|
|
#61 (permalink) |
|
مدیران
تاريخ عضويت: Apr 2006
محل سكونت: جایی در کنار خدا
ارسالها: 1,884
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 906
از ایشان 1,806 بار سپاسگزاري شده است
|
این روزها آنقدر شادم که نمیدانم این رویا تحقق یافته ، واقعی است یا خیالات ذهن پر آشوب من
کاش زندگی در ذهنم کمی ساده تر از اینی بود که متصور هستم
__________________
سعید ...عاشق خدا |
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي saeed_king به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#62 (permalink) |
|
Aficionado
![]() تاريخ عضويت: Oct 2009
محل سكونت: in Dreams
ارسالها: 700
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 642
از ایشان 970 بار سپاسگزاري شده است
|
ساعت، زمان دقیقی را نشان نمی دهد. اینکه چقدر اشتباه می کند را نمی دانم. هر بار که سرم را بالا می گیرم فقط می دانم دارد دروغ می گوید. و به اتاق کناری هم که می روم، یادم می رود نگاهی به ساعت ـش بیندازم... و گم می شوم درزمان.. پنجره ی روزهای زمستانی هم که فقط می تواند بگوید روز است یا شب. ولی خوبی ـش این است که روی تخت افتاده ای و هر بار که به ساعت نگاه می کنی می گویی هنوز خیلی وقت هست.. بعد می بینی وقتی نمانده بود..
__________________
i have a dream
|
|
|
|
|
|
#63 (permalink) |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Jul 2008
ارسالها: 1,551
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,232
از ایشان 1,534 بار سپاسگزاري شده است
|
هر قدر هم که آواز بخوانی
تیرهای برق گل نمی دهند ... پرنده جان !
__________________
Where can I search in this ruin ? To find you there
|
|
|
|
|
|
#64 (permalink) |
|
Aficionado
![]() تاريخ عضويت: Oct 2009
محل سكونت: in Dreams
ارسالها: 700
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 642
از ایشان 970 بار سپاسگزاري شده است
|
اگر جای پایم نباشد، یعنی این من نبودم که از این جا گذشته ام. دیگران چطور می خواهند بفهمند که من روزی از این جا گذشته ام. من نمی خواهم فراموش شوم. متنفرم از این که فکر کنم یک روزی در یاد کسی نمانده ام. فقط همین هم نیست. حالا جای پایم هم باشد. من نمی خواهم فقط امده باشم و رفته باشم. نمی خواهم امدن و رفتن از من مانده باشد. میخواهم چیزی به جا مانده باشد از من که به کار کسی بیاید. نه فقط یک نفر. به صد نفر. هزار نفر. یه میلیون. نمی خواهم بی مصرف باشم. مثل ِ این همه ادم که می ایند و می روند. مثل انها که حتی جای پایشان هم راهنمای کسی نمی شود. مثل ِ ... نمی خواهم.. نمی خواهم.. نمی خواهم... نمی خواهم فقط برای خودم وجود داشته باشم. کسی که برای خودش وجود داشته باشد تنهاست. من از تنهایی می ترسم. می ترسم. می ترسم
|
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي piremard به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#65 (permalink) |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Nov 2009
محل سكونت: تهران
ارسالها: 268
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 405
از ایشان 234 بار سپاسگزاري شده است
|
سخته که به هیچ چیز مطمئن نباشی..
ای کاش یک بار و فقط یک بار آنچه را که می گویم می شنیدی. ويرايش توسط leon : 02-02-2010 در ساعت 09:33 PM. |
|
|
|
|
|
#66 (permalink) |
|
Aficionado
![]() تاريخ عضويت: Oct 2009
محل سكونت: in Dreams
ارسالها: 700
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 642
از ایشان 970 بار سپاسگزاري شده است
|
به قول حسین؛
آدم ، رویا به رویا، خواب به خواب، آرزو به آرزو پیر میشود. نه سال به سال نه ثانیه به ثانیه.. |
|
|
|
| 3 نفر از کاربران ، از دوست گرامي piremard به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#67 (permalink) |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Nov 2008
محل سكونت: تهران
ارسالها: 384
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1
از ایشان 83 بار سپاسگزاري شده است
|
کمربند را باز میکند و به سویش میرود چشمانش پر از خون است ... خون را با خون باید شست و ابرو را با کشتن ...
دستها بالا میرود و تنی ان زیر له میشود ... سیگاری اتش زده میشود ... بنزینی بر سر و روی زن و تنش اتش میگیرد ... به جرم انچه تو نامش را زنا گذاشتی و ان سوترک مرد بیگناه زیر پوتین های مامور زشت رو خرد میشود ... میشناسیش ؟
__________________
دانسته هایم به ته کشیده ... کمی خوراک دانش به من میدهید ؟ |
|
|
|
|
|
#68 (permalink) |
|
Aficionado
![]() تاريخ عضويت: Oct 2009
محل سكونت: in Dreams
ارسالها: 700
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 642
از ایشان 970 بار سپاسگزاري شده است
|
حالا فقط تو بیا
و قول بده که هرگز قصد آمدن نداشته ای! نمی خواهم تو را هم به حسرت های گذشته ام آویزان کنم. |
|
|
|
| 2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي piremard به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#69 (permalink) |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Jul 2008
ارسالها: 1,551
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,232
از ایشان 1,534 بار سپاسگزاري شده است
|
خوب که فکر میکنم ،
می بینم شبیه پازلی هستی که تمام تکه هایش را کودک گستاخی گم کرده باشد .. مسخره نیست؟ .. من حتی به وجود تصویری از تو در این صفحه شک دارم ! |
|
|
|
|
|
#71 (permalink) |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Nov 2008
محل سكونت: تهران
ارسالها: 384
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1
از ایشان 83 بار سپاسگزاري شده است
|
شماره ها را میشمارم ... جمعشان چه سخت است مانند شمردن انسانهای مرده مانند چیزهایی که میخوریم مانند اشتباهاتمان ...
تگاهش میکنم و میشنود که میگویم اشتباه جزئی از من است ... بعد زنگ کلیسا به صدا در میاید ، کشیش از اتاق اعتراف بیرون امده و لبخندی به زنی که ساعتی پیش توسط مردی شکنجه شد می اندازد //// |
|
|
|
|
|
#72 (permalink) |
|
Expert
![]() تاريخ عضويت: Jul 2008
محل سكونت: پایـتخـــت
ارسالها: 2,089
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 2,388
از ایشان 1,989 بار سپاسگزاري شده است
|
ناخدا بادبان ها در انتظار نسيمي از جانب تو بي تابي مي كنند ... ناخدا جان !
__________________
I am only a voice in a city of noise ?Can you hear me this time |
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي Golbanoo به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#74 (permalink) |
|
Aficionado
![]() تاريخ عضويت: Oct 2009
محل سكونت: in Dreams
ارسالها: 700
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 642
از ایشان 970 بار سپاسگزاري شده است
|
به قول حسین؛
پیری یعنی مکثی که وقت پریدن از یک طرف جوی به طرف دیگرش می کنی، یعنی همین تعلل معنادار، همین شک بین توانستن یا نتوانستن. حسین تمام شد. حرفهایش اما.. ويرايش توسط piremard : 02-09-2010 در ساعت 02:40 PM. |
|
|
|
| 2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي piremard به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
![]() |
| برچسب ها |
| یادداشت،افکار و عقاید |
| ابزارهاي موضوع | |
| نحوه نمايش | |
|
|