کاربر میهمان به هم میهن خوش آمدید. جهت ثبت نام در هم میهن اینجا را کلیک کنید. با ثبت نام از تمامی مزایای کاربران عضو هم میهن بهره مند شوید

تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum

بازگشت   تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum > تالارهای عمومی - اجتماعی > خانه و خانواده

خانه و خانواده بحث ها و گفتگوهای مربوط به خانواده از جمله زندگی زناشوئی و مشکلات مروبوط به خانواده از ابعاد مختلف

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 12-15-2009   #1 (permalink)
Addict
 
misna's Avatar
 
تاريخ عضويت: Apr 2008
محل سكونت: زیر نور ستاره ها
ارسالها: 4,790
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 772
از ایشان 1,510 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض قدر خانواده ات را بدان ....((بی نهایت زیبا))


با مردی که در حال عبور بود برخورد کردم
اوو!! معذرت میخوام
من هم معذرت میخوام ,دقت نکردم






خیلی مؤدب بودیم ، من و این غریبه ,خداحافظی کردیم و به راهمان ادامه دادیم






اما در خانه با آنهایی که دوستشان داریم چطور رفتار می کنیم




کمی بعد ازآنروز، در حال پختن شام بودم.دخترم خیلی آرام کنارم ایستاد همینکه برگشتم به اوخوردم وتقریبا" انداختمش با اخم گفتم: ”اه !! ازسرراه برو کنار“





قلب کوچکش شکست و رفت



نفهمیدم که چقدر تند حرف زدم





وقتی توی رختخوابم بیدار بودم صدای آرام خدا در درونم گفت: وقتی با یک غریبه برخورد میکنی ، آداب معمول را رعایت میکنی
اما با بچه ای که دوستش داری بد رفتار میکنی





برو به کف آشپزخانه نگاه کن. آنجا نزدیک در، چند گل پیدا میکنی .آنها گلهایی هستند که او برایت آورده است.خودش آنها را چیده. صورتی و زرد و آبی





آرام ایستاده بود که سورپرا یزت بکنه






هرگز اشکهایی که چشمهای کوچیکشو پر کرده بود ندیدی





در این لحظه احساس حقارت کردم





اشک هایم سرازیر شد.ارام رفتم و کنار تختش زانو زدم


بیدار شو کوچولوُبیدار شو.اینارو برای من چیدی؟؟





گفتم دخترم واقعاً متاسفم از رفتاری که امروز داشتم
نمیبایست اون طور سرت
داد بکشم

گفت :اشکالی نداره من به هر حال دوستت دارم مامان
من هم دوستت دارم دخترم
و گلها رو هم دوست دارم
مخصوصا آبیه رو



گفت : اونا رو کنار درخت پیدا کرد م ورشون داشتم چون مثل تو خوشگلن
میدونستم دوستشون داری ، مخصوصا آبیه رو
آیا میدانید که اگر فردا بمیرید شرکتی که در آن کار میکنید به آسانی در ظرف یک روز برای شما جانشینی می آورد؟





اما خانواده ای که به جا میگذارید تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد کرد.




و به این فکر کنید که ما خود را وقف کارمیکنیم و نه خانواده مان




چه سرمایه گذاری
ناعاقلانه ای !!
اینطور فکر نمیکنید؟!!
به راستی کلمه

“خانواده“ یعنی چه ؟؟


__________________
misna آفلاين است   پاسخ با نقل قول
8 نفر از کاربران ، از دوست گرامي misna به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
قديمي 12-28-2009   #2 (permalink)
چتر به دست
 
sajjad.m's Avatar
 
تاريخ عضويت: Sep 2007
محل سكونت: جايي گرمتر از خورشيد
ارسالها: 7,259
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 2,539
از ایشان 5,335 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : قدر خانواده ات را بدان ....((بی نهایت زیبا))

جالب بود
__________________
می نویسم تا بمانم و میمانم تا قلم بر پهنهء این روزگار برانم

من مست و تو ديوانه ...




sajjad.m آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 12-28-2009   #3 (permalink)
مدیران
Assramistan Assault Champion, Booger Flick Champion, Beer Dude 2 Champion, Barrel Jumper Champion, Ambush Santa Champion, Bombjack Champion, Escape from Neverland Champion, Maeda Path Champion, Super Hacky Sack Champion
 
haj.mahdi's Avatar
 
تاريخ عضويت: Dec 2007
محل سكونت: SEASIDE
ارسالها: 8,579
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,001
از ایشان 5,958 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : قدر خانواده ات را بدان ....((بی نهایت زیبا))

زیبا بود
__________________

هر گفتاری که خالی از ذکر باشد لغو است

هر خاموشی که خالی از فکر باشد سهو است

هر نظری که در آن اعتبار و عبرتی نباشد لهو است

حضرت علی (ع)
haj.mahdi آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 01-24-2010   #4 (permalink)
Addict
 
Asheghe_Tanha's Avatar
 
تاريخ عضويت: Jun 2007
محل سكونت: شیراز
ارسالها: 7,872
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,387
از ایشان 3,583 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : قدر خانواده ات را بدان ....((بی نهایت زیبا))

نمیدونم این تاپیک واسه نوشتن مطلبم مناسبه یا نه ؟!!!
مطلب جالبی بود و جایی بهتر از اینجا پیدا نکردم ...

**************

در آغوش كاناپه مهربانم نشسته ام و مثل هميشه موهاي سينه ام را با دو انگشتم مي پيچانم تا در هم تنيده شوند و به شكل موشك درآيند. بعد، چند موشك ديگر درست مي كنم تا از لحاظ توان تسليحاتي قوي تر شوم... هر كدام از اين موشكها توان حمل يك كلاهك هسته ايي را دارند. فقط كافي است سينه ام را به سمت اسرائيل بچرخانم و نافم را فشار دهم...صداي زنگ آيفون تمركزم را به هم مي زند. نگاهي به مانيتور آيفون مي اندازم و يك زن را مي بينم كه ابلهانه به دوربين زُل زده است. چقدر احمق و آشنا به نظر مي رسد...خداي من! زنم است!...يك ماهي مي شود كه با خاله خان باجي هاي فاميل يك تور ايرانگردي تشكيل داده اند. چقدر زود يكماه تمام شد !
مثل هميشه آسانسور لعنتي خراب است و مجبور شدم چمدانهاي سنگين را از پله ها بالا بياورم....وسط اتاق بغلم مي كند. لباسش بوي عرق و دود گازوئيل مي دهد...گونه هايش هم شور است.
وقتي به حمام رفت خانه را وارسي ميكنم تا چيز شك برانگيزي بر حسب تصادف اين گوشه كنارها پيدا نكند، چون آنوقت مجبورم كل اين هفته را براي اثبات بي گناهي ام حرف بزنم. يكي از چمدانها را باز مي كنم تا دليل سنگيني بيش از حدش را بفهمم. خدايا! اينجا يك بازار "سيد اسماعيل" كوچك است!...صداي نا مفهومش از حمام به گوش مي رسد كه اين خود دليلي بر آن است كه ديوانه تر شده، چون قبلا با خودش حرف نمي زد.
وقتي از حمام بيرون آمد حوله اش را مثل عمامه سند باد دور سرش پيچيد و خودش را روي كاناپه ام انداخت. هزار با گفته ام كاناپه مثل مسواك، يك وسيله شخصي است و دوست ندارم كسي خودش را روي كاناپه ام پرت كند...اينهمه جا...برود براي خودش يك كاناپه دست و پا كند...اه اه ....
مشغول حرف زدن است و من تمام حواسم به آن دسته از موهايش است كه از لاي حوله بيرون افتاده و از نوكش قطره قطره روي كاناپه ام آب مي چكد. مي پرسم برايم چه سوغاتي آورده...موثر بود. مثل پنگوئن به سمت چمدانهاي آنطرف اتاق دويد و من فرصت پيدا مي كنم تا طوري روي كاناپه لم بدهم که ديگر جايي براي دوباره نشستنش باقي نماند... مثل شعبده بازها از داخل چمدانها خرت و پرتهاي رنگي در مي آورد و نشانم مي دهد. به گمانم براي من خريده. وانمود مي كنم كه خيلي ذوق زده شده ام و برايش اطوارهاي عاشقانه در مي آورم. كاش بشود دوباره سفر برود. حيف من.


***



چقدر زود تمام شد...دوباره مجبورم برگردم در آن خراب شده و هر روز شاهد مردي باشم كه مثل ديوانه ها روي كاناپه كوفتي اش مي نشيند و با موهاي سينه اش موشك درست مي كند.
مجبورم بغلش كنم و خودم را ذوق زده نشان بدهم. تنش بوي عرق مي دهد. نگاه كن موهاي سينه اش دوباره فر خورده....شك ندارم قبل از آمدنم حسابي مشغول خل بازيهايش بوده. مايه آبرو ريزي و خجالت..
اصلا در حمام حواسم نبود كه بلند بلند به بخت بدم لعنت مي فرستم، هرچند مي دانم نشنيده چون يا يكي از چمدانها را باز كرده و فضولي مي كند يا خانه را وارسي مي كند تا مدرك جرمي باقي نگذارد. عمدا همه موهايم را در حوله نپيچيدم تا كاناپه اش را خيس كنم. وقتي مثل بچه ها حرص كاناپه بد تركيبش را ميخورد قيافه اش حسابي ديدني است. دلم برايش مي سوزد و مي روم تا سوغاتش را نشانش دهم.. نگاه كن خداي من.. كدام احمقي است كه وقتي ببيند بعد از يك ماه برايش يك مايو بنفش راه راه و يك جفت جوراب پشمي سوغات آورده اند اينقدر ذوق كند....واقعا حيف من
__________________
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه میخواد
قصه گذشته های خوب من خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن
حالا باید سر رو زانو بزارم
تا قیامت اشک حسرت ببارم

ويرايش توسط Asheghe_Tanha : 01-24-2010 در ساعت 03:39 PM.
Asheghe_Tanha هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Asheghe_Tanha به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند :
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 02:34 PM با تنظيم GMT +3.5 مي باشد.


Powered by: vBulletin - © Jelsoft Enterprises Ltd
Copyright ©2005 - 2010, HamMihan
تمام حقوق محفوظ می باشد , پایگاه اینترنتی هم میهن
هم میهن - اخبار ایران و جهان  - کتابخانه -میهن نیوز - هواشناسی - تفریح و سرگرمیفیلم و سینما - حوادث - بیوگرافی شخصیت ها -  بازی آنلاینایرانگردی - فال حافظ - پزشکی و سلامتی - ورزش - تصاویر ماهوراه ای - دیدنی هاگالری تصاویر - تکنولوژی  -  ابزارهای موبایلجملات پندآموز - دیکشنری انگلیسی به فارسی - جستجوگر فارسی - درگاه تجاری لوکوپوک