|
|
#307 (permalink) |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Nov 2006
ارسالها: 12
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 0
از ایشان 3 بار سپاسگزاري شده است
|
آری
من دیشب با معشوقه ام الله ساعت ها لاس زدم و اوجش لحظه همخوابی با او بود الله لحظه سکوت و افسانهاست لحظه پر شکوه آگاهیست الله شراب را آفرید و شراب مستی وآگاهی را بخواب آی نازنینم که بوی شراب و مستی ست که آرامش را به همسایگیه ما آورده است ويرايش توسط MastoKhiyar : 11-07-2006 در ساعت 08:20 PM. |
|
|
|
|
|
#309 (permalink) |
|
خداحافظ همین حالا...
تاريخ عضويت: Aug 2006
محل سكونت: نا کجا ابادی به نام زمین
ارسالها: 3,493
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,201
از ایشان 3,325 بار سپاسگزاري شده است
|
ای خدای بزرگ؟تو چه باشی وچه نباشی من اکنون سخت به تو نیازمندم که تو باشی.
ای انسان ها! آن روز که یقین کردیم در این جهان خدایی نیست انسانی ترین وظیفه ای که در خود احساس میکنیم این خواهد بود که نومیدانه اما به سرعت دست به کار ساختن یک انسان جاوید شویم تا پس از ما نشاط صبح وعفت سپیده دم...اندوه ملایم غروب واسراری را که در دل شب ها چشم انتظار کسی هستند تا انها را درک کنند واین هستی تشنه ای را که همواره در جستجوی دست اندیشه ایست که او را بنوازد دریابد......
__________________
|
|
|
|
|
|
#310 (permalink) |
|
کاربر فعال تالارهای موضوعی
![]() تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,891
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 939
از ایشان 2,714 بار سپاسگزاري شده است
|
![]() دکتر محمد مولوی: من اهل مشهد هستم و دکتر علی شریعتی را از کودکی می شناسم. من مدرسه شاهرضا بودم و علی مدرسه فردوسی. ولی در کانون نشر حقایق با هم بودیم. در فرانسه هم جلسه مفصلی داشتیم ،آقای ژان پل سارتر هم در این جلسه بود.جلسه زیرزمینی برای مبارزات الجزایر بود. در همین جلسه ژان پل سارتر از من پرسید : تو علی را می شناسی؟ گفتم بله گفت: « او ستاره ای است که از شرق طلوع خواهد کرد » در آن زمان ما نه تنها به علی آنچنان اهمیت نمی دادیم بلکه اختلاف نظر هم داشتیم. ما اصلا" انتظار نداشتیم علی این بشود ولی ژان پل سارتر این حرف را زد. علی خیلی فعال بود ، در همان کانون ذهن پر سوالی داشت. به همه چیز شک می کرد و بین خودمان به او می گفتیم: « کانت » من بعد از جلسه حرف سارتر را به علی گفتم. علی با همان لهجه مشهدی خودمان گفت : « اون از کجا مرا می شناسد ، این حرف مفت چیه که می زند» اما حرف سارتر در من خیلی اثر کرد و گفتم که او شخصیتی نیست که بی خود چیزی را بگوید. بعد از اینکه علی آمد به ایران ، روشن شد تشخیص او نه تنها درست بود درست تر هم از آب در آمد!
__________________
ماکس پلانک: ديـن و علـم مشترکا ً بر ضد شرک و الحاد ميجنگند و برانگيزندهء آنها همواره خـدا بوده و خواهد بود.
ويرايش توسط shahab : 11-10-2006 در ساعت 01:24 PM. |
|
|
|
|
|
#311 (permalink) |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Aug 2005
ارسالها: 1,167
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,007
از ایشان 623 بار سپاسگزاري شده است
|
ای مرغک اسیر ! به بالهای ناتوان و پروازهای در قفس مرغ اسیر دیگری چشم مدوز ، به ترانه هایی که در قفس میخواند گوش مده ، قفست را به قفس آهنین او نزدیکی مساز ، خود را در دو زندان گرفتار مکن ! ای تو که جوشان حیاتی و سرشار از زندگی ، از این کویر خشک و تافته به شتاب بگذر ، خود را به چشمه آبی ، سایه درختی ، پناه سرد و استوار کوهی ، آبادی برسان !
__________________
![]() |
|
|
|
|
|
#312 (permalink) |
|
Expert
![]() تاريخ عضويت: Sep 2006
محل سكونت: فرانسه
ارسالها: 1,871
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,079
از ایشان 1,488 بار سپاسگزاري شده است
|
اگر خیانتکارانی مثل شریعتی و جلال ال احمد و امثال اینها نبودند ما امروز دچار نکبت حکومت اسلامی نبودیم.انقلاب ما داشت به سمت جمهوری دموکراتیک پیش می رفت اما با دسیسه بد خواهان این ملت باز این نکبت قرون وسطی اسلام دامن این ملت را الوده کرد.و برای پاک کردن این طاعون نکبت بار حکومت اسلامی باید یک انقلاب همه جانبه صورت بگیرد و ریشه این استبداد اسلامی نکبت را بر کنیم.
__________________
جمهوری پارلمانی سکولار برای ایران http://www.a n d i s h e h a a .com http://www.bahrammoshiri.com/farsi http://rivasblog.com/uploads/k/ketab123/11771.pdf
|
|
|
|
|
|
#313 (permalink) | |
|
کاربر فعال تالارهای موضوعی
![]() تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,891
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 939
از ایشان 2,714 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
وگرنه او یا پسرش الان بر ایران حکومت میکردند. |
|
|
|
|
|
|
#314 (permalink) |
|
کاربر فعال تالارهای موضوعی
![]() تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,891
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 939
از ایشان 2,714 بار سپاسگزاري شده است
|
حوصله قصه سرایی ندارم ! نمی توانم دنبال کنم. تب آتش در سراپایم افکنده است. چه نشئه مطبوع و گرمی دارد . اما خیلی ضعیف شده ام درد و ضعف مرا محتاج تر کرده است همچون یک کودک شده ام به چه چیزها که می اندیشم چه نیازها در من سربرداشته است ... آه چقدر تشنه ام. چه کوه نرمی شده ام چقدر احتیاج به پرستاری دارم مثل بچه ای که بگرید تا نازش کنند اشک بریزد تا اشکهایش راپاک کنند. کشمکش ها و سرسختی ها و ایستادگی ها و مردانه ایستادن و ماندن ها و نگهبانی شرف و انسانیت و شهامت درمحیطی که سراپا نجسش کرده اند و همه را به قیمت اندکی می خرند و می فروشند .... ... چقدر زنده نبودن خوب است خوب چه شب خوبی است امشب همه دنیا به خواب رفته اند ومن بیدارمانده ام نمی دانم چه کاری دارم ... گفتگوهای تنهایی (دکترعلی شریعتی) |
|
|
|
|
|
#315 (permalink) |
|
کاربر فعال تالارهای موضوعی
![]() تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,891
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 939
از ایشان 2,714 بار سپاسگزاري شده است
|
حج بر اساس دو عمل اصلی استوار است: ۱- طواف ۲- سعی این دو عمل تجدید خاطره دو کاری است که هاجر و ابراهیم کرده اند. به فرمان خداوند ، هاجر و کودک شیر خوارش به این سرزمین متروک و غریب و سوزان و خشک آمده اند ، ابراهیم این دو را آورده است و در وسط این دره ای که حتی خار و خسی از آن نمی روید گذاشته و خود باز گشته است. هاجر با ایمان و یقین و تکیه بر لطف خداوند ، توکل این ماموریت شگفت را می پذیرد.... توکل مطلق ! با این همه می بینیم که کودکش را در این دره خشک به امید خدا و توکل بر اراده او می گذارد و در عین حال تنها و بی پناه بر پست و بلند این کوه ها « می دود و می کوشد » تا مگر چشمه آبی یا آبدانی بیابد و کودکش را و خودش را از عطش نجات دهد : کوشش مطلق ! و اساس حج همین دو اصل است : در هفت بار طواف برگرد کعبه. عدد هفت نشانه بی نهایت و بی شمار است ، یعنی حرکت ابدی و همه عمر در مداری که محور اصلی اش خداست و مسیر زندگی که از هر نقطه ای فاصله اش با کانون (خدا) یکی است و هر گامی جهتش به زندگی ای هاجر وار و پس از طواف ، بی درنگ ، هفت بار میان دو کوه « سعی کردن ». «دکتر علی شریعتی» (مذهب علیه مذهب ، ص۱۱۶و ۱۵۶) |
|
|
|