|
|||||||
| فلسفه و منطق بحث و گفتگو در باب فلسفه و منطق آشنایی با فیلسوفان و بررسی مسائل و موارد موجود |
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#1 (permalink) |
|
عبدالکــریم سـروش
تاريخ عضويت: Mar 2008
محل سكونت: سرای خردمندان
ارسالها: 1,615
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 602
از ایشان 1,332 بار سپاسگزاري شده است
|
درود گرامیان
هدف این جستار تحقیق و بررسی در مورد ادعای " وجود و عدم " خدا است ( هر دو ادعا است و باید اثبات پذیر باشد ، ادعا به اثبات ( Affirmation ) یا نفی ( Negation ) ) گرچه ادعاهایی همچو " خدای خالق و یکتا وجود دارد ( The creator god ) اثبات ناپذیر است و این همان رویکرد جدید یعنی پازیتیویسم منطقی ( Logical Positivism ) است. در منطق ریاضی ( Mathematical logic ) قضیه ای به نام " قضیه ی اثبات ناپذیری یا ناتمامیت گودل ( Gödel`s incompleteness theorem ) میشناسیم ، این قضیه ( قضیه ی در منطق کلاسیک ( Proposition-Statement ) یعنی ادعایی که احتمال صدق و کذب در آن برود ، اگر منطبق بر راستی باشد Conforme à la réalite " قضیه ی صادق ( Proposition Vraie ) و اگر منطبق نباشد " قضیه ی کاذب (Proposition Fausse ) و در نگری کلی قضیه تعبیر لفظی تصدیق ( Jugement ) است : Enoncé explicite d `un Jugement اما در منطق ریاضی قضیه به چم گزاره ها و اصولی است که درستی آنها پذیرفته یا اثبات شده ) میگوید که در هر سیستم رسمی آگسیمها / اصول عمومی بر مبنای اصولی که سیستم راتعیین میکند ، همیشه پایفشاری دارند که " نه میتوانند اثبات گردند و نه رد شوند " صفات اولیه ی خداناشناخته و مبهم است ، این چیز عجیبی نیست چراکه در صفات اولیه ای برای کوارکها ، فتونها ، نوترینوها ( Neutrino ) نمیتوان ابزار کرد ، حتی برای ذره ی گراویتون که نمونه ای از نیروی چهارگانه ی طبیعت یعنی نیروی گرانشی است فاقد حتی صفات ثانویه ( Secondary attributes ) است و حتی با دستگاههای بسیار مدرن مشاهده هم نشده است اما از روی صفات پیوندی ( Relational attributes ) و اثرگذاری شناسایی شده اند , البته شخصا این تقسیم بندی کتابها را نمی پذیرم زیرا محمولات مرتبه ی سوم را میتوان به سادگی به مرتبه ی دوم فروکاست ، هر چند ایدآلیست شهیر بارکلی ، بحث صفات جان لاک را به چالش کشیده است اما فکر میکنم هنوز هم بتوان با بحث صفات شناسی جان لاک پیش رفت و بگوییم که چیزها دارای صفات اول و ثانی هستند و صفات ثانی بر آن مترتب میشود مانند برخی رنگها ، مثلا رنگ روغن صفت اولیه ی برای دیوار نیست اما سکون یا حرکت صفاتی متمکن در جسم است اگر گفته شود گراویتون چیست ، گفته میشود بنا بر گفته ی انشتین که ذرات بسته ای از انرژی هستند ، اگر گفته شود بسته ی انرژی چیست ؟ همین پرسش و پاسخها تا بینهایت ادامه پیدا خواهد کرد مگر اینکه موصوفی بیابیم که صفت اولیه اش ( Premiery attributes ) ذاتی و خودارجاعی (Self reference ) باشد و تعریف آن حول محور خویش بگردد ( مانند اینکه برخی طبیعت گرایان حرکت و جنبش را ذاتی و گوهره ( Essence ) ی ماده و گوهر هستی میدانند )، اگر " خداباوری منفی " ( Negative Theist ) را بی باور بدانیم ( isn`t Belief )بدین گونه که خداباوری را بر دو دسته میدانیم : 1- خداباوری قوی ( Strongly Deism ) 2- خداباوری ضعیف یا منفی (weak / Negative Deism ) دئیست ( Deist ) در مقابل اتئیست ( Atheist ) است که A در یونانی به چمی حکم پیشوند منفی Not را در انگلیسی دارد و در زبان فرانسه ادات نفی را پس از « Tout » می آورند، و Theos در یونانی به چم خدا ، حال خداباور وجود خدا را بگونه ای قوی / ضعیف باور دارد و بار اثبات ( Burden of proof) بر دوش دارد. .....خداناباور وجود خدا را بگونه ای قوی / ضعیف باور ندارد و بار اثبات ( Burden of proof ) بر دوش دارد. همچنان که : 1- خداناباوری قوی ( Strongly Atheism ) 2- خداناباوری منفی ( Negative Atheism ) داریم دسته ی خداباوران و خداناباوران مثبت ( Positive ) و قوی ، بار اثبات بر دوش دارند ( Burden of proof ) . خداناباور منفی (Negative atheism ) بیشتر به یک اگنوستیک بیخدا ( Atheism Agnostic ) گرایش دارد و فلش آن به این سمت است در واقع باور دارد که خدا وجود ندارد ولی وجود خدا را قویّا منکر نمیشود ، خداباور منفی ( Negative Deist ) سمت و سویش با شباهت به اگنوستیک باخدا ( Agnostic theist ) است در حالتی کلی شاید بتوان خداناباوری منفی را با اگنوستیسیزم بی خدایی در دسته ی (a) و خداباوری منفی را اگنوستیسیزم باخدایی در دسته ی (b ) جای داد . 1- اگنوستیسیزم ( لاادریگری) بیخدا ( لاادریگر - اگنوستیک بیخدا - لاادری بیخدا ) / خداناباور منفی : " باور دارد " که خدا وجود ندارد اما اثبات پذیر نیست ، نمیدانم / دانش و علم بدان ندارم که خدایی هست یا نه اما در جایگاه فقدان باور به او می ایستم . 2- اگنوستیسیزم باخدا ( اگنوستیکر باخدا - لاادری باخدا ) : " باور دارد " که وجود خدا اثبات پذیر نیست و از دسترس اثبات منطقی خارج است یا نمیداند خدایی هست یا نه اما در جایگاه خداانگاری می ایستد . در نگرکلی اگر شخص از جایگاه اگنوستیک خارج شود باید در جایگاه خداباوری یا خداناباوری بایستد ، همچنان که خداباور مثبت برای " ادعایش " نیاز به اثبات دارد ، خداناباور مثبت هم ادعا و باور عدم وجود دارد ، و از آنجایی گزاره های در مورد وجود خدا بیمعنی است ( meaningless ) به این فرنود که از دسترس تجربه گرایی و تحقیق گرایی و اثبات خارج است ، جایگاه اگنوستیک پذیرفته است ، چرا اگر به جمله ای بی معنی که وجود را بر خدا حمل کند نمیتوانیم باور داشته باشیم به نقیض جمله ای بیمعنی که وجود را بر خدا حمل نمیکند هم نمیتوان باور داشت چرا که نقیض گزاره ای بیمعنی ؛ خود بیمعنی است ، اتئیست هم باورمندی است ( Is belief ) پس پذیرفتنی نیست. اگر شخصی بگوید من میگویم جمله ای مبهم نامعلوم وجود ندارد این بدین معنی است که شخص دانش یا علمی نسبت بدانچه آن جمله و گزاره چیست و چگونه است و دانسته های بسنده ی دیگری داشته است برای همین " رد کردنی / شدنی " نیست ، و بنا بر مهاد اصل ثالث مرطود یا " طرد شق ثالث "(exclusion of third middle) یک اتئیست دو راه پیش روی دارد : 1- باورمند به عدم وجود خدا باشد . 2- باورمند به عدم وجود خدا نباشد . الف ) - اگر گزاره ی ( 1 ) برقرار باشد ، آنگاه اتئیست به نقیض گزار ه ای بیمعنی باور دارد . ( قضیه ی شرطی یا قضیه ی وضعی ( Proposition Hypothétique ) که به دو دسته ی a ) - قضیه ی شرطی متصل ( Proposition Conditionnella ) b ) - قضیه ی شرطی منفصل ( Proposition Disjonctive ) تقسیم میشود . ب )- اگر گزاره ی (2) برقرار باشد ، آنگاه اتیست دچار تناقض است چرا که باورمند به عدم وجود خدا نبودن با اتئیست بودن در تناقض است و اجتماع نقیضین محال است .( اصل امتناع تناقض ) همانگونه که مشاهده میشود نسبت بین اتئیست و دئیست یکسان است و هیچ کدام برتری بر یکدیگر ندارند ، اما یک دنیست میتواند با ارائه برهانها و قضایایی برتری خود را نشان دهید ، برهانهایی همانند آنچه در گذشته آوردیم ، 1- اثبات " لزوم " وجود خدای خالق ( The creator god ) با بهره جویی از قیاس خلف منطقی ( Syllogisme par I`absurde ) و بهبود و تصحیح ترم " خلقت از هیچ ( Creation ex nihlo ) به خلقت ( Creation ) 2- اثبات لزوم وجود خدای ناظم مطلق و اداره کننده ( قانون دوم ترمودینامیک : اگر اشیا جهان به حال خود رها و گذاشته شوند ، به سوی بینظمی و آنتروپی میگرایند و هیچ گاه سامان اولیه ی خود را باز نمی یابند ، مشاهده شد بنا بر نگره ی آشوب ( Chaos Theory ) " هر بینظمی ، نوعی نظم است " ) اینها صفات ثانویه ای ( Secondary attributes ) و پیوند خورده( که از ارتباطات پدید می آید ) بودند که بصورت قضیه ی راست استخراج شد و در پایان هم تیتر این نوشتار را که " باخدایی > ( بزرگتر از ) بیخدایی است " را تایید میکند .
__________________
![]() ![]() برتراند راسل : « تاثیر بگذار وگرنه تاثیر میگذارم » بر در مدرسه ی علم گذر باید کرد نزد استاد خرد کسب هنر باید کرد *********
ويرايش توسط Bozorgmehr : 01-03-2009 در ساعت 04:00 PM. |
|
|
|
| 5 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Bozorgmehr به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#2 (permalink) |
|
عبدالکــریم سـروش
تاريخ عضويت: Mar 2008
محل سكونت: سرای خردمندان
ارسالها: 1,615
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 602
از ایشان 1,332 بار سپاسگزاري شده است
|
درود گرامیان
در جستار حق اصالت دارد یا باطل؟ نوشتارهایی دارم که تصور میکنم پیوندی ناگسستنی با فرهشت این جستار دارد ، و به فهم بهتر گزاره ها کمک خواهد کرد ، :: دکارت در جریان بازی شک گرایی این گزاره را مطرح میکند : " من شک دارم که بدنم وجود داشته باشد" این گزاره ضرورتا دارای معنا نیست ( Meaningless ) به علاوه هیچ راهی برای این که این ادعا معنی بدهد (Meaningful ) وجود ندارد ، جمله ی " شک دارم که بدنی داشته باشم " به نگر درست و تهی از اشکال میرسد چرا که به نگر معنایی در آن نیست ( بی معنی بودن با ناراست بودن متفاوت است ) ولی اگر نتوان آنرا به اعمال ربط داد ، معنایی ندارد ، مثلا گزاره ی " من دو دوست دارم " به تنهایی و بدون کاربرد واقعی و مستقل از هر موقعیت ، گزاره ای بیمعنی است ، به همین فرنود است که گفته ی دکارت در مورد بدنش ، بی معنی است چرا که هیچ یک از کارهای او اثری از این شک شناخته شده نشان نمیدهد ، و دیدن آنکه چه اعمالی میتواند با چنین شکی پیوند تنگاتنگی داشته باشد دشوار است ، از طرفی " شکی ، که در همه چیز شک کند ، شک نیست " زیرا اگر قرار باشد شک کردن چمی ( مفهومی ) داشته باشد " باید چیزی قطعی وجود داشته باشد " ، برهان ارسطو در رد گفته ی سوفسطاییان یا وجود " گزاره های اولیه " ( Premiery Proposition ) همه در همین دسته یعنی " چیز قطعی " هستند ، سوفسطاییان در رد علم و استدلال میگفتند که گاهی که میخواهیم گزاره ای / قضیه ای یا مطلبی مجهول را به اثبات برسانیم باید به مقدمات متوسل شویم ، حال خود مقدمات نیز نیازمند اثبات هستند و باید با مقدماتی دیگر به اثبات برسند پس کار به تسلسل مقدمات خواهد رسید ، در نتیجه اثبات هیچ قضیه یا گزاره ای میسر نیست ، ارسطو میگوید همه چیز نیاز به اثبات ندارد و بعضی قضیایا خود بخود غیر قابل اثبات ( Indemontrable ) هستند و همه ی معلومات قابل استناد برهانی ( Demontrable ) نیست ، پرسشهایی که مطرح میکنیم و شکهایمان مبتنی بر این واقعیت اند که برخی گزاره ها مبرا از شک اند ، به عبارتی دیگر آنها مانند لولاهایی هستند که شکهای ما حول آنها میگردند ، برای آنکه در روی پاشنه بچرخد لولاها باید سر جای خود باشند . بر پایه ی نگره ی " معناپذیری تصویری " گزاره هایی ( Proposition ) که " واقعیات " ( واقعیات یعنی آنچه برای انسان معنی دار است بدیهی است که چیزهایی که از دسترس تجربه و آروین و تحقیق خارج باشند بیمعنا هستند ولی این بیمعنایی برای ذهن و مغز انسان است نه برای آن گزاره) را تصویر میکنند ) و به چمی تنها گزاره های دانشیک معنادار هستند ، بنابراین گزاره های متافیزیکی ( متافیزیکی خاصی نه همانند بعضی قضایای هندسه وریاضیات محض که نوعی متافیزیک هستند )بیمعنی هستند ، اینها رویکردی پوزیتیویستی و چم فلسفه ی زبانی است ، براستی شیوه ی راست در فلسفه این است که درباره ی وجودی یا گزاره ای چیزی نگویی مگرآنکه این قابلیت برایمان باشد و بشود گفت ، تنها گزاره های علوم حصولی و حضوری بشری چنین قابلیتی را دارند اما " گزاره های وجودی " در مورد متافیزیک خاص که مابعدالطبیعه باشد دارای گزاره هایی در قضایایش میباشد که نمیشود بدانها معنی بخشید ، برخی گزاره های دینی و در مورد خدا بر اساس رویکرد پازیتیویسم منطقی مدرن ( یعنی با اصلاحات کارناپ)به لحاظ تجربی قابل شناخت نیستند و واقعیتی تجربی را برایمان به تصویر نمیکشند ، اگر رویکرد پوزیتیویستی افراطی گرایانه داشته باشیم میشود " گزاره های وجودی " در مورد خدا را مطلقا بیمعنی انگارید ، و آنرا نه راست و نه ناراست دانست یعنی نمیتوان گفت : " خدا یا وجود دارد یا ندارد " این نوشتار به بحث اثبات ناپذیر بودن خداوند بسیار یاری میرساند ... ويرايش توسط Bozorgmehr : 01-15-2009 در ساعت 05:50 PM. |
|
|
|
| 2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Bozorgmehr به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#3 (permalink) |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Apr 2008
ارسالها: 1,653
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,186
از ایشان 1,505 بار سپاسگزاري شده است
|
سلام
دوست گرامی! به واسطۀ ارجاعی که از پست http://forum.hammihan.com/showpost.p...&postcount=160 داشتید مجددا نوشتارتان را خواندم و استفاده نمودم. باید عرض کنم به نظر حقیر سطح این نوشتار به خاطر استفاده از کلمات دشوار و اصطلاحات تخصصی اندکی بیش از سطح درک حقیر و شاید بسیاری از مخاطبان باشد. البته نظراتی دارم که صلاح می دانم در ادامه پاسخ به همان ارسال راجع به آنها اشاره نمایم. با تشکر و احترام
__________________
بهارم می رسد از ره اگر تو باز آیی بیست و دوم بـــــــــــــــهمن روز خـــــــــــــــنده ی ما بود روز گـــــــــــــــریه ی دشمن برای ارتباط بیشتر و همکاری در بالابردن بهره تالار لطفا مشترک تاپیک نظرات، انتقادات و پیشنهادات تالار/ دفتر مدیران تالار ادیان و مذاهب شوید. |
|
|
|
| 4 نفر از کاربران ، از دوست گرامي objective به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#4 (permalink) | ||
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: May 2007
ارسالها: 39
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 26
از ایشان 63 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
چند اشکال در نوشتار شما دیده می شود شما عنوان می کنید که نقل قول:
او دلایل و برهان هایی که یک خدا باور برای اثبات وجود خدا می اورد را به طور منطقی رد میکند و به همین دلیل وجود خدا را نیز رد می کند و به آن باور ندارد همانگونه که شخصی ادعای میکند که دراکولا و یا اسپاگتی پرنده وجود دارد و ما ادعای او را رد می کنیم نه اینکه باور و ثابت کنیم چنین چیزی نمی تواند وجود داشته باشد در مورد برهان ها وقضایای اثیات خدا که تعدادی را هم نام بردید از نگر علمی و منطقی هیچ کدام قابل قبول نیستند و همگی رد شده اند در مورد خدای خالق خود نیز گفتیدکه اثبات پذیر نیست ( که البته در پایان سخنانتان سعی در اثبات آن می کنید !؟ ) ويرايش توسط Bozorgmehr : 01-11-2009 در ساعت 03:06 PM. |
||
|
|
|
| 2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي kavosh به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#6 (permalink) | |
|
عبدالکــریم سـروش
تاريخ عضويت: Mar 2008
محل سكونت: سرای خردمندان
ارسالها: 1,615
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 602
از ایشان 1,332 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
درود این هم سفسطه ی دیگری از خداناباوران است که حرف در دهان دیگری میگذارند ( Strawman Fallacy ) این تصور در مورد خدا محدود به روزگاران دیرین میشد که مردم ، خدا را همانند پیرمردی در آسمانها می انگاریدند . |
|
|
|
|
| 2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Bozorgmehr به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#7 (permalink) | |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Apr 2008
ارسالها: 1,653
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,186
از ایشان 1,505 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
باید توجه داشت وقتی چیزی اثبات نشود ، رد هم نمی شود چرا که عدم هر چیز هم نیاز به اثبات دارد. |
|
|
|
|
| 3 نفر از کاربران ، از دوست گرامي objective به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#8 (permalink) | |||
|
عبدالکــریم سـروش
تاريخ عضويت: Mar 2008
محل سكونت: سرای خردمندان
ارسالها: 1,615
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 602
از ایشان 1,332 بار سپاسگزاري شده است
|
درود بر شما
از اینکه در این گفتمان شرکت جستید سپاسگذارم. این گفته بر پایه ی باور دو ارزشی این نتیجه را میدهد که اتئیست میگوید : " من باور ندارم که خدایی نیست " و این تناقض است نقل قول:
1- هیچ ادعایی بر پاد خدای آفریننده ( The Creator god ) و خدای ناظم وجود ندارد ، خداناباور بر پایه ی " مهاد طرد شق ثالث (exclusion of third middle) در منطق ریاضی ( Mathematical Logic ) یا " اصل ثالث مرطود " در منطق کلاسیک وارسطویی ( Aristotle Logic ) دو راه منطقی پیش روی دارد : 1- به عدم وجود خدا باور داشته باشد ( P ) 2- به عدم وجو خدا باور نداشته باشد (P ~) ( ~ نماد نقیض است ) اگر گزاره ی 1 برقرار باشد که خداناباور باید ادعا و باور خود را اثبات کند اگر گزاره ی 2 برقرار باشد خداناباور دچار تناقض منطقی است و نپذیرفتنی . نقل قول:
نقل قول:
خیر حرف در دهان ما نگذارید ( Strawman fallacy ) سخن ما از خدا بود که در حالت ثبات و نبود برهان و قیاس (Syllogisme ) وجود او اثبات ناپذیر است و چمی متعالی . خدای خالق ترمی معنادار است (Meaningful ) امیدوارم مفهوم بوده باشد .پس میبینید که نوشته ی ما راست است و خطا از شماست که سخن منطق را درست درنیابیدید . |
|||
|
|
|
| 2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Bozorgmehr به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#9 (permalink) | |
|
عبدالکــریم سـروش
تاريخ عضويت: Mar 2008
محل سكونت: سرای خردمندان
ارسالها: 1,615
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 602
از ایشان 1,332 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
درود با سپاسگذاری از فرمایشات منطقی و راست شما این را هم بیافزاییم که یک خداناباور دو مرحله پیش روی دارد : 1- رد براهین وجودی ر مورد خدا 2- آوردن اثباتی منطقی بر پاد خدا اگر خداناباور ( Atheism ) مرحله ی اول را با پیروزی به انجام رساند ، حکم در مورد خدا یک مرحله به عقب برگشته و بر پایه ی پوزیتیویسم منطقی ( Logical Positivism ) ایجاد گزاره در مورد خدا بیمعنی خواهد شد ( Meaningless ) این بیچم بودن به چم " عدم یا نیست " نخواهد بود . برای درک بهتر : ایجاد گزاره در مورد خدا را در حالت ثبات صفر بیانگاریم.( <= پس بی معنی خواهد بود ) سپس براهینی برای وجود خدا ایجاد میشود => صفر به یک دگرگون میشود سپس براهین در مورد وجود خدا رد میشود => یک به صفر دگرگون خواهد شد و همین " سیکل " و فرآیند در مورد قضایای ( Proposition ) دیگر نیز برقرار است . ![]() |
|
|
|
|
| 4 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Bozorgmehr به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#10 (permalink) |
|
محروم از فعالیت
تاريخ عضويت: Jun 2008
محل سكونت: آشویتس
ارسالها: 162
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 12
از ایشان 87 بار سپاسگزاري شده است
|
درود بر همه
جناب آدلاید با احترام و ادب باید بگویم که فلسفه ای نگفتم که شما انگ سفسطه میزنید!! در ثانی برای درک فلسفه نیاز به بکار بردن واژگان سخت نیست،به گفته نیچه: واژه گان حروف سلاخی شده فیلسوف است،و ما واژگان را درک نمیکنیم مگر اینکه آنها را با طبیعت خودشان بکار بریم. |
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي irani001 به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#11 (permalink) | |||
|
عبدالکــریم سـروش
تاريخ عضويت: Mar 2008
محل سكونت: سرای خردمندان
ارسالها: 1,615
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 602
از ایشان 1,332 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
گویا در برداششتان خطایی رخ داده ، من آن نوشته را خطاب به آن اتئیستی گفتم که از ایشان نقل قول فرمودید : Irani001 : نقل قول:
Adelaide : نقل قول:
با نگر نیچه هم مخالف هستم ، واژگان هیچ معنایی از خودشان ندارند و تنها در ارتباطات با جهان است که معنا پیدا میکنند ، برای مثال گزاره ی : " من دو دوست دارم " در حالت ایزوله و منزوی گزاره ای نسبتا بی معنی ( Meaningless ) است چرا که تا پیوند به محیط و جهان نخورده باشد تحقیق صدق آن محال است . یا مثلا واژه ی " تخت " را اگر یک بنّا به کار ببرد شاگرد فهم میکند که منظورش یک گونه آچر است نه تختی که برای استراحت استفاده می شود ، ویتگنشتاین در این مورد میگوید : " براستی اگر کلمات و واژگان به خودی خود معنا دارند چرا آنها را دور نمی اندازیم و از معانیشان بهره ببریم ؟ " نیچه فیلسوف زبان نبود ، نگر فیلسوفان زبان با نیچه تفاوت دارد . |
|||
|
|
|
|
|
#12 (permalink) | |
|
محروم از فعالیت
تاريخ عضويت: Jun 2008
محل سكونت: آشویتس
ارسالها: 162
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 12
از ایشان 87 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
درود بر شما اتفاقا نیچه را یک فیلولوژیست میدانند در راستای گفتار شما جناب پروفسور جمالی هم بر این باورند که واژگان به دست فلاسفه سلاخی و دگرگون میشود. |
|
|
|
|
|
|
#13 (permalink) | ||
|
عبدالکــریم سـروش
تاريخ عضويت: Mar 2008
محل سكونت: سرای خردمندان
ارسالها: 1,615
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 602
از ایشان 1,332 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
نیچه زبانشناختی " تاریخی " را مد نگر داشت ، سبک و سیاق این شیوه با پرداختن به چم و چگونگی کاربردهای زبانی یا اصطلاح آن " بازی - زبانی " تفاوت دارد ، گرچه زباشناختی تاریخی ، میتواند در زمره ی فلسفه ی زبانی بیاید اما در این جا منظور مرا نمی رسانید یا من باید دقیقتر اشاره میکردم. واژگان لزومی ندارد به دست فلاسفه یا بزرگی " دگرگون " شود ، به این مثال دقت کنید : نقل قول:
|
||
|
|
|
|
|
#14 (permalink) | |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: May 2007
ارسالها: 39
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 26
از ایشان 63 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
نقل قول:
ما ادعا نمی کنیم که خدا نمی تواند وجود داشته باشد همانگونه که ادعا نمی کنیم هیولای پرنده نمی تواند وجود داشته باشد بلکه می گوییم چون دلیل منطقی و علمی بر وجود آن نیست وجود ان را قبول نداریم و ان را رد می کنیم به یاد داشته باشید که منطق می گوید اصل بر عدم وجود است نه وجود |
|
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي kavosh به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#15 (permalink) | |
|
عبدالکــریم سـروش
تاريخ عضويت: Mar 2008
محل سكونت: سرای خردمندان
ارسالها: 1,615
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 602
از ایشان 1,332 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
منطق هیچگاه چنین نمیگوید ( حرف در دهان منطق نگذارید ! )، برای آشنایی با اینکه منطق چه میگوید و استدلال منطقی ، به اینجا مراجعه کنید و بحثها را پیگیری کنید : http://www.forum.hammihan.com/showth...=14689&page=16 |
|
|
|
|
| 3 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Bozorgmehr به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
![]() |
| برچسب ها |
| فلسفة دین, خدا زنده است |
| ابزارهاي موضوع | |
| نحوه نمايش | |
|
|