|
|||||||
| فلسفه و منطق بحث و گفتگو در باب فلسفه و منطق آشنایی با فیلسوفان و بررسی مسائل و موارد موجود |
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#1 (permalink) |
|
مدیران
تاريخ عضويت: Dec 2007
ارسالها: 8,577
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,979
از ایشان 5,813 بار سپاسگزاري شده است
|
منظور از تحجر، تعصب بی اندازه بر عقیده شخصی است، و در هر زمینه ای میتواند مطرح باشد.
با تشکر. ![]()
__________________
. ...... ![]() راهنمایـی وبلاگ نویسـان|تست سـرعت اينتـرنت|سفر به رویا|معرفی سایت/وبلاگ|اعلام آپدیت وبلاگ|درخواست سايت . .
|
|
|
|
|
|
#4 (permalink) |
|
مدیران
تاريخ عضويت: Dec 2007
ارسالها: 8,577
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,979
از ایشان 5,813 بار سپاسگزاري شده است
|
آیا این «بستگی فکر» میتونه همه گیر باشه؟
یعنی مثلا آیا یک منتقد دین، میتونه اندازه یک متعصب دینی فکر بسته ای داشته باشه و حرفها و عقایدش ناشی از نگاه تک بعدی و بسته ش باشند؟ (در واقع تحجر از بعدی دیگر) . |
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي Rayan به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#5 (permalink) | ||
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Dec 2009
محل سكونت: همه جا و هیچ جا
ارسالها: 113
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 3
از ایشان 40 بار سپاسگزاري شده است
|
تحجر میتونه تو هر شاخه ای رخ یده, حتی در مورد افردی که افکار ضد تحجری دارند.
نقل قول:
نقل قول:
__________________
بل کذبوا بما لم یحیطوا بعلمه(یونس:39)
آنچه را به آن احاطه نداشتند تکذیب کردند |
||
|
|
|
|
|
#6 (permalink) | |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Jan 2010
ارسالها: 45
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 74
از ایشان 24 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
موضوع تاپیک بسیار جالب است و خوشحال خواهم شد که در بحث شرکت داشته باشم . درباره ی اینکه آیا یک منتقد مذهب می تواند همانقدر متحجر باشد که یک متعصب به مذهب ، باید بگویم ، بنا بر تعاریفی که من از بسیاری واژه ها و نماد ها دارم ، بله ! . اما پیش از این که به این بحث بپردازم که چرا " بله " ، بهتر می بینم که یک بار تعریفی از " مذهب " و " دین " داشته باشم . بنا بر تعریف " من " ، مذهب در واقع مجموعه اعمالی است که فرد رفتارش را به آنها آراسته می کند ، آن رفتار ها را انجام می دهد اما در اینجا پای مسئولیت پذیری شخصی نسبت به آن رفتار ها در میان نیست . برای مثال شخصی به کتابی مانند " قرآن " اعتقاد دارد و رفتار های نوشته شده در قرآن را تنها به دلیل نوشته شدن آن رفتار ها در قرآن انجام می دهد و مسئولیت همه آن اعمال را می سپارد به "الله " ، یعنی خدایی که در قرآن از آن نامبرده شده . به بیان دیگر ، فرد تنها به آن رفتار ها آراسته ( = تذهیب ) شده است . البته مثال زدن قرآن تنها به دلیل نزدیکی این مذهب به جامعه ی ما بود و ما مذاهب بسیاری در جهان داریم . حال فرض می کنیم فردی قرآن را خوانده ، رفتار های بیان شده در آن را در کنار مسئولیت پذیری شخصی انجام می دهد . مثالی می آورم ، در جایی از قرآن به مرد اجازه داده شده روی زن دست بلند کند ( نسا 34 ) یا در جایی دیگر بیان می شود می توانید کفار را بکشید ( محمد 4 ، احزاب 61 ) ، آن فردی که به رفتار های قرآن با مسئولیت پذیری شخصی عمل می کند پیش از انجام چنین کاری هایی آن ها را از دیدگاه خود خوب بررسی می کند و با وجدان خودش می سنجد . در واقع این فرد که من او را فردی " متدین " می نامم ، دِین خود را نسبت به عملی که انجام داده می پردازد و در برابر هر رفتاری که بر طبق یک تئوری انجام می دهد آماده ی دریافت واکنشی است . دوباره تاکید می کنم که مثال آوردن از قرآن صرفا" بدلیل آشنایی من با قرآن و نزدیکی آن به جامعه ی ما است و اینکه من از دیگر تئوری ها آگاهی ندارم . خوب با این تعاریف ، من فکر می کنم ، فرد متدین ، چون می تواند چند قدمی پیش روی خود را مشاهده کند و دست کم پیش بینی کند ، امکان تعصب کمتری برایش فراهم است، چرا که مسئولیت پذیری دارد . اما یک فرد " متذهب " از آن جایی که هیچ مسئولیتی از جانب خویش در نظر نمی گیرد می تواند فرد " متعصبی " باشد . و اما پرسش اصلی : به نظر من اگر کسی پیرو " مذهبی " باشد و از " مذهبی " دیگر انتقاد کند ، می تواند فردی متعصب باشد و با فکری بسته . اما اگر کسی " متدین " باشد و از " مذهبی " انتقاد کند ، فکر می کنم ، امکان " متعصب " بودن در وی بسیار کاهش میابد . و دلیل این دو رفتار متفاوت بین یک " مذهبی " و یک فرد " متدین " در واقع در نوع " انتقاد " کردن آنها می باشد . به نظر من فرد " متدین " از انتقاد هدفی جز واکاوی بیش تر آن مذهب ندارد، اما فرد " متذهب " هدف غایی اش را بر جایگزینی مذهب خویش بر مذهب دیگر می داند . البته در تمام این نوشته من به هیچ وجه قصد نداشتم و ندارم که افراد مختلف ، چه " متدین " و چه " متذهب " را به دسته های " خوب " و " بد " تقسیم کنم ، یا بگویم " تعصب " بد است یا خوب ،من تنها این مسائل را از دید خودم واکاوی کردم، و فکر می کنم خوب و بد برای هر کسی به خودش مربوط است و البته با دیگری متفاوت .
__________________
«کائنات نه تنها بزرگتر از آن است که ما گمان می کنیم ، بلکه حتی بزرگتر از آن است که ما بتوانیم گمان کنیم»لارنس جوزف |
|
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي Farzan2010 به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#7 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Jun 2008
ارسالها: 69
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 5
از ایشان 15 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
|
|
|
|
|
|
|
#8 (permalink) |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 1,777
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 552
از ایشان 582 بار سپاسگزاري شده است
|
ما انسانهاي متحجر و متعصب زيادي در غير از دين هم داريم.
حتي در بي خدايي. حتي كساني در علم اينطور هستن. تعصب و تحجر شكلهاي بسياري دارن و همه جا ديده ميشن. حالا يكسري از اينها كلاسيك و آشكار و قديمي هستن و يكسري جديد و نامتعارف و پيچيده و پنهان و غيره. خيلي ساده، اينها به انسان برميگردن و منشاء حقيقي درواقع انسان هست نه دين يا ضددين و علم و غيره. بنابراين انسان در بيشتر چيزها ميتونه اينطور عمل كنه. چه در دين چه در غيردين و چه در علم. منتها شايد بعضي حيطه ها بطور طبيعي كمتر ظرفيت اين رفتارها رو دارن.
__________________
Only God I Wish I Was Buddha کاش بودا بودم Live And Let Live زندگی کن و بگذار زندگی کنند Forgive And Be Forgiven ببخش و بخشیده شو |
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي Folaani به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#9 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Dec 2006
ارسالها: 65
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 17
از ایشان 31 بار سپاسگزاري شده است
|
سلام جناب رایان تاپیک خوبی استارت زدید.. بنظر من نمیشه ضد تحجر رو نقطه مقابل تحجر میدونست... نقل قول:
یه منتقد دینی ضمن اینکه خودش ریشه تحجر دچار جهلم هم هست..! چون گزینه های الهياتى و مذهبی به لحاظ تجربى اصلا قابل بحث نیستند کسی که سعی در متقاعد کردن کسی داره در جهل کامله..!
__________________
خداحافظ ای خونه ی خالیه من خداحافظ ای عشق پوشالیه من خداحافظ ای خاطرات پر از درد خداحافظ ای لحظه های غم و سرد خداحافظ ای عمر بیخود گذشته خداحافظ ای نامه های نوشته
|
|
|
|
|