کاربر میهمان به هم میهن خوش آمدید. جهت ثبت نام در هم میهن اینجا را کلیک کنید. با ثبت نام از تمامی مزایای کاربران عضو هم میهن بهره مند شوید

تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum

بازگشت   تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > ادیان و مذاهب > تقریب مذاهب اسلامی

تقریب مذاهب اسلامی گفتگو بين مذاهب اسلامي ، شيعيان و مذاهب وفرق اهل سنت

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 05-19-2008   #1 (permalink)
Aficionado
 
moen1378's Avatar
 
تاريخ عضويت: Sep 2007
ارسالها: 920
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 243
از ایشان 408 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض احترام به بزرگان دين یعنى جه؟

جطور ما ميتوانيم به بزركان دين خودمان احترام كنيم
__________________

moen1378 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 05-21-2008   #2 (permalink)
Aficionado
 
moen1378's Avatar
 
تاريخ عضويت: Sep 2007
ارسالها: 920
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 243
از ایشان 408 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : احترام به بزركان دين عنى جه؟

صحابه بهترين امت
مخاطبين اصلي و مصداق اين آيه، بنابر راي اكثر مفسرين معتبر شيعه و سني, مهاجرين و انصارند, اگر چه ساير امت نيز بر حسب اعمال خود, مي توانند در آن داخل شوند, ((كنتم خير امه)) يعني گزينش و بهتر بودن شما به خاطر اين است كه به هدف عالي و علت غايي از خلقت انسان، كه همانا شناخت و پرستش خداي عالميان است پي برده، و از انديشه هاي محدود و محيط هاي بسته قومي و نژادي بيرون آمده و به جهات و ابعاد اخلاقي و روابط اجتماعي آشنا شديد انتخاب شدند تا در پرتو ايمان و تربيت از سنت خيرالأنام انقلابي به وجود آورند لذا خداوند آنان را بهترين امت خواند، چرا كه آنها به دو فرضيه مهم امر به معروف و نهي از منكر عمل نموده و به جامعه با اين عملشان بالندگي و پويندگي خاص مي بخشد لذا خداوند درباره آنان مي فرمايد:
)كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ) (آل عمران:110) شما (اي پيروان محمد) بهترين امتي هستند كه به سود انسانها آفريده شده ايد (مادام كه) امر به معروف و نهي از منكر مي نماييد و به خدا ايمان داريد. و اگر اهل كتاب (مثل شما به چنين برنامه و آيين درخشاني) ايمان بياورند براي ايشان بهتر است (از باور و آييني كه بر آنند ولي تنها عده كمي) از آنان با ايمانند و بيشتر ايشان فاسق (و خارج از حدود ايمان و وظايف آن) هستند.
در ميان اقوام و ملل و امتهاي گوناگون كه در تاريخ پيدا شده اند، امت اسلامي بهترين امتهاست. در اين آيه ضمن بيان اين واقعيت مهم، دليل آن را هم ذكر مي كند و عامل برتر بودن امت اسلامي را دو چيز مي داند: يكي امر به معروف و نهي از منكر و ديگري ايمان به خدا.
اين دو ويژگي سبب برتري امت اسلامي است و تا وقتي كه اين دو ويژگي در ميان مسلمانان وجود داشته باشد، مسلمانان امت برتر هستند ولي اگر ايمان مردم سست شود و يا به دو فرضيه امر به معروف و نهي از منكر عمل نشود، طبيعي است كه برتري اين امت هم از بين مي رود.
هر چند اين آيه خطاب به مسلمانان عصر پيامبر است ولي در مقام بيان يك حكم كلي است و هرگاه و در هر عصري جامعه اسلامي اين دو ويژگي را پيدا كند كه ايمان به خدا داشته باشد و در ميان افراد جامعه امر به معروف و نهي از بدي حاكم باشد و اصول و مباني اسلامي و ارزشهاي دين جايگاه خاص خود را بيابد اين جامعه، جامعه اي برتر خواهد بود، همان جامعه اي كه متفقكران و خير انديشان جهان آن را در نا كجا آباد جستجو مي كنند.
اينكه در اين آيه، امر به معروف و نهي از منكر جلوتر از ايمان به خدا ذكر شده با اينكه اساس كار ايمان است، شايد بدان جهت باشد كه در اين آيه عنايت خاصي به اين دو فرضيه شده است و هر چندي كه ايمان پايه و اساس است ولي آنچه به جامعه پويايي و بالندگي مي دهد و آن را از خطرهاي دروني و بروني حفظ مي كند همان امر به معروف و نهي از منكر است و در واقع برتري امت اسلامي در گروه انجام اين دو فرضيه الهي است. در دنباله آيه از اهل كتاب كه ايمان نياورده اند و به اسلام نگرويده اند اظهار تاسف مي كند و مي فرمايد: اگر اهل كتاب ايمان مي آورند براي آنها بهتر بود يعني آنها عضوي از يك جامعه و امت برتر بودند. ولي در اثر كفر و ادامه ي راه نادرستي كه در پيش گرفته اند خود را از ورود در اين جامعه بهتر محروم كردند.(تفسير كوثر، ج2، ص216-215. ) مقصود از كلمه ((كُنْتُمْ)) كه در آيه شريفه ذكر شده است، مدح كردن مسلمانان اولي از مهاجرين و انصار است كه در دوران ابتدايي و غربت اسلام به دين خدا گرويده اند و در راه پيشرفت آن كوشش كردند؛ و مراد از ((ايمان)) مذكور در آيه، ايمان داشتن آنان به دعوت به اتحاد و يگانگي است، در مقابل ((كفر)) به آن كه دعوت نمودن به تفرقه و جدايي است.
بنابراين معناي آيه چنين خواهد شد كه: شما مسلمانان در ابتداي ظهور و پيدايش اسلام بهترين امتي بوديد كه براي مردم ظاهر گشتيد، زيرا امر به معروف و نهي از منكر مي نموديد، همگي به رشته الهي چنگ زده، چون تن واحد، متحد و متفق بوديد اگر اهل كتاب هم ايمان آورند بر ايشان بهتر است، ليكن آنان اختلاف كردند و بعضي از آن مومن و بيشتر آنها فاسق هستند. (تفسير الميزان، ج 3، ص 613).
قرآن كريم بعد از ترسيم دو برنامه ي سازنده ي دعوت به ارزشها و نهي از تباهي و گناه، اينك از بر پا دارندگان اين دو برنامه ي انساني و اسلامي سخن به ميان مي آورد و آنان را مي ستايد تا ديگران به آنان تاسي جويند و به اجراي اين دو كار شايسته و بايسته در زندگي همت گمارند ((كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ)). شما بهترين امتي هستيد كه براي هدايت و ارشاد مردم پيدا شده است.
در تفسير اين جمله، نظرهايي ارائه شده است.
1- بعضي معتقد هستند كه اين عقيده بدان دليل با فعل ماضي بيان شده كه در كتابهاي آسماني از اين امت بزرگ سخن به ميان آمده است.


2- برخي ديگر گفته اند منظور اين است كه شما در لوح محفوظ بهترين امتها هستيد.
3- عده اي نيز اين آيه ي شريفه را چنين معنا كرده اند كه: ((شما بهترين امتهايي هستيد كه خلق شده ايد.))
4- عده اي ديگر معتقدند كه شما بهترين امتها شده ايد كه براي نجات مردم قيام كرده ايد، چرا كه به نيكي و شايستگي مي خوانيد و از زشتي ها باز مي داريد و به خدا ايمان داريد.
خداوند اصحاب و ياران رسول الله صلى الله عليه وسلم را بهترين امت مي نامد چرا كه آنان از ناكامان و ستم ديدگان دفاع مي كنند و آسايش و امنيت و خوشبختي را براي همه مردم فراهم مي آورند و ضامن اين مسئوليت اجتماعي آن است كه به نيكي فرمان مي دهند و از بدي و زشتي جلوگيري مي كنند.
امر به معروف و نهي از منكر تنها منحصر به گفتن با زبان نيست، بلكه عبارت است از تلاش براي تحقق يافتن معروفها و نيكي ها از راههاي گوناگون ولي امت اسلامي كه حامل اين مسئوليت اجتماعي است از پايگاه مستحكمي بر مي خيزد كه عبارت از ايمان داشتن به خدا است، چرا كه منشاء احساس مسئوليت اجتماعي، مومن بودن به خدا است و آن احساس اجتماعي كه نيروي خود را از ايمان به خدا نگرفته باشد باطل يا دست كم محدود است. ( تفسير هدايت. ج1، سيد محمد تقي مدرسي، عبدالحميد آيتي، احمد آرام، (مشهد، آستان قدس، 1378، ص 591-590) مخاطبان اصلي اين آيه، اصحاب و ياران رسول الله صلى الله عليه وسلم هستند، اگر چه ساير امت بر حسب خود مي توانند در آن داخل شوند و علت گرايش و بهتر بودن آنها به اين خاطر بود كه به هدف عالي و علت غايي در خلقت انسان كه همانا پرستش و شناخت خداوند عالميان است نائل گرديدند.
به راستي كه اصحاب و ياران رسول الله صلى الله عليه وسلم در پرتو ايمان و تربيت قرآن و تبعيت از سنت يگانه محبوب و دردانه عالم امكان حضرت ختمي مرتبت، انقلابي سازنده و ريشه اي براي خدمتگذاري و خير خواهي به وجود آوردند، آنها در صدد تفوق و حاكميت بر ديگران نبوده و حتي چنين انديشه اي را هرگز در سر نمي پروراندند بلكه به خاطر بيدار كردن شعورها و استعدادها و بالاخره براي ساختن انسانهايي پر جوش و خروش و متحرك و متعالي و متعاطف و با طراوت از انسانهايي خشك و خالي و سنگدل و سركش سر از پا نشناختند و همانند كوهي استوار و محكم در مقابل گردابهاي تند و تيز و سيلابهاي ويران كننده استواري و مقاومت خويش را در تمامي مواقع و صحنه ها حفظ كردند و الگويي قرار گرفتند براي نسلهاي آينده.
آنها هميشه امر به معروف و نهي از منكر مي كردند و در ايمان و باورشان قاطع و بادوام بودند و هيچ گاه از احكام انسان ساز الهي منقطع و جدا نبودند بلكه هر لحظه در راستاي انجام تكاليف و اعمالشان كوشا و مطيع اوامر الهي بودند. خدا اجر صحابه را ضايع نمي كند.
)فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَاباً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ) (آل عمران:195)پس پروردگارشان دعاي ايشان را پذيرفت و پاسخشان داد كه من عمل هيچ كسي از شما را كه به كار خاسته باشد خواه زن باشد يا مرد ضايع نخواهم كرد پاره اي از شما از پاره ديگر هستيد (و همگي هم نوع و هم جنس مي باشيد) آنان كه هجرت كردند، و از خانه هاي خود رانده شدند، و در راه من اذيت و آزارشان رساندند و جنگيدند و كشته شدند هر آينه گناهانشان را مي بخشم و به بهشتيان در مي آورم، بهشتي كه رودخانه ها در زير (درختان) آن روان است. اين پاداش از سوي خدا (ايشان را) است و پاداش نيكو تنها نزد خداست. خداوند در برابر صاحبان خرد و انديشمندان به آنها پاسخ نيكو مي دهد و دعاهاي آنها را مستجاب مي سازد و پاداش آن را مي دهد و ميان زن و مرد فرقي نمي گذارد و همه آنها در مقابل لطف خدا، مثل هم و مساوي هستند سپس آن گروه از مومنان را كه خانه و كاشانه خود را رها كرده و فقط براي حفظ دين خود مهاجرت كردند و يا آنها را به زور از خانه هايشان بيرون نموده اند و به هر حال در راه خدا رنج و مشقت كشيده اند و در جنگ شركت نموده اند و در راه دين كشته شده اند، مورد لطف و عنايت ويژه قرار مي دهد و درباره آنها اظهار مي دارد كه كارهاي بد آنها را ناديده مي گيرم و آنها را در بهشتهايي وارد مي كنم كه نهرها از زير آن جاري است و اين پاداش از جانب خداوند است و اين خداست كه پاداش نيكو نزد اوست از اين آيه فهميده مي شود كه اگر انسان ايمان محكمي داشته باشد و اعمال نيكو انجام دهد و در راه خدا رنج و زحمت بكشد، روح او چنان صاف و خدايي مي شود كه اگر هم گاهي گناهي از او سر زند خداوند آن را ناديده مي گيرد و مي بخشد. در آيه ديگر، ناديده گرفتن گناهان كوچك را مشروط بر پرهيز از گناهان بزرگ مي داند.
إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ)(النساء: من الآية31)
اگر از گناهان بزرگي كه از آن نهي شده ايد اجتناب كنيد، بديهاي شما را ناديده مي گيرم. و در چندين آيه ناديده گرفتن گناهان به تقوا و ايمان و عمل صالح وابسته است.
) وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحاً يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ)(التغابن: من الآية9)
و هر كس به خدا ايمان آورد و عمل صالح كند، بديهاي او ناديده گرفته مي شود.
) وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ)(الطلاق: من الآية5)
و هر كس از خدا پروا داشته باشد، خدا بديهاي او را ناديده مي گيرد. از اين آيات به خوبي روشن مي شود كه يك فرد مومن و پرهيزگار كه به احكام ديني خود عمل مي كند و اساس كارش بر تقوا و ايمان است، اگر احياناً خطايي از او سر بزند و دانسته و ندانسته مرتكب گناهي شود، گناه او حتي بدون توبه تو بخشيده مي شود. چون او داراي ايمان و تقوا است و بدون شك از گناهي كه كرده پشيمان است و اين همان روح توبه است اگر چه توبه را به زبان نياورد. ( تفسير كوثر، ج2، ص 337-336. )
مهاجرت در راه خدا آن است كه شخص براي مسلمان زيستن يا ترويج توحيد از ديار خويش هجرت كند، اخراج از ديار آن است كه شخص با طاغوتها نسازد و تبعيدش كنند اذيت در راه خدا شامل هر فشاري است كه براي خدا و در راه خدا متحمل مي شود اين اعمال باعث بخشوده شدن گناهان مي شود مثل توبه، چنانكه در بسياري از آيات آمده است ((إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ) ((ثَوَاباً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ)) و اين خود حاكي از عظمت پاداش و((حُسْنُ الثَّوَابِ)) به معناي ثواب نيك است. ( تفسير احسن الحديث، علي اكبر قرشي، (تهران، بعثت، ج2، ص 265-264)، تفسير هدايت، ج1، ص 675-674.)
خداوند دعاي صاحبان علم و معرفت را بعد از ذكر و فكر و تنزيه و تسبيح و تقديس و توجه و خطاب، با سوز و گداز و تضرع و سوال مغفرت و جنت مستجاب فرمود، چون شرايط داعي و دعا موجود بود و آداب آن مراعات شد و براي مزيد اطمينان آنها تصريح فرمود كه خداوند هيچ عمل، عمل كننده اي را ضايع و باطل نمي فرمايد، خواه مرد و يا زن باشد چرا نسبت فضل و عدل و احسان الهي به همه يكسان است تفاوت آنها از حيث تفاوت در مرتبه ي علم و تقوي است و مزيت، به حسب است نه نسب، علاوه بر آن كه اهل ايمان همه از يك طينت پاك خلق شده اند و مانند يك نفس شريفند و متفق در دين وراي و طاعت و عبادتند پس هيچ اقتضايي موجود نيست كه اعمال بعضي مقبول و بعضي مردود شود مگر آن كه خللي در آداب و شرايط اعمال از آنها روي داده باشد پس كساني كه براي نصرت دين از اوطان و عشاير خود دست كشيدند و به ملازمت ركاب حضرت ختمي مرتبت مهاجرت نمودند و از خوف تعرض كفار به جان و مال و عرض آنها، ناچار شدند كه از خانه ها و علايق خود صرفنظر نمايند و از مكه بيرون روند و چه آزار و اذيتها كه از كفار به آنها رسيد و در راه خدا و مرضات پيامبرصلى الله عليه وسلم تحمل نمودند و اينها همه براي آن بود كه ايمان به خدا و پيغمبرصلى الله عليه وسلم آورده بودند و الا كسي با آنها عداوت شخصي نداشت و علاوه بر همه در راه اسلام جانبازي نمودند و با كفار جهاد كردند و به درجه شهادت رسيدند، اين چنين اشخاصي استحقاق و لياقت پيدا كردند كه خداوند با تاكيد بفرمايد: از گناهان آنان مي گذرم و نعيم ابدي را كه بهترين پاداشهاست و نزد من است به آنها از جانب خود پاداش مي دهم. (روان جاويد، ج1، حاج ميرزا محمد ثقفي تهراني (قم، برهان، 1376، ص 709-708).
آري چون كوچكترين عمل انسان در پيشگاه خداوند ضايع نمي گردد پس خوشا به حال آن مردان راه خدا ياران با وفاي پيامبر اكرم صلى الله عليه وسلم كه نه تنها كفر و شرك و عصيان را ترك كردند، بلكه از محيط هاي شرك زا و بندهاي دروني و اجتماعي نيز هجرت كردند، وطن و ارقاب، اهل و عيال، مال و منال و تمام تعلقات خود را به خاطر حفظ عقيده و شدت ايمان ناديده گرفتند و به محيطي شتافتند كه با ايمان و توحيد، مساعد و سازگار بود و فقط در راه خدا بود كه انواع شكنجه ها، آزار و اذيت ها و شدائد را تحمل كردند، ((وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي)) ايمان و اخلاص و فداكاري و مجاهدت اصحاب و ياران رسول الله صلى الله عليه وسلم تا جايي بود و به اندازه اي فزوني گرفته بود كه جنگيدند و كشتند و در راه خدا نيز جانشان را با كمال ميل از دست دادند و به اهداف مقدسي كه در صدد دستيابي به آن بودند رسيدند و به خاطر همين اخلاص و اصلاح و ايمان است كه خداوند متعال در محقق گردانيدن پاداش آنان قسم ياد كرده و تاكيد فرموده ((لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ)) يعني حتماً و قطعاً تمام گناهان و بديهاي آنان را محو مي سازم و بدون ترديد، همگي آنان را در بهشتي جاي مي دهم كه جويهاي آب از زير آن جاريست و مملو از اين نعمتهاست. (چند آيه از كلام الله در فضايل اصحاب رسول الله، ص 11-10.)
moen1378 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 05-24-2008   #3 (permalink)
Enthusiast
 
عطار's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2008
ارسالها: 365
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 36
از ایشان 135 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : احترام به بزركان دين عنى جه؟

احترام را بايد از عايشه ياد گرفت دقت كنيد
جايگاه عايشه
و اما راجع به عايشه: شيعه هيچ‌گاه او را زناکار ندانسته و با وجود آن‌که دل خوشي از او ندارد، وي را لعن نمي‌نمايد.
در اينجا، براي روشن شدن جايگاه عايشه به ذکر اسنادي از خود اهل سنت مي‌پردازيم،
1- ابن اثير نقل مي‌کند: بين عايشه و عثمان، درگيري خونباري درگرفت، تا آنجا كه عايشه گفت: عثمان را بکشيد که کافر شده‌است.[1]
به‌راستي اين جملات با اعتقاد اهل سنت سازگار است؟! اگر همه صحابه عادل‌اند، پس تکليف اين سخن عايشه چه مي‌شود؟
2- طبري مي‌نويسد: عايشه تا عثمان زنده بود، مي‌گفت: اين پير نادان را بکشيد، اما همين‌که خبر خلافت حضرت علي6 را شنيد، به بهانه خون‌خواهي عثمان، با آن حضرت وارد جنگ شد!.[2]
روشن است که وقتي عايشه، خليفه سوم را نادان و کافر مي‌دانسته و بر عليه خليفه چهارم به جنگ برخاسته و خروج مي‌کند، تکليفش چگونه است. مگر عايشه جزء صحابه نبوده است؟
اين همه نافرماني چگونه قابل توجيه است؟ اصلاً عايشه بايد چکار بکند تا بتوان گفت، که او انسان بدي بوده است؟

[1]. الکامل في التاريخ، ج3، ص 206.

[2]. تاريخ طبري، ج4، ص459، ماجرهاي سال 36.
__________________
هرچه داريم از جايي آمده كه او هميشه بوده نامش خداست
شما را دوست دارد وقلبش براي شما مي تپد
عطار آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي عطار به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 05-24-2008   #4 (permalink)
Enthusiast
 
عطار's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2008
ارسالها: 365
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 36
از ایشان 135 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : احترام به بزركان دين عنى جه؟

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله moen1378 نمايش نوشته ها
صحابه بهترين امت



آيا همه صحابه قابل احترامنند

نگاهي به وضعيت بعضي صحابه

عدالت صحابه
شيعيان، اصحاب رسول خدا +را به دو دسته تقسيم نموده‌اند: دسته اوّل آنان‌که مؤمن و تسليم خدا و رسول بوده‌اند و دسته دوم آنان‌که به‌ظاهر مؤمن ولي در درون داراي شک و ترديد و نفاق بوده‌اند.
آنان براي نظر خود دلايلي دارند که ما برخي از اين دلايل را از کتاب خدا و مستندات خود اهل سنت نقل مي‌کنيم، تا حق واضح و روشن گردد.
1) نفاق
آيات نفاق
1-آوَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ * يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُونَ:[1]
در ميان مردم، كساني هستند كه مي‏گويند، به خدا و روز رستاخيز ايمان آورده‏ايم، در حالي كه ايمان ندارند. مي‏خواهند خدا و مؤ منان را فريب بدهند، (ولي) جز خودشان را فريب نمي‏دهند، (اما) نمي‏فهمند.
اين آيه، به صراحت دلالت دارد، که در بين کساني که خود را صحابه و مسلمان مي‌دانستند، منافقاني فريب‌کار و مقدس‌نما وجود داشته‌است.
2. آإِذَا جَاءكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ:[2]
هنگامي كه منافقان نزد تو مي‏آيند، مي‏گوين:د ما شهادت مي‏دهيم كه حتماً تو رسول خدائي، - خداوند مي‏داند كه تو قطعا رسول او هستي ـ ولي خداوند شهادت مي‏دهد كه منافقان دروغگو هستند.
اين آيه، در صدد بيان آن است، که هر کسي شهادت به رسالت دهد، مؤمن واقعي نيست، بلكه گروهي از شهادت‌دهندگان در حقيقت منافق بوده و ايمانشان ظاهري‌است.

3. آإِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ:[3]
تنها آنهايي که به خدا و روز جزا ايمان نياورده‌اند - ظاهر مسلمانند- و دلشان پر از ريب است، از تو اجازه معافي از جهاد مي‌خواهند، همانا آنان در شک و ترديدشان خواهند ماند.
اين آيه نيز به روشني دلالت دارد که گروهي، به ظاهر مسلمان بوده، ولي در حقيقت ايمان نياورده بودند و در اين حال نيز باقي مي‌مانند.

2. آوَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيِقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَّكُمْ:[4]
گروهي از (به ظاهر) مسلمانان پيامبر را اذيت مي‌کردند و مي‌گفتند، پيامبر خوش باور است و هر چه مي‌گوييم، گوش مي‌كند؛ به آنها بگو که گوش دادن پيامبر به نفع شما است.
با توجه به آيه 54همين سوره و وحدت سياق آيات روشن است كه اين آيه تصريح به نفاق برخي از اطرافيان رسول خدا دارد چرا كه درآن آيه خداوند آنها را كافر خوانده است
فَلاَ تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلاَدُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ{55}
و (فزونى) اموال و اولاد آنها تو را در شگفتى فرو نبرد، خدا مى‏خواهد آنها را به وسيله آن در زندگى دنيا عذاب كند و در حال كفر بميرند.
پاسخ يک شبهه: شناخته شده بودن منافقان
شايد به ذهن برخي، چنين شبهه‌اي خطور کند، که اسامي منافقان اعلام شده و همه، آنها را مي‌شناسند، بنابراين باقي صحابه عادل‌اند.
پاسخ: در پاسخ مي‌گوييم اولاً نفاق امري قلبي و پنهاني است و اصلاً منافق، يعني كسي كه، كفر خود را به جهت شناخته نشدن پنهان مي‌كند.
ثانياً آيه101 سوره توبه، اين احتمال را به صراحت دفع مي‌کند؛
خداوند مي‌فرمايد: آوَمِمَّنْ حَوْلَكُم مِّنَ الأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلَي النِّفَاقِ لاَ تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَي عَذَابٍ عَظِيمٍ:[5]
و از (ميان) اعراب باديه نشيني كه اطراف شما هستند، جمعي از منافقان‌اند و از اهل (خود) مدينه (نيز)، گروهي سخت به نفاق پاي بندند كه آنها را نمي‏شناسي و ما آنها را مي‏شناسيم، به زودي آنها را دوباره مجازات مي‏كنيم، سپس به سوي مجازات بزرگي (در قيامت) فرستاده مي‏شوند.
2)عدم عدالت
آنچه تاکنون گفته شد، مختصري راجع به نفاق گروهي از صحابه بود، اما براي عدم عدالت ـ اگر نگوييم نفاق‌ـ برخي ديگر از صحابه، نيز دلايلي از قرآن و مستندات خود اهل سنت وجود دارد که برخي از آنها ذکر مي‌شود.
الف:آيات
1- آكَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِن بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ -يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ مَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَي الْمَوْتِ وَهُمْ يَنظُرُونَ:[6]
گروهي از مؤمنين، اظهار نارضايتي مي‌کنند و با تو مخالفت مي‌نمايند، در حالي که بر آنان حق روشن شده‌است؛ گويا خود را مي‌بينند، که به سوي مرگ کشيده مي‌شوند.
کاملاً روشن است که بر اساس اين آيه، مخالفت با رسول خدا + چه حكمي خواهد داشت.
2- آيات فراواني كه احكام سارق و زاني و ...را بيان ميكند كه نشان دهنده وجود فاسقان در ميان صحابه مي باشد.
ب: روايات اهل سنت
1- بخاري مي‌نويسد: ابوسعيد خدري گويد، پيامبر فرمود: روز قيامت گفته مي‌شود، تو نمي‌داني که پس از وفاتت، چه كارها كردند، آن‌گاه من مي‌گويم دور باد، دور باد، آنان پس از من در دين تغيير دادند و بدعت نهادند.[7]
2- «قال رسول الله% لاصحابه، قوموا فانحروا، ثم احلقوا، قال فوالله ما قام منهم رجل حتي قال ذلك ثلاث مرات، فلما لم يقم منهم احد دخل علي ام سلمة...».[8]
در جريان صلح حديبيه، (وقتي پيمان نامه را پايان داد)، به اصحاب خود فرمان داد، برخيزيد حيوانات خود را قرباني کنيد و سرهايتان را بتراشيد. راوي مي‌گويد: به‌ خدا قسم هيچ‌يک از آنها بر نخاستند، تا اين‌که حضرت سه بار فرمان خود را تکرار فرمود، وقتي ديد کسي برنمي‌خيزد، نزد «ام سلمه» رفت و ماجرا را برايش نقل کرد... .
3. پيامبر اکرم% از وصل کردن روزه به روزه روز ديگر نهي فرمود، اما اصحاب آن را نپذيرفتند و روزه‌ها را به هم وصل مي‌کردند.[9]

آنچه ذکر شد، تنها اندكي از دلايل بسياري بود، كه راجع به عدم عدالت برخي از صحابه وجود دارد، که اگر ماجراهاي گوناگون، مانند جريان جنگ احد، که گروهي از صحابه تنگه را رها کردند و منجر به شکست مسلمانان شد و ده‌ها مورد ديگررا به آن اضافه کنيد، ديگر هيچ کس، حتي خيال عدالت همه صحابه را هم، در مخيله خود نخواهد پروراند.


[1]. بقره /8-9.

[2]. منافقون /1.

[3].توبه/45.

[4]. توبه/61.

[5]. توبه/ 101.

[6]. انفال/ 5-6.

[7]. صحيح بخاري، ج 8، ص 149 -150، كتاب الدعوات، باب في الحوض.

[8]. همان، ج3، ص 182، كتاب شروط باب جهاد.

[9]. همان، ص 49، کتاب الصوم، باب 47.
عطار آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي عطار به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 05-24-2008   #5 (permalink)
Aficionado
 
moen1378's Avatar
 
تاريخ عضويت: Sep 2007
ارسالها: 920
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 243
از ایشان 408 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : احترام به بزركان دين عنى جه؟

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله عطار نمايش نوشته ها
احترام را بايد از عايشه ياد گرفت دقت كنيد
جايگاه عايشه
و اما راجع به عايشه: شيعه هيچ‌گاه او را زناکار ندانسته و با وجود آن‌که دل خوشي از او ندارد، وي را لعن نمي‌نمايد.
در اينجا، براي روشن شدن جايگاه عايشه به ذکر اسنادي از خود اهل سنت مي‌پردازيم،
1- ابن اثير نقل مي‌کند: بين عايشه و عثمان، درگيري خونباري درگرفت، تا آنجا كه عايشه گفت: عثمان را بکشيد که کافر شده‌است.[1]
به‌راستي اين جملات با اعتقاد اهل سنت سازگار است؟! اگر همه صحابه عادل‌اند، پس تکليف اين سخن عايشه چه مي‌شود؟
2- طبري مي‌نويسد: عايشه تا عثمان زنده بود، مي‌گفت: اين پير نادان را بکشيد، اما همين‌که خبر خلافت حضرت علي6 را شنيد، به بهانه خون‌خواهي عثمان، با آن حضرت وارد جنگ شد!.[2]
روشن است که وقتي عايشه، خليفه سوم را نادان و کافر مي‌دانسته و بر عليه خليفه چهارم به جنگ برخاسته و خروج مي‌کند، تکليفش چگونه است. مگر عايشه جزء صحابه نبوده است؟
اين همه نافرماني چگونه قابل توجيه است؟ اصلاً عايشه بايد چکار بکند تا بتوان گفت، که او انسان بدي بوده است؟

[1]. الکامل في التاريخ، ج3، ص 206.

[2]. تاريخ طبري، ج4، ص459، ماجرهاي سال 36.

دوشت عزيز مطالب بالا ( و اما راجع به عايشه: شيعه هيچ‌گاه او را زناکار ندانسته و با وجود آن‌که دل خوشي از او ندارد، وي را لعن نمي‌نمايد. )اين بهتر است كه بكويى كه نظر شخصى شماست اين تنفر و انزجار از ام المؤمنين در بين شيعه همه ميدانند نمونه زير يكى اهانتهاى جامعه ايران به ايشان است

توهین مجله "خانواده سبز" به ام المؤمنين عايشه صديق-رضی الله عنها!
مجله "خانواده سبز" که یکی از پرتیراژترین و پرخواننده‌ترین نشریات کشوری می‌باشد، در شماره اخیر خود[شماره 195] مطلبی را تحت عنوان "تصویری از جنگ به روایت ابراهیم حاتمی کیا" به چاپ رسانده است که در قسمتی از آن آمده است:
«آرایش نیروها برایم خیلی عجیب بود، منافقین، زنها، این عایشه‌های زمان را برای تحریک دیگران در خط مقدم گذاشته بودند و نیروهای دیگر عقب تر!»
در این مطلب زنان نیروهای دشمن (العیاذ بالله) به مادر مؤمنان جهان، همسر پاک رسول گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وسلم حضرت عایشه صدیقه تشبیه داده شده‌اند.
عائشه‌ای که خداوند برائت او را از بالای هفت آسمان نازل نموده می‌فرماید: «ان الذین جاءوا بالافک عصبة منکم لاتحسبوه شراً لکم بل هو خیر لکم لکل امرئ منهم ما اکتسب من الاثم والذی تولی کبره منهم له عذاب عظیم». همانا کسانی که آن بهتان را بستند (و به عائشه تهمت کار ناشایست زدند که رسول و مؤمنان را بیازارند) گروهی همدست از (منافقان) شمایند. نپندارید ضرری از آن به آبروی شما می‌رسد بلکه خیر و ثواب نیز(چون بر تهمت صبر کنید از خدا) خواهید یافت هریک از آنها به عقاب گناه خود خواهند رسید و آن کسی از منافقان که رأس و منشأ این بهتان بزرگ گشت هم او به عذاب بزرگ معذب خواهد شد. [سوره نور آیه 11 ترجمه: آقای مهدی اللهی قمشه‌ای].
و خطاب به کسانی که این تهمت ناروا را به زوجه نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم زدند فرمود: «ولو لا فضل الله علیکم و رحمته فی الدنیا والاخرة لمسکم فی ما أفضتم فیه عذاب عظیم». اگر فضل و رحمت خدا در دنیا و عقبی شامل حال شما (مؤمنان) نبود به مجرد خوض در این گونه سخنان (نفاق انگیز) به شما عذاب بزرگ می‌رسید. [سوره نور آیه 14 ترجمه آقای مهدی قمشه ای].
و در پایان به خاطر اینکه مؤمنان را کاملاً از به زبان آوردن امثال این سخنان و بد و بیراه گفتن به مادر مؤمنان باز دارد می‌فرماید:
«یعظکم الله ان تعدوا لمثله ابداً ان کنتم مؤمنین» خدا به شما (مؤمنان) موعظه و اندرز می‌کند که زنهار دیگر گرد این سخنان (ناروا) نگردید اگر اهل ایمانید. [سوره نورآیه 17]
آری! کسانی که به این آیات الهی ایمان داشته باشد به خود اجازه نخواهد داد که نسبت به این بانوی پاک حتاکی و بی‌حرمتی نماید و یا دیگران را در شرارت به او تشبیه دهد.
حال سؤال اینجاست که چرا مجله‌ای پرتیراژ که خوانندگان زیادی در داخل و خارج (امارات عربی) دارد اقدام به چاپ چنین مطالب توهین‌آمیزی که از آن بوی تفرقه استشمام می‌شود، نماید؟ مگر دست‌اندرکاران این نشریه غافل از آنند که درصد بسیاری از خوانندگان آنها را اهل‌سنت تشکیل می‌دهند و چاپ چنین مطالبی در واقع توهین و تحقیر به عقاید و مقدسات آنهاست؟!
لازم به ذکراست که سایت خانواده سبز چندی قبل مطالبی در مورد علل مرگ ناصر عبداللهی نوشته بود و در آن حتاکی‌ها و بی‌حرمتیهای زیادی به اهل‌سنت نموده بود
moen1378 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 05-24-2008   #6 (permalink)
Aficionado
 
moen1378's Avatar
 
تاريخ عضويت: Sep 2007
ارسالها: 920
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 243
از ایشان 408 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : احترام به بزركان دين عنى جه؟

بى احترامى به صحابه و عموما به اهل سنت در بين برادران تشيع متاسفانه انقدر زياد است كه اين صفحات مجال بازكو كردن همه اينها نيست يكى ديكراز اين موارد در اينجا ميتوانيد ببينيد

توهين به مقدسات اهل سنت

در سالي که به نام وحدت ملي و انسجام اسلامي نام گذاري گرديده متاسفانه شاهد .توهين به مقدسات اهل سنت هستیم.
واینک یکی از روزنامه های محلی( پیام جنوب) با درج شعری توهین آمیزنسب به خلفای راشدین احساسات اهل سنت را جریحه دار کرد . اساسا توهين به مقدسات کاري زشت و ناپسندي است و از نظر اصول اخلاقي محکوم وحتي کاري غيرانساني است 0هتک حرمت به خلفاي راشدين در حالي رخ مي دهد که جهان اسلام بشدت در برابر کاريکاتوريست دانمارکي به پيامبر(ص)0واکنش نشان داد اين واکنش بگونه اي بود که غرب هرگز انتظار آن را نداشت .اهانت به خلفای را شدین نیز توهین به مقدسات مذهبی جمع کثیری از مسمانان جهان و ایران است در مملکتی که در اين سال ازسوی رهبر انقلاب به عنوان سال اتحاد و انسجام اسلامی عنوان شده است و مجمع تقريب مذاهب به هدف وحدت و انسجام فرق اسلامی در آن قرار دارد، بسيار ناپسند و نابجااست
moen1378 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 05-25-2008   #7 (permalink)
رهگذر
 
objective's Avatar
 
تاريخ عضويت: Apr 2008
ارسالها: 1,653
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,186
از ایشان 1,505 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : احترام به بزركان دين عنى جه؟

سلام
دوست گرامی عملکرد شیعان نشانگر اعتقادات شیعه نیست. بنابر این بهتر است از آوردن مصادیق خلاف صادره از منتسبین یک مکتب برای رد یک تفکر استفاده نشود.

همانطور که در جامعه اهل سنت حتی در مرکز جهان اسلام و ام القری آن نیز انواع توهینها به شیعیان و مقدساتشان می شود. و شیعیان هوشمندانه و برای حفظ یکپارچگی بین مسلمانان از پرداختن به آنها خودداری می کنند. درست مانند کاری که اولین پیشوایشان حضرت علی کرم الله وجهه و صلوات الله علیه به خاطر حفظ وحدت انجام داد و خانه نشینی را برگزید.

با تشکر و احترام
__________________

بهارم می رسد از ره اگر تو باز آیی


بیست و دوم بـــــــــــــــهمن
روز خـــــــــــــــنده ی ما بود
روز گـــــــــــــــریه ی دشمن


برای ارتباط بیشتر و همکاری در بالابردن بهره تالار لطفا مشترک تاپیک نظرات، انتقادات و پیشنهادات تالار/ دفتر مدیران تالار ادیان و مذاهب شوید.
objective آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 07-26-2008   #8 (permalink)
Expert
 
satiya's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jul 2008
ارسالها: 2,321
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 831
از ایشان 578 بار سپاسگزاري شده است
icon1 پاسخ : احترام به بزرگان دين یعنى جه؟

الحمد لله و الصلاة و السلام علي رسول الله و اله الطاهرین و لعنه الله علی اعداءهم اجمعین
خدمت دوست گرامی moen 1378 سلام , خیلی جای تعجب است که شما ها از احترام به بزرگان ونیکان صحبت میکنید ! قصد بی احترامی ندارم اما شما را به خدا در قضیه ی بیعت گرفتن از علی , چه کسی سیلی به دختر گرامی پیامبر زد ؟ وحرمت ایشان را نگه نداشت ؟ ان هم بانویی که پیامبر عظیم الشان , خطالب به ایشان فرموده اند : ان الله یغضب لغضبک ویرضی لرضاک , خداوند به خشم تو غضب میکند وبه خشنودی تو خشنود میشود مجمع الزوائدج9 ص203, ابن اثیر اسدالغابه ج5 ص 522وکتابهای دیگر ازخودتان. ایا ایشان لایق احترام نبودند با اینکه بعضی ها به علت دنیا خواهی شان احترام ها را فراموش کردنده بودند ؟ چه کسی در خانه ای را اتش زد که جز اهل بیت پیامبر ( یا اصلا نه , داماد و نوه های پیامبر ) در ان نبودند ؟ ان هم دامادی که منقبت وبزرگی ایشان نزد خدا ورسولش بر همه چه سنی و چه شیعه اشکار است ؟ وچه نو ه هایی که سروران جوانان بهشتند . چه کسی و کسانی با یاران و اصحاب کبار پیامبر نظیر مقداد و ابوذر و سلمان به علت بیعت نکردن ان طور رفتار کردن که اجبارا و زوری مجبور به سکوت شده وتن به بیعت دادن شدند ؟ از بزرگی و مقام عظیم دخت پیامبر و پسرانش صحبت شد . ایا این فاطمه نبود که تا لحظه ی اخر عمر خویش , بنا بر روایات وارده در کتب خودتان , از قاتلان خویش وپسرش محسن نگذشت تا در ان دنیا خدا خودش میان او و انها داوری کند؟ ایا حسن و حسین نبودند که پیامبر در مورد انها فرمود : هر که این دو را دوست بدارد مرا دوست داشته وهرکه ان دو را غضبناک کند مرا خشمگین کرده .الطبقات الکبری ص47 .تاریخ الخلفا ص147 ؟ پس چرا با جنازه ی حسن , جگر گوشه ی محمد , انطور رفتار کردید ؟ ایا این ها احترام است ؟ شما و بزرگانتان به این شکل به عزیزان خدا و رسول خدا احترام می گذارید ؟ . خیلی جالب است می گویید عزاداری به این شکل در زمان رسول خدا نبوده , واین یک چیز من دراوری از ما شیعیان است ؟ اگر این گونه باشد یعنی هر چیز که در زمان رسول خدا نبوده و بعد ایشان امده جای اشکال دارد . پس خلیفه ی دو که اشکارا حلال خدا را حرام اعلام کرد چی ؟ و متاسفانه خیلی چیزهای دیگر که اگر مایل بودید برایتان خواهم گفت.
satiya آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي satiya به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 07-26-2008   #9 (permalink)
Enthusiast
 
reza nikjo's Avatar
 
تاريخ عضويت: Apr 2008
محل سكونت: رانده شده از جزیره خضراء
ارسالها: 462
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 198
از ایشان 330 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : احترام به بزركان دين عنى جه؟

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله moen1378 نمايش نوشته ها
بى احترامى به صحابه و عموما به اهل سنت در بين برادران تشيع متاسفانه انقدر زياد است كه اين صفحات مجال بازكو كردن همه اينها نيست يكى ديكراز اين موارد در اينجا ميتوانيد ببينيد


توهين به مقدسات اهل سنت


در سالي که به نام وحدت ملي و انسجام اسلامي نام گذاري گرديده متاسفانه شاهد .توهين به مقدسات اهل سنت هستیم.
واینک یکی از روزنامه های محلی( پیام جنوب) با درج شعری توهین آمیزنسب به خلفای راشدین احساسات اهل سنت را جریحه دار کرد . اساسا توهين به مقدسات کاري زشت و ناپسندي است و از نظر اصول اخلاقي محکوم وحتي کاري غيرانساني است 0هتک حرمت به خلفاي راشدين در حالي رخ مي دهد که جهان اسلام بشدت در برابر کاريکاتوريست دانمارکي به پيامبر(ص)0واکنش نشان داد اين واکنش بگونه اي بود که غرب هرگز انتظار آن را نداشت .اهانت به خلفای را شدین نیز توهین به مقدسات مذهبی جمع کثیری از مسمانان جهان و ایران است در مملکتی که در اين سال ازسوی رهبر انقلاب به عنوان سال اتحاد و انسجام اسلامی عنوان شده است و مجمع تقريب مذاهب به هدف وحدت و انسجام فرق اسلامی در آن قرار دارد، بسيار ناپسند و نابجااست

مدینه رفتی؟؟؟
در مدینه کنار قبر مطهر پیامبر 2 تن از خلفای شما دفن شدند ولی کسی به آنها توهین نمیکند (شیعه یا سنی) حتی به قبر عثمان در بقیع هم کسی بی احترامی نمیکند
ولی وای ولی وای از بی احترامی های که به قبور منور ائمه بقیع میشود........ اهل تسنن مدینه خیلی بی ادب و وحشی هستند
و بی دین .. فقط مدعی دینداری هستند و بس
reza nikjo آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي reza nikjo به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 11-22-2008   #10 (permalink)
کاربر
 
HEEMAN_KHODAMI's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2008
محل سكونت: نا کجا اباد
ارسالها: 84
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 27
از ایشان 36 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : احترام به بزرگان دين یعنى جه؟

آنچه که من ازاین بخثها میتوانم برداشت نمایم که 1_بعنوهپان یک اهت سنت صحبتهای ابن هثیر را رد میکنم چون در مورد پاکی وشرم حضرت عایشه("رض")این است که آیه به خاطر پاک دامنی ایشان نازل کرده و حضرت ابوبکرهم مردی بود که تمام ثروتشرا درراه اسلام وپیامبر خرج کرد وهمراه پیامبربه مدینه هجرت فرمودند ودین اسلام را در بلاد اسلامی گسترش دادند رجوع شود به کتاب احیاءعلوم دین اگرمیخواهید درمورد اهل سنت تحقیق کنید
__________________
HEEMAN_KHODAMI آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-22-2008   #11 (permalink)
کاربر
 
HEEMAN_KHODAMI's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2008
محل سكونت: نا کجا اباد
ارسالها: 84
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 27
از ایشان 36 بار سپاسگزاري شده است
Thumbs down پاسخ : احترام به بزرگان دين یعنى جه؟

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله mardin نمايش نوشته ها
آنچه که من ازاین بخثها میتوانم برداشت نمایم که 1_به نام یک اهت سنت صحبتهای ابن اثیررا رد میکنم چون در مورد پاکی وشرم حضرت عایشه("رض")این است که آیه به خاطر پاک دامنی ایشان نازل کرده و حضرت ابوبکرهم مردی بود که تمام ثروتش را درراه اسلام وپیامبر خرج کرد وهمراه پیامبربه مدینه هجرت فرمودند ودین اسلام را در بلاد اسلامی گسترش دادند رجوع شود به کتاب احیاءعلوم دین اگرمیخواهید درمورد اهل سنت تحقیق کنید
HEEMAN_KHODAMI آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-22-2008   #12 (permalink)
کاربر
 
HEEMAN_KHODAMI's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2008
محل سكونت: نا کجا اباد
ارسالها: 84
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 27
از ایشان 36 بار سپاسگزاري شده است
Thumbs down پاسخ : احترام به بزرگان دين یعنى جه؟

[quote=mardin;1576115]آنچه که من ازاین بخثها میتوانم برداشت نمایم که 1_بعنوهپان یک اهت سنت صحبتهای ابن هثیر را رد میکنم چون در مورد پاکی وشرم حضرت عایشه("رض")این است که آیه به خاطر پاک دامنی ایشان نازل کرده و حضرت ابوبکرهم مردی بود که تمام ثروتشرا درراه اسلام وپیامبر خرج کرد وهمراه پیامبربه مدینه هجرت فرمودند ودین اسلام را در بلاد اسلامی گسترش دادند رجوع شود به کتاب احیاءعلوم دین اگرمیخواهید درمورد اهل سنت تحقیق کنید.من در مورداین مشکلات که ایا اهل سنت یه تشیع راست میگویند را ندارم اما اگر میخواهید حقیقت اسلام را بدانیدفقط به قران مبارک مراجعه کنید ما ان کتاب با این بزرگی را کنار گذاشتیم مثل برادران مسیحی به شخص سوم یا مثل ابن اثیر که شخص...........است مراجعه میکنیم برای در خطر بودن اسلام بدنیست سری به تعداد شبکه های که در ماهواره برای ما گذاشتند بنگریم در خصوص تبلیغ مسیحیتفقط خدا پیامبر قران با احترام به تمام انبیائ وکسانی که در نقل قولهایشان به دیگری بی احترامی نکنند
HEEMAN_KHODAMI آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 09-03-2009   #13 (permalink)
Enthusiast
 
kafarebeheshti's Avatar
 
تاريخ عضويت: Nov 2008
محل سكونت: تهران
ارسالها: 384
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1
از ایشان 83 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : احترام به بزرگان دين یعنى جه؟

هميشه گفتند احرتام بگذار اما نگفتند اين احترام يعني چه ؟ نگفتند هر كسي در حد خود احترام بگذاريم نه اين احتارم سبب بزرگ شدن بي جاي شخص شود ... علي و محمد و عيسي در جايگاه خويش مقدس و قابل احترام اما اين احترام اضافي سبب شده پرسش گناه باشد و كاويدن اين اشخاص فقط تا زماني جايز باشد كه انان را بزرگ و عالي بداني ....
__________________
دانسته هایم به ته کشیده ... کمی خوراک دانش به من میدهید ؟


kafarebeheshti آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 12-04-2009   #14 (permalink)
Enthusiast
 
QQQQ's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2009
محل سكونت: همین نزدیکی
ارسالها: 377
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 442
از ایشان 124 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : احترام به بزرگان دين یعنى جه؟

فقط یادمون باشه احترام هم اندازه داره اگر زیاد بشه میشه پرستش که کفره
__________________
اینده همین امروزه
QQQQ آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-06-2010   #15 (permalink)
کاربر
 
askari110's Avatar
 
تاريخ عضويت: Feb 2010
ارسالها: 62
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3
از ایشان 42 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : احترام به بزرگان دين یعنى جه؟

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله moen1378 نمايش نوشته ها
جطور ما ميتوانيم به بزركان دين خودمان احترام كنيم
احترام به بزرگان دین یعنی تبعیت از راه و روش وسلوک آنها...البته اشتباه نکنید ،خیلی مراقب باید بود که هرکسی که در دوران صدر اسلام بوده اند که بزرگ دین به حساب نمی آیند.
بزرگان دین پیامبر و چهار ده معصوم هستند. که مرجع دینی همه مسلمین هستند.
askari110 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي askari110 به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 12:21 PM با تنظيم GMT +3.5 مي باشد.


Powered by: vBulletin - © Jelsoft Enterprises Ltd
Copyright ©2005 - 2010, HamMihan
تمام حقوق محفوظ می باشد , پایگاه اینترنتی هم میهن
هم میهن - اخبار ایران و جهان  - کتابخانه -میهن نیوز - هواشناسی - تفریح و سرگرمیفیلم و سینما - حوادث - بیوگرافی شخصیت ها -  بازی آنلاینایرانگردی - فال حافظ - پزشکی و سلامتی - ورزش - تصاویر ماهوراه ای - دیدنی هاگالری تصاویر - تکنولوژی  -  ابزارهای موبایلجملات پندآموز - دیکشنری انگلیسی به فارسی - جستجوگر فارسی - درگاه تجاری لوکوپوک