کاربر میهمان به هم میهن خوش آمدید. جهت ثبت نام در هم میهن اینجا را کلیک کنید. با ثبت نام از تمامی مزایای کاربران عضو هم میهن بهره مند شوید

تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum

بازگشت   تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > هم اندیشی

هم اندیشی هم اندیشی و همفکری

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 11-01-2006   #256 (permalink)
خداحافظ همین حالا...
 
سایه's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2006
محل سكونت: نا کجا ابادی به نام زمین
ارسالها: 3,499
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,201
از ایشان 3,324 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

ما که هنوز نفهمیدیم موضع شما چیست؟ شما با اسلام مخالفید یا با مسیحیت یا با یهود .یا زردشت...بودائیزم ..هندوئیزم ....وعرفان..(نه انگار مزدک ومانی را قبول دارید خوب الهی شکر)یا اساسا با خدا مشکل دارید.شاید هم لائیک!!!!!!
با حکومت اکنون ایران مشکل دارید یا با حوادث سال 57 وماقبل چپ اید یا راست....با شریعتی مشکل دارید یا خانواده اش ......یا اساسا فقط نه؟؟؟؟؟ یک نه بزرگ...شما با مشکل هم مشکل دارید؟؟؟
نکند شما پایه گذاران فلسفه نه هستید؟؟؟؟؟؟

چشم ها را باید شست.......... جور دیگر باید دید
__________________
سایه آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي سایه به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 11-01-2006   #257 (permalink)
گل مرداب
 
roshanak's Avatar
 
تاريخ عضويت: Apr 2006
محل سكونت: زیر سایتون !
ارسالها: 29,040
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 21,838
از ایشان 13,072 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

سایه جونم منم از همین تعجب میکنم اینا با اسلام و مسلمین مشکل دارن یا با بزرگان و فرهیختگان؟!
__________________
روزي از روزها، شبي از شبها خواهم افتاد و خواهم مرد

اما ميخواهم هرچه بيشتر بروم تا هرچه دورتر بيفتم


تا هرچه ديرتر بيفتم، هر چه ديرتر و دورتر بميرم


نمي خواهم حتي يگ گام يا يك لحظه


پيش از آنكه ميتوانسته ام بروم و بمانم ،


افتاده باشم و جان داده باشم
roshanak هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي roshanak به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 11-01-2006   #258 (permalink)
خداحافظ همین حالا...
 
سایه's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2006
محل سكونت: نا کجا ابادی به نام زمین
ارسالها: 3,499
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,201
از ایشان 3,324 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

اقای مزدک از قصاص گفتی ..از صدور فاحشه از جنگ از خونریزی از وحشی گری ..از...............کمی فقط کمی از مسیحیت تحریف شده میگویم مجال این تایپیک اندک است ونمیتوان شرح تاریخ داد..از مسیحیتی میگویم ..مسیحیت تحریف شده ..چ.ن اسلام تحریف شده این زمان بعضی ها.....مسیحیتی که با قانون منع ازدواج کشیشان کاتولیک بانی رواج هم جنس بازی در کلیسا شد مسیحیتی که امرزش نامه میفروخت....یعنی متمولین جامعه اخرت را از پیش برای خود میخریدند!!مسیحیت تحریف شده ای که عیسی راخدا در کالبد بشر میدید وتثلیث را یکی از مهمترین ارکان دین(برخلاف اسلام که توحید اصل است) مسیحیتی که چشم مردم به شفا دادن یک کور بود وبرپا خواستن یک فلج تضمینی برای ایمانشان(اکنون هم در اسلام اینها نفوذ کرده ولی باید روشن تر بگویم که این به معنی نفی معجزه نیست ولی نباید ذهن حقیقت جوی بشر امروز اصل را معجزه قرار دهد) ........برخلاف اسلام که معجزه اش قلم بود در عصر بی سوادی ...عصر جهل عصری که تعداد با سوادان جامعه به تعداد انگشتان دست نمیرسید ...وجزو پایین ترین طبقه افراد اجتماع بودند.در چنین عصری قران به قلم قسم میخورد .......ایا این معجزه نیستای قلم سحر نمیافریند ...تمدن نمیسازد.....چه معجزه ای بالاتر از قلم
.....کلیسایی که فلسفه تثلیث را نمیشود فهمید چون از اسرار الهی است تنها باید بی چون وچرا قبول کرد!!!واسلام اصیلی که صریح ترین وروشن ترین دستوراتش دعوت به تعقل است واندیشه در ارکان ان وپرهیز از پذیرش بی چون وچرای ان خصوصا مسائل مربوط به ارکان دین((حال حال با اسلام یک عده بی سواد منفعت جو مقایسه اش میکنی زیرکانی که به دلیل منافع شخصی از پاسخ به حقایق طفره میروندالبته هستند کسانی که پاسخ های درست میدهند وعلم ان را دارند اما اندک ووقتی از مسائل مهم اسلام میپرسی تو را متهم به کفر میکنند اینها مسلمان اند ...پیرو تعقل اند))
حال بشنویم از عقیده مانی:
بردگان اجزائ ظلمت اند وفاتحان زورمند اجزائ نور!!!
ارسطو وافلاطون:
خداوند یا طبیعت گروهی را برده خلق میکند وگروهی را ازاد تا ازادگان با زحمات ورنجهایی که بردگان در تکفل کارهای پست میکشند به کارهای متعالی از قبیل اخلاق وموسیقی وشعر بپردازند
انگاه پیام اسلام برابری وبرادری!!
سایه آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-01-2006   #259 (permalink)
Enthusiast
 
Maryam_M.A's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2006
محل سكونت: تهران
ارسالها: 483
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 39
از ایشان 53 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

شريعتي خودش رو مسئول حس ميكرد و براي همين معتقد بود بايد كاري كرد.
شريعتي سعي ميكرد برداشتي بدور از تعصب از دين ارائه بده و دوست داشت جوانان رو با عمق مفهوم اسلام آشنا كنه
فكر ميكنم الان موقع اون رسيده كه از شريعتي هم بگذريم. چون شريعتي خيلي از سوالات رو جواب نميداد و بيشتر سعي ميكرد توجيه جوان پسندانه اي از دين ارائه كنه
شريعتي فلسفه نميدونست و فقط بدنبال هدف خودش بود. اينكه جوانان رو از افتادن در دام ماركسيسم نجات بده.و هر كاري ميكرد براي رسيدن به اين هدفش بود كه براش مقدس بود. شريعتي براي من احترام زيادي داره و در زندگي من نقش زيادي هم داره اما در مورد دين و حقيقت دينداري دوست دارم با تفكر و بدون هيچ هدفي غير از دانستن واقعيت آنچه كه هست، به مطالعه بپردازم.
براي همين هم هست كه ميگم شريعتي الان بدرد ما نميخوره و ما نياز به تفكراتي عميقتر داريم.
__________________
Maryam_M.A آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-01-2006   #260 (permalink)
خداحافظ همین حالا...
 
سایه's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2006
محل سكونت: نا کجا ابادی به نام زمین
ارسالها: 3,499
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,201
از ایشان 3,324 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

روشنک جان گفتم که بنیان گذاران فلسفه نه هستند به گمانم!!!
سایه آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-01-2006   #261 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
Rouzbeh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 622
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 12
از ایشان 203 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله شهاب نمايش نوشته ها
باز خدا را شکر که شما کمی از منطق استفاده میکنید .
البته نمونه ای را که من آوردم به همه اینها اعتقاد داشت و به این افتخارات هم دست پیدا کرد.
دکتر حسابی یکی از شاگردان اینشتین و افتخار ایران است و هم شیعه 12 امامی است!
اما کسانی که طبق تعریف ایراندوست سکولار هستند نهایت به کجا رسیدند؟
الان مانند دکتر حسابی کم نداریم . یک ماه پیش جوان تبریزی برای اولین با دو مدال پش سر هم یا بقول مسئول برگزاری مراسم . اولین با دبل گلد این مسابقات جهانی اختراعات را برنده شد. به نظر من در ایران کسانی که شیعه هستند پتانسیل بیشتری برای ترقی دارند تا کسانی که با خواندن 2 تا کتاب فکر میکنند روشنفکرند و خدا را منکر می شوند!
بقول شریعتی : جوان فکلی ما تا چند کتاب از علوم طبیعی می خواند . خدا را منکر می شود . و میگوید مسئله خدا حل شده است!!!
شما گفته ي مرا "مصادره بمطلوب" كرديد.
دانشمند بودن دكتر حسابي ها نه بخاطر مسلمان و شيعه بودنشان نبوده و نيست.
چون آنها مسلمان و شيعه بدنيا آمدند ولي دانش را خودشان آموختند.

آن جوان تبريزي هم همين طور ، يعني مسلمان و شيعه بدنيا آمده است. ماكه از باور
باطني او ، نسبت به دين و الله و امام ... خبري نداريم. ولي كلا اصولي هستند كه
كليت دارند. مثلا ، در يك نوع خاك يك دانه و گل يا درخت .. بهتر رشد ميكند و بار ميدهد.
محيط دين و مذهب , كه پر از خرافه و دگم و باور به دعا باشند , هم محيط هايي اجتماعي هستند كه كلا براي پرورش دانش و انديشه چندان مناسب نيستند.
نقل قول:
بقول شریعتی : جوان فکلی ما تا چند کتاب از علوم طبیعی می خواند . خدا را منکر می شود . و میگوید مسئله خدا حل شده است!

اين يكي هم سفسته ي "رجوع به آتوريته" بود. كه تازه شريعتي آتوريته هم بشمار نمي آيد.
گفته ي شريعتي چرت است. در پيام پيشين آماري را نشان دادم كه بيش از ٪90 دانشمندان
آكادمي دانش آمريكا به خدا باور ندارند ويا اگنوستيك هستند
نقل قول:
در همه پرسي كه از بيش از 700 دانشمند عضو آكادمي آمريكا ( United States National Academy of Sciences) آمده است نتيجه ي آمار بدينگونه است
1- به خدا باور ندارند % 72.2
2- آگنوستيك هستند %20.8
3- خدا باور هستند %7

و اينها جوانهاي فوكولي نيستند. شايد همه ي اين دانشمندان با بيشترشان در محيط و خانواده هاي مدهبي بدنيا آمده باشند ، چون ٪90
درسد مردم آمريكا به خدا باور دارند. پس مي بينيم كه رابطه ي مستقيمي ميان دانشمندي و عدم باور بخدا وجود دارد.
__________________
دين چشم خرد انسان در تاريكيست , نه ايمان بكس يا آموزه اي.

ويرايش توسط Rouzbeh : 11-01-2006 در ساعت 03:00 PM.
Rouzbeh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي Rouzbeh به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 11-01-2006   #262 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,838
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 934
از ایشان 2,662 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله Rouzbeh نمايش نوشته ها
شما گفته ي مرا "مصادره بمطلوب" كرديد.
دانشمند بودن دكتر حسابي ها نه بخاطر مسلمان و شيعه بودنشان نبوده و نيست.
چون آنها مسلمان و شيعه بدنيا آمدند ولي دانش را خودشان آموختند.

آن جوان تبريزي هم همين طور ، يعني مسلمان و شيعه بدنيا آمده است. ماكه از باور
باطني او ، نسبت به دين و الله و امام ... خبري نداريم. ولي كلا اصولي هستند كه
كليت دارند. مثلا ، در يك نوع خاك يك دانه و گل يا درخت .. بهتر رشد ميكند و بار ميدهد.
محيط دين و مذهب , كه پر از خرافه و دگم و باور به دعا باشند , هم محيط هايي اجتماعي هستند كه كلا براي پرورش دانش و انديشه چندان مناسب نيستند.

اين يكي هم سفسته ي "رجوع به آتوريته" بود. كه تازه شريعتي آتوريته هم بشمار نمي آيد.
گفته ي شريعتي چرت است. در پيام پيشين آماري را نشان دادم كه بيش از ٪90 دانشمندان
آكادمي دانش آمريكا به خدا باور ندارند ويا اگنوستيك هستند

و اينها جوانهاي فوكولي نيستند. شايد همه ي اين دانشمندان با بيشترشان در محيط و خانواده هاي مدهبي بدنيا آمده باشند ، چون ٪90
درسد مردم آمريكا به خدا باور دارند. پس مي بينيم كه رابطه ي مستقيمي ميان دانشمندي و عدم باور بخدا وجود دارد.
حال که به این نکته اعتراف میکنید که جمله ایراندوست کاملا اشتباه بوده میتوانیم بهتر بحث کنیم . اگر گزینشی هم کردم بدین علت بود که بحث در رابطه با جمله بود ولی متاسفانه شما عادت دارید بحث را از به موضوعات دیگر می کشانید!

مزدک خواست جمله ایراندوست را با تجربه گرایی و با آوردن مصداق اثبات کند ولی با استفاده از ابطال گرایی براحتی غیر منطقی بودن آن نوشته اثبات شد.

این جمله انشتین جالب بیانگر دیدگاه من است .
" علم بدون مذهب کور است و مذهب بدون علم فلج"
مذهب راه و روش زندگی را نشان میدهد . نه فرمول های فیزیکی را !
بنا براین اگر من شیعه باشم یا مسیحی یا ... فرقی در موفقیت علمی ندارد!
هر فردی دارای توانایی های ذاتی و استعدادهایی درونی است .

راستی من نمیتوانم وارد لینک ارائه شده بروم. منبع این نوشته تان کدام است؟
در ضمن تعبیر شریعتی در مورد آن جوانها به هیچ وجه مدل مویشان نیست بلکه تعبیر برای اشخاصیست که بدون تفکر اندیشه غرب را پذیرفته اند . در حالی که واقعا تحقیق کافی نکرده اند.
__________________
ماکس پلانک:
ديـن و علـم مشترکا ً بر ضد شرک و الحاد ميجنگند
و برانگيزنده‌ء آنها همواره خـدا بوده و خواهد بود.

ويرايش توسط shahab : 11-01-2006 در ساعت 03:33 PM.
shahab آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-01-2006   #263 (permalink)
Expert
 
irandoost20's Avatar
 
تاريخ عضويت: Sep 2006
محل سكونت: فرانسه
ارسالها: 1,871
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,079
از ایشان 1,487 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

کسانیکه معتقد به خرافات ادیان سنتی باشند حاز نظر فلسفی و جهان بینی حتی به صفر هم هنوز نرسیده اند.یعنی زیر صفر هستند.گاهی ادم می خواد سرش رو به دیوار بکوبه از این طاعون ادیان سنتی که مغزهای گرانبهای انسانها را همچون مواد مخدر فلج می کنند.ای هزار افسوس که حتی یکبار تجربه نگاه ازاد اندیشانه به شب پر ستاره را نداشتید.....
__________________
جمهوری پارلمانی سکولار برای ایران
http://www.a n d i s h e h a a .com
http://www.bahrammoshiri.com/farsi
http://rivasblog.com/uploads/k/ketab123/11771.pdf
irandoost20 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-01-2006   #264 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
Rouzbeh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 622
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 12
از ایشان 203 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله شهاب نمايش نوشته ها
حال که به این نکته اعتراف میکنید که جمله ایراندوست کاملا اشتباه بوده میتوانیم بهتر بحث کنیم . اگر گزینشی هم کردم بدین علت بود که بحث در رابطه با جمله بود ولی متاسفانه شما عادت دارید بحث را از به موضوعات دیگر می کشانید!

مزدک خواست جمله ایراندوست را با تجربه گرایی و با آوردن مصداق اثبات کند ولی با استفاده از ابطال گرایی براحتی غیر منطقی بودن آن نوشته اثبات شد.

این جمله انشتین جالب بیانگر دیدگاه من است .
" علم بدون مذهب کور است و مذهب بدون علم فلج"
مذهب راه و روش زندگی را نشان میدهد . نه فرمول های فیزیکی را !
بنا براین اگر من شیعه باشم یا مسیحی یا ... فرقی در موفقیت علمی ندارد!
هر فردی دارای توانایی های ذاتی و استعدادهایی درونی است .

راستی من نمیتوانم وارد لینک ارائه شده بروم. منبع این نوشته تان کدام است؟
در ضمن تعبیر شریعتی در مورد آن جوانها به هیچ وجه مدل مویشان نیست بلکه تعبیر برای اشخاصیست که بدون تفکر اندیشه غرب را پذیرفته اند . در حالی که واقعا تحقیق کافی نکرده اند.
http://www.answers.com/topic/religio...d-intelligence
اينهم لينكي كه ميخواستيد.

حال شما لينك اين گفته ي انيشتن را بما بدهيد.

نقل قول:
این جمله انشتین جالب بیانگر دیدگاه من است .
" علم بدون مذهب کور است و مذهب بدون علم فلج"
در همين چند روز گذشته نوشته هايي از انيشتن ، توسط "هومان" ارايه شد كه در آن وي
گفته است ، او به خداي شخصي باور ندارد و اينكه او اين موضوع را بارها گفته است ولي برخي ميكوشند
تا برخلاف آنرا به او نسبت بدهند،
دين انيشتن، همان دانش است و خداي او هم طبيعت ميباشد و دانشمندان و هنرمندان هم پيامبران
اين دين احساس كيهاني هستند. Cosmic Religeious Feeling
حالا شما چپ و راست اين گفته ها را به آن دانشمند نسبت ميدهيد و مي بنديد.


From a correspondence between Ensign Guy H. Raner and Albert Einstein in 1945 and 1949. Einstein responds to the accusation that he was converted by a Jesuit priest: "I have never talked to a Jesuit prest in my life. I am astonished by the audacity to tell such lies about me. From the viewpoint of a Jesuit priest I am, of course, and have always been an atheist." "I have repeatedly said that in my opinion the idea of a personal God is a childlike one.You may call me an agnostic, but I do not share the crusading spirit of the professional atheist whose fervor is mostly due to a painful act of liberation from religious indoctrination received in youth." Freethought Today, November 2004

ويرايش توسط Rouzbeh : 11-01-2006 در ساعت 07:06 PM.
Rouzbeh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-01-2006   #265 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,838
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 934
از ایشان 2,662 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله Rouzbeh نمايش نوشته ها
http://www.answers.com/topic/religio...d-intelligence
اينهم لينكي كه ميخواستيد.

حال شما لينك اين گفته ي انيشتن را بما بدهيد.


در همين چند روز گذشته نوشته هايي از انيشتن ، توسط "هومان" ارايه شد كه در آن وي
گفته است ، او به خداي شخصي باور ندارد و اينكه او اين موضوع را بارها گفته است ولي برخي ميكوشند
تا برخلاف آنرا به او نسبت بدهند،
دين انيشتن، همان دانش است و خداي او هم طبيعت ميباشد و دانشمندان و هنرمندان هم پيامبران
اين دين احساس كيهاني هستند. Cosmic Religeious Feeling
حالا شما چپ و راست اين گفته ها را به آن دانشمند نسبت ميدهيد و مي بنديد.


From a correspondence between Ensign Guy H. Raner and Albert Einstein in 1945 and 1949. Einstein responds to the accusation that he was converted by a Jesuit priest: "I have never talked to a Jesuit prest in my life. I am astonished by the audacity to tell such lies about me. From the viewpoint of a Jesuit priest I am, of course, and have always been an atheist." "I have repeatedly said that in my opinion the idea of a personal God is a childlike one.You may call me an agnostic, but I do not share the crusading spirit of the professional atheist whose fervor is mostly due to a painful act of liberation from religious indoctrination received in youth." Freethought Today, November 2004
اول اینکه این لینک سند نیست.
دوم اینکه شما میگویید دین اینشتین همان علم است!
و اینشتین میگوید: علم بدون مذهب کوراست و مذهب بدون علم فلج!
شما میخواهید برداشتی که خود از دین دارید را عمومیت دهید ولی در حقیقت اینچنین نیست!
shahab آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-01-2006   #266 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,838
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 934
از ایشان 2,662 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

یادم رفت لینک این گفته اینشتین را هم بدهم تا خیالتان از بابت مستند بودن راحت شود.
چون میدانم از تطبیق دادن جملات اینشتین عاجز ماندید ! به لینک گیر میدهید!



آلبرت اینشتین:
دانش (علم) بدون مذهب عاجز و لنگ است. مذهب بدون دانش کور است.

Science without religion is lame, religion without science is blind.
Albert Einstein,

"Science, Philosophy and Religion: a Symposium", 1941
US (German-born) physicist (1879 - 1955)


لینک دوم... http://rescomp.stanford.edu/~cheshir...einQuotes.html


لینک سوم...
http://www.heartquotes.net/Einstein.html

لینک چهارم
Science without religion is lame, religion without science is blind.
Albert Einstein

ويرايش توسط shahab : 11-02-2006 در ساعت 11:38 AM.
shahab آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-01-2006   #267 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,838
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 934
از ایشان 2,662 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

چه دشوار است "زیستن در برزخ"٬ آیا ارواح برزخی بیشتر از دوزخیان عذاب نمی بینند؟
"آنگاه که زمین از برانگیختن خفیف ترین موج شادی در یک قلب بیگانه عاجز است٬ چه نوازشی می تواند بی تابی فرار به هر جا که نه اینجا است را اندکی فرو بنشاند؟

" و چه دشوار است دیدار چهره هائی پر از عشق و مهربانی و تلاش خستگی ناپذیر فداکارانه شان برای رام کردن روحی که هجرت را در عمق نهادش بگونه طوفانی دمادم عاصی تر احساس می کند!
و من که در برابر مهر و نیکی و صمیمیت همچون مومی ذوب می شوم درونم از آنان مالامال سپاس است اما٬ مرا برای سعادت و آسودگی نساخته اند.
آوارگی و سراسیمگی صفتی در من نیست٬ خود من است.
اصلی ترین بعد روح من٬ روح " من" است. روح یک وحشی.



از معلم شهید دکتر علی شریعتی "هبوط"
shahab آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-01-2006   #268 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,838
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 934
از ایشان 2,662 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

اگر تنهاترین تنهایان شوم ،
باز هم خدا هست ،
او جانشین همه ی نداشتن هاست .
نفرین و آفرین ها بی ثمر است .
اگر تمامی خلق گرگ های هار شوند و ار آسمان ،هول و
کینه بر سرم بارد تو مهربان جاودان آسیب ناپذیر من هستی .
ای پناهگاه ابدی !تومی توانی جانشین همه ی بی پناهیها شوی
«علی شریعتی»

shahab آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-01-2006   #269 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,838
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 934
از ایشان 2,662 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

«ما همگی به سوی خدا باز می گردیم » !
بنده ی من مرا پیروی کن تا همچون خویش سازم »
، «من خواستم جانشینی در زمین خلق کنم»
،«آدم که ساخته و پرداخته شد من روح خویش را دراو دمیدم »
،« انسان را خدا بگونه ی خویش آفرید ».....

این سخنان همه گواهی می دهند که در انسان خدا نهفته است .
گل آن را فرو پوشیده است .
انسان یک موجود طبیعی است که روح
الهی را در خویش پنهان دارد .
این تنها موجود ثنوی هستی است .
خدا آگاهی و اراده و آفرینندگی مطلق است ،
طبیعت نظامی فاقد مطلق اراده و احساس وابداع و آدمی تنها موجودی نیمه خاک ـ نیمه خدا و شگفتا !

جمع دو نقیض،جمع دو مطلق،جمع دو بی نهایت!
با چه تعبیری بلیغ تر از انچه قران گفته است:
« انسان،روح خداوند و لجن رسوبی زمین »
،یک« عالم صغیر » !
یعنی طبیعتی که در ان خدا هست .
و اکنون ،برفراز مناره ی معبد خویش که از قلب تاریخ
بشری سر برکشیده است به تماشا می نگرم و به اعجاب می شنوم
که به زبان کفر و دین ،شرک و توحید ، مادیت و معنویت، فلسفه و
حکمت، قدیم و جدید ، شرق و غرب ، عقل و اشراق ، علم و ادب ،
مذهب و هنر ، روان شناسی و عرفان ، همه همین آیه را تفسیر
می کنند. «علی شریعتی»
shahab آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 11-01-2006   #270 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
Rouzbeh's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 622
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 12
از ایشان 203 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي


The following article by Albert Einstein appeared in the New York Times Magazine on November 9, 1930 pp 1-4. It has been reprinted in Ideas and Opinions, Crown Publishers, Inc. 1954, pp 36 - 40. It also appears in Einstein's book The World as I See It, Philosophical Library, New York, 1949, pp. 24 - 28.
-----------------------------------------------------------------------------
Everything that the human race has done and thought is concerned with the satisfaction of deeply felt needs and the assuagement of pain. One has to keep this constantly in mind if one wishes to understand spiritual movements and their development. Feeling and longing are the motive force behind all human endeavor and human creation, in however exalted a guise the latter may present themselves to us. Now what are the feelings and needs that have led men to religious thought and belief in the widest sense of the words? A little consideration will suffice to show us that the most varying emotions preside over the birth of religious thought and experience. With primitive man it is above all fear that evokes religious notions - fear of hunger, wild beasts, sickness, death. Since at this stage of existence understanding of causal connections is usually poorly developed, the human mind creates illusory beings more or less analogous to itself on whose wills and actions these fearful happenings depend. Thus one tries to secure the favor of these beings by carrying out actions and offering sacrifices which, according to the tradition handed down from generation to generation, propitiate them or make them well disposed toward a mortal. In this sense I am speaking of a religion of fear. This, though not created, is in an important degree stabilized by the formation of a special priestly caste which sets itself up as a mediator between the people and the beings they fear, and erects a hegemony on this basis. In many cases a leader or ruler or a privileged class whose position rests on other factors combines priestly functions with its secular authority in order to make the latter more secure; or the political rulers and the priestly caste make common cause in their own interests.
The social impulses are another source of the crystallization of religion. Fathers and mothers and the leaders of larger human communities are mortal and fallible. The desire for guidance, love, and support prompts men to form the social or moral conception of God. This is the God of Providence, who protects, disposes, rewards, and punishes; the God who, according to the limits of the believer's outlook, loves and cherishes the life of the tribe or of the human race, or even or life itself; the comforter in sorrow and unsatisfied longing; he who preserves the souls of the dead. This is the social or moral conception of God.
The Jewish scriptures admirably illustrate the development from the religion of fear to moral religion, a development continued in the New Testament. The religions of all civilized peoples, especially the peoples of the Orient, are primarily moral religions. The development from a religion of fear to moral religion is a great step in peoples' lives. And yet, that primitive religions are based entirely on fear and the religions of civilized peoples purely on morality is a prejudice against which we must be on our guard. The truth is that all religions are a varying blend of both types, with this differentiation: that on the higher levels of social life the religion of morality predominates.
Common to all these types is the anthropomorphic character of their conception of God. In general, only individuals of exceptional endowments, and exceptionally high-minded communities, rise to any considerable extent above this level. But there is a third stage of religious experience which belongs to all of them, even though it is rarely found in a pure form: I shall call it cosmic religious feeling. It is very difficult to elucidate this feeling to anyone who is entirely without it, especially as there is no anthropomorphic conception of God corresponding to it.
The individual feels the futility of human desires and aims and the sublimity and marvelous order which reveal themselves both in nature and in the world of thought. Individual existence impresses him as a sort of prison and he wants to experience the universe as a single significant whole. The beginnings of cosmic religious feeling already appear at an early stage of development, e.g., in many of the Psalms of David and in some of the Prophets. Buddhism, as we have learned especially from the wonderful writings of Schopenhauer, contains a much stronger element of this.
The religious geniuses of all ages have been distinguished by this kind of religious feeling, which knows no dogma and no God conceived in man's image; so that there can be no church whose central teachings are based on it. Hence it is precisely among the heretics of every age that we find men who were filled with this highest kind of religious feeling and were in many cases regarded by their contemporaries as atheists, sometimes also as saints. Looked at in this light, men like Democritus, Francis of Assisi, and Spinoza are closely akin to one another.
How can cosmic religious feeling be communicated from one person to another, if it can give rise to no definite notion of a God and no theology? In my view, it is the most important function of art and science to awaken this feeling and keep it alive in those who are receptive to it.
We thus arrive at a conception of the relation of science to religion very different from the usual one. When one views the matter historically, one is inclined to look upon science and religion as irreconcilable antagonists, and for a very obvious reason. The man who is thoroughly convinced of the universal operation of the law of causation cannot for a moment entertain the idea of a being who interferes in the course of events - provided, of course, that he takes the hypothesis of causality really seriously. He has no use for the religion of fear and equally little for social or moral religion. A God who rewards and punishes is inconceivable to him for the simple reason that a man's actions are determined by necessity, external and internal, so that in God's eyes he cannot be responsible, any more than an inanimate object is responsible for the motions it undergoes. Science has therefore been charged with undermining morality, but the charge is unjust. A man's ethical behavior should be based effectually on sympathy, education, and social ties and needs; no religious basis is necessary. Man would indeed be in a poor way if he had to be restrained by fear of punishment and hopes of reward after death.
It is therefore easy to see why the churches have always fought science and persecuted its devotees.On the other hand, I maintain that the cosmic religious feeling is the strongest and noblest motive for scientific research. Only those who realize the immense efforts and, above all, the devotion without which pioneer work in theoretical science cannot be achieved are able to grasp the strength of the emotion out of which alone such work, remote as it is from the immediate realities of life, can issue. What a deep conviction of the rationality of the universe and what a yearning to understand, were it but a feeble reflection of the mind revealed in this world, Kepler and Newton must have had to enable them to spend years of solitary labor in disentangling the principles of celestial mechanics! Those whose acquaintance with scientific research is derived chiefly from its practical results easily develop a completely false notion of the mentality of the men who, surrounded by a skeptical world, have shown the way to kindred spirits scattered wide through the world and through the centuries. Only one who has devoted his life to similar ends can have a vivid realization of what has inspired these men and given them the strength to remain true to their purpose in spite of countless failures. It is cosmic religious feeling that gives a man such strength. A contemporary has said, not unjustly, that in this materialistic age of ours the serious scientific workers are the only profoundly religious people.

Rouzbeh آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 02:24 PM با تنظيم GMT +3.5 مي باشد.


Powered by: vBulletin - © Jelsoft Enterprises Ltd
Copyright ©2005 - 2010, HamMihan
تمام حقوق محفوظ می باشد , پایگاه اینترنتی هم میهن
هم میهن - اخبار ایران و جهان  - کتابخانه -میهن نیوز - هواشناسی - تفریح و سرگرمیفیلم و سینما - حوادث - بیوگرافی شخصیت ها -  بازی آنلاینایرانگردی - فال حافظ - پزشکی و سلامتی - ورزش - تصاویر ماهوراه ای - دیدنی هاگالری تصاویر - تکنولوژی  -  ابزارهای موبایلجملات پندآموز - دیکشنری انگلیسی به فارسی - جستجوگر فارسی - درگاه تجاری لوکوپوک