|
|
|
|||||||
عضویت در هم میهن
|
شبکه اجتماعی
|
پخش زنده |
میکروبلاگ |
کاربران آنلاین |
گروه ها |
|
|
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#1 (لینک نوشته) |
|
هم میهن دوست ![]() |
آنان(مدعيان دروغگو) میگویند زبان التصاقی زبانی است كه افزودن پیوندها [در پايان واژه]، باعث دگرگونی و جابجایی واژهء پایه و اصلی نشود. آنگاه میگوییم آیا در مثال زیر از زبان فارسی، چنین خاصیتی را میبینید؟ آيا هر پیوندی كه افزوده میشود، هیچ تغییری در ساختار واژهء پیشین خود میدهد؟ ببينيد: كار -> كاروان -> كاروانسرا -> كاروانسرادار -> كاروانسراداری(كه شغل است) آنگاه میگویند اسم در زبان فارسی خاصیت التصاقی دارد اما ما منظورمان فعل است! میگوییم بسیار خوب دربارهء فعل هم به شما نشان خواهیم داد كه برترین ساختار پیوندی را زبان فارسی دارد. همانگونه كه احتمالا دوستان میدانند ویژگی پیوندی در زبان فارسی بگونهء پیشوندی و میانوندی و پسوندی است. هنگامی كه اين ويژگی تنها بصورت «پيوند پسوندی» باشد، بدان «التصاقی» هم میگويند. بنابراين واژهء «كار» در تركيبهای بالا دارای ويژگی «پسوندی» يا «التصاقی» است. برای ويژگیهای «پيشوندی» و «ميانوندی» هنوز واژهای عربی ساخته نشده است! در تركی تنها یكسوم ساختار پیوندی وجود دارد و آن، پسوندی(التصاقی) بودن است. یعنی كاملترین زبان در ساختار پیوندی در جهان، هر سه نوع پیوند را میباید دارا باشد كه فارسی شامل آن است اما تركی فقط 30% آنرا دارد كه همان الصاق شدن پيوندها در سمت چپ(پسوند) است و بنام التصاق معروف است. برای آنكه بهتر با این نكتهها آشنا شویم، چند ماننده میآورم: پسوند(التصاقی بودن) برای همان واژهء كار: كاردان، كارشناس، كارآمد... و نمونهای ديگر كه پيشتر آورده بودم. صرف فعل در حالت پسوندی(التصاقی): خوردن -> حذف نشانهء مصدری : خورد -> خوردم، خوردی، خورد، خوردیم... چه در بن گذشته(ماضی) و چه در بن روان(مضارع) صادق است. پیشوند برای همان واژهء كار: پُركار، بیكار، ناكار .... از همان فعل خوردن برای ساخت معانی دیگر،در حالت پیشوندی: خوردن -> برخوردن. بجز ویژگی پسوندی، خاصیت پیشوندی برای فعل تنها در زبان فارسی موجود است: آمدن -> برآمدن -> دربرآمدن... گرفتن -> برگرفتن -> دربرگرفتن... میانوندی: شب«انه»روز (شبانهروز)، در«ان»دشت(دراندشت)، سر«آ»سر(سراسر)، دست«اندر»كار... افعالی همچون خوردن(سرما خوردن، چائيدن) و شدن و كردن ... كه ديگر جای خود دارند. برای همین است كه میگوییم برترین زبان پیوندی جهان زبان فارسی است و تركی تنها چیزی كه از یك زبان پیوندی دارد، ویژگیِ پسوندی(التصاقی) است و هنوز به تكامل خود نرسیده است و اگر در زبان مردم عزیز آذربایجان كه دو سه سده است به تركی دگرگون شده، واژههای تركیی ببینید كه پیشوند دارند، همهء آن پیشوندها از فارسی گرفته شده است. زیرا كه پیوند خود را با ایران از دست ندادهاند و تنها نیمی از زبانشان تركی شده است. برای نمونه: «كوءند» به تركی یعنی همسو، راهدرست: ساغ كوءندومه كئچدی(به سمت راست من منتقل شد). كه اگر بخواهند بگویند ناهمسو، كج، باید یك پیشوند «نا»ی فارسی در آغازش بیاورند: ناكوءندم(كج) : بیسم ایللاه دئییلمه میش توخوم، ناكوءندم چیخار (تخمی كه بدون گفتن بسمالله كاشته شود، كج میروید). |
|
|
|
|
|
#2 (لینک نوشته) | |||
|
هم میهن دوست ![]() |
نكتهء ديگر آنكه، شما همواره بدون سند و مدرك سخن میگوئيد. برای نمونه لهجهء سی سوم عربی چه لهجهای است كه هيچ دانشمندی در جهان از آن سخن نگفته است؟ يا شما بايد خودتان دانشمند زبانشناس باشيد كه چنين اصطلاحی را بتوانيد بسازيد و دست كم اين 33 لهجه را نشان دهيد كه چيستند و در كجاهای اين كرهء خاكی بكار میروند(تا مثلا سی سومين آن را بشناسيم)، يا آنكه گفتار يك دانشمند زبانشناس بايد باشد. وگرنه گفتارتان جدی گرفته نمیشود. نكتهء پايانی اينكه، شما به مخاطب خود دشنام میدهيد و پيشفرضی را در نظر میگيريد كه درست نيست. بنده در كجای سخنم گفتهام كه كسی حق ندارد به زبان مادری خود گفتگو كند؟ شايد بگوئيد شما نگفتهايد اما سران مملكت گفتهاند. پس لطف كنيد و با مدرك سخن بگوئيد تا بدانيم كدام مسئول در كشور زيبای ايران چنين چيزی گفته است. ويرايش توسط Shervinan : 05-21-2008 در ساعت 11:51 PM |
|||
|
|
|
|
|
#3 (لینک نوشته) |
|
هم میهن دوست ![]() |
|
|
|
|
| 3 نفر نوشته را پسندیده اند : |
|
|
#4 (لینک نوشته) | |||
|
هم میهن دوست ![]() |
بنده پيشنهاد میكنم كه نخست الفبای زبانها را بياموزيد سپس اگر عمرتان كفاف داد و توانستيد واژهها را هم بخوانيد، آنگاه شايد فرزندتان بتواند راهتان را ادامه داده و از واژهخوانی به جملهخوانی و سپس زبانشناسی هم برسد! |
|||
|
|
|
|
|
#5 (لینک نوشته) |
|
هم میهن دوست ![]() |
يكي از پزشكان آذربايجاني كشورمان كه انديشمندي فرهيخته و بزرگوار هستند و اكنون در كهنسالي بسر ميبرند پژوهش شگفتي پيرامون شناخت واژهها بويژه واژههاي پزشكي انجام دادهاند كه در ديداري كه با ايشان داشتيم دربارهء آن نيز گفتگو شد. خواستيم متن كامل مصاحبه را كه با دكتر محمدعلي سجاديه انجام شده اينجا قرار دهيم اما بسيار زياد است و تنها بخشي از مقالهء زيباي اين دانشمند دربارهء واژههاي درد را و هر آن چيزي كه با آن در ارتباط است منتشر ميكنيم. اميد است كاري كه در راستاي شناخت واژههاي آذريكهن آغاز كردهايم دنبال شود تا انبوه ايرانيان آستين بالا زده و خود به گزارش كار نياكان بپردازند. چه اين پروژهء بزرگ كه سالهاي سال پژوهشگران را بخود جذب كرده است در آينده كتابهايي شود كه همهمان از آن بهره بريم. چکیده ای بس مهم از مقاله مربوطه: واژههاي پزشكي در ناميدن بيماريها بويژه واژههايي كه نوع درد را مينمايانند در زبان فارسي و ديگر زبانهاي محلي ايراني بسيار زيادند و از آن ميان واژههايي چون پيخال، ژفره، آژيخ، آدوس، (شبكور، كسي كه بينائيش محدود باشد) را داريم كه نه تنها در پزشكي امروز ايران مانند ندارد، كه جاي چنين واژههايي در فرهنگ جهاني نيز خالي است! شگفت آنكه سدهها پيش از اين «امير عليشير نوايي» نویسنده و شاعر بزرگ خوارزم و پیرو «شیخ عبدالرحمن جامی» کتابی بنام «محاکمه اللفتین» پیرامون مقایسه فارسی و ترکی جغتائی نگاشته است. وی در این کتاب ضمن اعتراف به مناسبتر بودن پارسی برای سرودن رباعی و غزل و قصیده و کلا ادبیات به واژههای متعدد ترکی جغتائی که در فارسی مانند ندارند(!) اشاره می کند. در زمان حاضر نویسنده و پزشگ آذری دکتر جواد هیات که شوربختانه ره بسوی ایرانستیزی گرفته است «مقایسه اللفتین» را به رشته نگارش درآورده، همین نظر را براي مقایسه فارسی و ترکیآذری كپي كرده و بدان بال و پر نيز داده است. اگرچه اين دو نويسنده گرامي از آنسوي قضيه يعني واژههاي پارسي دري و كردي و بلوچي و فراهاني و شوشتري كه در تركي ماننده ندارد چشم پوشيدهاند! ما نيز از روش ايشان براي مقايسه زبانهاي فارسي و انگليسي سود ميجوئيم. يكي از واژههاي عميق و پر مفهوم پارسي « درد » است. با توجه به عبارتهاي دردا، دردشگرفته، در آن سينه كه دردي نيست دل نيست، سينهدرد، درد سر، درد دل، سردرد، مردهدرد، پسدرد... درمييابيم كه در درون اين واژه مفاهيم متعددي از افسوس، زايمان، عشق، ميل و تشنگي به درك حقيقت، دردهاي عضوي و عضلاني، گشودن راز دل و غيره نهفته است كه در زمينهء گستردهاي از پزشكي گرفته تا متنهاي عرفاني و ادبي و مذهبي و زبانشناسي كاربرد دارد. آيا Ache يا Pain انگليسي و يا Algos يوناني كه در متنهاي پزشكي بگونهء Algie درآمده چنين وسعت و عظمتي را دارند؟ شگفت آنكه زبان انگليسي و نظاير اين زبانهاي بينالمللي حتي به اندازه زبان بخشي از ايران يعني تركي آذري رسائي ندارند. براي نمونه در زبان مردم آذربايجان و بخشهاي ديگر تركزبان براي درد 9ــ10 واژه وجود دارد: سيزيشلاماق؛ همريشه با سوزش پارسي. گيزگيزيماخ؛ همريشه با گزگز پارسي. زقي، كه درد همراه با ضربان و صدا است؛ همريشه با ژغژغ (برهان قاطع) و در فارسي مصطلح زقزق كردن (زُغزُغ كردن) يا زقزدن است. آجي، بمعني درد تحريك شده؛ همريشه با آژ پارسي و آج گيلكي. يانقي، بمعني درد با حرارت؛ همريشه با يان پارسي. اينجمك، درد هنگام زمينخوردن؛ همريشه با انجوخ و رنجه پارسي. گوينهمك، درد همراه سوختن؛ همريشه با گداز پارسي. چنانچه سانجي تركي با ژانكه كُردي، ژن پارسي و تساو ارمني همريشه است. بدين ترتيب درمييابيم كه زبان غني تركي آذري چه پيوندهاي انكار ناپذير و فرهنگي با زبان پارسي دارد. نيز در اين زبان چه اصطلاحات دقيقي براي درد وجود دارد كه در زبان انگليسي بيمانند است. و نيز ريشه همسان Ache انگليسي و آك پارسي و آگري توراني(آغري آذري) را ميبينيم و اين ريشه اگر از ايران مايه نگرفته باشد باز هم گواه ديگري بر بستگي زبانهاي مردم ايران و انگلستان است. حال ممكن است دربارهء برخي از اين ريشهها بحث موافق و مخالف ساز شود مثلا يان پارسي(هذيان) را با يانشماق توراني(پرگوئي) و يان و حرارت (توجه كنيم كه هذيان در زمان تب و حرارت بالا عارض ميشود! ) همريشه ندانند بماند، لااقل پيوند سيزيشلاماق و سوزش و گيزگيزلاماخ و گزگز و امثال آن انكار پذير نيست، و باز هم جالب است كه با اينهمه واژه در زبان توراني، وقتي به ادبيات تركي آذري نگاه ميافكنيم و اين قطعه را ميبينيم كه: «اگر درياها مركب شوند و جنگلها قلم، و اگر ميرزاها بنويسند، باز هم اي كرم نازآفرين، دردداري» سنه قربان اولوم اي نازلي كرم دريالار مركب اولا ريشهلر قلم ميرزالار يازديتچا دردونوارستون درمييابيم كه در زبان شعر و ادب باز هم مناسبتر از همهء اين واژهها در زبان شعر و احساس آذري همان درد است و بس!
|
|
|
|
|
|
#6 (لینک نوشته) | |||
|
هم میهن دوست ![]() |
این سایت بیشتر در رابطه با نژاد شناسی است و گمان کرده که خوانندگان هم میهن هالو هستند که آدرس چنین سایتی را می دهد ! |
|||
|
|
|
|
|
#7 (لینک نوشته) | |||
|
هم میهن دوست ![]() |
ممنون از کپی پیست شما از وبلاگ های پان تورک مانند www.achiq.org/anadil/heyeet%20turki%5B1%5D.htm http://www.azarbayjankulturu.blogfa.com/8510.aspx منابع معتبر شما همین بود!!!!!!!!!؟ بماند که نمی دانیم این استاد جواد هیئت کیست!!؟ شاید کسی بگوید استاد دکتر ناصر پ پ ما وباید اراجیفشان را باور کنیم جواد هیئت که یک پان تورکیست تحصیل کرده ترکیه است.
خود جواد هيئت در يکي از کتابهايش مي نويسد:"سلطان محمود غزنوي به علت علاقه اي که به زبان فارسي داشت دربارش مرکز شعراي فارسي زبان مانند منوچهري ، فرخي ، اسدي طوسي ، فردوسي و غيره بود و براي اشاعه زبان فارسي در ايران و هندوستان از هيچ اقدامي فرو گذار نکرد. زبان فارسي را در قلمرو حکومت خود رسمي کرد و به گفته مورخين چهل و پنچ هزار معلم براي ياد دادن فارسي به مناطق مختلف ايران گسيل داشت...." (جواد هيئت، سيري در زبان لهجه هاي تركي، تهران، نشر نو) اما نخست باید گفت که فردوسی یک شاعر درباری نبوده است و این نکته کاملا دروغ است. اما بدتر از این دروغ: تا بحال هیچ سندی از هیچ مورخی گسیل آموزگاران زبان فارسی به مناطق مختلف ایران را ذکر نکرده است. بیماری روانی این پان تورکها که ناشی از احساس حقارت نسبت به فرهنگایرانی است کاملا مشهود است. همین شخص در جای دیگر اظهار کرده است که نظامی گنجوی و خاقانی و قطران و مولوی و .. ترک بوده اند در حالیکه ابیات زیادی از دیوانهای این بزرگان آکنده از اشاراتی بر ضدترکاناست. فکر کنم نمونهٔ زیر از قطران در مورد ترکها بسنده باشد. نه تنها هیچ کدام این بزرگان ترک و ترکنژاد نبوده اند بلکه همه جا ترکها را زرد پوست و تنگ چشم توصیف نموده اند که خود مقاله دیگری مطلبد. هالو خودتی شوونیست تورک پرست نوشته پان تورک مثل خودت را به خورد ما می دهی!!؟> اوستاد دوکتور جواد هیئت !!!!!!!! ![]() ![]() |
|||
|
|
|
| نوشته را پسندیده است : |
|
|
#8 (لینک نوشته) | |||
|
هم میهن دوست ![]() |
در اينجا به همه(چه رهگذر چه پيشكسوت و چه رفع محدوديت شده) اجازه داده میشود كه سخن بگويند. هر چه دلشان خواست بگويند! (البته در راستای تاريخ و فرهنگ). گوينده حتی میتواند بدون مدرك و سند و كاملا تخيلی و بیپايه سخن بگويد و همهء مكنونات قلبی(!) و ذهنی خود را بيرون دهد. اما هنگامی كه از گوينده درخواست مدرك شد، ديگر مجاز به ادامهء فعاليت نيست مگر آنكه مدرك خواسته را ارائه دهد يا آنكه خجالت بكشد و ابراز شرمندگی كرده و برای دروغی كه گفته است پوزش بخواهد. آنگاه میتواند به گفتارهای ديگر خود ادامه دهد. از شما درخواست مدرك شد و شما تنها يك پيام مجاز هستيد كه به انجمن تاريخ و فرهنگ بفرستيد و آن هم تنها میتواند مدرك گفتار پيشينتان باشد. اگر برای همهء پيامهای پيشينتان مدرك آورديد، آنگاه میتوانيد گفتاری تازه يا پيامی تازه يا حتی جستار باز كنيد و هر چه دلتان خواست بگوئيد. بنابراين يا مدرك ارائه كنيد و يا همهء پيامهای پيشين خود را پاك كرده و پوزش بخواهيد. آنگاه اگر پرسشی داشتيد میتوانيد دست به سينه و چهارزانو بنشينيد و خواهش كنيد كه فرهيختگان اين انجمن پاسخ دهند. شايد كسی پيدا شد و دلش به رحم آمد و پاسختان را داد! البته بنده پيمان میبندم اگر دوستان پاسخ ندادند پاسخگو باشم... و هر چه دلتان خواست بپرسيد. پيامهائی كه از شما پاك شدند، تنها بخاطر آن بود كه بجای آوردن مدرك گفتار پيشين، پيامی تازه آوردهايد. اتفاقا پيامهای خوبی هم بود و میشد دربارهاش بسيار گفتگو كرد اما چون آئين اينجا چنين است كه پس از درخواست مدرك ديگر اجازهء پيام تازه داده نمیشود، اين شد كه پيامهای تازهء شما همگی پاك شدند. شما در ادامه میتوانيد بجای يك پيام، چندين پيام دهيد اما هيچ نكتهء تازهای نبايد در پيامهايتان باشد مگر آنكه همهء مدارك خواسته شده را پوشش دهد. شاد باشيد! ويرايش توسط Shervinan : 05-22-2008 در ساعت 05:37 PM |
|||
|
|
|
|
|
#9 (لینک نوشته) | |||||||||
|
هم میهن دوست ![]() |
نخست برای اين دو ادعا مدرك بياوريد تا به باقی گفتارتان پرداخته شود يا آنكه سرتان را پايين انداخته و از دروغ و ياوهای كه گفتهايد پوزش بخواهيد.
|
|||||||||
|
|
|
| نوشته را پسندیده است : |
|
|
#10 (لینک نوشته) | |||||||||||||||
|
شمع جمع ![]() |
The genetic classifications given in the language entries of Part I name 94 different language families (that is, top-level genetic groups) و تنها در اولین جدول با عنوان Major language families of the world شش خانواده زبانی نام برده شده است: Afro-Asiatic Austronesian Indo-European Sino-Tibetan Niger-Congo Trans-New Guinea و فکر نمی کنم در مورد اینکه 94>6>3 است، بحثی باشد. همچنین اگر در این صفحه جشتجو کنید خانواده ای با عنوان Semitic(سامی) نخواهید یافت زیرا زبان های سامی زیر مجموعه ای از خانواده Afro-Asiatic هستند نه یک خانواده زبانی مستقل
Indo-European (449)Indo-Iranian (308)Iranian (87)Western (72)Southwestern (18) Persian (10) Aimaq[aiq](Afghanistan) Bukharic [bhh] (Israel) Darwazi [drw] (Afghanistan) Dehwari [deh] (Pakistan) Dzhidi [jpr] (Israel) Farsi, Eastern [prs] (Afghanistan) Farsi, Western [pes] (Iran) Hazaragi [haz] (Afghanistan) Pahlavani [phv] (Afghanistan) Tajiki [tgk] (Tajikistan بنابر نوشته بالا زبان فارسی از خانواده زبان های هند و اروپایی است و در شاخه هند و ایرانی-ایرانی-غربی-جنوب غربی-پرشیان قرار مگیرد و نمی تواند از لهجه های زبان عربی باشد زیرا این زبان از خانواده دیگری است: Afro-Asiatic (375) Semitic (77) Central (57) South (38) Arabic (35) Arabic, Algerian Saharan Spoken [aao] (Algeria) Arabic, Tajiki Spoken [abh] (Afghanistan) Arabic, Baharna Spoken [abv] (Bahrain) Arabic, Mesopotamian Spoken [acm] (Iraq) Arabic, Ta'izzi-Adeni Spoken [acq] (Yemen) Arabic, Hijazi Spoken [acw] (Saudi Arabia) Arabic, Omani Spoken [acx] (Oman) Arabic, Cypriot Spoken [acy] (Cyprus) Arabic, Dhofari Spoken [adf] (Oman) Arabic, Tunisian Spoken [aeb] (Tunisia) Arabic, Sa`idi Spoken [aec] (Egypt) Arabic, Gulf Spoken [afb] (Iraq) Arabic, South Levantine Spoken [ajp] (Jordan) Arabic, Judeo-Tunisian [ajt] (Israel) Arabic, Judeo-Moroccan [aju] (Israel) Arabic, North Levantine Spoken [apc] (Syria) Arabic, Sudanese Spoken [apd] (Sudan) Arabic, Standard [arb] (Saudi Arabia) Arabic, Algerian Spoken [arq] (Algeria) Arabic, Najdi Spoken [ars] (Saudi Arabia) Arabic, Moroccan Spoken [ary] (Morocco) Arabic, Egyptian Spoken [arz] (Egypt) Arabic, Uzbeki Spoken [auz] (Uzbekistan) Arabic, Eastern Egyptian Bedawi Spoken [avl] (Egypt) Arabic, Hadrami Spoken [ayh] (Yemen) Arabic, Libyan Spoken [ayl] (Libya) Arabic, Sanaani Spoken [ayn] (Yemen) Arabic, North Mesopotamian Spoken [ayp] (Iraq) Arabic, Judeo-Yemeni [jye] (Israel) Hassaniyya [mey] (Mauritania) Maltese [mlt] (Malta) Arabic, Chadian Spoken [shu] (Chad) Arabic, Shihhi Spoken [ssh] (United Arab Emirates) Arabic, Judeo-Iraqi [yhd] (Israel) Arabic, Judeo-Tripolitanian [yud] (Israel) Canaanite و اگر زیر مجموعه هایی که در لیست بالا برای عربی گفته شده اند را به عنوان لهجه های آن در نظر بگیریم (از این موضوع مطمئن نیستم) آنگاه سی و سومین لهجه عربی Arabic, Shihhi Spoken [ssh] (United Arab Emirates) است و نه فارسی بنابراین فکر می کنم نشان داده باشم که سایت معتبر معرفی شده توسط خودتان با ادعاهیتان در تناقض است.
همچنین اگر ممکن است به این پرسش من پاسخ دهید: ترکان اولیه MONGLOID بوده اند و دارای چهره هایی مانند عکس های زیر: ![]() ![]() ![]() ![]() یا اینکه Caucasoid و دارای چهره هایی مانند: ![]() ![]() (به مورد 8 در عکس بالا توجه کنید و با آنچه که ایشان در مورد افغانها گفته اند بسنجید، البته جناب شروینیان پاسخ مناسبی داده اند.)
__________________
آدمی تا وقتی که قدرت در اختیار ندارد در تمنای آزادی است. به محض این که آن را به
دست می آورد، میل به استیلا پیدا می کند؛ اگر نتواند آن را عملی سازد (اگر هنوز برای اعمال آن بسیار ناتوان باشد)،«عدالت» طلب می کند، یعنی قدرت برابر. ويرايش توسط HichKas_13 : 05-23-2008 در ساعت 12:24 AM |
|||||||||||||||
|
|
|
| 4 نفر نوشته را پسندیده اند : |
|
|
#11 (لینک نوشته) | |||
|
همکار قدیمی |
کاملا متوجه منظورتان شدیم. به راستی که چه زبان قدرتمندیست.
__________________
صحرا میبالد: وای بر آنکس که صحراها در نهان دارد! |
|||
|
|
|
|
|
#12 (لینک نوشته) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
شمع جمع ![]() |
در ابتدای صفحه مربوط به language family گفته شده است:
.
اگر ممکن است نشان دهید در کجای این متن (و یا هر جای دیگر این سایت) به تقسیم بندی 3 گروهی شما اشاره شده است. اگر شاخه های نام برده شده توسط شما شاخه های اصلی باشند باید دارای بیشترین تعداد زیر مجموعه باشند و بنابراین باید در میان گروه هایی که به آنها عنوان major language families داده شده قرار گیرند، که در لیست این سایت عبارتند از: Afro-Asiatic Austronesian Indo-European Sino-Tibetan Niger-Congo Trans-New Guinea می بینیم که تنها خانواده هند و اروپایی در این لیست است و خانواده زبان های آلتایی (Altaic) با داشتن 64 زبان که تنها 0.93 زبان های دنیا را تشکیل می دهد در میان major language families قرار ندارد و از نظر تعداد در میان 15 گروه نخست قرار ندارد: According to the numbers in Ethnologue[1], the largest language families in terms of number of languages are:
و از نظر تعداد سخنگویان در رده هفتم است: This is a list of the top ten families with wide recognition as phylogenetic units, in terms of numbers of native speakers, listed with their core geographic areals. (این اطلاعات از این لینک هستند:http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_language_families)
بنابراین گروه آلتایی در این لیست 94 عضوی جز 3 تای اول نیست و اگر شما این لیست را جستجو کنید خانواده زبانی به نام سامی (Semitic) نخواهید یافت زیرا این گروه خود زیر مجموعه خانواده Afro-Asiatic است و اگر ممکن است توضیح دهید این شاخه بزرگ چگونه زیر مجموعه یکی از شاخه های کوچک شده است؟! و بر اساس این سایت به صورت خلاصه می توان گفت: 1-زبان ها به 94 شاخه اصلی تقسیم شده اند. 2-خانواده زبان های سامی وجود ندارد. 3-خانواده زبان های آلتایی از خانواده های بزرگ زبانی نیست این نتایج نقض کننده این ادعاست که " همه زبان های دنیا به سه دسته ، هندو و اروپایی ، آلتایی و سامی تقسیم شده اند" و این پاسخ شما: انگار من می گویم یک درخت 3 شاخه بزرگ دارد و شما می گویید 96 شاخه کوچک دارد پس سه شاخه بزرگ ندارد! نادرست و بی ربط است (شما حتی نمی دانستید که یکی از خانواده هایی که نام برده اید، یعنی خانواده سامی، وجود ندارد). و فکر می کنم این عکس هم برای شما سودمندباشد: ![]() 1-همانگونه که در این تصویر می بینید شمار شاخه های بزرگ 10 است نه 3 . 2-شاخه بزرگی به نام سامی وجود ندارد. 3-فکر می کنم نام "آتاسای تورک" مشخص کننده گرایش سازنده این عکس باشد. ایشان نوسینده وبلاگ زیر هستند: http://www.turanians.blogfa.com
(برگرفته شده از:http://en.wikipedia.org/wiki/Accent_%28linguistics%29) بر این اساس تفاوت اصلی لهجه ها با زبان معیار در تلفظ است (اگر اشتباه نکنم این موضوع در کتاب های زبان فارسی مدارس ایران نوشته شده است) و بنابراین لهجه های یک زبان هم زیر مجموعه خانواده همان زبان هستند. پس هنگامی که می گویید " زبان فارسی لهجه سی و سوم زبان عربی است." پذیرفته اید که زبان فارسی زیر مجموعه خانواده Afro-Asiatic است و همان طور که در پست قبلی و بر اساس سایت معرفی شده توسط خودتان نشان دادم چنین ادعایی نادرست است. یک نتیجه گیری: با توجه به نوشته هایتان من این گونه نتیجه گیری می کنم که شما تعریف لهجه را نمی دانید، چون از این دو جمله متضاد را در این باره گفته اید: 1-زبان فارسی لهجه سی و سوم زبان عربی است 2-من نگفتم فارسی و عربی از یک گروه هستند
http://en.wikipedia.org/wiki/Ethnologue http://en.wikipedia.org/wiki/SIL_International که در آن گفته شده است:
و این نوشته ها را بسنجید با:
ويرايش توسط HichKas_13 : 05-23-2008 در ساعت 04:52 PM |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
#13 (لینک نوشته) |
|
هم میهن دوست ![]() |
من هم زبان تركي را بلدم هم فارسي
شهادت ميدهم كه ايهام در تركي بسيار بيشتر از فارسي است. مثال: واژه (آت) به معاني=(اسب) و(بنداز) واژه(ايت) به معاني=(سگ) و(گمشو) و...... وبرايه خيلي واژه ها هيچ كلمه اي ندارند مثل:خدا كه به آن الله ميگويند اگر لغات فارسي وعربي را از تركي حذف كنيم ديگر نميشود به تركي صحبت كرد حتي دستور زبان تركي خيلي به فارسي نزديك است مثلآ فعل هايه آن دقيقآمانند فارسي صرف ميشود وشش صيقه است. اول شخص مفرد اول شخص جمع دوم شخص مفرد دوم شخص جمع سوم شخص مفرد سوم شخص جمع فارسي: تركي: رفتم رفتيم گديم گديخ رفتي رفتيد گديي گديز رفت رفتند گدي گديله و فارس زبان ها خيلي راحت آنرا ياد ميگيرند وبلعكس.
__________________
-سوخته- ويرايش توسط dirac : 05-25-2008 در ساعت 02:54 PM |
|
|
|
|
|
#14 (لینک نوشته) | |||
|
همکار قدیمی |
و به قول خودتان فردوسی سعی کرده از واژهای عربی استفاده نکنه. پس اگر واژههای عربی را (میتوان گفت واژههای بیگانه را) از فارسی حذف کنیم خیلی زبان بهتری خواهیم داشت. مطلب دیگر اینکه، اصلا لازم نمیدانم از فردوسی در مقابل شما دفاع کنم |
|||
|
|
|
|
|
#15 (لینک نوشته) | |||
|
همکار قدیمی |
البته خودمان در حال زدودن واژههای تازی از زبان خود هستیم و همین امروز زبان فارسی بیش از گذشته فارسیست. کافیست سری به کتابهای چند قرن پیش بزنید! و امیدواریم که روزی تمام واژههای تازی را از فارسی بزداییم و آنگاه شما خواهید دید که زبان فارسی بدون واژههای عربی چقدر زیباتر و شیواتر است. این را هم فراموش نکنید که یک زبان پویا و سالم واژهها را از زبانهای دیگر میگیرد و آن را مال خود میکند. باز هم نیازی نمیبینم که از فردوسی بزرگ در برابر شما دفاع کنم. ـــــــــــــــــــ شعری را که شما آوردهاید وزن ندارد. باید به جای "ز" "از" بگذارید. گرچه معنای آن تفاوتی نمیکند ولی وزن شعر درست میشود. |
|||
|
|
|
| نوشته را پسندیده است : |