|
|||||||
| فلسفه و منطق بحث و گفتگو در باب فلسفه و منطق آشنایی با فیلسوفان و بررسی مسائل و موارد موجود |
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#16 (permalink) | ||
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Jul 2008
محل سكونت: ...
ارسالها: 52
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 57
از ایشان 130 بار سپاسگزاري شده است
|
با سلام خدمت دوست عزیز sarbaz e mahdi
حقیر قصد جسارت نداشتم و موضع گیری نکردم بلکه فقط خواستم نوع موضع شما را بدانم زیرا برای من مهم است که از کدام دست سائلان هستید . در تبیین مفهوم وحدت وجود برایتان منابع تخصصی و دست اول ذکر کردم و سخنانم نیز بیشتر بر گرفته از همین منابع بود . به قول استاد حسن زاده آملی : فهمیدن حرف دیگران هنر است رد کردن هنر نیست ... دوست گرامی شما فرمودید : نقل قول:
2 - آیا برداشت شما مطابق قول قائلین به وحدت وجود هست ؟ نقل قول:
4 - لطفا نام برده و منابعشان را ذکر کنید . تا مشخص شود که به قول صدرالمتالهین شیرازی از جهله صوفیه نقل می کنید یا از عرفای شامخین دل آگاه ؟ در مورد برداشت از احادیث نیز سخنی دارم که به موضع و موقع دیگری و امی گذارم ... ببخشید اگر نحوی سخنم دلنشین نیست ... تا موعدی دیگر در پناه لطف حق باشید
__________________
دیده یی خواهم سبب ســوراخ کن تا حُجُـب را برکند از بــیـخ و بُن دیده یی خواهم که باشد شه شناس تا شناسد شــــاه را در هــر لباس مثنوی معنوی ويرايش توسط zaya : 11-04-2008 در ساعت 06:00 PM. |
||
|
|
|
|
|
#17 (permalink) | |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Jul 2008
ارسالها: 1,683
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 457
از ایشان 1,183 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
در ابتدای مطالب سوال هایی مطرح کرید و سعی کرید آنها را با ایه 50 سوره قمر پاسخ دهید و ما امرنا الا واحده کامح البصر و فرما ن ما در عالم یکی است و در سرعت به چشم به هم زدنی انجام می یابد دوست عزیز در فرهنگ شیعی علما و بزرگان بدون حدیث معصومین به سراغ قران نرفته و هیچ گاه سعی نمی کنند کلام مورد نظر خود را از قرآن برداشت کنند چنین حرکتی را تفسیر به رأی خوانند و علما ان را حرام می دانند اما بر خود دیدم تا بخش کوتاهی از احادیثی که در رابطه با این آیه شریفه امده است را نقل کنم( ببخشید به دلیل این که فردا امتحان خوردگی دارم زمان کافی برای ترجمه متن نداردم امیدوارم که بنده را عفو نمایید) بحارالأنوار ج : 7 ص : 28 و قال الطبرسي رحمه الله في قوله تعالى وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ أي و ما أمرنا بمجيء الساعة في السرعة إلا كطرف البصر و المعنى إذا أردنا قيام الساعة أعدنا الخلق و جميع الحيوانات في قدر لمح البصر في السرعة و قيل معناه و ما أمرنا إذا أردنا أن نكون شيئا إلا مرة واحدة لم نحتج فيه إلى ثانية إنما نقول له كن فيكون كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ في سرعته من غير إبطاء و لا تأخير در تفسیر قمی هم در ذیل این آیه آمده است حدثنا محمد بن أبي عبد الله قال حدثنا موسى بن عمران عن الحسين بن يزيد عن إسماعيل بن مسلم قال قال أبو عبد الله ع وجدت لأهل القدر اسما في كتاب الله قوله « إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ إلى قوله خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ» فهم المجرمون وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ يعني نقول كن فيكون و قوله وَ لَقَدْ أَهْلَكْنا أَشْياعَكُمْ أي أتباعكم و عباد الأصنام و قوله وَ كُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ أي مكتوب في الكتب وَ كُلُّ صَغِيرٍ وَ كَبِيرٍ يعني من ذنب مُسْتَطَرٌ أي مكتوب ثم ذكر ما أعده للمتقين فقال إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ با توجه به احادیث عنوان شده نمی توان با آیه ای که آوردید جواب سوال بالا را ان گونه که می خواهید بدهدید داد!!!
__________________
![]() |
|
|
|
|
|
|
#18 (permalink) |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Aug 2008
محل سكونت: جمهوری زمین ؟
ارسالها: 413
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 233
از ایشان 256 بار سپاسگزاري شده است
|
وحدت وجود کاملا در تضاد با اسلام و قرآن است ولی به مراتب از آن منطقی تر
و زیباتر !
__________________
آیا انسان سرانجام می تواند بر فقر , جهل , خرافات و خشونت غلبه کند ؟
|
|
|
|
|
|
#19 (permalink) | |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Jul 2008
ارسالها: 1,683
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 457
از ایشان 1,183 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
مطابق با صحبت های قبلیم نظر ائمه اطهار (علیها سلام) را راجع به این ایا به حضور شما نقل می کنم تا خود قضاوت کنید که آیا می شود نتیجه ای چنین از این ایه گرفت: در کتاب اعتقادات شیخ صدوق رحمه الله می خوانیم: اعتقادات شيخ صدوق ره-ترجمه حسنى متن 8 باب اول در بيان اعتقاد اماميه در توحيد، و معرفت رب مجيد. هر كه معتقد تشبيه باشد مشرك است، و هر كه نسبت باماميّه دهد خلاف اين اوصاف را در امر توحيد، دروغگو است، و هر حديثى كه مخالف اين فقرات باشد جعل و اختراع است، هر حديثى كه موافقت با كتاب خدا نمينمايد باطلست. و اگر در كتب علما موجود باشد تدليس و خدعه است، و آن احاديثى كه جهال پندارند كه تشبيه حقتعالى بخلق است، معنى صحيح آنها همان معنى صحيح نظير آنها از آيات قرآنى است زيرا كه در قرآن است: كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ «1» يعنى هر چيزى فانى است الا روى خدا، و معنى روى دين است و روئى است كه آمدن بسوى خدا از آن رويست، و بدان روى توجه بخداوند مىشود. در بخش ایمان و کفر بحار امده است: ايمان و كفر-ترجمه الإيمان و الكفر بحار الانوار ج1 229 16 شيعيان و دين خدا ..... ص : 222 صفوان جمال گويد: حضرت صادق عليه السّلام در تفسير آيه شريفه كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ فرمود: كسانى كه از اوامر خداوند اطاعت كنند و از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله اطاعت كنند، و دستورات خدا و رسول را به كار گيرند هلاك نمىگردند، و براىهمين است كه هر كس از رسول اطاعت كند از خداوند هم اطاعت كرده است. ايمان و كفر-ترجمه الإيمان و الكفر بحار الانوار ج1 230 16 شيعيان و دين خدا ..... ص : 222 بو حمزه گويد: از حضرت باقر عليه السّلام سؤال كردم معنى آيه شريفه كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ چيست فرمود: هر چيزى به هلاكت مىرسد مگر وجه بعد فرمود: خداوند بزرگتر است از اينكه بتوان او را تعريف كرد، معنى آيه اين است كه هر چيزى فانىشدنى است جز دين خدا، و وجه آن جانبى است كه از آن جا وارد مىگردند. (2) 41- حارث نضرى گويد: امام صادق عليه السّلام در تفسير اين آيه كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ فرمود: همه هلاك مىشوند مگر آنهائى كه راه حق را در پيش بگيرند. باز در بخش امامت این کتاب می خوانیم: بخش امامت-ترجمه جلد هفتم بحار الانوار ج2 165 بخش پنجاه و سوم ائمه عليهم السلام(جنب الله و وجه الله و يد الله) هستند ..... ص : 164 ضرت صادق عليه السّلام در باره آيه كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ فرمود ما وجه خدائيم كه بايد از آن جانب بسوى خدا رفت حدیثی طولانی نیز در کتاب گهر بار توحید شیخ صدوق امده که بد نیست آن را نیز از نظر بگذرانیم التوحيد للصدوق 118 8 باب ما جاء في الرؤية حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِيَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَدَانِيُّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِيِّ قَالَ قُلْتُ لِعَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا تَقُولُ فِي الْحَدِيثِ الَّذِي يَرْوِيهِ أَهْلُ الْحَدِيثِ أَنَّ الْمُؤْمِنِينَ يَزُورُونَ رَبَّهُمْ مِنْ مَنَازِلِهِمْ فِي الْجَنَّةِ فَقَالَ ع يَا أَبَا الصَّلْتِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَضَّلَ نَبِيَّهُ مُحَمَّداً ص عَلَى جَمِيعِ خَلْقِهِ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الْمَلَائِكَةِ وَ جَعَلَ طَاعَتَهُ طَاعَتَهُ وَ مُتَابَعَتَهُ مُتَابَعَتَهُ وَ زِيَارَتَهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ زِيَارَتَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ قَالَ إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ وَ قَالَ النَّبِيُّ ص مَنْ زَارَنِي فِي حَيَاتِي أَوْ بَعْدَ مَوْتِي فَقَدْ زَارَ اللَّهَ دَرَجَةُ النَّبِيِّ ص فِي الْجَنَّةِ أَرْفَعُ الدَّرَجَاتِ فَمَنْ زَارَهُ إِلَى دَرَجَتِهِ فِي الْجَنَّةِ مِنْ مَنْزِلِهِ فَقَدْ زَارَ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَالَ فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَا مَعْنَى الْخَبَرِ الَّذِي رَوَوْهُ أَنَّ ثَوَابَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ النَّظَرُ إِلَى وَجْهِ اللَّهِ فَقَالَ ع يَا أَبَا الصَّلْتِ مَنْ وَصَفَ اللَّهَ بِوَجْهٍ كَالْوُجُوهِ فَقَدْ كَفَرَ وَ لَكِنْ وَجْهُ اللَّهِ أَنْبِيَاؤُهُ وَ رُسُلُهُ وَ حُجَجُهُ ص هُمُ الَّذِينَ بِهِمْيُتَوَجَّهُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى دِينِهِ وَ مَعْرِفَتِهِ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ. وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ فَالنَّظَرُ إِلَى أَنْبِيَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ حُجَجِهِ ع فِي دَرَجَاتِهِمْ ثَوَابٌ عَظِيمٌ لِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ قَدْ قَالَ النَّبِيُّ ص مَنْ أَبْغَضَ أَهْلَ بَيْتِي وَ عِتْرَتِي لَمْ يَرَنِي وَ لَمْ أَرَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ قَالَ ع إِنَّ فِيكُمْ مَنْ لَا يَرَانِي بَعْدَ أَنْ يُفَارِقَنِي يَا أَبَا الصَّلْتِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَا يُوصَفُ بِمَكَانٍ وَ لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ الْأَوْهَامُ فَقَالَ قُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَأَخْبِرْنِي عَنِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ أَ هُمَا الْيَوْمَ مَخْلُوقَتَانِفَقَالَ نَعَمْ وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَدْ دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ رَأَى النَّارَ لَمَّا عُرِجَ بِهِ إِلَى السَّمَاءِ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ إِنَّ قَوْماً يَقُولُونَ إِنَّهُمَا الْيَوْمَ مُقَدَّرَتَانِ غَيْرُ مَخْلُوقَتَيْنِ فَقَالَ ع مَا أُولَئِكَ مِنَّا وَ لَا نَحْنُ مِنْهُمْ مَنْ أَنْكَرَ خَلْقَ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ فَقَدْ كَذَّبَ النَّبِيَّ ص وَ كَذَّبَنَا وَ لَا مِنْ وَلَايَتِنَا عَلَى شَيْءٍ وَ يُخَلَّدُ فِي نَارِ جَهَنَّمَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ. يَطُوفُونَ بَيْنَها وَ بَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ وَ قَالَ النَّبِيُّ ص لَمَّا عُرِجَ بِي إِلَى السَّمَاءِ أَخَذَ بِيَدِي جَبْرَئِيلُ فَأَدْخَلَنِي الْجَنَّةَ فَنَاوَلَنِي مِنْ رُطَبِهَا فَأَكَلْتُهُ فَتَحَوَّلَ ذَلِكَ نُطْفَةً فِي صُلْبِي فَلَمَّا أُهْبِطْتُ إِلَى الْأَرْضِ وَاقَعْتُ خَدِيجَةَ فَحَمَلَتْ بِفَاطِمَةَ ع فَفَاطِمَةُ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ وَ كُلَّمَا اشْتَقْتُ إِلَى رَائِحَةِ الْجَنَّةِ شَمِمْتُ رَائِحَةَ ابْنَتِي فَاطِمَةَ ع اسرار توحيد-ترجمه التوحيد 109 «باب هشتم» در ذكر آنچه در باب ديدن خداوند وارد شده حديث كرد ما را احمد بن زياد بن جعفر همدانى «ره» گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم از پدرش ابراهيم بن هاشم از عبد السلام بن صالح هروى كه گفت بحضرت على بن موسى الرضا (ع) عرض كردم كه يا ابن رسول اللَّه چه ميفرمائى در حديثى كه اهل حديث آن را روايت ميكنند كه مؤمنان در بهشت در منزلهاى خود پروردگار خود را زيارت ميكنند حضرت (ع) فرمود كه اى ابو الصلت بدرستى كه خداى تبارك و تعالى پيغمبرش محمد (ص) را زيادتى داد بر همه آفريدگانش از پيغمبران و فرشتگان و طاعت او را اطاعت خود و متابعت او را متابعت خود و زيارت او را در دنيا و آخرت زيارت خود قرار داد پس آن جناب عز و جل فرمود كه مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ يعنى هر كه رسول و فرستاده خدا را كه محمد است فرمان برد پس بحقيقت كه خدا را فرمان برده و فرموده كه إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ يعنى بدرستى كه آنان كه با تو بيعت ميكنند جز اين نيست كه با خدا بيعت ميكنند دست خدا در بالاى دستهاى ايشان است و پيغمبر (ص) فرمود كه هر كه مرا زيارت كند در حيوة من يا بعد از وفات من بحقيقت كه خداى تعالى را زيارت كرده و درجه پيغمبر (ص) در بهشت از همه درجها بلندتر است پس هر كه او را زيارت كند در بهشت و از منزل خود بسوى درجه آن حضرت رود بحقيقت كه خدا تبارك و تعالى را زيارت كرده ابو الصلت ميگويد كه بآن حضرت عرض كردم كه يا ابن رسول اللَّه معنى خبرى كه روايت كردهاند كه ثواب لا اله الا اللَّه نظر كردن بوجه خدا است چيست حضرت (ع) فرمود كه اى ابو الصلت هر كه خدا را وصف كند بوجه و روئى چون رويها بحقيقت كه كافر شده و ليكن وجه خدا پيغمبران و رسولان و حجتهاى اويند صلوات اللَّه عليهم و ايشان آنانند كه بايشان بسوى خدا و بسوى دين و معرفتش توجه مىشود و خداى عز و جل فرموده است كه كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ يعنى هر كه بر روى زمين است نيست خواهد شد و باقى ميماندوجه پروردگار تو و آن جناب عز و جل فرموده است كه كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ كه ترجمه آن و وجوهى كه در آن متصور است در باب خود مذكور خواهد شد و ظاهر اين حديث چون ظاهر آيه آنست كه ضمير وجهه بخدا برگردد و حضرت (ع) فرمود. پس نظر كردن بسوى پيغمبران و رسولان و حجتهاى خدا در درجهاى ايشان در روز قيامت ثواب عظيمى است از براى مؤمنان و بتحقيق كه پيغمبر (ص) فرمود كه هر كه خاندان من و عترت مرا دشمن دارد در روز قيامت مرا نبيند و من او را نبينم و آن حضرت (ع) فرمود كه در ميان شما كسى هست كه بعد از آنكه از من مفارقت كند مرا نبيند اى ابو الصلت بدرستى كه خداى تبارك و تعالى وصف نميشود بمكانى و بديدها و خيالها دريافته نميشود ابو الصلت ميگويد كه بآن حضرت عرض كردم كه يا ابن رسول اللَّه مرا خبر ده از بهشت و دوزخ كه آيا آنها امروز آفريده شدهاند فرمود آرى و بدرستى كه رسول خدا (ص) داخل بهشت شد و دوزخ را ديد در هنگامى كه او را بسوى آسمان بالا بردند أبو الصلت ميگويد كه عرض كردم كه گروهى ميگويند كه آنها امروز مقدرند و غير مخلوقند كه هنوز آفريده نشدهاند حضرت (ع) فرمود كه آن گروه از ما نيستند و ما از ايشان نيستيم هر كه آفريدن بهشت و دوزخ را انكار كند بحقيقت كه پيغمبر (ص) را بدروغ نسبت داده و ما را تكذيب كرده و از ولايت ما بر هيچ نيست و در آتش دوزخ مخلد و جاويد باشد خداى عز و جل فرموده كه هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ يَطُوفُونَ بَيْنَها وَ بَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ يعنى اينك آن دوزخى است كه تكذيب ميكردند بآن گناهكاران و آن را باور نميداشتند ميگردند ميان دوزخ و ميان آب گروهى كه گرمى آن بغايت رسيده و پيغمبر (ص) فرموده كه چون مرا بسوى آسمان بالا بردند جبرئيل دستم را گرفت و مرا داخل بهشت گردانيد و قدرى و از خرماى تر آن را بمن داد و من آن را خوردم پس آن نطفه شد در صلب من و چون بسوى زمين فرود آمدم با خديجه مجامعت كردم و بفاطمه حامله شد پس فاطمه حور سرشتى است آدمى زاد و در هر زمان كه ببوى بهشت مشتاق شوم بوى دخترم فاطمه را ببويم باز هم حدیثی در کتاب عیون شیخ امده که ان را هم نقل می کنم: عيون أخبار الرضا ع-ترجمه آقا نجفى ج1 75 (4)«باب يازدهم»«در ذكر اخبارى كه از حضرت على بن موسى الرضا(ع) در توحيد وارد شده است» ..... ص : 73 حقتعالى فرموده كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ و هر چيز هلاك خواهد شد مگر روى پروردگار پس نظر بسوى انبياء خدا و رسل و حجج او در درجات ايشان در روز قيامت ثواب عظيم دارد از براى مؤمنين و پيغمبر اكرم فرموده كسى كه دشمن دارد اهلبيت و عترت مرا (1) نخواهد ديد مرا و منهم نخواهم ديد او را در روز قيامت و فرمود در شما كسى است كه مرا نخواهد ديد بعد از آنكه از من مفارقت كند اى ابا صلت خداوند تبارك و تعالى نه موصوف خواهد شد بمكان و نه ابصار ابا صلت گويد كه عرض كردم يا ابن رسول اللَّه خبر بده مرا از جهنم و بهشت كه آيا حقتعالى آنها را خلق فرموده است يا بعد از اين خلق ميكند فرمود خلق فرموده است و پيغمبر خدا (ص) در شب معراج چون عروج كرد بآسمان داخل بهشت شد و جهنم را هم رؤيت نمود. عيون أخبار الرضا ع-ترجمه غفارى و مستفيد ج1 232 باب 11 اخبارى كه در باب توحيد از امام رضا عليه السلام رسيده است ..... ص : 228 نيز مىفرمايد «كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ» (همه چيز از بين مىرود جز وجه خداوند- سوره قصص آيه 88). پس نگاه كردن به پيامبران الهى و حجّتهاى خداوند عليهم السّلام در مقامات و درجاتشان، براى مؤمنين ثواب بزرگى است در روز قيامت. و حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله فرمودهاند: «هر كس اهل بيت و خاندان مرا دوست نداشته باشد، در قيامت نه او مرا مىبيند و نه من او را» و نيز فرمودهاند: «در ميان شما كسانى هستند كه بعد از اينكه از من جدا شدند، ديگر مرا نخواهندديد» اى ابا الصلت! خداوند تبارك و تعالى جا و مكان ندارد و با چشم ديده نمىشود و افكار و عقول نمىتواند كنه او را درك كند در کافی هم چنی روایاتی آمده است: اصول كافى-ترجمه كمرهاى ج1 415 باب نوادر ..... ص : 413 1- حارث بن مغيره گويد: از امام صادق (ع) پرسش شد از تفسير قول خداى تبارك و تعالى (88 سوره 28): «هر چيزى نابود است جز وجه او» فرمود: در تفسير آن چه گويند؟ گفتم: مىگويند: نابود مىشود هر چيزى جز وجه خدا، فرمود: سبحان الله، گفتار درشتى به زبان آوردند، همانا مقصود از آن همان وجه خدا است كه بوسيله آن به سوى خدا روند. (3) 2- امام صادق (ع) در قول خداى عز و جل: «كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ» فرمود: هر كه به سوى خدا رود به انجام آنچه بدان دستور دارد از اطاعت محمد (ص) همان است وجههاى كه نابود نشود و همچنين فرموده است (79 سوره 4): «هر كه رسول را اطاعت كند خدا را اطاعت كرده». (4) 3- امام باقر (ع) فرمود: ما هستيم آن مثانى كه خدا بهپيغمبر خود محمد (ص) عطا كرد، ما همان وجهه خدائيم كه در روى زمين ميان شما مىغلطيم، مائيم ديده بان خدا در خلقش و دست رحمتش كه به بندگان دراز كرده، شناسد ما را هر كه شناسد و ناديده گيرد ما را هر كه ناديده گيرد، سوگند به پيشوائى متقيان حال این سوال پیش می اید که وقتی این همه روایت راجع به این آیه داریم هیچ یک به مفهومی که شما اشاره کردید توجهی نداشته اند آیا ما مجازیم که پا را فرا تر گذاشته و خود از این ایه شریفه استنباط کنیم؟؟ |
|
|
|
|
|
|
#20 (permalink) | |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Jul 2008
ارسالها: 1,683
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 457
از ایشان 1,183 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
باز هم از زحمات شما سپاسگزارم |
|
|
|
|
|
|
#21 (permalink) | |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Jul 2008
ارسالها: 1,683
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 457
از ایشان 1,183 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
برای شروع به گزیده ای از یک مقاله نظر شما را جلب می کنم که بخشی از ان به واسطه دانسته های من تغییر کرده : اولين توضيح با تفصيل وحدت وجود به ابن عربی برمی گردد، هرچند ابن عربی خودش از لفظ «وحدت وجود» استفاده نکرد. غزالی بيان ميکند که «هيچ وجودی غير از خداوند نيست... وجود فقط به يکتا حقيقی متعلق است.» به گفته غزالی ميوه معنوی صعود يک عارف اين است که «گواهی دهد که هيچ موجوديتی بجز خدا نيست و اينکه هر چيزی بجز چهره خدا نابود شونده است حال من نمی دانم که قائاین وحدت وجود دقیقاً همین تفکر را داشته اند یا که خیر همان طوری که خود نیز عنوان کردید تعاریف در این زمینه بسیار است اما من نظر برخی از عرفا نظیر محی الدین و غزالی و مولانا و محمود شبستری و ... را این زمینه جویا شدم و از محققین معاصر هم نظر امام خمینی رات در یک مقاله خواندم همچنین نظر علامه محمد تقی جعفری و علامه طباطبایی را در این زمینه خوانده ام همچنین نظر برخی از فیلسوف های غیر اسلامی را هم در مقالاتی کوتاه که در کتابخانه دانشگاهم مو جود بود خوانده ام تعدادی از کتابهایی که خواندم به این شرح است: وحدت وجود به روايت ابن عربي و مايستر اکهارات: قاسم کاکايي 2. دو مجلد (پژوهشهايي درباره محمد غزالي و فخر رازي): نصرالله پورجوادي ملاصدرا – هانري كوربن –انتشارات جاويدان رساله لقاء الله. تالیف عارف کامل میرزا جواد آقا ملکی تبریزی. به کوشش صادق حسنزاده. كتاب «رسائل توحیدی» نوشته علامه سید محمدحسین طباطبایی ترجمه رساله وجودیه در معنی قول نبی صلی الله علیه و آله: « من عرفنفسه٬ فقد عرف ربه » محيي الدين ابن عربي البته گفتنی است که خدا وکیلی صفحه به صفحه کتاب های بالا را نخوانده ام و کم و بیش بخش هایی را که برایم جالب بوده است انتخاب کردم. در رابطه با نظر امام خمینی هم مقاله ای را که دانشگاه امام صادق در این زمینه منتشر کرده بود خواندم امیدوارم اطلاعات برای شما مفید باشد. |
|
|
|
|
|
|
#22 (permalink) |
|
Aficionado
![]() تاريخ عضويت: Feb 2008
ارسالها: 941
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 520
از ایشان 648 بار سپاسگزاري شده است
|
باسلام
برشما دوستان گرامی وقتی که از فلسفه یا عرفان ، سخن می گویید ؛ یا از خدای مذهب ؛ چرا، بیشتر عربی سخن می گویید تا فارسی؟! اگر مفهوم سخنان آن بزرگان را ، آموخته اید ؛ به زبان رایج مردم خود ، سخن بگویید تا ایشان نیز ، از شما علمی بیاموزند! آیا صرفآً نقل قول می نمایید ؛ یا واقعاً علم بزرگان مورد نظرتان را ، درک نموده اید؟ آن که علم را ، به روز می کند ؛ درک واقعی و عمیقی از آن دارد. باسپاس
__________________
http://www.kheradmand.com |
|
|
|
|
|
#23 (permalink) | |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Jul 2008
ارسالها: 1,683
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 457
از ایشان 1,183 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
دلیل استفاده ازکلام عربی این است که دین اسلام به این زبان نازل شده و ساحبان این شریعت مبانی آن را به همین زبان بازگو کرده اند اما اگر کمی دقت کنید متوجه خواهید شد که هر گاه کلام عربی نقل شده است بعد از آن کلام فارسی آن نیز آمده است تا درک مطلب آسان تر گردد استفاده و نقل کلام عربی برای درک بهتر اهل فن است به دلیل این که گاهی یک معنای اشتباه واژه و یک اشتباه نحوی به کلی معنای یک عبارت را تغییر می دهد در کل از توجه شما سپاسگزارم و به شخصه سعی خواهم کرد بیشتر از زبان شیوا و زیبای فارسی استفاده کنم کما این که در گذشته هم چنین کرده ام یا حق |
|
|
|
|
|
|
#24 (permalink) | |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Jul 2008
محل سكونت: تهران
ارسالها: 470
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 454
از ایشان 355 بار سپاسگزاري شده است
|
جناب sarbaz e mahdi والله من هر چی به خودم کلنجار رفتم نتوانستم کپی پیستهای شما را کامل مطالعه کنم .ولی گمان میکنم جناب زایا پاسخهای گویایی به شما دادند .
ضمن اینکه با توجه به نظر شما در پست اول: نقل قول:
چرا که صرف تمایز وجود خدا را با مخلوق از نوع عددی میدانید . و این در حالیست که وحدت وجود در بین مسلمانان شیعی ، اشتراک را به وحدت تشکیکی میگیرد نه وحدت عددی که شما پریدید وسط میگویید ، احادث و قرآن چیز دیگری میگوید . برهان صدیقین ملاصدرا ، دقیقا" بر همین مبنا ، در اصل تشکیک وجود ، این موضوع را حل نموده که متأسفانه شما به جای مطالعه فلسفی دنبال ظهور و سیر در هوا فضا دنبال به مهدی دجال کش میگردید . (احیانا" اهل مکتب تفکیک نیستید ) ضمنا" وحدت وجود یک بحث کاملا" عرفانیست که در حوزه فلسفه هم وارد شده و البته احادیثی هستند( هچون حدیث عرفانی حقیقت) که ، گویای واقعی چنین مباحثی اند . |
|
|
|
|
|
|
#25 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Sep 2008
محل سكونت: نا کجا اباد
ارسالها: 87
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 178
از ایشان 62 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرج ال محمد با سلام مفهوم وحدت وجود یا هر مفهوم دیگری نهایتا یک تعریف دارند ولا غیر از شما تقاضا دارم که یک تعریف نهائی و روان بدور از اصطلاحات بیان فرمائید چون همه قشر در این سایت وجود دارند ![]() اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرج ال محمد |
|
|
|
|
|
|
#26 (permalink) | |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Jul 2008
ارسالها: 1,683
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 457
از ایشان 1,183 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
بهتر بود که در اولین برخوردی که با یک دیگر پیدا می کردیم کمی دوستانه تر برخورد می کردید ![]() دوست گرامی برای شما که به خودتان زحمت مطالعه را نیز نمی دهید باید هم طرح مطالب من تعجب آور باشد ![]() از سوی دیگر اگر زمانی توانستید بر خود مسلط شوید و مطالب من را خواندید خواهید یافت که من تنها سوالات را با تمام روایت های وارده در موضوع پاسخ دادم و یا اگر روایتی را ناقص آوردند آن را کامل کردم. ضمناً شما زمانی که مطالب من را نخوانده اید چگونه از یک جمله گنگ توانستید به این نتیجه برسید که تفکر من در رابطه با تماییز چگونه است!!! من معتقد به جدایی صرف و مطلق خالق و مخلوقم و هیچ گونه شباهتی را بین خالق و مخلوق قائل نیستم و برای این ادعای خود هم راوایاتی از صاحبان شریعت اسلامی نقل کردم!! اگر مایلید وارد بحث شوید به خود زحمت داده و مطالب مطرح شده را مطالعه کنید در ادامه اگر در مباحثات شرکت کنید خواهید یافت که من اهل کپی پیست نیستم. قطعاً دوستان دیگر که در گذشته با من مباحثه کرده اند گواه این ادعا هستند!!! |
|
|
|
|
|
|
#27 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Jul 2008
محل سكونت: ...
ارسالها: 52
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 57
از ایشان 130 بار سپاسگزاري شده است
|
سلام بر دوست گرامی
هنوز جواب نگرفتم که : 1 - لطف کنید و بفرمایید برداشت شما از وحدت وجود چیست ؟ 2 - آیا برداشت شما مطابق قول قائلین به وحدت وجود هست ؟ 3 - منظورتان از این بسیاری از قائلین چه کسانی هستند ؟ 4 - لطفا نام برده و منابعشان را ذکر کنید . به همان دقتی که در آدرس دهی احدایث شریف ذکر می فرمایید ... تا مشخص شود که به قول صدرالمتالهین شیرازی از جهله صوفیه نقل می کنید یا از عرفای شامخین دل آگاه ؟ ادامه بحث بستگی به برداشت شما از وحدت وجود دارد در جایی فرموده بودید : نقل قول:
منتظر ذکر تعریف شما از وحدت وجود و ذکر آدرس دقیق از منابع اصیل عرفانی هستم . تا بعد ... حق پناه باشید ![]() |
|
|
|
|
|
|
#28 (permalink) | ||
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Jul 2008
محل سكونت: تهران
ارسالها: 470
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 454
از ایشان 355 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
ایشان هنوز مفهوم وحدت وجود را به درستی تبیین نکرده اند . نقل قول:
|
||
|
|
|
|
|
#29 (permalink) | |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Jul 2008
ارسالها: 1,683
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 457
از ایشان 1,183 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
با سلام دوست گرامی من تا حدودی توضیحاتی خدمت شما دادم. اما تقاضا دارم که شما خود تعریف متکلمین اسلامی که نظرشان برای اکثر بزرگان قابل اعتماد است را بیان کنید. زیرا اگر من باز هم تعریفی ارائه کنم بحث به سوی نقذ تعریف من خواهد رفت و از مسیر اصلی منحرف خواهد شد. خود من هم دنبال یک تعریف جامع و مانع می گردم. اگر تعریف درستی برای این تفکر ارائه شد بعد از ان می توانیم مبانی آن را بررسی کنیم و ببینم که آیا با احادیث منطبق است یا نه؟ فکر می کنم این بحث مفید تر باشد تا مغالطه بر سر تعریف من از وحدت وجود!! پس لطف کرده و تعریف صحیح این تفکر را ارائه دهید ![]() ![]() ![]() ![]() یا حق |
|
|
|
|
|
|
#30 (permalink) |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Jul 2008
محل سكونت: ...
ارسالها: 52
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 57
از ایشان 130 بار سپاسگزاري شده است
|
با سلام خدمت دوست گرامی
عزیز الوجودا باز هم که با پیش فرض قدم پیش گذاشتید !! لازم است خدمت آگاهتان عرض کنم چند خطی درس پس بدهم . بر طبق اصول متدولوژی : 1 - ابتدا باید بعد از جمع آوری اطلاعات از روی منابع دست اول تبیین موضوع صورت بگیرد به این معنی که تعریف یا تعاریف مشهور و مقبول عرف عقلای آن فن بیان شود . ( مرحله تعریف ) 2 - سپس سیر تاریخی و تکاملی اقوال آن لحاظ شود . ( مرحله مطالعات تطبیقی ) 3 - آنگاه به نقد و بررسی تعاریف و تحولات تاریخی آن پرداخته شود . ( مرحله نقد ) 4 - گزینش بهترین تعریف و یا رد کامل تعاریف موجود . ( مرحله مختار محقق ) شما دوست گرامی به عنوان استارتر ابتدا به ساکن سوالی نقدی را بیان کردید یعنی : 1 - گویا آن را کاملاً ریشه یابی کرده اید . 2 - با سیر تاریخی آن از روی کتب قائلان آن با ذکر منبع و مأخذ آشنا هستید . ولی در جایی نیز حاضر به پذیرش سخن خصیصین این نوع نگرش نیستید و از آنان با عنوان x و y نام می برید . در حالی که یقیناً بزرگانی چون جناب سید حیدر آملی و استاد حسن زاده آملی بسیار متبحر تر از بزرگوارانی چون استاد مکارم شیرازی در این فن هستند ؛ زیرا ایشان کتابی و دوره ی تدریسی در این موضوع ندارند جز چند استفتاء و یا اشاراتی کوتاه در کتب کلامی متوسط . در صورتی که در موضوع بزرگان ذکر شده دهها تألیف و حاشیه و تعلیقه در مبانی عرفانی موجود است . همچنین بزرگان معاصر بجز آثار قلمی ، صاحب آثار فعلی و قدمی خارجی چون تربیت دهها شاگرد در مکتب عرفان هستند . چون استاد صمدی آملی . آیت الله ممدوحی . استاد یحیی کبیر و ... و به قول معروف در عرف حوزه از سالکان و قائلان طرق عرفانی شیعی هستند ... با این اوصاف چگونه باز بدون در دست داشتن تعریف به سراغ گزینش و ترجیح رفته اید که مقام آخر را در سیستم تحقیق اشغال کرده است ؟! و باز در مقام مختار محقق قول متکلمین را بهترین قول می دانید در حالی که این بزرگواران در اصل از مخالفان وحدت وجود اند !!!!! کدام متکلم را می شناسید که قولش در وحدت وجود بر قول امام خمینی در کتاب تعلیقه بر مصباح الانس فناری ترجیح داشته باشد و یا بر قول استاد جوادی آملی در تحریر تمهید القواعد صائن الدین ترکه اصفهانی بچربد ؟!!! ذکر بفرمایید تا استفاده کنیم ... و از سویی گمان نکنم که بزرگانی چون استاد حسن زاده آملی که تکیه غالبشان در معرفت بلند عرفانی بر تطبیق با حدیث است و تفحصشان در حدیث بر کسانی چون استاد جوادی آملی غلبه دارد بی اطلاع از سخنان معصومین علیهم السلام باشند تا باز هم شائبه تفسیر به رأی از قرآن به ذهن متبادر شوند ... به هر حال چون استارتر شما هستید و در همان یکی دو پست اول موضع نقدی بر این مرام داشتید تعیین تعریف اولی است که از جانب شما باشد تا بدانیم کدام قول را خلاف مبانی اهل بیت کرام و قرآن مجید می دانید ؟ در پناه حق باشید و سر بلند ![]() ويرايش توسط zaya : 11-07-2008 در ساعت 06:08 PM. |
|
|
|
![]() |
| برچسب ها |
| محی الدین ابن عربی |
| ابزارهاي موضوع | |
| نحوه نمايش | |
|
|