Warning: Invalid argument supplied for foreach() in [path]/includes/functions_post_thanks.php on line 222

Warning: Invalid argument supplied for foreach() in [path]/includes/functions_post_thanks.php on line 222
تو همان قالب اشعار منی ( اشعار برگزیده ) - تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum

کاربر میهمان به هم میهن خوش آمدید. جهت ثبت نام در هم میهن اینجا را کلیک کنید. با ثبت نام از تمامی مزایای کاربران عضو هم میهن بهره مند شوید

تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum

بازگشت   تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum > تالارهای ادبی > ادبيات , زبان شناسي و فرهنگ بومي

ادبيات , زبان شناسي و فرهنگ بومي انجمن ادبیات و شعر برای دوستدارن شعر و شاعران و بحث هایی در زمینه ادبیات

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 06-04-2008   #1 (permalink)
انا الانسان لفی خسر
Bank Robbery Champion, Equilibrium Champion, Goldminer Champion, Suicide Bob Champion, Defend Your Castle Champion
 
Gole Sorkh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jun 2008
محل سكونت: ایـــــــــــــــــــــــــــــران
ارسالها: 2,832
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 2,797
از ایشان 2,112 بار سپاسگزاري شده است
Icon17 تو همان قالب اشعار منی ( اشعار برگزیده )

سلام دوستان عزیز

خواهش می کنم هر کس اشعار آموزنده و زیبا داره از این تاپیک دریغ نکنه .





^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^









معلم پای تخته داد می‌زد

صورتش از خشم گلگون بود

و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود

ولی ‌آخر کلاسی‌ها،

لواشک بین خود تقسیم می کردند

وان یکی در گوشه ای دیگر «جوانان» را ورق می زد

برای آنکه بی خود های و هو می کرد و با آن شور بی پایان،

تساوی های جبری رانشان می داد

خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک

غمگین بود

تساوی را چنین نوشت: یک با یک برابر است

از میان جمع شاگردان یکی برخاست،

همیشه یک نفر باید به پا خیزد ...

به آرامی سخن سر داد:

تساوی اشتباهی فاحش و محض است.

نگاه بچه ها ناگه به یک سو خیره گشت و

معلم مات بر جا ماند

و او پرسید: اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آیا باز یک با یک برابر بود؟

سکوت مدهوشی بود و سئوالی سخت

معلم خشمگین فریاد زد: آری برابر بود

و او با پوزخندی گفت:

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه

قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود ؟

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آنکه صورت نقره گون، چون قرص مه می داشت بالا بود ؟

وان سیه چرده که می نالید، پایین بود ؟

اگر یک فرد انسان واحد یک بود،

این تساوی زیر و رو می شد

حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود

نان و مال مفت خواران از کجا آماده می گردید؟

یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد؟

یک اگر با یک برابر بود

پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد؟

یا که زیر ضربت شلاق له می گشت؟

یک اگر با یک برابر بود

پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد؟

معلم ناله آسا گفت:

بچه ها در جزوه های خویش بنویسید:

یک با یک برابر نیست...



شاعر : خسرو گلسرخی





__________________
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هرچه بار تعلق پذیرد آزاد است
حضرت مولانا ( علیه الرحمة ) :
این کفر نباشد سخن کفر نه اینست *** تا هست علی باشد و تا بود علی بود
کار گُل زار شــود گر تو به گلـــزار آیی
نرخ یوسف شکند چون تو به بازار آیی
الهم عجل لِولیّک الفرج
Gole Sorkh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
8 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Gole Sorkh به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 06-06-2008   #2 (permalink)
ریشه در اندیشه دارم ...
 
Niyayesh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2007
محل سكونت: ریشه ام در خاک, سر به آسمان دارم...
ارسالها: 9,460
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,905
از ایشان 3,623 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : تو همان قالب اشعار منی ( اشعار برگزیده )

ممنون عالی بود
راستی امضاتونم خیلی خوبه
موفق باشید
__________________
Niyayesh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي Niyayesh به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 06-06-2008   #3 (permalink)
I'm not even a fan
 
MARC's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2006
محل سكونت: UAE
ارسالها: 9,237
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,687
از ایشان 4,495 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : تو همان قالب اشعار منی ( اشعار برگزیده )

یک، با هیچ چیز برابر نیست..
حتی با خودش..
__________________
کنارم بخوابُ، به دورم بتابُ، از این لب بنوش، چو تشنه که آبُ
خدا دوست دارد من و تو بخندیم، نه در جاهلیت بپوسیم بگندیم
بخواب آرام پیش من، لبت را بر لبم بگذار، مرا لمسم کنُ دل را، به این عاشق ترین بسپار

MARC آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي MARC به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 06-07-2008   #4 (permalink)
انا الانسان لفی خسر
Bank Robbery Champion, Equilibrium Champion, Goldminer Champion, Suicide Bob Champion, Defend Your Castle Champion
 
Gole Sorkh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jun 2008
محل سكونت: ایـــــــــــــــــــــــــــــران
ارسالها: 2,832
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 2,797
از ایشان 2,112 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : تو همان قالب اشعار منی ( اشعار برگزیده )

به روي گونه تابيدي و رفتي
مرا با عشق سنجيدي و رفتي
تمام هستي ام نيلوفري بود
تو هستي مرا چيدي و رفتي
كنار انتظارت تا سحر گاه
شبي همپاي پيچك ها نشستم
تو از راه آمدي با ناز و آن وقت
تمناي مرا ديدي و رفتي
شبي از عشق تو با پونه گفتم
دل او هم براي قصه ام سوخت
غم انگيزست تو شيداييم را
به چشم خويش فهميدي و رفتي
چه بايد كرد اين هم سرنوشتي ست
ولي دل را به چشمت هديه كردم
سر راهت كه مي رفتي تو آن را
به يك پروانه بخشيدي و رفتي
صدايت كردم از ژرفاي يك ياس
به لحن آب نمناك باران
نمي دانم شنيدي برنگشتي
و يا اين بار نشنيدي و رفتي
نسيم از جاده هاي دور آمد
نگاهش كردم و چيزي به من گفت
تو هم در انتظار يك بهانه
از اين رفتار رنجيدي و رفتي
عجب درياي غمناكي ست اين عشق
ببين با سرنوشت من چها كرد
تو هم اين رنجش خاكستري را
ميان ياد پيچيدي و رفتي
تمام غصه هايم مثل باران
فضاي خاطرم را شستشو داد
و تو به احترام اين تلاطم
فقط يك لحظه باريدي و رفتي
دلم پرسيد از پروانه يك شب
چرا عاشق شدي در خلوت شب
و يادم هست تو يك بار اين را
ز يك ديوانه پرسيدي و رفتي
تو را به جان گل سوگند دادم
فقط يك شب نيازم را ببيني
ولي در پاسخ اين خواهش من
تو مثل غنچه خنديدی و رفتي
دلم گلدان شب بو هاي رويا ست
پر است از اطلسي هاي نگاهت
تو مثل يك گل سرخ وفادار
كنار خانه روييدي و رفتي
تمام بغض هايم مثل يك رنج
شكست و قصه ام در كوچه پيچيد
ولي تو از صداي اين شكستن
به جاي غصه ترسيدي و رفتي
غروب كوچه هاي بي قراري
حضور روشني را از تو مي خواست
تو يك آن آمدي اين روشني را
بروي كوچه پاشيدي و رفتي
كنار من نشتي تا سپيده
ولي چشمان تو جاي دگر بود
و من مي دانم آن شب تا سحرگاه
نگاران را پرستيدي و رفتي
نمي دانم چه مي گويند گل ها
خدا مي داند و نيلوفر و عشق
به من گفتند گل ها تا هميشه
تو از اين شهر كوچيدي و رفتي
جنون در امتداد كوچه عشق
مرا تا آسمان ها با خودش برد
و تو در آخرين بن بست اين راه
مرا ديوانه ناميدي و رفتي
شبي گفتي نداري دوست من را
نمي داني كه من آن شب چه كردم
خوشا بر حال آن چشمي كه آن را
به زيبايي پسنديدي و رفتي
هواي آسمان ديده ابريست
پر از تنهايي نمناك هجرت
تو تا بيراهه هاي بي قراري
دل من را كشانيدي و رفتي
پريشان كردي و شيدا نمودي
تمام جاده هاي شعر من را
رها كردي شكستي خرد گشتم
تو پايان مرا ديدي و رفتي
Gole Sorkh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي Gole Sorkh به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 06-12-2008   #5 (permalink)
انا الانسان لفی خسر
Bank Robbery Champion, Equilibrium Champion, Goldminer Champion, Suicide Bob Champion, Defend Your Castle Champion
 
Gole Sorkh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jun 2008
محل سكونت: ایـــــــــــــــــــــــــــــران
ارسالها: 2,832
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 2,797
از ایشان 2,112 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : تو همان قالب اشعار منی ( اشعار برگزیده )

نيمه شب آواره و بي حس و حال
در سرم سوداي جامي بي زوال
پرسه اي آغازكردم در خيال
دل به ياد آورد ايام وصال
از جدايي يك دوسالي مي گذشت
يك دو سال ازعمر رفت و بر نگشت
دل به يادآورد اول بار را
خاطرات اولين ديدار را
آن نظر بازي و آن اسرار را
آن دو چشم مست آهو وار را
همچو رازي مبهم و سر بسته بود
چون من ازتكرار او هم خسته بود
آمد و هم آشيان شد با من او
همنشين و همزبان شد با من او
خسته جان بودم كه جان شد با من او
ناتوان بودم توان شد با من او
دامنش شدخوابگاه خستگي
اينچنين آغاز شد دلبستگي
واي از آن شبزنده داري تا سحر
واي از عمري كه با او شد به سر
مست او بودم ز دنيا بي خبر
دم به دم اين عشق مي شد بيشتر
آمد و در خلوتم دمساز شد
گفتگوها بين ماآغاز شد
گفتمش در عشق پا بر جاست دل
گر گشايي چشم دل زيباست دل
گر تو زورقبان شوي درياست دل
بي تو شام بي فرداست دل
دل ز عشق روي تو حيران شده
در پي عشق توسر گردان شده
گفت:
در عشقت وفادارم بدان
من تو را بس دوست مي دارم بدان
شوق وصلت را به سر دارم بدان
چون تويي مخمور،خمارم این بدان
با تو شادي ميشود غمهاي من
با تو زيبا ميشود فرداي من
گفتمش عشقت به دل افزون شده
دل ز جادوي رخت افسون شده
جز تو هر ياري به دل مدفون شده
عالم از زيباييت مجنون شده
بر لبم بگذاشت لب
يعني خموش!
طعم بوسه ازسرم برد عقل و هوش
در سرم جز عشق او سودا نبود
بهر كس جز او دراين دل جا نبود
ديده جز بر روي او بينا نبود
همچو عشق من هيچ گل زيبا نبود
خوبي او شهره آفاق بود
در نجابت درنكوهي پاك بود
روزگار.....
روزگار اما وفابا ما نداشت
طاقت خوشبختي مارا نداشت
پيش پاي عشق ما سنگي گذاشت
بي گمان از مرگ ما پروا نداشت
اخر اين قصه هجران بود و بس
حسرت و رنج فراوان بود وبس
يار ما را ازجدايي غم نبود
در غمش مجنون وعاشق كم نبود
بر سر پيمان خود محكم نبود
سهم من از عشق جز ماندن نبود
با من ديوانه پيمان ساده بست
ساده هم آن عهد و پيمان را شكست
بي خبر پيمان ياري را گسست
اين خبر ناگاه پشتم را شكست
آن كبوتر عاقبت از بند رفت
رفت و با دلدار ديگر عهد بست
با كه گويم اينكه همخون من است
خصم جان و تشنه خون من است
بخت بد بين وصل او قسمت نشد
اين گدا مشمول اين رحمت نشد
آن طلا حاضر به اين قيمت نشد
عاشقان راخوشدلي تدبير نيست
با چنين تقدير بد تدبير نيست
از غمش با دود و دم همدم شدم
باده نوش غصه او من شدم
مست و مخمور وخراب از غم شدم
ذره ذره آب گشتم كم شدم
آخر آتش زد دل ديوانه را
سوخت بي پروادل پروانه را
عشق من...
از من گذشتي خوش گذر
بعد از اين حتي تو اسمم را نبر
خاطراتم را تو بيرون كن ز سر
ديشب از كف رفت فردا را نگر
آخر اين يكباراز من بشنو پند
بر من و بر روزگارم دل مبند
عاشقي را ديرفهميدي. چه سود!
عشق ديرين هم گسسته تار و پود
گرچه آب رفته باز آيد به رود
ماهي بيچاره اما مرده بود
بعد از اين هم آشيانت هر كس است
باش با او !!!
... ياد تو ما را بس است.

ويرايش توسط Gole Sorkh : 06-12-2008 در ساعت 10:16 AM.
Gole Sorkh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Gole Sorkh به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 06-20-2008   #6 (permalink)
انا الانسان لفی خسر
Bank Robbery Champion, Equilibrium Champion, Goldminer Champion, Suicide Bob Champion, Defend Your Castle Champion
 
Gole Sorkh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jun 2008
محل سكونت: ایـــــــــــــــــــــــــــــران
ارسالها: 2,832
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 2,797
از ایشان 2,112 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : تو همان قالب اشعار منی ( اشعار برگزیده )

من تو را می بینم

استخوانی و پوست

به گدایی رفته ای

بر در دشمن و دوست

من تو را می بینم

تشنه لب در باران

آنکه نان می دهدت

نان تو در کف اوست

خاک تو سفره ی تو

سفره ی تو از کیست

سفره ی دنیا پر

سفره ی تو خالیست

همه جا منتظرند

همه کس می پرسد

ناجی شرق کجاست

آنکه جنس خود ماست

ناجی شرق تویی

ناجی شرق منم

من که با دیدن تو

همه جا می شکنم

از چه رو خاک زمین

شده تقسیم چنین

یک جهان صدها دست

مرزها ،‌مرز شکست

تو جهان سوم

او جهانی دیگر

سهم او هر چه که هست

سهم تو خون جگر

سهم از ما بهتران

ثروت و امن و امان

سهم پا برهنه ها

فقر و زندان و بلا

در میان سه جهان

مرز و دیوار از کیست

سفره ی دنیا پر

سفره تو خالیست

درمیان سه جهان

مرز و دیوار از اوست

دشمن دوست نما

رفته در قالب دوست
Gole Sorkh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي Gole Sorkh به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 06-22-2008   #7 (permalink)
انا الانسان لفی خسر
Bank Robbery Champion, Equilibrium Champion, Goldminer Champion, Suicide Bob Champion, Defend Your Castle Champion
 
Gole Sorkh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jun 2008
محل سكونت: ایـــــــــــــــــــــــــــــران
ارسالها: 2,832
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 2,797
از ایشان 2,112 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : تو همان قالب اشعار منی ( اشعار برگزیده )


گوهر خود را هویدا کن،کمال این است و بس
خویش را درخویش پیدا کن، کمال این است وبس
سنگ دل را سرمه کن درآسیای رنج ودرد
دیده را زین سرمه بینا کن، کمال این است وبس
هم نشینی با خدا خواهی اگردرعرش رب
در درون اهل دل جا کن، کمال این است وبس
هر دو عالم رابه نامت یک معما کرده اند
ای پسرحل معما کن،کمال این است و بس
دل چو سنگ خاره شد،ای پور عمران با عصا
چشمه ها زین سنگ خارا کن، کمال این است وبس
پند من بشنو به جز با نفس شوم بد سرشت
باهمه عالم مدارا کن، کمال این است و بس
ای معلم زاده ازآدم اگر داری نژاد
چون پدرتعلیم اسما کن، کمال این است وبس
چند می گویی سخن از درد و رنج دیگران
خویش را اول مداوا کن، کمال این است وبس
سوی قاف نیستی پرواز کن بی پروبال
بی محابا صید عنقا کن، کمال این است وبس
چون به دست خوشتن بسی تو پای خویشتن
هم به دست خویشتن وا کن، کمال این است و بس
کوری چشم عدو را روی در روی حبیب
خاک ره بر فرق اعدا کن، کمال این است وبس
Gole Sorkh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-23-2008   #8 (permalink)
انا الانسان لفی خسر
Bank Robbery Champion, Equilibrium Champion, Goldminer Champion, Suicide Bob Champion, Defend Your Castle Champion
 
Gole Sorkh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jun 2008
محل سكونت: ایـــــــــــــــــــــــــــــران
ارسالها: 2,832
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 2,797
از ایشان 2,112 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : تو همان قالب اشعار منی ( اشعار برگزیده )

با توام
ای لنگر تسکین !
ای تکانهای دل !
ای آرامش ساحل !
با توام
ای نور !
ای منشور !
ای تمام طیفهای آفتابی !
ای کبود ِ ارغوانی !
ای بنفشابی !
با توام ای شور ، ای دلشوره ی شیرین !
با توام
ای شادی غمگین !
با توام
ای غم !
غم مبهم !
ای نمی دانم !
هر چه هستی باش !
اما کاش...
نه ، جز اینم آرزویی نیست :
هر چه هستی باش !
اما باش!


شادروان ، استاد قیصر امین پور
Gole Sorkh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-23-2008   #9 (permalink)
انا الانسان لفی خسر
Bank Robbery Champion, Equilibrium Champion, Goldminer Champion, Suicide Bob Champion, Defend Your Castle Champion
 
Gole Sorkh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jun 2008
محل سكونت: ایـــــــــــــــــــــــــــــران
ارسالها: 2,832
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 2,797
از ایشان 2,112 بار سپاسگزاري شده است
Icon17 پاسخ : تو همان قالب اشعار منی ( اشعار برگزیده )


به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیزترینم

آسمون ها زیر پامه اگه با تو رو زمینم

به خیالم که تو با من یه همیشه آشنایی

به خیالم که تو با من دیگه از همه جدایی

من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی

این دیگه یه التماس من میخوام بیای بمونی

من وتو چه بی کسیم وقتی تکیمون به باده

بد و خوبه زندگی منو دست گریه داده

ای عزیز هم قبیله با تو از یه سرزمینم

تا به فردای دوباره با تو هم قسم ترینم

من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی

این دیگه یه التماس من میخوام بیای بمونی

بدو خوبمون یکی دست تو تو دست من بود

خواهش هر نفسم با تو هم صدا شدن بود

با تو هم قصه ی دردم هم صدا تر از همیشه

دو تا هم خون قدیمی از یه خاکیم و یه ریشه
Gole Sorkh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 07-13-2008   #10 (permalink)
انا الانسان لفی خسر
Bank Robbery Champion, Equilibrium Champion, Goldminer Champion, Suicide Bob Champion, Defend Your Castle Champion
 
Gole Sorkh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jun 2008
محل سكونت: ایـــــــــــــــــــــــــــــران
ارسالها: 2,832
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 2,797
از ایشان 2,112 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : تو همان قالب اشعار منی ( اشعار برگزیده )


اين روزا عادت همه رفتن دل شكســتنه
درد تــــــــموم عاشقا پـاي كسي نشستنه
اين روزا درد عاشقا
فقط غـــــــــم نديدنه
مشكل بي ستاره هــا يه كم ستاره چيـدن
اين روزا آسمونمون پر از شكسته بالــيه
جــــاي نگاه عاشقـت باز توي خونه خاليه
اين روزا كار آدمــــــا دلاي پاك رو بردنه
بعدش انو گرفـــتن و بـه ديگري سپردنه
اين روزا كار آدمـــــا تــو انتظار گذاشتنه
ساده ترين بهونشون از هم خبر نداشتنه
اين روزا سهم عاشقا غــصه و بي وفايي
جرم تمومشون فـقط لذت آشنـــــــاييه
اين روزا چشماي همه غرق نياز شبـــنمه
رو گونه ی هر عاشقي چند قطره بارون غمه

Gole Sorkh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي Gole Sorkh به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 07-27-2008   #11 (permalink)
انا الانسان لفی خسر
Bank Robbery Champion, Equilibrium Champion, Goldminer Champion, Suicide Bob Champion, Defend Your Castle Champion
 
Gole Sorkh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jun 2008
محل سكونت: ایـــــــــــــــــــــــــــــران
ارسالها: 2,832
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 2,797
از ایشان 2,112 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : تو همان قالب اشعار منی ( اشعار برگزیده )

از زمزمه دلتنگيم، از همهمه بيزاريم
نه طاقت خاموشی، نه تاب سخن داريم
آوار پريشانيست، رو سوی چه بگريزيم
هنگامه ی حيرانيست، خود را به كه بسپاريم
دوران شكوه باغ، از خاطرمان رفته ست
امروز كه صف در صف، خشكيده و بی باريم
تشويش هزار آيا، وسواس هزار اما
گيجيم و نمی دانيم، ورنه همه بيماريم
ما خويش ندانستيم بيداری مان از خواب
گفتند كه بيداريد، گفتيم كه بيداريم
دردا كه هدر داديم، آن ذات گرامی را
تيغيم و نمی بريم، ابريم و نمی باريم
من راه تو را بسته، تو راه مرا بسته
اميد رهايی نيست وقتی همه ديواريم

Gole Sorkh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي Gole Sorkh به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 07-28-2008   #12 (permalink)
Addict
 
asemane abi's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jul 2007
محل سكونت: سرزمین افتاب
ارسالها: 3,940
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,753
از ایشان 1,766 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : تو همان قالب اشعار منی ( اشعار برگزیده )

عمری با غم عشقت نشستم.....
به تو پیوستم و از خود گسستم.....
ولیکن سرنوشتم این سه حرف بود.....
تو را دیدم،پرستیدم،شکستم.....
__________________
www.asemaneabivaaram.blogfa.com
asemane abi آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي asemane abi به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 07-29-2008   #13 (permalink)
Addict
 
asemane abi's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jul 2007
محل سكونت: سرزمین افتاب
ارسالها: 3,940
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,753
از ایشان 1,766 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : تو همان قالب اشعار منی ( اشعار برگزیده )

عشق لالایی بارون تو شبهاست

نم نم بارون پشت شیشه­هاست

لحظهء شبنم و برگِ گل یاس.

لحظهء رهایی پرنده­هاست.

تو خود عشقی که همزاد منی

تو سکوت من و فریاد منی.

تو خود عشقی که شوق موندنی

غمِ تلخ و گنگِ شعرای منی.

وقتی دنیا درد بی­حرفی داره

تویی که فریاد دردهای منی.

تو خود عشقی که همزاد منی

تو سکوت من و فریاد منی

دستهای تو خورشیدُ نشون می­دن

چشمهای بسته­مو بیدار می­کنن

صدای بال پرنده رو لبهات،

تو گوشهام دوباره تکرار می­کنن

زندگی وقتی بیزاری باشه

روز و شبهاش همه تکراری باشه



asemane abi آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر از کاربران ، از دوست گرامي asemane abi به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 07-29-2008   #14 (permalink)
مسافر غريب
 
Titan's Avatar
 
تاريخ عضويت: Feb 2007
محل سكونت: جايي خيلي دور يا خيلي نزديك
ارسالها: 7,061
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,976
از ایشان 3,167 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : تو همان قالب اشعار منی ( اشعار برگزیده )

رفتي و خاطره هاي تو نشسته تو خيالم
بي تو من اسير دست ارزوهاي محالم
ياد من نبودي اما من به ياد تو شكستم
غير تو كه دوري از من دل به هيچ كسي نبستم
هم ترانه ياد من باش بي بهانه ياد من باش
وقت بيداري مهتاب عاشقانه ياد من باش
اگه باشي با نگاهت ميشه از حادثه رد شد
ميشه تو اتيش عشقت گر گرفتن و بلد شد
اگه دوري اگه نيستي نفس فرياد من باش
تا ابد تا ته دنيا تا هميشه ياد من باش
__________________
در مرام ما حرص مال دنیا نیست
گوش ما بدهکار قیل و قال دنیا نیست
بر بساط این دنیا پشت پا بزن چون ما
ما که رفته بر بادیم

زیر گنبد این چرخ
از تعلق آزادیم
Titan آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي Titan به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 07-29-2008   #15 (permalink)
Addict
 
asemane abi's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jul 2007
محل سكونت: سرزمین افتاب
ارسالها: 3,940
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,753
از ایشان 1,766 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : تو همان قالب اشعار منی ( اشعار برگزیده )

ای دل خراب و مست و اسیری ... غـَمَت مـباد

آرامــش و سکـــون نپــذیـری ... غــمت مــباد

آتـــش گـرفت هــر کـه به آغــــوش غـــم فتــاد

گـیرم ز هـر کرانه شعله بگـیری ... غــمت مباد

بگــــذار گـــم شــود هــمه ی زنـدگی در عشـق

پیدا شود در این میانـه مسـیری ... غــمت مباد

عشـق است حـــاکم یکــتای عاشـقـــان ، گـیرم

فرمان دهد که عاشـقانه بمــیری ... غــمت مباد

"ای دل به راه عشق غم هست و نیست نیست"

گیرم خــراب و مســت و اسـیری ... غــمت مباد
asemane abi آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي asemane abi به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 12:13 AM با تنظيم GMT +3.5 مي باشد.


Powered by: vBulletin - © Jelsoft Enterprises Ltd
Copyright ©2005 - 2010, HamMihan
تمام حقوق محفوظ می باشد , پایگاه اینترنتی هم میهن
هم میهن - اخبار ایران و جهان  - کتابخانه -میهن نیوز - هواشناسی - تفریح و سرگرمیفیلم و سینما - حوادث - بیوگرافی شخصیت ها -  بازی آنلاینایرانگردی - فال حافظ - پزشکی و سلامتی - ورزش - تصاویر ماهوراه ای - دیدنی هاگالری تصاویر - تکنولوژی  -  ابزارهای موبایلجملات پندآموز - دیکشنری انگلیسی به فارسی - جستجوگر فارسی - درگاه تجاری لوکوپوک