|
|||||||
| بانوان بحث و گفتگوی بانوان گرامی و بررسی وضعیت زنان در اجتماع و در دیگر عرصه ها |
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#1 (permalink) |
|
Expert
![]() تاريخ عضويت: Jun 2008
محل سكونت: من خاكستــر نشينـــم
ارسالها: 1,981
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 659
از ایشان 1,251 بار سپاسگزاري شده است
|
صبح ساعت 5
قدیم: به آهستگی از خواب بیدار میشود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تا تخم مرغها را جمع کند جدید: مثل خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند. صبح ساعت 6 قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را باعشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بوسیدن صورت آقای شوهر است تا از خواب بیدار شود. جدید: بازهم خوابیده است صبح ساعت 7 قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون میرود و هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند. جدید: هنوز کپیده است. صبح ساعت 11 قدیم: مشغول رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار است. جدید: تازه چشمانش را با هزار تا ناز و عشوه باز کرده و در با دست در حال بررسی جوش های روی کمرش است ظهر ساعت 12 قدیم: مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است. جدید: در حال آرایش کردن با همسایه طبقه بالا صحبت میکند ظهر ساعت 13 قدیم: در حال شستن جوراب و لباسهای آقای خانه درون طشت وسط حیاط خلوت میباشد. جدید: در حال روشن کردن ماشین لباسشویی ، ماشین ظرفشویی و البته غرغر کردن است. ظهر ساعت 14 قدیم: در حال مالیدن پای آقای شوهر که برای خوردن ناهار به خانه آمده است میباشد. جهت حض جمیل بردن آقای شوهر ، دامن گل گلی خود را پوشیده است. جدید: در حال انداختن یک غذای آماده درون میکرفر بوده و در همان حال در حال تماشای FashionTV میباشد. ظهر ساعت 15 قدیم: در حال جارو کردن حیاط خانه و تمیز کردن لانه مرغها و بردن علوفه برای گاوشان میباشد. جدید: با یکی از دوستانش به پاساژ صدف برای خرید رفته است. عصر ساعت 16 قدیم: مشغول شستن پاهای کودکشان است که به دلیل دویدن در کوچه خونی شده است. جدید: در حال پرو کردن لباسهای خریداری شده است. در همان حال هم نیم نگاهی هم به شکم خود دارد که جدیداً چاقی را فریاد میکشد. عصر ساعت 17 قدیم: دم در خانه ایستاده است تا آقای شوهر بیاید. جدید: در لابی نشسته است تا با آقای شوهر به خرید برود. عصر ساعت 18 قدیم: برای شوهر خود چای آورده و مانند یک خانم کنار شوهرش در حال صحبت با او است. جدید: از این مغازه به آن مغازه شوهر بیچاره خود را میبرد. شب ساعت 19 قدیم: سفره شام را انداخته و شوهر را برای خوردن شام دعوت میکند. جدید: هنوز در حال خرید است. شب ساعت 20 قدیم: در حال شستن ظروف شام ، کنار حوضه خانه است. جدید: کماکان در حال خرید است. شب ساعت 21 قدیم: در حال چاق نمودن قلیان آقای همسر میباشد. جدید: در رستوران ، پیتزا میل میفرمایند. شب ساعت 22 قدیم: رختخواب ها را پهن کرده است برای خوابیدن . در حال ریختن گل سرخ روی متکای آقای خانه است تا خوش بو شود. جدید: در حال غرغر کردن بر سر وضعیت ترافیک است. شب ساعت 23 و 24 قدیم: ... جدید: در حال مشاهده ماهواره هستند ایشون ، لطفاً مزاحم نشوید.
__________________
![]() ويرايش توسط RiRa : 01-24-2010 در ساعت 11:37 PM. |
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي RiRa به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#2 (permalink) |
|
چتر به دست
تاريخ عضويت: Sep 2007
محل سكونت: جايي گرمتر از خورشيد
ارسالها: 7,263
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 2,542
از ایشان 5,345 بار سپاسگزاري شده است
|
دو رفتار نا متعارف
هردو برده اند و هردو بردهء اندیشه ای متحجر یکی برده اندیشه متحجر جامعهء خویش است و یکی اندیشه متحجر خویش
__________________
می نویسم تا بمانم و میمانم تا قلم بر پهنهء این روزگار برانم ![]() من مست و تو ديوانه ... |
|
|
|
|
|
#3 (permalink) |
|
مدیران
تاريخ عضويت: Dec 2007
محل سكونت: SEASIDE
ارسالها: 8,590
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,017
از ایشان 5,980 بار سپاسگزاري شده است
|
مطلب اگر طنز هست در انجمن بانوان چه میکنه ؟
چرا قبل از مطالعه تایید میشه ؟ اگر مطالعه شده بود یک قسمتش نیاز به ویرایش داره که نشده ! کدبانوی قدیم، کدبانوی جدید
__________________
هر گفتاری که خالی از ذکر باشد لغو است هر خاموشی که خالی از فکر باشد سهو است هر نظری که در آن اعتبار و عبرتی نباشد لهو است حضرت علی (ع) |
|
|
|
|
|
#4 (permalink) |
|
چتر به دست
تاريخ عضويت: Sep 2007
محل سكونت: جايي گرمتر از خورشيد
ارسالها: 7,263
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 2,542
از ایشان 5,345 بار سپاسگزاري شده است
|
به همان علت که این تاپیک در تالار لطیفه و چیستان با تبصره و ماده قرار دارد
(کاملا جدی)اگر این مبلغ رو بدهکار باشی چیکار میکنی؟ |
|
|
|
|
|
#5 (permalink) | |
|
Expert
![]() تاريخ عضويت: Jun 2008
محل سكونت: من خاكستــر نشينـــم
ارسالها: 1,981
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 659
از ایشان 1,251 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
نوشتم طنز كه مبادا آقايون دور بر دارن ![]() جواب سوال دومت به من مربوط نيس . ويرايشش كردم ، sorry ![]() ---- اگه تكراريه ، مجزا بودنش الزامي نداره ، ادغام يا حذفش كنين . ![]() |
|
|
|
|
|
|
#6 (permalink) | ||
|
مدیران
تاريخ عضويت: Dec 2007
محل سكونت: SEASIDE
ارسالها: 8,590
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,017
از ایشان 5,980 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
دوم اینکه مقاله مذکور با تبصره و ماده نبوده بلکه بنا به درخواست خود کاربر در دو تالار استارت شده . نقل قول:
|
||
|
|
|
|
|
#7 (permalink) | |
|
چتر به دست
تاريخ عضويت: Sep 2007
محل سكونت: جايي گرمتر از خورشيد
ارسالها: 7,263
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 2,542
از ایشان 5,345 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
و یا انکه مدیر ارشد شما باشید و یا انکه مسئول تالارهای اجتماعی شما باشید در حیطه وظایف خود ؛ دخالت کنید در ثانی ؛ بنده هیچ رقبتی به کار مدیریتی در این مکان ندارم ولی انچه میبینم کاربرانی است که تاپیک هایی را میزنند و هفته به هفته تایید نمیشود و تا وقتی که نام بنده بر پایین این تالارهاست میتوانم از اختیار مدیریتی خود بنا به اجازه خود استفاده کنم شما برای تالار تحت مدیریت خود جوش بزنید در مورد ان تاپیک ؛ برای خود تفسیر کردید چون کاربری خواست ؛ تاپیک طنزی در تالار سیاست باشد پس باید باشد ؛ عذر بدتر از گناه اوردید و در اخر ؛ بنده را از قماش کودکانی نپندارید که چون شما چهار کلام تند نوشتید به خود میخزند ؛ حدود خویشتن نگاه دارید و پا را از حد خویش فراتر نگذارید سرتان به کار خویشتن باشد |
|
|
|
|
|
|
#8 (permalink) |
|
مدیران
تاريخ عضويت: Dec 2007
محل سكونت: SEASIDE
ارسالها: 8,590
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,017
از ایشان 5,980 بار سپاسگزاري شده است
|
البته که باید تذکر مدیریتی مارا تند برداشت کنید و مثل کودکان سریع آسمان و ریسمان را هم بهم ببافید و فکر کنید ما برای سر کله زدن با کاربرانی چون شما جوش میکنیم .
اما اشتباه به عرض رساندن بنده مدیر مجموعه تالار دهکده جهانی هستم و هنوز جزو تیم مدیریت محصوب میشوم اما شما در تیم مدیران نیستید و علارقم تذکرات مکرر مدیر ارشد به دخالت در امور مدیریتی هم میهن میپردازین و باقی ماندن دسترسیهای شما به شما اجازه دخالت در امور مدیریتی را نمیدهد مقالات تالارهای عمومی خاک هم بخورد به شما ارتباطی ندارد و مدیر ارشد که مسئول رسیدگی به تالارهای فاقد مدیر است خود بهتر میداند با ادمین پس بیش از این سفسطه نکنید و وقت من را نگیرید دست از دخالت در امور مدیریتی بردارید و مثل مابقی کاربران به فعالیت خود ادامه دهید و گره های مدیریتی رو به عهده خود مسئولان بگذارید . از مغلطه دست بردارید با آوردن نام هیچ مقاله ای نمیتوانید سرپوشی بر دخالتهای بیجای خود بگذارید امور تالارهای دیگر به دست مدیران مربوطه هست و اینکه چه مقاله ای کجا ا استارت میشود به مسئولین تالار و مسئولین بالاتر ربط دارد نه به کاربری چون شما اگر مقاله طنزی در تالار نا مناسب قرار دارد این از عدم تعهد مدیران به قوانین فروم و از ضعفهای مدیریتی است که فل مجموع باز هم دخلی به کاربری چون شما ندارد مثل یک کاربر خوب فعالیت کنید و به قوانین پایبند باشید وگرنه الزامی برای فعالیت شما در این فروم ااحساس نمیشود . |
|
|
|
|
|
#9 (permalink) |
|
چتر به دست
تاريخ عضويت: Sep 2007
محل سكونت: جايي گرمتر از خورشيد
ارسالها: 7,263
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 2,542
از ایشان 5,345 بار سپاسگزاري شده است
|
باز هم که جوش بی خود میزنید
شاید با این دخالت های بیجا به زودی مدیر ارشد شوید ان روزی که کاربری بیش نبودید و برای مدیریت جامه میدرید و حتی مدیریت تالاری را که کمترین بازدید کننده داشت را پذیرفتید تا لااقل نام مدیریت بر شما قرار گیرد و عقده هایی وا شود و خود را در عالم وهم بالا برید اما نمیدانید بنده دعوت به مدیریت شدم نه انکه چون شما نیامده و گرد راه بر تن داشته ؛ درخواست مدیریت کنم شاید ان روز که در جامه دران برای مکان مدیر ارشدی تقلا میکردید ، و دندان تیز میکردید تا جستار ان زمان که صبوحی در هم میهن نبود را از مقامش پایین اوردید و خود به صندلی او تکیه زنید و گروه میکشیدید و عقده های قدرت خویش باز میکردید و سنگ مفت ، گنجشک مفت این حاجی سنگ دیده ؛ شاید مدیر ارشد شود و نمیدانستید من ان زمان بود که جای خویش را نه بالاتر بلکه کافی دانستم و از برهان ان زمان دفاع کردم ، هیچ گاه بر مدیریتی که شما برایش خود را به اب و اتش میزنید طمع نداشته ام و نخواهم داشت و حال کاربریم که اختیاراتی دارد این که میگویید کاربر افتخار من این خواهد بود که اینجا کاربرم و انچه مرا بر ان داشت تا بروم ؛ این بود که با چون شمایی سنجیده نشوم و من و شما را در یک کیش نبینند انقدر شرف در وجودم بود که اعتقاد خویش را به پای جایگاه خویش نبازم و اگر بودم به خاطر دوستان و کاربران بود و هیچ گاه خویشتن را از کاربران بالاتر ندیده ام اینجا نه از زبان ملال که از زبان شعف اعلام میدارم اری بنده کاربرم ؛ و به مانند شما نیستم تا خود را از کاربران بالاتر بدانم که کاربر بودن را افول و انزوا بداند و برای مدیریت و قدرت بیشتر ، چه ها که نکند به شما قول خواهم داد روزی که باد از سمت ما بوزد شما این سو خواهید بود زیرا شما را در نه آن خواهم دید که شرف را به جایگاه برتری دهید امدید دخالت بی جا کنید دیدید خود گرفتار بدتر از آن هستید و مثالتان تنها با مثالی جواب داده شد بهترینش این بود که بگویید حق باشماست هر دو یک اشتباه کردیم و میتوانیم اینگونه اصلاح کنیم اما باز چون قدرت طلبان ، اشتباه خود را حسن دیدید به شما گوشزد کردم که بنده به مانند کودکان تالار تفریح نیستم با چند کلام تند از جانب شما به خود بخزم این را بارها به شما ثابت کردم باز هم میگویم ؛ هروقت مدیر ارشد بودید ، یا ادمین یا ناظم سایت بیایید اینجا و حرفی زنید در غیر این صورت به کار خویش مشغول باشید تا بیش از این پرده ها دریده نشود ![]() |
|
|
|