کاربر میهمان به هم میهن خوش آمدید. جهت ثبت نام در هم میهن اینجا را کلیک کنید. با ثبت نام از تمامی مزایای کاربران عضو هم میهن بهره مند شوید

تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum

بازگشت   تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > هم اندیشی

هم اندیشی هم اندیشی و همفکری

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 07-09-2007   #361 (permalink)
Expert
 
EXOTIC's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 1,924
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 763
از ایشان 1,270 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله ماني_فرشاد نمايش نوشته ها
شريعتي از معدود كساني بود كه اسلام واقعيو شناخته بود.....(البته همه تفكرات ايشون به نظر من درست نبود يا خودشون از روي مصلحت واقعيات رو بيان نكردند)
غربيها ميخواند مارو از هر نظر عقب بندازند كه عقب هم انداختن وقتي غرب با ما شرقيها اشنا شد هيچ چيز نداشت ما به اونا علم صادر كرديم در عوض اونا به ما جنگ جنگهايي كه تا الان ادامه داره اسم جنگهاي صليبي امروزه عوض شده به اسم جنگ اسرائيل و فلسطين غرب الن پشت دموكراسي قايم شده و شرق پشت دين در اين بين فقط مردم ضرر ميبينند از طرفي غربيا نمي تونند واقعيت اسلامو بشناسند و از طرفيا شرقيا از نبود اسلام واقعي و دموكراسي و ازادي رنج ميبرند
مشکل از این دین اوژینال شماست که معدود کسانی میتونن به واقعیتش پی ببرن؟
یا مشکل از ادماس که احتمالا جنسشون خرابه و بد مونتاژ میشن و نمیتونن به واقعیته این اسلام پی ببرن؟
فکر کنم در هر دو صورت مشکل از این الله میشه که یا نتونسته حرفی مناسب گوشهای بشری بگه و یا نتونسته گوشهای درخوری بسازه. عجب کوزه گر خام دستی
__________________


بگذار همه پیرامون ام بشنوند که از سرمای زمستان لرزان ام و آه کشان، با چنین آه و لرزی همچنان از اتاق های گرمشان گریزانم.
EXOTIC آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي EXOTIC به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 07-10-2007   #362 (permalink)
کاربر
 
ماني_فرشاد's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jun 2007
محل سكونت: زير اسمان حقيقت
ارسالها: 147
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 35
از ایشان 84 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

به قول خود شريعتي : اسلام از ذات خود عيبي ندارد هر اشكالي است از مسلماني ماست(همچين چيزي بود}

مشكل اساسي مسلمانان دور شدن از واقعيت قران هستش و فكر مي كنند احاديث مكمل قران هستش البته بي سوادي هم از علل مهم هستش

راستي شما يا بعضي از ماترلياليستهاي عزيز حق اينو نداريد كه مسخره اميز از مقدسات ما حرف بزنيد اگر من بخوام از طريق علم ماترليستو بررسي كنم ميبينيد كه از ماترلياليست هيچي نمونده در واقع علم ماترلياستو رد كرده.
__________________
آخر ناسيوناليسم = فاشيسم
ماني_فرشاد آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 07-10-2007   #363 (permalink)
خداحافظ همین حالا...
 
سایه's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2006
محل سكونت: نا کجا ابادی به نام زمین
ارسالها: 3,493
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,201
از ایشان 3,325 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

این جملات را از یکی از اساتیدم به یاد دارم وهیچ گاه فراموشش نمیکنم ،میگفت:برای خودتون از هیچ شخصیتی بت فکری نسازید،ازهمه کس وهمه جا بخوانید وبیندیشید ،وفقط این نکته را فراموش نکنید که برای نقد یک شخصیت متفکر تنها زمانی میتوانید سخنی بر زبان بیاورید که تمام اثار به جا مانده ویا نمانده از ان را خوانده باشید،متفکرین انسانهای پیچیده ای هستند که با خواندن یک جمله از انها یک جایی نمیشه شخصیت انها را موشکافی کرد!
با توجه به روندی که این تایپیک طی کرده تاکنون ،بیشتر بحث ها بر سر سخنان ایشان در ارشاد است وباقی قضایا،(شریعتی ومطهری)،واکنش روحانیان سنتی به سخنان شریعتی ،بحث بر سر کتاب اسلام شناسی وایرادات وارد شده بر ان از طرف برخی روحانیان ،ومسائلی که سعی میکنم با توجه به حس قدرشناسی نسبت به کسی که چگونه اندیشیدن را به من اموخت واز این بابت وام دار او هستم،عینا وبی کم وکاست از( کتاب چهره نگاری سیاسی علی شریعتی آرمانگرای اسلامی) که ترجمه ای است از متن انگلیسی کتاب an islamic utopian,a political biography of ali shariati اثری ارزنده به قلم دکتر علی رهنما استاد ومحقق گرانمایه مقیم کشور فرانسه که از 5 سال تلاش مستمر در انجام یک سلسله تحقیقات وبررسی اثار وخاطرات به جا مانده از دکتر علی شریعتی حاصل امده ودر اختیار صاحبنظران ومحققان سراسر گیتی قرار وتا کنون به چند زبان در خارج کشور ترجمه ونشر یافته وتوسط مجید نیکو دست ترجمه شده است به پیشنهاد مینا چی .
که به صورت موضوعی گلچین کردم ودر این تایپیک قرار میدهم.
اگر خواهان ان هستی که از تو انتقاد نکنند ،نه حرفی بزن،نه کاری بکن، ونه کسی باش!
((به نام یگانه هستی))
با توجه به روند تایپیک فصل 14 را برگزیدم
(مخاطبان وگفتمان شریعتی در دانشگاه مشهد)
در نیمه دوم دهه ی 1340 دانشجویان سیاست گرا در دانشگاه های ایران بسیار زیر تاثیر گرایش های گوناگون لنین _گرایی ،مائو_گرایی وکاسترو_گرایی بودند.پس از سکون وبی کنشی سیاسی جبهه ملی دوم ،مصدق گرایی نیز به عنوان یک باور ازادیبخش جذابیت خود را از دست داده بود.حزب (کمونیست)توده هم در میان جوانا بی اعتبار شده بود.حتی مبارزان وروشن اندیشان ضد سلطه گران بیگانه که بسیار ستایش ودر سطح ملی ارج گذاشته میشدند،همچون جلال ال احمد،زیر حمله چپ انقلابی قرار داشتند.امیر پرویز پویان در جزوه ای به نام(خشمگین از امپریالیسم،ترسان از انقلاب)که پس از مرگ ال احمد نوشته شده او را روشنفکری خورده بورژوایی وترسان از انقلاب سوسیالیستی خواند.از این رو دانشجویان وروشن اندیشان درگیر در کنش سیاسی ارام ارام به گونه ای به کمونیسم انقلابی گرایش پیدا کردند میتوان با اطمینان گفت که در ان سالها یک گفتمان یا گرایش مهم سیاسی اسلام گرا تقریبا در دانشگاه وجود نداشت.
اکثریت قاطع دانشجویان ایرانی که مخاطبان شریعتی را بر میساختند به سه گروه تقسیم میشدند:انها که مذهب برایشان مسئله ای خصوصی وسنتی بود،انها که به مذهب هیچ حساسیتی نداشتند،وسر انجام انها که به مخالفت با ان رسیده بودند.اگرچه احساسات کلی ضدشاه ویژگی حال وهوای چیره بر دانشجویان سیاست گرای ان زمان بود،انان به نسبت،شمار کمی از همه دانشجویان را تشکیل میدادند.شمار توجه برانگیزی از دانشجویان همه وقتشان را در برگرفتن حال وهوای شیوه غربی زندگی میگذراندند واز ازادی های فردی که نظام شاه برای انان فراهم اورده بود سرخوش بودندبرای این دسته که شیوه زندگی شان با پایبندی وملزمات مذهب سنتی سازگار نبود ،به نظر میرسید مسائل مذهبی واپس گرایانه ومهجور وکهنه باشد.برای ان دسته که سخت کوش وبا پشتکار بودند وتحصیل دانشگاهی خود راکلید دوران حرفه ای موفق وگذرنامه ای به موقعیت اجتماعی_اقتصادی روشن تری میدانستند،مذهب دربهترین حالت ان ،مسئله ای شخصی بود.برای این افرادحتی اگر هم به مسائل سیاسی دلبستگی داشتند ،درگیری کنش مندانه در سیاست یا نادلخواه بود ویا بسیار خطر ساز.برای دسته به نسبت کوچک سیاسی گرای دانشجویان چپ،مذهب مفهومی فراطبیعی وپندار پردازانه بود که از دیدگاه فلسفی کهن ومنسوخ واز نگاه سیاسی نیز به خاطر این باور که توده ها رااز کنش انقلابی باز میدارد خطرناک به شمار میرفت.
در حدود سال1349،مسئله ی نبرد مسلحانه کنش ورزان سیاسی رادر مشهد به دو گروه تقسیم کرده بود.در ان زمان شریعتی هنوز بر این باور بود که شرایط ذهنی انقلاب در ایران وجود ندارد،ونقش این شرایط را در پیروزی نهضت انقلابی تعیین کننده میدانست.او اموزش توده ها رادر مکتب جهان بینی اسلامی پیش نیاز اصلی انقلاب ازادی بخش بر میشمرد.به هر رومارکس گرایان پیرولنین با این استدلال که شرایط انقلابی_حتی اگر کنون وجود نداشته باشدازراه کنش واقدام به وجود خواهند امد_به درگیری مسلحانه باور داشتند.(از دید انها)فرد با انقلاب کردن انقلاب را می اموخت وخود را برای انقلاب اماده میکرد نه با حرف زدن درباره ان.مارکس_گرایان انقلابی شریعتی وانهایی راکه به سخن گفتن درباره انقلاب پیش از دست زدن به انقلاب باور داشتند (روشنفکران خورده بورژوازی (طبقه میان شهری یا سرمایه داران خرد)یا(روشنفکران گنده دماغ وپوسیده))میخواندند.
در چنین شرایطی بود که شریعتی اندیشه های اسلام_بنیاد خودرا به عنوان یک نیروی اجتماعی دگرگونی_خواه وانقلابی مطرح ساخت.در حالی که زیبایی ورسایی سخن شاعرانه شریعتی شمار فراوانی از افراد نا اشنا با سایت وفارغ از تعهد را به اسانی به سوی او میکشاند.مارکس-گرایان در برابر چهره ای مبهم وپیچیده قرار گرفته بودند که نمیتوانستند اندیشه ها وانگیزه های راستینش را ارزیابی کنند.او مشهور تر از ان بود که مورد بی اعتنایی قرار گیرد وتیز هوش تر از انکه به دام بیفتد.شریعتی از ابزار روشنفکرانه انها سود میجست.او دسته بندی ها وتعاریف،اصطلاحات ومفاهیم انها را _هرگاه که به سود خود می یافت_به کار میگرفت.با این همه او ان مفاهیم را با خوانش وبرداشت تازه ای از اسلام وقران توضیح میداد.شریعتی در کلاس های خود جامعه ارمانی اسلام را که قرار بود پیامبر ان را بسازد جامعه ای میخواند که از(خودکامگی سیاسی،سرمایه داری وبهره کشی،نهاد رسمی برخاسته از تلقی ویژه ای از مذهب وسیاست بازان واشراف طبقه حاکم،آزاد است).
گفتمان شریعتی به همان پدیده های تاریخی،سامان ها ونهادهایی میپرداخت ومیتاخت که _چپ_انها را به عنوان موضوع بحث وگفتگوی خود برگزیده بود.با این حال توضیح ها،توجیه ها وروشن سازی های او بر دگرگونی های تاریخی واجتماعی،اصلاح ها وواژگان ونیز منابع اسلامی استوار بودند اشکار شدن یک فریاد هماورد جویانه پرکشش که جوانان را در فرجام کار به اسلام میخواند برای _چپ_که هر پدیده اسلامی را دگرگونی ستیز،خرافی واپس گرایانه بر میشمرد اشفتگی ساز بود.هنگامی که نسخه های سخنرانی های شریعتی در46-1345 درباره(تاریخ ایران از اسلام تا غزنویان)(که بعد ها با نام اسلام شناسی به چاپ رسید)در اطراف پخش شد اندیشه هایش ارام ارام در اختیار گروه های روشنفکری مشهد قرار گرفت.
در ان زمان نسخه های متن سخنرانی های شریعتی به تهران نیز راه یافتند.شمس ال احمد که در دانشگاه علم وصنعت (تاریخ ادیان)تدریس میکرد به یاد میاورد که او نخستین بار از طریق یک نسخه تکثیر شده از اسلام شناسی که یکی از دانشجویانش به او داده بود نام شریعتی را شنید.او با لحنی صریح وبا صداقتی استثنایی که در میان روشنفکران شناخته شده هیچ کشوری چندان معمول نیست،بازگو میکند که با خواندن اسلام شناسی او بسیار به شریعتی رشک برده وخود را با این اندیشه ارام کرده که شریعتی باید(یک سوپاپ اطمینان)(وابسته به نظام)باشد.به گفته او سرسختی وشهامت شریعتی اورا شرمسار کرده بود.چند سال بعد هنگامی که او باشریعتی دیدار کرده بود احساسات ان زمان خود را باز گفت واز او پوزش خواست. واکنش به انچه که به( پدیده شریعتی )تبدیل میشد نه همواره مثبت بود نه پیش بینی پذی.از فروردین 1348 شریعتی زیر تازش های نا اشکار فراوانی در هفته نامه (هیرمند) مشهد قرار گرفت.حسن محدث در مجموعه نوشتارهایی تیز هوشانه وطنز الود وامیخته با ایهام با عنوان(مقام هانتیه)شریعتی را به تمسخر گرفت.برای روشنفکران مشهدروشن بود که موضوع مقاله های بلند وتند محدث ،علی شریعتی است. محدث در نخستین نوشته (معلم معتاد به سیگاری را که از دهانش حلقه های سیگار همچون موشک خارج میشوند)را مورد تمسخر قرار داد.به نوشته محدث این معلم در حالی در دانشکده ادبیات مدافع اسلام شده بود که به سنت خیام پنهان شراب مینوشید ولکه های شراب وکنیاک را زا کرواتش میلیسید.محدث در دومین مقاله نشانه های دقیق تری از فرد مورد نظر خود داد وبه طعنه گفت:او نه اراده علی ع را برای به چالش خواندن فساد به تنهایی دارد ونه ابوذر است که قدرتمندان وثروتمندان را شرمسار کند.محدث در 5 نوشتار دیگر خود نیز شریعتی را به پندار بافی،مردم فریبی، بهانه های نادرست، تظاهر وخودخواهی متهم کرد.او با تاختن به درگیری شریعتی در احضار روح وارمانگرایی مذهبی او نتیجه گرفت(انها که در پی دلیل تهیدستی فقیران در اسمان می گردند اندیشه درستی ندارند).
__________________
سایه آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3 نفر از کاربران ، از دوست گرامي سایه به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 07-10-2007   #364 (permalink)
Expert
 
irandoost20's Avatar
 
تاريخ عضويت: Sep 2006
محل سكونت: فرانسه
ارسالها: 1,871
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,079
از ایشان 1,488 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله سایه نمايش نوشته ها
این جملات را از یکی از اساتیدم به یاد دارم وهیچ گاه فراموشش نمیکنم ،میگفت:برای خودتون از هیچ شخصیتی بت فکری نسازید،ازهمه کس وهمه جا بخوانید وبیندیشید ،وفقط این نکته را فراموش نکنید که برای نقد یک شخصیت متفکر تنها زمانی میتوانید سخنی بر زبان بیاورید که تمام اثار به جا مانده ویا نمانده از ان را خوانده باشید،متفکرین انسانهای پیچیده ای هستند که با خواندن یک جمله از انها یک جایی نمیشه شخصیت انها را موشکافی کرد!
با توجه به روندی که این تایپیک طی کرده تاکنون ،بیشتر بحث ها بر سر سخنان ایشان در ارشاد است وباقی قضایا،(شریعتی ومطهری)،واکنش روحانیان سنتی به سخنان شریعتی ،بحث بر سر کتاب اسلام شناسی وایرادات وارد شده بر ان از طرف برخی روحانیان ،ومسائلی که سعی میکنم با توجه به حس قدرشناسی نسبت به کسی که چگونه اندیشیدن را به من اموخت واز این بابت وام دار او هستم،عینا وبی کم وکاست از( کتاب چهره نگاری سیاسی علی شریعتی آرمانگرای اسلامی) که ترجمه ای است از متن انگلیسی کتاب an islamic utopian,a political biography of ali shariati اثری ارزنده به قلم دکتر علی رهنما استاد ومحقق گرانمایه مقیم کشور فرانسه که از 5 سال تلاش مستمر در انجام یک سلسله تحقیقات وبررسی اثار وخاطرات به جا مانده از دکتر علی شریعتی حاصل امده ودر اختیار صاحبنظران ومحققان سراسر گیتی قرار وتا کنون به چند زبان در خارج کشور ترجمه ونشر یافته وتوسط مجید نیکو دست ترجمه شده است به پیشنهاد مینا چی .
که به صورت موضوعی گلچین کردم ودر این تایپیک قرار میدهم.
اگر خواهان ان هستی که از تو انتقاد نکنند ،نه حرفی بزن،نه کاری بکن، ونه کسی باش!
((به نام یگانه هستی))
با توجه به روند تایپیک فصل 14 را برگزیدم
(مخاطبان وگفتمان شریعتی در دانشگاه مشهد)
در نیمه دوم دهه ی 1340 دانشجویان سیاست گرا در دانشگاه های ایران بسیار زیر تاثیر گرایش های گوناگون لنین _گرایی ،مائو_گرایی وکاسترو_گرایی بودند.پس از سکون وبی کنشی سیاسی جبهه ملی دوم ،مصدق گرایی نیز به عنوان یک باور ازادیبخش جذابیت خود را از دست داده بود.حزب (کمونیست)توده هم در میان جوانا بی اعتبار شده بود.حتی مبارزان وروشن اندیشان ضد سلطه گران بیگانه که بسیار ستایش ودر سطح ملی ارج گذاشته میشدند،همچون جلال ال احمد،زیر حمله چپ انقلابی قرار داشتند.امیر پرویز پویان در جزوه ای به نام(خشمگین از امپریالیسم،ترسان از انقلاب)که پس از مرگ ال احمد نوشته شده او را روشنفکری خورده بورژوایی وترسان از انقلاب سوسیالیستی خواند.از این رو دانشجویان وروشن اندیشان درگیر در کنش سیاسی ارام ارام به گونه ای به کمونیسم انقلابی گرایش پیدا کردند میتوان با اطمینان گفت که در ان سالها یک گفتمان یا گرایش مهم سیاسی اسلام گرا تقریبا در دانشگاه وجود نداشت.
اکثریت قاطع دانشجویان ایرانی که مخاطبان شریعتی را بر میساختند به سه گروه تقسیم میشدند:انها که مذهب برایشان مسئله ای خصوصی وسنتی بود،انها که به مذهب هیچ حساسیتی نداشتند،وسر انجام انها که به مخالفت با ان رسیده بودند.اگرچه احساسات کلی ضدشاه ویژگی حال وهوای چیره بر دانشجویان سیاست گرای ان زمان بود،انان به نسبت،شمار کمی از همه دانشجویان را تشکیل میدادند.شمار توجه برانگیزی از دانشجویان همه وقتشان را در برگرفتن حال وهوای شیوه غربی زندگی میگذراندند واز ازادی های فردی که نظام شاه برای انان فراهم اورده بود سرخوش بودندبرای این دسته که شیوه زندگی شان با پایبندی وملزمات مذهب سنتی سازگار نبود ،به نظر میرسید مسائل مذهبی واپس گرایانه ومهجور وکهنه باشد.برای ان دسته که سخت کوش وبا پشتکار بودند وتحصیل دانشگاهی خود راکلید دوران حرفه ای موفق وگذرنامه ای به موقعیت اجتماعی_اقتصادی روشن تری میدانستند،مذهب دربهترین حالت ان ،مسئله ای شخصی بود.برای این افرادحتی اگر هم به مسائل سیاسی دلبستگی داشتند ،درگیری کنش مندانه در سیاست یا نادلخواه بود ویا بسیار خطر ساز.برای دسته به نسبت کوچک سیاسی گرای دانشجویان چپ،مذهب مفهومی فراطبیعی وپندار پردازانه بود که از دیدگاه فلسفی کهن ومنسوخ واز نگاه سیاسی نیز به خاطر این باور که توده ها رااز کنش انقلابی باز میدارد خطرناک به شمار میرفت.
در حدود سال1349،مسئله ی نبرد مسلحانه کنش ورزان سیاسی رادر مشهد به دو گروه تقسیم کرده بود.در ان زمان شریعتی هنوز بر این باور بود که شرایط ذهنی انقلاب در ایران وجود ندارد،ونقش این شرایط را در پیروزی نهضت انقلابی تعیین کننده میدانست.او اموزش توده ها رادر مکتب جهان بینی اسلامی پیش نیاز اصلی انقلاب ازادی بخش بر میشمرد.به هر رومارکس گرایان پیرولنین با این استدلال که شرایط انقلابی_حتی اگر کنون وجود نداشته باشدازراه کنش واقدام به وجود خواهند امد_به درگیری مسلحانه باور داشتند.(از دید انها)فرد با انقلاب کردن انقلاب را می اموخت وخود را برای انقلاب اماده میکرد نه با حرف زدن درباره ان.مارکس_گرایان انقلابی شریعتی وانهایی راکه به سخن گفتن درباره انقلاب پیش از دست زدن به انقلاب باور داشتند (روشنفکران خورده بورژوازی (طبقه میان شهری یا سرمایه داران خرد)یا(روشنفکران گنده دماغ وپوسیده))میخواندند.
در چنین شرایطی بود که شریعتی اندیشه های اسلام_بنیاد خودرا به عنوان یک نیروی اجتماعی دگرگونی_خواه وانقلابی مطرح ساخت.در حالی که زیبایی ورسایی سخن شاعرانه شریعتی شمار فراوانی از افراد نا اشنا با سایت وفارغ از تعهد را به اسانی به سوی او میکشاند.مارکس-گرایان در برابر چهره ای مبهم وپیچیده قرار گرفته بودند که نمیتوانستند اندیشه ها وانگیزه های راستینش را ارزیابی کنند.او مشهور تر از ان بود که مورد بی اعتنایی قرار گیرد وتیز هوش تر از انکه به دام بیفتد.شریعتی از ابزار روشنفکرانه انها سود میجست.او دسته بندی ها وتعاریف،اصطلاحات ومفاهیم انها را _هرگاه که به سود خود می یافت_به کار میگرفت.با این همه او ان مفاهیم را با خوانش وبرداشت تازه ای از اسلام وقران توضیح میداد.شریعتی در کلاس های خود جامعه ارمانی اسلام را که قرار بود پیامبر ان را بسازد جامعه ای میخواند که از(خودکامگی سیاسی،سرمایه داری وبهره کشی،نهاد رسمی برخاسته از تلقی ویژه ای از مذهب وسیاست بازان واشراف طبقه حاکم،آزاد است).
گفتمان شریعتی به همان پدیده های تاریخی،سامان ها ونهادهایی میپرداخت ومیتاخت که _چپ_انها را به عنوان موضوع بحث وگفتگوی خود برگزیده بود.با این حال توضیح ها،توجیه ها وروشن سازی های او بر دگرگونی های تاریخی واجتماعی،اصلاح ها وواژگان ونیز منابع اسلامی استوار بودند اشکار شدن یک فریاد هماورد جویانه پرکشش که جوانان را در فرجام کار به اسلام میخواند برای _چپ_که هر پدیده اسلامی را دگرگونی ستیز،خرافی واپس گرایانه بر میشمرد اشفتگی ساز بود.هنگامی که نسخه های سخنرانی های شریعتی در46-1345 درباره(تاریخ ایران از اسلام تا غزنویان)(که بعد ها با نام اسلام شناسی به چاپ رسید)در اطراف پخش شد اندیشه هایش ارام ارام در اختیار گروه های روشنفکری مشهد قرار گرفت.
در ان زمان نسخه های متن سخنرانی های شریعتی به تهران نیز راه یافتند.شمس ال احمد که در دانشگاه علم وصنعت (تاریخ ادیان)تدریس میکرد به یاد میاورد که او نخستین بار از طریق یک نسخه تکثیر شده از اسلام شناسی که یکی از دانشجویانش به او داده بود نام شریعتی را شنید.او با لحنی صریح وبا صداقتی استثنایی که در میان روشنفکران شناخته شده هیچ کشوری چندان معمول نیست،بازگو میکند که با خواندن اسلام شناسی او بسیار به شریعتی رشک برده وخود را با این اندیشه ارام کرده که شریعتی باید(یک سوپاپ اطمینان)(وابسته به نظام)باشد.به گفته او سرسختی وشهامت شریعتی اورا شرمسار کرده بود.چند سال بعد هنگامی که او باشریعتی دیدار کرده بود احساسات ان زمان خود را باز گفت واز او پوزش خواست. واکنش به انچه که به( پدیده شریعتی )تبدیل میشد نه همواره مثبت بود نه پیش بینی پذی.از فروردین 1348 شریعتی زیر تازش های نا اشکار فراوانی در هفته نامه (هیرمند) مشهد قرار گرفت.حسن محدث در مجموعه نوشتارهایی تیز هوشانه وطنز الود وامیخته با ایهام با عنوان(مقام هانتیه)شریعتی را به تمسخر گرفت.برای روشنفکران مشهدروشن بود که موضوع مقاله های بلند وتند محدث ،علی شریعتی است. محدث در نخستین نوشته (معلم معتاد به سیگاری را که از دهانش حلقه های سیگار همچون موشک خارج میشوند)را مورد تمسخر قرار داد.به نوشته محدث این معلم در حالی در دانشکده ادبیات مدافع اسلام شده بود که به سنت خیام پنهان شراب مینوشید ولکه های شراب وکنیاک را زا کرواتش میلیسید.محدث در دومین مقاله نشانه های دقیق تری از فرد مورد نظر خود داد وبه طعنه گفت:او نه اراده علی ع را برای به چالش خواندن فساد به تنهایی دارد ونه ابوذر است که قدرتمندان وثروتمندان را شرمسار کند.محدث در 5 نوشتار دیگر خود نیز شریعتی را به پندار بافی،مردم فریبی، بهانه های نادرست، تظاهر وخودخواهی متهم کرد.او با تاختن به درگیری شریعتی در احضار روح وارمانگرایی مذهبی او نتیجه گرفت(انها که در پی دلیل تهیدستی فقیران در اسمان می گردند اندیشه درستی ندارند).
مقاله مفیدی بود.اسناد منتشر شده از ساواک نشان می دهد که اسرار امریکا به شاه مبنی بر اینکه از نفوذ کمونیستها در ایران جلوگیری کند ساواک را بر ان داشت تا فضا را برای اندیشه های عقب مانده اخوندی مثل شریعتی باز کند تا جوانان از عقاید مارکسیستی دور شوند.در هزاران مسجد اندیشه اخوندی تبلیغ میشد.یکی از فامیلهای ما که در قبل از انقلاب نوار فروشی داشت میگفت همه جور نوار سخنرانی اخوندی از قبیل کافی و فلسفی و غیره فروشش ازاد بود.اما استبداد شاه ملی گرایان و چپها و تمام روشن اندیشان را یا زندانی می کرد یا گوشه گیر یا مهاجر.و فضا خالی شده بود برای عقیده عقب مانده اخوندی و نتیجه هم این شد که دایناسورهایی مثل خمینی از زیر زمین سر بر اورده و خلافت اخوندی خود را بر پا سازند.البته در راه رسیدن اخوند به قدرت انگلستان بسیار یاری رساند و برای همین بعد از انقلاب به عنوان پاداش صدها قرار داد بزرگ اقتصادی از جانب اخوندها تحویل گرفت.همین چند ماه پیش اکتشاف در بزرگترین معدن طلای ایران به یک شرکت انگلیسی واگذار شد.همچنین شرکت 1300 سیاستمدار در روز تولد ملکه پتیاره انگلستان در تهران نشان از نقش کصیف انگلستان در به قدرت رساندن اخوند در ایران دارد.
در حالیکه ملت ایران از زمان مشروطه تلاش کردند تا مردم سالاری و دموکراسی را بر قرار سازند اما استبداد هنوز ادامه دارد.
نگاهی بیاندازیم به نوشته های روشنفکران قبل از مشروطه و در طول مشروطه که چقدر ازاد اندیش و سکولار و ایران دوست بودند و نگاهی بیاندازیم به نویسنده های قبل از 57 که یا قبله شان استالین بود یا قبله شان نعلین بود و اصلا هم به مردم سالاری اعتقاد نداشتند.
و راه حل این است که همگی باور کنند که تنها در یک سیستم جمهوری پارلمانی دموکراتیک سکولار است که ایران به ثابت و ارامش و خوشبختی می رسد.
__________________
جمهوری پارلمانی سکولار برای ایران
http://www.a n d i s h e h a a .com
http://www.bahrammoshiri.com/farsi
http://rivasblog.com/uploads/k/ketab123/11771.pdf
irandoost20 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي irandoost20 به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 07-10-2007   #365 (permalink)
گل مرداب
 
roshanak's Avatar
 
تاريخ عضويت: Apr 2006
محل سكونت: زیر سایتون !
ارسالها: 29,289
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 22,055
از ایشان 13,352 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

عاشق این نوشته شریعتی هستم !

پروردگارا !
به من قدرت ده تا تغییر دهم آنچه را که می توانم
.
.
.
.
__________________
من صبورم اما...
به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم
يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم .
من صبورم اما...
چقدر با همه ی عاشقيم محزونم
و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ
مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم
من صبورم اما...
بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم
بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب
و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند می ترسم
من صبورم اما...
roshanak آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي roshanak به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 07-10-2007   #366 (permalink)
خداحافظ همین حالا...
 
سایه's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2006
محل سكونت: نا کجا ابادی به نام زمین
ارسالها: 3,493
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,201
از ایشان 3,325 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

من چند فصل از این کتاب را به صورت کامل هر زمان که وقت کنم تایپ میکنم ،تنها یک خواهش،راه دیگه ای به ذهنم نرسید ،تنها یک خواهش یا اصلا این پست ها را نخوانید ویا به طور کامل بخوانید ،چون کتاب را نباید تکه تکه خواند.تمام پست های من ادامه جملات قبلی تایپ شده است.
کتاب اسلام شناسی:
شریعتی در دانشگاه مشهد برای اماده سازی سخنرانی ها و نوشته هاهیش درباره موضوع های گوناگون کار میکرد.جدای از نوشتارهای عرفانی ،اثار نوشته شده اودر این دوران از جزوه نویسی تاپژوهش های ژرف دانشگاهی رادر بر میگرفت.کوتاه زمانی پس از جنگ 1346 اعراب و اسراییل شریعتی از داریوش اشوری به خاطر مقاله اش(ضد صهیونیسم وضد امپریالیسم در شرق)که اشوری در ان به روشنفکران ایرانی به خاطر نداشتن استقلال فکری تاخته بودانتقام سختی گرفت.مقاله شریعتی ،به هر حال در ان زمان به چاپ نرسید.در اذر 1346اوبرکتاب نویسنده مصری محمد منور که خود ترجمه کرده ودر پایان نامه کارشناسی خود درباره اش اظهار نظر کرده بود پیشگفتاری نوشت.این نوشتار با نام (در نقد ادب)در بهار 1347منتشر شدورضا داوری ان را در نشریه (نقد کتاب )مورد بررسی قرارداد.به هرحال اثری که موضوع بحث فراوان قرار گرفت وسر اغاز شناخته شدگی راستین روشنفکرانه شریعتی شد(اسلام شناسی) بود.
در بهمن 1348کتاب اسلام شناسی شریعتی به ثبت رسید واجازه ی فروش قانونی یافت.او در سخنی با خوانندگان خود توضیح داد که کتاب در بنیاد خویش ،سخنرانی های او را در دانشکده ادبیات در سال اموزشی 46-1345 در بر میگیرد.درنبود متنها یا نوشتارهای تعیین شده ای که دانشجویان شریعتی بتوانند خود را برای ازمون های درسی او اماده کنند،دو تن از دانشجویانش،شجاعی ومصدق رشتی،گفته های اوراضبط وسپس از نوار پیاده کرده بودند.این واقعیت که این کتاب 640 صفحه ای بیش از 400 پانوشت دارد اثباتگر این است که کتاب نمیتواند صرفا نتیجه بررسی نشده سخنرانی های شریعتی باشد.او باید پانویس های گاه بلند خود را به متن پیاده شده از نوار افزوده باشد.
اسلام شناسی اگر تنها کتاب کاملا مستند از دیدگاه دانشگاهی نباشدکه شریعتی نوشته بی گمان یکی از اینگونه کتابهای کم شمار اوست واز این رو بازتاب دهنده توجه او در جایگاه یک استاد دانشگاه به پژوهش دانشگاهی است.شریعتی کوتاه زمانی پس از چاپ اسلام شناسی با پذیرفتن درخواست مخاطبان جوان ومشتاق خود در دانشگاههای سراسر ایران ونیز هر دعوتی_که نیروهای امنیتی مانع ان نمیشدند_برای پراکندن پیام خود ناگزیر شدکه پژوهش دانشگاهی را به خاطر عرضه داشت شتاب زده برخی از اندیشه های خود کنار بگذارد.اودر هنگام اقامت در مشهد توانایی ان را داشت تا پژوهش هایی را که برای درسهای کلاسی خویش انجام میداد در سخنرانی هایش بگنجاند.او در اذر1351کسانی را که از او میخواستند تا سخنرانی ها ونشته های خود را بر پژوهش ورویکرد دانشگاهی استوار کند،به استهزاءگرفت ودر دفاع از خود موقعیتش را با موقعیت قهرمان همه زندگی اش ابوذر سنجید.او استدلال میکرد که تنها پاسخ ابوذر به فتوای فریبکارانه کعب الاحبار درباره حد ثروت در اسلام ان بود که با استخوان شتر چنان بر سرش بکوبد که خون از ان جاری شود:همانگونه که ابوذر با کعب الاحبار در بحثی(متمدنانه واداب شناسانه)درگیر نشد،او نیز نمیتوانست در برابر((گرسنگی مردم وغارت سرمایه داران))،((رویکرد دانشگاهی))را به کار گیرد.او نوشت:((چگونه کسی میتواند در میانه چنین غوغایی محققی علمی باشد؟)).
با نگاهی به نوشته های او در1355،هفت سال پس از اسلام شناسی ،میتوان همان استنادها ونقل قول هایی را دید که در ان کتاب به کار گرفته بود.
نخستین بخش اسلام شناسی(اسلام چیست؟)،هسته بسیاری از اندیشه هایی را در بر دارد که شریعتی بعدها در زندگی خویش انها را کانون توجه خود کرد وبه شرح وتفصیل بلند انها پرداخت.برخی از انها اندیشه هایی بودند که او پیشتر در اثار چاپ شده وچاپ نشده خود مطرح ساخته بود.شریعتی به روشنفکران غرب زده وهمگون شده با غرب که انها را به تکیه کامل بر فراورده ها ومعیارهای فکری غربی ها متهم میساخت،به شدت تاخت وهمه (روشنفکران اصیل)را به اندیشه ورزی مستقل وپیروی نکردن طوطی وار از غرب فرا خواند.او با پا فشاری بر اینکه جامعه ایرانی در بنیاد خود دینی است نمیخواست به احساسات ملی_گرایانه مخاطبان خود نیز اسیب بزند واز این رواین بحث را پیش کشید که شناخت((روح راستین تاریخ ایران از راه درک اسلام میسر است)).اوبا روی کردن به روحانیت انها را سرزنش وادعا کرد که اسلام شناسی ((نخستین گام در زبان فارسی برای درک علمی وتحلیلی اسلام))است.اودر این بحث از اسلام شناسی چهارده ویژگی بنیادین(اسلام اصیل)را(که اوانرا اشکارا ازاسلام واقعی موجودجدا میدانست)برشمرد.شریعتی برای اثبات دیدگاه خودبه یکی یا امیزه ای ازمنابع زیر استناد میکرد:قران،سنت پیامبر،سنت امامان شیعه وروایت های 4جانشین نخست پیامبر.
اسلام شناسی در خدمت اماجی سه گانه بود.نخست،اسلام شناسی شکل ارمانی واصیل اسلام بود،اسلامی نوگرا،برابری جو مردم سالار،.
دوم،سدهای محقق کردن اسلام ارمانی(در اسلام شناسی)مشخص شده بودند.سوم،این کتاب نشان میداد که چرا وظیفه همه مسلمانان است که به عنوان باور مندان راستین بنیادی ترین جنبه دین یعنی ((توحید))این سدها را به چالش خوانده وانها را از میان بردارند.
...
سایه آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 07-10-2007   #367 (permalink)
خداحافظ همین حالا...
 
سایه's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2006
محل سكونت: نا کجا ابادی به نام زمین
ارسالها: 3,493
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,201
از ایشان 3,325 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

اقای ایران دوست توصیه میکنم مطالعه بفرمایید پست ها را مطمئنم پاسخ سوالتان را ونوشته هایتان را در خواهید یافت.
نوشته های من هیچ برداشت شخصی نیست وصرفا رونوشت بی کم وکاست متن کتابی است که یاد اور شدم،اگر خواندید لطفا بی کم وکاست ونه با برگزیده کردن قسمت هایی که به نفع اندیشه شخصی تان است .تنها بخوانید وپس از اتمام بیندیشید.البته خواندن کتابهای دکتر علی شریعتی را هم توصیه میکنم ،خصوصا اسلام شناسی چون بدون خواندن اصل کتاب نمیتوان خیلی از مسائل نوشته شده در متن کتاب دکتر علی رهنما را دریافت.
سایه آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي سایه به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 07-10-2007   #368 (permalink)
خداحافظ همین حالا...
 
سایه's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2006
محل سكونت: نا کجا ابادی به نام زمین
ارسالها: 3,493
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,201
از ایشان 3,325 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

اماج نخستین
شریعتی در اسلام شناسی از میان بردن اتهام های همیشگی محافظه کاری وضد نوین گرایی علیه اسلام ازطریق نشان دادن این بود که اسلام نه تنها بابرخی مفاهیم ومسائل نو سازگار است بلکه این مفاهیم ومسائل قرن هاست که بخشی جدانشدنی از اسلام را بر میسازند.شریعتی برای اشتی دادن انچه به باور اوبریدگی جوانان ایرانی از اسلام بود به بریدگی ساختار (سنتی)مذهب (از اندیشه های او)انجامید.

او بر پایه سنت های پیامبر کوشید تا اثبات کند که در اسلام خردورزی ودین یکسان وهمانند اند.او استدلال میکرد که قران انگاشت های گوناگون تکامل گونه ها رادربردارد وبر خلاف دیدگاه روحانیان،نظریه داروین از چشم انداز اسلام قابل دفاع است.
اودر سطح سیاسی نیز بحث میکرد که اسلام بر مردم سالاری،رای اکثریت،وحاکمیت اکثریت استوار است.به باور شریعتی فرایافت((شورا))در قران با حاکمیت مردم سالارانه برابر استوبه همین روی،شورایکی از بنیادهای اجتماعی_سیاسی جامعه اسلامی را بر میسازد.وسیله روش مندانه برای دستیابی به این گونه مردم سالاری((اجماع است))که او ان را به عنوان رای اکثریت تفسیر کرد.شریعتی کوشید تا اثبات کندکه اسلام حتی ازادی اقلیت ها را نیز برای اعمال حقوق خودشان تامین میکند،ودر این زمینه به انهایی استناد میکرد که با امام علی به عنوان خلیفه چهارم بیعت نکردندونیز به این واقعیت که امام پس از رسیدن به قدرت ازادی انها را محدود نکرد.
شریعتی درباره حقوق فردی استدلال میکرد که در طول سالهای نخستین اسلام،ازادی اندیشه وبیان همه جا معمول بود.او میگفت تعصب به تدریج ویژگی جوامع اسلامی سده های پنجم وششم هجری شد وسرکوب وخونریزی در پی ان امد.شریعتی در اسلام شناسی به سود تحمل اندیشه های مخالف ودر برابر تعصب که ان را با سرکوب وخونریزی هم پیوند میدانست موضع گرفت.او کوشید تا در سخنی کوتاه ثابت کند که ازادی های فردی در اسلام تضمین شده اند.او گفته امام علی را نقل کرد که:((برده هیچ کس مباش که خدا تورا ازاد افریده است))او بعدها (تعصب)با (مسئولیت)و(تعهد)به برخی اهداف واماج های والا باز تعریف کرد وان را به عنوان(یکی از اصیل ترین ارزش های انسان ها )ستود.زمانی که او درگیر بازسازی مکتب باور شناسی اسلامی شد تعصب را ویژگی لازم کسانی دانست که مکتبی را میپذیرند.*


***......پاورقی مترجم بر این مطلب*((نویسنده گرامی با دست گذاشتن بر این دوبرخورد شریعتی با (تعصب)بر این گمانند که ناسازگاری وچرخشی را در اندیشه ورویکرد او یافته اند.اما چنین نیست.تعصبی که شریعتی ان را نادرست بر میشمرد (تعصب کور جاهلانه مبتنی بر عدم شناخت)بود وتعصبی که میستود(تعصب برخاسته از شناخت واگاهی بود اگاهی از والایی وارزش کس یا چیز یا اندیشه مورد دلبستگی.اینگونه تعصب در واقع با غیرت(دور نگهداشتن غیر از حریم بار شی وکس مورد دلبستگی ودوستی)وحمیت ودلاوری در دفاع از اندیشه ومکتب کسی که شخص به انها باوری راستین دارد هم معنا وبرابر است........***
شریعتی در چهار چوب روحیه ای باز وگشاده اندیشانه (غالب بر)اسلام شناسی تلاش کرد تا اثبات کند که حتی ناباورمندان نیز در جامعه اسلامی جایگاهی دارند.به باور او طبیعت گرایانی چون ابوالعلاءدر میان مسلمانان زندگی میکردند وبا انها گفتگو نیز داشتند.او با یاد اوری این ایه قرانی که(ناگزیری در(پذیرفتن)دین راه ندارد)**پافشاری میکرد که ازادی دین از ویژگی اسلام است.
***.......پاورقی** ،لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی(بقره/266)
از ان گذشته ،او در پانوشتی بلند با اشاره به کنش های ازاد دانشمندان ،نویسندگان وشاعران نامسلمان وحتی اسلام_ستیز کوشید تا وجود وفراوانی تحمل وتساهل مذهبی را در جوامع اسلامی به اثبات برساند.
شریعتی استدلال میکرد که( برابری جهانی)،(اصلی طبیعی وبنیادین وحاکم بر همه جنبه های اجتماعی وخصوصی زندگی اسلامی است).مفهوم قرانی تبار مشترک انسان نشان میدهد که همه برابر افریده شده اند وهیچ کس نمیتواند اراده اش را بر دیگری تحمیل نماید.در پی چنین برداشتی،اقتصاد اسلامی نیز به عنوان سویه ای از سامان اسلامی به برابری در امد ،مصرف وبرخورداری از ثروت همگانی استوار است.او درباره موضوع جنجال بر انگیز برابری زن ومرد ،خود را به این گفته محدئود کرد که،(انها از نظر خاستگاه وگونه یکسانند)او بعدا در جایی دیگر از کتاب این را پذیرفت که اسلام برابری زن ومرد را باور ندارد اما در پی ان است تا هر کدام را در((جایگاه طبیعی))خویش بگذارد.
از دید شریعتی بر پایه فلسفه اسلامی انسان هم ازاد است وهم محدود.او توانایی ((اراده گرایی))را دارد ودر همان حال در بند جبر است.چارچوب تعین گرایی قانون همگانی چیره بر فرایند دگرگونی اجتماعیوتاریخی است که به شیوه ای هگلی به تحول پیشرونده((مطلق))یا((پنداشت(ا ده)))میانجامد.او ان را ((تحول تاریخ به سوی بیدار شدن خدا در انسان))خواند.***

***.......پاورقی***این سخن بسیار نادرست وناروا نه از شریعتی که از هگل وپایه دیگر گفته های سست وبی معرفتانه او درباره ((پایان از خود بیگانگی خدا در برترین نژاد یعنی نژاد ژرمن ))است واگر نویسنده گرامی دو سطر دیگر را میخواندند میدیدندکه شریعتی پس از اوردن این جمله در نشان نقل قول میگوید:((چرا هگلی سخن بگوییم؟به زبان قران باید از خداگونه شدن انسان در طبیعت سخن گفت........***

از نگاه شریعتی فراگشت دگرگونی جدلی(دیالکتیک)دلیل بنیادین دگرگونی های اجتماعی وتاریخی است،اوبه روشنی پذیرفت که روش جدلی نهاد،برابر_نهادوهم_نهاد شتاب کلی دگرگونی اجتکاعی را روشن میسازد .از این دیدگاه او تحلیل مراحل تاریخی مارکس_گرایانه را به کار گرفت.با این حال او به جای باقی ماندن در چارچوب مارکسیستی با مشخص کردن طبقه ای ویژه به عنوان نیرویی انقلابی اغاز گر تحول اجتماعی،مردم را نیروی راستین انقلابی در پس دگرگونی تاریخی خواند.


سایه آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 07-10-2007   #369 (permalink)
خداحافظ همین حالا...
 
سایه's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2006
محل سكونت: نا کجا ابادی به نام زمین
ارسالها: 3,493
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,201
از ایشان 3,325 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

اماج دوم کتاب اسلام شناسی
،شناسایی واشکار کردن(نادرستی اندیشه)کسانی است که در برابر حاکمیت خدا می ایستندوسد راه حق مردم برای دستیابی به کمال میشوند.شریعتی در در اینجا اماج های حملهی خودرا مشخص کرد.اوبه همه کسانی تاخت که قدرتهای اقتصادی،سیاسی،مذهبی راکه شریعتی انهارا دارایی همگانی همه انسانها میخواند که خدا به انها بخشیده _به انحصار خوددر میاوردند.ماو ادعا میکرد که چند خداباوری نه تنها به درست رسمی خداوند اشاره دارد بلکه مواردی رانیز در برمیگیرد که افراد در انها کنش هایی انجام میدهند که در انحصار خداست وازاین راه خود رابه جای خدامیگذارند.کیش شخصیت،پرستش شخصیت یا هر پیوند انسانی که در ان فرد کورکورانه درخدمت کسی دیگر است ازنگاه شریعتی چند خداباوری(شرک)است.اونوشت:((هر کس که اراده ی خودرابرمردم تحمیل وبرپایه خواست ها وهوس های خود حکومت کند ادعای خدایی کرده وهرکه چنین ادعایی را بپذیرد مشرک است زیرا حاکحمیت،اراده،قدرت،سلطه ومالکیت مطلق تنها از ان خداست)).

اگرچه شریعتی به سامان پادشاهی به گونه ای روشن حمله نمیکرد اشاره های باریک اندیشانه وگاه روشن وصریح اوبه حاکمیت مطلق شاه روشن ومستقیم بودند.او درباره روحانیت بسیار مستقیم تر نظر میداد:او میگفت:((اگر یک فقیه راستایش کنیم واحترامی صمیمانه به او بگذاریم-تا انجا که هرچه را بگوید،هر داوری که بکند وهر دستوری راکه بدهد بپذیریم وهر نظری را که بدهد پیروی کنیم،مشرک میشویم ومن اینگونه دنباله روی را((شرک مذهبی ))مینامم.))
شریعتی همچنین بحث میکرد که اسلام اجازه سازمان روحانیت متمرکز ونهادینه شده ای که میان خدا وبنده،میانجیگری کند را نمیدهد زیرا پیوند انسان با خدا مستقیم وبی میانجی است.از این رو اوباور داشت که مذهب نهادینه شده سرانجام به واپس گرایی وجزم اندیشی وبه برقراری خودکامگی مذهبی وروحانی میانجامد.
هدف سوم شریعتی
در (اسلام شناسی) اثبات این بود که چرا مسلمانان راستین باید باشرک ،انچنان که او تعریف کرده بود،بجنگند.اوبا مشخص کردن مردم به عنوان میانجی دگرگونی مصمم شد که ترس مردم را از به چالش خواندن مقام های بیدادگر نظام بریزد.شریعتی با دست گذاشتن بر((تثلیث شوم جهل،ترس وطمع)) به عنوان سرچشمه همه انحراف ها،گناه ها،جنایت ها،سرارت ها، پستی ها، تبهکاری وحتی توسعه نیافتگی،به کلی بافی ساده انگارانه دست زد.*

*پاورقی...
متاسفانه نویسنده گرامی روشن نمیکنند که به چه دلیل توضیح شریعتی را درباره جهل،وترس وطمع به عنوان انگیزه های اصلی انسان در برخورد با نظام های سرکوب گر وتسلیم دربرابر انها((کلی بافی ساده انگارانه)) میخوانند.ایشان دربند بعد نیز از همین تعبیر دوباره بهره گرفته اند وکاش خود ((کلی بافی ))نفرموده وتوضیح بیشتری میدادند.
شریعتی استدلال میکرد که فرد ((موحد))در برابر این تثلیث شوم مصون است ورفتارش نه به حکم مصلحت که از روی اگاهی از این واقعیت است که تنها باید از خدا ترسید واورا بی قید وشرط اطاعت کرد ودیگران همه در برابر((او))ناتوانند.شریعتی ویژگی هایی را به موحد بخشید که از او یک انقلابی اسلامی دلخواه میساخت.موحد از نگاه او فردی ناوابسته،ترس ناشناس،ایثارگر،قابل اتکاء وبی نیاز است که در برابر هیچ قدرتی جز خدا کرنش نمیکند.در اندیشه او موحد وموعظه گر توحید به یک مجاهد انقلابی تبدیل میشود.
این کلی گویی اشکارا ساده انگارانه شریعتی فراخوان سیاسی هیجان اوری شد برای رد کردن،پایداری کردن در برابر چیرگی جویان وجنگیدن با همه سرچشمه های قدرت های شرک الود همچون خودکامگی،سامان سرمایه داری وروحانیت رسمی.
شریعتی همچنین باور داشت که مسلمانان تنها کنش گران اجتماعی هستند که میتوانند به خاطر ان که نباید به عنوان یکتا پرست شرک را تحمل کنند ،به این موقعیت ومسئله تاریخی وانقلابی بپردازند.از دید او((جهان بینی شرک بر تناقض استوار است)).او بعدها نیز با بهره گیری از همان اندیشه ها جهان بینی بر بنیاد (یکتا پرستی)شکل داد.جهان بینی توحیدی ابزاری نیرومند برای کنش گری شد.فرد باور مند با الهام ونیرو گرفتن تنها از خداتصمیم به از میان برداشتن همه منابع قدرت های دروغین میگیرد.
((جهان بینی توحیدی))شریعتی فراخوانی اشکار به ((شورش)) دربرابر همه خداهای دروغین بود.مکتبی ومسلکی شدن شریعتی به کمرنگ شدن تساهل وتحمل او انجامید.
**

**پاورقی....
اینگونه اظهار نظر های نویسنده گرامی نیازمند پیش گذاشت دلیل است اما در پاسخ به ایشان به کوتاهی میتوان گفت عقیدتی یا مکتبی شدن بیشترگفتمان شریعتی در ان زمان لازمه ((دوران انقلاب وشورشگری))وفراتر از ان لازمه مشخص کردن چارچوب های نگره ای وبینشی ومرزبندی با مکتب های دیگر وتقویت هرچه بیشتر روحیه درگیری وچالش گری در پیام گیران بود.در مقام عمل هرگز کسی به یاد ندارد که شریعتی نسبت به اندیشه های مخالف_ضمن پافشاری بر استواری بنیادهای باورشناسانه خود_تساهل وتحمل نشان نداده باشد وخود نویسنده ارجمند نیز در همین کتاب به این مسئله تصریح دارند....***

شریعتی در اسلام شناسی جهان بینی اسلامی را در مرحله ای جنینی فراپیش گذاشت ،جهان نگری اسلامی که با نیازهای یک کشور جهان سومی سده بیستمی ودر جستجوی راهی انسانی وبرابری جویانه به توسعه،سازگار به نظر میرسید اما به خاطر بر امیختن ارمانگرایی مذهبی_بر پایه ایمان به خدا ووحی_با ماده گرایی_بر بنیاد خردورزی وتکاپوی علمی_نا یکپارچه وناسازگار بود.امیزه گری(التقاط گری)شریعتی،
***میراثی از خدا پرستان سوسیالیت(یکی از گروه های فکری)،شیوه او وعرضه داشتش از اسلام در پرتو دانش عصری،جوانان مسلمان ازاد از طرفداری های حزبی راکه مدتی بلند در انتظاراندیشه های تازه ای بودند که بتوانند با سرفرازی از انها دفاع کنند،شیفته ومجذوب میکرد.


***پاورقی....
مترجم به رغم نگاهداشت احترامی ژرف برای نویسنده ارجمند نمیتواند از به شگفت امدن به خاطر اظهار چنین دیدگاههایی خودداری کند.اگرچه نویسنده گرامی به هیچ روی قصد انتقاد ناسازنده وتخریبی به شریعتی را ندارد اما در عمل همان نظری را ابراز داشته وهمان اتهامی را مطرح کرده اند که برخی از قشری ترین،واپس گرا ترین ونا اگاه ترین پاسداران اسلام خرافه الود ومانده در پشت سده ها کژفهمی،با التقاطی خواندن شریعتی به او وارد میکردند.ما تنها یک پرسش از نویسنده گرانمایه داریم:ایشان که از استادان اقتصاد دانشکده معتبر امریکایی پاریس هستند چند سال وتا چه مرحله در اسلام شناسی وبررسی همه جانبه ان کار کرده اند که بتوانند از موضعی چنین بالا ودرون دینی طرح وتصور وگفتمان باور شناسانه شریعتی را از اسلام امیزه وملغمه ای از دین وماتریالیسم بخوانند؟زیرا لازمه چنین اظهار نظری این است که شخص درچنان موضعی ایستاده باشد که هیچ فراز وفرود وتفسیر وبرداشت واصل وفرع وهیچ گوشه ای از هر دو مکتب اسلام وماتریالیسم براو پوشیده نباشدوهمه ادبیات فلسفی،باور شناسانه وکلامی هردو مکتب را بررسی ونقد وتحلیل کرده باشد تا به راحتی وبا قاطعیت بتواند بگوید که فلان اندیشه وعقیده ونظر صددرصد ماتریالیستی استومطلقا با اسلام ناسازگار تا بتواند کار شریعتی را ملغمه ای/التقاطی یا نا منسجم ومتناقض بخواند.ضمنا حتی نگاهی کوتاه وشتابزده نیز به موضوعات ودسته بندی ایات قران واموزه های پیامبر بزرگ وپیشوایان معصوم اسلام به اسانی تایید گر توجه تام وتمام اسلام به دنیا ومادیات وخردورزی وتکاپوی علمی وبه اصطلاح (احکام عالم کثرت)خواهد بود.پاسخ های خود شریعتی نیز به چنین انتقادهایی حق مطلب را ادا کرده ونیاز به پاسخ دوباره نیست وهمه مسئله در نگاه نوی شریعتی وزدودن خرافه ها وغبارهای نادرست کلامی،باوربنیادوفلسفیاسلا م است وبس.خوانندگان اندیشه ورزرا نیز به متن اسلام شناسی ودیگر نوشتارهای عقیدتی شریعتی ارجاع میدهیم تا خود به داوری بنشینند.......***

همین ویژگی ها همراه با باز تفسیر گری وبازخوانی که برای پیش گذارد اسلامی درخور عصر کنونی لازم مینمود هم پاسداران سنتی ماتریالیسم را بر می اشفت وهم سازمان روحانیت ایرانرا.از دیدمارکس_گرایان شریعتی اندیشه انان را اسلام زده وتحریف میکرد.برای سازمان روحانیت نیز شریعتی اسلام انهارا با بی توجهی عمدی به شکاف میان اسلام شیعه وسنی،به ازاد مسلکی،مردم سالاری واجتماع گرایی میکشاند.


سایه آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 07-11-2007   #370 (permalink)
خداحافظ همین حالا...
 
سایه's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2006
محل سكونت: نا کجا ابادی به نام زمین
ارسالها: 3,493
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,201
از ایشان 3,325 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

کوتاه زمانی پس از چاپ (اسلام شناسی) در 18 اردیبهشت 1348 نخستین بررسی ونقد ان در (هیرمند)منتشر شد حسین رزمجو در((کلامی درباره اسلام شناسی))از کتاب ستایش کرد.او روشن ساخت که چرا این کتاب توجه دانشمندان رابه خود کشانده وچرااو(در مقام خواننده کتاب) به بازشناخت دوباره اسلام توانا ساخته است.رزمجو، از همکلاسان شریعتی در دانشگاه مشهد،زیبایی وشکوه شیوه نگارش شریعتی را ستود وگفت که این کتاب اورا برانگیخت ومورد تاثیر قرار داد.او نوشت:((به نظر من(که مقام های علمی بی طرف نیز در این نظر سهیم اند)کتابهایی که با همین درجه توانایی،گستردگی دید ووالایی درباره اسلام شناسی،سنت پیامبر وتاریخ اسلام نوشته شده باشند اندک شمار اند.این کتاب حماسه ای است پرشکوه وانسانیت))
بسیاری دیگرنیز که اسلام شناسی را منشوری برای مسلمانان روشنفکر معاصر میدانستند همین دیدگاه رزمجورا داشتند.اسلام شناسی همان فریادی بود که مسلمانان در محیطی که ارزومند حفظ هویت اسلامی خود به دور از اتهام وداغ نابهنگامی زمانی وکهنگی بود،زمان دراز در انتظارش بودند.
پس از چاپ اسلام شناسی درفروردین1348شریعتی پیش گفتاری برکتاب حجربن عدی نوشت.به گفته حسن اکبری مرزناک،یکی از دانشجویان او در دانشگاه مشهد،او شریعتی را دریک روز پر برف زمستانی که کلاس هابه خاطر برف سنگین تعطیل بودند درمحوطه دانشگاه دید.مرزناک به شرح زندگی حجربن عدی دلبستگی پیدا کرده بود از شریعتی منابعی را دراین زمینه سراغ گرفت.شریعتی پس از انکه دانست مرزناک با عربی اشنایی دارد به او چند منبع معرفی کرد واز ان پس نیز پیوسته از پژوهش مرزناک درباره حجر پرس وجو میکرد.هنگامی که کار مرزناک_که بیشتر بر ترجمه استوار بود_درباره حجر به پایان رسید متن رابه شریعتی داد واز او خواست پیشگفتاری بر ان بنویسد.شریعتی پیشگفتاری بلند بر ان نوشت وکتاب را به ناشری سپرد اودر این پیشگفتار از روحانیت به خاطر چند مسئله به تندی انتقادکرد.
نخست
او انهارا پاسخگوی نبود متن های اموزشی درباره زندگی چهره های برجسته اسلامی دانست.((اگر مردم قهرمانان اسلام مانند علی ع وحسین ع را به راستی نمیشناسند این به خاطر ان است که روحانیان بر این باورند که((عشق علی))و((اشک ریختن بر حسین))برای مردم بسنده است))،دوم شریعتی استدلال کرد روحانیان به جای روشن ساختن اندیشه های این شخصیت ها وپرداختن به اصولی که انها دردرازنای تاریخ به خاطر انها جنگیدند،همه وقت خودرا به نوشتن درباره ایین هایی بی اهمیت یا گرد اوری روایات وگزارش هایی درباره امامان گذرانده اند.شریعتی در نخستین تازش تند وتیز خود به ستون های اصلی روحانیت سنتی شیعه چنین بحث کرد که انچه منابع کهن شیعی برشمرده میشوند برای تحصیل کردگان غیر روحانی هیچ بهره ای ندارد واین کتاب ها بایستی((از دسترس انان دور نگاه داشته شوند)).به باور شریعتی کتابهایی چون کتاب بسیار حجیم مجلسی_بحارالانوار_حتی در دست واعظان نیز فاجعه های بزرگ افریده بودند.سوم،شریعتی از روحانیان به خاطر ناتوانی شان در معرفی چهره های کمتر شناخته شده اسلامی که میتوانند برای جوانان سر نمونهایی بی نقص وکاستی بشوند انتقاد کرد.،شخصیت هایی مانند ابوذر،سلمان، عمار،وحجر که پیروان راستین نبرد محمد ص دربرابر بت پرستی،اشرافیت،خودکامگی،نا دانی وسرمایه داری اند.از دید شریعتی،نبرد برای دادورزی،برابری وحاکمیت مردم_که اسلام ان را اغاز کرد واماج چنان مردانی بود،ارمانی است که میتواند تا زمان اجرای عملی این اندیشه های ارمانی وجود داشته باشد.
شریعتی با سیاسی کردن اسلام وتازش شدید به انهایی که ان را ناسیاسی کرده بودند،به خوانندگان خود یاد اوری میکرد که حسین ع زیارت مقدس حج را برای دست زدن به جنگی مقدس در برابر انها که اصول راستین اسلامی را لگدمال کرده بودند نا تمام گذاشت.شریعتی نوشت
:((برگزاری مراسم وایین های مذهبی هنگامی که معنا وروح خود را از دست میدهند بیهوده است.طواف بر دور خانه کعبه برای مردمی که دربندند هیچ فایده ای ندارد))

به گفته شریعتی روحانیت به جای بیدار کردن مردم وکمک به انها برای رهایی خود از سرکوب،دروغ،ذلت واسارت هیچ کاری به جز نوشتن رساله های علمیه درباره مراسم وایین های مذهبی مربوط به نجاسات وطهارت، ذبح شرعی حیوانات طبق سنت های درست مذهبی وشکیات نکرده اند.شریعتی به عنوان یک روشنفکر نقش خودرا نقش کسی بر میشمرد که باید زندگی واندیشه قهرمانان اسلام را معرفی کند وبا این شیوه مردم رابا تاریخ خود که میتوانند از ان درس بگیرند واز ان احساس سر بلندی کنند اشنا سازد.با این همه ،
پیش گفتار شریعتی بر ((حجر))چالشی اشکار برای قدرت وجایگاه روحانیت سنتی بود.سخنان شریعتی واکنش تند وقابل انتظار روحانیت را به دنبال داشت.
.................................................. ...............................................
در پست های بعد چپ روشنفکری وشریعتی وچپ انقلابی وشریعتی وواکنش روحانیت را خواهم نوشت.


سایه آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي سایه به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 07-12-2007   #371 (permalink)
خداحافظ همین حالا...
 
سایه's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2006
محل سكونت: نا کجا ابادی به نام زمین
ارسالها: 3,493
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,201
از ایشان 3,325 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي


چپ روشنفکری وشریعتی:
پاسخ دادن به اسلام شناسی شریعتی برای نیروهای چپ چندان به درازا نکشید.در بهار 1347درحالی که اسلام شناسی هنوز در شکل درس-یادداشت بود،علی اکبر اکبری مقاله ای در ماهنامه هیرمند درباره ان نوشت ازانجا که سردبیر ماهنامه،میرزازاده وخود اکبری هردودوستان نزدیک شریعتی بودند،این نوشتارباید همه را شگفت زده کرده باشد.اکبری در جوانی از اعضای نهضت خدا پرستان سوسیالیست بود وبعدها به حزب مردم ایران پیوست ودر1340از مارکس گرایان شد.او مارکس-گرایی ضد حزب توده بود وهرگز به هیچ حزب یا گروه مارکسیست نپیوست.مقاله هیرمند نوشتاری ناقدانه را در مجله ادبی چپ گرای ،فصل های سبز در1348 کتابی رابا عنوان تا حدی گنگ((بررسی چند مسئله اجتماعی))درپی داشت.اکبری با بهره گیری از بحث های معیار مارکسیستی-لنینیستی درباره طبقه،نبرد طبقاتی،ماده گرایی تاریخی،برتری مراحل بالاتر بر مرحله های پایین تر دگرگونی اجتماعی،شکل گیری چیرگی جویی جهانی،نقش تعیین کننده نیروهای تولید در توضیح رویدادهای اجتماعی-تاریخی وحمله به داروین گرایی اجتماعی،کوشید تا کاستی های روشی ونگره پردازانه شریعتی را اشکار کند.اکبری برای نمایش ارزش((علمی))موضع مارکسیستی خود بحث خویش رابا اشاره هایی به کتاب زمینه های جامعه شناسی امیر حسین اریان پور پشتیبانی کرد.(بعدها)ناقدان مارکس-گرا وانقلابی شریعتی بحث های خودرا در کلاس های دانشگاه پیش از هر چیز بر نقد اکبری استوار میکردند.اما به هر رو انها در جایگاه باورمندان استوار درگیری مسلحانه وپیشتازان نگره تکامل،با مارکس گرایی غیر انقلابی وبه اصطلاح ((قانونی))اکبری مخالفت کردند.
اکبری در پیشگفتار خود روشن ساخت که او نه تنها در پی نقد کتاب شریعتی که به دنبال پیش گذاشت دیدگاهی دیگرگونه درزمینه مسائل اجتماعی وفلسفی نیز هست.به هر حال کتاب اکبری در بنیاد خود کوششی مارکس گرایانه در نشان دادن این نکته است که باورها ونگره های شریعتی،برخلاف تصریح های تندروانه او،چیزی جز گونه ای نونماشده ی اندیشه های ارمان گرایانه وواپس گرایانه کهن برپایه یک روش تحلیلی فراطبیعت گرایانه نیست.اکبری در این کتاب میخواهد به پیروان شریعتی هشدار دهد که مرشد روشنفکری انان تنها وانمود گری است که راهش نه به توسعه می انجامد ونه به ازادی.اکبری با لحنی ستیزه جویانه میگوید:((اقای شریعتی با استفاده از اندیشه های ارتجاعی،تحریف تاریخ،تحریف علم،تحریف تئوری هاوعقاید دیگران،دانشجویانش وخوانندگانش را گمراه میکندوانها را از درک صحیح وفهم علمی جامعه باز میدارد واز این روبه شیوه ای روزافزون به نیروهای ارتجاع وواپس ماندگی کمک میکند.))
اکبری درباره شماری از مسائل باشریعتی بحث وجدل دارد.نخست او با تعریف شریعتی از طبقه، مخالف است.به گفته شریعتی طبقات اجتماعی یا بر شرایط اقتصادی ومالی زندگی اجتماعی استوارندیابر عقاید مذهبی ومردم پسند.شریعتی میان ((طبقات اقتصادی))و((طبقات عقیدتی))فرق اشکاری قائل است ودر پانوشتی میگوید مفهوم((طبقات عقیدتی))راپیش از او کسی به کار نبرده است.او عقیده دارد درحالی که طبقات در جوامع باستانی بر پایه عقاید شکل میگرفتند دردوران های جدید اساسا ریشه در شرایط اقتصادی دارند.اکبری باچشم پوشی از این تمایز شریعتی،مفهوم((طبقات عقیدتی))رارد میکند.او این بحث مارکس گرایانه را پیش میکشد که طبقات محصول روابط اقتصادی میان افراد هستند درحالی که اندیشه ها وعقاید روابط مسلکی ومرامی اند واز این رو،تجلی ساده مبنای مادی واقعی.اکبری چنین نتیجه میگیرد که ((طبقات عقیدتی))زاییده تصور اقای شریعتی اند وهیچ مبنای راستینی نداشته وهرگز در هیچ جامعه ای وهیچ زمانی وجود نداشته اند.شریعتی دیدگاه خودرا درباره((طبقا عقیدتی))به خاطر توضیح ظهور انچه که ان را طبقه روحانی می نامد،شکل میدهد.به نظر او این طبقه نیرومند به خاطر انکه توده ها به لزوم طبقه میانجی برای تبیین ونظارت بر پیوند انها با خدا باور دارند در سراسر تاریخ وجودداشته است.شریعتی روشن میسازد که طبقه روحانی یک سازمان روحانیت متمرکز،محافظه کار ومقاوم دربرابر دگرگونی وسرکوبگر به وجود می اورد که به نوبه خود میتواند به واپس گرایی وظهور خودکامگی مذهبی وروحانی بیانجامد.او اشاره میکند که اسلام ظهور((اشرافیت دینی))وسازمان برخاسسته از ان را محکوم میکند.شریعتی با دسته بندی عمدی روحانیت به عنوان ریختار دیگری از طبقه سرکوبگر در پی ان است تا پیام گیران روشن اندیشه خودرابه این نتیجه گیری وادارد که پیوند میان نهاد روحانیت وتوده ها نمیتواند جز پیوندی ستیزه بنیاد باشد*

*پاورقی.......
این برداشت نویسنده گرامی چندان درست به نظر نمیرسد.شریعتی پیوند توده ها-وان دسته از روحانیان را که مردم را به ستم پذیری وخرافه میخوانند بر پایه تحمیق واستحمار میداند ونه دشمنی وستیزه جویی(تشیع علوی -صفوی وسایر اثار دکتر)........

اکبری نیز در تنگنای گفتمان مسلکی خود ناگذیر از رد کردن نتیجه گیری کلی شریعتی ذرباره روحانیت،نهاد روحانیت وناسازگاری میان توده ها وطبقه روحانی میشود.او مطرح میکند که تنهاروحانیت زمین دار را میتوان به عنوان اربابان زمین دار دسته بندی کرد ودر پی ان خودکامه وواپس گرا خوانددر حالی که روحانیت غیر زمیندار راباید طبقه ای ضد نظام زمین سالاری،ضد خودکامگی ومترقی خواند.این نکته ای شگرف است که یک مارکس-گرا پشتیبان روحانیت میشود ویک اسلام گرا(شریعتی)دشمن سرسخت ان!
دوم انکه شریعتی نیز به شیوه کسروی میکوشد تاباور بسیار قدیمی شیعه را درباره (شفاعت)ازمیان بردارد
.اواین بحث را پیش میگذارد که نه مینجیگری یک امام بلکه کنش ها وویژگی های سرشتین خود افراد است که رستگاری یا کیفر بینی انها را تعیین میکند.اکبری با فراموشی اماج راستین گفتمان شریعتی که در پی ردکردن تصور مورد باور روحانیت از((میانجیگری)) است استدلال میکند ویژگی های بشری _نه سرشتین_ که برخاسته از جایگاه اجتماعی وطبقاتی انهاست.اکبری با دگرگونی ناگهانی دربحث خود می پرسد :چگونه چنین معلول هایی میتواند علت رستگاری یا نارستگاری شوند؟
سوم،شریعتی کشورهای پیشرفته رابه استعمار،بهره کشی،به بردگی کشیدن،فریب،ستمکاری ،فساد،تجاوزوجنگ متهم میکند.
اکبری از شریعتی برای ناتوانی اش در جداساختن کشورهای غربی از طبقات سرمایه دار در ان کشورها انتقاد میکند.به گفته اکبری((فقدان تحلیل طبقاتی به اشتباه های وحشتناک ونا بخشودنی می انجامد))اکبری بحث میکند که شریعتی از هر موقعیتی برای تازش وانتقاد به سرمایه داری به شیوه ای ناعلمی بهره میگیرد.او استدلال میکند که شریعتی ازراه این گونه تحلیل نفرت وبیزاری خوانندگانش رانسبت به سرمایه داری بر می انگیزاند.به گفته اکبری استعمار مدتی دراز کوشیده تا ایران را جامعه ای سرمایه داری معرفی کند ودرنتیجه تلاش کرده تا نبرد نادرست علیه سرمایه داری راجایگزین مبارزه علیع اسعمار وارتجاع کند.اکبری میکوشد تا نشان دهد که ایران هنوز در مرحله پیش از سرمایه داری است واز انجا که سرمایه داری در سنجش با نظام زمین سالاری،مرحله تاریخی برتری است نتیجه میگیرد که رشد وگسترش سرمایه داری در ایران گامی به جلو ودلخواه است.اکبری در حمله ای تند به شریعتی اورا پشتیبان اربابان زمین دار واز این رو واپس گرا میخواند....


سایه آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 07-12-2007   #372 (permalink)
خداحافظ همین حالا...
 
سایه's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2006
محل سكونت: نا کجا ابادی به نام زمین
ارسالها: 3,493
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,201
از ایشان 3,325 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

در مورد فایل های صوتی در اینترنت متاسفانه اطلاعاتی ندارم اما اگر در تهران هستید فکر میکنم مراجعه به این ادرس برای پیدا کردن سی دی های سخنرانی دکتر شریعتی کمک کننده باشه،
انقلاب ،به طرف کارگر جنوبی،نرسیده به جمهوری،پاساژمهستان.
سایه آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 07-12-2007   #373 (permalink)
خداحافظ همین حالا...
 
سایه's Avatar
 
تاريخ عضويت: Aug 2006
محل سكونت: نا کجا ابادی به نام زمین
ارسالها: 3,493
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,201
از ایشان 3,325 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله irandoost20 نمايش نوشته ها
اندیشه سوسالیسم البته از نوع دموکراتش هزاران سال از اندیشه عقب مانده خرافات مذهبی جلوتر است.
اقای ایران دوست این پست را بخوانید حتما به پاسخی برای اتهامی که مطرح کرده بودید مبنی بر دست نشانده بودن شریعتی توسط ساواک خواهید رسید
ادامه چپ روشنفکری وشریعتی:
اکبری مینویسد:((شما گذشته را میستاییدپس واپس گرایید.شمابا صنعت ورشد تکنولوژی در ایران مخالفید شما هیچ علاقه ای به علوم ندارید وتمدن جدیدرا فاسد میدانید.شما انسان مدرن امروز رافاسد وجانی مینامید .شما در پی اخلاقیات ومعنویات قرون گذشته اید ومعتقدید که تمدن جدید اخلاق،معنویت ودین راازبین میبرد.شما میخواهید حرکت روبه جلوی جامعه مارا تا انجا که ممکن است به تاخیر بیاندازید.
سرانجام اکبری در بخش پایانی کتابش شریعتی رابه باد انتقاد،تهمت وتمسخر میگیرد.شریعتی در سخنی کوتاه(درمیان دوکمان)به مجموعه ای تقریبا اشفته از مراحل تاریخی تحول به عنوان((مرحله نخستین،مرحله چادر نشینی وشبانی،مرحله کشاورزی،مرحله تمدن،مرحله زمین سالاری ومرحله شهر نشینی))اشاره میکند.اکبری با خشم فراوان ((از این ارائه نادرست مراحل))شریعتی را به ((بی اطلاعی از ابتدایی ترین وپیش پا افتاده ترین مسایل اجتماعی))متهم کرد.اکبری در عبارتی احساساتی مینویسد،((ایا کسی اقای شریعتی را به نوشتن درباه مسائلی که ابتدایی ترین انها رانیز نمیداند مجبور کرده است؟ایا او ناگذیر استکه ذهن خوانندگانش را با چنین یاوه های شبه علمی خسته ومسموم کند؟))
این حقیقت که شریعتی زبان((چپ))رابرای کشاندن جوانان به اسلامی باز تعریف شده به کار گرفت باید اکبری را به نشان دادن اختلاف میان((رادیکالیسم غلط ومارکسیسم تحریف شده شریعتی))و((تئوری مترقی سوسیالیسم علمی))واداشته باشد.این نیز تصور پذیر است که اکبری با خواندن اسلام شناسی شریعتی اندیشیده باشد که پیش گذاشت نادرست شریعتی از اندایشه ها وتحلیل های مارکس-گرایانه خوانندگان اورا گیج وگمراه میکند وبه این ترتیب به زیان نهضت ضد شاه تمام میشود.دلیل خصوصی تری را نیز میتوان پنداشت که باید با احتیاط در نظر گرفته شود.گفته شده که ((پدیده شریعتی))در دانشگاه مشهد به تدریج اکبری را بر اشفته بود.در جریان گفتگویی میان شریعتی واکبری در غذاخوری دانشگاه،برپایه برخی گفته ها،شریعتی اکبری رابه خاطر بهره گیری از((زبان رسمی))_که منظورش از ان استفاده از زبان رسمی مارکسیستی که در میان هواداران حزب توده(که اکبری از انها نبود)رایج بود_سرزنش کرد.به هر حال اکبری این سخن را درست درنیافت وبسیار بسیار ازرده شد.او چنین پنداشته بود که منظور شریعتی از((زبان رسمی))این بوده که اکبری سنگ حکومت رابه سینه میزند ومدافع اندیشه ها وسیاست های دولت است.اکبری نیز انچه را که از دید او یک توهین بود با این پرسش به شریعتی باز گردانده بودکه((چه کسی،اویا شریعتی،((زبان رسمی))رابه کار میبرد؟))گفته شده که واکنش شریعتی این بود که کتاب اکبری را((سخنانی از سر دشمنی شخصی))بخواند وحتی به گونه ای ضمنی ان را کار ساواک دانست.به هر رو برخی از دانشجویان شریعتی به یاد میاورند که پس از انتشار کتاب اکبری حتی در محفل های خصوصی شریعتی همواره با احترام از او سخن میگفت.شریعتی هرگز در میان جمع بر پایه مسایل شخصی به اکبری حمله نکرد.او در جریان یک سخنرانی در1351هنگامی که در اوج معروفیت خود بود میان منتقدان معمولی خود واکبری تفاوت قایل شد.شریعتی با شیوه گزنده خودبه کتاب اکبری اشاره کرد وگفت:((نویسنده ان دوستی بسیار اگاه وروشنفکر بود))وافزود که((البته کتاب او نمایانگر شخصیت خود او نیست واندیشه هایش بسیار ارزشمند تر از انند))
چپ انقلابی وشریعتی:
واکنش نارسمی چپ انقلابی به سخنرانی های شریعتی در نامه ای از امیر پرویز پویان ومسعود احمدزاده درپاییز 1347 اشکارشد.نعمت میرزازاده پیام گذار میان این دوستان دیرین بود که جهان بینی های دیگر گونه شان انها را به تدریج از همه دور کرده بود.اوبه یاد دارد که شریعتی با خواندن نامه ان را به او داده وگفته بود:((ببین چگونه جوجه های امسال دوست دارند به جوجه های سال پیش درس بدهند!))شریعتی به این واقعیت اشاره داشت که او سیزده سال از پویان واحمدزاده بزرگتر بود.محتوای این نامه که با خودکار قرمز رنگ نوشته شده وبه امضای پویان واحمدزاده هردورسیده بود شماری از اعتراض ها رانسبت به اندیشه های شریعتی که در کلاس هایش وبه ویژه در اسلام شناسیس ابراز شده بودند،دربرداشت.
نخست
انها به گوهر((غیر علمی))و((فراطبیعت نگرانه))اندیشه شریعتی ایراد گرفته بودند.درمحافل سیاسی ایران ان زمان ((نگره ی علمی))رمزواژه ای برای((سوسیالیسم))و((اندیشه های فراطبیعت گرا))برای مواضع مذهبی یا اسلامی بود.در واقع شریعتی به خاطر پیش گذاشت مسائل اجتماعی ازراه گفتمانی بیشتر اسلامی ونه کاملا مارکس-گرا/لنین گرا سرزنش شده بود.
دوم
،انها به ارائه شریعتی از مفهوم ها واندیشه هایی که((جوانان را درگزینش راه درست از میان برداشتن دشواری های اجتماعی ایران گیج واشفته میکند ایراد داشتند.در این نامه شریعتی به بازی کردن نقشی گمراه کننده وشکاف افکن در میان جوانان متهم شد.از نگاه پویان واحمدزاده ارزیابی وانتقاد از مسائل اجتماعی از چشم اندازی مذهبی وفراهم اوردن((راه حل های مترقیانه))بر پایه برداشتی ویژه از اسلام گزینه ای منحرفانه دربرابر مارکس-گرایی/لنین-گرایی بود.این حقیقت که یک مسلمان نیز میتواند به سرمایه داری وچیرگی جویی جهانی بتازد وخواستار جامعه ای مردم سالار وبرابری بنیاد شود یکه تازی مکتب مارکس ولنین رادرزمینه انتقاد اجتماعی ودگرگونی به خطر می افکند.
سوم،
شریعتی به تلف کردن نیروی انقلابی ونهفته جوانان ازراه دل مشغولی ودرگیر کردن ذهن انان با موضوع هایی بریده ازواقعیت،فضل فروشانه وصرفا اندیشه پردازانه به جای اماده کردن انها برای دگرگونی سیاسی ریشه ای وانقلابی متهم شد.
موقعیت روزافزون پویان در جایگاه یک روشنفکر مارکس-گرا/لنین گرای تندرو بر اهمیت نقد او درجامعه چپ گرایان مشهد میافزود.عدم تایید او از شذیعتی به تدریج تندوتیز تر میشد.گفته شده که پویان به گونه ای نااشکار گفته بوده که شریعتی((مامور امریکا))و((عضو ساواک ))است.طلوع از دوستان نزدیک پویان واحمدزاده این را که پویان چنین سخنی گفته باشد رد میکند.به گفته او ممکن است در ان زمان ان دوبه این باور رسیده باشند که نتیجه پایانی کنش های شریعتی به سود دولت شاه تمام میشود اما او میافزاید:((ما همه شریعتی را تا ان حد میشناختیم که بدانیم او نمیتوانست مامور بوده باشد))پس از روی اوردن پویان به مکتب مارکس در1345 ونیز مسعود احمدزاده دوسال پس از او،دسته ای نه چندان یک پارچه از دانشجویان چپ انقلابی ارام ارام برگرد ان دوشکل گرفت.پویان که در ان زمان در تهران تحصیل میکرد پیوسته به مشهد سفر میکرد ودر این سفر ها با بهمن اژنگ اشنا شدکه حتی پس از ورود به دانشگاه مشهد نیز گرایش های مارکسیستی داشت.حلقه تشکیل شده از دانشجویان مارکس-گرای دانشگاه مشهد نخست از طریق اژنگ شکل گرفت.چهره های اصلی این گروه که اعضای ان بعدها شاخه مشهد سازمان چریکی فداییان خلق ایران رابه وجود اوردند،بهمن اژنگ،حمیدتوکلی،سعید اریان(برادر همسر حمید)وعلیرضاگلوی،همه(پیش تر)دانشجویان شریعتی بودند.
پیوند میان شریعتی ودانشجویان مارکس-گرای اوکه نفوذ چشم گیری درمیان دانشجویان سیاست-گرا داشتند،حساس وظریف بود.نخست شریعتی((مامورامریکا،سیا وپعلوی ))خوانده شدوبه جلوگیری از انقلاب بسیار نزدیک کمونیستی درایران متهم شد.به دانشجویانی که برای نخستین بار بااو درس میگرفتند درباره((سخنان شیرین))او که ناعلمی،فریب دهنده وازدید سیاسی خطرناک پنداشته میشد،هشدار میدادند.
به هر رو با گذشت زمان شریعتی بر اعضای کلیدی این حلقه مارکس-گرا اثرگذاشت.اژنگ که یکی از درسهای شریعتی را گرفته وبا نوشتار خود در ازمون نهایی اثر فراوانی بر استاد خویش گذاشته بودبه این نتیجه رسید که همه شایعه ها درباره پیوند های ادعا شده شریعتی(بادولت وامریکا)کاملا بی پایه اند.ازدید اژنگ به رغم واپسگرایانه بودن مذهب،شریعتی درپی نوگرایی دراسلام بود.به باور اژنگ شریعتی درفراگشت ازنوزنده کردن اسلامی نوگرانمیخواست مارکس گرایان رادربحث های تنگ نظرانه درگیر کند.گسترده -اندیشگی شریعتی اورا از مذهب گرایان دیگر جدا میساخت.بیزاری از شریعتی درمیان مارکس گرایان به گونه ای محسوس کاهش یافت تا انجا که در مقطعی گفتگوی اتحاد پیوستگی مصلحتی با شریعتی وهوادارانش درمیان انها پیش امد.مارکس گرایان برپایه درکی روشن که این دوگروه جهان بینی های ناسازگار دارند ونیز اینکه((روغن واب نمیتوانند با هم امیخته شوند))به تدریج به انجا رسیدند که شیوه برخوردی نقادانه ودرهمان حال دوستانه با شریعتی وپیروانش داشته باشند.
رویکرد ناستیزه جویانه مارکس گرایان به شریعتی به فرایافت درگیر نشدن اندیشه-ورزانه با او نبود.شریعتی در کلاس ها ونیز بیرون از انها زیر فشار فراوان این گروه از دانشجویان قرارگرفت.اوزیرفشار قرارگرفت تارویکرد خودرا به ارمانگرایی وماده گرایی،مراحل تاریخی دگرگونی اجتماعی ،تعریف وگوهر طبقه های اجتماعی وسرانجام،نقش تاریخی مذهب درجایگاه میانجی وکنش_یار دگرگونی روشن سازد.یکی از دانشجویان اوبه یاددارد که بسیاری از دانشجویان چپ گرا که باورمندان استوار نبرد مسلحانه به عنوان تنها شیوه توجیه پذیربرای دگرگونی سیاسی بودند گاه حتی از فروتنی وادب شریعتی بهره نادرست میگرفتند.انها بی درنگ هنگام مطرح شدن موضوع هایی همچون ((طبقه اجتماعی))((ماده گرایی))و((نقش مذهب))اندیشه های اوراباگفتمان به خوبی ازپیش اماده شده خود به چالش میخواندند.کلاس های شریعتی گستره ای شده بود برای مارکس-گرایان انقلابی تا استدلال ها ونگره های تازه به دست امده خودرابه کارگیرند.به هررو شریعتی ازاین چالش خرسند میشد وبه انها اجازه ابراز اندیشه های خودرا میداد.



سایه آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 07-12-2007   #374 (permalink)
Expert
 
irandoost20's Avatar
 
تاريخ عضويت: Sep 2006
محل سكونت: فرانسه
ارسالها: 1,871
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,079
از ایشان 1,488 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

سایه خانم گفتار اکبری و شریعتی را خواندم.
اما اگر دقت کرده باشید همان طور که در میان گفتار نیز از دو چیز مخلوط ناشدنی مثل اب و روغن یاد شد اینجا بحث همین است.
نه اینکه مذهب و معنویت رد بشود اما موضوع کارکرد مذهب است.مذهب به عنوان یک نهاد اجتماعی می تواند در جامعه موثر و محترم باشد اما اگر مذهبی بخواهد سیستم قانون اساسی را برای خود قبضه کند هم کار دولت را خراب می کند هم خودش بدنام می شود.
البته اینجا یک بحثی پیش می اید که ایا امثال شریعتی و ال احمد و دیگران قصد داشتند از طریق ابزار مذهب از وابستگی چپها به شوروی و لیبرالها به امریکا جلوگیری کنند؟مثلا ال احمد در گفتار غرب زدگی خود همین هدف را دنبال می کند اما یک اشتباه بزرگ توسط اینها صورت گرفته که یا نا خوداگاه بوده یا اگاهانه!و ان اشتباه این است که از ان سوی بام افتاده اند یعنی از هراس غرب زدگی به چاه جهالت و خرافات زدگی پناه برده اند.یعنی از ترس چاله به چاه افتاده اند.این درست است که ما باید استقلال خود را حفظ می کردیم و از وابستگی به غرب پرهیز می کردیم اما این دلیل نمی شد که بریم دایناسورهای فکری را از زیر زمین بیرون بکشیم و پشت انها پناه بگیریم!
irandoost20 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي irandoost20 به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 07-13-2007   #375 (permalink)
کاربر
 
ماني_فرشاد's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jun 2007
محل سكونت: زير اسمان حقيقت
ارسالها: 147
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 35
از ایشان 84 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : دكتر شريعتي

اسلام دين برابري و برادري هست

فقط وصيت حضرت محمد رو در اخرين لحظات زندگيش مي نويسم تا پي به حقانيت اسلام ببريد

وصيت حضرت محمد:نماز،حق زنان،كسانيكه زير دستانتان هستند(البته خيليا بدليل منافع شخصي خودشون اين حديثو قبول ندارند‌ بعضيا خودشونو حزب الهتر از خدا ميدونند)
ماني_فرشاد آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 06:23 AM با تنظيم GMT +3.5 مي باشد.


Powered by: vBulletin - © Jelsoft Enterprises Ltd
Copyright ©2005 - 2010, HamMihan
تمام حقوق محفوظ می باشد , پایگاه اینترنتی هم میهن
هم میهن - اخبار ایران و جهان  - کتابخانه -میهن نیوز - هواشناسی - تفریح و سرگرمیفیلم و سینما - حوادث - بیوگرافی شخصیت ها -  بازی آنلاینایرانگردی - فال حافظ - پزشکی و سلامتی - ورزش - تصاویر ماهوراه ای - دیدنی هاگالری تصاویر - تکنولوژی  -  ابزارهای موبایلجملات پندآموز - دیکشنری انگلیسی به فارسی - جستجوگر فارسی - درگاه تجاری لوکوپوک