|
|
|
|||||||
عضویت در هم میهن
|
شبکه اجتماعی
|
پخش زنده |
میکروبلاگ |
کاربران آنلاین |
گروه ها |
|
|
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#1 (لینک نوشته) |
|
شمع جمع ![]() |
* حجتالاسلام والمسلمين سيدمحمدرضا ميرتاجالديني* درياي شمال ايران در گستره تاريخ، همواره به يكي از نامهاي ايراني معروف بوده است و در آثار اغلب مورخان معروف ايراني از اين دريا به دو نام درياي تبرستان (طبرستان) يا درياي مازندران نام برده شده است. آمدن هر دو نام در دائره المعارفهاي معتبر ، مهر تأييدي بر ايراني بودن اين دريا در طول تاريخ بوده است. درياي بزرگ و بستهاي كه بيش از چهارصد هزار كيلومتر مربع وسعت دارد و بزرگترين درياچه جهان شناخته ميشود، محيط زيست گرانبهاترين و نادرترين ماهيهاي دنيا است و سواحل مربوط به ايران يعني بخش جنوبي درياي مازندران و رودخانههايي كه به آن ميريزند، 78 گونه و زير گونه ماهي يافت ميشود. درياي مازندران يكي از بيهمتاترين بوم شناختهاي آبي جهان بوده كه محيطي مناسب براي زندگي و رشد مرغوبترين ماهيهاي خاوياري جهان است و 90 درصد ماهيان خاوياري مختص به اين دريا است(منبع: دانشنامه آزاد) اين دريا به نامهاي مختلف در طول تاريخ و در نقشههاي جغرافيائي شناخته شده است كه از اسامي سواحل جنوبي آن گرفته شده و كلاً ايراني است، نامهايي چون گرگان، ساري، گيلان ، بر روي اين دريا بوده است و همگي به مناطقي از تبرستان باستاني (كه مازندران امروزي باقيمانده آن است) برميگردد. قزوين نام ديگري از اين دريااست كه از سوي كشورهاي عربي به شكل «بحرالقزوين» استفاده ميشود. در دانشنامه آزاد چنين آمده است: «در اسنادي كه در مؤسسات معتبر روسيه است آمده كه «نوجين زيس» براي روسها اولين بار آن را در قرن دوازدهم ثبت نموده و ذكر كرده كه ايرانيان آن را قرنها درياي تبرستان ميخواندند؛ ولي چون واژه مازندران ميان بوميان تبرستان جايگزين گشته، آن را درياي مازندران ميخوانند (منبع: سفرنامه ملنگوف روسي)، همچنين در ميان دانشمندان اسلامي درياي مازندران بر روي نقشهها ثبت ميگشته (منبع: دائره المعارف فارسي استاد مصاحب)، گذشته از آن نام درياي تبرستان به دليل مجاورت دولت تبرستان به آن بوده است.» البته در ميان مغرب زمين اين دريا از دير زمان به درياي كاسپين (Caspian ) شهرت داشته و هنوز هم در نقشههاي چاپ غرب، كاسپين بر روي آن دريا به چشم ميخورد كه مورخين و اهل لغت آنرا شكل فرنگي شده قزوين ميدانند كه زماني به خطه گسترده و بزرگ از نواحي غرب و شمالي ايران اطلاق ميشده كه گستره آن به حدود اين دريا ميرسيده است، و «كاسپين خود از نام قوم سفيدپوست كاسپي گرفته شده است كه در كرانههاي باختر تا جنوب باختري آن ساكن بودهاند و ميباشند و نامهاي كاشان و قزوين مؤيد آن است.» (منبع: پيشين) اما خزر درهيچ كدام از نامهاي قديمي نيامده است واز دوره قاجار، اين نام مجعول غيرايراني مرسوم گشته و وارد بعضي اسناد رسمي از جمله قراردادهاي ننگين گلستان و تركمنچاي شده است. خزر نامي است برگرفته از قوم خزر كه در بخش شمالي دريا ساكن شدهاند و قومي غير ايراني و ستيزهجو و مهاجم بودند و هر از گاهي به شهرهاي ايران و ارمنستان و آذربايجان كه جزو قلمرو ايران بودند هجوم ميآوردند. اين قوم كه بعدها به يهوديت گرويدند، حتي بعد از ظهور اسلام عليه ايران و ايرانيان جنگهاي خونين به راه انداختهاند و در هزار سال پيش در سده دهم ميلادي به دست روسها نابود شدهاند و بازماندگان آنها منطقه را ترك كرده و امروزه بسياري از يهوديان آمريكا و اروپاي شرقي و فلسطين اشغالي از اخلاف همان خزران يهودي هستند. يكي از نويسندگان در اين زمينه در مقاله خود آورده است: «نكته بسيار درخور توجه در كتاب خزران «كستلر» اين است كه تقريباً بيش از 90 درصد يهوديان امروز اروپا و آمريكا از تبار همان خزران بوده و ربطي به اسباط دوازدهگانه قوم بني اسرائيل ندارند و از شگفتيهاي روزگار آن كه به اذعان «كستلر» يهودي، همين گروه از يهوديان خزر تبارند كه از يك قرن پيش با زمينه سازيهاي تبليغاتي صهيونيستها، به ويژه پس از جنگ دوم جهاني، از اروپا به سوي فلسطين سرازير شده و با ادعاي رسيدن به ارض موعود، كشور اسرائيل را تأسيس كردند، در حالي كه اين يهوديان اشغالگر از نظر تاريخي و نژادي از اعقاب همان نوجهودان خزر تبار بودند و كمترين نسبتي با يهوديان سامي نژاد ساكن در فلسطين قديم نداشتند. ( غلامرضا كيامهر، مقاله درياي مازندران و منافع ملي ما ). همين نويسنده در بخشي از مقالهاش آورده است «همين روايت تاريخي حاكي از آن است كه آخرين بازماندگان قوم خزر در جريان ايلغار تركان مغولي از صفحه روزگار محو و نابود شدند. بدين ترتيب قرنهاي متمادي است كه از اضمحلال قوم خزران ميگذرد و در كمتر منبع معتبر تاريخي، نامي از درياي خزر به چشم ميخورد و از همه مهمتر آن كه هيچ يك از ملتهاي امروزي ساكن در حوالي اين دريا نسبت و قرابتي با اقوام خزر ندارند» (منبع پيشين) بنابر اين مطابق آنچه گفته شد، بر اساس اسناد و مدارك قابل دسترسي و آثار به جا مانده از مورخان و جغرافيدانان و نقشههاي جغرافيايي، درياي شمال ايران نبايد به نامي جز درياي مازندران شناخته شود و همان طوري كه درياي گرم جنوب ايران همواره در طول تاريخ به نام خليج فارس شناخته شده است و به رغم تلاش مستمر دشمنان اين مرز و بوم براي تحريف نام خليج فارس نتيجهاي نگرفتهاند و همچنان در اسناد بينالمللي از درياي جنوب ايران به عنوان خليج فارس نام برده ميشود و بحق، دولتمردان ايراني در طول تاريخ معاصر هرگز حاضر نشدهاند معاهده يا قراردادي را امضا كنند كه نام تحريف شده اين دريا به كار رفته باشد و بايد از همين مبنا و روش درست و منطقي و مبتني بر حقانيت تاريخي نسبت به نام درياي مازندران كه به غلط درياي خزر ناميده شده، پيروي كنيم. اين رسالت مورخان و محققان و استادان تاريخ و جغرافياي ايران است كه روشن كنند منشاء پيدايش و انتخاب نام خزر براي درياي مازندران و يا به قول غربيها درياي كاسپين چه بوده و اين نام از چه تاريخي در شناسنامه اين دريا به ثبت رسيده و به رسميت شناخته شده است. جاي بسي شگفتي است كه در دولت گذشته نام خزر به صورت رسمي به جاي مازندران انتخاب و طي بخشنامهاي ابلاغ شده است! اين تغيير پس از تصويب در جلسه كميته تخصصي نامگذاري و يكسان سازي نامهاي جغرافيائي ايران درتاريخ 18/9/81 طي بخشنامهاي به تاريخ 30/10/81 و به شماره 54864 توسط جناب آقاي محمدرضا عارف معاون اول رئيس جمهوري به كليه وزارتخانهها ، سازمانها و مؤسسات دولتي، نهادهاي انقلاب اسلامي و استانداريهاي سراسر كشور ابلاغ ميشود. در مصوبه كميته مذكور چنين آمده است: «جهت جلوگيري از هرگونه سوء تفاهم احتمالي و جلوگيري از تشتت آراء در زمينه نام پهنه آبي شمال كشور، از نام «خزر» در داخل كشور و «Caspian » در متون خارجي قراردادها و معاهدات بينالمللي استفاده گردد.» براي اينجانب هنوز معلوم نگشته است كه چه منافعي در اين تغيير نام بوده است؟! و كدام مصلحت عامه كشور در آن نهفته است؟! آيا جهت جلوگيري از تشتت آراء نميشد نام ايراني «مازندران» انتخاب و بكارگيري نام خزر در داخل ممنوع گردد، منظور از سوء تفاهم احتمالي چيست؟ آيا تأكيد بر ايراني بودن نام دريا موجب سوء تفاهم از سوي همسايگان ميگردد، بديهي است رفع سوء تفاهمات را بايد در تعيين رژيم حقوقي درياي مازندران و تأكيد بر حقوق تاريخي ايران بر اين دريا، جستجو و پيگيري كرد. ملت و كشوري كه در حد اعجاب قابل تحسين نسبت به حفظ هويت و نامهاي جغرافيائي خود حساسيت دارد و اوج حساسيت آن را در پاسداري از نام خليج فارس به جهانيان نشان داده است چگونه ممكن است از اين حق تاريخي روشن، غفلت يا عدول نمايد؟! بيشك تأكيد به نام ايراني درياي مازندران، ما را در حفظ حقوق تاريخي ايران بر پهنه اين دريا كمك خواهد كرد. اكنون كه رژيم حقوقي درياي مازندران مورد اختلاف است و عدهاي برآنند كه بر حاكميت و مالكيت مشاع ايران بر پنجاه درصد پهنه درياي مازندران ترديد ايجاد كنند، تنزل از نام ايراني آن و رسميت دادن به نام غير ايراني و مجعول «خزر» بر خلاف مصالح ملي است. براين اساس اينجانب از وزراي امور خارجه، كشور و فرهنگ و ارشاد اسلامي اعضاي اصلي كميته تخصصي نامنگاري و يكسانسازي نامهاي جغرافيايي ايران نسبت به علت تغيير نام مازندران سؤال كردهام و اينكه نسبت به تجديد نظر و بازگرداندن نام اصلي آن چه اقدامي كردهاند؟ با توجه به مسائل پيش گفته از نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي و از اساتيد و دانشجويان تاريخ و جغرافياي ايران و ارباب فكر و اهل نظر انتظار ميرود با ورود به اين عرصه و اظهار نظر و ارائه راهكار مناسب جهت رسيدن به نكته مطلوب، مسئولان را در تصميمگيري درست ياري نمايند. ـــــــــــــــــــــــــ ــــــ * عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي
__________________
آرمان ما برپایی دولتی مبتنی بر دو عنصر "خاک" و "خون"،در سرتاسر ایران بزرگ است. |
|
|
|
| 6 نفر نوشته را پسندیده اند : |
| نوشته را نپسندیده اند : |
|
|
#2 (لینک نوشته) |
|
کاربر فعال تالارهای موضوعی ![]() |
طرح تعویض دریای کاسپین یا دریای مازندران
به دریای خزر یک طرح ضد ملی و نشانه خیانت و نادیده گرفتن منافع ملی ایران مي باشد كه از ديرباز تا كنون ادامه داشته و هر روز منافع كشورمان بيش از پييش از داخل و خارج زير پا گذاشته مي شود ... ما ايرانیها، در اقدامی عجيب، نام يک قوم وحشی غيرايرانی را بر درياچه کاسپين میگذاريم و حتا کار بدانجا میکشد که خيلیها با شنيدن نام «کاسپين» تصور میکنند که واژهای انگليسی میشنوند! قوم “کاسپین” یکی از اقوام كهن ايران می باشد که در هزاره های دوم و یکم پیش از میلاد در نیمه شمالی ایران حضور داشته است. مردمانی شجاع و قوی هيکلی که دارای موهای روشن و چشمان آبی و سبز بودند. نام شهرهایی مانند “قزوین” و “کاشان” برگرفته از نام قوم کاسپین می باشد. این در حالی است که قوم وحشی و ترک تبار و يهودي«خزر» هزاران سال پس از قوم کاشی و در سده های 6 و 7 میلادی آنهم در گوشه شمال غربی دریای کاسپین ظهور نموده است. خزرها مردمى كوچنده از دشت قبچاق آسياى مركزى بودند و كم كم در كرانه شمالى درياى خزر و جنوب روسيه و شمال قفقاز تا حدود دربند سكونت يافتند و به سوى سرزمين هاى غربى تا منطقه اوكراين و فراتر از آن هم رو به گسترش نهادند. آنان بارها قسمت هاى عمده قفقاز و سرزمين هاى متعلق به ايران را مورد تاخت و تاز قرار مى دادند.
__________________
ماکس پلانک: ديـن و علـم مشترکا ً بر ضد شرک و الحاد ميجنگند، و برانگيزندهء آنها همواره خـدا بوده و خواهد بود. |
|
|
|
| 10 نفر نوشته را پسندیده اند : |
|
|
#3 (لینک نوشته) |
|
کاربر فعال تالارهای موضوعی ![]() |
خزران قومي ترك نژاد و ترك زبان اند
و در شمال شرقي درياي سياه و شمال غربي درياي مازندران حكومت مستقلي داشتند و در سال 740 ميلادي رسما حاكم و بزرگانش دين رسمي حكومت را دين يهود قرار دادند ... دايره المعارف يهود مينويسد : اين دولت راههاي مهم تجاري ولگا را در كنترل گرفت و بمثابه دولتي حايل ميان اسلام پرتكاپو و مردم اسلاوي كه امروز روس خوانده مي شوند نقشي حساس در تاريخ مسيحيت در شرق اروپا ايفا كرد. 3ibid, vol. 8, pp. 667. معناي ساده اين سخن اينست كه اگر دولت يهودي خزر نبود مردم روسيه و شرق اروپا مانند مردم سوريه و مصر و عراق ايران مسلمان بودند . برخي محققين نام خزر را در اصل قچر از ريشه تركي قچمك (كوچ روي ) مي دانند. ibid, p. 944. و اگر حروف خ و ز را در اين نام ناشي از تلفظ عبري بدانيم تلفظ تركي آن همان قچر يا قجر است . بدينسان اين فرضيه را قابل طرح مي دانيم كه خزران اسلاف ايل قجرند كه پس از مهاجرت به ايران به قاجار شهرت يافتند. به نوشته سعيد نفيسي در منابع تاريخ ايراني تنها از اواسط سده دهم هجريست كه به نام قاجار يا قجر بر ميخوريم. ************************************** نوشته زير بخشي از كتابيست كه نگارش آن به بهاي جان نويسنده و همسرش تمام شد و جسد او و همسرش را مسموم يافتند ! (البته گفتند كه خودكشي كرده اند !!!) خزر كشور خزران روي خط طبيعي پيشروي اعراب قرار گرفته بود در صورت عبور از اين راه سرزمين هاي شرق اروپا برايشان باز بود ولي در اينجا مسلمين به قدرت نظامي عظيمي برخوردند كه مانع پيشروي و ادامه تصرف آنها در اين جهت گرديد . جنگ اعراب و خزرها نزديك به 100 سال به طول انجاميد ... ترديدي نيست كه در صورت نبود خزرها در شمال قفقاز ، بيزانس اين دژ تمدن اروپايي توسط مسلمين دور زده مي شد و تاريخ مسيحيت واسلام با آنچه ما اكنون ميشناسيم بسيار تفاوت داشت. آرتور كسلر –قبيله سيزدهم- ص 18 « مدارك تاريخي و جامعه شناسي نشان مي دهد كه اكثريت قاطع جمعيت يهودي شرق اروپا از يهوديان خزري تشكيل شده بود و... بنابراين يهوديان جهان امروز حاصل جمع اكثريتي بزرگ از يهوديان خزري است به علاوه جمعي كوچك از يهوديان چند رگه اصيل » همان ص 8 « حالت عمومي خزرها را ارامنه و گرجي ها و عرب ها مرداني وحشي و خون آشام توصيف مي كنند و واقعه نگاري گرجي آنها را ياجوج و ماجوج خوانده است .» همان ص 23 |
|
|
|
| 7 نفر نوشته را پسندیده اند : |
|
|
#4 (لینک نوشته) | |||
|
رهگذر ![]() |
متاسفانه این نکته صحت دارد ! حتی تصوری وجود دارد که چون « کاسپین » واژه ای انگلیسی بوده به « خزر » تغییرش داده اند ! |
|||
|
|
|
| 4 نفر نوشته را پسندیده اند : |
|
|
#5 (لینک نوشته) |
|
هم میهن دوست ![]() |
نام دریای شمال ایران شهربراز ![]() چند سال پیش نوشتهی کوتاهی در این وبلاگ منتشر کردم به نام دریای کاسپین که در آن به کوتاهی بر پایهی چند منبع که داشتم به بررسی نام دریای شمال ایران پرداخته بودم. خوشبختانه به تازگی استاد عنایتالله رضا کتاب پژوهشی مهمی در این باره منتشر کرده است به نام «نام دریای شمال ایران». نام کتاب: نام دریای شمال ایران نویسنده: دکتر عنایتالله رضا ناشر: مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی سال: ۱۳۸۷ صفحه: ۱۸۰ این کتاب نه تنها ارزش تاریخی و زبانی دارد بلکه برای یکپارچگی کشورمان ایران نیز اهمیت دارد. در بخش نخست استاد رضا نشان داده است که نام «دریای مازندران» در هیچ یک از متنهای تاریخنگاران و جغرافیدانان به کار نرفته است و تنها خود ایرانیان و آن هم به تازگی این نام را رایج کردهاند. نامهای تاریخی این دریا عبارتند از دریا هیرکان، دریای گرگان، دریای قزوین، دریای گیلان، دریای تالش، دریای دیلم، آبسکون و دریای خزر. در بخش دوم و سوم استاد رضا تاریخ قوم خزران را بررسی میکند و نشان میدهد که نام دریای خزر در هیچ یک از منبعهای پیش از اسلام دیده نمیشود و تنها در برخی متنهای دورهی اسلامی این نام به کار رفته است. در بخش چهارم دو نام ایرانی این دریا - که با قومهای کهن ایرانی پیوند دارند - بررسی شدهاند یعنی دریای هیرکان و دریای کاسپی. هکاتیوس میلتی (Hecataeus of Miletus)، درگذشته به سال ۴۸۰ پیش از میلاد (دوران خشیارشا هخامنشی) از دریای شمال ایران با «دریای هیرکان» و «دریای کاسپی» نام برده است. هرودوت هم از دریای کاسپی نام برده است. نظر استاد بر این است که هیرکانیان در شرق و جنوب این دریا و کاسپیها در غرب و جنوب این دریا میزیستهاند. وی هم چنین ارتباط قزوین و کاسپین را تایید نمیکند. در فصل پنجم بررسی میشود که چه گونه نام خزر بر این دریا نهاده شد. در دوران اسلامی و پس از حملهی عربها به قفقاز بود که آنان با قوم خزران روبرو شدند و نام خزر را عربها به این دریا دادند وگرنه در نوشتههای قومهای غیرعرب چه ایرانی و چه انیرانی این دریا «خزر» خوانده نشده است. (ص ۱۰۲) (خوشبختانه برای من)، همان گونه که من در آن نوشتهی کوتاه گفته بودم، استاد عنایتالله رضا نیز بر این باور است که
(در این نوشتار، بخشهای نقل شده از کتاب، در اصل از مجلهی بخارا نقل شدهاند. شماره ۷۴، بهمن و اسفند ۱۳۸۸، ص ۴۵۶ تا ۴۵۸) برداشته شده از:
http://shahrbaraz.blogspot.com/2010/...g-post_26.html
__________________
دانستن گذشته نه برای افسوس آه که برای انگیزش برون رفت از تیره روزی کنونی مان بایسته است. |
|
|
|
| 5 نفر نوشته را پسندیده اند : |
|
|
#6 (لینک نوشته) |
|
هم میهن دوست ![]() |
باسلام.همه ما ميدونيم كه در تمام كتابهاي خارجي ازنام درياي كاسپين استفاده مي شود.حال خود ما چرا از اين نام استفاده نكنيم.
|
|
|
|
| 2 نفر نوشته را پسندیده اند : |
|
|
#7 (لینک نوشته) |
|
کاربر فعال تالارهای موضوعی ![]() |
با سلام و سپاس از آغاز اين جستار
پيشتر جستاري با همين موضوع را آغاز نموده بودم به نظر كاملا مشابه مي آيند از مديريت تقاضا دارم كه اين دو را يكي كند ... درياي بزرگ كاسپين(مازندران)يا خزر جعلي ؟! |
|
|
|
| 3 نفر نوشته را پسندیده اند : |
|
|
#8 (لینک نوشته) |
|
مدیر تالار تاریخ ![]() |
پرویز ورجاوند در مقالهای تحت عنوان “ دریای مازندران یا خزر” در مجله اطلاعات سیاسی اقتصادی(شماره ۱۸۸ خرداد ۱۳۸۲) ضمن مخالفت با نام دریای خزر (خزران را یک قوم مهاجم دانسته) و یاد آوری نموده کهقباد ساسانی توانست قوم خزر را که به خاک ایران زمین وارد شده بودند، را تا آنسوی رودخانه ولگاه براند. وی فرمان داد تا شهر دربند و دژ دربند بازسازی شود.
این دژ شهر که هنوز نام پهلوی بر خود دارد و در جمهوری داغستان روسیه واقع است شمالی ترین مرزبانی ایران در زمان ساسانیان بودهاست، بنابر کتیبه پهلوی که بر دیوارهای سنگی این شهر نصب است، دژ دربند به فرمان خسرو انوشیروان، ساخته میشود تا جلوی تازش اقوام شمالی گرفته شود و قباد، پسر خسرو انوشیروان، پس از واپس راندن خزرها، در پیروز نامهای که بر سنگهای شهر دربند نقش است داستان این پیروزی و فرمانش به بازسازی را نقل کردهاست. دژ شهر دربند یادگار تات نشینان است و به عنوان میراث معنوی و فرهنگی به ثبت جهانی رسیدهاست. هنوز هم هرچند شمارشان رو به کاهش گذاشته اما مردمان این شهر پهلوی زبان و تات هستند. برای دکتر پرویز ورجاوند و مجله اطلاعات سیاسی اقتصادی پاسخی ارسال شد که همان موقع در چند وب سایت و روزنامه مردم سالاری مرداد ۱۳۸۲ و سپس در مجله علمی اقتصادی پیام دریای ۱۳۱-۱۳۳ مهر و آذر ۱۳۸۳ چاپ شد و به شبهههای مخالفان نام دریای خزر پاسخ داده و اختلافهای متعدد و متضادی که در روایتها و مکتوبات در مورد خزران وجود دارد را یاد آوری نموده و نوشتهاست. نام دریای خزر در تمام متون فارسی قراردادها (حدود ۲۰ عهدنامه) و ازجمله عهدنامههای شاه طهماسب ۱۷۳۲ با پتر کبیر و عهدنامه نادرشاه ۱۷۳۵ (حتی یادداشتها و تفاهم نامههای بعد از انقلاب اسلامی) فقط با نامهای بحر خزر، و در لاتین با کاسپین ثبت شدهاست. در مورد دریای شمال ایران اگر چه بیشتر از ۴۰ نام دیگر برای آن بطور موردی مانند گرگان – گیلان - حوض فارس، بحر جیلان، طبرستان، خراسان، خوارزم، کادوس، هیرکان، ساری، تیپر، بحرالاعاجم(عجمها)، و … بکار رفته ولی همواره نام غالب همان کاسپین(متنهای اروپایی) و خزر(در متنهای عربی- فارسی - ترکی) در بیشتر متنهای عربی(عربی شده کسپین) به شکل قزوین و قزبین ثبت شدهاست. علی رغم اینکه در یکی دو کتاب در دوره پهلوی در خصوص خزران و قوم کاسی مطالعاتی انجام شده بود اما اطلاع رسانی نشده بودو بخش دانشگاهی ایران نیز گمان میکرد که کاسپین یک واژه بیگانهاست. و درک دقیقی از سوابق این نام نداشتند.
__________________
![]() |
|
|
|
| 4 نفر نوشته را پسندیده اند : |
|
|
#9 (لینک نوشته) |
|
کاربر فعال تالارهای موضوعی ![]() |
از اولین افرادی که ماهیت خزرها را به جهانیان نشان داد و
موجبات ترور خود و همسرش را (تصادفی مسموم شدند!!) فراهم نمود ، آرتور کسلر بود و کتاب "قبیله سیزدهم " که به نوعی نژاد یهودیان کنونی را هم به این خزرها نسبت داده است خشم یهودیان را به همراه داشت (شاید قتل او و همسرش هم بی ربط با این خشم نباشد) |
|
|
|
| 2 نفر نوشته را پسندیده اند : |
|
|
#10 (لینک نوشته) |
|
هم میهن دوست ![]() |
با وجود حملات بیگانگان همچون اعراب و مغول و ... ما خیلی از اسامی تاریخی خود همچون نام دریای کاسپیان که بیانگر قوم کاسپی ها مو بور چشم ابی که قدمتی 5000 ساله در تاریخ ایران را دارند , را از دست دادیم .
با توجه به اشتباهات مکانی که در تاریخ ایران و متون پهلوی دیده میشود , نمی توان گفت که نام این دریا , دریای خزر است . نام این دریا به استناد به مورخین یونانی , کاسپیان بوده است . اکسوس از کوه های قفقاز سرچشمه می گیرد و به دریای کاسپیان میریزد . قومی به عنوان خزر در تاریخ ایران , باید در اطراف دریای سیاه امروزی باشند . در تاریخ ایران و در شاهنامه فردوسی , نام شاهان خزر با شاهان لیدیه مطابق است . ( الیاس و پدرش در زمان لهراسپ , مرزبان خزر بوده اند ) .... خزر در شاهنامه فردوسی: * به قیصر خزر بود نزدیکتر <><> وز ایشان بدش روز تاریکتر *
* به مرز خزر مهتر الیاس بود <><> که پور جهاندیده مهراس بود * به روم, خزر نزدیکتر است تا باختریش پایتخت ایران، که در شمال غربی ایران و کنار رود سیحان و جیحان بوده است. توجه کنید پادشاه روم برای حمله به خزر نیازی نداشته، که از باختریش که در نواحی آذربایجان امروزی است، بگذرد بنابر این خزری که در این بیت آمده است نمی تواند کرانه های دریای کاسپین باشد. خزر نام محلی در جنوب دریای سیاه بوده است. ــ بعد از مرگ آلیات (الیاس) کرسوس پسر او که 35 ساله بود به جای پدر به پادشاهی رسید. (تاریخ هرودوت اصلی) اسامی پادشاهان لیدی منطبق بر شاهنامه فردوسی و محل آنان در جنوب دریای سیاه بوده است. ويرايش توسط mori_hema30 : 11-19-2012 در ساعت 08:23 PM |
|
|
|
| 3 نفر نوشته را پسندیده اند : |