کاربر میهمان به هم میهن خوش آمدید. جهت ثبت نام در هم میهن اینجا را کلیک کنید. با ثبت نام از تمامی مزایای کاربران عضو هم میهن بهره مند شوید

تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum

بازگشت   تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > هم اندیشی

هم اندیشی هم اندیشی و همفکری

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 06-06-2006   #76 (permalink)
گل مرداب
 
roshanak's Avatar
 
تاريخ عضويت: Apr 2006
محل سكونت: زیر سایتون !
ارسالها: 29,289
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 22,055
از ایشان 13,352 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : شریعتی

خدايا به هر آنکه دوست مي داري بياموز که عشق از زندگي کردن برتر است
و به هر آنکه دوست تر مي داري بچشان که دوست داشتن از عشق هم برتر است
(دکتر علي شريعتي)
__________________
من صبورم اما...
به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم
يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم .
من صبورم اما...
چقدر با همه ی عاشقيم محزونم
و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ
مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم
من صبورم اما...
بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم
بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب
و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند می ترسم
من صبورم اما...
roshanak آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-06-2006   #77 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
مزدك's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jan 2006
محل سكونت: هندوستان
ارسالها: 2,114
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 181
از ایشان 507 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : شریعتی

على شريعتى


اكثر سازمان هاى اطلاعاتى جهان به ويژه سازمان سياسى آمريكا، هرگز نتوانستند آنگونه كه بايد خاورميانه و به ويژه ايران و روحانيون و انقلاب اسلامى را بشناسند.
از همان روزهاى نخست انقلاب، جنبش هاى مختلفى براى صدور انقلاب اسلامى در ايران تشكيل شد، از جمله سازمان انقلابى توده هاى جمهورى اسلامى ايران (ساتجا) به رهبرى محمد منتظرى كه در هنگامه دولت مهندس بازرگان شاهد بخشى از عمليات اين سازمان در جهت صدور انقلاب و دلارهاى نفتى ايران به ليبى و لبنان بوديم....
گروه ديگر سازمان جنبش هاى آزاديبخش جهان اسلام بود كه توسط مهدى هاشمى رهبرى مى شود.
هر چند هر دو رئيس اين سازمان ها كشته شدند اما بدون شك پيكره محكم اين تشكيلات كه در نقاط مختلف كشور دفاترى با بودجه هاى هنگفتى داشتند برجاى ماند....
يكى از اصلى ترين سلاح هاى اين سازمان ها در جهت صدور انقلاب اسلامى، افكار دكتر شريعتى بود و به ويژه دو كتاب او كه به دهها زبان جهان ترجمه و به طور رايگان در دسترس همه قرار گرفته و مى گيرد. كتاب شهادت و كتاب پس از شهادت.
اين دو كتاب در اصل دو سخنرانى از دكتر شريعتى بود كه در همان سال ها بر روى كاغذ پياده شده و نقش بسيار مهمى در ترويج و تشويق مرگ مقدس و شهادت طلبى شيعى اسلامى داشته است. همان تأثير و شيوه اى را كه از اين دو نوشته در سقوط محمدرضاشاه بهره بردند، به ساير كشورها نيز منتقل نمودند.
تمامى كسانى كه امروز در گوشه و كنار جهان با نام اسلام عمليات انتحارى انجام مى دهند، بدون شك اين دو كتاب سحرآميز را خوانده اند.
اما واقعاً دكتر على شريعتى كه معلم انقلاب اسلامى ايران لقب گرفت و امروز نيز همچنان رژيم اسلامى در تلاش است تا به گونه اى ديگر او را زنده نموده و نوعى ديگر از اسلام را در ايران تبليغ كند و همو بزرگترين سرمايه حاكمان ايران براى صدور انقلاب اسلامى بوده و هست، كيست؟
على شريعتى در سال ۱۳۱۲ در روستاى مزينان واقع در حومه سبزوار به دنيا آمده و در نوجوانى با نهضت خداپرستان سوسياليست به رهبرى محمد نخشب آشنا شده و پس از آن در كانون نشر حقايق دينى پدرش فعال شده و كتاب مكتب واسطه را نوشت كه براى نخستين بار اسلامى سياسى به جاى يك باورميانه (كمونيسم و سرمايه دارى) در ميان باورمندان دينى مطرح شد.
در سال ۱۳۳۴ در دانشكده تازه تأسيس ادبيات مشهد دانشجو شد و در همان كلاس درس بود كه عاشق خانم بى بى فاطمه شريعت رضوى شد و دو سال و نيم دويد و دويد تا توانست رضايت همكلاسى اش را براى ازدواج به دست بياورد.
آقاى على اكبر شريعت رضوى از تجار مشهور و معتبر مشهد و همسرش خانم آغا حسين اف ۷فرزند داشتند كه هر يك از آنها يك اسم اسلامى داشته و يك اسم ايرانى. اين دو نازنين آنقدر مهربان و دوست داشتنى و با وفا بودند كه هرگز من به خودم اين اجازه را ندادم تا از آنها بپرسم كداميك هوادار نام هاى ايرانى، و كدامين هوادار نام هاى عربى براى فرزندانشان بوده اند. مثلاً همسر دكتر شريعتى در شناسنامه بى بى فاطمه بوده است كه همه ما ايشان را بنام پوران خانم مى شناسيم و على اصغر فرزند بزرگ خانواده شريعت رضوى كه با درجه ستوانى يكمى در جنگ ايران و روس (سال ۱۳۲۰) جانباخته است، نام ايرانى اش طوفان بوده است و از همه زيباتر آذرشريعت رضوى است. جوانى كه به همراه دو تن از دوستانش در سال ۱۳۳۲ در هنگامه سفر نيكسون به ايران در تظاهرات كشته شد و روز ۱۶ آذر به ياد آن سه نفر روز دانشجو نام گرفت و خيابان ۱۶آذر در تهران نيز به ياد مهدى شريعت رضوى است كه همين مهدى نيز در خانه به نام ايرانى آذر خوانده مى شده است. خانواده شريعت رضوى (همسر دكتر شريعتى) بسيار مترقى و مدرن و به دور از خرافات و تفكرات مذهبى بودند، پدر اين خانواده آقاى على اكبر انسانى شوخ طبع و بسيار فهميده بود به گونه اى كه حتى وقتى بالاى ۶۰سال عمر داشت مثل يك جوان بيست ساله اهل بگو و بخند و شوخى و شاد بودى بود. همسر ايشان خانم آغا نيز چيزى از شوهرش كم نمى آورد در مهربانى و بزرگ منشى. هنوز كه هنوز است من پتوى پلنگى كه تقريباً ۱۸ سال پيش به عنوان سوغات برايم به پاريس آورد را به يادگار نگه داشته ام. به ايشان گفتم چرا چنين هديه سنگين و بزرگى و ايشان با خنده به من پاسخ داد كه هم رنگ پلنگى او را مى دانم كه دوست دارى و هم مى دانم كه چنين پتوهائى در پاريس پيدا نمى شود....
بارى على شريعتى وقتى عاشق پوران شريعت رضوى مى شود، پوران يك ستاره است و خانواده او نيز به خاطر آذر در ميان تمامى ايرانيان و روشنفكران مشهور و شناخته شده.
پوران در سال ۱۳۳۴ در كنكور شركت نموده و در رشته ادبيات و زبان فرانسه قبول مى شود و يكسالى را در تهران درس مى خواند اما به علت دورى از خانواده به مشهد بازگشته و در دانشكده ادبيات ثبت نام مى كند و اين شانس على شريعتى است كه روزى به بهانه در اختيار گذاشتن چند كتاب تاريخى با پوران جوان كه فقط چند ماهى از او جوانتر است، آغاز سخن مى كند و خيلى زود خاطرخواه شده و عشق مى نماياند. خانم پوران كه دخترى مدرن و بدون چادر و روسرى بوده است امكان اين وصلت را ميسر نمى داند. زيرا كه دوستان و فاميل به او توصيه مى كنند كه تو نمى توانى عروس خانه استاد محمدتقى شريعتى بشوى بدون اين كه حجاب اسلامى را بپذيرى.... خلاصه دو سال و نيم مى گذرد تا شخص استاد محمدتقى شريعتى (پدر على شريعتى) از جريان باخبر مى شود و خودش به خانه آقاى على اكبر و خانم آغاى شريعت رضوى رفته و مى گويد: غلط كرده است هر كس گفته است كه شرط ما براى عروس محجبه شدن پوران است.
خلاصه على شريعتى به آرزو و عشق خود مى رسد و با خواهر آذر شريعت رضوى، قهرمان دانشجويان آن زمان ايران ازدواج مى كند.
پس از چندى على شريعتى از يك بورس دولت شاهنشاهى براى تحصيل در خارج از كشور برخوردار مى شود.
على شريعتى پاريس را انتخاب كرده و همسرش را در حالى كه فرزندى در شكم دارد، در ايران گذاشته و براى تحصيل به پاريس مى رود.
شريعتى در پاريس است كه خانم پوران، زايش فرزندشان در آينده اى نزديك را به او خبر داده و از على شريعتى مى خواهد تا نامى براى فرزندشان در صورتى كه پسر باشد انتخاب كند.
اسم هائى كه على شريعتى بر كاغذ مى نويسد ولى هرگز به تهران پست نمى شود؛ ستار، محمد، شهاب و قربانعلى است.
اما اين بچه شانس مى آورد و نامه پدرش هرگز پست نمى شود. اما دائى او دكتر رضا شريعت رضوى كه پزشكى خير و انساندوست و مهربان است نام احسان را براى نوزاد انتخاب مى كند.
-پس از چندى پوران خانم هم به شوهرش در پاريس مى پيوندد و او نيز براى دوره دكترا ثبت نام مى كند...
-على شريعتى پيش از اين كه به درس و بحث بپردازد با گروه هاى سياسى ضد رژيم پادشاهى همكارى مى كند.... و با همه آنچه مى نويسد و مى گويد، در هنگامه وفات مادرش به ايران مى آيد و به هيچوجه نيروهاى امنيتى ايران مزاحم رفت و آمدش نمى شوند و او پس از مراسم چهلم مادرش با پروازى كه بليت هايش توسط خانم آغاى شريعت رضوى خريدارى شده است به پاريس برمى گردد....
جالبى قضيه اين «معلم انقلاب اسلامى جهانى» در اين است كه رشته تحصيلى وى تاكنون به درستى بيان نشده است، زيرا خود دكتر على شريعتى نيز در شرح حال خود كه در كتاب گفتگوهاى تنهائى با قلم خودش نوشته است، واقعيت را ننوشته است؟
در صفحه ۲ مجموعه آثار شماره ۳۳ دكتر شريعتى درباره خودش مى نويسد:
«در خرداد ۱۳۳۸ از طريق اعزام فارغ التحصيلان رتبه اول دانشكده ها به پاريس رفت و در آنجا تا سال ۱۳۴۳ به اخذ درجه دكترا در تاريخ تمدن و دكترا در جامعه شناسى و طى دوره «مدرسه تتبعات عاليه» وابسته به دانشگاه سوربن در رشته جامعه شناسى مسلمان به رياست پروفسور برگ نائل آمد و مدتى در مركز ملى اسناد و اطلاعات فرانسه به عنوان محقق كار مى كرد و به گفته خود بيش از اين همه، آنچه فرا گرفتم و به ويژه آنچه شدم در خدمت پروفسور لوئى ماسينون بود كه شرق و غرب را در خود جمع داشت. نسخه منحصر به فرد كتاب فضائل بلخ را در آنجا تصحيح كرد...»
در اين چند خط، دكتر شريعتى خود را برخوردار از سه رشته تحصيلى و سه دكترا مى داند.
در صورتى كه اولاً ايشان در هيچ يك از سه رشته بيان شده تحصيل نكرده و دوم اين كه ترجمه كتاب فضائل بلخ تنها رساله ايشان بوده است.
-رشته تحصيلى دكتر شريعتى چنانچه در كتابخانه دانشگاه سوربن پاريس موجود است، حاجى لژى يعنى حاجى، شيخ، ملاشناسى و يا به نوعى مقدس شناسى بوده است.
يعنى رشته اى كه درباره بيوگرافى شخصيت هاى مذهبى كار مى كرده است. دكتر جلال متينى دوست مهربان و فرهيخته كه در آن هنگام رئيس دانشگاه مشهد (فردوسى) بوده است مشخصاً در اين باره مى گويد:
«كتاب فضائل بلخ چند سال پيش از انقلاب اسلامى به تصحيح عبدالحى حبيبى دانشمند افغانى در ايران چاپ شد... اين كتاب يك متن سنگين فلسفى يا ادبى نيست كه ترجمه آن كار هر كسى نباشد بلكه متن بسيار ساده اى است در شرح احوال بزرگان شهر بلخ كه مؤلف درباره هر يك از آنان حداكثر چند صفحه اى نوشته است از فقيه و محدث و... ژيلبرلا زار استاد راهنماى شريعتى در تأليف و تدوين اين رساله دكترى بوده است.
.... ما در مشهد، در دوره ليسانس رشته هاى مختلف سال ها بود كه ترجمه را از عربى يا فرانسه و انگليسى به زبان فارسى به عنوان رساله دوره ليسانس نمى پذيرفتيم چون متوجه شده بوديم كه بعضى از دانشجويان رند، ۵۰تومانى به طلاب مدارس قديمى مشهد مى دادند و حضرات برايشان ترجمه مى كردند.
دكتر جلال متينى ادامه مى دهد كه:
رساله دكتراى دانشگاهى دكتر شريعتى ترجمه خلاصه يك فصل از نسخه خطى كتاب فارسى فضائل بلخ به زبان فرانسه بود.
... با توجه به مدارك تحصيلى او، موجب تعجب ما شد، نامه اى محرمانه از دانشگاه ادبيات مشهد به دانشگاه پاريس نوشته شد، درباره سوابق تحصيلى شريعتى... جوابى كه از دانشگاه پاريس آمد... به خط اعضاى ژورى دفاع رساله دكتراى شريعتى، خلاصه آن اين بود كه اين رساله قابل قبول نيست (در حالى كه دانشگاه پاريس تا آن زمان رسالات بى سر و ته بسيارى را براى درجه دكتراى دانشگاهى پذيرفته بود) ولى چون نويسنده رساله با بورس دولت ايران مشغول تحصيل بود و امكان تمديد بورس نيز برايش وجود نداشت، رساله را پذيرفتيم آن هم با پائين ترين درجه يعنى Passable قابل قبول... دكتراى دانشگاهى دكتر شريعتى در تاريخ History هم نبود، بلكه دانشگاه پاريس او را دكتر در رشته Hagiology (حاجى شناسى) شناخته بود كه چيزى مى شود معادل شرح حال قديسين (بيوگرافى) .
ولى اداره ارزشيابى مدارك تحصيل خارجى وزارت آموزش و پرورش بر طبق چه ضابطه اى اين كلمه را به مطلق تاريخ ترجمه و دكتر شريعتى را داراى درجه دكتراى دانشگاهى در رشته تاريخ معرفى كرده بود، خدا داناست.»
-پاسخ پايانى دكتر جلال متين را با استناد به نامه اى از دكتر شريعتى مى توان داد. از قرار معلوم آن ضابطه اى كه دكتر جلال متينى از آن بى خبر است، پارتى بازى است. يعنى براساس نامه اى كه از نظرتان خواهد گذشت متوجه مى شويم كه دكتر شريعتى ماه ها در تهران در حال رفت و آمد بوده است تا اين تاريخ را به جاى حاجى لژى در ترجمه مدارك تحصيلى خود جا بدهد.
«خدمت....
سلام عرض مى كنم. امروز نامه شما را پس از رسيدن دكتراى پوران زيارت كرديم و خوشحاليم دوچندان شد. بحمدالله يكى از بزرگترين غم هاى ما به لطف خدا و نيت شما و كوشش كاظم آقا و توصيه دكتر فلاطورى و... برطرف شد كه يك دنيا خدا را سپاس مى گذاريم. كرامتى هم شد و آن اين كه پس از نامه آقا عليمحمدآقا كه نوشته بودند بازپس از تصويب، اصل تصويب نامه گم شده و از پرونده مفقود شده. پورن يك گوسفندى نذر كرده و كشت و در همان ضمن كه گوشتش را داشتيم براى خانواده هاى فقير قسمت مى كرديم، دكترا رسيد و پس از نااميدى ناگهان غرق اميد شديم كه باز هم از خدا ممنونيم!»
-البته در پى پژوهش هائى كه بعداً به آن خواهيم پرداخت، دكتراى خانم پوران شريعت رضوى به علت خواهر آذر شريعت رضوى بودن، گير كرده بود. اما دكتراى على شريعتى، چنانچه دكتر جلال متين شرح داد به خاطر عدم پذيرش آن براساس مقررات دانشگاهى در مشهد بود.
شايان يادآورى است، در صورتى كه دكتر على شريعتى رساله اش با پائين ترين درجه Passable (قابل قبول) پذيرفته شده بود، رساله همسر او سركار خانم دكتر پوران شريعت رضوى با بالاترين درجه Tres Honorable (افتخارآميز) توسط دانشگاه سوربن و در رشته تاريخ و ادبيات پذيرفته شده بود. پيش از اين كه دكتر شريعتى موفق شود تا با مداخله افراد بسيارى، مدرك پاريس خود را در ايران به تصويب برساند، در مدارس مشهد و حومه به عنوان معلم انشاء و ديكته فارسى فعاليت مى كرده است...
awesta@wanadoo.fr
__________________
خـرد، زنده ي جــاوداني شنــاس
خرد، مايه ي زنـــدگاني شنــاس
چنان دان هر آنكس كه دارد خــرد
بــه دانش روان را هــمي پـــرورد
مزدك آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-06-2006   #78 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
مزدك's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jan 2006
محل سكونت: هندوستان
ارسالها: 2,114
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 181
از ایشان 507 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : شریعتی

علي شريعتي

(۲)

“ اختلاف من با او ( آخوند سنتي ) اختلاف پسر و پدري است در داخل يك خانواده ... بنابراين كماكان انتقاد و پيشنهاد ميكنم ؛ اما در برابر بيگانه يعني : (غير اسلامي ها ؛ غير مذهبي ها ؛ كافرها و كمونيست ها ) تسليم محض آنها ( ’ملاٌ ها ) هستم ... من در طول اين مدتي كه مي توانستم - در هر سطحي - چه در اروپا و چه در اينجا ؛ كار كنم ؛ حرف بزنم و خدمتي انجام دهم ؛ هميشه قوي ترين ؛ مؤمنانه ترين و متعصبٌانه ترين دفاع را از روحانيت راستين و مترقي كرده ام ؛
نگاهباني و جانبداري از اين جامعة علمي ( يعني حوزة علمية قم ) وظيفة هر مسلمان مؤمن است ... بزرگترين پايگاهي كه ميتوان اميدوار آن بود كه توده هاي ما را آگاه كند ؛ “ اسلام راستين “ را به آنان ارائه دهد و در احياء روح اسلام عامل نيرومند و مقتدري باشد همين پايگاه “ طلبه “ و “ حوزه “ و حجره هاي تنگ و تاريك است. تذكار اين مطلب نه بخاطر “ مصلحت “ است چرا كه خدا و خلق مي دانند كه تاكنون دروغي را بخاطر “ مصلحت “ نگفته بودم ؛ نگفته ام و نخواهم گفت “
( اسلام شناسي - ج 3 - ص 14 و 15 - م . آ 18 + قاسطين ؛ مارقين ؛ ناكثين - ص 372 و 374 - م . آ 26 ).


شيعه “ با نفي اصل “ انتخاب “ و اراده اكثريت مردم و با اعتقاد به “ وصايت “ و “ انتصاب “ ؛ فلسفة سياسي خود را مبني بر “ الهي و موروثي بودن امامت “ ( خلافت ) در خاندان “ علي “ - در طول دوازده نسل - اعلام ميكند : “ تداوم و استمرار رهبري پيامبر را - در طول دوارده نسل - دوازده امام بعهدة دارند كه از بالا و از طرف فرماندهي انقلاب اسلامي و نخستين ايدئولوگ نهضت ( يعني“ حضرت“ محمد ) بر اساس “ وصايت “ تعيين شده اند كه آخرين آنان امام دوازدهم است كه تا قيامت ؛ رهبري جامعة اسلامي را بر عهده دارد ....
“ وصايت “ اينست ؛ مردم بايد زمام خود را به دست “ ولي “ ( امام ) بدهند وگرنه به گمراهي افتاده اند.....( زيرا )
««« امامت ؛ منصبي است الهي و نه شورائي و انتخابي»»» ...امامت يك حق ذاتي است ناشي از ماهيت خود امام نه ناشي از عامل خارجي “ انتخاب “....
“ ( شيعه يك حزب تمام - دكتر علي شريعتي - ص 151 و167 - م.آ7 +
+ امت و امامت - ص 577 - 579 و 631 - م.آ 26 + اسلامشناسي - ص 31 - م.آ 30 - - مقايسه كنيد با نظرات : آيت الله خميني - ولايت فقيه - ص 21 و 70 + آيت الله مطهري - خلافت و ولايت از نظر قرآن و ’سنت - مقالة ولاء ها و ولايت ها - ص362 + استاد محمد تقي شزيعتي - خلافت و ولايت در قرآن و ’سنت - ص 65و187و189و199 + آيت الله سيد صادق روحاني - نظام حكومت در اسلام - ص 29و30 + ضرورت عام رهبري - محمد حسين حبيبي - ص 145 و 148 + ولايت فقيه و حاكميت ملت - ص 95 و 96 ).

دكتر “ علي شريعتي “ نيز در توجيه اصل “ وصايت “ و انتصابي بودن امام ( پيشوا ) و عدم ارزش و اعتبار آراء اكثريت مردم ؛ « پيشاپيش » --ضمن “ منحط “ ناميدن اكثريت مردم جامعه ؛ آنان را به گوسفنداني تشبيه ميكند كه فاقد عقل و اراده و انديشه اند ؛ او با اين “ پيشداوري “ كوشش ميكند تا دربارة ضرورت ماهيت ضددمكراتيك حكومت اسلامي “ داوري “ نمايد : “ جهل توده هاي عوام مقلد منحط و بنده واري كه “ رآي “شان را به يك سواري خوردن يا يك شكم آبگوشت به هر كه باني شود ؛ اهدا ميكند و تازه ؛ اينها ؛ غيراز آراء اسير گوسفندي است ... آراء “ رآس “ها ( الاغ ها و گاوها ).....
رهبري نمي تواند خود زاده آراء عوام و تعيين شده پسند عموم و برآمده از متن تودة منحط باشد ... امامت هدفش را بر اساس حقيقت انتخاب ميكند. كدام حقيقت ؟ حقيقتي كه « ايدئولوژي و مكتب ( اسلام ) نشان داده است “ ( امت و امامت -- ص 504و604و619و620و624و627 -- مقايسه كنيد با : نظر “ حضرت “علي در صفحة 125 ).


بزرگترين نظريه پرداز “ اسلام راستين “ و “ تشيٌع سرخ انقلابي “ ( دكتر شريعتي “ نيز تآكيد ميكند :
“ به اصل رهبري چنان ايمان دارم كه اين عقيدة ظاهرآ افراطي شيعه را بشدت قبول دارم كه قبول و ارزش همة عقايد و اعمال ديني منوط به اصل “ ولايت “ است “.
( اسلامشناسي -- ج 1 - ص 86 - م.آ 16 + حسين ؛ وارث آدم -- ص 99 - م.آ 19 ).


بنابراين :««« در فلسفة سياسي “ تشيٌع “ استقرار حكومت اسلامي در همة اشكال آن - لزومآ و لاجرم مبتني بر اصل “ ولايت “ خواهد بود.»»»
در اين ديدگاه : “ محمد “ هم “ رسول “ خداست ؛ هم “ امام “ است و هم “ وليٌ “ ( سرپرست ) ا’متٌ ؛ و آمده است تا جامعه ( امت ) را از ضلالت و جهالت رهائي بخشد.
بعداز پيغمبر ؛ وظيفة رهبري و رسالت از “ منبع الهي “ به جانشينان آنان ( فقها ) تفويض ميشود . بنابراين دوام و قوام جامعه به وجود “ امام “ بستگي دارد.
بقول “ دكتر شريعتي “ : امام “ پيشوا “ است و عامل حيات و حرگت جامعه ( ا’متٌ ) است ؛ وجود و بقاي اوست كه وجود و بقاي جامعه را ممكن ميسازد :
“ حيات وجود “ ا’متٌ “ ( جامعه ) مستلزم روحي است بنام “ امام “ ..... ( بنابراين ) انساني كه امام خود را نمي شناسد بمانند « گوسفندي »است كه « شبان » خود را ’گم كرده باشد “ ( شيعه ؛ يك حزب تمام - دكتر شريعتي - ص 47 و 48 - م.آ7 + امت و امامت - ص523و529و546 - م.آ26 - مقايسه كنيد با نظر “ علامة طباطبائي “ - بحثي دربارة مرجعيت و روحانيت - ص 94و96 + ولايت فقيه و حاكميت ملت - حسن طاهري خرم آبادي - ص 40و60و61 ).

بزرگترين نظريه پرداز ” اسلام راستين و انقلابي ” (دكتر علي شريعتي ) نيز در بارهْ نقش سياسي - اجتماعي ” امام ” و ” ولي فقيه ” يادآور ميشود :
« ” امام در كنار قدرت اجرائي نيست. هم پيمان و هم پيوند با دولت نيست. نوعي همسازي با سياست حاكم ندارد.
««« او ( امام ) خود مسئوليت مستقيم سياست جامعه را داراست »»» و رهبري مستقيم اقتصاد ؛ ارتش ؛ فرهنگ ؛ سياست خارجي و ادارهْ امور داخلي جامعه با اوست .
يعني “ امام ” ««« هم رئيس دولت است و هم رئيس حكومت و ... »»» شيعه پيروي از “ امام “ را بر اساس آيهْ ” اطيعوا الله و اطيعوا الرسول - و اولي الامر منكم ” توصيه ميكند و ” امام ” را ” ولي امر ” ميداند كه خدا اطاعتش را در رديف اطاعت از خود و اطاعت از رسول به شمرده است و اين تقليد نيز براي رهبري غير ” امام ” ( يعني فقيه ) كه نايب اوست در شيعه شناخته ميشود ( زيرا كه ) العلماء حكام علي الناس ”.
( امت و امامت - ص 592 - م.آ26 + نقش انقلابي ياد و يادآوران - ص 208 و209 م.آ7 + جهتگيري طبقاتي اسلام - ص 152و153 - م.آ10 --
مقايسه كنيد با : نظرات ” آيت الله طباطبائي - بحثي در مرجعيت و روحانيت - مقالهْ ولايت و زعامت - ص 94 + ” آيت الله مطهري ” -
خلافت و ولايت در سنٌت و قرآن - مقالهْ ولاءها - ص 362و364 - 369 + ” آيت الله سيد صادق روحاني ” - نظام حكومت در اسلام - ص 17و30و71و181 ).


روشن است كه در ” تقليد ” هر گونه تفٌكر ؛ تعقل و ترديد ؛ ” ممنوع ” و حتا “ گناه كبيره ” خواهد بود. در چنين شرايطي : ” ايمان به سلطه ” با ” سلطهْ ايمان ” در هم آميخته و لذا : كنجكاوي كردن ” ؛ ” اما گفتن “ ؛ “ ليت ولعل كردن ” خطرناك است و بقول ” دكتر شريعتي ” « ” بايد اطاعتي كوركورانه و تشكيلاتي داشت...»
اين معناي تقليدي است كه در تشيع وجود داشت و همين تقليد نيز براي ” امام ” ( ولي فقيه ) كه نايب اوست در شيعه شناخته ميشود.
تقليد نه تنها با تعقل ناسازگار نيست ؛ بلكه اساسآ اقتضاي عقل ؛ تعبد و تقليد است ” ( نقش انقلابي ياد و يادآوران - ص 208و209 م.آ 7 + حسين وارث آدم - ص 267 ).
مزدك آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-06-2006   #79 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
مزدك's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jan 2006
محل سكونت: هندوستان
ارسالها: 2,114
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 181
از ایشان 507 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : شریعتی

در زمان حكومت استبدادي شاه، مردم و در راس انها
جوانان بدنبال راهي براي مبارزه با رژيم شاهي بودند.
شاه توانسته بود اكثر سازمان هاي چپ را بدست ساواك
و كمك سرويس هاي غربي از ميان بردارد و تخم بي
اعتمادي را در ميان مردم نسب عامي نسبت به كمونيست
ها، بويژه حزب توده ئ ايران ، با استفاده از سلاح ترس از
همسايه ئ بزرگ شمالي ، بكارد. مليون و مصدقي ها هم
سركوب شده و از جبهئ ملي ايران جز تني چند از جوانان
آن، ( كه اكنون ديگر پير شده يا مرده اند) باقي نمانده بود.
جوانان در پي يافتن راه هاي تازه، تو به مبارزه ئ چريكي
آوردند كه آنها هم سركوب شدند، سياهكل نمونه ئ تراژيك
آي بود. سران چريكهاي فدايي - و سازمان مجاهدين-خلق
ايران ، دستگير و زنداني شدند و چند تن را با توطئه،
معلاً بنام اينكه ميخواستند از زندان فرار كنند، كشتند.
مبارزه ئ رژيم ساه با چپ ها حتي با بي آزار ترين آنها
حتي اجازه نداد كه سوسيال دمكراسي هم در ايران پا بگيرد
امّا اين نبرد با چپ ها باعث شد كه دستگاه شاه،
حركت هاي ديني را ناديده بگيرد و مساجد همچنان بعنوان
اينفرا استروكتور تبليغ اين ايده بكار برده ميشدند.
در ايران بورژوازي كمپرادور، يعني وابستگان به سرمايه ئ
بين المللي، ( كه به هزار فاميل هم مشهور بودند) قدرت و
ثروت را در اختيار داشتند و ديگر اقشار بورژوازي، چون
بورژوازي ملي و بورژوازي تجاري ( بازار ) نيز ميخواستند از اين
خان نعمت بهره اي ببرند و خود را براي مبارزه با شاه آماده ميكردند.
اسلاميون براي گرفتن قدرت ، تنها به عوام احتياج نداشتند،
چون عوام را ميتوانستند با حكم جهاد چند آيت الله حركت دهند.
آنها به يك قشر روشنفكر مذهبي هم براي كارهاي سازماندهي
و تبليغات روشنفكري و دانشگاهي هم نياز داشتند. اسلاميون
نخست مطهري را علم كردند ولي او بسبب روحاني بودن و خشك بودن
گفتار و نوشتارش، نفوذي در ميان جوانان پيدا نكرد. سپس اسلاميون
متوجه شخصي بنام شريعتي شدند. چند سخنراني او جلب نظركرده بود،

چون شور سخن و رتوريك او و چهره اي كه از اسلام براي جوانان
ارئه ميداد، چيزي نو و جذاب بود. در زماني كه چاپ جزوه هاي انتقادي
حكم اعدام داشت و هيچ چاپخانه اي جرات اينكار ها را نداشت، جزوه هاي

شريعتيبنحو معجزه آسايي ! چاپ و در ده ها هزار نسخه پخش ميشد!
جوانها كه از ريشه ئ خانوادگي مسلمان بودند و تمايلي به بيخدايي!
نداشتند
و در عين حال آزادي بيشتري ميخواستند، جذب اين ياوه هاي
رمانتيك شريعتي
شدند كه هيچ درون مايه ئ منطقي و منسجمي نداشت! البته بيشتر اين جوانان
هم بيشتر احساسي بودند تا عقلي، ( اين ويژگي بد شرقي ها ) .
اكنون اين جوانان ميتوانستند بگويند كه ما انقلابي هستيم، بدون آنكه
از دين خارج ! شده باشند و بدون آنكه كسي بتواند به آنها انگ بيخدا
بودن بزند. امّا تاريخ ثابت كرد كه افكار رمانتيك، نميتوانند بدرد
اداره واقعي مملكتي بخورند و با داستانها اشك و آه !! و شعار هاي
اتوپيستي تنها راه براي قشر قدرت طلب ، يعني آخونديسم تاريخي باز
كرد. در حقيقت ، شريعتي فريبكاري بود كه چهره ئ پيرزن زشت اسلام
را كه مادر فولاد زره ديو در برابر آن مرلين مونرو است را مانند
يك دختر ١٤ ساله آرايش كرده و به جوانان قالب كرد و رهگشاي
آقازاده هاي امروزين شد. اكنون هم كه كفگير دين به ته ديگ خورده،
دوباره دارند جسد او را از قبر بيرون ميكشند و آقاجري ها و سروش

ها براي نجات تتمه ئ دين و بركات دين! ميخواهند زمينه را براي
دوران پس از ولايت كه خود هم بوي سوختنس را شنيده اند ، براي
خود آماده كنند و تا ميشود، از ناداني و خريت چيز هايي را بنفع
خود به ساحل نجات كسانده و ذخيره ئ معنوي ! كنند.
مزدك
مزدك آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-06-2006   #80 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,896
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 939
از ایشان 2,717 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : شریعتی

چه نقد!!های منصفانه ایست!
راستشو بگو خودت اینها رو خوندی؟
اینها رو اسمش رو نقد میگذراند.
مطمئنم حتی کسانی که اینهمه نقد میکنند حتی کتابهایش را نخواندند .
آن قضیه شاندل را هم که آوردم برای همین بود که به شما و افراد نادان دیگری که فکر میکنند میتوانند نقد کنند بفهمانم که اولا در نوشتن نقد باید بی طرف بود دوم و مهمتر از آن اینکه نسبت به نوشته های فرد اطلاع کافی داشته باشد.
قضیه شاندل را هم طرفداران شریعتی کشف کردند و نه منتقدین کوردل.
و مهمتر از آن ثابت شد که منتقدین شریعتی حتی کتابهایش را نخوانده اند و اگر هم خوانده اند نفهمیدند که چه میگوید . و یا احمقانه تر از همه اینها در کتابهایش دنبال اشتباه میگشتند.!!!
و چه نادان هستند این افراد!
و در حقیقت عمله جهلند!!
و به معنای واقعی عمله جهلند!
چون از این راه نان میخورند . جاهلانه در بین کتابهایش می لولند و دنبال اشکال میگردند . بدون اینکه کتاب را بخوانند و بفهمند!!
shahab آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-06-2006   #81 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
مزدك's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jan 2006
محل سكونت: هندوستان
ارسالها: 2,114
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 181
از ایشان 507 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : شریعتی

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله شهاب
چه نقد!!های منصفانه ایست!
راستشو بگو خودت اینها رو خوندی؟
اینها رو اسمش رو نقد میگذراند.
مطمئنم حتی کسانی که اینهمه نقد میکنند حتی کتابهایش را نخواندند .
آن قضیه شاندل را هم که آوردم برای همین بود که به شما و افراد نادان دیگری که فکر میکنند میتوانند نقد کنند بفهمانم که اولا در نوشتن نقد باید بی طرف بود دوم و مهمتر از آن اینکه نسبت به نوشته های فرد اطلاع کافی داشته باشد.
قضیه شاندل را هم طرفداران شریعتی کشف کردند و نه منتقدین کوردل.
و مهمتر از آن ثابت شد که منتقدین شریعتی حتی کتابهایش را نخوانده اند و اگر هم خوانده اند نفهمیدند که چه میگوید . و یا احمقانه تر از همه اینها در کتابهایش دنبال اشتباه میگشتند.!!!
و چه نادان هستند این افراد!
و در حقیقت عمله جهلند!!
و به معنای واقعی عمله جهلند!
چون از این راه نان میخورند . جاهلانه در بین کتابهایش می لولند و دنبال اشکال میگردند . بدون اینکه کتاب را بخوانند و بفهمند!!
فعلاً كه آخوند ها از اين راه نان ميخورند !
اينكه بديگران بگوييد " نادان "، بي اينكه دليلي
بياوريد، نشانگر " ناداني " خودتان است.
در شارلاتـان بودن شريعتي و مطهري و سروش
هم شكي نداريم و به گستردگي در همه جا دلايل
خود را گفته و نقد برگه دار ( مستند) وجود دارد.



ولي نگران نباشيد،ا كنون باز امداد غيبي از راه ميرسد
وبا سانسور، شريعتي را از باتلاق گند بيرون ميكشد!
مزدك آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-06-2006   #82 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,896
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 939
از ایشان 2,717 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : شریعتی

شریعتی در جمعی گفت:
وقتی در این مملکت بالاتر از حضرت که اعلیحضرت باشد داریم,همان نام مبارک محمد زیباترین و خدایی ترین نامی است که می شود در این کشور و در هر مقاله و اثری به جای گذاشت.
shahab آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-07-2006   #83 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,896
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 939
از ایشان 2,717 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : شریعتی

شَریعتی و روشنفکران:
علی شریعتی اندیشمندی بود که روشنفکران زمانش سعی می کردند نادیده اش بگیرند و اگر هم درباره‌ی او اظهار نظری می‌کردند به قضاوت کلی درباره او بسنده می‌کردند.روشنفکران چپ با ارائه تحلیل طبقاتی سریعا جایگاه او را تعیین می‌ساختند و با برچسب زدن بورژوا یا خرده بورژوا خیال خود را راحت می‌کردند. آنها نگاه شریعتی نسبت به غرب را ارتجاعی و غرب ستیزانه تلقی می‌کردند. برخی از آن‌ها حسینیه ارشاد را پایگاهی می‌دانستند که رژیم به کمک مذهبی‌ها برپا کرده تا علیه مارکسیسم فعالیت کند ، البته در این میان روشنفکرانی1 به تشخیص درست شریعتی دراستفاده از نهاد های مذهبی و نقش حسینیه در اثر گذاری بر روند تحولات اجتماعی و سیاسی اشاره کردند و از نقش شریعتی تجلیل کردند اما تعداد آنان که با دودو تا چهارتای سرانگشتی حساب تمام مسائل را می‌رسیدند و حق هر کس را کف دستش می‌گذاشتند بسیار بیشتر بود. در زیر نظرات چند تن از روشنفکران زمان شریعتی می‌آید:


سید حسن نصر: آنچه مسلم است این‌است که دلسوز واقعی برای تشیع شخص محمدرضا شاه پهلوی است. شریعتی غوغاگر و مارکسیست ملعونی است که می‌خواهد در صف نیروهای مذهبی رخنه کند.



محمد جعفر پوینده: اندیشه گر بزرگ چند تا بیشتر نداریم و اتفاقا یکی از سرآمد هایشان شریعتی است.


احسان نراقی: شریعتی اصلا درس جامعه شناسی نخوانده بود که شاگرد گورویچ باشد. اگر شاگرد او بود باید یک اثری از گورویچ در نوشته‌هایش معلوم می‌بود.اصلا زبان گورویچ برای او قابل فهم نبود.او آنقدر به زبان فرانسه تسلط نداشت که بفهمد گورویچ چه می‌گوید. شریعتی مارکس وطنی است که از سس مذهب استفاده کرد

( در اینجا هم مشخص میشود که این فرد هم نه آثار شریعتی را خوانده و نه اطلاعاتی راجع به شخصیتش دارد. چون شریعتی خود در کتابش درباره گوروویچ صحبت کرده )


سیمین دانشور: شریعتی شیعه علوی، مارکسیسم و اگزیستنسیالیسم را به هم آمیخت . گاهی اینطور استنباط می‌شود که آسمان و ریسمان می‌بافد



احسان طبری: دربحبوحه استبداد شاه این اندشمند جوان در حسینیه ارشاد با دادن تعبیری انسان گرایانه از قرآن و اسلام آن را به حربه‌ای برای مبارزه بر ضد قدرت سیطره زمان بدل کرد و در این راه دچار عذاب‌های مهیب تا حد شهادت شد.اثر مهم و بزرگ شادروان شریعتی موسوم به حج در واقع حماسه‌ی دلاویز انسانیت است که با اندیشه‌ای ژرف کاو و زبانی شاعرانه نوشته شده است

نجف دریابندری: به نظر من شریعتی یکی از اولین کسانی بود که با داشتن زمینه مذهبی و با حفظ این زمینه مقداری از معارف روشنفکران را کسب کردند یعنی در واقع می‌شود اسم شریعتی و امثال او را روشنفکر متدین گذاشت.این دیده روشنفکر متدین به هیچ وجه در جوامع دیگر تازگی ندارد.ولی در ایران غالب روشنفکران فکر کرده‌اند که روشنفکر باید لزوما غیر متدین باشد.شریعتی درست درون همان شکافی که عرض کردم قرار می‌گیرد
shahab آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-07-2006   #84 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,896
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 939
از ایشان 2,717 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : شریعتی

هیچ چیز جز سخن خود شریعتی نمی تواند اصل حقیقت را بگوید:


“مرد پاک را زندگی و زمان تنها نمی گذارند,
زندگی اش از او دفاع می کند,
زمان تبرئه اش می کند;
پلیدان هرگز پاکدامنی را نمی توانند آلود;
هر چند سنگها را بسته و سگ ها را رها کرده باشند!”
shahab آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-07-2006   #85 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,896
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 939
از ایشان 2,717 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : شریعتی

ای قائم به قسط در زمین ٬ خصم ستمگر ٬ یار مظلوم ٬
ای مجاهد مسلمان ؛
ای خودساخته بر خلق و خوی خدا ؛
وارث انبیا ٬ برتر از پیامبران بنی اسرائیل ٬
انسان محمدواری که باید شاهد حق زمان و شهید خلق جهان باشی ٬
ای حنیف نژادی که از طواف عشق ٬ سعی آب ٬
منزل آگاهی و خودآگاهی و منای رمی تثلیث شرک
و شهادت اسماعیل بازمیگردی
و لوای فلاح بخش توحید ابراهیم و پیام قرآن
و ذولفقار علی را با خویش داری
و کوزه ای از آب زمزم سوغات آورده ای ....
لحظه ای درنگ کنو به ایمان و پیمانت بیندیش !


کتاب حج - ص ۲۳۱-۲۳۲
shahab آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-07-2006   #86 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,896
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 939
از ایشان 2,717 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : شریعتی




18 ماه در انفرادی نگهش می دارند و
هر شب 30 ضربه شلاقش میزنند
تا عذر خواهی کند و دست از مبارزه بکشد.

عوض آنکه از شلاق ها ناراحت شود,
هر گاه مامور شلاق کمی دیرمی کرد می گفت:
خودم را از خدا دورتر احساس می کنم!
و به قول خودش حسرت یک آخ را بر دل دشمنانش می گذارد.
shahab آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-07-2006   #87 (permalink)
کاربر فعال تالارهای موضوعی
 
shahab's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 3,896
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 939
از ایشان 2,717 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : شریعتی



غریب بود غریبانه خفت در غربت
shahab آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-07-2006   #88 (permalink)
Addict
 
Hamid's Avatar
 
تاريخ عضويت: May 2006
ارسالها: 16,364
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 8,265
از ایشان 9,481 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : شریعتی

شهاب جان خسته نشدي با اين بي هويت كل كل ميكني !


‪ ۲۹‬خرداد هر سال يادآور شهادت دكتر علي شريعتي ،جامعه‌شناس و دانشمند مسلماني است كه با انديشه ژرف خود در حوزه مباحث اسلامي ، شيوه‌اي بديع و نوين در ساحت تفكر اسلامي بوجود آورد.

بسياري از انديشمندان و جامعه شناسان نتايج امروزين تفكرات اسلامي را وامدار وي مي‌دانند.

با نگاهي اجمالي وگذرا به آثار و فعاليت‌هاي دكترشريعتي در حوزه مطالعات اسلامي مي‌توان دريافت كه وي در اشاعه و بسط شيوه‌هاي نوين انديشه اسلامي نقشي انكارناپذير داشت.

يكي‌از مولفه‌هاي برجسته انديشه دكتر شريعتي در نقش‌آفريني وي به عنوان فردي متفاوت ،برقراري پيوند ميان زندگي مدرن امروزي و اعتقادات زندگي متعارف بود. نا

وي دريافته بود كه زندگي در دنياي مدرن براي آناني كه خود را به عنوان مسلمان معرفي مي‌كنند،با شبهاتي آميخته بوده و پاسخ آن نيز مويد چگونگي ارتباط بين آنان و زندگي مدرن است.

دكتر شريعتي در برخي از آثارش مسلمانان را در برخورد با زندگي مدرن به سه گروه مختلف طبقه‌بندي مي‌كند:دسته‌اول آنهايي هستند كه در نتيجه سياستهاي بلند مدت كشورهاي استعماري دچار نوعي خود باختگي و حقارت شده و مذهب،آداب ، رسوم و فرهنگ خود را مانعي بر سر راه پيشرفت قلمداد مي‌كنند.

دسته دوم افراد سنتي بوده كه روند رو به رشد مدرنيته در جامعه را رد و ترجيح مي‌دهند كه منزوي باقي بمانند، چرا كه حضور روح مدرنيته در بطن زندگي اسلامي را نوعي آفت در زندگي خود مي‌پندارند.

دسته سوم كه شريعتي خود را از آن دسته معرفي مي‌كند، معترف بر نواقص ، محدوديتها و كاستي‌هاي زندگي مدرنيته هستند.

آنان علاوه بر ايمان به ضرورت زندگي در دنياي مدرن ،معتقدند مسلمانان بايد با سربلندي و عزتي خاص بدون اطاعت كوركورانه از تجربيات غرب زندگي كنند.

از اين رو شمار قابل توجهي از آثار دكتر علي شريعتي نيز بر محور همين سخن در گردش است.

وي همواره در سخنراني‌ها و آثار خود بر لزوم حفظ اصالت اسلامي (به عنوان يك تمدن قوي از بعد فطري) در دنياي مدرن (به عنوان يك هنجار انكارناپذير) تاكيد كرده‌است.

دكتر علي شريعتي كه مطالعات غربي و اسلامي را در حد آكادميك سپري كرده بود ، توانست با حضور در محافل علمي به عنوان چهره‌اي نخبه شناخته شود.

از ديگر سو آثار دكتر شريعتي را مي‌توان از جمله نمونه‌هاي كم‌نظير در ادبيات فارسي از بعد شيوايي دانست.

شماري از آثار وي همچون " كوير " ، " حج " ، " هبوط " ، " حسين وارث آدم " و "فاطمه فاطمه است" در زمره متون ادبي روان و شيوا در حوزه خلاقيت هاي ادبي محسوب مي‌شوند.

آثاري كه به مدد شيوايي كم نظير خود توانست بهترين جايگاه براي ارائه ديدگاهها و انديشه‌هاي وي باشند.

بسياري از بزرگان ادب و انديشه معترفند كه شريعتي جرياني را بوجود آورد كه تفكر خوش رنگ و لعاب ديني را با استفاده از كنايات و عبارات رمز آلود به مخاطبان خويش منتقل كرد.

وي در آثارش از شاعرانگي و خوانش استعاري ،گاه مخاطب را تا مرز جنون پيش مي‌برد و در يك كلام شيوايي آثارش در بسياري از مواقع دليل قاطعي بر مقبول بودن آنها به شمار مي‌رفت.

استفاده دكتر شريعتي از استعارات و كناياتي مخصوص به خود، آثارش را از يك حالت بي‌روح و گزارش‌گونه به متني ادبي تبديل كرده كه مخاطب را هر لحظه بر ادامه خواندن مشتاق‌تر مي‌كند.

هم اكنون پس از گذشت ‪ ۲۸‬سال از شهادت آن معلم شهيد به نظر مي‌رسد ، " نبودش " در جامعه بسيار بيشتر از حضورش تاثيرگذار است.

شريعتي آميزه‌اي اعجازآميز بود از روحي ناآرام ، عقلي پرسشگر و دلي شيفته و شيداي حقيقت.

كوشش براي لمس و دريافت دروني آنچه شريعتي گفته همواره مي‌تواند ما را در آشنايي با آنچه كه حقيقت نام دارد، راهنمايي كند.

دكتر شريعتي از اهالي مزينان از توابع سبزوار در خراسان بود و نسب خانوادگي وي به ملاهادي سبزواري برمي‌گردد.

وي بعد از تحصيلات متوسطه به دانشگاه تهران راه يافت و به عنوان دانشجوي نمونه از بورس تحصيلي خارج از كشور برخوردار شد و براي ادامه تحصيل در دانشگاه "سوربن" فرانسه" راهي پاريس شد.

او در "جنبش ملي نفت" به رهبري مصدق فعال بود و مدتي نيز در اوايل تاسيس "نهضت آزادي ايران" در كنار مرحوم طالقاني، سحابي، بازرگان قرار گرفت.

از جمله فعاليت‌هاي سياسي او همكاري با مرحوم محمد نخشب در تاسيس "حزب خداپرستان سوسياليست" و پايه‌گذاري و مشاوره برخي گروه‌ها و تشكل‌هاي سياسي نظير "انجمن اسلامي دانشجويان" بود.

شريعتي در سال ‪ ۱۳۲۶‬شمسي دستگير و زنداني شد، ولي بعد از آزادي براي ادامه تحصيل عازم فرانسه شد و در آنجا مبارزات خود را عليه ظلم با پيوستن به سازمان آزادي بخش الجزاير ادامه داد.

او در پاريس نيز به دليل حمايت از انقلاب الجزاير، مدتي در زندان "سيته" بسر برد.

سرانجام پس از اخذ درجه دكتري در رشته‌هاي جامعه‌شناسي و تاريخ اديان به ايران مراجعت كرد و مبارزه با ظلم ستم‌شاهي پهلوي را با برگزاري جلسات سخنراني و بحث در حسينيه ارشاد دنبال كرد.

امااين شيوه مبارزاتي شريعتي چندان به درازا نكشيد و ماموران رژيم شاه مانع از برگزاري اين جلسات شده و وي بار ديگر به زندان افتاد كه سرانجام با وساطت "بومدين" رييس جمهور وقت الجزاير نزد شاه، آزاد شد.

از دكتر شريعتي بيش از ‪ ۲۰۰‬اثر شامل كتاب، مقاله و سخنراني باقي است.

"تشيع سرخ"، "تاريخ تمدن"، "اسلام شناسي (تهران و مشهد)، "علي تنهاست"، "حسين وارث آدم"، "تشيع‌علوي و تشيع‌صفوي"،"هبوط"،"كوير"،"خ ?دسازي انقلابي"، "بازشناسي هويت ايراني و اسلامي"، "بازگشت به خويشتن"، "ما و قبال"، "مذهب عليه‌مذهب"، "انتظار مكتب اعتراض" و"تاريخ تمدن" از جمله اين آثار گرانقدر و ارزشمند به شمارمي‌روند.

كليه آثار شريعتي كه به معلم انقلاب (‪ (۵۷‬نيز معروف است در ‪" ۳۶‬مجموعه آثار" گردآوري شده‌است.

شريعتي علاوه بر آثار تاليفي، با توجه به آشنايي با چند زبان زنده دنيا، از جمله عربي و فرانسه در دوران نوجواني به ترجمه آثار متفكرين و انديشمندان جهان پرداخت.

اهل ادب ، وي را بنيانگذار يك سبك خاص در نثر فارسي مي‌دانند
__________________
می توان
از میان فاصله ها را برداشت
دل من با دل تو
هر دو بیزار از این فاصله هاست
Hamid آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-07-2006   #89 (permalink)
Addict
 
Hamid's Avatar
 
تاريخ عضويت: May 2006
ارسالها: 16,364
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 8,265
از ایشان 9,481 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : شریعتی

سال هاي كودكي و نوجواني:


دكتر در كاهك متولد شد.مادرش زني روستايي وپدرش مردی اهل قلم و مذهبي بود.سالهاي كودكي را در كاهك گذراند.افراد خاصي در اين دوران بر او تاثير داشتند از جمله:مادر،پدر،مادر بزرگ مادري و پدري و ملا زهرا(مكتب‌دار ده كاهك).دكتر در سال 1319-در سن هفت سالگي-در دبستان ابن‌يمين در مشهد،ثبت نام كرد،اما به دليل اوضاع سياسي و تبعيد رضا‌خان و اشغال كشور توسط متفقين استاد(پدر دكتر) خانواده را بار ديگر به كاهك مي‌فرستد.پس از برقراري صلح نسبي در مشهد به ابن‌يمين بر‌مي‌گردد.در اواخر دوره دبستان و اوائل دوره دبيرستان رفت و آمد او و خانواده به ده به دليل مشغوليت‌هاي استاد كم مي‌شود.در اين دوران تمام سرگرمي دکترمطالعه وگذراندن اوقات خود در كتابخانه پدر بود.دكتر در 16 سالگي سيكل اول دبيرستان(كلاس نهم نظام قديم) را به پايان رساند و وارد دانشسراي مقدماتي شد.او قصد داشت تحصيلاتش را ادامه دهد.در سال 31، اولين بازداشت او رخ داد و اين اولين رويارويي او و نظام حكومتي بود.اين بازداشت طولاني نبود ولي تاثيرات زيادي در زندگي آينده او گذاشت. در اين زمان فصلي نو در زندگي او آغاز شد، فصلي كه بتدريج از او روشنفكري مسئول و حساس نسبت به سرنوشت ملتش ساخت
Hamid آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 06-07-2006   #90 (permalink)
Addict
 
Hamid's Avatar
 
تاريخ عضويت: May 2006
ارسالها: 16,364
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 8,265
از ایشان 9,481 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : شریعتی

آغاز كار آموزي:با گرفتن ديپلم از دانشسراي مقدماتي،دكتر در اداره‌ي فرهنگ استخدام شد.ضمن كار، در دبستان ـ كاتب‌پورـ در كلاس هاي شبانه به تحصيل ادامه داد و ديپلم كامل ادبي گرفت. در همان ايام در كنكور حقوق نيز شركت كرد، دكتر به تحصيل در رشته فيزيك هم ابراز علاقه مي‌كرد،اما مخالفت پدر، او را از پرداختن بدان بازداشت.دكتر در اين مدت به نوشتن چهار جلدكتاب دوره ابتدايي پرداخت.اين كتاب‌ها در سال 35،توسط انتشارات و كتاب‌فروشي باستان مشهد منتشر و چند بار تجديد چاپ شد و تا چند سال در مقطع ابتدايي آن زمان تدريس ‌شد.در سال 34،با باز شدن دانشگاه علوم وادبيات‌‌انساني در مشهد، دكتر و چند نفر از دوستانشان‌برای ثبت نام در اين دانشگاه اقدام كردند. ولي به دليل شاغل بودن و كمبود جا تقاضاي آنان رد شد.دكتر و دوستانشان همچنان به شركت در اين كلاس‌ها به صورت آزاد ادامه دادند. تا در آخر با ثبت نام آنان موافقت شد و توانستند در امتحانات آخر ترم شركت كنند. در اين دوران دكتر به جز تدريس در دانشگاه طبع شعر نوي خود را مي‌آزمود. هفته‌ي يك بار نيز در راديو برنامه ادبي داشت گه‌گاه مقالاتي نيز در روزنامه خراسان چاپ مي‌كرد.در اين دوران فعاليت‌هاي او همچنان در نهضت مقاومت ادامه داشت ولي شكل ايدئولوژيك به خود نگرفته بود.
Hamid آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 12:45 AM با تنظيم GMT +3.5 مي باشد.


Powered by: vBulletin - © Jelsoft Enterprises Ltd
Copyright ©2005 - 2010, HamMihan
تمام حقوق محفوظ می باشد , پایگاه اینترنتی هم میهن
هم میهن - اخبار ایران و جهان  - کتابخانه -میهن نیوز - هواشناسی - تفریح و سرگرمیفیلم و سینما - حوادث - بیوگرافی شخصیت ها -  بازی آنلاینایرانگردی - فال حافظ - پزشکی و سلامتی - ورزش - تصاویر ماهوراه ای - دیدنی هاگالری تصاویر - تکنولوژی  -  ابزارهای موبایلجملات پندآموز - دیکشنری انگلیسی به فارسی - جستجوگر فارسی - درگاه تجاری لوکوپوک