کاربر میهمان به هم میهن خوش آمدید. جهت ثبت نام در هم میهن اینجا را کلیک کنید. با ثبت نام از تمامی مزایای کاربران عضو هم میهن بهره مند شوید

تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum

بازگشت   تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > هم اندیشی

هم اندیشی هم اندیشی و همفکری

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 10-31-2006   #241 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,896
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 939
از ایشان 2,716 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله مزدك نمايش نوشته ها
ما بصورت منطقي و مدلل گفتيم كه كسي كه ايمان
به امر ديني داشته باشد، نميتواند دانشمند و يا
انديشمند خوانده شود، چون هم انديشه اش در 4 چوب
دُگم است و هم اينكه پايه ئ دانش اصالت تجربه است
و نه اصالت ايمان و دُگم. اين به ذهنيت ما كاري ندارد
و امري روشن است.
براي نمونه، شما در 4 چوب دين، ميتوانيد فقط بحث كنيد كه دست را بايد
از كجا بريد و نميتوانيد بحث كنيد كه اصولاً دست بريدن را زير پرسش
ببريد، چرا كه اين دُگم دگرگوني ناپدير ايماني شماست. فهم شد بيسواد؟
کجا منطقی و مدلل این را گفتید؟

شما ابتدا قرار بود نوشته ایراندوست را که قبول داشتید طبق تعاریف یونیورسال اثبات کنید ولی گویا فراموش کردید!


حال یک سوال . آیا پروفسور حسابی را اندیشمند نمیدانید؟
اینهمه مخترع و دانشمند در ایران و ... را اندیشمند نمیدانید؟
چگونه ایرانیان موسسه رویان را بدون کمک دیگران راه اندازی کردند؟
در حالی که کلیساهای امریکا جلوی بسیاری آزمایشات را میگیرد . ایران پس از انگلیس آزادترین کشور از لحاظ تحقیق در زمینه سلولهای بنیادی است.
چطور اینها که دین دارند . آزادند و آنها که سکولار محدود؟

این نظریه شما بدرد خودتان میخورد . عمومیت ندارد.
میخواهید با یکی دوتا مثال ماست مالی کنید ولی جمله تان مطلق است و خود میدانید اشتباه است.

چگونه اینشتین میگوید: علم بدون مذهب کور است و مذهب بدون علم فلج؟
یا اینکه احساسات مذهبی بزرگترین شاه فنر تحقیقات علمی است؟
__________________
ماکس پلانک:
ديـن و علـم مشترکا ً بر ضد شرک و الحاد ميجنگند
و برانگيزنده‌ء آنها همواره خـدا بوده و خواهد بود.
shahab آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-31-2006   #242 (permalink)
Expert
 
irandoost20's Avatar
 
تاريخ عضويت: Sep 2006
محل سكونت: فرانسه
ارسالها: 1,871
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,079
از ایشان 1,488 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

شهاب جان هر جا پیشرفت علمی بود ناشی از کنار گذاشت نظرات اسلام و مسیحیت و یهودیت بوده است.همین اروپائیان صدها سال با نظرات مسیحیت به هیچ کجا نرسیدند و حتی یک افتابه نساختن اما با فرستادن مسیحیت به درون کلیسا و علمی شدن قوانین و اموزش اغاز رنسانس و دگرگونی شد و در عرض چند دهه به تعداد چند میلیون سال زندگی اسنان اخرتاع شد و حتی بیشتر.
__________________
جمهوری پارلمانی سکولار برای ایران
http://www.a n d i s h e h a a .com
http://www.bahrammoshiri.com/farsi
http://rivasblog.com/uploads/k/ketab123/11771.pdf
irandoost20 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي irandoost20 به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 10-31-2006   #243 (permalink)
خداحافظ همین حالا...
 
سایه's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2006
محل سكونت: نا کجا ابادی به نام زمین
ارسالها: 3,493
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,201
از ایشان 3,325 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

این حکم کلی که مذهب سد ترقی علوم وتمدن است تنها از بررسی یک جزئی مسیحیت استنباط شده است وحکمی که از یک نمونه استخراج شده برتمام مذاهب تعمیم یافته است واین سست ترین وناهنجار ترین شکل استدلال است زیرا چنانکه میدانیم اینگونه حکم های کلی را باید با استقرائ(اکثر جزئیات یک کلی)استنباط کرد ولی با این همه امروز انچه را که در مسیحیت قرون وسطی یافته ایم برهمه مذاهب وبه طور کلی برمذهب تعمیم داده ایم واین حکم به صورت یک اصل در همه اجتماعات دو قرن اخیر اثر بسیار نافذ ومهمی گذاشته است اسلام پایه گذار یک تمدن است نه اینکه تمدنی بدان بگرود چنانکه تمدن رومی به مسیحیت گروید.
غالبا انها که بر اساس عاطفه میهن پرستی وایران دوستی میخواهند عظمت واصالت نژاد ایرانی را در تاریخ نشان دهند تنها به تجدید خاطره افتخارات واثار تمدن باستانی ما(اکثر همراه با روح اغراقوافراط)اکتفا میکنند وبرای توفیق در این راه میکوشند تا تاریخ وتمدن اسلام را تحقیر کنندوان را تا انجا که میتوانند نادیده انگارندواین کار بسیار ناشیانه ایست که از تعصب بر میخیزد در حالی که هیچ گاه در طول تاریخ نژاد ایرانی بهتر وباشکوه تر از قرون درخشان تمدن اسلامی مجالی برای بروز استعداد ولیاقت خویش به دست نیاورده است واگر هم بگوییم در گذشته چنین موقعیتی داشته اثار واسناد روشن وغیر قابل انکاری .انچنان که از دوران اسلامی داریم بر جای نمانده وناچار تا حد بسیاری باید به حدس وفرض ومبالغه ومغلطه وتحریف وتحقیر دیگران وخودستایی ناپسند دست زد....چنانکه میزنند
با مطالعه تمدن اسلامی ما به عنوان ایرانی.به عنوان شرقی شخصیت ولیاقت خویش را در پدید اوردن واداره کردن تمدن پی میبریم وافسانه ای را که غربیان نظرا وبیشتر عملا ساز کرده اند که :شرقی ودماغ شرقی با صنعت ورهبری سازمانهای پیچیده اداری امروز هماهنگ نیست..وبه این دلیل همواره باید مولد مواد خام ومصرف کننده کالاهای صنعتی باقی بماند ووابسته تمدن اداری وصنعتی بزرگ غربی باشد روشن میگردد......فکر نکنید این نظریه مغرضانه تنها از طرف مبلغان ونویسندگان استعماری اعلام شده است تا بهره کشی وتسلط خویش را توجیهی علمی کنند بلکه متفکرانی همچون زیگفرید نیز ان را گفته اند...................به گفته انان انچه در ما اصالت دارد وروح شرقی با ان متجانس است شعر وادب وعرفان است.شاید برای اثبات همین نظریه است که تنها با احیای اثار عرفانی وادبی ما توجه دارند وبازار ان را از درون وبرون گرم نگه میدارند واز گنجینه های فراوان علمی وفنی وسیاسی تاریخ هزار ساله اسلام کمتر سخنی به زبان میاورند سر نوشت خیام در این روزگار نمونه کامل سرنوشت تمدن وتاریخ ماست
ایران از اغاز نیمه دوم قرن هفتم میلادی یعنی از اخرین روزهای حکومت ساسانی تا امروز با اسلام در هم میامیزد ومسیر ان با مسیر تاریخ اسلام تا حدود بسیاری یکی میشود وبی انکه اسلام وتاریخ اسلام را به درستی بشناسیم از فهم عمیق وشناخت واقعی روح تاریخ ایران عاجز خواهیم ماند واین نقص را در تحقیقات کسانیکه به نگارش قسمتی ..یا همه تاریخ ایران پس از اسلام پرداخته اند ولی از اسلام وتاریخ ان شناخت کافی نداشته اند به خوبی احساس میکنیم
__________________
سایه آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي سایه به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 10-31-2006   #244 (permalink)
خداحافظ همین حالا...
 
سایه's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2006
محل سكونت: نا کجا ابادی به نام زمین
ارسالها: 3,493
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,201
از ایشان 3,325 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

((اروپا مذهب را رها کرد وپیش رفت ما رها کردیم وعقب رفتیم))
مخالفت تحصیلکرده ها وبه اصطلاح غلط روشنفکران مابا مذهب در کشورهای اسلامی واز جمله کشور ما در نیم قرن اخیر نه همچون مخالفت تحصیلکرده های اروپایی است در قرون جدید که بر اساس تجربیاتی که خودشان دارند و شناخت مذهب وکلیساشان دارند با مذهب مبارزه کردند بلکه این مخالفت با مذهب نیز خود از جمله تقلید های کورکورانه ایست که میکنند وگرنه مذهبی را که در تاریخ ان همه دانشگاههای بزرگ ودانشمندان نابغه در هر رشته پدید اوردوبه علم وتکامل ان کمکهای فراوانی کرد و تا توانایی وحرکت داشت در قرون تاریک اروپا شرق را با مشعل های بر افروخته علم ودانش..فلسفه وهنر وادب روشن ساخته بود اگر میشناختند درباره ان به گونه دیگری قضاوت میکردند....
در قرون وسطی اسلام در شرق ومسیحیت در غرب بر جامعه انسانی حکومت مطلق داشت...تاریخ قرون وسطی را در اروپای مسیحی تاریک میخواند وراکد وقرون وسطی را در مشرق مسلمان روشن وپر جنبش؟؟این قضاوت مسلم تاریخ است یعنی قضاوت واقعیات وحوادث واسناد بنابر این تحصیلکرده امروز ما در مخالفت با مذهب نه اسلام را میشناسد ونه تاریخ را..تنها یک زبان اروپایی را میداند وقضاوت اروپایی را درمورد مذهبش ترجمه کرده
سایه آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-31-2006   #245 (permalink)
خداحافظ همین حالا...
 
سایه's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2006
محل سكونت: نا کجا ابادی به نام زمین
ارسالها: 3,493
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,201
از ایشان 3,325 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

اقایان کاری که شما در حال حاضر انجام داده اید تنها این است.........تو مسلمانی وشیعه پس نمیفهمی؟؟؟!!! اوه کمی ارام تر لطفا سعی کنید بر خود وتعصباتتان چیره شوید وبعد دلیل های منطقی بیاورید .........
کسی چه میدانه؟ شاید عقیده ما را عوض کردید .............توهین سبک مغز ترین راه در استدلال است وپست ترین نوع مغلطه
سایه آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-01-2006   #246 (permalink)
گل مرداب
 
roshanak's Avatar
 
تاريخ عضويت: Apr 2006
محل سكونت: زیر سایتون !
ارسالها: 29,289
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 22,055
از ایشان 13,352 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

مگه همیشه پیشفت علم و کشف آسپرین و هوا کردن آپولو می تونه مفید باشه؟!

امثال شریعتی برای اثبات انسانیت و شناسوندن اون به بشریت گام های استواری برداشتند که نه در ایران حتی در جوامع دیگر هم کسی نتوانست همانند آنها عمل کند!
__________________
من صبورم اما...
به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم
يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم .
من صبورم اما...
چقدر با همه ی عاشقيم محزونم
و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ
مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم
من صبورم اما...
بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم
بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب
و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند می ترسم
من صبورم اما...
roshanak آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-01-2006   #247 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
Rouzbeh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 622
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 12
از ایشان 204 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله شهاب نمايش نوشته ها

در ضمن شما قرار بود که این نوشته ایراندوست را اثبات کنی:
کم هوش ترین ادم سکولار از خوش فکر ترین ادم دیندار اندیشمند تر است.

من که بی صبرانه منتظرم!
اين چيزي ثابت شدني نيست. چون كسي ممكن است مذهبي هم (خداباور) باشد و به سيستمسكولار حكومتي پايبند و طرفدارش هم باشد. كه اين البته نميتواند كسي مانند مسلمان شيعه از نوع
12
امامي باشد كه آخوند را نماينده ي امام و خدا ميداند.

اما پژوهش هايي در رابطه با سطح دانش اشخاص و خداباوري آنها شده است.
بيشتر اين پژوهش ها نشان ميدهند كه اكثريت دانشمندان به خدا ي شخصي ( personal = antropomorphic) ايمان ندارند.

در همه پرسي كه از بيش از 700 دانشمند عضو آكادمي آمريكا ( United States National Academy of Sciences) آمده است نتيجه ي آمار بدينگونه است
1-
به خدا باور ندارند % 72.2
2-
آگنوستيك هستند %20.8
3-
خدا باور هستند %7

در حليكه در پژوهش و همه پرسي آماري كه از توده ي مردم آمريكا شده است نشان ميدهد :

بخدا باور دارند :
90% general population توده ي مردم
mathematicians, 40%
biologists just under 30%
physicists barely over 20%

اين نوع پژوهش ها را Corelation مينامند. اينگونه روش هاي تحقيقي در دانش
پزشكي فراوان انجام يافته است. مثلا رابطه اي ميان گسارش چربي حيواني و بيماري هاي
قلب و ريه چيزهايي را آشكار كرده است و تحقيق هاي بعدي علت آن را روشن كرده است.
همين موضوع در باره ي سيگار و توتون و بيماري هاي ريه و سرطان هم درست بوده است.
در همه ي اين پژوهش ها احتمالات نقش دارند كه شيوه اي دانشيك هستند. به اين معني
كه خوردن چربي حيواني يا كشيدن سيگار روي 100٪ مردم اثر برابر و يكسان ندارد ولي
پوشيده نيست كه براي تندرستي زيان آور مي باشند.

آمارگيري و همه پرسي از دانشمندان هم در اينجا باز هم سر نخي بدست پژوهشگر ميدهد
چون خواه ناخواه بايد رابطه ي مستقيمي بين هوش و دانشمند شدن باشد.
و نيز رابطه اي با دانشمند بودن و باور بخدا همكنون نشان داده شده است.
با جمع بندي اين دو ، و بدون دردست داشتن اطلاعات بيشتر ، عقلاني است كه بپذيريم
كه بايد رابطه اي بين خدا باوري/ناباوري با تراز هوشي IQ وجود داشته باشد.
Religiosity and Intelligence
Belief in a personal God among scientists
In one study, 90% of the general population surveyed professed a distinct belief in a personal god and afterlife, while only 40% of the scientists with a BS surveyed did so, and only 10% of those considered "eminent."[1]. Another study found that mathematicians were just over 40%, biologists just under 30%, and physicists were barely over 20% likely to believe in God.[2]

A 1998 survey[3] by Larson and Witham of the 517 members of the United States National Academy of Sciences showed that 72.2% of the members expressed "personal disbelief" in a personal God while 20.8% expressed "doubt or agnosticism" and only 7.0% expressed "personal belief". This was a follow-up to their own earlier 1996 study[4] which itself was a follow-up to a 1916 study by James Leuba[5].
__________________
دين چشم خرد انسان در تاريكيست , نه ايمان بكس يا آموزه اي.
Rouzbeh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي Rouzbeh به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 11-01-2006   #248 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,896
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 939
از ایشان 2,716 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله Rouzbeh نمايش نوشته ها
اين چيزي ثابت شدني نيست.
چون كسي ممكن است مذهبي هم (خداباور) باشد و به سيستمسكولار حكومتي پايبند و طرفدارش هم باشد. كه اين البته نميتواند كسي مانند مسلمان شيعه از نوع
12 امامي باشد كه آخوند را نماينده ي امام و خدا ميداند.

باز خدا را شکر که شما کمی از منطق استفاده میکنید .
البته نمونه ای را که من آوردم به همه اینها اعتقاد داشت و به این افتخارات هم دست پیدا کرد.
دکتر حسابی یکی از شاگردان اینشتین و افتخار ایران است و هم شیعه 12 امامی است!
اما کسانی که طبق تعریف ایراندوست سکولار هستند نهایت به کجا رسیدند؟
الان مانند دکتر حسابی کم نداریم . یک ماه پیش جوان تبریزی برای اولین با دو مدال پش سر هم یا بقول مسئول برگزاری مراسم . اولین با دبل گلد این مسابقات جهانی اختراعات را برنده شد. به نظر من در ایران کسانی که شیعه هستند پتانسیل بیشتری برای ترقی دارند تا کسانی که با خواندن 2 تا کتاب فکر میکنند روشنفکرند و خدا را منکر می شوند!
بقول شریعتی : جوان فکلی ما تا چند کتاب از علوم طبیعی می خواند . خدا را منکر می شود . و میگوید مسئله خدا حل شده است!!!
shahab آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-01-2006   #249 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,896
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 939
از ایشان 2,716 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله roshanak نمايش نوشته ها
مگه همیشه پیشفت علم و کشف آسپرین و هوا کردن آپولو می تونه مفید باشه؟!

امثال شریعتی برای اثبات انسانیت و شناسوندن اون به بشریت گام های استواری برداشتند که نه در ایران حتی در جوامع دیگر هم کسی نتوانست همانند آنها عمل کند!
دقیقا!

بقول انشتین : "علم غایتی را نمی آفریند."
علم هدف را به انسان نشان نمیدهد.
علم چراغ راه است ولی هدف را نشان نمیدهد.
shahab آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-01-2006   #250 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,896
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 939
از ایشان 2,716 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

هنگامی که «سرمایه داری» حاکم است ،
ایمان به دموکراسی و آزادی انسان یک ساده لوحی است.


(شریعتی)
shahab آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي shahab به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 11-01-2006   #251 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,896
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 939
از ایشان 2,716 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

و(( در آغاز هیچ نبود,
کلمه بود,
وآن کلمه خدا بود)).
عظمت همواره در جستجوی چشمی است که او را ببیند,
و خوبی همواره در انتظار خردی است که او را بشناسد
وزیبایی همواره تشنه ی دلی که به او عشق ورزد
وجبروت نیازمند اراده ای که در برابرش,به دلخواه,رام گردد
وغرور در آرزوی عصیان مغروری که بشکندش و سیرابش کند
و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پر جبروت و مغرور,
اما کسی نداشت.
خدا آفریدگار بود و چگونه می توانست نیافریند؟
خدا مهربان بود و چگونه می توانست مهر نورزد؟
((بودن)),((می خواهد))!
و از عدم نمی توان خواست .
وحیاط(( انتظار می کشد)), و از عدم کسی نمی رسد.
و((داشتن))نیازمند((طلب))است.
و پنهانی بی تاب ((کشف)),و((تنهایی))بی قرار((انس)).
و خدا از بودن بیشتر بود, و از حیاط زنده تر و از غیب پنهان تر و از تنهایی تنهاتر و برای طلب بسیار داشت
وعدم نیازمند نیست.نه نیازمند خدا,نه نیازمندمهر
نه می شناسد,نه می خواهد و نه درد می کشد و نه انس می بندد و نه هیچ گاه بی تاب می شود
که عدم((نبودن))مطلق است و خدا((بودن))مطلق بود.
و عدم فقر مطلق بود و هیچ نمی خواست و خدا ((غنای مطلق))بود و هر کسی,به اندازه داشتن هایش می خواهد.
و خدا گنجی مجهول بود که در ویرانه ی بی انتهای غیب مخفی شده بود.
و خدا زنده ی جاوید بود که در کویر بی پایان عدم((تنها نفس می کشید)).
دوست داشت چسمی ببیندش,دوست داشت دلی بشناسدش
و در خانه گرم عشق,روشن از آشنایی,استوار از ایمانو پاک از خلوص خانه گیرد.
و خدا آفریدگار بود و دوست داشت بیافریند:
زمین را گسترد
و دریا ها را از اشک هایی که در تنهایی اش ریخته بود پر کرد
و کوه ها اندوهش را-که در یگانگی دردمندش,بر دلش توده گشته بود-برپشت زمین نهاد,
و جاده ها را - که چشم به راهی های بی سو و بی سرانجامش بود - بر سینه کوه ها و صحراها کشید,
و از کبریایی بلند و زلالش آسمان را بر افراشت
و دریچه همواره فرو بسته سینه اش را گشود- در فضای بی کرانه جهان رها ساخت.
با نیایش های خلوت آرامش, سقف هستی را رنگ زد,
و آرزوهای سبزش را در دل دانه ها نهاد,
ورنگ((نوازش های ))مهربانش را به ابرها بخشید,
و از این هر سه ترکیبی ساخت و بر سیمای دریاها پاشید,
و رنگ عشق را به طلا ارزانی داد,
و بر پرده ی حریر طلوع,سیمای زیبا و خیال انگیز امید را نقش کرد.
و در ششمین روز,سفر تکوینش را به پایان برد.
و با نخستین لبخند هفتمین سحر,((بامداد حرکت)) را آغاز کرد:
کوه ها قامت بر افراشتند و رودهای مست,از دل یخچال های بزرگ بی آغاز,
به دعوت گرم آفتاب,جوش کردند,
و از تبعیدگاه سرد و سنگ کوهستان بگریختند و
,بی تاب دریا - آغوش منتظر خویشاوند -بر سینه دشت ها تاختند و دریاها آغوش گشودندو.....در نهمین روز خلقت,
نخستین رود به کنار اقیانوس تنهای هند و اقیانوس,
که از آغاز ازل,در حفره عمیقش دامن کشیده بود,
چند گمی,از ساحل خویش,رود را,به استقبال,بیرون آمد و رود,
آرام و خاموش,خود را - به تسلیم و نیاز - پهن گسترد,
و پیشانی نوازش خواه خویش را پیش آورد,
و اقیانوس - به تسلیم و نیاز -لب های نوازشگر خویش را پیش آورد و بر آن بوسه زد.
و این نخستین بوسه بود......
و دریا,تنهای آواره و قرار جوی خویش را در آغوش کشید,
و او را,به تنهایی عظیم و بی قرار خویش,اقیانوس,باز آورد.
و این نخستین وصال دو خویشاوند بود.
و این در بیست و هفتمین روز خلقت بود
و خدا می نگریست...
سپس طوفان ها برخاستند وصاعقه ها در گرفتند و تندرها فریاد شوق و شگفتی بر کشیدند و :
باران ها و باران ها و باران ها !
گیاهان روییدند و درختان سر بر شانه های هم بر خاستند و مرتع های سبز پدیدارگشت و جنگل های خرم شر زد و حشرات بال گشودند و پرندگان ناله برداشتند و پروانگان به جستجوی نور بیرون آمدندو....
و خداوند خدا ,هر بامدادان از برج مشرق بر بام آسمان بالا می آمد و دریچه صبح را می گشود و , با چشم راست خویش,جهان را می نگریست و همه جا را می گشت و ....
هر شامگاهان,با چشم خسته ,از دیواره های مغرب, فرود می آمد و نو امید و خاموش,سر به گریبان تنهایی غمگین خویش فر. می برد وهیچ نمی گفت.
و خداوند خدا,هر شبانگاه ,بر بام آسمان بالا می آمد و ,به چشم چپ خویش,جهان را می نگریست و قندیل پروین بر می اقروخت و جاده کهکشانرا روشن می ساخت و شمع هزاران ستاره را بر سقف می آویخت,تا در شب ببیند و نمی دید...
سحر گاهان,خسته و رنگ باخته,سرد و نومید,فرود می آمد و قطره اشکی,از افسوس,بر دامن سحر می افشاند و می رفت وهیچ نمی گفت.
خدا همچنان تنها ماند و مجهول, و در ابدیت عظیم و بی پایان ملکوتش بی کس! و در آفرینش پهناورش بیگانه. مس جست و نمی یافت.
آفریده هایش او را نمس توانستند دید نمی توانستند فهمید,می پرستیدندش, اما نمی شناختندش و خدا چشم به راه ((آشنا))بود.
پیکر تراش هنرمند و بزرگی که در میان انبوه مجسمه های گونه گونه اش غریب مانده است.
در جمعیت چهره های سنگ و سرد, تنها نفس می کشید.
کسی ((نمی خواست)),کسی((نمی دید)), کسی ((عصیان نمی کرد)), کسی عشق نمی ورزید,کسی نیازمند نبود,کسی درد نداشت...و...
و خداوند خدا, برای حرف هایش,باز هم مخاطبی نیافت!
هیچ کس او را نمی شناخت,هیچ کس با او انس نمی توانست بست

((انسان))را آفرید.....!
و این,نخستین بهار خلقت بود.........
shahab آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-01-2006   #252 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,896
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 939
از ایشان 2,716 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

شگفتا که قرآن به یک سوره کوچک ختم می شود .
آن هم به نام سوره استیعاذ( پناه بردن به الله).
آن هم پناه بردن پیامبر بفرمان خدا و در پایان قرآن !
طرز بیان بسیار معنی دار است:
« الله» به «الناس» ( توده مردم) اضافه شده است
و سه بار تکرار و هر بار الله به یک صفت و قدرت ویژه ذاتی اش توصیف شده است. قل اعوذ برب الناس - ملک الناس - اله الناس .

در آیه اول : قدرت اربابی حاکم بر توده (زر) از طبقه اربابان مردم،در آیه دوم: قدرت ملوکیت (زور) از طبقه زمامداران و در آیه سوم: قدرت الوهیت از طبقه روحانیون (تزویر) که در مذاهب غیر اسلامی دارای ذات الهی و آب و گل ماورایی غیر خاکی هستند ، نفی می شود . (یقینا باید بین مفهوم روحانیت مطرح شده در این جمله و مفهوم عالم دینی در اسلام تفاوت قائل شد ، البته و صد البته که در جرگه عالمان دینی اسلامی نیز هستند کسانی که نقش همان روحانیون متزور ادیان دیگر را ایفا می کنند، ولی این مسئله هرگز برهان قابل قبولی برای نفی وجود و نفی اثر عالمان راستین دینی جهان اسلام نخواهد بود.)
انحصار این سه قدرت به الله به این معنی است که ادعای داشتن چنین قدرت هایی از طرف افراد یا طبقات سه گانه حاکم بر مردم ادعای خداییست و پذیرفتنش نیز پرستش غیر خداییست و اینکه اسلام همواره تکرار می کند که : « الحکم الا لله » « یکون الدین کله لله» و «المال لله» ، خداوند مشخص می کند که ناس فقط یک «رب» دارد و آن هم « الله » است و یک معبود بیشتر نیست، آن هم « الله » است و یک مالک بیشتر نیست آنهم «الله» است. اینست معنای عبودیت در توحید، که عامل آزادی انسان در تاریخ است.
shahab آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي shahab به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 11-01-2006   #253 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,896
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 939
از ایشان 2,716 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

یقینا هیچ کس به شیوایی دکتر مصطفی چمران برای دکتر علی شریعتی مرثیه سرایی نکرده است:


ای علی! تو نماینده به حق محرومین و زجر دیدگان تاریخی، و من ناله دردمندان را از حلقوم تو می شنوم، خروش اعتراض آنان را در در فریاد رعد آسای تو می یابم، سرنوشت هزاران کارگر بدبخت را از دریچه چشم تو می بینم، که زیر تازیانه جلادان فرعون جان می دهند، و زیر تخته سنگ ها دفن می شوند، و من صدای خرد شدن استخوان های نحیف آنها را زیر تخته سنگها می شنوم . و ضجه دردمندان و ناله زجر دیدگان دلم را به درد می آورد.
ای علی! با خروش تو به جنگ استعمار و استبداد و استحمار بر می خیزیم و همراه تو تاریخ را می شکافیم، و فرعون و قارون ها و بلعم ها را لعنت می کنیم.
ای علی! همراه تو، در راه خدای بزرگ به مجاهدت بر می خیزیم و به اسلحه شهادت مجهز می شویم. من آن راهی را و مکتبی را مقدس می شمرم که غم ها و دردهای کثیف آدمی را به زیبا و پاک تبدیل کند و آن شخصی را تقدیس می کنم که روحش و احساسش و افکارش، قلب آدمی را صفا و جلا دهد و غم ها و دردهایش را زیبا و متعال کند . روح را از قفس آزاد کرده به آسمان صعود دهد . بر این حساب، دکتر علی شریعتی به درجه ی بی نهایت قابل تقدیس است، آدمی را منقلب می کند، روح را از قید زمان و مکان آزاد کرده به ازلیت و ابدیت متصل می نماید و در آسمان به سیر و سیاحت می پردازد و زیبایی های عجیب و خلاق و سوزنده را به آدمی نشان می دهد . و ابعادی جدید و مبهوت کننده و پرشکوه از خلقت را به ما می نمایاند...
و تو ای خدای بزرگ ! علی را به ما هدیه کردی تا راه و رسم عشقبازی و فداکاری را به ما بیاموزاند، چون شمع بسوزد و راه ما را روشن کند و به عنوان بهترین هدیه خود او را به تو تقدیم، تا در ملکوت اعلای تو بیاساید و زندگی جاوید خود را آغاز کند .
قسم به غم، که تا روزگاری که دریای غم بر دلم موج می زند، ای علی در قلب من زنده و جاویدی!
قسم به عشق، که تا وقتی که قلب سوزانم می جوشد و می خروشد و می سوزد، تو ای علی ! در قلب ما حیات داری، که جاذبه آسمانی عشق را در وجودمان به گردش در می آوری و حیات مارا از عشق و فداکاری سرشار می کنی .
سوگند به تنهایی که نتیجه عظمت و عشق و یکتایی است، و زاییده لطافت و اخلاص و عرفان است، که تا وقتی خدا تنهاست، تو علی در تنهایی ما وجود داری .
قسم به عدل و عدالت، که تا روزگاری که ظلم و ستم، بر دوش انسان ها سنگینی می کند، تو در فریاد ستمدیدگان علیه ستمگران می غری و می خروشی .
و قسم به شهادت، تا وقتی فدائیان از جان گذشته، حیات و هستی خود را در قربانگاه عشق فدا می کنند، تو بر شهادت پاک آنان شاهدی و شهیدی.
shahab آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-01-2006   #254 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,896
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 939
از ایشان 2,716 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

شریعتی در تعریفی از انتلکتوئل می گوید :
....طبقه ای که کار فکری ومغزی می کند مانند معلمان ـ استادان دانشگاهها ـ وکلای دادگستری ـ سیاستمداران ـ رهبران احزاب ـ شاعران ـ روزنامه نگاران ـ نویسندگان ـ متخصصان علوم انسانی ـ و .....
اینها انتلکتوئلها هستند گروهی که بصورت کاملا تخصصی از مغز خود بعنوان ابزاری برای کسب دانش و در آمد و کسب پرستیژ اجتماعی و .....بهره میبرند .
و اما روشنفکر :
....آدم هایی که محدود و متوقف نیستندو منجمد نمی اندیشند ـ روشن وباز فکر می کنند و زمان وموقعیت خودشان وموقعیت مملکتشان و مسائلی را که در جامعه شان مطرح است تشخیص می دهند .....روشنفکر برای یک فرد یک صفت است ...
و بعد برای روشن شدن مرز بین "روشنفکرمسئول" و دیگران ادامه می دهد:
.....بسیاری هستند که اندیشه شان ، قضاوتشان و شعورشان ، اسیر حیثیت اجتماعیشان است . اینان ذلیل ترین آدمها هستند و اینها بی مصرف ترین و تباه ترین موجوداتند . می توانند حقیقت را بفهمند ، اما جرات قضاوت ، جرات صراحت و جرات اعلامش را ندارند. برای آنکه به حیثیت شان بر می خورد .....
خوب ! برای رسیدن به روشنفکر مسئول و آگاه از کجا باید آغاز کنیم این بحثی است که در بخش آینده و تحت عنوان خود آگاهی و جامعه آگاهی به آن خواهیم پرداخت .
shahab آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-01-2006   #255 (permalink)
خداحافظ همین حالا...
 
سایه's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2006
محل سكونت: نا کجا ابادی به نام زمین
ارسالها: 3,493
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,201
از ایشان 3,325 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

تو میگویی اعتقاد داشتن به یک مذهب .یک عقیده .یک تفکر سبب میشود من نتوانم درست اندیشه کنم یا درست مسائل علمی را بفهمم درست است؟ خوب پس یعنی مثلا H2O من H3Oاست!! یا من H2o را H3O میبینم!!فکر نمیکنی حرفت کمی .......فقط کمی خنده دار است؟؟ در ضمن ما اسطوره سازی نمیکنیم..بت سازی نمیکنیم یک قهرمان بی عیب ونقص هم از کسی نمیسازیم ونیز تسلیم بی چون وچراومقلد کورکورانه اعتقادات کسی هم نیستیم بلکه به جای عناد ورزی تعصب امیز با نظریات اندیشمندان...نظریات انها را مطالعه میکنیم ..با داده های ذهن خود تطبیق میدهیم وانگاه با عقل تصمیم میگیریم که بپذیریم یا رد کنیم........
در ضمن در بیان نظریات یک اندیشمند تکیه برداری از قسمت های مختلف بدون در نظر گرفتن صفحات قبلی وجهت دهی انها در سمت وسوی دلخواه کمی منسوخ شده است...........
حتما این جمله معروف را شنیده اید که:
بخش, لازم نیست اعدامش کنید
بخشش لازم نیست, اعدامش کنید...........
سایه آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي سایه به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 01:49 PM با تنظيم GMT +3.5 مي باشد.


Powered by: vBulletin - © Jelsoft Enterprises Ltd
Copyright ©2005 - 2010, HamMihan
تمام حقوق محفوظ می باشد , پایگاه اینترنتی هم میهن
هم میهن - اخبار ایران و جهان  - کتابخانه -میهن نیوز - هواشناسی - تفریح و سرگرمیفیلم و سینما - حوادث - بیوگرافی شخصیت ها -  بازی آنلاینایرانگردی - فال حافظ - پزشکی و سلامتی - ورزش - تصاویر ماهوراه ای - دیدنی هاگالری تصاویر - تکنولوژی  -  ابزارهای موبایلجملات پندآموز - دیکشنری انگلیسی به فارسی - جستجوگر فارسی - درگاه تجاری لوکوپوک