|
|||||||
| داستان و داستان نویسی انجمن نویسندگان محلی برای تمام کسانی که از نوشتن لذت میبرند. |
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#16 (permalink) |
|
زنده به گور
![]() تاريخ عضويت: Jul 2006
محل سكونت: نزدیک دژ خداوند
ارسالها: 2,986
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 71
از ایشان 978 بار سپاسگزاري شده است
|
چه تظاهری میشه کمی واضح بگید ؟
__________________
روز خوش قلم خوشتراشم .... شاید در شب حجله مرگ را برایم بزایی www.tanha990.blogfa.com |
|
|
|
|
|
#17 (permalink) | |
|
مدیران
تاريخ عضويت: Nov 2005
محل سكونت: همسايه ي پاييز
ارسالها: 6,283
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,115
از ایشان 1,672 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
و کلیه این مسایل باعث سرد شدن نویسندگانی شد که بهترین این عرصه بودند و حالا یک تالار خالی و سکوت! برای ما خیلی آزار دهنده است . همه چیز را نمیبایست فدای نظم کرد هارمونی بی نظمی هم زباست...م مدیر هم مایوس میشوم بدین گونه وقتی بهترین تالار این سایت اینطور با کاربران فعال خودش و مدیرانش برخورد میکنه ![]()
__________________
یک فیلسوف هرگز یک روحانی را نکشته است در حالیکه روحانیون فلاسفه زیادی را از دم تیغ گذرانده اند.... "دنيس ديروت" ![]() |
|
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي Sarvenaz به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#18 (permalink) |
|
مدیران
تاريخ عضويت: Dec 2007
ارسالها: 8,577
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,978
از ایشان 5,813 بار سپاسگزاري شده است
|
خودتون قبلا اشاره كرده بوديد...
__________________
. ...... ![]() راهنمایـی وبلاگ نویسـان|تست سـرعت اينتـرنت|سفر به رویا|معرفی سایت/وبلاگ|اعلام آپدیت وبلاگ|درخواست سايت . .
|
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي Rayan به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#19 (permalink) | |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Apr 2007
محل سكونت: no where
ارسالها: 5,028
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,909
از ایشان 3,085 بار سپاسگزاري شده است
|
جناب رایان منظور من را واضح بیان کردن
![]() نقل قول:
سلام من هم از ساکت شدن تالار ناراحتم و فکر میکنم این موقعیت خوبیه که برای یک بار هم که شده موضع گیری ها را کنار بگذاریم و از تاپیک انتقادات به درستی استفاده کنیم تا دلیل واقعی خالی شدن تالار را پیدا کنیم و چاره ای بیاندیشیمپاسخ نحوه برخورد مدیر با کاربران به عهده خود ایشون هست و خودشون بهتر می تونند پاسخ شما را بدن. ![]()
__________________
When u call for me When I hear u breathe I get wings to fly I feel that I'm alive
|
|
|
|
|
|
|
#20 (permalink) |
|
مدیران
تاريخ عضويت: Nov 2005
محل سكونت: همسايه ي پاييز
ارسالها: 6,283
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,115
از ایشان 1,672 بار سپاسگزاري شده است
|
دوستان من رو میشناسن من سالهاست توی این تالار پست میزنم و هیچ زمان هیچ موضع گیری نداشتم ولی.... رو خودتون بهتر میدونید
![]() شاد باشید. |
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي Sarvenaz به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#21 (permalink) | |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Apr 2007
محل سكونت: no where
ارسالها: 5,028
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,909
از ایشان 3,085 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
من کلی گفتم اون...چی بود؟! ![]() بهرحال امیدوارم جناب سعید کینگ زودتر جواب شما را بدن و این مسئله(خالی شدن تالار) را هم دور هم و با کمک دوستان حل کنیم شما فکر میکنید مشکل از کجاست؟ ![]() ![]() ![]() |
|
|
|
|
|
|
#23 (permalink) |
|
زنده به گور
![]() تاريخ عضويت: Jul 2006
محل سكونت: نزدیک دژ خداوند
ارسالها: 2,986
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 71
از ایشان 978 بار سپاسگزاري شده است
|
جالبه میبینم جناب رایان همه جا و همیشه هستند ... فعالیت زیادی از ایشون در تالار ندیدم اما همه جا هستن برای نظر دادن ... تعدا پستها تون بره بالا براتون خیلی مهمه ...؟
|
|
|
|
|
|
#24 (permalink) |
|
كناره گرفته از مديريت
تاريخ عضويت: May 2005
ارسالها: 6,608
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 4,264
از ایشان 4,792 بار سپاسگزاري شده است
|
من خيلي وقته پست نمي زنم الان هم خيلي حال و حوصله جواب دادن ندارم ولي حس كردم اگر يك چيزي بنويسم بد نباشه. هر چي نباشه اسم من هنوز پايين اين تالار هست.
در جواب آخرين پست جناب تنها خطاب به جناب رايان. تا آنجا كه من خاطرم هست ايشان از طرفداران پر و پا قرص تالار داستان بودند البته آنوقتهايي كه خيلي رونق داشت پس نمي شود ايشان را مواخذه كرد لحن شما خيلي تند است. در پاسخ اعتراضات گفته و ناگفته به مديريت تالار و سكوت و خاموشي و همه اين حرفهاي گله مندانه بايد عرض كنم زنگش را خيلي وقت پيش زدند آنهايي كه هر كس نوشت گفتند اينطوري ننويس. اينجا ننويس. اينرا حذف كن آنرا بينداز بيرون. اينجا يك وقتي پاتوق كلي نويسنده بود كه غير از نك و ناله كردن نوشتنهاي رقم ديگر هم بلد بودند. |
|
|
|
| 2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Zemestan به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#25 (permalink) |
|
كناره گرفته از مديريت
تاريخ عضويت: May 2005
ارسالها: 6,608
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 4,264
از ایشان 4,792 بار سپاسگزاري شده است
|
آمدند جمع را از هم پاشيدند و خودشان هم رفتند و فقط دلخوري باقي گذاشتند و خروارها خاك روي تاپيكهاي شاداب اين تالار. افسوس.
|
|
|
|
|
|
#26 (permalink) |
|
مدیران
تاريخ عضويت: Apr 2006
محل سكونت: جایی در کنار خدا
ارسالها: 1,884
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 906
از ایشان 1,806 بار سپاسگزاري شده است
|
کمی بیشتر شرایط را با هم به مقایسه بگذاریم
حدود شش ماه پیش کمی کمتر یا بیشتر این تالار پر شده بود از تناقض نظریات دوستان که بیشتر به جای نوشتن به یکدیگر توهین میکردند و خواسته های نابه جای خودشون را به هر شکل ممکن به دیگر نویسندگان و مدیران تحمیل میکردند که در نهایت چون تن دادن به خواسته های آنان به منطق نبود کسانی رو متوقع کرد و کسانی دیگر را دلگیر که خوب دل همه ما از شیشه هم نازکتره و برای به دست آوردن دل نفرات مغبوم سعی شد با جابه جایی هایی مطابق خواسته آنها دلشون رو بدست بیاریم که خوب باز کسان دیگری رو ناراحت کردیم. قضیه به شکلی بود که حتی نویسنده ها مدیران رو تهدید میکردند که به هیچ وجه حق حذف و یا ویرایش نوشته های مغرضانه اونها رو ندارند توی همین شرایط بود که خانم زمستان به هر دلیلی نتوانستند در سایت باقی بمونند و رفتند خانم سروناز هم باز به دلایل شخصی تحمل تنش و شرایط دهشتناک اون زمان رو نداشتند و ترجیح دادید تنها دورادور نگاهی بر کلمات دوستان خویش داشته باشند تا مبادا دل آنها آزرده شود در آن زمان من بودم و زمان کمی که روزانه شلوغ زندگی در اختیارم میگذاشت که در تالار حضور داشته باشم موندم با خیل توقعات و خواسته ها و تالاری که از هر جای اون سخنی به تناقض شنیده میشد ... البته به آن کاملا واقف هستم که روحیاتی کاملا متحکم دارم و کمتر از تصمیمات خودم پا پس میگذرام و سخت بر قانون در این شرایط پافشاری میکنم و شاید به همین دلیل تمام نفرات تنش زا که هم موافق بودند و هم مخالف خودشون رو از تالار دور کردند و تنها چند تن از آنها ماندند که شاید به دنبال حق پایمال شده خویش بودند و در تصور خویش شاید منجی ادبیات از بین رفته این تالار بودند و ماندند جناب تنها نمونه کامل این نفرات بود که کاملا علنی مخالفت خود را با شرایط اعلام کرد ... دیگر شاید احتیاجی به پرده اندازی در سخنان نباشد و شاید رک گویی چاره مشکلی باشد که در پی راه حل آن هستیم ... خیلی سعی کردم به ایشون این باور رو بدم که من درکنار ایشون هستم نه در مقابلشون ... نشد ... و یا شاید نتونستم البته با رفتن دوستان به قولی حرفه ایی کسان دیگری شرایط حضور در این تالار را پیدا کردند تا در کنار نویسندگان متعالی دور مانده از اتفاقات به نوشتن مشغول باشند و خیلی سریع خودشون رو به دیگران برسونند و در این زمان که گذشت تالار فعالیت خود را باز از صفر آغاز کرد و به اینجا رسید در این حال کمتر میتوانم باشم بدلیل آنکه آن شخصی که برای سازش متولد کرده ام روحیات لطیف نوشتن رو نداره اما انگار زمان آن رسیده که این بستر آرامش و بدون تنش را که مثل یک تابلوی کاملا سفید که میتونه اسم هر کسی رو در قلب خودش حک کنه رو به لطافت تحویل بدم ...شاید تحکم من دیگر در این محل احتیاجی نیست امیدوارم وقت آن شده باشه تا بتوانم روح سپید منتظر خود را از انتظار رهایی بدم. پیروز باشید .
__________________
سعید ...عاشق خدا |
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي saeed_king به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#27 (permalink) |
|
كناره گرفته از مديريت
تاريخ عضويت: May 2005
ارسالها: 6,608
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 4,264
از ایشان 4,792 بار سپاسگزاري شده است
|
حرفهاي آقا سعيد را بهتر از هر كسي درك مي كنم.شايد خيلي از اين دلخوريهاي ايجاد شده را من ايجاد كرده باشم چرا كه در بدترين موقع مجبور شدم از سايت كناره گيري كنم.آن روزهايي كه در كشاكش تصميم گيري براي رفتن و ماندن بودم تالار به يكباره با موجي از نويسندگان تازه نفس روبرو شد. تازه نفساني كه نظرات خاصي داشتند پر از توقعاتي بودند كه برآوردنشان سخت بود و من به جاي اينكه بمانم و نگذارم جوانه تازه رسته ادبيات دوستانه تالار بخشكد مجبور به رفتن شدم. الان هم دارم مي بينم كه اينجا دارد اتفاقات بدي رخ مي دهد. دلم نمي خواهد كسي فكر كند مديران اين تالار يعني خانم سروناز و آقا سعيد حق كسي را ضايع كرده اند، كم كاري كرده اند، ناشيگري كرده اند، زيرا ظاهرا اين روزها گرفتن زوركي حقي كه حق هم نيست خيلي باب شده است و براي گرفتن اين حقوق اول مي روند سراغ خراب كردن سوابق كساني كه بي هيچ چشمداشتي كار كرده اند. بي هيچ حقوق و مزايايي وقت گذاشته اند انرژي صرف كرده اند و گاهي زير بار خيلي حرفهاي زور هم رفته اند.
شايد وقتش رسيده باشد كه ديگر سكوت نكنم. |
|
|
|
|
|
#28 (permalink) |
|
Expert
![]() تاريخ عضويت: Jun 2008
محل سكونت: تهران
ارسالها: 2,158
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,825
از ایشان 2,945 بار سپاسگزاري شده است
|
یادش بخیر
من نویسنده نبودم، هرگز نبودم بشخصه با شعر و ادبیات فرسنگ ها فاصله دارم ولی این تالار بزرگ ارجمندی داشت بنام آیمابل نمیدونم از کجا و چی شد که من رو تشویق کرد به نوشتن، به شرکت در داستان های دسته جمعی، به نوشتن دلنوشته و من با هزار اکراه و اجبار ناشی از دعوتش، شروع کردن به داستان نویسی و اونموقع بود که ارزش دعوتش رو هم به من و هم به خودش ثابت کرد و شدم یک کاربر فعال بخش داستان نویسی و ادبیات و شعر تا اینکه روزی دیدم دلش از هم میهن و مدیران و این تالار گرفت و شکست و چه آرام و بی صدا رفت و به من یاد داد که نباید همیشه با اعتراض رفت، میشود آرام رفت و دیگران رو در حسرت حضور خود گذاشت و رفت و من حسرت خورده ی هم میهن سابق شدم و شاید تنها من و یک نفر دیگه بطور کامل در جریان اوضاع آیمابل باشیم و بس آیمابلی که بیش از هرچیزی با این تالار و داستان هاش گره خورده بود و بعدها ایمان پیدا کردم که هیچ قصد و غرضی نداشت اینگونه شد که من هم دست از داستان نویسی در این تالار برداشتم و دیگر هیچ داستانی ننوشتم نظیر آیمابل بسیارند آیمابل رنجیده از تالارهای داستان نویسی و چه بسیار بزرگانی که از تالارهای فلسفه و مذهب و سیاست و مدیریت آنها رنجیدند و آرام رفتند اما حکایت رنجاندن ها باقی ست حکایت مدیران ...ی که با قصد و غرض مدیریت میکنند و حتی مدیران دیگه رو رایای برخورد با اون ها نیست مدیرانی نظیر رایان که با اینکه مسئولیتش هیچ ربطی به تالار ادبیات نداره، مثل صاحبان رای و تصمیم، پست میدن و دیگران رو رنجیده خاطر میکنن قصد شکایت ندارم، من هم مدت هاست عطای هم میهن رو به لقاش بخشیدم و به دلایل خاصی و حرمت حضور دوستانی خاص، که اجازه ی رفتن رسمی بهم نمیدن، در تاپیک هایی خاص حضورم رو حفظ کردم فقط خواستم از اون کاربر بزرگوار هم میهن و داستان نویس ارزشمند یادی کرده باشم که لااقل بر گردن من، منت های بسیاری داشته و دارد و خواهد داشت.. ![]() |
|
|
|
|
|
#29 (permalink) |
|
كناره گرفته از مديريت
تاريخ عضويت: May 2005
ارسالها: 6,608
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 4,264
از ایشان 4,792 بار سپاسگزاري شده است
|
جناب پل من هم يادم هست. شايد خيلي بهتر از شما. ولي يك چيزي يادمان باشد. نگاه كاربران به مديران يك نگاه خاص است. جناب رايان در اين تالار يك كاربر است حق نظر دارد ولي چون مدير است حقش را سلب مي كنيم.
اصلا از اين بحث تكراري خوشم نمي آيد. مدتهاست سكوت كرده ام كه مدير نباشم ولي هنوز هستم. اين مديريت غل و زنجيريست بر دستهايم. اگر لطف كنيد و دوباره بنويسيد شايد فرجي بشود. خسته ام. خسته ام از سكوت و از سخن و از مدير بودن و نبودن. |
|
|
|
|
|
#30 (permalink) |
|
زنده به گور
![]() تاريخ عضويت: Jul 2006
محل سكونت: نزدیک دژ خداوند
ارسالها: 2,986
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 71
از ایشان 978 بار سپاسگزاري شده است
|
حرف همه را شنیدم ... بانوی زمستان را یا همان رز سیاه دوست داشتنی من که هیچ شناختی از من ندارد ....
گلایه های سعید را نیز شنیدم ... کاش بیشتر از یک جلسه حضوری میتوانستیم صحیت کنیم باهم ... چه خوب از امبل یاد کردی .... بزرگان این تالار رفتند ... یادتان هست که //// ان زورها من و خیلی ها نبودیم ... اما با امید بودن سروناز و زمستان بودنم امبل و مهدی .... پرنده دوست داشتنی بودیم ... تالار ساکت شد و مرد چرا که در اوج نوشتنهایم کسی نبود برای خواندنم ... کسی نبود برای نقد کردن //// زمستان نه نگاهی نه نقدی بر عکس گذشته ها .... هنوز ایمان دارم مدیران این تالار اگر بهترین نباشد باز سر تر از مدیران تالار های دیگر بودند و.. اگر سخت گیری و نظم دهی زیاد سعید نبود و کم لطفی زمستان و سروناز ..... |
|
|
|
![]() |
| برچسب ها |
| انتقاد،پیشنهاد |
| ابزارهاي موضوع | |
| نحوه نمايش | |
|
|