|
|||||||
| تقریب مذاهب اسلامی گفتگو بين مذاهب اسلامي ، شيعيان و مذاهب وفرق اهل سنت |
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#16 (permalink) | |
|
انا الانسان لفی خسر
تاريخ عضويت: Jun 2008
محل سكونت: ایـــــــــــــــــــــــــــــران
ارسالها: 3,007
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 2,880
از ایشان 2,452 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
![]() با شما موافقم . هرچند که دشمنان نیز می توانند درصدد تشدید این اختلاف برای منافع خود باشند که بدیهی هم هست ولی در صورت آگاهی آحاد مختلف اسلام نیازی به بررسی جایگاه دشمنان در این مقوله نیست اما چه کنیم که آگاهی مسلمین کم شده و هوشیاری دشمنان زیاد . در کل اختلاف بین شیعه و سنی بدیهی ست و در این کشمکش که باعث عقب ماندگی اسلام و کشورهای اسلامی می شود مسلما ً دیگر کشورها ( حالا نمیگم دشمنان ! )منفعت می برند .
__________________
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هرچه بار تعلق پذیرد آزاد است -----------------------------------\ هشدار به سید حسن خمینی : «ان اولي الناس بابراهيم، للذين اتبعوه... نزديکترين مردم به حضرت ابراهيم(ع)، کساني هستند که از او تبعيت مي کنند». . ![]() الهم عجل لِولیّک الفرج
![]() |
|
|
|
|
|
|
#17 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Mar 2008
محل سكونت: ملتی که از مرگ می ترسد ذلیل وتوسری خور خواهدبود
ارسالها: 2,840
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 543
از ایشان 1,245 بار سپاسگزاري شده است
|
وقتي آيه وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ
نازل شد وپيامبر آن را براي مردم تلاوت كرد يكي از اصحاب سوال كرد يا رسول الله (حبل الله ) كيست؟ رسول خدا در مسجد نشسته بود ، ناگهاني علي از درب مسجد وارد شد رسول خدا به علي اشاره كرد وچند مرتبه فرمود اين حبل الله است ![]() پس ما براساس ايه فوق وفرمايش پيامبراكرم با همه دست برادري ووحدت ؛ دراز ميكنيم ![]() |
|
|
|
|
|
#18 (permalink) |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Aug 2008
ارسالها: 58
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 2
از ایشان 9 بار سپاسگزاري شده است
|
شما که میگی تو این اختلاف نه شیعه نه سنی سود میبره چرا بعضی ها هستن که دارن با این اختلافو دامن میزنن چرا صراحتا" تو این انجمن به اهل تسنن بی احترامی میشه چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي sina285 به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#20 (permalink) |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Dec 2007
محل سكونت: in sea side (همون کپر های زیبا توی سواحل دریای ناکجا آباد)
ارسالها: 1,056
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,941
از ایشان 632 بار سپاسگزاري شده است
|
به نظر من و واقعا در کل:کسایی این تفرقه هات رو میندازن که از اون اولش با اسلام کاملا مخالف بوئن اونما دوست داشتم مشروب بوخورن دوست داشتن راحت س ک س کنن دوست داشتن که تقوایی نداشته باشن و دوست داشتن محمد و اسلام و عمر و ابوبکر و علی و عثمان و همهی اهل بیت و اصحاب و بد جلوه بدن و دوست داشتن که اسلام نابود شه ولی به کوری چشم دشمنان حقیق اسلام ...اسلام تا مهدی موعود پا بر جاست و هرچی تفرقه و فهش و ناسزا به اصحاب و اهل بیت یا حضرت محمد بدن باد هواست و به قول رفق: فوش بچه صلواته ... پس اینو بگم که مخالفین اسلام و دشمنان قسم خورده این تفرقه ها رو میندازن و از به جون هم انداختن شیعه های واقعی حضرت علی (رض) و اهل سنت لذت میبرن و مسلمونا باید حواسشون به این موجود خوب جلب کنن |
|
|
|
|
|
#21 (permalink) |
|
Aficionado
![]() تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 747
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 602
از ایشان 328 بار سپاسگزاري شده است
|
ماشاالله به این اسلامتون ، خشایار شبکه کجایی؟
![]()
__________________
آتش است این بانگ نای و نیست باد هرکه این آتــــــــــش ندارد نیست باد ![]() ![]() ![]()
|
|
|
|
|
|
#22 (permalink) |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Sep 2008
ارسالها: 65
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 5
از ایشان 12 بار سپاسگزاري شده است
|
اگر کمی دقت کنید می بینید که هر چیزی که در شیعه بهش کم تر توجه میشه در سنی ها از توجه زیادی برخورداره خب هالا می فهیم که فقط دشمنان ما (شیعه) می تونن از این خلاء ایجاد شده استفاده کنن |
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي hn_shab12 به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#23 (permalink) |
|
Aficionado
![]() تاريخ عضويت: Dec 2005
محل سكونت: يه جاي کوچولو تو اين دنياي گذرا
ارسالها: 630
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 76
از ایشان 126 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
در زماني كه حبل الله را خانه نشين كردند و خود بر مسند خلافت تكيه زدند ، او (حبل الله) چه رفتاري با آنها داشت ...؟ چرا در برابر آنها كوتاه آمد و متوسل به زور نشد ...؟ و يك سؤال ديگر ... وصيت رسول خدا چه بود كه حضرت با عمل به آن در برابر مسببان اصلي تفرقه مسلمين (نه تابعين آنها كه عمدتا كم گناه تر از آنها هستند) ناچار به تحمل و مدارا شدند ....؟ حالا چطور ...؟ آيا ما شيعه ايشان هستيم يا شيعه ديگر بزرگان و خيالات خود ....؟ توضيح : آيا زماني كه طناب به گردن آن به خاك افكن عبدود و آن خيبر شكن افكندند و كشان كشان به مسجد بردند ، نمي توانست آنها را چون دسته يي موش با مرگ مواجه كند ...؟ مخصوصا آنكه مرتد (انقلبتم علي اعقابكم) هم شده بودند ....
__________________
چشم آلوده نظر از رخ جانان دورست بر رخ او نظر از آينه پاک انداز ويرايش توسط زيبا : 09-22-2008 در ساعت 03:21 AM. |
|
|
|
|
|
#24 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Oct 2008
ارسالها: 81
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 22
از ایشان 32 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
-------------------------------- و خوب است مراجعه شود به کتاب(( اثبات الوصیة تالیف عالم فاضل مورخ شهیراهل سنت مقبول القول فرقین ابی الحسن علی ابن الحسین مسعودی صاحب مروج الذهب)) متوفی سال 346 قمری که شرح قضایای ان ذوز را مفصل مینویسد تا انجا که گوید ( فهجموا علیه و احرقوا بابه و استخرجوه منه کرها و ضفطوا سیدة النساء بالباب حتی اسقطت محسنا=یعنی:پس هجوم اوردند بر علی(ع) و در خانه اش را سوزانیدند و ان حضرت را با اکراه و اجبار از خانه بیرون کشیدند و سیده زنان را میان درو دیوار فشار دادند تا محسن خود را سقط کرد ------------------------------- (( ابن شحنه مورخ معروف اهل سنت در جلد یازدهم حاشیه کامل ابن اثیر)) ضمن داستان سقیفه مینویسد زمانیکه جماعتی از اصحاب و بنی هاشن مانند زبیر و عتبة بن ابی لهب و خالد بن سعید بن العاص و مقداد بن اسود کندی - سلمان فارسی - و ابی ذر غفاری- عمار بن یاسر - و براء بن عازب - و ابی بن کعب تخلف از بیعت ابی بکر نموده و متمایلا بعلی(ع) در خانه انحضرت جمع بودند - عمر بن الخطاب امد تا هر که در خانه هست اتش بزند- فاطمه سلام الله علیها با او ملاقات نمود عمر گفت داخل شوید در انچه مردم داخل شدند (یعنی بیائید بیعت کنید و پیروی کنید از عده ای که بیعت نمودند). -------------------------------- (( طبری از علمای هل سنت در جلد دوم تاریخ خود نقل نموده از زیادبن کلیب ))که طلحه و زبیر و جماعتی از مهاجرین در خانه علی (ع) بودند عمر بن خطاب امد و گفت بیرون بیائید برای بیعت و الا اتش بر همه میزنم. ((ابو ولید محب الدین محمد بن محمد الشخنة الحنفی از علمای اهل سنت)) متوفی سال 815 قمری که از اکابر و بزرگان علماء اهل سنت می باشد و سالها قاضی نذهب حنفی در حلب بوده در کتاب تاریخ خود بنام (روضة المناظر فی اخبار الاوائل و الاواخر) در شرح قضیه سقیفه خبر اتش را مینویسد باین عبارت (ان عمر جاء الی بیت علی لیحرقه علی من فیه فلقیته فاطمة فقال: ادخلوا فیما دخلت الامة =یعنی :همر امد در خانه علی برای انکه اتش بزند هر کس در ان خانه است پس فاطمه ائ را ملاقات نمود عمر گفت داخل شوید در چیزیکه امت داخل شدند و تا آخر قضیه را نقل مینماید------------------------------- ------------------------ ((ابن عبد ربه که از مشاهیر علمای اهل تسنن میباشد در جزء سیم عقد الفرید)) نوشته که علی (ع) و عباس در خانه نشسته بودند ابی بکر بعمر گفت برو اینها را بیاور اگر ابا کنند از امدن ،با ایشان قتال کن ،پس عمر اتشی بر داشت و امد که خانه را بسوزاند فاطمه بر در خانه امده فرمود ای پسر خطاب امده ای که خانه مرا بسوزانی .......الی اخر ---------------------- ((ابن خزابه ازعلمای اهل سنت در کتاب غرر از زید بن اسلم)) روایت کرده که گفت من از انها بودم که با عمر هیزم برداشتم و بدر خانه فاطمه بردیم در وقتی که علی و اصحابش از بیعت ابا نمودند عمر بفاطمه گفت بیرون کن هر که در این خانه است و الا خانه و هر که در خانه است می سوزانم در ان وقت علی و حسنین و فاطمه سلام الله علیهم و جماعتی از صحابه و بنی هاشم در ان خانه بودند فاطمه فرمود: ایا خانه را بر من و فرزندانم میسوزانی گفت بلی والله تا بیرون ایند و بیعت کنند با خلیفه پیغمبر(که منظور عمر از خلیفه پیامبر ابو بکر بود) -------------------------- همچنین(( عز الدین ابن ابی الحدید معتزلی و محمد بن جریر طبری)) که از معتمدترین مورخین نزد اهل تسنن می باشند روایت کرده اند که عمر با اسید بن خضیر و سلمة بن اسلم و جماعتی بدر خانه علی(ع) رفتند عمر گفت :بیرون بیاید والا خانه را بر شما می سوزانم ------------------------- ((ابو جعفر بلاذری احمد بن یحیی بن جابر البغدادی متوفی سال 279 قمری)) که از موثقین و محدثین و مورخین معروف اهل تسنن میباشد در تاریخ خود روایت نموده که چون ابوبکر علی(ع) را برای بیعت طلبید و (علی ع ) قبول نکرد عمر را فرستاد اتشی اورد که خانه را بسوزاند حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بر در خانه او را ملاقات کرد فرمود ای پسر خطاب امده ای خانه را بر من بسوزانی ؟گفت آری این عمل قوی تر است در انچه پدرت آورد ----------------------- و اگر کسی خواهان اسناد بیشتری از اهل سنت در به آتش کشیدن خانه حضرت زهراء و شهادت حضرت زهرا به دست عمر بن خطاب و یارانش هست به ادرسهای زیر که تماما کتب علمای اهل سنت هستند رجوع کند. 1-طبري،تاریخ طبری،جلد2ص443 2-ابی الفداء،تاریخ البوالفدا،ج1ص156 3-ابن عبدربه،عقد الفرید،ج3ص64وج4ص259وج5ص13 4-ابن شحنه،ذیل الکامل فی التاریخ ،ج7ص162. 5-ابن قتیبه دینوری،الامامة و السیاسة،ج1ص22 6-عمررضاکحاله،اعلام النساء،جلد4ص114. 7-محب الدین طبری،الریاض النظرة،ج1ص167. 8-دیاربکری،تاریخ الخمیس،ج1ص178. 9-مقاتل ابن عطیه،الامامة و الخلافه،ص160. 10-مسعودی،اثبات الوصیة،ص117،142. 11-ابن عبدالبر،الاستیعاب،ج3ص975. 12-ابن ابی شیبه،المصنف،ج7ص432. 13-متقی هندی، کنزل العمال،ج3 صحفه 149 و ج5ص651. 14- ابوبکر شهرستانی، ملل نحل،ج1ص57. 15-عبدالفتاح عبد المقصود، السقیفه و الخلافه،ص14،چاپ مصر. 16-ابن ابی الحدید،شرح نهج البلاغه،ج2ص56. 17-ولی الله دهلوی،قرة العین، ص 78،چاپ پیشاور. 18-نویری،نهایة الارب،ج12ص40. 19-ذهبی،تاریخ الاسلام،ج1ص117. 20-هیثمی،مجمع الزوائد،ج5ص203. 21-قاضی عبد الجبار،المغنی،ج2،ص340. 22-طبرانی، معجم الکبیر، ج1ص62. 23-صفدی،الوافی بالوافیات،ج2،ص3346. 24- ابن قتیبه،المعارف،ص92. 25-گنجی شافعی،کفایة الطالب،ص413. 26- جوینی، فرائدالسمطین،ج2،ص34. 27-عبدالفتاح عبدالمقصود، الامام علی ابن ابی طالب،ج1،ص308. 28-احمد بن طیفور،بلاغات النساء،ص 32. |
|
|
|
|
|
|
#25 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Oct 2008
ارسالها: 81
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 22
از ایشان 32 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
1بگو بدانم مگر حضرت هارون برادر حضرت موسی پیامبر نبود ،دلیر نبود،شجاع نبود،وزیر موسی نبود؟پس چرا نتوانست جلوی مردم زا ازگوساله پرستی بگیرد؟ چرا گذاشت تا مردم به طرف سامری بروند تا گوساله پرستی کنند؟ آیا غیر این بود؟ که یارانش کم و دشمنانش زیاد بودند آیا غیر این که مصلحت آن بود که هارون کرد؟ پس بخوان آنچه که خود علمای اهل سنت اعتراف کرده اند. ((ابن ابی الحدید معتزلی از علمای اهل سنت در جای دیگر در ص 136 جلد اول شرح نهج البلاغه (چاپ مصر ) از کتاب سقیفه جوهری)) قضیه سقیفه بنی ساعده را مبسوطا نقل نموده تا انجا که گوید بنی هاشم در خانه علی (ع) جمع شدند و زبیر با ایشان بود زیرا خود را از بنی هاشم می شمرد (حضرت امیر المومنین (ع) می فرمود زبیر همیشه با ما بود تا انکه پسرهایش بزرگ شدند و او را از ما بر گرداندند) پس عمر با گروهی رفتند بسوی خانه حضرت فاطمه با اسید و سلمة و گفت بیرون بیائید و بیعت کنید ایشان امتناع نمودند زبیر شمشیر کشید بیرون امد عمر گفت این سگ را بگیرید سلمة بن اسلم شمشیرش را گرفت و بر دیوار زد انگاه علی را بجبر و عنف کشیدند بسوی ابی بکر بنی هاشم هم با او میامدند . ناظر بودند بر او که چه میکنند علی میگفت من بنده خدا و برادر رسول هستم و کسی اعتنا بگفتار او نمی کرد تا او را بنزد ابی بکر بردند گفت بیعت کن حضرت فرمود من احقم باین مقام و با شما بیعت نمی کنم شما اولی هستید که با من بیعت کنید شما این امر را از انصار گرفتید بسبب قرابت با رسول خدا (ص) و من نیز با همان حجة بر شما احتجاج میکنم پس شما انصاف بدهید اگر از خدا میترسید بحق ما اعتراف کنید چنانچه انصار در حق شما انصاف کردند والا معترف شوید که دانسته بر من ستم میکنید ،عمر گفت هر گز از تو دست بر نمیدارم تا بیعت کنی حضرت فرمودند خوب با یکدیگر ساخته اید امروز تو برای او کار می کنی و که فردا او بتو برگرداند (این مقام را) بخدا سو گند قبول نمی کنم سخن تو را و با او بیعت نمیکنم چون او باید با من بیعت نماید انگاه روی بمردم نمود فرمود ای گروه مهاجران از خدا بترسید سلطه و سلطنت محمدی را از خانواده او که خدا قرار داده بیرون نبرید و دفع مکنید اهل او را از مقام و حق او بخدا قسم ما اهل بیت احقیم باین امر از شما تا در میان ما کسی باشد که عالم بکتاب خدا و سنت رسول و فقیه در دین باشد بخدا قسم اینها تمام در ما هست پس متابعت و پیروی از نفس خود مکنید که از حق دور میشوید. انگاه علی (ع) بیعت نکرده بخانه برگشت و ملازم خانه شد تا حضرت فاطمه از دنیا رفت ناچار بیعت کرد. ------------------------------------ (( ابو محمد عبدالله بن مسلم بن قتیبة بن عمرو الباهلی الدینوری ))که از اکابر علماء اهل سنت میباشد و مدتها در شهر دینور قاضی رسمی بوده و در سال 276 قمری وفات نموده در جلد اول کتاب معروف خود تاریخ الخلفاء الراشدین و دولت بنی امیه معروف به الامامة و السیاسة(چاپ مصر) قضیه سقیفه را مفصلا شرح میدهد و ابتداء میکند مطلب را باین عبارت ان ابابکر رضی الله عنه قوما تخلفوا عن بیعة عند علی کرم الله وجهه فبعث الیهم عمر فجاء فناداهم و هم فی دار علی فابوا ان یخرجوا فدعا بالحطب و قال والذی نفس عمر بیده لتخرجن او لاحر قنها علی من فیها فقیل له با ابا حفص ان فیها فاطمة فقال و ان فخرجوا فبایعوا الا علیا ....الخ.)خلاصه کلام یعنی اینکه چون ابو بکر با خبر شد که جمعی از امت تخلف نموده اند از بیعت او در خانه علی(ع) جمع شده اند پس عمر را بسوی انها فرستاد عمر امد بر در خانه علی(ع) انها را طلب نمود برای بیعت، ابا کردند از بیرون امدن عمر هیزم طلبید و گفت بانخدایکه جان عمر در قبضه قدرت اوست یا بیرون بیائید یا خانه را با هر کس در ان خانه است میسوزانم مردم گفتند با ابا حفص(عمر) فاطمه در این خانه است گفت هر چند که او باشد میسوزانم پس همه بیرون امدند و بیعت کردند مگر علی (ع) که گفت سو گند یاد کرده ام تا قران را جمع نکنم بیرون نیایم و لباس در بر ننمایم عمر قبول نکر ولی ناله فاطمه سلام الله علیها و تو بیخ نمودن انها سبب شد که عمر بر گشت نزد ابی بکر و تحریک کرد او را برای بیعت گرفتن از انحضرت ابی بکر چند مرتبه ای قنفذ را فرستاد بطلب انحضرت و جواب یاس شنید عاقبت عمر با جماعتی رفت بدر خانه فاطمه و دق الباب نمود فاطمه که صدای انها را شنید بصدای بلند ندا در داد (یا ابت یا رسول الله ماذا لقینا بعدک من ابن الخطاب وم ابن ابی قحافه.)خلاصه انکه بابا یا رسول الله بعد از تو چه میرسد از عمر بن الخطاب و ابی بکر بن ابی قحافه و چگونه با ما ملاقات نمودند. همینکه مردم صدای گریه و ناله فاطمه را شنیدند بر گشتند در حالیکه اشکها جاری و جگرها سوخته ولی عمر با عده ای ماندند تا علی را جبرا از خانه بیرون اورده نزد ابی بکر بردند و با انحضرت عرض کردند بیعت بنما با ابی بکر حضرت فرمود اگر بیعت نکنم چه خواهید کرد ( قالوا اذا والله الذی لااله الا هو نضرب عنقک )گفتند بخدا قسم گردنت را میزنیم علی(ع) فرمود پس بنده خدا و برادر رسول او را خواهید کشت عمر گفت تو برادر رسول خدا نیستی ابوبکر در مقابل این حوادث و گفتار ساکت بود و هیچ نمی گفت عمر به ابی بکر گفت ایا بامر تو اینکارها را نمیکنیم ابی بکر گفت مادامی که فاطمه هست او را اکراه نمینمائیم. امیر المومنین (ع) خود را بقبر رسول الله(ص) رسانید با گریه و ناله عرض کرد به پیغمبر (ص) انچه را که هارون ببرادرش موسی گفت و خداوند در قران خبر داده (یابن ام ان القوم استضعفونی و کادوا یقتلوننی=پسر مادرم مردم مرا ضعیف نمودند و خواستند مرا بکشند.) شرح قضیه را مفصل نقل نموده تا انجا که گوید علی(ع) بیعت نکرده بمنزل برگشت و بعدها ابوبکر و عمر رفتند بمنزل فاطمه سلام الله علیها که استرضای خاطر او را فراهم نمایند فرمود خدا را شاهد میگیرم شما دو نفر مرا اذیت نمودید در هر نمازی شما را نفرین میکنم تا پدرم را ببینم و از شما شکایت نمایم انتهی. ويرايش توسط شبرا : 10-21-2008 در ساعت 12:34 AM. |
|
|
|
|
|
|
#27 (permalink) |
|
جل الخالق
تاريخ عضويت: Oct 2005
محل سكونت: مدار صفر درجه . ~ > ... ~ (محلّه گفتگو)`~`~v ~
ارسالها: 9,265
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 222
از ایشان 2,015 بار سپاسگزاري شده است
|
مورد تهدید قرار گرفتن مرزهای اسلامی به وسیله دشمنان اسلام
|
|
|
|
|
|
#28 (permalink) |
|
Expert
![]() تاريخ عضويت: Dec 2009
محل سكونت: همین نزدیکی
ارسالها: 1,894
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,568
از ایشان 1,034 بار سپاسگزاري شده است
|
رئسای خودشون
__________________
" من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روی عشق و علاقه می رقصند ولی پدر و مادرم از روی عادت نماز می خوانند " دکتر شریعتی |
|
|
|
|
|
#29 (permalink) |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Mar 2010
ارسالها: 89
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 4
از ایشان 48 بار سپاسگزاري شده است
|
سلام
به نظر من پاسخ این سوال واضحه شما یه سری به تاپیک های مربوط به بحث شیعه و سنی بزنید کسانی دارن به بحث های شیعه و سنی و اختلافاتشون دامن می زنن که نه شیعه هستن و نه سنی !!! اصلا مسلمون نیستن !!! بله اونا همونهایی هستند که قرآن بهشون میگه مشرکین به این آیه دقت کنین: لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ (آیه ی 82 سوره ی مائده)
__________________
![]() ![]()
|
|
|
|
|
|
#30 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Oct 2009
ارسالها: 67
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 0
از ایشان 18 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
دوست عزیز " وحدت پسند " !!!! اگر تو فوق العاده علاقه داری که با دوستان سنیت با بهتر بگم با دشمنان حضرت زهرا و امیر المومنین دوستی کنی و وحدت داشته باشی ما اینطوری نیستیم !!!! خواهشا هم انگ مشرک بودن نزن که اگر هیچی نیستیم مثل شماها منافق نیستیم که بخواهیم هم با دشمنان علی بن ابی طالب دوست باشیم هم با محباش !!! عزیز اگر ما مشرکیم اسم شما از خدا بی خبرها را باید چی بذاریم ؟! یک سوال دارم از محضرتون !!! بحث اصلی شیعه و سنی بر سر چیست ؟! مگر نه اینکه بر سر ولایت است ؟! مگر نه اینکه " وضو بدون ولایت یعنی اب بازی " ؟! مگر نه اینکه " ولایت دژ توحید است " ؟! غیر از اینکه علی بعد از پیغمبر برترین موجود عالم هستی است ؟! تو رو به خد ا قسم مگر نه اینکه دوستداران دشمن حضرت زهرا دشمن حضرت و دشمن خدا محسوب میشن ؟! مگر نه اینکه سنی ها عمر بن خطاب ( پسر صحاک !!!!) را برتر و والاتر از علی میدونن ؟! مگر نه اینکه عمر بن خطاب دشمن زهرا و شوهرش و بچه هاش بود ؟! مگر نه اینکه جماعت اهل سنت دوستدار همچین ادمی هستن ؟! پس شیعه علی , دوستدار فاطمه , این چه حرفیه که تو میزنی ؟! از روی چه ملاکی میخوای خودت رو با دشمنان علی و ال علی دوست و برادر بدونی ؟! حال تو رو به خدا قسم کار کدوممون بدتره ؟1 من یا تو ؟! من که دوستدار علی و خاندان علی هستم و با دشمنان ان حضرت دشمن یا تو که هم دوستدار علی هستی هم دوستدار دشمنان علی ؟! اگر میخوای بحث کنی من پای ثابتم تا اخر ! اما به شرطها و شروطها ! اول حرفات با سند باشه و دلیلات با مدرک و منبع معتبر ! دوم صحبتهایی که میکنی از لحاظ عقلی و شرعی کاملا منطقی باشن . در اخر نمیدونم شیعه هستی یا نه ( که البته خیلی شک دارم که شیعه باشی !) اما این رو بدون ما با سنی ها هیچ نسبتی نداریم ! و وحدتی هم بین ما و اونا نیست. والسلام. ويرايش توسط mamoot : 04-01-2010 در ساعت 11:56 PM. |
|
|
|
|