|
|
#31 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Oct 2009
محل سكونت: خانه ی دوست کجاست؟؟؟؟؟
ارسالها: 205
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 37
از ایشان 132 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
![]() سلام دوست من من کلک هستم و خوشحالم از اینکه شما رو پیدا کردم سخنم را با کلام "سعدی شیرین" سخن آغاز می کنم: ![]() از صاحبدلی پرسیدند که سخاوت بهتر است یا شجاعت؟ گفت: آنرا که سخاوت است حاجت به شجاعت نیست. حال من می گویم : چرا توقف کنم؟ راه از میان مویرگهای سبز حیات می گذرد و من در فضای آکنده از مهر زندگی و طلوع خواهم کرد و نفس هایم ، در نهایتِ پیوستن، به رفتن و رسیدن است! من جوانه خواهم داد؛ و به حرکت خود با معیارهای ارزشی به آینده سلام خواهم داد زیرا! زندگی از آن من است؛ اگر چه لحظه ایی مسدود گشته باشد! من با لبخندی به زندگی سلام خواهم داد و از میان مویرگهای سبز حیات خواهم گذشت! چرا توقف کنم؟
__________________
اینک، صدای آن یار بی دریغ گل می کند در سبزترین سکوت، و گلهای هرزه را، در بارش مداوم خویش، درو میکند...
|
|
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي kelk به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#32 (permalink) |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Oct 2009
محل سكونت: خانه ی دوست کجاست؟؟؟؟؟
ارسالها: 205
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 37
از ایشان 132 بار سپاسگزاري شده است
|
سلام
![]() دگر صبح است و پایان شب تار است. دگر صبح است و بیداری سزاوار است. دگر خورشید از پشت بلندیها، نمودار است دگر صبح است.... . . . دگر صبح است و ما باید برافروزیم آتش را، بسوزانیم دشمن را، که شاید همره دودش رود بر آسمان شیطان، و یا همراه بادی او شود دور از زمین ما، دگر صبح است... دگر روز تبهکاران به مثل نیمه شب تار است... |
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي kelk به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#33 (permalink) | |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Jul 2007
محل سكونت: شهر مکافات انسوی ابرها حوالی محله صبح...
ارسالها: 1,554
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 727
از ایشان 776 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
![]() به قول شاملوی بزرگ در این برهوت شک وبدگمانی کسانی هستند که صداقتشان چون شب چراغی در دل شب می درخشد... ![]()
__________________
حرفهایی خواهم زد که مرا بر سر یک دار بلندخواهد اویخت ... کارهایی خواهم کرد که بگویم ازادم... ولی اما جشن ازادی را پشت دیوار قفس ها خواهم گرفت اخرین شمع تولد اخرین قطره ی باران اخرین بوسه ی اصرار من که ازادم اخرین حرف من این است من ازادم حرفهایی که مرا خواهد کشت... ![]() امد شبی برهنه ام از در چو روح اب در سینه اش دو ماهی و در دستش اینه گیسوی خیس او خزه بو چون خزه به هم من بانگ بر کشیدم از استان یاس اه ای یقین یافته بازت نمی نهم... |
|
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي پرنده مهاجر به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#34 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Jul 2007
محل سكونت: یزد
ارسالها: 3,657
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,154
از ایشان 1,157 بار سپاسگزاري شده است
|
بچه ها بهتون افتخار میکنم
__________________
السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين *انا مجنون حسین* اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم چه خوش است آن دم كه به عالم برسد از كعبه صدايش . . . مرگ بر اسرائیل
|
|
|
|