کاربر میهمان به هم میهن خوش آمدید. جهت ثبت نام در هم میهن اینجا را کلیک کنید. با ثبت نام از تمامی مزایای کاربران عضو هم میهن بهره مند شوید

تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum

بازگشت   تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > ادیان و مذاهب > گفتگوی دینداران با منتقدین و دگراندیشان

گفتگوی دینداران با منتقدین و دگراندیشان بحث و گفتگو درخصوص اصول و بنيان هاي اديان از ديدگاه منتقدين و معتقدين

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 02-05-2010   #796 (permalink)
Enthusiast
 
lemoon's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2009
محل سكونت: تهران
ارسالها: 421
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 398
از ایشان 342 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : نظر اسلام در مورد برده داري

به طور کلی از طرزز قوانین و مقرراتی که اسلام برای آزادی و استخلاص بردگان قرار داده است می توانیم این حقیقت را اثبات کنیم که بردگی یک اممر فطری و طبیعی نیست، زیرا اگر بردگی یک موضوع ذاتی و فطری برای بردگان می بود در این صورت چنان چه قانون و آیینی درصدد بر می‌آمد، آن را لغو کرده، حکم به آزادی بردگان بالفطره نماید، آن قانون اقدامی برخلاف فطرت کرده بود درحالی که اسلام با این که دین فطرت است مقدمات برچیده شدن بردگی را فراهم ساخته به علاوه تصریحات زیادی در دستورات اسلام دیده می شود مبنی بر این که یک ضرورت زمانی و فصلی بیش نیست و به هیچ وجه جنبه فطری بودن و نحوه آفرینشی ندارد یعنی چنین نیست که خداوند دو نوع مخلوق آفریده باشد، یک نوع بایستی همیشه آقا و ارباب باشد، نوع دیگر همیشه برده و غلام، بلکه تمام افراد بشر را از یک پدر و مادر همه با هم برادر می داند، تنها عوامل جنگي و ارثی و غیره که مربوط به ضرورت فصلی و زمانی است، باعث شده گروهی بر گروه دیگر جنبه مولویت پیدا کند و گرنه مسأله بردگی به هیچ وجه جنبه فطری بودن ندارد
نمونه‌های زیر برای اثبات این ادعا کافیست:

علی(ع) می فرماید: «الناس کلهم احرار الا من اقر علی نفسه بالعبودیه: یعنی تمام افراد بشر، آزاد و حر آفریده شدند مگر کسانی که بر ضرر خود اقرار به بندگی نمودند»
یعنی: راهی را پیش گرفتند که منجر به بردگی آنان گردید.
باز آن حضرت فرمود: «لاتکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا یعنی: خود را بنده دیگران مساز، زیرا خدا تو را آزاد آفریده» .
حضرت زین العابدین(ع) در ضمن رساله ای که موسوم به رساله حقوق است در این باره می فرماید: و اما حق مملوکک فان تعلم انه خلق ربک و ابن ابیک و امک و من لحمک و دمک لم تملکه لانک صنعته دون الله... یعنی: حقوقی که برده تو نسبت به تو دارد این است که بدانی او آفریده پروردگار تو و پسر پدر و مادر تو و از گوشت و خون تو است معنی این که مالک او هستی چنین نیست که تو او را آفریده ای نه خدا...»
این ها نمونه‌هایی است که می شود از این‌ها این حقیقت را به دست آورد که: برددگی از نظر اسلام، یک امر عرضی و یک ضرورت فصلی است که از خارج روی عواملی، بر عده ای تحمیل شده، چنان چه آن عوامل از بین برود، به طور مسلم بردگی نیز به دنبال آن طبیعتا برچیده خواهد شد.
واقعا برای یک نفر آدم با وجدان و منصف مطالعه ی وضعیت بردگان قبل از اسلام امری دشوار و مشکل است زیرا در ضمن مطالعه سرگذشت و وضع زندگی این بیچارگان و بندگان خدا به چنان صحنه‌های رقت بار و شکنجه‌ها و آزارهای غیر انسانی و کارها و عملیات قرون وسطایی برخورد می‌کنیم که عقل و وجدان آدمی چنان کاری را حتی با حیوانات موذی و درنده نیز جایز نمی‌شمارد.
گوشه ای از آن همه اعمال خلاف انسانی وشکنجه‌هایی که این بیچارگان تنها به جرم بردگی از دیگران دیده و تحمل کرده اند:

مولف کتاب تاریخ رم عقاید رومی‌ها را درباره بردگان این طور شرح می دهد: در نظر قانون غلام و برده یک شخص یا انسان نیست، بلکه غلام چیزی است، یا به قول یکی از مورخین لاتینی آلتی است که می تواند حرف بزند! بنابراین هیچ گونه حقی ندارد!»
منتسکیو نویسنده کتاب روح القوانین می نویسد: «در قانون افلاطون مقرر شده بود که غلام نمی تواند از دفاع طبیعی استفاده نماید یعنی اگر به او حمله ور شدند نمی بایستی برای دفاع از خود اقدام کند! افلاطون به موجب این قانون حق دفاع طبیعی را از غلام سلب نموده و در عین حال، حق دفاع مدنی هم به او نداده بود! یعنی نمی توانست به دادگاه مراجعه و شکایت کند.
در اسپارت، غلامان نمی توانستند در قبال آزاری که به آن‌ها شده و یا دشنامی که به آن‌ها داده اند به دادگاه شکایت کنند و غلامان اسپارتی از این حیث به قدری بدبخت بودند که نه تنها غلام یک نفر بلکه غلام جامعه محسوب می شدند!!!! زیرا همه کس می توانست بدون بیم از قانون آن‌ها را اذیت نماید!!!»
نویسنده ی کتاب تاریخ رم، باز درباره احوال بردگان کشور رم این طور می نویسد:
غلامان مانند حیوانات بایستی فقط کارهای سخت و مشکل از قبیل : تمییز کردن خندق‌ها، سنگ فرش نمودن جاده‌ها، بریدن خارها، بیل زدن باغ‌ها، کندن نباتات مضره از مرتع‌ها، خرد نمودن گندم‌ها، پاک کردن مخزن و مستراح‌ها... را انجام دهند!
از تفریحات رجال و اشراف رومی این بوده که بردگان بیچاره را در یک میدان نمایشی با حیوانات و جانوران درنده و گرسنه نظیر شیر و ببر و پلنگ جمع می کردند!و هم چنین از تفریحات این بزرگان اصیل و نجیب! این بود که دو دسته از این بردگان را مجروح ساخته و خون آلود سازند و این اشراف از دیدن چنین منظره ای شادمان گردند!!!
مختصر این که اربابان حق داشتند غلامان خود را بدون هیچ گونه مانعی بکشند و یا به انواع شکنجه‌ها عذاب دهند!!

اما نظر اسلام درباره بردگان...
به طوری که گفته شد: اسلام به هیچ وجه بردگی را فطری نمی‌داند و عقیده ندارد که خداوند دو نوع انسان آفریده: یکی به نام ارباب و آزاد که دارای همه گونه شخصیت انسانی و حقوقی است، و دیگری به نام غلام و برده که از همه ی حقوق حیاتی و حقوق مدنی و اجتماعی محروم است! بلکه تمام افراد بشر را از نسل یک پدر و یک مادر می داند و در عین اعتقاد به انسانیت همه، هیچگونه امتیازی نه از نظر سیاه و سفید و نه از نظر ثروت و فقر و نه از نظر ارباب و برده... قائل نیست.
یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم یعنی: ای مردم ما تمامی شما را از یک پدر و مادر آفریدیم و شما را ملت‌ها و قبایل مختلف قرار دادیم تا شناخته شوید (یعنی این گونه اختلافات هیچ‌گونه دلیلی بر تفاوت شخصیت شما نیست بلکه فقط به منظور شناسایی است) گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شما است.
از نظر اسلام هیچ کس حق ندارد دیگران را خواه برده و خواه آزاد، مورد اذیت و آزار قرار داده و به حقوق دیگران تجاوز کرده و یا دیگران را مورد تحقیر و شکنجه قرار دهد.
اسلام مردم را با هم مساوی دانسته و علت نابودی ملت‌ها و اقوام را ناشی از عدم مساوات آنان در برابر قانون و اجرا نشدن آن در حق همه می داند و آزادی هر کس را فقط تا مرز قانون محترم شمرده و علیه تبعیضات نژادی با شدیدترین وجهی مبارزه کرده است.
اسلام برخلاف اعتقاداتی که مردم روم و یونان و عربستان و غیره در حق بردگان داشتند مبنی بر این که بردگان هیچ گونه شخصیت حقوقی ندارند!! به آنان شخصیت حقوقی بخشید یعنی بردگان را نیز در صف سایر مردم قرار داد و برای همه آنان حقوق متناسب جعل و تشریع فرموده است.(اسلام=عدالت خدا)
و اگر احیانا در بعضی از موارد اختلاف کمی در حقوق آنان دیده می شود آن هم تنها روی جهاتی است که مصلحت غلامان و بردگان ویا مصالح اجتماع، در آن‌ها در نظر گرفته شده وگرنه هیچ گونه تحقیر و توهینی در آن موارد منظور نبوده است.
گوهر پاک اسلام ، حضرت محمد(ص) آنچنان در حق بردگان توصیه و سفارش نموده و آنقدر در مقام قانونگذاری رعایت حق آنان کرده و به قدری چه از لحاظ گفتار و چه از لحاظ عمل به آنان شخصیت بخشیده و مردم را نسبت به آنان خوش بین و رئوف و مهربان ساخته که به طور مسلم بالاتر از آن ممکن بلکه متصور نیست.

پیغمبر اکرم فرمود: اخوانکم خولکم جعلهم الله فتنه تحت ایدیکم فمن کان اخوه تحت یده فلیطعمه من طعامه و لیلبسه من لباسه و لا یکلفه ما یغلبه فان کلفه ما یغلبه فلیعنه یعنی: بندگان شما برادران شما هستند که خداوند برای امتحان، آنها را زیر دست شما قرار داد بنابراین هر کسی برادر وی زیر دستش باشد. باید از غذای خود به او بخوراند و لباس خویش بر او بپوشاند و کاری که بیش از طاقت وی باشد بدو رجوع نکند و اگر کار سختی به او محول کرد واز طاقت او بیشتر است به او کمک کند.

روزی علی علیه السلام به بازار کرباس فروشان رفت و دوعدد جامه یکی را به سه درهم و دیگری را به دو درهم خرید، جامه سه درهمی را به غلامش قنبر داد و خود جامه دو درهمی را برداشت، غلام عرض کرد: چون شما امیر مؤمنانید و برای مردم روی منبر سخنرانی می کنید از این جهت شما به جامه سه درهمی از من سزاوارترید، علی فرمود: من حیا می کنم از این که از تو برتری جویم زیرا از رسول خدا شنیدم که می فرمود: ألبسوهم مما تلبسون و أطعموهم مما تأکلون یعنی: از آن چه که خودتان می پوشید به آن‌ها بپوشانید، و آن چه خود می خورید به آن‌ها بخورانید.
پیغمبر اسلام آنچنان در حق بردگان، رعایت احترام نموده که حتی حاضر نشده کسی آن‌ها را بنده یا کنیز بخواند: لا یقل احدکم هذا عبدی وهذه امتی و لیقل فتای وفتاتی» یعنی: هیچ کس حق ندارد خدمتکار خود را عبد و امه (غلام و کنیز) بخواند بلکه می باید خدمتکار مرد را « فتی یعنی: جوانمرد- آقا»، و خدمتکار زن را فتاه یعنی: دوشیزه و خانم بخواند.

خلاصه مطالب بالا:اسلام دین عدالت
__________________
***محمّد رسول الله همیشه رسول الله است***
lemoon آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي lemoon به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 02-06-2010   #797 (permalink)
کاربر
 
huseintbar's Avatar
 
تاريخ عضويت: Feb 2010
ارسالها: 115
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 4
از ایشان 39 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : نظر اسلام در مورد برده داري-----5

چرا مسلمانان در جنگها زنان را اسیر میکردند؟
۱- برای ما رفتار و کردار فرمانروایان مسلمان در طول قرنها ملاک نیست. ملاک ما پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) و معصومین(علیه السلام) هستند و اینکه فرمانروایان و جبارانی که بر مسلمین حکومت میکردند چگونه با اسرا رفتار مینمودند برای ما به هیچ وجه ملاک نیست. در بین معصومین هم تنها پیامبر(صلی الله علیه وآله) و امام علی(علیه السلام) فتحی داشتند که ایندو نیز تقریبا هرگز اقدام به گرفتن اسیر از بین مردم نکردند مگر در یکی یا دو مورد.یکی از این موارد را که خیلی هم از سوی اسلام ستیزان روی آن مانور داده میشود را بررسی کنیم. این مورد چیزی نیست جز ماجرای غزوۀ بنی قریظه:
خطرناکترین جنگی که برای نابودی مسلمانان به وجود آمد جنگ خندق بود و این جنگ توسط سران یهودی طراحی شده بود و داستانش این است که یهودیان بنی قینقاع و بنی نضیر و بنی قریظه که در داخل مدینه به همراه مسلمانان زندگی می کردند، با پیامبر پیمان بسته بودند که با پیامبر زندگی مسالمت آمیز داشته باشند و با دشمنان پیامبر همکاری نداشته باشند ولی بنی قینقاع پیمان خودرا شکستند و پیامبر آنهارا از مدینه اخراج کرد .پس از مدتی یهودان بنی نضیر هم پیمان شکنی کردند و پیامبر آنهاراهم از مدینه اخراج کرد .سران یهودان بنی نضیر باسران مکه تماس گرفتند و آنهارا برای جنگ با پیامبر تحریک کردند و در نتیجه تلاشهای آنان سران مکه با ده هزار نفر نیرو به مدینه حمله کردند. اگر کافران در این حمله پیروز می شدند، پیامبر و مسلمانان همه نابود می شدند و خدا میداند چه کشتاری راه می انداختند. دشمنان آمدند و با خندق مواجه شدند و نتوانستند به داخل مدینه نفوذ کنند.در حدود یک ماه شهر را محاصره کردند ولی نتوانستند کاری از پیش ببرند.تنها راه موفقیت آنان این بود که یهودان بنی قریظه را با خود همراه کنند و این خطرناکترین توطئه بود.آنان یهودان بنی قریظه را با خود همراه کردند و این یهودان که همپیمان پیامبربودند پیمان خودرا شکستند و قول همکاری به دشمن دادند.پیامبر توسط عوامل خود از توطئه بنی قریظه آگاه شد و پس از اینکه دشمن از مدینه رفت به بنی قریظه حمله کرد.بنی قریظه نخست قصد جنگ داشتند ولی پس از مدتی تسلیم شدند.همه آنان خلع سلاح شدندو خود پیامبر درباره آنان کاری نکرد بلکه خود آنان خواستار داوری سعد بن معاذ شدند .آنان چنین گمان می کردند که در باره آنان هم مانند بنی نضیر داوری خواهد شد ولی سعد بن معاذ به این صورت داوری کرد که جنگ آورانشان کشته شوند و زنهایشان و بچه هایشان اسیر شوند . یهودان بنی قریظه هم به این داوری گردن نهادند.در این جنگ است که زنها و بچه ها اسیر می شوند نه هر جنگی .پیامبر هم این داوری را تنفیذ کرد و این داوری مطابق کتاب مقدس یهودان هم بود .(فروغ ابدیت ,ج 2,غزوه احزاب )
پیامبر دو بار با یهودان مدینه به مهر و محبت رفتار کرد ولی این بار دیگر نمی توان چنین کرد چون این کار صد در صد خلاف احتیاط و خلاف عقل است و هیچ فرماندهی چنین نمی کند.در این جنگ زنها هم اسیر می شوند چون آنان کسی ندارند تا از آنان سرپرستی بکند و بهترین راه برای آنان همین اسارت است تا هم زندگیشان اداره شود و هم اسلام را می توانند بشناسند.
اساسا از سیرۀ نبوی آشکار است که ایشان فردی بودند اهل عفو و بخشش چنانکه بعد از فتح مکه که در هنگام هجرت از هر قبیله کسی برای قتل ان حضرت برگزیده شده بود، هم از اسیر کردن مردم و حتی سران دشمن خودداری فرمودند. پس کاملا آشکار است که این مورد واقعا موردی بوده که راهی جز این وجود نداشته است. بدون شک عملکرد پیامبر برای ما نشانگر ملاک اسلام است.
۲- از طرف دیگر در مورد سایر فرمانروایان مسلمان که معصوم نبودند و اجرای مو به موی احکام اسلام را وظیفۀ خود نمیدانستند نیز باید پرسیده شود اگر دشمنان بر مسلمین پیروز میشدند با زنانشان چه میکردند؟ پاسخ واضح است. به غیر از مواردی مثل جنگهای صلیبی که حتی زنان را نیز از دم تیغ گذراندند، آنها را اسیر میکردند و به عنوان کنیز میفروختند. پس فرمانروایان مسلمانان هم این حق را به خود میدادند که مقابله به مثل کنند.
۳-باز باید دقت کنیم که این مسئله برای کفار محارب مطرح بوده است که بر ضد اسلام شمشیر میکشیدند.
۴-اسیر گرفتن آنها باعث میشد هم بی سرپرست نمانند و هم با فرهنگ اسلامی تربیت شوند. بخصوص که حقوق برده در اسلام بسیار بالاتر از حقوق برده در سایر مکاتب است.
ادامه دارد.........
huseintbar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي huseintbar به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 02-07-2010   #798 (permalink)
کاربر
 
huseintbar's Avatar
 
تاريخ عضويت: Feb 2010
ارسالها: 115
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 4
از ایشان 39 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : نظر اسلام در مورد برده داري

اگر اسلام دین آزادیست ؛ چرا برده‌داری در اسلام ممنوع نشد؟
این که اسلام به صورت یکجا جلوی برده‌داری را نگرفت نشانگر این نیست که اسلام با برده‌داری موافق است. زیرا بر خلاف روش بارز برده داری در غرب چند دهه پیش.
اولا:مسلمانان، کسی را به خاطر رنگ پوست یا نژاد یا حتی دینش برده نمیکردند. مسلمین مانند برخی از ملل دیگر برای به چنگ آوردن برده به این سو و ان سو حمله نمینمودند. اسلام تنها به گرفتن برده در جنگ با کفار حربی رضایت داده است که علتش را خواهیم گفت. پس اسلام فقط به اسیر کردن کفاری که با اسلام می جنگند رضایت داده است و برده کردن کفار ذمی که به زندگی مسالمت ‌آمیزدر کنار مسلمین میپردازند ممنوع است. پس نوع برده گرفتن در اسلام با سایر مکاتب تفاوت اساسی دارد.
ثانیا: در جنگ بین اسلام وکفر سه حالت میتوانست در مواجهه با کافر داشته باشد
1-کشتن کلیه اسیران درجنگ که بین بسیاری از ملل مرسوم بود و فقط برای تبادل اسرا آنها را زنده نگه میداشتند وگرنه آنها را میشکتند.
2- آزاد نمودن کفار جنگی , که در این صورت باز به سپاه دشمنان اسلام،خواهند پیوست.
3- به اسارت گرفتن و برده نمودن , یا بصورت نگه داری درکمپها ویا درخانه بعنوان کنیز و بنده.
از راههای فوق اسلام با راه سوم و نگه داری درخانه که عقلانی تر و انسانی تر است والبته با شرائط خاص ؛ موافق است. (شرائط آن بعدا ذکر می گردد)
زیرا برده داری درخانه , به پیشبرد و چرخۀ جامعه کمک میکرد و آنها نیز با فرهنگ اسلامی آشنا میشدند و از همه مهمتر این افراد شانس اینرا پیدا میکردند که به واسطه کفاره و شرایط دیگر آزاد شوند.(میدانیم که آزاد کردن یک برده با شصت روزۀ کفاره برابر است یا پیامبر به مردی که در جاهلیت سیزده دختر خود را زنده به گور کرده بود فرمود برای بخشش گناهانش سیزده برده آزاد کند) حتی اگر این شرایط هم نبود بردگان به فرمان قرآن(سورۀ نور، آیۀ ۳۳) حق داشتند برای آزادی خود با صاحبشان قرارداد ببندند و بردگیشان مادام العمر نبود.
بنابراین با توجه به اینکه در هر زمان ممکن است بین مسلمین وکفار جنگ فرا گیر د و کفار اسیر شوند اسلام برای آن زمان قانون برده داری را آزاد گذاشته. اما همیشه سعی در رها نمودن برده ها از ملکیت و آزادی آنان داشته که درپستهای بعد گفته خواهد شد.
درضمن؛ برده کردن کفار حربی درجنگ ,بعنوان یک واجب شرعی نیست بلکه بدلائل انسانی مسلمانان میتوانند برده بگیرند نه اینکه واجب باشد. اگر کسی راه منطقی تراز دستور اسلام داره بنویسد!
ادامه دارد..............
huseintbar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-07-2010   #799 (permalink)
کاربر
 
huseintbar's Avatar
 
تاريخ عضويت: Feb 2010
ارسالها: 115
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 4
از ایشان 39 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : نظر اسلام در مورد برده داري---------7

چگونه قرآن به مسلمانان اجازه میدهد بدون عقد با کنیزان نزدیکی کنند؟
رابطۀ زن و شوهر بودن یک رابطۀ اعتباری است و نه یک امر حقیقی.
در اسلام یکی از راههای برقراری این رابطه، خواندن «صیغۀ عقد» است. یکی دیگر از سببهای برقراری این رابطه مالکیت است ولی دارای شروط زیر است:
۱- مالک، کنیزش را به ازدواج شخص دیگر درنیاورده باشد.
۲- مالک، کنیز را به دیگرى نبخشیده باشد.
3- کنیز در حالِ گذراندن ایّام عدّه (عدّه‏ى طلاق از شوهر قبلى‏اش) یا ایام استبراء (در آنجا که محلّل واقع شده)، نباشد.
4- قبلًا پدر مالک کنیز؛ با کنیز، نزدیکى نکرده باشد.
5- کنیز، بین چند صاحب مشترک نباشد.
6- قبلًا فرزند مالک کنیز با او نزدیکى نکرده باشد.
7- کنیز با مولایش قرارداد نبسته باشد که پول خود را بدهد تا آزاد شود (در اصطلاح مُکاتَب نباشد).
8- کنیز، کاملًا تحت تصرّف مالک باشد.
9– کافر قبل از اسارت مسلمان شود.
10- کفار حربی و اسیران جنگی آنان باشنددرحالی که پیش از اسلام از راههای گوناگون اسیر میگرفتند.
و..............
در ضمن : از آنجا که ازدواج با کفار برای مسلمان جایز نیست چه کافر آزاد و چه مملوک , لذا تنها راه ارتباط مسلمان با زن اسیر کافر اینه که آن زن پس از ایام عده جدایی از شوهر کافرش , به ملک مرد مسلمان درآید...
ازطرفی:کنیز مجبور نیست حتما به نزدیکی با صاحب خود تن دهد بلکه میتواند طبق بند(۸) که در قرآن آمده است برای آزادی با صاحب خود قرارداد ببندد و حق آزادی خویش را با کار کردن بپردازد.

ادامه دارد.....

ويرايش توسط huseintbar : 02-08-2010 در ساعت 09:23 AM.
huseintbar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي huseintbar به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 02-08-2010   #800 (permalink)
کاربر
 
huseintbar's Avatar
 
تاريخ عضويت: Feb 2010
ارسالها: 115
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 4
از ایشان 39 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : نظر اسلام در مورد برده داري----8

چرا قرآن یک حکم قطعی و عمومی آزادی همه بردگان را اعلام ننموده است؟
اسلام هرگز ابداع کننده بردگی نبوده است، بلکه در حالی ظهور کرد که بردگی سراسر جهان را گرفته بود و با تار و پود جوامع بشری آمیخته بود. حتی بعد از اسلام در تمام جوامع، بردگی ادامه یافت، تا حدود یک صد سال قبل که نهضت آزادی بردگان شروع شد، چرا که به خاطر دگرگون شدن نظام زندگی بشر، مسئله بردگان به شکل قدیمی قابل قبول نبود ، اگر چه حتی امروز نیز برنامه برده داری به شیوه های دیگر مانند تجارت زنان و کودکان و.... هنوز پابرجا است.
حال اگر اسلام طبق یک فرمان عمومی دستور میداد همه بردگان را آزاد کنند، چه بسا بسیاری از آنان تلف میشدند، زیرا نه کسب و کار مستقلی داشتند و نه خانه و وسیله‏ای برای ادامه زندگی.از این رو باید تدریجاً آزاد میشدند و جذب جامعه می گردیدند تا نه جان خودشان به خطر بیافتد و نه امنیت جامعه را به خطر اندازند، اسلام این برنامه حساب شده را تعقیب کرد.
برنامه اسلام در مورد بردگی، فقط در مورد اسیران جنگی که از کفار گرفته میشد، نبود، گرچه احکام خاص بردگان مربوط به این اسیران جنگی هست. در جنگ‏ها گاهی افراد بسیاری از کافران و مشرکان اسیر میشدند. که اگر میخواستند اسرا را زندانی کنند، بودجه و هزینه هنگفتی بر دوش جامعه اسلامی بار میشد و اگر میخواستند همه را یک دفعه آزاد کنند، غیر عاقلانه بود، چون اینان کسانی بودند که با مسلمانان جنگیدند و حتی تعدادی از مسلمانان را کشته بودند . بنابراین راه عقلایی این بود که حاکم اسلامی، اسیران را در اختیار افراد توانمند مسلمان قرار دهد و از این طریق خزانه بیت المال نیز برای برنامه های دولت اسلامی و حمایت از فقیران و مستضعفان و...غنی شود . از طرفی این بردگان و اسیران کم کم در جامعه اسلامی هضم شده وبا برنامه تربیت اسلامی هدایت میشدند و بسیاری از آنان مسلمان میشدند و برای مولای خود کار اقتصادی انجام میدادند و هیچ باری بر دوش جامعه اسلامی و حکومت اسلامی اضافه نمیشد..
بنابرایندرباره اسیران جنگی و کنترل و هدایت آنان به اسلام، این طرح، خوبی است. البته این طرح الزامی نیست و حاکم اسلامی میتواند اسیران را بدون دریافت وجه آزاد کند یا میتواند با دریافت وجه آزاد کند و نیز میتواند به صورت اسیر و برده نزد مسلمانان بگذارد. هم چنین در برنامه‏های اسلامی به صورت احکام واجب و مستحب ، تشویق بر آزاد کردن بنده‏ها فراوان است، مثلاً کفاره افطار عمدی روزه ماه مبارک رمضان و کفاره قتل عمدی، هم چنین ثواب و سفارش بسیاری که در آزاد کردن بندگان بیان شده است ، به گونه ای که هر گاه عمل نیکی را بخواهند مورد سنجش قرار دهند ، ان را با آزاد کردن بنده ، تشبیه می کنند. این‏ها همه مواردی است که وسیله‏ای برای آزاد کردن بردگان بوده است. و احکام دیگر که درپستهای بعد می آید...
ادامه دارد.......
huseintbar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-08-2010   #801 (permalink)
کاربر
 
huseintbar's Avatar
 
تاريخ عضويت: Feb 2010
ارسالها: 115
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 4
از ایشان 39 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : نظر اسلام در مورد برده داري---------- 9

فرق برده داری در اسلام وسایر ملل
برده‌داری در اسلام اساسا با برده‌داری مرسوم در سایر مناطق و سایر دورانها تفاوتی فراوان دارد. برده در اسلام مفهومی غیر از برده در سایر فرهنگها دارد.در پیش از اسلام صاحب ؛ حق داشت با برده هر معامله ای بکند ولی در اسلام برده یکی از اعضای خانواده محسوب میشد و مانند فرزندان خانواده با آنها رفتار میشد. اسلام برای برده‌دار اجارهزه نداده که به برده ظلم کند و ...
درست است که اسلام به یکباره جلوی برده‌داری را نگرفت ولی با فرامین خود باعث شد که بردگان به تدریج آزاد شوند. اسلام به کوچکترین بهانه زمینۀ آزادی برده را ایجاد می نمود:
۱-پیامبر در جنگ هر اسیری که ده مسلمان را باسواد می نمودآزاد میکرد.
۲-اسلام آزادی برده را از عبادات بزرگ قرار داد.
3-کنیزانی که برای مالک خود فرزند می یافتند خودبخود آزاد میشدند.
4-به بردگان حق داده شدتاباصاحبان بر سر آزادی خود قرارداد ببندند و طبق صریح قرآن مالکان حق نداشتند که از بستن قرارداد سرباز بزنند.
5- حضرت امام صادق‌مي‌فرمود: هرگاه پدرم به غلامش دستوري مي‌داد و ملاحظه مي‌کرد که آن کار، سخت است خودش بسم الله مي‌گفت و کمک مي‌کرد.(1)
6- یکی از مصارف زکات آزاد کردن بردگان است . (2)
7- یکی از کفاره های روزه خواری و شکستن سوگند و... آزاد کردن برده اعلام شد.
8- قرآن آزدی برده را نیکی شمرده و فرمود : آن است که ... مال را با وجود دوست داشتنش به ... بردگان ببخشد (3)
9و تو چه دانی عقبه چیست؟آزاد کردن برده است (4)
10- قران کفارة برخی از گناهان مانند قتل غیرعمد و سوگند دروغ را آزاد کردن بردگان قرار می دهد.... و هرکس که مؤمنی را به خطا بکشد، بر اوست که برده مؤمنی را آزاد کند ..(5)
11 - خداوند شما را ... در سوگندهایی که می خورید مؤاخذه می کند و کفاره شکستن آن، ... آزاد کردن یک برده است ..(6)
12- ... از ملک یمینهایتان که قصدبازخریدخویش را دارند،... آنانرابازخرید کنید و به آنان از اموال خداکه به شما داده ,ببخشید.(7)
13- با برده ای که آزاده نشده باشد باید با احسان رفتار کرد....به ملک یمین خود نیکی کنید که خداوند متکبرفخرفروش را دوست ندارد (8)
14- منع وادارنمودن کنیز ها به تن فروشی
وکنیزهایتان را اگرعزم پاکدامنی دارندبه فحشا وادار مکنیدکه بهره دنیوی به دست آورید ...(9)
15- زن یا شوهر دادن بردگان «صالح » تکلیف اخلاقی صاحبان آنان است.
... و بردگان و کنیزان صالح خویش را به همسری دهید؛ اگر تهیدست باشند خداوند از بخشش خویش آنان را توانگر می سازد... (10)
16- حتی ازدواج مرد یا زن مسلمان آزاد با برده مسلمان تجویز شمرده شده.
هر کس از شما که توانایی مالی نداشته باشد که با زن آزاد مؤمن ازدواج کند با ملک یمینهایتان، از کنیزان مؤمن، ازدواج کند ...، همه از یکدیگرید پس با اجازه سرپرستشان با آنان ازدواج کنید و مهرهایشان را به وجه پسندیده به ایشان بدهید .. (11)
17- ارزشمند تر دانستن برده مسلمان از کافر آزاد
و کنیزی مؤمن بهتر است از زن آزاد مشرک هرچند شما را از او خوش آید، ... و برده مؤمن بهتر از مرد آزاد مشرک است هرچند شما را از او خوش آید... (12)
پي نوشت ها:
1-بحارالانوار مجلسي‌، ج 74، ص 142
2- سوره توبه آیه 60
3- سوره بقره آیه 177
4- سوره بلد آیه 13
5- سوره نساء آیه 92
6- سوره مائده آیه 89
7- سوره نور آیه 33
8- سوره نساء آیه 36
9- سوره نور آیه 33
10 - سوره نور آیه 32
11- سوره نساء آیه 25
12- سوره بقره آیه 221
ادامه دارد..............
huseintbar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-09-2010   #802 (permalink)
کاربر
 
huseintbar's Avatar
 
تاريخ عضويت: Feb 2010
ارسالها: 115
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 4
از ایشان 39 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : نظر اسلام در مورد برده داري------ 10

انواع برده داری دراسلام
اولا: قبلا گفتیم که برده گی قبل از اسلام از راههای گوناگون پیش می آمده است اما اسلام بردگی را منحصر به کفار حربی و اسیران جنگی آنان دانسته وبردگی مسلمانان و نیز برده گرفتن با زور وقدرت و نیز برده نمودن شوهر برزن و... را حرام نموده. و وهمیشه تلاش برای آزادی بردگی نموده.تداوم این بردگی تنها از دو راه ممکن بوده است :
1- اسارت کفار در جنگ با مسلمانان .
2- زاد و ولد بردگان.
ثانیا: اسلام برای برده از نظر نوع و میزان مملوکیت ؛ اقسامی قائل است از جمله :
1- برده قن: یعنی برده ای که عرب جاهلیت قبل از اسلام با زمین خرید و فروش میکردند.
2- برده مبعض : یعنی برده ای که جزئی از وی برده باشد.
3- برده مدبر: برده ای که با قرار آزادی پس از مرگ مالک آزاد میشد.
4- برده ام ولد:زن برده که در هنگام بردگی ، از مالک خود دارای فرزند شود.
5- برده مشترک : که دراین صورت همبستری همه مالکین با برده حرام بود.
6- ملک یمین :- مـلک- یعنی: دارائی و مالکیت. و - یَـمـیـن- یعنی: راست (سمت راست، دست راست)، سوگند، قرارداد و پیمان. و «ملک یمین» روی هم رفته یعنی: دارائی و مالکیت قراردادی و پیمانی. مثلاً ما بنابر قرار داد در یک کارخانه روزی هشت ساعت کار می کنیم. این هشت ساعت کار ما در روز ملکِ صاحبِ کارخانه است یعنی صاحب کارخانه هشت ساعت کار ما را خریده است. در زبان و ادبیات گذشته عرب و قرآن به آن « ملک یمین» گفته میشود.
در «مـلـک یَـمـیـن» صاحب کار بنابر قرارداد فقط صاحبِ کارِ فرد است نه خودِ فرد. مثلاً اگر بخواهد با کنیز ازدواج کند باید با اجازه خانواده وی اینکار را بکند. این موضوع در آیه 25 سوره نساء آمده:... فـَانْـكِـحُـوهُـنَّ بـِإِذْنِ أَهْـلِـهـِنَّ وَ آتـُوهُـنَّ أُجُـورَهُـنَّ بـِالْـمَـعْـرُوفِ : با اجازه خانواده شان با آنها ازدواج کنید (یعنی با خواستگاری و موافقت خانواده آنها)، و اجر آنها را بطور اصولی و متعارف بدهید.
7- برده مکاتب . قرارداد آزادی برده که به اختیار خود او با مالک بسته می شد و اصطلاحا عقد مکاتبه (یا بنابر آیة 33 سورة نور) خوانده می شود.
به نظر فقهای شیعه ، عقد مکاتبه به دو صورت مطلق و مشروط انجام می شد. در مکاتبه مطلق ، آزادی برده منوط به پرداخت تمامی مال الکتابه نبود، بلکه هر مبلغی که وی می پرداخت ، به همان نسبت آزاد می شد برخلاف مشروط که با پراداخت تمامی مال الکتابه از بردگی رها میشد.
ادامه دارد.......

ويرايش توسط huseintbar : 02-09-2010 در ساعت 09:52 AM.
huseintbar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 02-09-2010   #803 (permalink)
کاربر
 
huseintbar's Avatar
 
تاريخ عضويت: Feb 2010
ارسالها: 115
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 4
از ایشان 39 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : نظر اسلام در مورد برده داري-----------11

معنی بردگی دراسلام
برده يعني كسي كه با پول خريداري شده و ميشود او را در مقابل پول فروخت و به ارباباو صاحب و مالك برده گفته ميشود. بردگان در عين اينكه كار خدمتگزاران را انجامميدادند به عنوان سرماية صاحبان خويش نيز به شمار ميآمدند و هنگام نياز صاحبانشانميتوانستند آنان را به قيمت مناسبي به فروش برسانند.
در مورد زنان كه برآنان كنيز اطلاق ميشود و در عربي نامش امهاست استفاده بيش از مردان بود زيرا علاوه از خدمتگزاري وجنبه سرمايهاي كنيزان همسران صاحبان خود نيز به شمار ميآمدند و صاحبانشانميتوانستند از آنها استفادة زناشوئي بكنند و منشأ بردگي در ازمنة قديم و قبل ازاسلام هر چيزي ميتوانست باشد از جمله :
ربودن زنان، فرزندان، و... قبائل و ملتهايبيگانه. البتّه جنگ و اسيري از جمله مهمترين منشأ بردگي بوده و نيز فروش فرزندانتوسط والدين.
امّا بردگي در اسلام بدين نحوه است كه اسلام هيچگونه كار تأسيسي روي بردگي انجام نداده است بلكه مواجه با عمل انجام شدهاي بود كه در تمامساختارهاي اجتماعي ريشه داشت و برخورد منفي و مقابله مستقيم با آن كاري بسيار دشوارو شايد غير ميسّر بود. از اين رو اسلام با اين مسئله برخورد اصلاحي داشته است. بديننحو كه:
اولاً: منشأ بردگي را تنها در اسيري مشركان و بردهزادگان منحصر نمود. و ايجاد بردگي را از راههاي ديگر وبرده كردن انسانهاي آزاد را به شدت ممانعت نمود و حتي در جنگها نيز مشركان را درپذيرش اسلام و يا پرداخت جزيه در صورت عدم پذيرش و بردگي در صورت اسيري مختارميگذاشت و اين مطلب قبل از درگيري به آنان اعلام ميشد.
ثانياً:‌ اسلام راههاي مختلفي را براي كنترل بردگي و آزادي بردگان ايجاد كرد كه بعضي از اين راهها الزاميبود مانند آزاد شدن خود به خود كنيزي كه از صاحبش فرزنددار شده بعد از مرگ صاحب كهدر اصطلاح به آن «ام ولد» ميگفتند. و اين مطلب موجب آزادي بسياري از كنيزان ميشد البتّه باتولد فرزند اختيار فروش كنيز نيز از صاحب سلب ميگشت.
عناويني چون عبد مكاتب،عبد مدبر و عبد مبعض و...، حاكي از موقت بودن بردگي شخص مورد نظر ميباشد زيرا بردهميتوانست با مولاي خود قراردادي بسته و در مقابل اعطاي مبلغ معيني خود را آزادكند. همچنين عبد مدبّر را كه مولاقول آزادي او رابعد از مرگ خودش دان وي، صاحب نميشدند.
ثالثاً: بسياري ازاحكام اسلام از جمله كفارات مترتب بر آزادي بردگان ميباشند.
رابعاً: در اسلام اجر و ثوابزيادي بر آزاد كردن بردگان وارد شده است به طوري كه آزاد كردن برده يكي ازصالحترين اعمال به شمار آمده است.
امّا سيرهمعصومان در مورد بردگي در چارچوب قوانين اسلام بوده است. علاوه از اين كه آنان ازجنبه تربيتي به بردگان مينگريستند نه از جنبه اقتصادي. بردگاني را امام سجاد ـ عليه السّلام ـ ميخريد و در مواقع معيني از سال مانند اعياد فطر و قربان آزادميكرد بدين ترتيب آنان را با تربيت صحيح اسلامي آشنا ميساخت و اينان بعدها ازجمله تشكيل دهندگان جمعيت شيعه شدند.
ادامه دارد........
huseintbar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 4 هفته پيش   #804 (permalink)
کاربر
 
huseintbar's Avatar
 
تاريخ عضويت: Feb 2010
ارسالها: 115
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 4
از ایشان 39 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : نظر اسلام در مورد برده داري---12

برخی روش‌هاي آزادي بردگان دراسلام
تمام احكام برده‌داري در اسلام كه در فقه بابی بنام - عتق رقبه‌-آمده در حقيقت مبتني بر همان بحث غنيمت در كتاب جهاد و در امتداد آن است‌.
یعنی آزادی برده ... برخلاف دیگران که اصولا برده را برای همیشه از آن خود ودرانحصار داشته اند.
اسلام راه های مختلفی برای آزادی بردگان درپیش گذاشته ... مانند:
بنده‌، برده يا اسير مي‌تواند به چند تن از مسلمين سواد، دانش يا حرفه‌اي بياموزد و در ازاي آن آزادي خويش را به كف آورد.
2 ـ برده مي‌تواند با كار كردن‌، بهاي خود را به خريدارش پرداخته و آزاد شود. «كتابت‌» در فقه يعني فروش بنده به خودش و اينكه مولي و بنده كتابت مي‌كنند يا عقد مي‌بندند كه هرگاه بنده فلان مبلغي را پرداخت آزاد مي‌شود.
3 ـ اگر به مولي زكاتي واجب شد بايد آن را به برده مكاتب بپردازد تا او زودتر آزاد شود و اگر زكات بر وي واجب نشده مستحب است مالي را به مُكاتَب بدهد يا از اقساط وي بكاهد و بر بنده واجب است بپذيرد و حق رد كردن ندارد. يعني بر ولي است كه كمك كند تا مكاتب سريع‌تر آزاد شود.
4 ـ اگر اسير مسلمان نشود مشمول آزادي مي‌گردد
5 ـ اگر اسيري مومن شد مستحب است كه پس از سپري شدن هفت سال از بردگي او بدون هيچ ما به ازا و وجهي او را آزاد كنند.
6 ـ تدبير يكي ديگر از قواعد است كه طبق آن مولي آزادي بنده خود را مشروط و معلق به زمان مرگ خويش يا مرگ شوهر كنيز يا مرگ كسي كه بنده نزد او خدمت مي‌كند بنمايد كه در اين صورت بلافاصله پس از وفات‌، بنده آزاد است‌.
7 ـ چند عامل نيز موجب آزادي خودبه‌خودي بنده مي‌شود. كوري‌، جذام‌، زمينگير شدن‌، اسلام آوردن در دارالحرب‌. پرداخت قيمت مملوكي كه وارث مالي شده است به صاحب او تا اينكه مملوك بتواند آزاد شود و ارث ببرد. چون تا وقتي كه مملوك باشد از ارث محروم است‌. اگر مولايي‌، برده را مضروب كرد يا مجروح نمود بنده بدون هيچ پرداختي آزاد مي‌شود، جايي كه برده‌اي مالك پدر يا مادر خود شود (زيرا بنده مي‌تواند پول جمع كند و خود را بخرد و اگر نخواست آزادي خويش را بخرد مي‌تواند در حالي كه خود بنده است‌، بنده‌اي بخرد و اگر آنكه مي‌خرد پدر و مادرش باشند خودبه‌خود آزاد خواهند بود چون مالك پدر و مادر شدن جايز نيست‌)، از ديگر موارد آزادي خودبه‌خودي آزادي با نذر كردن است و نيز اينكه فردي كنيزي را بخرد و با او ازدواج كند و مهريه وي را آزادي‌اش قرا دهد و اگر مهريه‌اي غيرآزادي قرار دهد و مولي بميرد و مالي نداشته باشد كنيز آزاد مي‌شود. و...
ادامه دارد................
huseintbar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 4 هفته پيش   #805 (permalink)
رهگذر
 
rahaa2010's Avatar
 
تاريخ عضويت: Feb 2010
ارسالها: 5
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 0
از ایشان 0 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : نظر اسلام در مورد برده داري

تمام مطالب بالا بیان یک واقعیت است که اسلام خود عامل ترویج برده داری است و اگر به تاریخ بنگرید تمام خلفا و امامان بعد از محمد هم به شغل برده فروشی مشغول بودند برای نمونه زین العابدین امام چهارم شیعیان شغل و منبع درآمدش از را برده داری و برده فروشی بود - روایت است خود محمد 500 تا برده و کنیز داشت
rahaa2010 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 4 هفته پيش   #806 (permalink)
کاربر
 
huseintbar's Avatar
 
تاريخ عضويت: Feb 2010
ارسالها: 115
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 4
از ایشان 39 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : نظر اسلام در مورد برده داري-------13

برخی از حقوق اسرا يا بردگان‌
1- مطابق كتاب جهاد در فقه‌، جهاد چهار شرط دارد كه عبارتند از بلوغ‌، عقل‌، آزادي‌، بينايي‌. بنابراين طبق شرط سوم برده يا مملوك را نمي‌توان به جنگ فرستاد.
2 ـ كشتن كودكان‌، ديوانگان و زنان اسير حتي اگر به دشمن كمك كنند جايز نيست‌.
3 ـ آزاد كردن بنده‌اي كه توان كسب و كار ندارد مكروه است مگر آنكه مالك به او كمك كند.
4 ـ آزاد كردن كسي كه اعتقادات باطل دارد نيز مكروه است اما عتق مستضعف يعني كسي كه حق را نمي‌شناسد و با آن عنادي ندارد فاقد كراهت است‌.
5 ـ اگر مكاتب زن باشد (كنيز) نزديكي با او به صورت عقد و غيرعقد از سوي مولي حرام است و مولي فقط مي‌تواند با اجازه و موافقت خود كنيز او را به ازدواج شخص ديگري كه كنيز تمايل دارد درآورد مانند نقشي كه يك پدر دارد.
6 ـ عبد و امه يا بنده و كنيز (اسير جنگي مرد و اسير جنگي زن‌) با اذن صاحب خود مي‌توانند بافرد ديگري اعم از اينكه او اسير يا آزاد باشد ازدواج كنند.
7 ـ اگر كنيز پس از ازدواج با غير آزاد شود مي‌تواند فوراً عقد نكاح را فسخ كند چه شوهر او آزاد باشد چه بنده باشد. در حالي كه اسير مرد كه آزاد مي‌شود به واسطه آزاد شدنش داراي خيار فسخ عقد نكاح نمي‌شود.
8 ـ اگر كنيز مكاتب نباشد مولي مي‌تواند آزادي او را مهريه او قرار دهد.
9ـ مبحث استيلاء در فقه آن است كه كنيز مملوك از مولاي خود باردار شود و او ام‌ولد گردد. فروش ام ولد تا زماني كه فرزندش زنده است جايز نيست‌.
10 ـ در كتاب عتق آمده است آزادي بنده به ساير اجزاي او سرايت مي‌كند بنابراين اگر كسي جزيي از بنده يا كنيز را آزاد كرد همه اجزأ ديگر به تبع آن آزاد مي‌شود و اين نشان مي‌دهد كه احكام در پي بهانه‌اي براي آزادي اسير هستند.
11 ـ مولي نمي‌تواند بيمار را آزاد كند چون او نياز به درمان دارد و اين كار برعهده مولي است‌.
ادامه دارد........
huseintbar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 4 هفته پيش   #807 (permalink)
کاربر
 
huseintbar's Avatar
 
تاريخ عضويت: Feb 2010
ارسالها: 115
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 4
از ایشان 39 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : نظر اسلام در مورد برده داري

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله rahaa2010 نمايش نوشته ها
تمام مطالب بالا بیان یک واقعیت است که اسلام خود عامل ترویج برده داری است و اگر به تاریخ بنگرید تمام خلفا و امامان بعد از محمد هم به شغل برده فروشی مشغول بودند برای نمونه زین العابدین امام چهارم شیعیان شغل و منبع درآمدش از را برده داری و برده فروشی بود - روایت است خود محمد 500 تا برده و کنیز داشت
سلام رها جون لطفا اول حقوق اسلام درباره اسرا را بخونید...
به نظر میرسه یا این ادعای بدون دلیلت از تاریخ اسلام درمورد برده داری اطلاعات کافی نداری...برای نمونه
1- به چه دلیل ادعا میکنی شغل امام سجاد برده داری بوده ؟! و نیز درآمدش؟
2- سند روایتی که میگید حضرت محمد 500تا برده داشته کجاست لطفا ادرس دهید؟
huseintbar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي huseintbar به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 4 هفته پيش   #808 (permalink)
کاربر
 
ramin_301's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jan 2010
ارسالها: 178
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 90
از ایشان 96 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : نظر اسلام در مورد برده داري

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله huseintbar نمايش نوشته ها
سلام رامین خان دوست گرامی...
این آیه هیچ ربطی به تاسیس برده داری نداره... بلکه اگر دقت کنید آیه داره احکام حرمت مواقعه با زن بیگانه را بیان میکنه... و یک مورد را استثنا نموده وآن کنیز کرفتن زنانی که شوهرکافرشان شان در جنگ کشته شدند و اینها بی سرپرست ماندندو... دراین صورت وبا شرائطی که داریم بیان میکنیم.. گرفتن این زنان بای رها کردن ویا کشتن را بعنوان راه حل منطقی بیان نموده... کجای آیه تاسیس را می رساند.... تاسیس یعنی حکمی سابقه نداشته باشه و کسی بوا ایجاد کنه... اما بردگی قدمتش به تاریخ خلقت اولیه انسان برمیگردد....
پس قرآن ؛ حکم بردگی را بیان نموده نه اصل تاسیس بردگی(دقت بفرمایید)
مرحبا به این همه تدبر و تفکر، دوست گرامی هر گاه چشمانتان را با دقت باز کنید متوجه می شوید که موضوع بحث ( نظر اسلام در مورد برده داری است) نه اینکه برده داری در چه زمانی و چگونه تاسیس شده. که اسلام آن را به رسمیت شناخته و خوشبختانه دوستان نمی توانند این مسئله را کتمان کنند.
لازم به ذکر است که در آیه ذکر شده آمده است زنانی که به اسارت گرفته شوند و در هیچ جای آیه از زنان بی سرپرست صحبت به میان نیامده. مثل اینکه شما علاقه خاصی دارید کلام خدا را نقض کنی تا به وسیله اون این عمل غیر انسانی و وحشیانه را توجیه کنی.
__________________
کاش هرگز آنروز از درخت انجیر پایین نیامده بودم...
ramin_301 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 4 هفته پيش   #809 (permalink)
Enthusiast
 
عطار's Avatar
 
تاريخ عضويت: Mar 2008
ارسالها: 365
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 36
از ایشان 135 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : نظر اسلام در مورد برده داري

هرگونه اظهار نظر پيرامون خطى مشىِ اسلام در مسئله بردگى بدون داشتن آگاهى و دقت در قانون جهادِ اسلامى، بى‏پايه

و اساس خواهد بود.

حتى بدانيد كه كلمه‏ى «بردگى» در اسلام، به همان معناى بردگى متعارف در ساير فرهنگ‏ها نبوده، بلكه اين كلمه و ماهيّت

آن، تتمّه‏اى از مسئله «جهاد و جنگ»، به اين توضيح كه:

- اسلام در موارد خاصّ و معدودى اجازه‏ى جنگ داده، آن هم موقعى كه جبهه‏ى كفر در مقابل اسلام

بايستد و نسبت به ارشادات و ابلاغ‏هاى اسلام، موضع منفى بگيرد.


اسلام، دستگير شدگان جنگی را از مرگِ حتمى و يا زنده بودن با اعمال شاقّه، به زنده بودن در قالبِ تيم

پرورش و تربيت و در عين حال كمك كردن به اجتماع وارد كرد.

شما مى‏گوئيد كه با اين اسيران دشمن چه كنند؟

آزاد كنند تا دو مرتبه به تجديد قوا پرداخته به صفِ لشگريان مهاجم بپيوندند و

جنگ تازه‏اى عليه مكتب اسلام به راه بيندازند؟

و در نتيجه: يا اسلام عقب‏نشينى كرده و به گوشه‏اى بنشيند و يا همه روزه آتش جنگ و خون شعله‏ور باشد؟

يا اين كه آن‏ها را بكشد تا خيالش را آسوده كرده و نيروهاى كارى و انسانى جامعه را حذف نمايد؟


و يا اين كه آيا بهتر نيست كه اسلام آن‏ها را به اجتماع اسلامى وارد كرده تا هم تربيت شوند و هم مشكلِ

تراكم در محيطى خاص (زندان) به وجود نيايد؟

در اسلام، همين بردگان به مقامات بالا مى‏رسند: بلال حبشى، اذان گوى رسمى پيامبر(ص) مى‏شود و اولين

شخصيّتى است كه بر فراز كعبه پاگذاشت و اذان گفت.

و امّا اين كه، چگونه براى محرم شدن با كنيزها، نيازى به صيغه نيست؟

اولاً در اسلام، ازدواج(=نكاح) نياز به قراداد و پيمان(=عقد) دارد. اين قرارداد، كاملاً رسمى بوده و چگونگى مقررات، الفاظ، آداب و محدوده‏ى آن را «خدا» تعيين مى‏كند.

به اصطلاح، هر عقد نكاحى به «سبب» نياز دارد؛ و مهم داشتنِ آن سبب است نه اين كه سبب‏ها يكسان باشد. مثلاً عقدِ

ازدواج موقت و دائم متفاوتند امّا هر دو «سبب» براى محرم شدن‏اند. به همين ترتيب، گفته مى‏شود كه اين سبب و عقد در

مورد كنيزها (به عنوان زنانِ كافرى كه اسير جنگى‏اند) نيز وجود دارد به نحوى كه اسلام، ازدواج دائم با غيرمسلمان را اجازه

نداده، ولى ازدواج موقت را تجويز كرده (مطابق نظر اكثر فقهاء و مراجع تقليد). ولى در مورد زنِ كافرى كه در

جنگ اسير مى‏شود، يك نوع سبب ديگرى قرار داده كه هر چند با ساير صيغه‏ها متفاوت است

(همچنان كه در عُرف انسان‏ها نيز شكل تمام قراردادها يكسان نيستند) امّا در «سبب بودن» اشتراك دارند؛ و آن سبب، «مالكيت» نام دارد.
ثانياً: وقتى اسلام، برده‏ها را از مرگِ حتمى نجات داد و با تعالمى و قوانين‏اش موجبات آزادى آن‏ها را از مرگ فراهم نمود، در

مقابلِ اين تسهيلات، به تنظيم ساير حالات و شئون نيز پرداخته. وبه عبارتى:قتى جانِ آن‏ها را نجات داد، به

طريق اولى اين حق را نيز دارد كه به سيستم‏سازى در مورد امور حقوقى و چگونگى زنده بودنِ آن‏ها بپردازد. به اين انگيزه

كه با حفظِ حرمتِ اسيران، منفعت مالكان را نيز تضمين كند.

از اين رو حتّى به مالكان نيز اجازه نداده تا تعدّى و زياده‏طلبى كنند و در قالب قانونى 9 ماده‏اى، مكانيزم بهره‏گيرى از كنيز را

مشخص نموده.

از اين توضيح مختصر به دست مى‏آيد كه:

كنيز، زنِ كافرى است كه در جنگ با مسلمين به اسارت درآمده؛ ولى كلفت يا مستخدم، يك زنِ

كارگر است كه جهت انجام كارهاى خانه، استخدام شده(بدون اين كه حرف از جنگ، كفر يا ايمان و... باشد).

اگر كنيز بخواهد نسبت به مالكِ خود، محرم بماند، بايد شرايط زير حفظ شود:

1. مالك، كنيزش را به ازدواج شخص ديگر درنياورده باشد.

2. مالك، كنيز را به ديگرى نبخشيده باشد.

3. اگر كنيز با شخصِ ديگرى ازدواج كرده باشد يا او را به ديگرى بخشيده باشند، پس از سپرى شدن مدّت

زمان عده‏ى طلاق با شوهرش يا تمام شدنِ زمان بخشش، مجدداً كنيز بر مالكش حلال مى‏شود.


4. كنيز در حالِ گذراندن ايّام عدّه (عدّه‏ى طلاق از شوهر قبلى‏اش) يا ايام استبراء(در آنجا كه محلّل واقع

شده)، نباشد.

5. قبلاً پدر مالك كنيز با كنيز، نزديكى نكرده باشد.

6. كنيز، بين چند صاحب مشترك نباشد.

7. قبلاً فرزند مالك و صاحب كنيز با او نزديكى نكرده باشد.

8. كنيز با مولايش قرارداد نبسته باشد كه پول خود را بدهد تا آزاد شود (در اصطلاح مُكاتَب نباشد).

9. كنيز، كاملاً تحت تصرّف مالك باشد.

انصافا می شود زنی در خانه دائما باشد و همیشه پوشیده باشد و شیطان دخالتی نکند . خودتان

بگویید آیا عسر و حرج و سخت نیست


تازه کنیز هم آدم است و شهوت دارد و از طرفی یک اسیر جنگی است نمی شود که برود و آزادانه هر کاری بکند پس بهتر

است نیاز جنسی او را صاحبش برآ ورده کند


جالب آنکه اسلام به کنیزان احترام گذاشته و حتی دستور محبت فراوان داده .

احترام به آنان آنقدر بالا است که مادران امامان خواهند بود .

آری مادر منجی عالم بشریت و رهبر مسلمانان یک کنیز است.

جهت آگاهى از سيستم بردگى در اسلام و نظر اسلام درباره‏ى برده‏دارى ر.ك:

1. نگاهى به بردگى ، آية‏الله محمد على گرامى.

2. فرازهايى از اسلام، علامه‏ى طباطبايى(ره).

3. اسلام و آزادى بردگان، آية‏الله مكارم شيرازى.
__________________
هرچه داريم از جايي آمده كه او هميشه بوده نامش خداست
شما را دوست دارد وقلبش براي شما مي تپد
عطار آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر از کاربران ، از دوست گرامي عطار به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 4 هفته پيش   #810 (permalink)
کاربر
 
huseintbar's Avatar
 
تاريخ عضويت: Feb 2010
ارسالها: 115
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 4
از ایشان 39 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : نظر اسلام در مورد برده داري------14

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله ramin_301 نمايش نوشته ها
مرحبا به این همه تدبر و تفکر، دوست گرامی هر گاه چشمانتان را با دقت باز کنید متوجه می شوید که موضوع بحث ( نظر اسلام در مورد برده داری است) نه اینکه برده داری در چه زمانی و چگونه تاسیس شده. که اسلام آن را به رسمیت شناخته و خوشبختانه دوستان نمی توانند این مسئله را کتمان کنند.
لازم به ذکر است که در آیه ذکر شده آمده است زنانی که به اسارت گرفته شوند و در هیچ جای آیه از زنان بی سرپرست صحبت به میان نیامده. مثل اینکه شما علاقه خاصی دارید کلام خدا را نقض کنی تا به وسیله اون این عمل غیر انسانی و وحشیانه را توجیه کنی.
رامین خان دوست گرامی این دسته تقدیم شما ..چرا عصبانی ؟!! آن هم وقتی که باب منطق باز است!{ لطفا اول آیات قرآن دراین زمینه را مطالعه مختصر بکنید بعد حکم کنید}
این در پاسخ به مستر یا میس رها بود که دادم...حال توجه شما وایشان را به نظر قرآن درباره برده داری جلب میکنم...
نفي بندگي در قرآن :
در قرآن فقط در دو آيه تعبير عبد و مملوك به كار رفته است و آن هم نه به قصد تأييد نظام برده‌داري بلكه به منظور كار برد آن در ضرب‌المثلي بوده كه در آن زمان پيامبر اسلام مي‌خواهد با زبان و ادبيات رايج عرب سخن بگويد: بت‌ها را براي خدا مثل و مانند نشماريد كه خدا به همه چيز داناست‌. خداوند ضرب‌المثلي دارد (ضَرَب الله مثلاً) و مي‌گويد آيا بنده مملوكي كه قادر به هيچ كاري نيست با مردآزادي كه به او رزق نيكو عطا كرديم كه بتواند در پنهان و آشكار هرچه مي‌خواهد انفاق كند اين دو يكسانند؟ كه هرگز نيستند. خداوند ضرب‌المثلي دارد (ضرب‌الله مثلاً رجلين‌...) كه دو مرد كه يكي بنده‌اي باشد گنگ و از هر جهت ناتوان و سربار مولاي خويش و هيچ خيري به مالك خويش نرساند و ديگري مرد آزاد و مقتدري كه بر خلق به عدالت فرمان دهد آيا اين دو يكسان هستند؟
ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً عَبْدًا مَّمْلُوكًا لاَّ يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَمَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ (سوره نحل آيه 75 )
خداوند مثالى زده: برده مملوکى را که قادر بر هيچ چيز نيست؛ و انسان (با ايمانى) را که از جانب خود، رزقى نيکو به او بخشيده‏ايم، و او پنهان و آشکار از آنچه خدا به او داده، انفاق مى‏کند؛ آيا اين دو نفر يکسانند؟! شکر مخصوص خداست، ولى اکثر آنها نمى‏دانند!
وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ .(سوره نحل آيه76)
خداوند مثالى (ديگر) زده است: دو نفر را، که يکى از آن دو، گنگ مادرزاد است؛ و قادر بر هيچ کارى نيست؛ و سربار صاحبش مى‏باشد؛ او را در پى هر کارى بفرستد، خوب انجام نمى‏دهد؛ آيا چنين انسانى، با کسى که امر به عدل و داد مى‏کند، و بر راهى راست قرار دارد، برابر است؟!
چنانكه مشاهده مي‌شود :
اولا: در هر دو آيه متوالي قرآن به صراحت و دوبار تكرار شده است كه آنچه مي‌گويد ضرب‌المثل است .
ثانیا : محدوديت‌هاي بنده را با توانايي انفاق در مردآزاد مقايسه مي‌كند كه امري طبيعي است‌. يعني در آن دوران برده‌داري رسمي رايج بوده چنانكه امروزه دادوستد اتومبيل هيچ قبحي ندارد در هنجارهاي آن روزگار نيز چنين بود و سخن گفتن به زبان رايج كاملاً طبيعي به نظر مي‌آيد و از مدلول آن نمي‌توان تصديق برده‌داري را اخذ كرد چنانكه امروز نيز مقايسه ميان اسيران جنگي و زندانيان با افراد آزاد همان معنايي را مي‌دهد كه در آيات پيش‌گفته ملاحظه شد.
در قرآن به صراحت مي‌گويد پس از شكست دادن دشمن در جنگ اسراي آنها را آزاد كنيد و هيچ قيد و شرطي در قرآن براي آن نيامده است‌.
در دو سوره نيز كلمه رقاب‌، استعمال شده ولي در اين دو آيه نيز توصيه به آزادي بردگان كرده است زيرا پيش از ظهور اسلام برده‌داري وجود داشت و حتي تا قرن نوزدهم ميلادي يعني بيش از هزار سال پس از ظهور اسلام در غرب و شرق نيز امري عادي و طبيعي بود و در هنگام ظهور اسلام‌، اين دين نمي‌ توانست نسبت به آن هيچ سخني نداشته باشد و لغو ناگهاني آن نيز ميسر نبود و بايد با روش تدريجي و تضييقي به لغو آن مبادرت مي‌شد لذا نه تنها اصل آن را دفاع نكرد كه توصيه به آزادي بردگان نمود.
فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِن لِّيَبْلُوَ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ. (سوره محمد آیه 4) و هنگامى که با کافران در ميدان جنگ روبه‏رو شديد گردنهايشان را بزنيد، تا به اندازه کافى دشمن را در هم بکوبيد؛ در اين هنگام اسيران را محکم ببنديد؛ سپس يا بر آنان منّت گذاريد (و آزادشان کنيد) يا در برابر آزادى از آنان فديه [غرامت‏] بگيريد؛ تا جنگ بار سنگين خود را بر زمين نهد، (آرى) برنامه اين است! و اگر خدا مى‏خواست خودش آنها را مجازات مى‏کرد، اما مى‏خواهد بعضى از شما را با بعضى ديگر بيازمايد؛ و کسانى که در راه خدا کشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را از بين نمى‏برد!
إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ.( سوره توبه آيه 60 ) زکاتها مخصوص فقرا و مساکين و کارکنانى است که براى (جمع آورى) آن زحمت مى‏کشند، و کسانى که براى جلب محبّتشان اقدام مى‏شود، و براى (آزادى) بردگان، و (اداى دين) بدهکاران، و در راه (تقويت آيين) خدا، و واماندگان در راه؛ اين، يک فريضه (مهم) الهى است؛ و خداوند دانا و حکيم است!
در سوره نسأ نيز آنان را در رديف اعضاي خانواده و همسايگان و بستگان قرار داده و گفته است
وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا. (سوره آيه 36 )
خدا رابپرستید و برای خدا شریک قرارندهید وبه پدر و مادر، خويشاوندان‌، يتيمان‌، فقيران و همسايگان‌، دوستان موافق و بيگانگان و رهگذران و بندگان و پرستاراني كه زير دست شما هستند در حق همه آنها نيكي و مهرباني كنيد.
درسوره بلد نيز مي‌گويد :و ما ادريك مالعقبه فك رقبه‌. (سوره بلد آيه 12- 13 ) چه مي‌داني عقبه چيست‌؟ عقبه آزاد كردن بندگان در راه خداست‌.
جناب رامین ! نیک به این ایات بنگرید انصافا حکم کنید آیا این دستورات قرآنی وحشیانه وغیر انسانی است ؟!!
یا به هر بهانه منطقی مانند فدیه گرفتن و کفاره دادن و رهایی از گردنه سخت روز قیامت و زکات دادن و... قرآن تمام تلاش خود رابرای آزادی بردگان به کار برد؟!!
هنوز به دو سوالم (پست807)که از دوستمون رها ادعا کردند ؛ پرسیدم ایشان پاسخی ندادند؟!
امیدوارم با مطالعه این آیات قضاوت درست داشته باشید.
ادامه دارد............

ويرايش توسط huseintbar : 4 هفته پيش در ساعت 09:26 AM.
huseintbar آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي huseintbar به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 03:26 PM با تنظيم GMT +3.5 مي باشد.


Powered by: vBulletin - © Jelsoft Enterprises Ltd
Copyright ©2005 - 2010, HamMihan
تمام حقوق محفوظ می باشد , پایگاه اینترنتی هم میهن
هم میهن - اخبار ایران و جهان  - کتابخانه -میهن نیوز - هواشناسی - تفریح و سرگرمیفیلم و سینما - حوادث - بیوگرافی شخصیت ها -  بازی آنلاینایرانگردی - فال حافظ - پزشکی و سلامتی - ورزش - تصاویر ماهوراه ای - دیدنی هاگالری تصاویر - تکنولوژی  -  ابزارهای موبایلجملات پندآموز - دیکشنری انگلیسی به فارسی - جستجوگر فارسی - درگاه تجاری لوکوپوک