|
|||||||
| داستان و داستان نویسی انجمن نویسندگان محلی برای تمام کسانی که از نوشتن لذت میبرند. |
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#31 (permalink) |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Jan 2010
محل سكونت: در جاده های خاکی خدا
ارسالها: 144
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 54
از ایشان 121 بار سپاسگزاري شده است
|
گربه ی همسایه
قبل از اینکه آب بخورم جیک جیک می کرد و دانه بر می داشت . همه جا را به دنبالش گشتم ؛ . گربه ی همسایه لبه ی بام دستش را می لیسید .
__________________
تمام ماهي هاي رودخانه هم بميرند زنده مي مانم. من لجن خوارم.(ع.م.ايليا) به زودي نقد داستان هاي نويسندگان معاصر ايراني و مقايسه با بزرگترين نويسندگان جهان. اين نام را به ياد بسپاريد . (ادبستان راز پارسي)
|
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي Digg به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#32 (permalink) |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Jan 2010
محل سكونت: در جاده های خاکی خدا
ارسالها: 144
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 54
از ایشان 121 بار سپاسگزاري شده است
|
دود کش
همه ماهی های رود خانه مردند . ولی دودکش هنوز دود می کند . ع.م.ایلیا ويرايش توسط Digg : 01-13-2010 در ساعت 04:18 PM. دليل: نام نویسنده |
|
|
|
| 3 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Digg به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#33 (permalink) |
|
Expert
![]() تاريخ عضويت: Jun 2008
محل سكونت: تهران
ارسالها: 2,162
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,825
از ایشان 2,948 بار سپاسگزاري شده است
|
وقتی مودب ترین سیاستمدار دنیا را داخل قبر گذاشتند، تازه روحش به لذت درازکردن پاها پی برد..
|
|
|
|
| 3 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Pol به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#34 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Nov 2006
محل سكونت: در اوج
ارسالها: 3,352
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,265
از ایشان 1,052 بار سپاسگزاري شده است
|
کسی آمد و به پنجره ام گل مالید ولی من منتظر بارانم.
__________________
آه......ای من؟ ای برادر پنهانم! زخم گران مرا بنواز! من بازگشت بی تو نتوانم.
|
|
|
|
| 3 نفر از کاربران ، از دوست گرامي narsis به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#35 (permalink) |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Jul 2008
ارسالها: 1,551
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,232
از ایشان 1,534 بار سپاسگزاري شده است
|
داشته هایت را برمیداری و می روی ..
جای نداشته هایم درد میکند ... ! » شاید جای این پست اینجا نباشه، ولی راستش جایی بیشتر از اینجا به دلم نمی نشست برای این مورد!
__________________
Where can I search in this ruin ? To find you there
|
|
|
|
| 5 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Luna به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#36 (permalink) |
|
چتر به دست
تاريخ عضويت: Sep 2007
محل سكونت: جايي گرمتر از خورشيد
ارسالها: 7,263
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 2,542
از ایشان 5,346 بار سپاسگزاري شده است
|
گویند ، دیوانه از نور ماه هرچه دور تر ، بهتر
در افسون شب همین چراغ را نداشتن باور کنید ، دیوانگی فزونتر خواهد شد س.م.چتر به دست
__________________
می نویسم تا بمانم و میمانم تا قلم بر پهنهء این روزگار برانم ![]() من مست و تو ديوانه ... |
|
|
|
| 3 نفر از کاربران ، از دوست گرامي sajjad.m به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#37 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Nov 2006
محل سكونت: در اوج
ارسالها: 3,352
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,265
از ایشان 1,052 بار سپاسگزاري شده است
|
جاذبه زمین جذاب تر از آن است که بگذارد انسان
آسمانی شود. |
|
|
|
| 3 نفر از کاربران ، از دوست گرامي narsis به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#38 (permalink) |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Jan 2010
محل سكونت: در جاده های خاکی خدا
ارسالها: 144
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 54
از ایشان 121 بار سپاسگزاري شده است
|
از دزد لب بام می ترسم .از سایه ی سبیل های تا به تاش خسته شده ام . باید یک سگ برای خانه بخرم .
ع.م.ایلیا |
|
|
|
| 2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Digg به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#39 (permalink) |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Jul 2008
محل سكونت: در کنج قلب همسرم
ارسالها: 1,062
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 618
از ایشان 626 بار سپاسگزاري شده است
|
سه و نیم نیمه شب صدام کرد و گفت الان متولد شدی چقدر زیبا شدی....( اخ جون...از اون بوسه هایی که بهدش دل ضعفه میگیری)
|
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي Aimable به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#40 (permalink) |
|
Addict
![]() تاريخ عضويت: Nov 2006
محل سكونت: در اوج
ارسالها: 3,352
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,265
از ایشان 1,052 بار سپاسگزاري شده است
|
کسی می خواست نور را بکشد سایه ی نور دسته ی چاقو را برید!
|
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي narsis به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#41 (permalink) |
|
Expert
![]() تاريخ عضويت: Jun 2008
محل سكونت: تهران
ارسالها: 2,162
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,825
از ایشان 2,948 بار سپاسگزاري شده است
|
طبقه دوم پاساژ علاءالدین، دختری خسته و پریشان
- آقا یه سیم کارت میخوام که شماره ش رو هیچکی نداشته باشه.. |
|
|
|
| 2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Pol به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#42 (permalink) |
|
Expert
![]() تاريخ عضويت: Jun 2008
محل سكونت: تهران
ارسالها: 2,162
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,825
از ایشان 2,948 بار سپاسگزاري شده است
|
... و در پایان این وصیت نامه، وصیتی هم به عزرائیل میکنم که دلم را بگذارد برای آخرین مرحله.
|
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي Pol به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#43 (permalink) |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Jul 2008
ارسالها: 1,551
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,232
از ایشان 1,534 بار سپاسگزاري شده است
|
پیرمرد با صدای گرفته ای گفت: " آدم همیشه دوست داره یکی پیشش باشه که بگه چرا خروپف می کنی؟ این جوری بهتره تا که آدم تنها باشه .. "
|
|
|
|
| 4 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Luna به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#44 (permalink) |
|
مدیران
تاريخ عضويت: Nov 2005
محل سكونت: همسايه ي پاييز
ارسالها: 6,283
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,116
از ایشان 1,672 بار سپاسگزاري شده است
|
«هیچ صیادی، در جوی حقیری... مروارید صید نخواهد كرد.»
من امّا صید كردم: تصویر تو روی آب افتاده بود! داستانكي از حسين احمديان!
__________________
یک فیلسوف هرگز یک روحانی را نکشته است در حالیکه روحانیون فلاسفه زیادی را از دم تیغ گذرانده اند.... "دنيس ديروت" ![]() |
|
|
|
| 2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Sarvenaz به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#45 (permalink) |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Jul 2008
ارسالها: 1,551
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,232
از ایشان 1,534 بار سپاسگزاري شده است
|
چارده سال است که میخندی در این قاب ..
چه قدر جوان مانده ای .. ! چارده سال است که می گریم بر این قاب .. چه قدر پیر شده ام . . . ! |
|
|
|
| 8 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Luna به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |