خفا کارهای بد میکنه و یه روزی هم ممکنه چشم بازکنه و ببینه که واقعا" زمین خورده ! ولی اگه هوشیار و با محبت باشه دوباره با چشمان گریان و حیران به دنبال کسی میگرده ....کی ؟!! ...بله پدرش .

راکی جان کسی هست که مراقب تو هم هست ؛ مراقب همه چیز هست ، خیلی هم مهم نیست که تو باورش کنی یا نه ...اگر هم نکنی اون اینقدر درک و شعور داره که بفهمه علتش بد بودن ذات تو نیست ، بلکه نادیدنی بودن اونه ! ولی فقط یه چیز براش مهمه .....میتونی بهش فحش بدی ...میتونی بهش بگی دوسش داری ....میتونی بهش بگی تو نیستی یا تو هستی ....هیچ فرقی نمیکنه ! فقط لطفا" باهاش حرف بزن ....تنها چیزی که لازم داری و اون دوست داره همینه ....هرچی میخوای بگو ، ولی حرف زدن رو ازش دریغ نکن. مطمئن باش اگه به حرف زدن ادامه بدی بزودی میاد به دیدنت ؛ تو همین دنیا و تو خونه خودت ، میاد و عشقش رو بهت ثابت میکنه
پسرخدا آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-15-2010   #723 (permalink)
Aficionado
 
niki16's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2010
محل سكونت: ابادان
ارسالها: 615
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 8
از ایشان 72 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : آیا اگر خدا وجود نداشت ممکن بود وجود خدا به فکر انسان خطور کند؟

اگه خدا نبود ماهم نبودیم پس فکر کردن به این سوال مارو به جایی نمیرسونه
niki16 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-16-2010   #724 (permalink)
رهگذر
 
Dyonyos's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2009
ارسالها: 38
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 13
از ایشان 6 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : آیا اگر خدا وجود نداشت ممکن بود وجود خدا به فکر انسان خطور کند؟

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله پسرخدا نمايش نوشته ها
ممنون دوست عزیز
ولی خوب اینکه فرمودید بر اساس هیچ طرح ریزی نشده ، بر اساس ادراک شما از اشکال هندسی و دیده ها و شنیده های خودتون طرح ریزی شده . حالا لطفا" برگردیم به این موضوع که آیا ممکنه چیزی رو تصور کنیم که بر هیچ حقیقتی بنا نشده باشه؟
آفرین، اساسا انسان هیچ وقت نمی تواند چیزی را تصور کند که جزء به جزئش را تجربه نکرده باشد.
همانطور که من این موجود خیالی را بدون اینکه وجود داشته باشد در ذهن خودم ساختم، خدا را هم می توانم بدون اینکه وجود داشته باشد تصور کنم (فکر وجودش به ذهنم خطور کند، همانطور که فکر وجود آن تصور می تواند به ذهنم خطور کند).
Dyonyos آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-16-2010   #725 (permalink)
رهگذر
 
Dyonyos's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2009
ارسالها: 38
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 13
از ایشان 6 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : آیا اگر خدا وجود نداشت ممکن بود وجود خدا به فکر انسان خطور کند؟

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله turode نمايش نوشته ها
ببخشيد !
واقعا متوجه نشدم

اين تشبيهي كه كرديد مربوط به چيه ؟
می تونی اسمش رو بذاری کریم، تشبیه نبود یه تصور بود که به ذهنم خطور کرد.
Dyonyos آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-16-2010   #726 (permalink)
Aficionado
 
پسرخدا's Avatar
 
تاريخ عضويت: Apr 2006
محل سكونت: سیدنی
ارسالها: 569
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 134
از ایشان 191 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : آیا اگر خدا وجود نداشت ممکن بود وجود خدا به فکر انسان خطور کند؟

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله Dyonyos نمايش نوشته ها
آفرین، اساسا انسان هیچ وقت نمی تواند چیزی را تصور کند که جزء به جزئش را تجربه نکرده باشد.
همانطور که من این موجود خیالی را بدون اینکه وجود داشته باشد در ذهن خودم ساختم، خدا را هم می توانم بدون اینکه وجود داشته باشد تصور کنم (فکر وجودش به ذهنم خطور کند، همانطور که فکر وجود آن تصور می تواند به ذهنم خطور کند).
با سلام
آفرین بر خودتان ولی دوست عزیز شما این موجود خیالی را نساختید ، شما آنرا ترکیب کردید ! یعنی ترکیبی از واقعیت هایی که قبلا" ساخته شده که البته ترکیب صحیحی نیست ولی در هرصورت شما چند چیز را که در حقیقت وجود دارند کنار هم قرار دادید و شد موجود خیالی شما. ولی هرگز نخواهید توانست "یک" چیز واحد را که هیچ مبنای حقیقت نداشته باشد در ذهن خود تصور کنید. و خدا مدعی است که واحد است و شما در ضمیر خود او را میشناسید.
پسرخدا آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي پسرخدا به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 03-17-2010   #727 (permalink)
رهگذر
 
Dyonyos's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2009
ارسالها: 38
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 13
از ایشان 6 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : آیا اگر خدا وجود نداشت ممکن بود وجود خدا به فکر انسان خطور کند؟

دوست گرامی
خدا را هم اولین انسان ها ترکیب کردند. اولین انسانی که خدا را تصور کرد مثل صدرالمتالهین که تصور نکرد!
خدا به مرور شد بسیط و واحد یاهستی یا...
همین الانشم مردم عادی خدا رو یه مرد مهربون تصور می کنند، یعنی ترکیب می کنند، فقط فیلسوفان قرون نیمه و تابعانشان هستند که خدا را اینگونه تصور می کنند. من هم در وجودم یا نمی دانم ضمیرم خدا حس نمی کنم نمی شناسم عزیز دل، جای خدا را خودم پر می کنم، من قوی تر از این هستم که بخواهم خودم را نیازمند چیزی که نمی دانم چیست بدانم.
البته تصور شما از "چیز بسیط" هم نمی تواند جز تصور توده ای از سیال باشد، نه؟
Dyonyos آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-17-2010   #728 (permalink)
رهگذر
 
hezballah's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2010
ارسالها: 12
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 13
از ایشان 4 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : آیا اگر خدا وجود نداشت ممکن بود وجود خدا به فکر انسان خطور کند؟

سلام باید از دوستان بخواهم که واضح بنویسن(مثل دکارت) نه با کژتابی(مثل هگل) (البته فکر نکنید منظورم پست بالا بود بلکه با همه بود البته ما کوچیکتر از اونیم که نصیحت کنیم ولی میگیم یک چیزی بنویسید که به عقل ناقص ما هم برسه) ولی جواب سوال از نظر من به این صورته(البته اگه بخواهیم دقیق بشیم روی کلمات سوال من جمله وجود وفکر جواب ها متفاوتند) خدا در صورت وجود نداشتن هم ممکنه فکرش به ذهن ما خطور کنه مانند مربع کثیرالاضلاع که الان من گفتم یا مربعی که دایره هست داریم در موردش فکر میکنیم (چون داریم حرف میزنیم در موردش) در حالی که بهیچ وجه وجود خارجی نداره حتی وجود ذهنی هم نداره( ولی ممکن وجود فی نفسه داشته باشه که برمیگردیم به همون موضوع که منظور سائل از وجود چه نوع وجودیه) در ضمن باید توضیح بدم روی کلمه بفکر آمدن هم باید خیلی توجه کرد. در ضمن بعضی ها گفتن اگه خدا نبود ما هم نبودیم و... باید به این دسته گفت شما خلط مبحث کردید یعنی وجود خدا رو مسلم میگیرید و اون رو خالق اینها پیش فرض هایی که شما قبول دارید نه همه!!
در ادامه بعضی ها گفتن ما تصوری از یک اسب با کله انسان داریم در حالی که این موجود وجود نداره ! و دوستان در جوابش گفتن این مخلوط از سر انسان وبدن اسب که همه این دو موجود رو دیدن پس خدا هم وجود داره ! ولی همونطور که گفتم تصور ما از خدا مثل تصور ما از مربع دایرهای هست (که البته هیچ تصوری از نداریم بلکه فقط در موردش حرف میزنیم) پس خدا میتونه وجود نداشته باشه و فکرش مثل فکر مربع دایره ای تو ذهن ما باشه!

ويرايش توسط hezballah : 03-18-2010 در ساعت 10:22 AM.
hezballah آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي hezballah به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 03-18-2010   #729 (permalink)
Aficionado
 
پسرخدا's Avatar
 
تاريخ عضويت: Apr 2006
محل سكونت: سیدنی
ارسالها: 569
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 134
از ایشان 191 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : آیا اگر خدا وجود نداشت ممکن بود وجود خدا به فکر انسان خطور کند؟

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله Dyonyos نمايش نوشته ها
دوست گرامی
خدا را هم اولین انسان ها ترکیب کردند. اولین انسانی که خدا را تصور کرد مثل صدرالمتالهین که تصور نکرد!
خدا به مرور شد بسیط و واحد یاهستی یا...
همین الانشم مردم عادی خدا رو یه مرد مهربون تصور می کنند، یعنی ترکیب می کنند، فقط فیلسوفان قرون نیمه و تابعانشان هستند که خدا را اینگونه تصور می کنند. من هم در وجودم یا نمی دانم ضمیرم خدا حس نمی کنم نمی شناسم عزیز دل، جای خدا را خودم پر می کنم، من قوی تر از این هستم که بخواهم خودم را نیازمند چیزی که نمی دانم چیست بدانم.
البته تصور شما از "چیز بسیط" هم نمی تواند جز تصور توده ای از سیال باشد، نه؟
با سلام
ای گرامی از خدایی که مردم برای خود تصور میکنند دفاع نکردم و نخواهم کرد ، چون محکوم به نابودی است !
عرض بنده این بود که بر "هیچ " نمیشود چیزی بنا کرد ، عقل انسان بر اساس داده های قبلی خود کار میکند و ابداع و نو آوری هم بر راس هرمی از اطلاعات اولیه قرار میگیرد نه بر هیچ !
پس انسان میتواند خدایی بسازد که هیچ کاری انجام نمیدهد . ولی این خدا هم در راس هرمی قرار میگیرد که بر اطلاعات اولیه و داده های فکری انسان واقع شده . ولی قبل از بنا شدن این هرم اطلاعاتی ، یک صفحه اولیه لازم است که در حقیقت "تمایل " یا " نیاز" به ساختن این هرم است . تا زمانی که این تمایل یا نیاز وجود نداشته باشد هیچ انسانی برای خود خدا نمیسازد تا آنرا بپرستد یا منکر شود !
شما هم برای انکار خدا اول او را میسازید!( البته شما هم فکر نکنین منظورم پست بالاییه ها !!!)
شما در ضمیر خود خدا را حس نمیکنید چون مدتهاست که آنرا منکر میشوید ! محبت را دوست دارید ولی خدا را منکر میشوید ! صداقت را دوست دارید ولی خدا را منکر میشوید ! عادل بودن را دوست دارید ولی خدا را منکر میشوید ! خوب ای گرامی بنده به سهم خود از شما خواهش میکنم همچنان خدا را منکر شوید ، و این چیزها را دوست داشته باشید!
آنچه شما انکار میکنید خدایی است که خودتان یا شاید دیگران ساخته اند و با اعمال خود به شما معرفی کرده اند . درحالیکه انکار خدایی که محبت نیست ، عدالت نیست و صداقت نیست بر هر خدا شناسی واجب است و شما آنرا بجا میاورید.

ويرايش توسط پسرخدا : 03-18-2010 در ساعت 06:08 PM.
پسرخدا آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-19-2010   #730 (permalink)
رهگذر
 
Dyonyos's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2009
ارسالها: 38
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 13
از ایشان 6 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : آیا اگر خدا وجود نداشت ممکن بود وجود خدا به فکر انسان خطور کند؟

سلام
جناب پسر خدای عزیز، یک بار دیگر مرور کنیم ببینیم صحبت من چه بود:
من عرض کردم خدا را می توان بدون اینکه وجود داشته باشد تصور کرد، (نه اینکه می توان چیزی را بر هیچ بنا کرد، من ابدا چنین چیزی نگفتم و حتی در پستی هم گفتم هر چه تصور می کنیم را قبلا جزء به جزء تجربه کرده ایم).
این فرض که انسان به خدا نیاز دارد و از این رو آن را می سازد هم الزاما ما را به این نتیجه نمی رساند که خدا وجود دارد.
پس من همچنان احساس می کنم که پاسخ منطقی ای بر استدلال اولیه ی خودم مشاهده نکرده ام.

من صداقت و عدالت و محبت خودم را بر "حقوق" بنا کرده ام دوست عزیز، نه بر "تکلیف"، خدا را نمی خواهم که به من بگوید که صادق باش تا صادق شوم، به مردم حق می دهم که با آنها با صداقت برخورد کنم، و از این رو صادق می شوم.
Dyonyos آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-19-2010   #731 (permalink)
Aficionado
 
پسرخدا's Avatar
 
تاريخ عضويت: Apr 2006
محل سكونت: سیدنی
ارسالها: 569
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 134
از ایشان 191 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : آیا اگر خدا وجود نداشت ممکن بود وجود خدا به فکر انسان خطور کند؟

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله Dyonyos نمايش نوشته ها
سلام
جناب پسر خدای عزیز، یک بار دیگر مرور کنیم ببینیم صحبت من چه بود:
من عرض کردم خدا را می توان بدون اینکه وجود داشته باشد تصور کرد، (نه اینکه می توان چیزی را بر هیچ بنا کرد، من ابدا چنین چیزی نگفتم و حتی در پستی هم گفتم هر چه تصور می کنیم را قبلا جزء به جزء تجربه کرده ایم).
این فرض که انسان به خدا نیاز دارد و از این رو آن را می سازد هم الزاما ما را به این نتیجه نمی رساند که خدا وجود دارد.
پس من همچنان احساس می کنم که پاسخ منطقی ای بر استدلال اولیه ی خودم مشاهده نکرده ام.

من صداقت و عدالت و محبت خودم را بر "حقوق" بنا کرده ام دوست عزیز، نه بر "تکلیف"، خدا را نمی خواهم که به من بگوید که صادق باش تا صادق شوم، به مردم حق می دهم که با آنها با صداقت برخورد کنم، و از این رو صادق می شوم.
با سلام بر شما
ای عزیز چطور انسان چیزی را نیاز دارد که هیچ وجود خارجی ندارد؟! در حقیقت منطقی در کار نیست که بتواند خالق منطق را اثبات کند . ولی وقتی از او کمک بگیریم میتواند منطق را آگاه سازد یعنی فکر انسان را روشن کند تا در روشنی حقیقت را دریابد.

هیچ خدا شناسی از حکم منطق به خدا نرسیده و اگر رسیده بزودی از وجود او دلسرد خواهد شد چرا که حقیقت ورای منطق و شعور انسانی است . بعبارت مانوس تر اگر بخواهیم باید گفت : آفتاب آمد دلیل آفتاب . کسی نمیتواند به شما وجود آفتاب را اثبات منطقی کند ولی میتواند آنرا به شما نشان دهد. البته انسان فرصت کافی خواهد داشت که در دایره علم به دنبال حقیقت بگردد . ولی گاه این فرصت خیلی زود تر از معمول تمام میشود و یا اینکه انسان یکباره متوجه این حقیقت میشود که هربار به همان نشانه ها میرسد که قبلا" رسیده بود و هرگز مقصدی را تجربه نمیکند ! یعنی متوجه میشود که در حال گردش به دور خود است !

دوست عزیز خدا را میشود در ذهن ساخت ، ولی خدایی که بیکاره و بی مصرف است . خدایی که ذکرش انسان را از گناه باز نمیدارد ، خدایی که قدرتش راه زندگی را پر از قوت و توانمندی نمیکند ، خدایی که حضورش شادی در دل نمیاورد و خدایی که وجودش بدی را از انسان دفع نمیکند و خدایی که نامش در میان هزاران نام دیگر گم شده است! اما آیا حقیقت در همین خدای خود ساخته خلاصه شده است و دیگر نیازی به یافتن خدای حقیقی نداریم ؟! نه ، نیاز انسان به خدا یک نیاز واقعی است که با ساختن خدا هم برطرف نمیشود . کسانی که خدای حقیقی را در بر ندارند درست مانند آنها که خدا را باور ندارند همواره به دنبال یافتن خدا هستند چون نیازمند وجود اویند .
این نیاز خود نشانه وجود چیزی خارج از مخلوقات و ملموسات این دنیاست . این نیاز خود نشانه وجود معبودی است که پذیرای نیاز انسان است . همانطور که تشنگی بدون وجود آب هیچ امکان ندارد.
بنای شما بنای خوبی است ، بنا کردن عدالت بر حقوق ، اما تکلیف برای دانش اموزان است ، و بعد برای دانشجویان تکلیف کمتر است و برای آنها که فارق التحصیل میشوند بسیار کمتر .
شما از تکلیف رو بر میگردانید شاید چون دانشجو شده اید ! و شاید چون در حال فارق التحصیلی هستید ! ولی بعد از همه اینها اگر شما که بنایتان بر حقوق است در مورد عزیزان خود حق کافی قائل نبودید چه ؟! آیا نباید دوباره مکلف شوید تا حقوق را بیشتر بخوانید ؟ پس از اول حقوق را کم خوانده بودید و بنایتان سست بوده ....نه ؟! و اگر عدالت را بجا نیاوردید چه ؟ آیا شما عادل هستید ؟ نه نیستید چون همه حقوق را نمیدانید ! شما نمیدانید چند نفر در رابطه با زندگی و اعمال شما صاحب حق هستند ، چون حقوق آنها را خودتان تخمین میزنید و از کسانی میپرسید که مثل شما در دانش خود ناقص هستند و در حال کمال . ولی آنکه عادل مطلق است حق همه آنها را میداند که چقدر است و چگونه است . اگر او کسی را عادل کند براستی بنیان عدل او بر حق خواهد بود و اگر کسی از ذن و گمان خود عادل شود تنها خودش خود را عادل میداند نه آنها که صاحب حق هستند در رابطه با او .

پس شما که خدا را نمیخواهید که بگوید عادل باش ، عدل را میخواهید که با آن عدالت بورزید و اگر به شما بگویم که عدل همان خداست شما خواهید گفت که خدا را میخواهید ! بله ؟!
پسرخدا آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي پسرخدا به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 03-20-2010   #732 (permalink)
رهگذر
 
Dyonyos's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2009
ارسالها: 38
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 13
از ایشان 6 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : آیا اگر خدا وجود نداشت ممکن بود وجود خدا به فکر انسان خطور کند؟

سلام
1.همان خدایی که ویژگی های مورد نظر شما (که در پست اخیر بیان کردید) را دارد هم می توان در ذهن ساخت.
2.من حقوق را برخاسته از عقل بشر می دانم، و عقل بشر خود ضامن پیشرفت حقوق بشر است. اصل اصیل "آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند" چراغ راهنمای ما برای کشف حقوق دیگر انسان هاست.
3.عدالت را دوست دارم، ولی اگر خدا=عدالت است، که باز هم خدا وجود ندارد، حتی نخواهد توانست موجود شود.
دوست عزیزم خدا عادل می تواند باشد ولی "عدالت" خیر، خدایی که دین به ما معرفی می کند چیز دیگری است.
Dyonyos آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 03-23-2010   #733 (permalink)
کاربر
 
rezigoli's Avatar
 
تاريخ عضويت: Feb 2010
ارسالها: 78
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 17
از ایشان 42 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : آیا اگر خدا وجود نداشت ممکن بود وجود خدا به فکر انسان خطور کند؟

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله manam نمايش نوشته ها
باسلام
بر دوست گرامی

آری .
باید چیزی باشد.
باید خدا وجود داشته باشد تا به ذهن ما خطور کند.
هر چیزی و هر احتمالی نیز ، وجود دارد.

اما این که خدا چه چیزی ست و کیست ؛ تفاوت ذهنی ما انسان ها ، با یکدیگر است.
من انسان را خدا می دانم.
شما چه طور؟!!!

چون ذهن ، بخش خالق مادی ، نیمه مادی و روحی ماست ؛ می تواند هر خدایی برای ما بسازد.
اما نیازی به آن ها نداریم.

اگر بخواهیم که ، از تنش تنهایی ، رها شویم ؛ می توانیم خدایی در آسمان ها بسازیم که ، ما را به بهشت یا جهنم می برد.

این پیشنهاد پیامبران گذشته بود.
برای مردمی که نمی دانستند و می ترسیدند.
نمی دانستند که ، چگونه نفس خود را نیز ، راضی نگه دارند!

بنابراین ، هنگامی که با تزکیه و خودسانسوری های مذهبی روبرو می شدند و از نظر نفسانی رنج می بردند ؛ دل نفس خود را ، به بهشتی که مانند زمین است و حتی بهتر ، شاد می کردند.
و این ارضای نفس را ، برای آینده می گذاشتند.
آن را مانند سرمایه گذاری ای می دیدند که در آینده ، سرمایۀ آنان را ، صد چندان می گرداند!

چون شهواتشان را کنترل می کردند و در کنه وجودشان رنج می بردند ؛ وعدۀ حوری های بهشتی را ، پسندیدند.

تصور یک دنیای نامیرا ، با تمام آرزوهای نفسانی را ، از مذاهب گرفتند.
زیرا نمی دانستند و نمی توانستند ؛ در طرحی که تنها ، اندیشۀ برتر می تواند به وجود بیاورد - همزمان - به ارضای نفس و نفس برتر دست یابند!

باسپاس


سروش میگه هر انسانی به اندازه محمد در خودش ظرفیت سازی کنه خدا دریچه های رحمت را بر او میگشاید



البته تا حالا کسی این کارو نکرده و اگرم کنه میشه محمد ولی هرگز خدا نمیشه
__________________
عجل لولیک الفرج
rezigoli آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 04-09-2010   #734 (permalink)
Connoisseur
 
TURODE's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2009
محل سكونت: تهران
ارسالها: 1,276
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 127
از ایشان 783 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : آیا اگر خدا وجود نداشت ممکن بود وجود خدا به فکر انسان خطور کند؟

با درود و تبريك سال نو

خدا، الله،رب،......همه سايه هايي از نياز فكر انسان به سوال هزار توي علت و معلول است !

همان گونه كه هيچ مصنوعي قادر به درك صانع خود نيست ما نيز از صانع خود از هر لحاظ بي اطلاعيم و تمام تعاريف (شناختها)و تفاسير جنبه مغرضانه و متعصبانه دارد
__________________
گفت آن يار كز او گشت سر دار بلند
جرمش اين بود كه اسرار هويدا ميكرد
TURODE آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 04-29-2010   #735 (permalink)
Connoisseur
 
TURODE's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2009
محل سكونت: تهران
ارسالها: 1,276
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 127
از ایشان 783 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : آیا اگر خدا وجود نداشت ممکن بود وجود خدا به فکر انسان خطور کند؟

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله turode نمايش نوشته ها
با درود و تبريك سال نو


خدا، الله،رب،......همه سايه هايي از نياز فكر انسان به سوال هزار توي علت و معلول است !


همان گونه كه هيچ مصنوعي قادر به درك صانع خود نيست ما نيز از صانع خود از هر لحاظ بي اطلاعيم و تمام تعاريف (شناختها)و تفاسير جنبه مغرضانه و متعصبانه دارد
اگر منظور از خدا همان صانع است كه بحث دور باطل را طي ميكند چرا كه اگر صانعي نبود انساني نبود تا تفكري داشته باشد و بخواهد صانعش را در ذهني كه وجود ندارد تصور كند


اما اگر منظور خدا بعنوان نياز به علت يابي انسان است كه جواب مثبت است و ذهن كنجكاو انسان سايه اي ديگر را در جهت نياز خود بر مي گزيد كه در قرون اعصار اين پديده به اشكال مختلف بارها و بارها اتفاق افتاده و هم اكنون هم
TURODE آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
وجود, امکان, خالق, عدم

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 01:57 PM با تنظيم GMT +3.5 مي باشد.


Powered by: vBulletin - © Jelsoft Enterprises Ltd
Copyright ©2005 - 2010, HamMihan
تمام حقوق محفوظ می باشد , جامعه مجازی هم میهن
جامعه مجازی هم میهن - جستجوگر وب - پخش زنده - اطلاعات عمومی -