کاربر میهمان به هم میهن خوش آمدید. جهت ثبت نام در هم میهن اینجا را کلیک کنید. با ثبت نام از تمامی مزایای کاربران عضو هم میهن بهره مند شوید

تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum

بازگشت   تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum > تالارهای هنری > سينما و تلويزيون > سینمای ایران

نمايش نتيجه هاي نظرسنجي ها: بهترین فیلم رادان ؟
آواز قو 10 21.74%
رز زرد 2 4.35%
عطش 0 0%
گاوخونی 2 4.35%
شمعی در باد 9 19.57%
سربازهای جمعه 6 13.04%
رستگاری در هشت و بیست دقیقه 1 2.17%
ازدواج صورتی 0 0%
گیلانه 5 10.87%
حکم 1 2.17%
تقاطع 7 15.22%
سنتوری 34 73.91%
شور عشق 2 4.35%
ساقی 2 4.35%
آبی 1 2.17%
همه پرسي چند گزينه اي رای دهنده: 46. شما نمي توانيد در اين نظرسنجي راي دهيد

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 09-26-2009   #121 (permalink)
Addict
 
like no other's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2007
محل سكونت: شیراز
ارسالها: 5,463
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,404
از ایشان 2,154 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : بهرام رادان بازیگر جوان و توانای سینمای ایران

هملت، ترديد سياوش و وارژ كريم مسيحي
نگاهی به «تردید»

:: سيده مريم مطلب پور ::



ترديد بهترين فيلم از نگاه جشنواره بيست و هفتم شد و واروژ كريم مسيحي پس از 18 سال سكوت فيلمي را بر روي پرده برد كه به گفته خودش و روايت داستان با نگاهي به اثر ماندگار هملت ويليام شكسپير ساخته شده است.
سياوش (بهرام رادان) هملت ايراني ماست. او بر خلاف جريان خانواده و قوانين شاهزاده و رعيتي آن حركت مي كند. هنرمند و عكاس است و زماني كه از سفر (جنوب) برگشته به او گفته اند پدر خودكشي كرده. حالا در مدت كوتاهي بعد از مرگ پدر، مادرش قصد ازدواج با عمو را دارد. اومخالف است و قصد دارد برود. ولي از نامزدش مهتاب (ترانه علدوستي) نمي تواند دل بكند. آنها عاشق و سرخوشند و هملت و اوفلياي ايراني ما در حالي كه خدمتكاران بيشمار اين قصر عريض و طويل در حال تدارك مراسم ختم و عروسي هستند، به دنبال هم ميكنند و سرخوشانه قهقه سر ميدهند. سياوش همين بازي محنون وار را با دوستش گارو (حامد كميلي كه تداعي كننده هوراشيوي است) نيز در آن سالن سينماي در حال بازسازي با پوسترهاي هملت (جهت يادآوري مكرر به تماشاگر كه فراموش نكند) انجام ميدهد. گويي او كودكي بيش نيست كه گاهي به دنبال عشقش و گاهي به دنبال دوستش است. ترديد سياوش از زماني شروع ميشود كه خليفه به دنيال او ميفرستند كه در تهران است و قصد دارد مراسم زار را براي او اجرا كند. سياوش به ديدن او ميرود و بو سيله خليفه روح پدرش را ملاقات ميكند و مطمئن ميشود كه او را به قتل رسانده اند و حالا سياوش ميماند و انتقام پدر و شباهت هر چه بيشتر زندگی اش به نمايشنامه هملت.
كريم مسيحي براي هر جه ملموس شدن داستان هملت و تطابق زماني آن با جامه معاصر تمام تلاش خود را كرده است. خانواده ای به شدت ثروتمند ايراني كه از قضا در قصر زندكي مي كنند. شما بخواتيد كاخ سعد آباد و دست در هر دزدي و فساد مالي دارند از قاچاق داروي تقلبي تا پول شويي و .... ولي پسركي دارند كه از دنياي آنها به دور است و حالا با مرگ پدر جشمانش باز شده و ميخواهد انتقام بگيرد چقدر ميتواند با تماشاگر ايراني ارتباط برقرار كند، جاي تامل دارد. اينكه چقدر تماشاگر ما ميتواند با ان قصر و برو بيا و خدم و حشم ارتباط بر قرار كند حتي اگر كاخ سعدآباد را در نظر نگيرد و از اينكه هنوز خانواده ه اي هستند كه به جاي زندگي ديجیتالي امروز در قصرهاي رنسانسي زندگي مي كنند و مانند آنها لباش مي پوشند انگشت حيرت به دهان نگزد، با همه تلاش كريم مسيحي از آب درنيامده و تماشاگر به هيج وحه نمي تواند با اين كاراكترهاي پولدارو به زور امروزي شده بهترين فيلم جشنواره بيست و هقتم ارتباط برقرار كند. تماشاگر مانند سیاوش تا پايان فيلم سرگردان است و اصلا نمي تواند درك كند چرا و به چه علت سياوش زندگي اش را مانند نمايش هملت مي بيند و دوستش كارو چرا به راحتي مجاب ميشود و اصلا چرا بايد پايان داستان سياوش با داستان هملت يكي شود.
اينكه به چه علتي كريم مسيحي بعد از اثر ماندگار پرده آخر و 18 سال سكوت هملت را ايرانيزه مي كند و با اضافه كردن داستانك هاي كوچك وجه دراماتيك داستان را بيشتر مي كند را خود كارگردان بايد جواب بدهد. اما واقعا براي نگارنده جالب است كه عموي سياوش چه اصراري دارد كه با مادر ميانه سال سياوش ازدواج كند وقتي همه شركت را عملا او اداره ميكند. اينكه چگونه ميتوان براي گره افكني داستان سنگيني مانند ترديد به اين فكر افتاد كه انوري را روي نردبام و پشت پنجره تنها به خاطر شنود دعواي مادر و پسر ، با باز شدن پنجره کشت بيشتر طنز است تا گره افكني و يا اينكه بعد از اين همه تعقيب و گريز تنها با شليك جند گلوله همه شحصيتهاي سياه و مقصر فيلم اتقاقي از پا در بيايند آنهم با تيراندازي پسر عقب مانده ذهني كه حتي وقتي دهنش را پاك كرده اند اينقدر دقيق تيراندازي ميكند. اينكه اوفيلاي ايراني ماجرا چرا اينقدر جيع مي زند و از كجا ميتواند ادامه داستان را حدس بزند، خواب مييبند يا پيشگو است و چرا عشقش را با ان وضعيت و دادوبيداد با كاعد ميزند و يا تماشاگر شهرنشين ما از كجا بداند مراسم (زار) چيست و چگونه بايد بفهمد اين مراسم جنگيري است يا آيين سنتي جنوبي براي رفع شر. و ...
و اينكه بعد از اين همه كشمكش و درگيري همه آدم بدها بايد بميرند يا حودكشي كنند تا پايان تلح هملت شكسپير را ايراني كنيم و سياوش و مهتاب با لبخند گارو به هم برسند. تا تماشاگر مطمئن شود نسحه ايراني هملت را ديده است.
درست است كه كريم مسيحي همه تلاش خود را براي نجات فيلم انجام داده و توانسته در بيشتر سكانسها دكوپاژ قابل قبول و فيملبرداري خوبي داشته باشد، اما فضا و قصه به قدري از فضاي زندگي بيينده دور است كه با همه تلاش هاي بهرام رادان براي نشان دادن سرگشتي سياوش كه در بعضي از سكانس ها به شدت خوب است و بازي بسيار خوب حامد كميلي كه بده بستان خوبي با رادان در نقش دوست و حامي او دارد، همه تلاش ها نقش بر آب شده و اثر روي پرده تنها تاثيري كه بر بيننده ميگذارد سردرگمي و شك و ترديد در انتخاب اين فيلم براي ديدن است.
نكته اي كه در هنگام ديدن فيلم به غير از روايت داستان اعصاب تماشاگر را به شدت به هم ميريزد موسيقي فيلم است. گويي براي انتقال تعليق به تماشاگر به نوازنده ويلون سفارش شده بود با تمام وجود آرشه را بر روي سيم ها بكشد تا مطمئن شود چيزي از اعصاب تماشاگر بعد از پايان فيلم باقي نمي ماند.

با همه اينها از دوسكانس فيلم نمي توان گذشت. اوايل داستان وقتي سياوش قصد دارد از پنجره فرار كند و عموي او (علرضا شحاع نوري كه اي كاش اين نفش را بعد از روز واقعه بازي نكرده بود) دستش را مي گيرد و با همراه انوري كل ساختمان را ميگردند و با اين تمهيد تماشاگر با همه فضاي قصر آشنا ميشود كه بسيار زيبا از كار درآمده و ديگري سكانس ملاقات سياوش با دايي اش است. ديالوگهاي نوشته شده براي اين سكانس بسيار زيبا است.

در پايان به اين نتيجه ميرسيم كه آيا لازم است وقتي نمي توان شاهكاري مثل هملت را وطني كنيم اينقدر پافشاري كنيم كه نتيجه فيلم چيري بشود به اسم ترديد كه با همه تلاش كارگردان باز هم تماشاگر نه هملت را دوست بدارد نه سياوش را. اي كاش كريم مسيحي همان ترديد سياوش شاهنامه فردوسي را ميساخت كه تنها شحصيت داستاني واقعا ايراني است كه ترديد دارد اسيران را در كنار جيحون به پدرش تحويل دهد تا خونشان ريخته شود يا بازگرداند.




__________________
انتخاب کاپیتان برتر ( منتخبین هم میهن 88 )

رای شما
آینده ی هم میهن است میگم به من رای بدین
مفهومه
like no other آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 09-26-2009   #122 (permalink)
Addict
 
like no other's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2007
محل سكونت: شیراز
ارسالها: 5,463
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,404
از ایشان 2,154 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : بهرام رادان بازیگر جوان و توانای سینمای ایران

گفتگو با حمید نعمت‌الله (کارگردان) و هادی مقدم‌دوست (نویسنده) - بخش اول
"بی‌پولی" بر اساس آزمون و خطا و کشف و شهود شکل گرفت
:: 4 مهر 1388 ::

:: هادی مقدم دوست، حمید نعمت الله و پسرش بامداد ::



"بی‌پولی" دومین فیلم حمید نعمت‌الله اتفاقی تازه در سینمای کمدی رقم زد. وی و هادی مقدم‌دوست نویسندگان فیلمنامه این فیلم ستایش‌شده با اشاره به تجربه مسیرهایی تازه در تولید "بی‌پولی"، این فیلم را حاصل آزمون و خطا و کشف و شهود برای رسیدن به زبانی تازه می‌دانند.

"بی‌‌پولی" دومین فیلم نعمت‌الله بعد از "بوتیک" است. این فیلم که از یک هفته پیش اکران عمومی شده همانطور که انتظار می‌رفت در جذب مخاطب موفق بود. به نظر می‌رسد نوار موفقیت فیلم با فروش بالا در سینماها کامل می‌شود. "بی‌پولی" پیش از این در جلب نظر منتقدان و داوران جشنواره فیلم فجر موفق بوده و استقبال تماشاگران می‌تواند پایانی رویایی برای این موفقیت‌ها باشد.

بخشی از کم‌کاری شما در سینما و فاصله میان "بوتیک" و "بی‌پولی" به وسواس شما برمی‌گردد که خوشبختانه با دیدن "بی‌پولی" به این نتیجه می‌رسیم که نتیجه مثبت داشته است. چرا بین "بوتیک" و "بی‌پولی" این قدر فاصله افتاد؟
حمید نعمت‌الله کارگردان "بی‌پولی": داشتن انگیزه و حس و حال مناسب برای شروع فیلمسازی و آغاز یک پروژه برای من مهم است. در کنار این موضوع وسواس هم وجود دارد، باید قانع شوم که طرح و فیلمنامه خوبی دارم که می‌توانم با اعتماد و اتکا به آن فیلم خوبی بسازم. اگر این عوامل آماده باشد حوصله فیلمساختن را دارم. در این سال‌ها هم شرایط آماده نبود، هم حوصله فیلم ساختن نداشتم.

چرا؟
نعمت‌الله: بنا به دلایل شخصی (می‌خندد). شرایط مناسب نبود و فیلمنامه هم آنطور که می‌خواستم راضی‌کننده نبود.

در این فاصله بین "بوتیک" و "بی‌پولی" وسوسه نشدید بر شرایط یا وسواستان غلبه و فیلمی را شروع کنید؟
نعمت‌الله: دوست داشتم فیلم بسازم، اما مجموعه عوامل مهیا نمی‌شد. می‌دانستم که تا شرایط فراهم نشود نمی‌خواهم دومین فیلمم را بسازم.

با وجودی که صبر کردید و فیلم بعدی را در شرایط مطلوب ساختید اما به نوعی کار را برای خودتان سخت‌تر کردید، بعد از فیلم تلخ و اجتماعی "بوتیک" که نام شما را سر زبان انداخت، یک کمدی مفرح و متفاوت ساختید و انتظارها را از خودتان بالا بردید.
نعمت‌الله: امیدوارم مخاطب همان طور که "بوتیک" را دوست داشت از این تجربه هم لذت ببرد. از تجربه کردن و رفتن به سمت فضاهای تازه نمی‌ترسم. سینما سال‌ها است یکی از دغدغه‌های جدی من است و در این زمینه تجربه کسب کرده‌ام. دانش، تجربه و اطلاعاتی که از سینما دارم آن قدر هست که با اتکای آن بتوانم چند فیلم خوب دیگرهم بسازم.

ایده و طرح اولیه این فیلمنامه که منسجم، یکدست و پر از ایده‌های درخشان است و تصویری از جامعه امروز ارائه می‌دهد متعلق به شما است یا آقای مقدم دوست. این همکاری مشترک چه طور بود و چگونه به این نتیجه قابل قبول رسیدید؟
هادی مقدم‌دوست فیلمنامه‌نویس: ماجرای "بی‌پولی" برای ما به سال‌ها قبل برمی‌گردد. موضوع این فیلم پس از "بوتیک" به ذهن آقای نعمت‌الله رسید، تقریبا سال 83 او دیگر می‌دانست می‌خواهد فیلم دومش را درباره بی‌پولی بسازد. این که فیلمنامه تصویری از جامعه امروز است و مشکلاتی را نشان می‌دهد که هر یک از ما به شکلی آن را دیده به این برمی‌گردد که من و آقای نعمت‌الله از مشاهده‌ها و تجربه‌های شخصی در نوشتن فیلمنامه کمک گرفتیم. برایمان مهم بود که فیلمنامه واقعی باشد. ما از زندگی و تجربه‌های اطرافیان استفاده کردیم و سعی کردیم این تجربه‌ها را به شکل داستانی وارد قصه کنیم، یکی از دوستان ما که هر دو می‌شناختیم به شدت با مشکل بی‌پولی مواجه بود.

پس ایرج (بهرام رادان) نمونه واقعی داشت، نه به این شکل و شمایل که در فیلم هست اما به هر حال از الگویی واقعی وام گرفتید.
مقدم‌دوست: وجه مشترک او با ایرج، "بی‌پولی" بود، او عنوان و منزلت اجتماعی، لباس‌های خوب ، زندگی آبرومند، همسر و خانواده داشت اما بی‌پول بود. کاری نداشت که پول دربیاورد و گرفتار معضل بی‌پولی شده بود. او هم طوری زندگی می‌کرد که کسی متوجه نشود بی‌پول است.

بازنویسی فیلمنامه برای رسیدن به نسخه نهایی خیلی طول کشید؟
مقدم‌دوست: نوشتن فیلمنامه زمان زیادی از ما گرفت. در این مدت ما روی فیلمنامه فکر و برای موقعیت‌های داستانی ایده جمع می‌کردیم و سعی می‌کردیم مایه داستانی را تقویت کنیم. معضل بی‌پولی در این طبقه و با این شکل و مدل را برای خودمان تعریف کردیم ، علت‌هایی که دارد و اثری که بر افراد می‌گذارد و فضاهای داستانی که ایجاد می‌کند بررسی کردیم. در مقطعی یک ساله شروع کردیم به نوشتن و هیچ‌وقت نسخه‌ای را آن طور تمام نکردیم که بگوئیم این هم نسخه بازنویسی دوم و در طول زمان فیلمنامه را کامل می‌کردیم.

زمان فیلمبرداری هم فیلمنامه را تغییر می‌دادید؟
مقدم‌دوست: پرونده فیلمنامه را پیش از شروع فیلمبرداری بسته بودیم، اما اگر چیزی به ذهن‌مان می‌رسید به آن اضافه می‌کردیم.

درباره شکل همکاری‌تان هم صحبت کنید. چه کسی ایده می‌داد، چه کسی ایده‌ها را می‌نوشت و ساختار فیلمنامه چطور شکل گرفت؟
نعمت‌الله: من و هادی سال‌ها است همدیگر را می‌شناسیم و تجربه‌های مشترک فراوان داریم. نوشتن فیلمنامه از زندگی و دوستی‌مان جدا نیست. درباره موضوع با هم حرف می‌زنیم و در این تعامل و انتقال حس و تجربه ایده کامل می‌شود. وقتی به عقب برمی‌گردیم دیگر نمی‌توانیم بگوئیم که کدام یک از ما چه بخشی را نوشته یا کدام شوخی متعلق به کدامیک از ما دو نفر است.

ساختار فیلمنامه چه طور شکل گرفت، از ابتدا به این نتیجه رسیده بودید که از کمدی موقعیت در روایت قصه استفاده کنید، ایده‌ها و موقعیت‌ها تازه و بکر باشد و کمتر به دام شوخی‌های کلامی و موقعیت‌های تکراری و آشنا برای بیننده بیفتید؟
نعمت‌الله: ما هم مثل شما در ناخودآگاهمان تقسیم‌بندی‌هایی درباره انواع کمدی و طنز داریم و زمان فکر کردن روی فیلمنامه و نوشتن از رفتن به سمت بعضی فضاها پرهیز می‌کردیم و نمی‌خواستیم بعضی تجربه‌ها را داشته باشیم. نمی‌خواستیم مسیرهای بی‌خاصیت را تکرار کنیم ترجیح می‌دادیم کاری تازه در "بی‌پولی" تجربه کنیم، ادعا نمی‌کنم که کاملا موفق بوده‌ایم اما تلاش کردیم از کارهای موفق دیگران کپی‌برداری نکنیم. چیزی که ما دوست داریم به مسیرهای آشنا و سنت‌های سینمای ایران وابسته نیست.

مقدم‌دوست: البته عناصری که دوست داریم از دل واقعیت برمی‌آید. منبع و مرجع ما واقعیت اطراف است. منبع ما فیلم‌های دیگر یا کتاب‌ها نبوده. منبع ما برای نوشتن واقعیت و تجربه‌های شخصی است. در یکی از سکانس‌ها ایرج در تاکسی است و به خاطر گرفتن بقیه پول مسیری را با راننده می‌رود این ماجرایی است که هر روز در تاکسی‌ها اتفاق می‌افتد.

البته تنها به واقعیت متکی نبوده‌اید، ایده‌ها و مشاهده‌های شما به خوبی داستانی شده. یکی از شوخی‌های تازه فیلم جایی است که شکوه و ایرج نذری می‌خورند. "بی‌پولی" پر از این شوخی‌های بکر است.
مقدم‌دوست: بله، ایده‌ها و شوخی‌ها را بر پایه تجربه شخصی و مشاهده‌هایمان جمع‌آوری کردیم زمانی که ساختمان فیلمنامه شکل گرفت برنامه‌ریزی کردیم که هر شوخی را چه زمان و چه طور خرج کنیم.

نعمت‌الله: حتی زمان نوشتن به این نتیجه رسیدیم که بعضی شوخی‌ها را حذف کنیم.

"بی‌پولی" فیلم یکدستی است، حتی این یکدستی را می‌شود در بازی‌ها هم دید. انتخاب و هدایت بازیگرانی مثل امیر جعفری و سیامک انصاری که تماشاگر از آن‌ها ذهنیتی دیگر دارد و محبوب هم هستند، ریسک بزرگی بوده.
نعمت‌الله: حضور امیر جعفری و سیامک انصاری به عنوان دو بازیگر بااستعداد طنز برای این فیلم لازم بود، اما حضور و بازی آنها درمحدوده فضای واقع‌گرای فیلم تعریف می‌شد. به همین دلیل دراین قالب جواد رضویان و جنس بازی او جای نمی‌گرفت. انصاری و جعفری می‌توانند در قالب جدی هم قابل باور باشند. تجربه‌های موفقی هم در این زمینه داشته‌اند.
"بی‌پولی" هم طنز است هم اندوهی در آن جریان دارد، حضور آنها و طنزی که در فیلم می‌بینیم بار تراژیک ماجرا را کمرنگ می‌کند.
*"بی‌پولی" متاثر از کمدی‌های سیاه ایتالیایی است، طنز فیلم تلخ است و در نهایت این نگاه به مسائل اجتماعی همانی است که در "بوتیک" دیده بودیم.

نعمت‌الله: برای نوشتن این فیلمنامه انواه فیلم‌ها را دیدیم، تعدادی از موفق‌ترین و محبوب‌ترین کمدی‌های رمانتیک‌ را دیدیم اما از هیچ کدام از این فیلم‌ها کپی و تقلید نکردیم. منبع الهام ماجرا در "بی‌پولی" زندگی است. شیوه روایت و دو لحن بودن یک فیلم هم در سینمای ایران و هم سینمای جهان سابقه دارد اما روشی که در "بی‌پولی" تجربه کردیم به کشف و شهودی استوار است.

زمان نوشتن فیلمنامه به بازیگری فکر می‌کردید؟
نعمت‌الله: زمان نوشتن به ندرت به بازیگر خاصی فکر می‌کنم. زمان نوشتن نقش را در ذهنم تجسم می‌کنم اما این تصویر لزوما تصویریک بازیگر نیست.

فروش فیلم و ارتباط مخاطب با آن باعث نمی‌شد به فکر استفاده از ستاره‌ها در فیلم باشید؟
نعمت‌الله: همه این عوامل مهم اما نسبی بود، اگر بازیگران ایده‌آلی پیدا می‌کردیم که کمتر از لیلا حاتمی و بهرام رادان مشهور بودند هم ااز آنها استفاده می‌کردم.

شناخت روابط انسانی و توجه به جزئیات در این روابط از ویژگی‌های "بی‌پولی" است که در "بوتیک" هم دیده بودیم، چه طور به این تصویر واقعی از روابط انسانی و ارتباط زن و شوهر رسیدید.
نعمت‌الله: زمانی که قصه‌ای می‌نویسم و فیلم می‌سازم برایم مهم است که آدم‌های فیلم را بشناسم و به سراغ آدم‌هایی نمی‌روم که آنها را نمی‌شناسم چون فضای فیلم باورپذیر نمی‌شود. در نوشتن از زندگی خودم و اطرافیان الهام می‌گیرم به همین دلیل روابط مردانه یا رابطه ایرج و شکوه واقعی و باور پذیر از کار درآمده چون ریشه در واقعیت دارد.
البته این واقعیت رنگ و بوی داستان گرفته، اگر نمونه‌های واقعی این ماجراها، فیلم را ببینند متوجه نمی‌شوند که از آنها ایده گرفته‌ام.

مقدم‌دوست: تحلیل رفتار دیگران و روابط آنها یکی از دغدغه‌های انسان‌ها است. من و آقای نعمت‌الله به بررسی علت رفتارهای افراد در موقعیت‌های مختلف توجه می‌کنیم و همین باعث می‌شود زمان نوشتن به تجربه‌هایی که داشته‌ایم و روی آنها فکر کرده‌ایم به طور ناخودآگاه توجه و از آنها استفاده کنیم.

توجه به شخصیت‌های اصلی و فرعی به یک اندازه از امتیازهای فیلمنامه است. توجه به شخصیت‌‌های اصلی مانع شخصیت‌پردازی شخصیت‌های فرعی نشده و هر شخصیت شناسنامه مستقل دارد.
نعمت‌الله: زمان نوشتن فیلمنامه برای هر شخصیت خط سیری را تعیین کردیم. مسیری مشخص که هر شخصیت در فیلم باید آن را طی می‌کرد مشخص بود، ایرج و شکوه به عنوان شخصیت‌های اصلی حضوری پررنگ دارند و در بخشی از قصه مسیرهایشان با هم تلاقی می‌کند. به شخصیت‌های فرعی به اندازه‌ای که لازم است و دیگر شخصیت‌ها را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد پرداختیم .

بیشتر شخصیت‌ها تغییر می‌کنند، ایرج در پایان فیلم همان آدم اول نیست، شکوه همین‌طور. حتی شخصیتی که امیر جعفری بازی می‌کند عوض می‌شود
نعمت‌الله: این تغییرها در راستای همان مسیری است که برای شخصیت‌ها تعریف کردیم. ‌هر کس به سهم خود در این سیر و سلوک حرکت می‌کند و به جلو می‌رود. نمی‌شود گفت ایرج بعد از این ماجراها همان آدم اول قصه است، تغییر کرده بقیه هم از این قاعده مستثنی نیستند.

:: پایان بخش اول ::

like no other آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 09-27-2009   #123 (permalink)
Addict
 
like no other's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2007
محل سكونت: شیراز
ارسالها: 5,463
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,404
از ایشان 2,154 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : بهرام رادان بازیگر جوان و توانای سینمای ایران

گفتگو با نعمت‌الله و مقدم‌دوست - قسمت دوم و پایانی
حمید نعمت الله: درباره انتخاب بازیگر نقش شکوه به نیکی کریمی و مهناز افشار فکر کرده بودم


حمید نعمت‌الله و هادی مقدم‌دوست در بخش دوم گفتگو درباره انتخاب بازیگران و اکران جهانی فیلم سینمایی "بی‌پولی" گفته‌اند. این دو هنرمند معتقدند این فیلم کاملا اصیل و ایرانی است و اگر با اعتماد به نفس در جهان ارائه شود، می‌تواند موفقیت‌های هنری و تجاری داشته باشد.
* خبرگزاری مهر ـ گروه فرهنگ و هنر: یک فیلم می‌تواند سندی از یک دوره تاریخی باشد. مثلا "بوتیک" تصویری است از تهران در یک مقطع خاص و روابط و مناسبات این آدم‌ها با هم. "بی‌پولی" هم این تصویر را دارد، اما در قالبی مفرح و در لایه‌های زیرین اثر می‌توان این جنبه اجتماعی را دید. این بعد اجتماعی آگاهانه به کار رسوخ کرده است؟
ـ هادی مقدم‌دوست: وقتی فیلمساز به واقعیت وفادار است، این لایه‌ها نیز خود به خود به وجود می‌آید. مثلا وقتی در فیلم به ساختمان متعلق به دهه 50 نیاز داریم سعی می‌کنیم نمایی برای آن در نظر بگیریم که با همان مقطع هماهنگ باشد. در این شرایط خود به خود لایه‌های دیگری نیز همراه آن می‌آید. شاید این موضوع خیلی آگاهانه نباشد.
* در فیلمنامه رابطه علت و معلولی به خوبی لحاظ شده است. هر اتفاقی یک بستر داستانی در پسزمینه دارد. مثلا بیماری نوزاد ایرج و شکوه که ما در صحنه‌های قبل دلیل آن را می‌بینیم و بعد فیلمنامه‌نویس از آن چند بار استفاده می‌کند.
ـ حمید نعمت‌الله: بله، این موضوع در بخش‌های مختلف فیلمنامه به صورت مینی‌مال لحاظ شده است. مثلا مراسم تولدی که شاهرخ (بابک حمیدیان) می‌گیرد از قبل درباره آن در دفتر صحبت می‌شود، به بیماری ریوی کودک نیز در بخش‌هایی اشاره می‌شود و...
* به نظر می‌رسد در انتخاب بازیگران خطر کردید. هر کدام از بازیگران شما در ذهن مخاطب پسزمینه‌ای دارند،اما از آنها در نقش‌های متفاوت استفاده کرده‌اید. چطور به انتخاب بهرام رادان با وجود تیپ و چهره‌ای که دارد، رسیدید؟
ـ نعمت‌الله: تجربه‌های تکراری سینمای ایران را در انتخاب بازیگران معیار قرار ندادیم. ریسک هم کردیم و می‌دانستیم این امکان وجود دارد که مخاطب در سابقه ذهنی خود بازیگران را با چنین شخصیت‌هایی نپذیرد. اما به عقیده من می‌توان خیلی مواقع از بعضی قواعد تخطی کرد و با مخاطب قراری تازه گذاشت. به هر حال ما برای نقش ایرج به شیک بودن رادان نیاز داشتیم. آن تکبر و از خود راضی بودن که ایرج اول فیلم دارد را می‌توان در نوع رفتارش دید. از خود راضی بودن یکی از جلوه‌های معروف آدم‌هایی است که رنگ چشم یا پوست متفاوت دارند و فکر می‌کنند نسبت به دیگران برترند.
* شما در ابتدای فیلم هنگام رو به رو شدن پرویز (حبیب رضایی) و ایرج (بهرام رادان) آلبومی را به مخاطب نشان می‌دهید که نشانگر طبقه اجتماعی این افراد است. به بعضی نکته‌ها درباره شخصیت‌ها در همین سکانس فشرده اشاره می‌شود.
ـ نعمت‌الله: آلبومی که شما اشاره کردید آنونسی است از حال و هوای این فیلم و درباره سرگذشت آدم‌ها و آنچه گذشته است. آنها در این صحنه به مخاطب سرنوشت دوستانشان را که در مقطعی با هم بودند می‌گویند و به نوعی آنها را معرفی می‌کنند.
* ریسک شما در انتخاب بازیگران کاملا جواب داده است. قبل از فیلمبرداری با بازیگرها تمرین می‌کنید؟
ـ نعمت‌الله: ریسک کردن امتیازهایی دارد و امکان بردهایی را برای شما به وجود می‌آورد. هر کدام از این بازیگران شرایط خاص خود را دارند. اما در قالب‌های تازه جواب دادند، بچه‌ها واقعا همه درجه یک بودند و به خوبی همکاری کردند. قبل از فیلمبرداری در چند جلسه دورخوانی‌هایی داشتیم. بقیه تمرین‌ها سر صحنه انجام می‌شد.
* ترکیب بازیگران از ابتدا همین بود یا تغییر هم کرد؟
ـ نعمت‌الله: قطعا تغییر کرد. من برای از دست دادن هر کدام از بازیگرانی که به هر دلیل نتوانستند با ما کار کنند حسرت نخوردم. از بازیگرانی که در نهایت در ترکیب کار هستند کاملا راضی‌ام. به طور نمونه درباره انتخاب بازیگر نقش شکوه من به نیکی کریمی و مهناز افشار فکر کرده بودم. اما وقتی به لیلا حاتمی رسیدم، احساس کردم برای این نقش مناسب است. درباره نقش ایرج هم به امین حیایی فکر کرده بودم. ترکیب فعلی بازیگران 100 درصد مورد تایید من و تهیه‌کننده است.
* در فیلم دیالوگی‌هایی ایرانی و بومی داریم و فیلم به جامعه امروز نزدیک است. با توجه به این موضوع چقدر به موفقیت اکران جهانی فیلم فکر کردید؟
ـ نعمت‌الله: موضوعی که در فیلم مطرح می‌شود کاملا قابل درک است. همه این را می‌فهمند وقتی شخصی از محل کار خود بیرون بیاید ممکن است اول با ادعا این کار را بکند. اما بعد از مدتی بی‌پول می‌شود و می‌خواهد به جای قبلی برگردد. این حال و وضعیت را همه درک می‌کنند. برای هر شخصی در هر جای دنیا ممکن است یک بار در زندگی این اتفاق افتاده باشد. خیلی‌ها فکر می‌کنند وقتی از جایی بیرون می‌آیند حتما دفتر یا شرکت زمین می‌خورد. این مسائل برای مخاطب خارجی هم آشنا است.
باید موضوع‌های بومی را با اعتماد به نفس برای خارجی‌ها مطرح کنیم. اغلب فیلم‌هایی که در جشنواره‌ها به نمایش درمی‌آیند برای آن فرهنگ حالت دلبری دارند. به جای اینکه از سینمای ایران چیزی برداشت کنند به فیلم‌های اروپایی رو می‌آورند. حالا یا از فیلم‌های کلاسیک، آمریکای لاتین، ژاپنی و... کپی‌برداری می‌کنند. به عقیده من در اصالت آنها کمی تردید وجود دارد. واقعیت این است که ما هر وقت کالای اصیل خود را با اعتماد به نفس ترویج کردیم جواب گرفتیم.
مثلا ازو وابسته به فرهنگ ژاپن است، اما همه دنیا با آن ارتباط گرفته‌اند. اگر "بی‌پولی" درست مطرح شود نتیجه‌ای خوب خواهد داشت و نتیجه دلچسب‌تر خواهد بود. اگر فیلمی از علی حاتمی مانند "سوته‌دلان" یا "دلشدگان" موقعیتی جهانی کسب می‌کرد و با اعتماد به نفس مطرح می‌شد، این برای من هیجان‌انگیزتر است. چون یک محصول کاملا ایرانی است. درباره "بی‌پولی" نیز این ادعا وجود دارد که این فیلم هر چه هست در اجزا و کلیات کاملا اصیل است و از جایی دیگر برداشت نشده است
like no other آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 09-28-2009   #124 (permalink)
Addict
 
like no other's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2007
محل سكونت: شیراز
ارسالها: 5,463
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,404
از ایشان 2,154 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : بهرام رادان بازیگر جوان و توانای سینمای ایران

نگاهي انتقادي به فيلم "بي‌پولي" ساخته حميد نعمت‌الله
آس‌و‌پاس‌هاي مدرن

سينماي ما- مهدي تهراني: در فيلم‌هايي كه ملودرام اجتماعي حرف اصلي است، گاهي داستان‌ها حداقل به لحاظ مضمون به هم بسيار نزديك مي‌شوند. يكي از پراستفاده‌ترين اين مضامين همانا رشك و حسد طبقه فرودست به طبقه بالادستي است. به ديگر سخن، حسرت رسيدن به زندگي پر از امكانات وسرشار از ثروت و مكنت از سوي يك شهروند متعلق به قشر فرودست به وجهي بسيار كلان در سينماي ايران بازتاب داشته است.
اين البته به نوبه خود هرگز يك نقيضه نيست. همچنان كه بشر به اميد زندگي مي‌كند و پيشرفت براي هر كسي متصور است. از آن سو متمكن بودن هم اگرچه در جا يك امتياز است، اما در ظاهر امتيازي خاص را براي يك شهروند ايجاد نمي‌كند. فيلم‌هاي «بوتيك» و «بي‌پولي» ساخته حميد نعمت‌الله به گونه اي شرح اين آرزوي بظاهر زيبا از سوي قشر فرودست جامعه است. اگر فيلم اول او را بوتيك به ياد بياوريد تقريبا مضمونش با دومين ساخته او يعني بي‌پولي برابري مي‌كند؛ البته بايد بوتيك را فيلمي دانست كه به لحاظ نوع روايت تصويري و كلامي اثري كمي سياه بود يا تلخ كه جلوه‌گري‌هاي اين‌گونه‌اش مدام به تماشاگر سيگنال‌هاي واكنش‌زا تزريق مي‌كرد به گونه‌اي كه اگرچه بوتيك در اصل به يك آرزو و سپس به شرح يك حسرت واقعي مي‌پرداخت؛ اما بيانش از همان ابتدا به گونه‌اي بود كه مي‌گفت اين حسرت وفاصله‌ها پر نمي‌شود و اگر هم بشود دمار از روزگار صاحب حسرت درخواهد آورد. در بي‌پولي اوضاع بكلي برعكس است؛ چرا كه بي‌پولي سرشار از طنز اگر نيست، اما زيرساختش به گونه‌اي است كه مي‌توان ردپاي طنز و فانتري را در آن سراغ گرفت و اين‌گونه است كه فيلم لحني شاد به طور نسبي به خود گرفته است.

اگر به كلمه نسبي توجه كنيم و آن را به داستان پيوند بزنيم پربيراه نيست؛ چرا كه اگرچه اوضاع اقتصادي خراب يك زوج را در فيلم مي‌بينيم كه در فضاي شاد روايت مي‌شود؛ اما بعضي نكات به تلخي هم مي‌زنند. جداي از اين موارد تناقضات را نيز حداقل 2 مورد به داستان اصلي و چارچوب عناصر آن بيفزاييد. زوج فيلم بهرام رادان و ليلا حاتمي بظاهر بدجوري آس و پاس هستند. يك پول سياه براي آينده در جيبشان نيست و از خريد و تهيه مايحتاج زندگي خود عاجزند، اما منزلي دارند بسيار بزرگ و بسيار تازه‌ساز و مدرن و شيك كه با فروش يك اتاقش مي‌شود 5 سال راحت زندگي كرد.

معلوم نيست اين خانه گرانقيمت با بي‌پولي اين 2 نفر چه ربطي مي‌تواند داشته باشد. شايد اين هم به همان طنز ماجرا ربط داشته باشد كه هرگز ندارد يا نعمت‌الله خواسته با نمايش يك تناقض عجيب و غيرمعمول بساط شادي به راه بيندازد و در بستر اصلي نمايش و در روند شكل‌گيري قصه‌اش كه اين هم كه به نظر نمي‌آيد نتيجه‌اي جز تعجب تماشاگر را به همراه داشته باشد.

داستان بي‌پولي اما مانند ديگر آثار اخير طنز در يك محيط دنبال نمي‌شود. ما ردپاي اين زوج و مشكل‌شان يعني همان بي‌پولي را هم در محيط منزل، هم در محيط حرفه‌اي و كاري‌شان و هم در مكان‌هاي اجتماعي مرتبط با ديگران شاهد هستيم و همان لحن شاد را نيز در اين مكان‌ها حس مي‌كنيم. جالب اينجاست كه بي‌پولي در محيط كاري هم به موازات پرداخت به مقوله شخصي كاراكتر،زمينه هاي اجتماعي را نيز در اين زمينه ارائه مي‌كند. اولين صحنه‌اي كه بهرام رادان را در محل كارش مي‌بينيم به خاطر بياوريد. ابتدا منتظريم ببينيم او و ديگران قرار است در اين محيط حرفه‌اي اقتصادي چه كاري انجام ‌دهند، اما انتظار بزودي به پايان مي‌رسد و تماشاگر با يك طنز ديگر به اين جواب مي‌رسد كه اين شركت ورشكسته است و كاري در آنجا براي پول‌سازي انجام نمي‌شود چرا كه اصلا كاري براي انجام دادن وجود ندارد و حضور فيزيكي كارمندان در آنجا هيچ حاصلي در بر ندارد جز يك علافي و سرگرمي بيخودي و صبح را به شب رساندن؛ البته همين شركت ورشكسته به همان زمينه هاي اجتماعي و اقتصادي هم تنه مي‌زند كه نعمت‌الله خواسته در فيلمش معضلات اجتماعي را كامل‌تر بيان كند و البته شيوه طنزگونه هم كمك مي‌كند تماشاگر، كاراكترها و قصه را بيشتر دنبال كند، چرا كه زوج فيلم اگر چه آس و پاس هستند با اين كار الكي‌شان و همان منزلي كه در بالا ذكر شد بالاخره با خلق‌الله در ارتباطند. يا بايد به آنها بگويند داستان از چه قرار است به گونه‌اي كه حتي نان هم ندارند بخورند و شركتشان هم رفته روي هوا، يا اين‌كه گردن‌شان را بالا بگيرند و حرف مفت بزنند و اوضاع اقتصادي اسفناك‌شان را وارونه نشان دهند. يعني علي‌رغم بي‌پولي خود را كله‌گنده جا بزنند. به روايتي قبول نكردن اين واقعيت كه مشكل اقتصادي براي همه هست و بايد صادق بود، در بستر اصلي فيلم بي‌پولي نگاه و نظري به يك آسيب اجتماعي دارد و متاسفانه اين روندي است كه بسياري از زوج‌هاي جوان طي مي‌كنند، بدون اين‌كه به عاقبت كار فكر كنند و اين‌كه بيخود مشكلات خود را افزايش مي‌دهند. اين ادعاي تمول و پولداري خوب از كار درآمده و رادان و حاتمي اداي يك زوج پولدار كه در اصل بدجوري بي‌پولند را مناسب قصه ارائه مي‌كنند.

قبول نكردن اين واقعيت كه مشكل اقتصادي براي همه هست، در بستر اصلي فيلم بي‌پولي نگاه و نظري به يك آسيب اجتماعي دارداين ادعا را حالا پيوند بدهيد به يك معضل اجتماعي ديگر كه در بي‌پولي نيز بوضوح قابل دريافت است و اين كه پز دادن‌ها سرانجام يقه اولين كسي را كه خواهد گرفت خود صاحب پز است ولاغير. سكانس قمپز در كردن‌هاي رادان در محل شركت و همچنين سور دادن و به روايتي مهماني دادن او را به ياد بياوريد، در جايي و در حالي كه اصلا نه ضرورتي دارد و نه كلاسي به حساب مي‌آيد كه ميزبان بيشتر از آدم‌هايي كه دعوتند سفارش بدهد. رادان دست به اين كار مي‌زند و چيزي نمانده كه حتي مفتضح شود كه در همان فضاي طنز قضيه سمبل مي‌شود و بخير مي‌گذرد. اين مقوله پز بي‌حساب دادن و برگشت آن به سمت صاحب‌ پز در مواقعي يقه هر 2 نفر را مي‌گيرد. هم زن و هم شوهر به معناي يك زوج جوان بدين لحاظ آسيب‌هاي شديد مي‌بينند كه كار را مي‌تواند حتي در اين ابتداي زندگي مشترك به متاركه بكشاند. روندي كه نه به اين شدت، اما در بي‌پولي هم به عينه شاهد هستيم.

به هر روي اگر چه بي‌پولي را يك فيلم طنز يا شايد يك اثر فانتزي تلقي كنيم، اما داراي چنين انگاره‌هاي مثبتي هم بود كه به آنها اشاره شد. از سويي اگر بخواهيم منصفانه قضاوت كنيم بايد نه‌تنها پايان فيلم، بلكه چارچوب‌هايي كه پايان فيلم را رقم زدند نيز ارزيابي كنيم. اين كه ناگهان كسي از صفر به هزار برسد، آن هم بي‌هيچ منطق و دليلي حتي در يك كار طنز آنچنان جالب به نظر نمي‌رسد. در بي‌پولي وضع زوج فيلم يكباره خوب مي‌شود و گويي اصلا از آن همه بدبختي و بيچارگي‌ خبري نبوده است. در واقع 20 دقيقه پاياني بي‌پولي بسيار بي‌حساب و كتاب كار شده است و تماشاگر مي‌ماند كه اين همه جذابيت و كشش به كجا رفت و چرا اينقدر دم دستي اين دقايق پاياني كه به تعبيري بايد اصلي‌ترين باشند كار شده‌اند.


منبع : جام جم

like no other آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 09-28-2009   #125 (permalink)
Addict
 
like no other's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2007
محل سكونت: شیراز
ارسالها: 5,463
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,404
از ایشان 2,154 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : بهرام رادان بازیگر جوان و توانای سینمای ایران

تهيه كننده "تردید" مي گويد كه فيلم در اينده نزديك به فروشی معقول دست می‌یابد
مهدی همایونفر: "تردید" به زودی جایگاه خود را در میان مخاطبان پیدا می‌کند

سينماي ما- یک تهیه‌کننده سینما معتقد است فیلم سینمایی "تردید" ساخته واروژ کریم‌مسیحی به زودی مخاطبان خود را پیدا می‌کند و به فروشی معقول دست می‌یابد. مهدی همایونفر درباره اکران عید فطر گفت: فروش فیلم‌ها در اکران عید فطر با توجه به پایان تعطیلات تابستان، بازگشایی مدارس و درگیری خانواده‌ها با امور مرتبط به مسائل آموزشی فرزندان بسیار قابل قبول و فراتر از حد انتظار بوده است. همچنین فیلم‌هایی که برای اکران در این مقطع انتخاب شده‌اند به فروش بالای سینماها کمک فراوان کرده است.
وی در ادامه افزود: شریط حاکم بر جامعه ایران منجر به استقبال مردم از فیلم‌هایی با موضوع کمدی اجتماعی شده است و به همین دلیل فیلم‌های سینمایی "بی‌پولی"، "دو خواهر" و "زندگی شیرین" از ابتدای اکران با استقبال مخاطبان رو به رو شدند و به فروشی قابل قبول دست یافتند.
تهیه‌کننده "صنوبر" درباره اکران همزمان چند فیلم پرفروش گفت: درباره اکران چند فیلم پرمخاطب در یک مقطع زمانی حکم کلی وجود ندارد و شرایط حاکم بر جامعه تعیین‌کننده نتیجه این تصمیم است. در صورت وجود شرایط ایده‌آل در جامعه اکران چند فیلم پرفروش نه تنها لطمه‌ای به فروش فیلم‌ها نمی‌زند بلکه موجب ترغیب مخاطبان برای تماشای دیگر فیلم‌ها می شود.
همایونفر ادامه داد: اما چنانچه شرایط ایده‌آلی بر جامعه حاکم نباشد و انگیزه زیادی برای رفتن به سینما وجود نداشته باشد اکران همزمان چند فیلم موفق بر میزان فروش آنها تاثیر منفی می‌گذارد. در چنین فضایی تقسیم‌بندی اکران فیلم‌های پرفروش در طول سال به جذب مخاطب و فروش بیشتنر سینماها کمک می‌کند.
وی در ارزیابی میزان فروش فیلم‌های در حال اکران گفت: فیلم‌های "بی‌پولی"، "دو خواهر" و "زندگی شیرین" تا به حال اکرانی موفق را تجربه کرده‌اند و امیدواریم این روند همچنان ادامه یابد. اما در این میان فیلم سینمایی "تردید" که شاهکاری جدید از واروژ کریم‌مسیحی است به زودی جایگاه خود را در میان مخاطبان پیدا می‌کند و به فروشی معقول دست می‌یابد.
این تهیه‌کننده تحلیل خود را از وضعیت سینما در نیمه دوم سال چنین بیان کرد: با توجه به اینکه فیلم‌هایی که در نوبت اکران قرار دارند پتانسیل جذب مخاطب را دارند، امیدواریم نیمه دوم سال پررونق باشد و شاهد حضور مخاطبان در سالن‌های سینما باشیم.


منبع : مهر
mehr news agency

like no other آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-02-2009   #126 (permalink)
Addict
 
like no other's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2007
محل سكونت: شیراز
ارسالها: 5,463
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,404
از ایشان 2,154 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : بهرام رادان بازیگر جوان و توانای سینمای ایران

صلح‌جو :«بي‌پولي» فيلمي شريف و قابل دفاع است
«طهماسب صلح‌جو» در مورد فيلم «بي‌پولي» ساخته حميد نعمت‌الله، گفت: «حميد نعمت‌الله»، پس از تجربه فوق‌العاده «بوتيك» اين بار با «بي‌پولي»؛ به سراغ يك كمدي درام اجتماعي رفته و با وجود اين كه فيلمش در بسياري از فصل‌ها و سكانس‌هايش موفق است، اما در مجموع به دل نمي‌نشيند.


اين منتقد در ادامه افزود: در حالي‌كه در خانه‌اي شيك نشسته‌اند و به‌آساني مي‌توانند با فروش برخي وسايل‌شان همانند تلويزيون از زير بار فشار اقتصادي خارج شوند (آن هم در مرحله‌اي كه شكوه از موضوع بي‌پولي و بي‌كاري همسرش آگاه شده است) ديگر نبايد از بيننده توقع داشت كه براي نياز «ايرج» به صد تومان ناقابل دل بسوزاند و يا با شادي او از پيدا كردن يك پنج هزار توماني از زمين جلوي سوپرماركت شاد شود (هرچند كه در ادامه يكي از بهترين سكانس‌هاي فيلم در كشمكش ميان «ايرج» و «شكوه» براي نگاه داشتن همان اسكناس رقم مي‌خورد).
وي گفت: محفل دوستانه و مردانه‌اي كه «حميد نعمت‌الله» در «بي‌پولي» به تصوير مي‌كشد، دوست داشتني از كار در آمده است؛ اما هيچ نقشي در روند داستان ندارد و از نيمه‌هاي فيلم تمام آدم‌هاي آن جمع دوست داشتني فراموش مي‌شوند؛ در حالي كه در «بوتيك»، آدم‌هايي كه در پيرامون «جهانگير» (محمدرضا گلزار) مي‌ديديم، با اين‌كه نقش چنداني در روند قصه نداشتند، اما حضورشان در تمام فيلم با بافت اثر همخواني جالبي داشت.
وي تصريح كرد: «حميد نعمت‌الله» در «بي‌پولي» سعي كرده لحن سرخوشانه‌اي كه براي فيلمش انتخاب كرده، آن را به مرز يك اثر مبتذل و سطحي‌نگر نزديك نكند و خوشبختانه اين اتفاق هم افتاده است، «بي‌پولي» فيلم خوبي است؛ بازي‌هايش قابل قبول است، در زمانه‌اي كه فيلم‌هاي‌مان از ضعف در عنصر فيلمنامه به شدت مي‌رنجند، فيلمنامه «بي‌پولي»؛ كار مشترك «حميد نعمت‌الله» و «هادي مقدم‌دوست»، قصه‌اش را نرم و روان تعريف مي‌كند و كم‌تر در دست‌انداز مي‌افتد و كارگرداني‌اش در خدمت اين داستان سر راست است؛ اما فيلم در مجموع نمي‌تواند آن حسي را كه «بوتيك» براي ما به ارمغان داشت، به تماشاگرش منتقل كند.
وي در پايان گفت: پايان‌بندي ضعيف «بي‌پولي» بار ديگر اين نكته را گوشزد مي‌كند كه هنوز هم در جمع و جور كردن داستان‌هاي‌مان كم‌تر حوصله و دقت از خود نشان مي‌دهيم. با اين وجود دومين تجربه سينمايي «حميد نعمت‌الله» فيلم شريفي و قابل دفاعي است كه مي‌تواند در گيشه هم موفق باشد.
like no other آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-02-2009   #127 (permalink)
Addict
 
like no other's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2007
محل سكونت: شیراز
ارسالها: 5,463
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,404
از ایشان 2,154 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : بهرام رادان بازیگر جوان و توانای سینمای ایران

بهرام رادان براي «بي پولي» فرش قرمز انداخت



اكران خصوصي و مراسم فرش قرمز فيلم «بي‌پولي» به همت بهرام رادان برگزار شد. اين فيلم با حضور جمع زيادي از اهالي و دست‌اندركاران سينما و مطبوعات در سالن شماره 3 مجموعه پرديس ملت اكران شد
در اين برنامه كه ساعت 21:30 آغاز شد، چهره‌هاي زيادي حضور داشتند كه از آن جمله مي‌توان به بهمن فرمان‌آرا، نيكي كريمي، حامد بهداد، بيتا فرهي، ليلا اوتادي، هانيه توسلي، عليرضا عصار، رضا يزداني، پيمان معادي، سيامك انصاري، بابك حميديان و ... اشاره كرد.
در ايران اين اولين بار است كه اكران خصوصي يك فيلم همزمان با اكران عمومي آن در سينماهاي تهران و شهرستان‌ها، به همت يكي از بازيگران آن و دقيقا مشابه مراسم‌هاي فرش قرمز برگزار شده است.
اين برنامه با همكاري مجله زندگي ايده‌آل، ماهنامه رويش، كافه‌هاي زنجيره‌اي ويونا، سايت شخصي بهرام رادان ،شركت رادرفتار و.... برپا شده بود و نزديك به 300 مهمان ويژه داشت.
بهرام رادان در «بي‌پولي» نقش طراح لباسي را بازي مي‌كند كه به يك باره بيكار مي‌شود و دراين فيلم با ليلا حاتمي همبازي است.
«بي‌پولي» دومين ساخته حميد نعمت‌الله بعد از فيلم تحسين‌شده «بوتيك» است كه در بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر به عنوان فيلم منتخب تماشاگران انتخاب شد
like no other آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي like no other به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 10-02-2009   #128 (permalink)
Addict
 
like no other's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2007
محل سكونت: شیراز
ارسالها: 5,463
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,404
از ایشان 2,154 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : بهرام رادان بازیگر جوان و توانای سینمای ایران

زرين دست:بخشی ازداستان"بی‌پولی"شبیه سال‌ها دور زندگي

مدیر فیلمبرداری فیلم سینمایی "بی‌پولی" یکی از دلایل حضور پشت دوربین دومین تجربه کارگردانی حمید نعمت‌الله را علاقه خاص به فیلمنامه و تجربه کردن برخی بخش‌های داستان در زندگی گذشته خود ذکر کرد.
علیرضا زرین‌دست گفت: من به فیلمنامه "بی‌پولی" علاقه خاصی داشتم زیرا صحنه‌هایی از آن مانند بخش‌هایی از زندگی گذشته خودم بود. از طرفی من همیشه با هدایت فیلم همکاری می‌کنم و ارادات خاصی به مصطفی شایسته تهیه‌کننده "بی‌پولی" دارم که این موضوع در انتخاب من نقش داشت.
وی ادامه داد: من نعمت‌الله را از وقتی در فیلم سینمایی "ضیافت" دستیار مسعود کیمیایی بود، می‌شناختم و از همان زمان می‌دانستم ذهنیت و توان فکری بالایی دارد. زمانی که "بی‌پولی" به من پیشنهاد شد و فیلمنامه را خواندم احساس کردم متن کامل است و خوشبختانه زمان تولید روابط خوبی بین گروه حاکم بود
فیلمبردار "رئیس" گفت: فضای پشت صحنه "بی‌پولی" خیلی خوب بود. من فیلم را اولین بار در جشنواره با مخاطبان دیدم و برایم جالب بود که با آن ارتباط برقرار کردند. من فیلمبردار اولین تماشاگر صحنه‌های فیلم هستم. در بخش‌هایی فکر می‌کردم مخاطب ارتباط خوبی با فیلم برقرار نکند، اما زمان تماشای فیلم در سالن متوجه شدم مخاطب از تمام صحنه‌ها استقبال می‌کند.
وی درباره استفاده از ابزار خاص برای فیلمبرداری این فیلم گفت: من مانند کارهای قبلی که در سینما انجام دادم، برای این فیلم نیز از ابزار خاص دست‌ساز در حرکات دوربین استفاده کردم. ما در لوکیشن خانه ایرج و شکوه شخصیت‌های اصلی فیلم که حرکات دوربین در آن زیاد بود، بیشتر از این ابزار بهره بردیم.
زرین‌دست درباره نورپردازی و فیلمبرداری در سکانس‌های مربوط به شرکت گفت: من در زندگی شخصی در سال‌های دور این روزها را گذرانده‌ام. خوب به خاطر دارم برای وانمود کردن اینکه سر کار می‌رویم روزها را از صبح تا شب در شرکت دوستم می‌گذراندم، به همین دلیل با این نوع زندگی آشنایی داشتم. اگر این صحنه‌ها خوب دیده می‌شود به خاطر شناخت از این فضا است.
فیلمبردار تحسین‌شده سینمای ایران درباره کار در فیلم‌های پربازیگر گفت: قصه "بی‌پولی" به استفاده از تعداد زیاد بازیگران نیاز داشت. سعی کردم به لحاظ میزانسن و استفاده از شخصیت‌ها در فیلمنامه به همه نقش‌ها بپردازیم و هیچ شخصیتی را از دست ندهیم تا همه چیز از طریق دوربین به مخاطب منتقل شود. فکر می‌کنم در حق هیچ بازیگری کوتاهی نشده است.
زرین‌دست که مشغول فیلمبرداری فیلم سینمایی "زم‌هریر" به کارگردانی علی روئین‌تن است، درباره این فیلم گفت: فضای این فیلم جنگی، خاص و منحصر بفرد است و فکر می‌کنم مورد توجه مخاطب قرار بگیرد. این روزها در شهرک دفاع مقدس مشغول کار هستیم و سخت‌ترین صحنه‌های فیلم را می‌گیریم که در هر سکانس آن 10 بازیگر مقابل دوربین هستند

like no other آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-02-2009   #129 (permalink)
Addict
 
like no other's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2007
محل سكونت: شیراز
ارسالها: 5,463
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,404
از ایشان 2,154 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : بهرام رادان بازیگر جوان و توانای سینمای ایران

كريم‌مسيحي: نمي‌خواستم با سليقه ديگران كار كنم
نشست فيلم سينمايي «ترديد» عصر روز گذشته با حضور واروژ كريم مسيحي و جمشيد ارجمند در فرهنگسراي رسانه برگزار شد واروژ كريم‌مسيحي با اشاره به اين كه اولين كسي كه بايد از فيلمم خوشش بيايد خودم هستم، گفت: من نمي‌خواهم مخاطب برايم تعيين كند كه چه چيزي را بسازم و به محض اين كه به اين قضيه فكر كنم، ديگر خودم نيستم و اين شروع يك سقوط خواهد بود. كارگردان فيلم «ترديد» در شروع صحبت‌هاي خود اظهار داشت: همه وجوه اين فيلم به يك اندازه است و من نمي‌توانم بگويم كه يك نفر در اين فيلم بهتر از بقيه ظاهر شده است و همه كار خود را انجام داده‌اند و اگر شرايط به گونه‌اي ديگر بود شايد بهتر از اين نيز مي‌شد كار كرد.
وي با اشاره به بازي متفاوت بهرام رادان در اين فيلم تصريح كرد: رادان خيلي سعي كرد كه نقش خود را كشف كند و اينكه چه چيزي را دارد بازي مي‌كند چرا كه او نقش هملت را بازي مي‌كرد و هم براي من و هم براي خودش كشف اين موضوع بسيار مهم بود و فكر مي‌كنم در نهايت بايد تماشاچي تشخيص دهد كه چقدر در اين نقش موفق بوده است.
كريم مسيحي با تأكيد بر متفاوت بودن قصه در «پرده آخر» و «ترديد» گفت: در «پرده آخر» به دليل اينكه قصه فيلم كاملا اورژينال است من متوجه مي‌شدم كه چه كاري را بايد انجام دهم و بر اساس آنچه كه خودم مي‌خواستم قصه را پيش مي‌بردم اما در «ترديد» ما با قصه‌اي رو به رو بوديم كه در آن سوي آن شكسپير قرار داشت و به همين دليل من متمركز شدم بر روي چيزي كه ما به ازاي بيروني داشت و به همين دليل بايد بسيار دقت مي‌كرد.
وي ادامه داد: يك هملت و يك شكسپير وجود دارد كه من نمي‌توانم آنها را ناديده بگيرم و بدون توجه به آنها فيلم را بسازم بنابراين ظرفيت چنين نمايشنامه‌اي حداقل چهار ساعت است اما ما بايد بهترين لحظات را انتخاب مي‌كرديم و با دقت فراوان آنها را طوري كنار هم مي‌چيديم كه اصل و اساس قصه محفوظ بماند.
«كريم‌مسيحي» همچنين با اشاره به دوري بلندمدت خود از سينما اظهار داشت: من به هيچ عنوان نمي‌خواهم بين كارهايم فاصله بيندازم اما ناخودآگاه اين فاصله ايجاد مي‌شود. قصه «ترديد» متعلق به اوايل دهه 70 است كه در آن زمان آماده كار بود اما بنا به دلايلي نتوانستم آن را كار كنم اما در اين مدت بيكار نبودم و براي سازمان‌هاي مختلف فيلمسازي كردم و در بسياري از فيلم‌ها نيز به عنوان تدوين‌گر حضور داشتم.
اين كارگردان سينماي ايران تأكيد كرد: گاهي به من اتهام ايده‌آليسم بودن مي‌زنند در حالي كه من ايده‌آليسم نيستم اما به يك حداقل‌هايي معتقد هستم و اگر در آينده نيز بخواهد چنين چيزي برايم اتفاق بيفتد، ترجيح مي‌دهم فيلم نسازم.
كريم‌مسيحي همچنين با تشريح شرايط امروز سينماي ايران گفت: در كل در شرايطي هستيم كه خيلي به روز نيست واين روز با يك سال پيش فرقي ندارد و يك سال بعد نيز با امروز تفاوتي نخواهد داشت. يك سياست كلي وجود دارد كه يكسري مديران بالاي سر ما قرار مي‌گيرند و من در هر دو دوره نتوانستم فيلم بسازم كه شايد اين اشكال از سوي من باشد.
كارگردان «ترديد» خاطرنشان كرد: سناريوي اين فيلم در دوره‌هاي مختلفي رد شد اما در اين دوره، هيچ گونه اشكالي به فيلم نگرفتند و بدون كوچك‌ترين ايرادي فيلم را ساختيم كه براي خود من هم تعجب برانگيز بود.
وي همچنين در پاسخ به سوالي در خصوص دليل انتخاب لوكيشن سينما براي فيلم خود گفت: شايد اين موضوع نشان دهنده علاقه من به سينما باشد و سينمايي كه دارد از بين مي‌رود و فكر مي‌كنم تا دو سال آينده آنجا را كاملا تخريب خواهند كرد و به پاساژ لوازم الكتريكي تبديل خواهد شد.در هر صورت من آن طور كه بلدم فيلم مي‌سازم.
اين كارگردان سينماي ايران همچنين در پاسخ به سوال ديگري مبني بر مخاطب اصلي «ترديد» گفت: من براي بيننده فيلم مي‌سازم و برايم فرقي نمي‌كند كه متعلق به كدام طبقه است. اولين كسي كه بايد از فيلمم خوشش بيايد خودم هستم و فكر نمي‌كنم هيچ گاه فيلمي بسازم كه منتقدان از آن خوششان بيايد و اين كار را به طور كلي بيهوده مي‌دانم.
كريم‌مسيحي تأكيد كرد: من نمي‌خواهم مخاطب برايم تعيين كند كه چه چيزي را بسازم. نمي‌گويم كه از كره مريخ يا ماه آمدم و متفاوت هستم اما فكر مي‌كنم بايد يك سطحي را رعايت كنم. اين شروع يك حركت به سوي سقوط است كه بخواهم بر اساس سليقه ديگران فيلم بسازم و به محض اينكه فكر كنم مخاطب چه چيزي مي‌خواهد ديگر خودم نيستم و اين نقطه مرزي است كه من به هيچ وجه حاضر نيستم آن را رعايت كنم و شايد دليل اين كه 18 سال فيلم نساختم همين نكته باشد.
وي در خاتمه با اشاره به وقفه‌اي كه در حال توليد فيلم اتفاق افتاد اظهار داشت: وقتي يك راهي متوقف مي‌شود طبيعتا ديگر كار قبلي نخواهد بود ما يك سري امتيازهايي را از دست داديم و فيلم از فصل زمستان كه كاملا مناسب اين فصل است به فصل تابستان رسيد كه هيچ كس هم در اين مورد تقصيري نداشت. در اين ميان برخي نتوانستند سر كار حاضر شوند برخي را من نخواستم و به هر حال هركسي بنا به دلايلي نتوانست در مرحله دوم به گروه بپيوندد و حتي اگر به ناچار رادان هم نمي‌آمد بازهم فيلم را مي‌ساختم چرا كه بيشتر از اين نمي‌توانستم منتظر بمانم

like no other آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي like no other به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 10-02-2009   #130 (permalink)
Addict
 
like no other's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2007
محل سكونت: شیراز
ارسالها: 5,463
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,404
از ایشان 2,154 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : بهرام رادان بازیگر جوان و توانای سینمای ایران

«بي‌پولي» 301، «دو خواهر» 319 و «ترديد» 84 ميليون توماني شدند
«بي‌پولي» یا «دو خواهر»؛ برنده اکران این فصل کدام است؟

نگاهي به آمار فروش سينماها در هفته اول مهر ماه، گوياي آن است كه فيلم سينمايي «بي‌پولي» به كارگرداني حميد نعمت‌الله تاكنون طي 13 روز اكران در 24 سالن سينماي تهران به فروشي بالغ بر 301 ميليون و پانصدهزار تومان دست يافته است. بنابر آمار منتشرشده از سوي بنياد سينمايي فارابي، تا پايان روز ششم مهرماه و پس از گذشت 13 روز از اكران فيلم‌هاي عيدفطر، فيلم «دوخواهر» ساخته محمد بانكي با در اختيار داشتن 23 سالن فروشي بالغ بر 319 ميليون تومان را تجربه كرده است.

هم چنين،«ترديد» به كارگرداني واروژ كريم مسيحي با در اختيار داشتن 13 سالن فروشي بالغ بر 84 ميليون تومان و «زندگي شيرين» ساخته قدرت الله صلح ميرزايي هم پس از 13 روز اكران در سطح 24 سالن سينما بالغ بر 252 ميليون و پانصد هزار تومان فروش داشته‌اند.

همچنین مدیر پخش و بازاریابی و مرکز خدمات سینمایی حوزه هنری از افزایش فروش فیلم سینمایی "یک وجب از آسمان" در روزهای اخیر خبر داد. غلامرضا فرجی درباره قرارداد اکران فیلم علی وزیریانگفت: "یک وجب از آسمان" تاکنون 9 میلیون فروخته و قرارداد اکران عمومی آن سه هفته با کف فروش است. طبق اعلام شورای صنفی نمایش کف فروش در سینما آزادی 9 میلیون تومان است. اما با فروش چند روز اخیر این فیلم امیدواریم اکران آن ادامه یابد.
وی در ادامه افزود: بعد از پایان اکران "یک وجب از آسمان"، فیلم سینمایی "کتاب قانون" به کارگردانی مازیار میری در گروه سینمایی آزادی اکران عمومی می‌شود و در حال رایزنی برای نمایش "به کبودی یاس" جواد اردکانی در هفته‌های آینده هستیم.
"یک وجب از آسمان" داستان نوجوانی است که آرزوی داشتن یک وجب از آسمان را در سر دارد. بهروز بقایی، علی سلیمانی، امیر آتشانی، لادن طباطبایی، افسر اسدی، مهوش وقاری، نادر سلیمانی، مینا جعفرزاده و آتیلا پسیانی در فیلم ایفای نقش کرده‌اند.


like no other آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-03-2009   #131 (permalink)
Addict
 
like no other's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2007
محل سكونت: شیراز
ارسالها: 5,463
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,404
از ایشان 2,154 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : بهرام رادان بازیگر جوان و توانای سینمای ایران

سومین برنامه باشگاه فیلم سینمای ما برگزار می‌شود؛
مایش اختصاصی فیلم «بی پولی» و جلسه پرسش و پاسخ با حضور عوامل

سومین جلسه نمایش اختصاصی و جلسه پرسش و پاسخ با عوامل فیلم باشگاه فیلم سینمای ما جمعه این هفته برگزار می‌شود. این برنامه اختصاص به فیلم بی‌پولی ساخته حمید نعمت الله دارد. حمید نعمت الله همراه با گروه سازنده فیلم، جمعه 17 مهرماه 1388 درفرهنگسرای ارسباران(هنر)، به همراه نویسندگان سایت سینمای ما در انتظار دیدار شما خواهند بود. امیدواریم این بار دوستانی که در برنامه قبل به دلیل کمبود جا موفق به حضور در جلسه نشده‌اند، شانس بیش‌تری برای حضور در جمع کاربران و آشنایی با دیگر اعضای باشگاه فیلم «سینمای ما» داشته باشند. برای شرکت در این جلسه:

1- هزینه شرکت در این برنامه مانند جلسه قبل 6000 تومان برای هر نفر است - هزینه‌ای معادل دو سانس سینما - که این بار برای راحتی حال شما یک شماره کارت شتاب در اختیار شما قرار داده می‌شود که خیلی راحت و سریع بتوانید مبلغ بلیت‌ها را کارت به کارت کنید یا به حساب کارت واریز نماید و نیازی به حضور در دفتر سایت نباشد.
شماره کارت: 6680 4046 3321 6104
شماره حساب 88613163 (جام بانک ملت - سایت سینمای ما)

2- بعد از واریز مبلغ به حساب، فرم شرکت در برنامه را پر کنید (لینک این فرم در پایین همین مطلب موجود است)

3- بعد از تکمیل ثبت نام و تایید سایت، لیست افراد ثبت نام کرده در سایت منتشر‌ می‌شود که این دوستان می‌توانند با در دست داشتن برگه قبض خود یا رسید واریز کارت به کارت روز برگزازی جلسه در محل حضور پیدا کنند.(فقط کاربرانی که بعد از ثبت نام و تایید سایت اسم‌شان در لیست نهایی منتشر می‌شود امکان حضور در برنامه را دارند)

4- این برنامه از ساعت 18 الی 22 روزجمعه 17 مهر برگزار خواهد شد. امیدواریم چهار ساعت خوب و خوش در کنار همدیگر و دست اندرکاران سینمای ایران بگذرانیم.

5- محل برگزاری این مراسم، سالن اصلی فرهنگسرای هنر (ارسباران) واقع در سید خندان، خیابان جلفا است.

6- «بی پولی»، فیلمی است ساخته کارگردان خوش نام و آینده دار سینمای ایران، حمید نعمت الله، با حضور بهرام رادان، لیلا حاتمی و سیامک انصاری، حبیب رضایی، امیر جعفری و ... که امیدواریم عوامل فیلم به طور کامل در این جلسه حاضر باشند و به سوال‌های شما رو در رو پاسخ دهند.

7- حمایت شما از این مراسم، این فرصت را در اختیار ما خواهد گذاشت تا این مراسم را به بهترین شکل و با حوزه گسترده‌تری از فیلم‌ها ادامه دهیم. امیدواریم باشگاه فیلم سینمای ما، محل مناسبی برای ملاقات تمام علاقه‌مندان سینمای ایران باشد. منتظرتان هستیم.

> فرم ثبت نام برای شرکت در جلسه نمایش اختصاصی فیلم بی پولی با حضور عوامل

منبع: سایت سینمای ما
like no other آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-03-2009   #132 (permalink)
Addict
 
like no other's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2007
محل سكونت: شیراز
ارسالها: 5,463
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,404
از ایشان 2,154 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : بهرام رادان بازیگر جوان و توانای سینمای ایران

اقتباسی دقیق و ظریف از "هملت" شکسپیر
نگاهی به فیلم «تردید»
نیوشا صدر

مهتاب کرامتی در نمایی از فیلم "تردید" ساخته واروژ کریم مسیحی


یشتر صحنه‌های فیلم سینمایی "تردید" به طور مجزا با ظرافت و دقت پرداخت شده و اکثر بازیگران بازی‌هایی قابل قبول ارائه داده‌اند، اما اگر به کلیت اثر نگاه کنیم یک جای کار می‌لنگد.

فیلم "تردید" با مقدمه‌ای بسیار گیرا آغاز می‌شود، کسالت و سکوت سیاوش، در مرکز میزانسن‌های غالباً چرخشی اطرافیانش که در موقعیتی مابین عزا و عروسی دست و پا می‌زنند. از همان ابتدا، رفت و آمدهای میان این دو موقعیت آرامش ظاهری سیاوش را به هم می‌ریزد و به نحوی ذات و انگیزه جلو برنده داستان را به رخ می‌کشد.

دقت و توجه فیلمساز در طراحی میزانسن‌ها یکی از نکات درخشان تردید محسوب می‌شود، در صحنه تعقیب و گریز شیطنت بار سیاوش و مهتاب، میزانسن‌هایی مشابه و چیده شده در جهت غافلگیر کردن دو طرف چندین بار تکرار می‌شوند و هر بار به ترجیع بند بسته شدن در می‌رسند تا در انتها پشت دری برسند که برای هر دوی آنها بسته است.

این سکانس از سویی بخش فشرده‌ای از داستان را به شکلی کوتاه روایت می‌کند و باعث می‌شود که مخاطب، جنسی از روابط تغزلی بین این دو نفر که فرصت دیگری برای پرداختن به آن وجود ندارد را بشناسد و از سوی دیگر بر لزوم شراکت این دو بر حل این معما تاکید می‌کند.

فیلمساز در این سکانس به شکلی کنترل شده به جنسی از میزانسن نزدیک می‌شود که شکل خالص آن را در صحنه درگیری بین سیاوش و مادرش شاهد هستیم و از آن سو، هر چه به پایان کار نزدیک می‌شویم، از سرگشتگی‌ها کاسته می‌شود و ذهنیت آدم‌ها جهت مشخص‌تری می‌گیرد و در نتیجه کم و بیش میزانسن‌ها خطی‌تر می‌شوند.

اما در این بین چه اتفاقی می‌افتد؟ یا به زبان بهتر چه اتفاقی قرار است بیفتد؟ بهتر است از ابتدا داستان را مرور کنیم، سیاوش به دلیل مرگ پدرش مشکوک است، در میان شک و تردید دست و پا می‌زند و تلاش می‌کند حواشی این موضوع را بکاود تا شاید سرنخی بیابد، از جایی متوجه می‌شود که داستان زندگی‌اش به داستان نمایشنامه هملت نزدیک شده است و اندکی بعد، سکانس گفتگوی او با مادرش پیش می‌آید که در میان تمام سکانس‌ها بیشترین شباهت را به صحنه گفتگوی هملت و ملکه و پس از آن کشته شدن پولونیوس که پشت پرده مخفی شده است، دارد.

به این ترتیب، سیاوش مسیری را طی می‌کند که حین آن روز به روز به هملت نزدیک‌تر می‌شود و در جایی دقیقا بر این شخصیت نمایشی منطبق می‌شود و آگاهی او نسبت به این موضوع او را بر آن می‌دارد که تقدیرش را – که همان تقدیر هملت است- تغییر دهد و از او فاصله بگیرد.

بیشتر سکانس‌ها به طور مجزا با ظرافت و دقت پرداخت شده‌اند و اکثر بازیگران بازی‌های قابل قبولی ارائه داده‌اند اما اگر به کلیت اثر نگاه کنیم یک جای کار می‌لنگد. دیالوگ‌ها یکدست نیستند و با وجود اینکه دیالوگ‌های صحنه درگیری سیاوش و مادر مانند دیگر عناصر داستان و صحنه بیش از هربخش دیگری به داستان اصلی شبیه است، اما روند تحول دیالوگ‌ها برای رسیدن به این صحنه درست طی نمی‌شود. افت و خیز دارد و جریان قابل تشخیصی را طی نمی‌کند، گرچه غالب دیالوگ‌های هر صحنه برای خود آن صحنه به طور مجزا مناسبند.

همین اتفاق به شکل دیگری در کلیت داستان هم به چشم میاید. گویی هر سکانس برای خودش ساخته و پرداخته شده است. حضور مهتاب کرامتی و محمود پاک نیت کاملا زائد است. پیوند کرامتی با داستان بسیار سست است و با تلنگری می‌شکند و حذف می‌شود و سکانس صحبت سیاوش و پاک نیت را هم می‌توان به آسانی و بدون کوچکترین لطمه‌ای به اثر از میان کار برید.
دکتر را هم کم و بیش می‌توان جزء همین دسته شخصیت\‌ها به شمار آورد.

امید روحانی دارای چهره سمپات و مهربانی است و در کل داستان حرکتی چه در ظاهر و چه در خفا از او نمی‌بینیم که ما را مشکوک کند و یا اصلاً وادارمان کند که به او فکر کنیم و این میزان خباثتی که در انتها از او می‌بینیم غیر قابل پذیرش است. شاید حتی عموی سیاوش هم شخصیتی بسیار معتدل و منطقی به نظر می‌رسد و حتی لحظه‌ای چیز دیگری جز همین ویژگی‌های شخصیتی او در فیلم نمود نمی‌یابد.

به خاطر تمامی این علت‌ها و به خاطر پرش‌های متوالی در حین کار، مانند دیوانگی ناگهانی سیاوش، که در بستر نمایشنامه هملت می‌نشست، اما اینجا برای تماشاگر تداعی کننده این تصور است که سیاوش با قصد ناخوداگاهی دوست دارد خود را به هملت شبیه کند یا عصبانیت‌های ناگهانی و فریادهای ناگهانی و پشت سر آن نرم شدن‌های لحظه‌ای مهتاب در صحنه سینما و یا حضور ناگهانی جماعتی که از جنوب آمده‌اند و به سرعت و با صرف زمان بسیار کمی به روح پدر سیاوش و در پی آن به خاک جنوب پیوند می‌خورند و قطع این صحنه به صحنه‌ای که سیاوش درون خانه‌اش ازرویا بیرون می‌آید و...

در تمام مدت داستان حسی از خیالپردازی و قطع شدن‌های مداوم رویا در فیلم جریان پیدا می‌کند که ما را وامی‌دارد به نحو دیگری داستان را ببینیم (مثلا این که سیاوش واقعا دیوانه است و دچار دوگانگی شخصیت شده) و در انتها متوجه شویم که رویا پردازی در کار نبوده است. البته نمی توان انکار کرد که شکل میزانسن‌ها و لوکیشن‌های انتخاب شده برای کار هم به این تصور تماشاگر دامن می‌زند.

از سوی دیگر حضور همین شخصیت‌های متعدد که هر کدام داستانی کوتاه برای تعریف کردن دارند به علاوه داستانی که مادر سیاوش و عمویش و پدر مهتاب و... تعریف می‌کنند به جای اینکه قصه اصلی را پیچیده کند آن را متزلزل و آشفته و تکه تکه می‌کند و اساسا چون خود نویسنده نیز می‌داند که این داستانک‌ها جان زیادی ندارند و با داستان اصلی پیوندی محکم برقرار نمی‌کنند و در نتیجه مدت کوتاهی بعد از تعریف هر کدام، آن را به نحوی انکار می‌کند و پرونده‌اش را می‌بندد.

به این ترتیب فیلم صرفا پوسته‌ای از پیچیدگی به دور خود می‌تند. شاید "پرده آخر" است که توقع ما را از کریم مسیحی و سینمایش آنقدر بالا برده که نمی‌توانیم با "تردید" دلخوش شویم. شاید هم میزانسن‌های چشم نواز و برخی از دیالوگ‌های زیبا و داستان بالقوه جذاب تردید است که وادارمان می‌کند به دنبال بقیه‌اش بگردیم و همچنان چشم انتظار بمانیم. چشم انتظاری که امیدوارم این بار مانند بار قبل سال‌ها به طول نینجامد و به زودی شاهد فیلم بعدی او بر پرده سینما باشیم.


like no other آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-04-2009   #133 (permalink)
Addict
 
like no other's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2007
محل سكونت: شیراز
ارسالها: 5,463
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,404
از ایشان 2,154 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : بهرام رادان بازیگر جوان و توانای سینمای ایران

نگاهی به فیلم «بی پولی» ساخته حمید نعمت‌الله
گُل يا پوچ؟

[ نوید غضنفری ]

کارگردان:
حميد نعمت‌الله
فيلم‌نامه: هادی مقدم‌دوست، حميد نعمت‌الله
بازيگران: بهرام رادان، ليلا حاتمی، حبيب رضایی، بابک حميديان، امير جعفری
ژانر: کمدی/ درام
سينماهای نمايش‌دهنده: گروه سينماهای استقلال


گُل:
کمدی رُمانتیک شمردنِ «بی‌پولی» از سوی نویسندگان فیلم‌نامه‌اش- هادی مقدم‌دوست و حمید نعمت‌الله- آدم را به‌یاد اصرارهای ستایش‌آمیز بهروز افخمی در نوآر خواندنِ «شوکران» می‌اندازد، به همان اندازه راسخ و جسور، آن‌ هم برای 2 سبک و گونه‌ى سینمایی که بسیار بیش‌تر و عمیق‌تر از سایر ژانرها (به‌جز وسترن البته) نیازمند فرهنگ پاپ و معاصر آمریکا (بخصوص برای کمدی رمانتیک) و یا دست کم غرب‌اند. برای 2 ژانری که خرده‌فرهنگ‌های شهرنشینی، بویژه در 2 شهر افسون‌کننده‌ی نیویورک و لس‌آنجلس، جزو مؤلفه‌ها و چفت‌و‌بست‌های اساسی‌اش بشمار می‌رود؛ مثلا می‌شود نوآرهای (بخصوص دهه 1950) را بدون پرده‌ کرکره‌ای‌های مختص خانه‌های محله‌های مرکزی لس‌آنجلس تصور کرد؟ یا کمدی رُمانتیک‌های دهه 1990 بدون دورنماهایی از سپیده‌دم منهتن نیویورک معنا و مفهوم دارند؟ با همه‌ی این حرف‌ها نعمت‌الله و مقدم‌دوست و البته افخمی ریسک کرده‌اند و ذرات و مؤلفه‌های بنیادی این 2 ژانر ذاتا آمریکایی را از دریچه و فیلتر ایرانی (یا دقیق‌تر بگوییم؛ تهرانی) عبور داده‌اند، آن‌هایی که می‌شده را انقدر خونسردانه در مشت نگه‌‌داشته‌اند تا معادلی این‌جایی برایش بیابند و اگر نشده، بدون تامل و تعلل دورش ریخته‌اند. به‌همین خاطر است که کم‌تر منتقد فیلم‌بینی، اجرای موبه‌مو و انصافا پرزحمت فرزاد مؤتمن در «باج‌خور» را یک نئونوآر ایرانی به‌شمار می‌آورد و از آن‌سو سیما ریاحی (هدیه تهرانی) هنوز در «شوکران» ظاهر نشده (صرف نظر از شباهت‌های قصه با «جذابیت مرگ‌بار» آدرین لین) همه آن‌را یک «زن افسون‌گر» تمام‌عیار ایرانی می‌دانند...و درست به‌همین خاطر است که «بی‌پولی» را می‌بینیم و مثلا انتظار نداریم عشاق سینه‌چاک ما بعد از به‌هم رسیدن پایانی و معمول این‌گونه عاشقانه‌ها، بجای لوکیشن‌هایی نظیر برج «امپایراستیت» یا مثلا «سنترال پارک نیویورک»، کنار برج میلاد یا مثلا توی تونل رسالت به وصال برسند، اما بوی خوش همه‌ى کمدی رُمانتیک‌هایی که دیده‌ایم و یک‌جوری «مسبب لذت دقایق»‌مان شده‌اند را آن‌جا حس می‌کنیم. واضح‌ترين و پررنگ‌ترين آن‌‌ها که حسابی هم به روايت چسبيده، فصل‌هایی است که ايرج (بهرام رادان) مجبور است جلوی زن و فاميل‌های زنش نمايش دهد که شرکت زده و اين‌طوری آبروداری کند، البته نعمت‌الله انقدر باهوش هست که همه‌ی اين‌ها را جوری برگزار کند که ما فورا از يک‌طرف به‌ياد بيلی وايلدر بزرگ و از آن‌سو ياد کمدی‌های آبکی اين‌روزهای سينمای خودمان نيفتيم.
قصه‌ى «بی‌پولی» اما از فصل رسیدن زوجِ ناجور و دل‌داده به یکدیگر شروع می‌شود؛ شب ازدواج‌شان. و ما دغدغه‌ها و مشکلات این زوج را بعد از وصال مرور می‌کنیم، «بی‌پولی» از این منظر شبیه به کمدی‌هایی نظیر «پابرهنه در پارک» (جین ساکس، 1968) یا «زندانی خیابان دوم» (ملوین فرانک، 1975)، هردو با متن‌های مفرحی از نیل سایمن ازآب درآمده یا از جدیدها می‌توان به «بازی از‌روی قلب» (ویلارد کرول، 1998) اشاره کرد که عمده‌ی تمرکزشان روی مشکلات زوج‌ها در بستر شهر و جامعه‌ای مدرن و آشفته است. به همین خاطر عده‌ای گونه‌ی «طنز اجتماعی» را مناسب‌تر برای تفسیر احوالات «بی‌پولی» تشخیص داده‌اند، گونه‌ی کمدى‌اى که از دل موقعیت‌ها و لحظه‌ها سر برمی‌آورد، خصیصه‌ای که حالا و بعد از «بوتیک» خیلی‌ها به مهارت نعمت‌الله در درست‌و‌درمان درآوردن آن فضاها و لحظه‌ها شکی ندارند... و «بی‌پولی» پر است از رعایت این‌گونه جزئیات و فضاسازی‌ها؛ مثل فصل شاهکاری که ایرج به‌همراه احمد رنجه توی خانه‌ى پرویز افراشته (با بازی حیرت‌انگیز حبیب رضایی) منتظر آمدن پرویز‌، چُرت می‌زنند و پرویز هم در حین خواندن خُل‌وار ترانه‌ی «سر پل تجریش» و کندن لباس‌هایش به دست‌شویی می‌رود و البته لحظه‌هایی بعد که گیر می‌اُفتد، متوجه تمرکز دوربین روی موهای پرپشت سینه‌اش که از یقه‌‌ى زیرپوشش درآمده، هستید که؟

پوچ:
بسیار خِردسوزانه و جزجگرزنانه است این نکته که توی فیلم رؤیت می‌کنی فصل‌های 2 نفره و اصطلاحا شیمی زناشوهری میان ایرج و شکوه (با بازی به‌شدت اغراق‌آمیز لیلا حاتمی) آن‌طور که مثلا فصل‌های دورِهمی و انتزاعی رفقا درآمده، در «بی‌پولی» درنیامده، اغراق در بازی‌هایی که البته در اجرای کمدی رُمانتیک‌بازهای خفنی همچون مگ رایان یا جولیا رابرتز در دهه 1990 نیز دیده می‌شود، اما به‌شدت بعید است از هدایت‌کننده و بازی‌گردانی مثل نعمت‌الله که وقتی علی علایی را توی «بوتیک» در آن نقش قرار می‌دهد و بابک حمیدیان را در «بی‌پولی» به نقش شاهرخ می‌گذارد و او را راه می‌برد، قدر «اوشگول» گفتن‌های لیلا حاتمی و کاریزمای بهرام رادان را طى کار نداند. جایی از کمدی رمانتیک «دختر خداحافظی» (هربرت راس، 1977) با بازی ریچارد دریفوس هست که الیوت (دریفوس) مجبور است نقش ريچارد سوم را به فرم عجیب و غریبی ایفا کند، استیصال بهرام رادان (با تمام احترامی که برای لحظه‌های درخشان بازی‌اش توی همین «بی‌پولی» قائلم) آدم را مدام به‌یاد دریفوس در حال اجرای آن نقش بخصوص می‌اندازد؛ انگار که هنوز این نقش به قواره‌ى برازنده‌ى رادان درنیامده‌است.

انتخاب‌های ویژه:

همه‌ی ديالوگ‌های غريب و انتزاعی فيلم مثل اين‌يکی از زبان ايرج؛ «...ناگهان غيب شد»! يا جایی که شکوه در جواب این‌جمله‌ى ایرج؛ «باید دوتامون عرشه‌ى کشتی رو به‌دست بگیریم» می‌گوید؛ «سکان رو، عرشه که عرشه است». «تو بگو یه قرون» گفتن ایرج رو به شکوه. حضور دائم اما زیرپوستی پنکه‌دستی در سرتاسر ماجرا که آدم را به‌شدت یاد فصل‌هایی از «بوتیک» می‌اندازد. فضای دفتر شرکت (که سیامک انصاری تخته‌شدن آن‌را به تعطیلی دفتر حزب تشبیه می‌کند)، احوالات آن جمع متاهلان بی‌کار (که بازهم سیامک انصاری رفاقت‌شان را مفهومی انتزاعی می‌خواند!) و بالاخره فضاسازی‌ای که نعمت‌الله استادانه با ترانه‌ای از خواننده‌ای لس‌آنجلسی (با عنوان «تو می‌تونی») توی مهمانی خانه‌ى شاهرخ و در جمع آن کر‌و‌لال‌ها انجام داده‌است.




like no other آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-04-2009   #134 (permalink)
Addict
 
like no other's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2007
محل سكونت: شیراز
ارسالها: 5,463
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,404
از ایشان 2,154 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : بهرام رادان بازیگر جوان و توانای سینمای ایران

نگاهي به فيلم«بي‌پولي»و مقايسه آن با «بوتيك»

توقع ما بيشتر از اينهاست

بهنام شریفی: فيلم با نگاهي طنز قصد دارد به مسائل گوناگوني اشاره کند. از غرور بيجا و ساده‌انگاري گرفته تا معضلاتي مثل بيکاري و بي پولي و دروغ و ظاهر سازي و اعتياد و روابط زناشويي و خانوادگي و... .
هادي مقدم دوست و حميد نعمت‌الله فيلمنامه‌اي نوشته‌اند که با ايجاد موقعيت‌هاي داستاني توانسته اين مفاهيم را در درون خود بگنجاند.
شخصيت ايرج مانند يک شخصيت نمونه‌اي، تجسم فردي است که سرخوشانه و بي‌قيدانه فکر مي‌کند که اعمالش صحيح است و با غروري بيجا فکر مي‌کند در همه‌جا به‌واسطه توانايي‌اش در طراحي مورد پذيرش قرار مي‌گيرد.
ديالوگي که با مشاهده رفتگرهاي شهرداري مي‌گويد يکي از کدهاي مهم رفتاري اوست:
«از آدم بدبخت بدم مياد» و سير داستاني جوري پيش مي‌رود که مرحله به مرحله به سوي اين بدبختي پيش مي‌رود.
تضاد تامل‌برانگيز اين بدبختي با وضعيت مرفه خانه‌اش شکل مي‌گيرد. تمام مشکل او حفظ ظاهر به هر قيمت و هر شرايطي است. جايي که در مهماني خانوادگي اقوام همسرش به ناچار 200 کيلو برنج سفارش مي‌دهد و در عين حال به شکلي ابلهانه قيمت برنج را تخمين مي‌زند، اين رفتار متناقض او را کاملا درک مي‌کنيم.
در کنار ايرج، شکوه همسرش را داريم که دائم در حال خيالبافي است. از همان ابتدا و بعد از مراسم عروسي شاهد شکنندگي و سادگي او (که گاهي به بلاهت هم نزديک مي‌شود) هستيم. نکته جالب اينجاست که رفتارهاي متناقض ايرج که به خاطر حفظ ظاهر صورت مي‌گيرد، مرحله به مرحله او را متوهم‌تر از قبل مي‌کند.
در جاهايي که ما حرف زدن شکوه با خودش را مي‌بينيم، يک نوع نگاه تحميلي در فيلم شکل مي‌گيرد که تماشاگر بايد اين افزايش فکر و خيال شخصيت را به ساده‌ترين شکل ممکن و آن هم به‌صورت نريشن بفهمد و اينجاست که فيلمنامه‌نويسان به دام باج دادن به مخاطب مي‌افتند. اين روند را ما به صورت‌هاي ديگري هم مي‌توانستيم دريابيم که نويسندگان بي‌پولي راحت‌ترين راه را در پيش روي ما قرار داده‌اند و جاي هيچ نوع مکاشفه‌اي را براي بيننده باقي نگذاشته‌اند.
اما بهترين لحظات فيلم در دفتر مجردي شکل مي‌گيرد. جايي که يکسري افراد وامانده و بيکار کنار هم گرد آمده‌اند و با وجود بي‌پولي مفرط به هم کمک هم مي‌کنند. بازي‌هاي خوب و باورپذير امير جعفري، بابک حميديان و سيامک انصاري در کنار رادان به اين حس وحال کمک کرده است. اين مجموعه غريب که در همه حال مشغول استراحتند، کميک‌ترين لحظات فيلم را رقم مي‌زنند.
در بوتيک هم شاهد يک خانه مجردي بوديم که بر عکس اين يکي فضايي کاملا غمبار و دلمرده داشت.

استفاده خوب کارگردان از طنز موقعيت در بعضي صحنه‌ها خوب جواب داده است. مثل جريان راننده‌دار شدن ايرج که باز هم براي حفظ ظاهر و در واقع براي مسافر کشي به راه مي‌افتد. بازي خوب جعفري در مواجهه با ليلا حاتمي به عنوان يک راننده شخصي يا نوع اداي ديالوگ گويي‌اش موقعي که به او هندوانه تعارف مي‌شود، از بهترين صحنه‌هاي فيلم هستند.
صحنه گل يا پوچ بازي کردن جمعي و به هم خوردنش و ديالوگ بامزه‌اي که از زبان انصاري در باب مفهوم انتزاعي رفاقت ادا مي‌شود هم از بهترين نقاط فيلم است.
نکته بامزه ديگري نيز هست و آن اينکه کارگردان با تکرار هوشمندانه آهنگ قبيله ليلي مرحوم مهرپويا، هم به اين اثر جاودانه اداي دين مي‌کند و هم يک کارکرد طنز آميز از آن مي‌کشد.
تکرار اين آهنگ در تمام لحظاتي که در دفتر مي‌گذرد هم باعث طنز مي‌شود و هم اينکه دليلي موجه دارد چرا که شخصيت معتاد جمع با بازي امير جعفري به خاطر نشئگي روي اين آهنگ زوم کرده است. اين نکته از موارد ظريف طنز فيلم است که اگر اين ظرافت در جاهاي ديگرهم لحاظ مي‌شد، شاهد فيلم ديگري بوديم.
شخصيت احمد رنجه بدون شک جذاب‌ترين شخصيت کل فيلم است. وضع ظاهري او و طرز فکرش و دنياي ساده و بي‌غل وغشي که دارد در تضاد بادنياي پرزرق وبرق فيلم قرار مي‌گيرد. احقاق حق او از ايرج شکلي متضرعانه دارد و در عين حال اوست که با خريدن حق دانشگاه، زندگي خانوادگي ايرج را نجات مي‌دهد.
در صحنه‌اي به کم بودن پنج هزار توماني سکه اعتراض مي‌کند و درست چندلحظه بعد از انگ زدن ايرج دلگير مي‌شود. زندگي ساده او بيننده را جذب مي‌کند و با صداقتي مثال زدني به ايرج مي‌گويد که الگوي زنش شکوه است. جاي خالي چنين شخصيت صافي در زندگي پيراموني ما احساس مي‌شود و چه
درد آور است که اعمال او در زمانه کنوني مايه تفريح وخنده جمعي ماست.


اما با وجود اين نکات مثبت، فيلم در يک سوم انتهايي ناگهان جدي مي‌شود و حتي تلخي‌اش در منافات با دو سوم قبلي قرار مي‌گيرد.
بازي زوج خوب فيلم هم در همينجاست که افت مي‌کند. رادان با انتخاب يک بازي بيروني ابعاد مختلف ايرج و آن غرور بيجا را خوب نشان‌مان مي‌دهد اما در صحنه‌هايي که به ذلت مي‌افتد با انتخاب لحن بدي که به شدت به لحن علي فيلم سنتوري شباهت دارد، تعادل بازي‌اش را به هم مي‌زند. اما در جاهايي هنوز هم نشان مي‌دهد که مي‌تواند خود را به عنوان بهترين بازيگر نسلش معرفي کند.بازي در سکوت او براي تصميم نهايي وفروختن اسباب خانه که به قيمت آبرويش تمام مي‌شود، بسيار خوب وتاثير‌گذار است.
ليلا حاتمي هم توانسته تغييرهاي رفتاري شکوه را باورپذير و خوب اجرا کند. روند او از يک زن ساده متوهم تا زني که در انتها تصميم مي‌گيرد و آگاهانه شوهرش را ترک مي‌کند کاملا طبيعي در آمده است. اما در نقاطي لحن بازي او بين کمدي و جدي در نوسان است و در جاهايي دچار افراط وتفريط مي‌شود. صحنه گريه کردنش جلوي در خانه که از رفتن آبرويش جلوي مغازه‌دار مي‌گويد، جزو نقاط ضعيف بازي اوست يا از همان ابتدا چنان گريه تلخي در لباس عروسي مي‌کند که ما فکر مي‌کنيم شاهد يک فيلم کاملا تراژيک هستيم. در مبحث بازي‌ها نمي‌شود به بازي خوب حبيب رضايي اشاره نکرد. صحنه آويزان شدنش از ميله که کاملا حرکات يک ميمون را تقليد مي‌کند يا آن آواز بامزه‌اي که در دستشويي هم ادامه پيدا مي‌کند و کلا روند فريبکاري و با معرفت بودن توامان او، نشانه توانايي بالاي او و تجربه خوبش در حوزه بازيگري است. اما همان طور که پيش‌تر گفتم کارگردان و فيلمنامه نويسان کار در يک سوم آخر کار، رو به نصيحت گويي و اندرز مي‌آورند و سينما را فراموش مي‌کنند. فصل گفت‌وگوي ايرج و پيرزن اگر کاملا هم حذف شود هيچ اتفاقي نمي‌افتد يا صحنه اضافه درخواست از مدير سابق که جز طولاني‌تر شدن زمان فيلم هيچ کارکرد دراماتيکي ندارد، از جمله اين مواردند. چرخش نعمت‌الله از کمدي به جديت در يک سوم لحن فيلم را متشتت مي‌کند. تازه در همان سکانس اتوبوس شاهد چند صحنه با رويکرد طنز فانتزي هم هستيم. آنجايي که ايرج از کارهاي موقتش مثل سيب زميني پوست کندن و
مسافرکشي در خط‌هاي خطرناک مي‌گويد.
اين تنوع گونه‌ها از طنز موقعيت گرفته تا طنز ديالوگ محور و کمدي فانتزي و همين‌طور جديت تلخ و تراژيک، وضع
در هم وبرهمي را در فيلم به وجود آورده است. سعي کارگردان در نزديک شدن به سينماي کميک را در بسياري از صحنه‌ها مي‌بينيم. همين که توانسته شخصيتي مثل رنجه را بيافريند قابل ستايش است اما اين چرخش‌ها را نمي‌توانيم بپذيريم. مديوم فيلم کاملا کلاسيک و داستانگوست و اين تغيير وتبديل‌ها در بستر سينماي پست مدرنيستي آن هم به صورتي محکم و باور پذير است که معنا پيدا مي‌کند. با تمام اين حرف‌ها نعمت‌الله نشان داده که در فن کارگرداني مي‌تواند جزو خوب‌هاي اين سينما باشد. اما بهتر است که به سينماي مورد علاقه خودش برگردد تا شاهد فيلم‌هايي خوب وتاثير‌گذار از او باشيم. بي پولي بدون شک چند پله از فيلم‌هايي که به عنوان کمدي در اين سال‌ها ساخته شده بالاتر است و تماشاي آن براي مخاطب انبوه ما مفيد هم هست اما توقع ما از حميد نعمت‌الله اين نيست که بگوييم توانسته يک فيلم شريف و متوسط با مايه‌هاي کمدي بسازد. مسبب همه اين حرف‌ها هم خود اوست. بعد از ديدن بوتيک حق هم داريم که متوقع باشيم. اميدواريم که اين توقع باز هم بر آورده شود. اميدواريم....



منبع : تهران امروز

like no other آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-04-2009   #135 (permalink)
Addict
 
like no other's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2007
محل سكونت: شیراز
ارسالها: 5,463
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,404
از ایشان 2,154 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : بهرام رادان بازیگر جوان و توانای سینمای ایران

«بي‌پولي» رقابت پنج‌شنبه شب - 9 مهر - را از «دوخواهر» برد
رقابت "بی پولی" و "دو خواهر" بر سر فتح گیشه پاییز


يلم «بي پولي» ساخته «حميد نعمت‌الله» در روز پنجشنبه 9 مهر بالاتر از «دوخواهر» ساخته «محمد بانكي» ايستاد.
فيلم «بي پولي» ساخته «حميد نعمت‌الله» در روز پنجشنبه 9 مهر، 38 ونيم ميليون تومان فروخت و اين در حالي بود كه فيلم «دو خواهر» ساخته «محمد بانكي» در اين روز 34 ميليون تومان فروش داشت.
اين در حالي است كه هم‌اكنون «دوخواهر» در جدول گيشه مهر ماه با 390 ميليون تومان، بالاتر از «بي‌پولي» ايستاده است.
ديشب همچنين فيلم «ترديد» با فروش 13 ميليوني، جمع فروش خود را به 120 ميليون تومان رساند.
فروش فيلم «يك وجب از آسمان» ساخته «علي وزيريان» نيز پنج‌شنبه شب 3ميليون و دويست هزار تومان بود كه موجب شد فروش كل اين فيلم به 15 ميليون و 658 هزار تومان برسد.
فروش فيلم «زندگي شيرين» ساخته «قدرت‌الله صلح‌ميرزايي» نيز به 300 ميليون تومان رسيد.
like no other آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
bahram radan, بهرام رادان, ستاره ای به نام رادان, ستاره جوان سينماي ايران

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 11:15 AM با تنظيم GMT +3.5 مي باشد.


Powered by: vBulletin - © Jelsoft Enterprises Ltd
Copyright ©2005 - 2010, HamMihan
تمام حقوق محفوظ می باشد , پایگاه اینترنتی هم میهن
هم میهن - اخبار ایران و جهان  - کتابخانه -میهن نیوز - هواشناسی - تفریح و سرگرمیفیلم و سینما - حوادث - بیوگرافی شخصیت ها -  بازی آنلاینایرانگردی - فال حافظ - پزشکی و سلامتی - ورزش - تصاویر ماهوراه ای - دیدنی هاگالری تصاویر - تکنولوژی  -  ابزارهای موبایلجملات پندآموز - دیکشنری انگلیسی به فارسی - جستجوگر فارسی - درگاه تجاری لوکوپوک