|
|
|
|||||||
عضویت در هم میهن
|
شبکه اجتماعی
|
پخش زنده |
میکروبلاگ |
کاربران آنلاین |
گروه ها |
| عکس ، نقاشی و کاریکاتور تالاری در زمینه عکسها و دیدنی های مختلفی که بصورت عکس قابل انتشار میباشند. |
|
|
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#1 (لینک نوشته) |
|
شهروند هم میهن ![]() |
از همه خواهش میکنم شعرهای رو که همراه با عکس هستن اینجا بزارن. با تشکر
__________________
... اگه قلبم رو به تو نسپرده بودم همون روزهای اول مرده بودم ... |
|
|
|
| 15 نفر نوشته را پسندیده اند : |
|
|
#2 (لینک نوشته) |
|
بانــــــوی اردیبهشت ![]() |
__________________
اين سيگار كه ميكشم همان فريادهايي است كه نميتوانم بزنم؛ همان دلتنگي هايي كه روز به روز پيرترم ميكند؛ همان خاطراتيست كه نه تكرار ميشوند نه فراموش؛ همان دردهايي است كه درمان ندارد; همان تنهايي است كه كسي پرش نميكند؛ من اين سيگار را دوست ميدارم... |
|
|
|
|
|
#3 (لینک نوشته) |
|
بانــــــوی اردیبهشت ![]() |
|
|
|
|
| نوشته را پسندیده است : |
|
|
#4 (لینک نوشته) |
|
بانــــــوی اردیبهشت ![]() |
|
|
|
|
| 3 نفر نوشته را پسندیده اند : |
|
|
#5 (لینک نوشته) |
|
بانــــــوی اردیبهشت ![]() |
![]() ببین این منم تنها در این سوی دنیا منتظر امدن تو ای مهربانترین مهربانم |
|
|
|
|
|
#6 (لینک نوشته) |
|
شهروند هم میهن ![]() |
مرسي آبجي خيلي باحالن اينا
![]()
__________________
تا که بودیم نبودیم کسی ... کشت مارا غم بی همنفسی. تا که رفتیم همه یار شدند ... خفته ایم و همه بیدار شدند. قدر آیینه بدانیم چو هست ... نه در آن وقت که اقبال شکست. به اومدنم اعتباری نیست
![]() |
|
|
|
| نوشته را پسندیده است : |
|
|
#7 (لینک نوشته) |
|
شهروند هم میهن ![]() |
آبجي اين آخري هم عاشقي بود؟
![]() اين كه يه دختره......خوشكله ولي...
|
|
|
|
| نوشته را پسندیده است : |
|
|
#8 (لینک نوشته) |
|
بانــــــوی اردیبهشت ![]() |
![]() هيچ مي دانی که من زار و گرفتار توام با دل و جان سبب گرمی بازار توام هر جفا از تو به من رفت به منت بخرم به خدا يار توام يار وفادار توام تار گيسوی تو آخر به کمندم افکند من اسير گيسوی تو و ناز توام عارفان پرده بيفکند به رخسار حبيب من ديوانه گشاينده رخسار توام روی بگشای بر اين پير ز پا افتاده تا دم مرگ به جان عاشق مشتاق ديدار توام |
|
|
|
| 2 نفر نوشته را پسندیده اند : |
|
|
#9 (لینک نوشته) |
|
بانــــــوی اردیبهشت ![]() |
چهارشنبه، ۲۳ آذر ۱۳۸۴
از اینجا که من نشسته ام . تا درآستانه نوروز . تاآن پنجره آغشته به نور . که دستهای تورا با نگاه من قسمت می کند . تنها هفت ستاره فاصله است . تنها هفت ستاره تا ابدیت مانده است . از آنجا که تو پرواز میکنی بر بام جهان تا این واژه های آغشته به دلتنگی که خاطرات مرا با نگاه تو قسمت می کند . تنها یک بهار فاصله است . آن روز هم که زندگی برای تو خاطره شد تنها یک بهار به تنهایی مانده بود و خاطرات من همه از آینده توست . نوروز امسال را یادت هست؟؟!! مثل خودت تنها و غریب . برخیابانهای غربت می خرامد . چراغ لاله بیاورد برای موسیقی دلت . تکه ای آرامش اگر نثار آیینه اش کنی هفت سینمان ستاره باران میشود . از اینجا که من گم شده ام . میان تکه های زمان . تا آنجا که تو آرمیده ای در بی زمانی محض چه اندازه دلتنگی در باغ روییده است ؟؟...... |
|
|
|
| نوشته را پسندیده است : |
|
|
#10 (لینک نوشته) |
|
بانــــــوی اردیبهشت ![]() |
![]() من همون جزيره بودم * خاكي و صميمي وگرم * واسه عشق بازي موجا * قامتم يه بستر نرم * يه عزيز دوردونه بودم * پيش چشم خيس موجا * يه نگين سبز خالص * روي انگشتر دريا * تا كه يك روز تو رسيدي * توي قلبم پا گذاشتي * غصه هاي عاشقي رو * تو وجودم جا گذاشتي * زير رگبار نگاهت * دلم انگار زير و رو شد * براي داشتن عشقت * همه جونم آرزو شد * تا نفس كشيدي انگار * نفسم بريد توسينه * ابر وباد و دريا گفتن * حس عاشقي همينه * اومدي تو سر نوشتم * بي بهونه پا گذاشتي * اما تا قايقي اومد * از من و دلم گذشتي * رفتي با قايق عشقت * سوي روشني فردا * من ودل اما نشستيم * چشم براهت لب دريا * ديگه رو خاك وجودم * نه گلي است نه درختي * لحضه هاي بي تو بودن * ميگذره اما به سختي * دل تنها و غريبم * داره اين گوشه ميميره * ولي حتي وقت مردن * باز سراغت رو ميگيره * ميرسه روزي كه ديگه * قعر دريا ميشه خونم * اما تو درياي عشقت * باز يه گوشه اي مي مونم * اما تو درياي عشقت * باز يه گوشه اي مي مونم |
|
|
|
| 8 نفر نوشته را پسندیده اند : |
|
|
#11 (لینک نوشته) |
|
بانــــــوی اردیبهشت ![]() |
تو بسیار بیش تر از آن را که می توانم بگویم ، می شنوی .
تو آگاهی را می شنوی . تو با من ، به جایی می روی که واژه های من نمی توانند تو را ببرند . ( جبران خلیل جبران ) ![]() عطر گل فراموشم شده بود ، چشمانم ، آنقدر به چشمك زدنهاي ستارگان عادت كرده بود كه ستاره هميشه روشن باورش نميشد ، اين شد كه ندانستم گلي بود كه در آسمان درخشيد يا ستارهاي بود كه در بيابان روييد ! هرچه بود ، آنقدر بوي پاكي ميداد كه ايمان نياوردن به رايحهاش ، سختتر از دل كندن از هرزه گلهايي بود كه تنها يك رديف گلبرگ داشتند و آنقدر روشن بود كه در خواب ، باچشمان بسته هم نميشد او را نديد! از آن پس در هر لحظهام ، وضو با نورش ميگيرم و در بوييدنش ، غرق ركوعم . |
|
|
|
| نوشته را پسندیده است : |
|
|
#12 (لینک نوشته) |
|
شهروند هم میهن ![]() |
من با اين تنكس زدن حال نميكنم..........
مرسي....خيلي قشنگه.......
|
|
|
|
|
|
#13 (لینک نوشته) |
|
شمع جمع ![]() |
در اینجا کسانی که عکسهای ویرایش شده همراه با شعر یا متنی زیبا دارند می توانند قرار دهند.
چند نمونه رو هم خودم قرار میدم... |
|
|
|
| 3 نفر نوشته را پسندیده اند : |
![]() |
| برچسب ها |
| احســـــــــــــــــــاس, تصاویـــــر, عکس, عاشقـــانه, عاشقانه, عشـــــــــــــــق |
| ابزارهاي موضوع | |
| نحوه نمايش | |
|
|