|
|||||||
| فلسفه و منطق بحث و گفتگو در باب فلسفه و منطق آشنایی با فیلسوفان و بررسی مسائل و موارد موجود |
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#16 (permalink) |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Nov 2009
محل سكونت: کرج
ارسالها: 271
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 364
از ایشان 137 بار سپاسگزاري شده است
|
واجب الوجود تنها خداست
خصوصیات زیادی دارد ولی می توان قدرت را به عنوان مثال نام برد
__________________
ای خوش آن روز که در صفحه شطرنج دلت شه دل باشم و با کیش رخت مات شوم |
|
|
|
|
|
#17 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Feb 2010
ارسالها: 115
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 4
از ایشان 39 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
![]() واجب الوجود از نظر عقلی ؛ آن کسی است که وجودش واجب باشد از جمیع جهات ... بعبارت دیگر واجب الوجود آنستکه هیچ یک از خصوصیات ممکن الوجود راندارد... |
|
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي huseintbar به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#19 (permalink) |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Mar 2008
محل سكونت: نامعلوم
ارسالها: 253
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 210
از ایشان 199 بار سپاسگزاري شده است
|
با درود
خدمت شما گرامی اگر مقصودتان آن است که واجب الوجود یک تعریف است که از عقل برآمده کاملا با شما توافق نظر دارم. اما اگر می فرمایید که چیزی به نام واجب الوجود ، کلا وجود ندارد باید عرض کنم که کاملا با این حرف مخالفم چرا که وجود بالذات برای تعریف وجود انسان نیاز است.حال چه این وجود خدا باشد چه هر وجود دیگری که کامل است. اگر واجب الوجود نباشد ، وجود من و شما و هر موجود دیگری که وجودش به خود وابسته نیست متناقض می گردد. پایدار باشید
__________________
دریغا که وضع من یا صد سال پیش میرزاده عشقی یکسان است که می گفت: بعد از این بر وطن و بوم و برش باید رید به چنین مجلس پر کر و فرش باید رید |
|
|
|
|
|
#20 (permalink) |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Feb 2010
ارسالها: 115
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 4
از ایشان 39 بار سپاسگزاري شده است
|
با سلام .. این سخن شما تالی فاسدهای زیادی داره... مانند:
1- دراین صورت همه وجودات ؛ ممکن میشوند و علت غایی ندارند.!! 2- دراین صورت حتی وجود خودت هم ساخته و پرداخته ذهنت میشه !! 3- این سخن سر از سفسطه در می اورد... یعنی همه وجودات مشکوک هستند...!! 4- آیا واقعا خودت وجود نداری و وجودت ذهنی و غیر واقعی است؟!! ![]() ![]() و.... بنابراین این سخنتان به نظر میرسه از اساس باطل است... ويرايش توسط huseintbar : 02-07-2010 در ساعت 07:18 PM. |
|
|
|
|
|
#21 (permalink) | |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Nov 2008
محل سكونت: زمین ارث ماست
ارسالها: 1,160
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 266
از ایشان 463 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
انرژي از كجا امده است؟ همچنين اينكه مي گويند پديده هاي كوانتومي بي علت هستند شايد علتش از نظر علم ما ناشناخته باشد .ولي دليل بر عدم علتش نباشد . به عبارتي علل پيچيده اي دارند كه به دليل عدم شناخت ما از ان علت .ما بي علت تصورش مي كنيم .
__________________
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم اللهم العن اول ظالمٍ ظلم حقّ محمدٍ و آل محمّد و آخر تابع له علی ذلک |
|
|
|
|
|
|
#23 (permalink) |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Feb 2010
محل سكونت: Tehran
ارسالها: 33
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 3
از ایشان 2 بار سپاسگزاري شده است
|
سلام رفقا
ببینین. به نظر من وجود واجب الوجود صرفا بر مبنای تعریفش نه قابل رد کردنه و نه قابل اثبات. ببینین. ما تعریف میکنیم که به موجودی که وجودش لازمه و واجبه میگیم واجب الوجود. بر مبنای تعریفی که براش میکنیم، در واقع هست فرضش میکنیم. تعریف واجب الوجود حاوی یه دوره. اما نه از دورهایی که باطله (حتما میدونین که هر دوری باطل نیست). به نظر من در صورتی میتونه وجود چنین موجودی درست دونسته بشه که نتایجی که از این فرض حاصل میشه، دارای تناقض نباشن. به بیان دیگه، ما بر مبنای یه سری اصل موضوع یا تعریف داریم الگویی ارایه میدیم که وقتی به اون به عنوان یک کل نگاه میکنیم، نباید دارای تناقض باشه. البته این نظر بعضیاس. به نظر من باید علاوه بر اینکه تناقض نداشته باشه، الگوی ساده ای هم باشه. اگه مایل باشین، میتونیم بحث رو اینطوری ادامه بدیم که یه عده سعی کنن از نتایج این فرض (تعریف واجب الوجود) دفاع کنن و بگن این مدل تنها الگو و یا حداقل بهترین الگوی توصیفه و یه عده (که من هم جزوشونم) سعی کنن که بگن این مدل دارای تناقضه یا پیچیدگی هایی داره و با توسل به یه الگوی ساده تر، میشه به همین نتایج رسید. |
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي arenalan به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#24 (permalink) |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Feb 2010
محل سكونت: Tehran
ارسالها: 33
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 3
از ایشان 2 بار سپاسگزاري شده است
|
برای شروع بحث، بذارین از اسپینوزا شروع کنم. اسپینوزا تو شروع فصل اول کتاب "اخلاق" اینجوری میگه:
تعریف جوهر: جوهر موجودی است که ذاتش عین وجودش باشد. یا به عبارت دیگر، خودش علت خودش باشد. اون جوهر (یا به بیان دیگه خدا) رو اینجوری تعریف میکنه و میره جلو و تو ادامه فصل، با توجه به یه سری تعریف و امور بدیهی (خودش اسمشون رو میذاره بدیهی)، شروع به استدلال میکنه و در نهایت نشون میده که با این تعریفی که برای جوهر کرده، این جوهر باید دارای فلان ویژگیها باشه. مثلا باید ازلی و ابدی باشه. باید دارای ابعاد مختلفی باشه و نشون میده که مثلا جسمانیت یکی از ابعاد خداس. باید قادر مطلق باشه. و خلاصه کلی نتیجه دیگه. یکی از نتایجی که میگیره اینه که با توجه به تعریفی که براش کرده، باید حتما وجود داشته باشه و به قول خودمون واجب الوجود باشه. یکی از ویژگیهای این کتاب اخلاق اسپینوزا اینه که اگه ایرادی تو کتابش باشه، تو تعاریف یا امور بدیهی کتابه. در واقع نتایجی (یا به قول خودش قضیه هایی) که بر مبنای تعاریف و بدیهیاتش میگیره، به نظر من درسته. به بیان دیگه مادامی که تعاریف و بدیهیاتش ایراد نداشته باشه، کل نتایج کتاب درستن. به نظرم این کتاب یه شاهکاره. اگه یه زمانی گیرتون اومد، حتما بخونین تا ببینین یه مغز چه جوری و با چه دقتی تو یه کتاب چند صد صفحه ای پاشو از درست استدلال کردن کج نمیذاره. البته باید بگم که کتاب سنگینیه و خوندنش واقعا حوصله میخواد. سوال اصلی که به این کتاب وارده اینه که آیا میشه به صرف تعریف یه موجود فرضی، گفت که اون موجود فرضی وجود داره؟ (منظورم از موجود فرضی، تصوریه که صرفا بر مبنای تعریف استواره. نمیخوام بگم که خدا یه موجود فرضیه). مثلا ما به زبون ساده میگیم واجب الوجود موجودیه که واجبه وجود داشته باشه. بنا بر ویژگیهایی که براش بر میشمریم، نمیتونه وجود نداشته باشه. اما توجه نمیکنیم که برای استدلال وجود داشتن یه موجود، نمیشه به ویژگیهاش توجه داشت. چون وجودش هنوز مورد سواله. چه برسه به ویژگیهاش. یادتونه تو نوشته پیش گفتم تعریف خدا حاوی دوریه که باطل نیست؟ در برابر میگم استناد به تعریفی که برای واجب الوجود میشه برای اثبات اینکه وجود داره، حاوی دور باطله. دقیقا به این علت که برای اینکه اثبات کنی موجودی وجود داره، به اون ویژگیهایی دادی که بتونه این امکان رو ایجاد کنه. بدون اینکه در نظر بگیری این کار مسئله عملا چقدر ممکنه. مادامی که به تعریف واجب الوجود به عنوان یه تعریف نگاه میکنی، هیچ اشکالی نداره. با این نگرش، به دنبال این میفتی که ببینی از این تعریف چه نتایجی به دست میاد و بعد تلاش میکنی متوجه بشی آیا این نتایج درستن یا نه. اما اگه بخوای از خود تعریف به عنوان اثباتش استفاده کنی، این میشه همون دور باطلی که گفتم. در نوشته های بعدی، توضیح میدم که آیا برای درک وجود جهان لازمه که واجب الوجودی داشته باشیم یا نه. و اینکه آیا واجب الوجود تنها و/یا بهترین راه توصیف اوضاع موجوده یا نه. این کار رو بر مبنای نتایجی انجام میدم که از فرض وجود چنین موجودی حاصل میشه. |
|
|
|
|
|
#25 (permalink) |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Feb 2010
محل سكونت: Tehran
ارسالها: 33
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 3
از ایشان 2 بار سپاسگزاري شده است
|
یکی از ویژگیهای واجب الوجود ازلی و ابدی بودنشه. فکر کنم این نتیجه خیلی ساده از تعریف این موجود به دست میاد و برای همین دیگه استدلال نمیارم. اینکه باید یه موجود یا ویژگی ازلی و ابدی داشته باشیم، تقریبا تو هر دیدگاهی وجود داره. نوع تعریفی که برای واجب الوجود میشه، اون رو تنها گزینه برای داشتن این ویژگی میکنه. بیان درستش میشه این که اگه واجب الوجود هست، تنها موجود ازلی و ابدی اونه. اما اگه واجب الوجود نباشه چی؟
لازمه یه گریزی بزنم به برهان علیت. این برهان یکی از قویترین استدلالهای الهیون برای اثبات وجود خداس. تو الهیات ادیان مختلف میتونین ببینینش. چه آموزه های توماس آکویناس و نفرات بعد از اون تو مسیحیت و چه تو آموزه های اسلام و متفکرای اسلامی. یه بحث دائمی درباره درستی یا نادرستی این برهان وجود داره. به نظر من این برهان یه ایراد اساسی داره. برهان بر این پایه استواره که چون علت هر پدیده بر خود پدیده مقدمه، و از اونجایی که نمیتونه زنجیره علتها تا بینهایت ادامه داشته باشه، لازمه که این زنجیره یه جا متوقف بشه. لازمه یه علت العلل داشته باشیم. شرمنده که توضیح واضحات دادم. اما لازمه. بزرگترین ایراد این استدلال اینه که میگه زنجیره علتها نمیتونه تا بینهایت ادامه داشته باشه. علت چیه؟ چون این برهان معتقده که جهان نمیتونه ازلی باشه (البته خودتونم میدونین که هیچوقت نمیگه چرا). بعد میگه چون جهان نمیتونه ازلی باشه، باید زنجیره یه جا متوقف شه. اون جا کجاس؟ خدا. بعد استدلالهایی میارن که بر مبنای اونا، خدا باید ازلی باشه!!! متوجه شدین ایراد کار کجاس؟ اونا هیچوقت توضیح نمیدن که چرا این ویژگی ازلی بودن رو به خدا میشه نسبت داد و به جهان نه. و وقتی بشینین با خودتون فکر کنین، میبینین که ازلی بودن جهان دقیقا به اندازه ازلی بودن خدا پیچیده س و درکش به همون اندازه دشواره. پس اگه اینجوریه، اضافه کردن موجودی به اسم خدا به جهان چه کمکی میکنه؟ چرا باید داستان رو با اضافه کردن یه موجود پیچیده تر کرد؟ اضافه کردن این موجود به جهان و انتقال ویژگی ازلی بودن از جهان به خدا، باعث میشه چی رو بهتر بتونیم توضیح بدیم که بدون این کار قادر به انجامش نیستیم؟ همون طور که بالاتر گفتم، واجب الوجود تنها گزینه احراز ویژگی ازلی بودن نیست. از نظر منطقی هیچ دلیلی نیست که نشه این صفت رو به جهان مادی نسبت داد. و از قضا این کار باعث میشه که منظور ما از جهان، از یه جهان مرکب از مادیات و غیرمادیات به جهان صرفا مادی کاهش پیدا کنه. به این ترتیب، کل مجموعه ساده تر میشه. این مزیت فرضیه عدم وجود واجب الوجود نسبت به فرضیه وجود چنین موجودیه. |
|
|
|
|
|
#26 (permalink) |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 372
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1
از ایشان 97 بار سپاسگزاري شده است
|
مدعي بايد ادعاي خود را ثابت كند نه من .
وجود به جرم و انرژي تقسيم مي شود نه به تقسيم بندي هاي ذهني جرم و انرژي قابل اندازه گيري و قابل دريافتن است. واجب و ممكن و ممتنع تقسيم بندي فلاسفه قرون وسطي بود كه تاريخ مصرفش گذشت. |
|
|
|
|
|
#27 (permalink) | |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 372
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1
از ایشان 97 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
همه چيز به انرژي بر ميگردد ؛ و انرژي قائم به كسي نيست.حالا اگر ميخواهد نان اين جناب انرژي را و.اجب الوجود بگذاريد مانعي ندارد. |
|
|
|
|
|
|
#28 (permalink) | |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 372
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1
از ایشان 97 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
2- وجودات ما نداريم. وجود داريم و چيدمان هاي وجود .وجود يك مفهوم يونيك دارد. 3- سلسه همه چيدمان هاي مختلف ماده به انرژي بر ميگيرد. علت غايي يعني همين. 3- ممكن هم ترم بي ربطي است. ما يا جرم داريم يا انرژي . 4- چيدمان هاي مختلف وجود(جرم/انرژي) به شدت تابعي از ذهنيت آدمي است. 5- وجود مشكوك نيست ؛ چيدمان هاي مختلف وجودند كه مشكوكند ؛ اشكالي هم ندارد |
|
|
|
|
|
|
#29 (permalink) | |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Mar 2008
محل سكونت: نامعلوم
ارسالها: 253
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 210
از ایشان 199 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
این که می فرمایید همه چیز به انرژی باز میگردد صحیح است . همانطور که در قرآن آمد: <<والله نور السماوات و الارض>> و خود گفته که از خود در ما دمیده و امروز می دانیم که نور هم نوعی از انرژی است ، پس ما هم از نور و انرژی هستیم اما اینکه می فرمایید انرژی قائم به کسی نیست یعنی چه؟ اگر منظورتان قانون بقای انرژی است که اینطور تعریف می شود: انرژی نه به وجود می آید و نه از بین می رود ، بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل می شود در ضمن این را هم بدانید اصل بقا برای کمیاتی تعریف می شود که در یک سستم بسته با زمان تغییر نمی کنند ، مثل انرژی ،عدد باریون و... بعد هم یعنی چه که انرژی قائم به كسي نيست؟ پس همین مقدار که تغییر نمی کند طی چه پروسه ای به وجود آمده؟ در ضمن اگر هم می فرمایید انرژی واجب الوجود است که همانطور که گفتم خدا هم به ادعای خودش انرژی است پس باید قبول کرد که الله ی که خود را نور(انرژی) معرفی می کند واجب الوجود است |
|
|
|
|
|
|
#30 (permalink) |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Oct 2009
ارسالها: 34
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 11
از ایشان 6 بار سپاسگزاري شده است
|
حالا پرسش اینجاست که این نور محترم چه طور می تواند مهربان و بخشنده و خیرالماکرین هم باشد؟
آیا خدا (نور) همان نور خورشید است (طیف کامل امواج مرئی) یا نور تکرنگ است یا تمامی طیف امواج الکترومغناطیس را دربر می گیرد؟ |
|
|
|