|
|
|
|||||||
عضویت در هم میهن
|
شبکه اجتماعی
|
پخش زنده |
میکروبلاگ |
کاربران آنلاین |
گروه ها |
| تاریخ و فرهنگ تاریخ از دیدگاه واژگانی به واژهای اطلاق میشود که شامل اطلاعاتی راجع به گذشتهاست. مانند تاریخ زمینشناسی کره زمین. زمانیکه تاریخ به عنوان یک زمینه و رشته بررسی و تحصیل مطرح میشود به معنای تاریخ بشری است که گذشته ثبت شده جوامع بشری است. |
|
|
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
||||||||||
|
مشاور تالار هم میهن ![]() |
ایشان با کمک یک خانم بنام پرنیان حامد بجای آنکه معادل Alexander را ریشه یابی کنند آمده اند فارسی ِ آن اسکندر را ریشه یابی میکنند ، در یکی از بخش های این وبلاگ آمده :
ويرايش توسط Archimonde : 12-04-2012 در ساعت 10:40 PM |
|||||||||
|
|
|
| 4 نفر نوشته را پسندیده اند : |
| نوشته را نپسندیده اند : |
|
|
#106 (لینک نوشته) |
|
هم میهن دوست ![]() |
درود بر اقای بزرگمهر . ایا میشود به این متن پاسخ دهید با سپاس .... : 1ــ الکساندر به سال 334 ق.م حرکت می کند 3 سال بعد یعنی به سال 331 ق.م در حال جنگ بی امان با داریوش سوم به بین النهرین می رسد. بسیار خوب تا اینجا قابل قبول بفرمایید مصر را چه زمانی فتح کرده است؟ تصور نمی کنم شاه مصر در این زمان قدرتی کم تر از داریوش هخامنشی داشته است! لاجرم 3 سال هم وقت لازم بوده مصر را بگیرد! چگونه 333 ق.م در حال جنگ ایسوس و در حال دنبال کردن داریوش به طرف بین النهرین 332 ق.م از مصر سر در می آورد؟ بعد 331 ق.م در عراق است! (لابد ایشان کاشف هواپیما های جنگی هم بوده است, یا شاید با ارتش یونان سوار بر قطار سریع السیر بوده) آقای عزیز, بزرگوار, گرامی! کمی هم تفکر کنید الکساندر به دنبال داریوش سوم یک نک پا چگونه به مصر رفته و برگشته است؟ در مورد سال 330 ق.م سخن می گوییم! یک کاروان از بابل, بدون جنگ 2 سال طول می کشیده تا مصر برود و برگردد، الکساندر چگونه 6 ماهه تا مصر رفته آن را فتح کرده و برگشته؟ مکتوب بفرمایید الکساندر چه زمانی و چگونه مصر را فتح کرده است؟ (دنبال داریوش بود یا دنبال فرعون؟! تکلیف ما را معلوم کنید).
2 ــمکتوب کردند الکساندر به سال 329 ق.م در سغد و بلخ افغانستان بوده است. سر راه هم تخت جمشید سوزانده است به همدان رفته است از آنجا به خراسان رفته است از خراسان به سیستان رفته است از سیستان به کرمان رفته از آنجا به افغانستان و بلخ و سغد! (از اینجاست که دردسر شروع می شود) بفرمایید الکساندر چگونه 2 ساله این راه را با آن سپاه وسط کویر و کوه پیموده و این همه قلعه و محل ها را فتح کرده و سر راه در حال شمشیر زدن آجر و سیمان هم آورده شهر ساخته است؟ همین الان وسط تهران که هیچ وسط آلمان هم با این همه تجهیزات 2 سال طول می کشد یک آپارتمان چهار طبقه بسازید! آقا 320 ق.م، چطوری 2 ساله این همه شهر ویران کرده و ساخته است و جنگیده است و فتح کرده است و... ؟ 3 ــالکساندر به سال 323 به استناد لوح بابلی در این شهر چشم از جهان فروبست، و نیکاتور (نیک + آتور یعنی آتش نیک! بماند) سلوکس اول از سرداران او در سال 306 به جای او نشست که چون حفره برای عوام فریبی خیلی گود شد ماست مالی کردند، که از سال 312 تا 306 گرفتار جنگ بود و وقت نکرد تاج به سر بگذارد و شما بفرمایید حفره اول را چگونه پر کنیم؟ از سال 323 مرگ الکساندر تا سال 312 که سردار او سلوکید مشغول جنگ شد (تا بتواند 6 سال بعد تاجگزاری کند)، 11 سال است + 6 سال جنگ آقا = 17 سال، بفرمایید با این 17 سال سوراخ این وسط چه کنیم؟ شاید لوح بابلی مرگ الکساندر دیگری را مکتوب کرده است؟ شکر خدا برای به هم ریختن تاریخ تا دلتان بخواهد الکساندر و مهرداد موجود است؟ نظرتان در مورد این یکی چیست؟ Alexander I of Epirus king of Epirus about 342 BC شاید این الکساندری است که 323 در بابل مرده است! چون اون که 17 سال اختلافش با جانشینش غیر منطقی است راستی دو تا دیگر هم هستند : Alexander IV of Macedon , Alexander V of Macedon شاید هم یکی از این دو تا باشند. حال محبت بفرمایید تکلیف ما را با مرگ او و 17 سال فاصله جانشینش را مشخص بفرمایید. لاجرم الکساندری که دنبال داریوش بوده مصر را فتح نکرده است, محبت بفرمایید از لیست الکساندر هایتان (حامیان بشرتان ترجمه مفت الس آندروس = سلسله آلس ها در آندروس = سوریه) یکی دیگر را برای فتح مصر کاندید بفرمایید سلوکید را نیز با 17 سال اختلاف جانشیین یا بهتر بگوییم قاتل الکساندر بعدی (که نمی دانم کدام است) اعلام بفرمایید! Alexander I of MacedonAlexander II of Macedon Alexander of Pherae despot of Pherae between 369 and 358 BC Alexander I of Epirus king of Epirus about 342 BC Alexander the Great (Alexander III of Macedon), King of Macedon, 356–323 BC Alexander IV of Macedon Alexander V of Macedon Alexander II of Epirus king of Epirus 272 BC Alexander, viceroy of Antigonus Gonatas and ruler of a rump state based on Corinth c. 250 BC Alexander Balas, ruler of the Seleucid kingdom of Syria between 150 and 146 BC Alexander Zabinas, ruler of part of the Seleucid kingdom of Syria based in Antioch between 128 and 123 BC Alexander Jannaeus king of Judea, 103-76 BC این لیست شاهان سلسله الکساندر ها از جد اونی که می گویند کبیر بوده است تا زمان فتح سوریه به دست اشکها = اسک آندروس، بسم الله انتخاب کنید ببینم کی کجا را گرفته است؟ این متن از بانو پرنیان در وبلاگ گفتمان بوده . از یک فردی سوال شده بود ولی پاسخی ندادند . خواهشا شما ان را پاسخ دهید . بسیار سپاسگزارم ..[
ويرايش توسط mori_hema30 : 05-17-2012 در ساعت 10:11 AM |
|
|
|
| 2 نفر نوشته را پسندیده اند : |
|
|
#107 (لینک نوشته) | |||
|
هم میهن دوست ![]() |
به اقای پور پیرار بگویید که به سوالات بانو پرنیان جواب بدهند : 1 ــ آقای ناصر پورپیرار عکسی که آقای پورترک به شما داده اند مربوط به سال 1300 با لنز ضعیف است که کتیبه آن در سایه عکس و هنوز از گل و لای پاک نشده است, شما با بزرگ کردن عکس سایه کتیبه که در اصل عکس موجود است از میان برده اید! این چه سندی است ارائه دادید؟ 2ــ آقای ناصر پورپیرار برای مرمت کله ستونی که بر حسب اتفاق کتیبه ای بر آن بوده است, به سیمان 2500 سال پیش دسترسی نداشتند, معلوم است که در محل مرمت خطی بر آن افتاده است. این چه سندی است که شما ارائه دادید؟
3ــ آقای ناصر پورپیرار شما اگر می گویید در زمان خشایارشا هخامنشی یهودیان به ایران حمله کرده و ایران را خالی از سکنه کرده اند؛ پس نمی توانید بگویید خشایارشا از زیر بته آمده است! پس شما وجود خود او, داریوش اول پدر او و کوروش کبیر را به استناد گفته خودتان نمی توانید رد کنید! 4ــ آقای ناصر پورپیرار شما اگر به قران استناد می کنید, مکان هایی را که شما خالی از سکنه نوشتید به استناد همان قرآن دارای سکنه و پادشاه و قوم و پیامبر و تمدن و .... بودند! 5 ــ آقای ناصرپورپیرار نبودن شاهنامه به دستخط فردوسی سند بر مردود بودن این اثر نیست، چرا به اساتید کشورمان فحش می دهید! شخصیت داشته باشید!( قران کریم به دست خط حضرت محمد مصطفی (ص) , تورات به دستخط حضرت موسی (ع) و انجیل به دستخط حضرت عیسی ناصری (ع) در کدام موزه های جهان است؟ , نکنه میخواهین بگین چون این اثار به دستخظ این پیامبران نیست , این پیامبران وجود نداشته اند ؟! 6ــ آقای ناصر پورپیرار کاش به جای آفتابه و لگن و گلاب گیری و جلد سیاه سعدی! چهار تا جواب علمی صحیح به من می دادید که امروز طرفدارانتان بر این وبلاگ اینگونه رو سیاه نمی شدند!..... شما در مقاله های : مدخلی بر ایران شناسی بی دروغ و بی نقاب، ۱۹ ,20 , 21 , 22 ,23 ,24 در نهایت تاسف با توهین بی مورد به اساتید ایران! از جمله مرحوم ایرج افشار, مرحوم مجتبی مینوی و.... با به در و تخته زدن ثابت فرمودید، که شاهنامه به دستنویس فردوسی در جهان موجود نمی باشد. بفرمایید: دستنویس اصلی رخداد پوریم, در کدام موزه جهان است؟ دستنویس تورات توسط حضرت موسی, دستنویس انجیل توسط حضرت عیسی, دستنویس قران توسط حضرت محمد (ص) در کدام موزه می باشد؟ آیا می خواهید وجود این پیامبران را به علت نبودن اصل نوشته آنان رد کنید؟ در کتاب قران از وجود افرادی چون ذولقرنین, اصحاب کهف .... در منطقه ای که شما خالی از سکنه نام بردید سخن به میان است! در این جا توجه به قران ندارید, چند سطر بعد قران را به سندیت می آورید! نظر شخصی خود را در مورد اینهمه ضد و نقیضی که خواننده در مقالاتتان دچار آن می شود بفرمایید؟ فردوسی و شاهنامه اش مزخرف و دروغ و ساخته یهودیان! تاریخ بلعمی, تاریخ طبری, اثارالباقیه ابوریحان بیرونی, تاریخ مسعودی, بندهش, نوشته های راویان عرب و.......... ببخشید اینها همه دیوانه بودند که همان تاریخ را هی تکرار کرده اند؟ آقای پورپیرار آیا واقعا در مرام یک پژوهش گر است که فرضیه خود را با توهین به دیگران ابراز کند؟ تخت جمشید تنها یک معبد میترایی بوده که شاهان هخامنشی برای اجرای مراسم مذهبی و جشن های بزرگ چون نوروز به این مکان می رفتند و محل قبرهای این شاهان در اطراف آن گواهی بر این مدعا می باشد { تخت جمشید اصلا اب نداشته که بخواد پایتخت بزرگترین امپراطوری ان زمان باشه!}. فرضیه آقای پورپیرار را هم فراموش کنید، این فرضیه مردود است بفرمایید ببینید ایشان هشت سال پیش با دستکاری عکس ها چه کلاه گشادی به سرتان گذاشته اند و جواب هم نمی دهند). پاسارگاد بنایی تازه ساخت است ؟ شما میدونین ازمایش کربن 14 چیه ؟ بیخیال . برو عکس های قدیمی زمان قاجاریه از تخت جمشید و مقبره ی کوروش بزرگ رو ببین از سایت www.tarikhema.ir بگیر پیدا کن . راستیتش از زمان قاجار به عقب رو نمیتونم به شما عکس هایش را نشان بدهم . چون دوربین عکاسی نبوده تو ایران این ها را ببین تا از این ساده لوحی کودکانه در بیای ! این همه اثار باستانی رو توجه ندارند فقط چسبیدن به پارسه کد و پاسارگاد .. تازه با اینکه نام پادشاهان هخامنشی در تاریخ ایران نیامده , ولی نام کوروش در اثار باقیه ابوریحان و تاریخ طبری - بلعمی بصورت کیورش (کی+اورش) امده . اینو چکار میکنین؟ ایشان به قران کریم سندیت میکنند ... لابد در سوره ی مبارکه ی روم , رومیان با هوا جنگیده اند که ایشان میگویند قبل از صفویه ایران خالی از سکنه بوده !!ويرايش توسط mori_hema30 : 05-21-2012 در ساعت 07:31 AM |
|||
|
|
|
| 2 نفر نوشته را پسندیده اند : |
|
|
#108 (لینک نوشته) |
|
هم میهن دوست ![]() |
دروغ گویی داریوش در کتیبه بیستون - دروغی به نام گئومات مغ : برگرفته شده از صفحات 107-113 از کتاب اسکندر تاریخ ایران , الکساندر یونانی نیست ( پرنیان حامد ) : ( پذیرش این متن با خود دوستان است , فقط تعصبات ایران پرستی بیخود را کنار بگزارید)
صفحه 107 الی 113 کتاب اسکندر تاریخ ایران, الکساندر یونانی نیست: خاندان هخامنشی : بنیانگذار حکومت هخامنشیان در ایران کورش کبیر شاه انشان پسر کمبوجیه اول نوه کورش اول از طرف پدری و پسر ماندانا دختر استیاک و نتیجه هوخشتره(کی خسرو ) از طرف مادری بوده است . او با یکی کردن دو گروه خاندان هخامنشی که در زمان جدش چش پش به دو گروه تقسیم شده بودند و در اختیار گرفتن ارتش ماد (چه از طریق جنگ و چه از طریق حق سلطنت مادرش در ماد به علت نبودن وارث پسری از استیاک ) حکومتی قدرتمند در ایران امروز بوجود اورد . در نتیجه رفتارهای شایسته او, ازاد گذاشتن مذاهب و توجه به حقوق بشر با استقبال مردم بابل روبه رو می شود و یهودیان او را مسیح موعود می خوانند . کورش کبیر با روشی که برای حکومت اتخاذ کرده است, قوانینی که وضع کرده است و ازادی که به مردم و مذاهب داده است نه تنها یکی از بزرگترین افتخارات ایران است بلکه اولین نمونه انسانیت در جهان و پایه گذار حقوق بشر و ازادی مذاهب در جهان می باشد . در مورد مذهب و سلوک کورش کبیر هیچ نمی دانیم اما از توصیف تاجگذاری کورش کبیر در بابل در کتاب ایرانویج دکتر بهرام فره وشی چنین به نظر می رسد که کورش کبیر افتخار نژاد ماد و مذهب او میترایی بوده است. در روایت این تاجگذاری که از زبان کزنفون یونانی نقل شده است چنین امده است : - کورش یک روز پیش از روز مراسم تاجگذاری در بابل , جامه های مادی در بین افسران عالیرتبه خود تقسیم کرد زیرا جامه های مادی جامه های زیبایی بودند که پادشاهان ماد , قبل از هخامنشیان برای افسران خود تهیه کرده بودند تا به انان شکوه بیشتری داده شود و پارسها که لباس ساده ای داشتند برای نخستین بار در ان روز لباس های فاخر مادی پوشیدند ......... این گاوها را می بردند تا برای خدای بزرگ و ایزدان دیگری که کاهنان معین کرده بودند قربانی کنند (آیین میترایی) .....این اسبان را می بایستی برای خدای شمش (خدای خورشید بابلیان) و ایزد میترای ایرانی قربانی کنند ..... در پس گردونه مردوک (خدای بابلیان) گردونه میترا پیش می رفت که به اسپهای سفیدی بسته شده بود . با وجود موجودیت کیش مزدایی در این زمان نه تنها هیچ سخنی از ان در مراسم تاجگذاری کورش به میان نیست بلکه در استوانه فرمان کورش در بابل در همین کتاب امده است : - نبونید تندیس های کهن خدایان را از میان برد و شبیه انها را بجای انها گذاشت ....هر روز ستیزه گری می جست همچنین با خصمانه ترین روش قربانی روزانه را حذف کرد و او قوانین ناروایی در شهرها وضع کرد . او ستایش مردوک شاه خدایان را به کلی به فراموشی سپرد او همواره به شهر وی بدی می کردهر روز به مردم خود آزار می رسانید با اسارت , بدون ملایمت , همه را به نیستی کشانید .... با این گفته ی کورش کبیر به نظر می رسد که نبونید بر ایین کیش مزدایی بوده است و کورش کبیر پادشاه پارسها و مادها با ان مخالف بوده و به همین علت بابل را فتح کرده و مردم بابل از او استقبال کرده اند . کورش کبیر در جنگی در نواحی دریای سیاه زخمی و کشته شد. پسر او کمبوجیه بر تخت سلطنت نشست و مصر را فتح کرد . در راه بازگشت از مصر به طرزی مشکوک کشته شده است . فراموش نکنیم که داریوش اول در این سفر همراه او بوده است. بردیا پسر کوچک کوروش در ایران بر تخت سلطنت می نشیند که پس از چند ماه بدست داریوش اول کشته می شود. واقعی ترین سندی که در این مورد در دسترس ماست کتیبه های خود داریوش اول می باشد.این کتیبه ها اسنادی بی مانند برای تایین مکانها , مردمان و ... می باشد . اما در اینکه داریوش شاه کلیه وقایع و نسبت ها را راست گفته باشد جای تردید می باشد . پذیرفتن بی چون و چرای این وقایع تنها به علت انکه کتیبه داریوش شاه می باشد کاری عجولانه و غیر منطقی می باشد. بیائید این کتیبه ها را با در نظر گرفتن موقعیت این شاه و بدون تعصبات ایران پرستی و... بیشتر بررسی کنیم: - داریوش شاه گوید این است این کارهایی که پس از شاهی به انجام رساندم یکی در نام کمبوجیه (پسر کوروش) از (تخمه) امان شهریاری را در اختیار داشت . کمبوجیه برادری (در نام بردیا) داشت و انها از (یک ) پدر و مادر بودند و کمبوجیه بردیا را کشت. مردم ندانستند که بردیا کشته شده است . چطور ممکن است که مردم ندانسته باشند که بردیا کشته شده ؟ این همه برادر کشی در تاریخ ایران موجود است هیچ شاهی با مردم تعارف نداشته است ! حتی اگر کمبوجیه نمی خواسته که این مرگ به نام او رغم زده شود می گفتند "تب نوبه گرفته و مرده است" بردیا در این زمان زنده بوده است و کشته شدن بردیا به دست کمبوجیه دروغ محض است. ![]() - سپس کمبوجیه مصر را رفت . انگاه مردم پیمان شکنان شدند و"دروغ" در دهیوها بسی (گسترده شد) در پارس , همچنین در ماد و در دیگر دهیوها. داریوش شاه گوید انگاه یک نفر مغ به نام "گئومات" در پیشیااوواد در نزدیکی کوه آراکادریش شورشی بر پا کرد .او به دروغ به مردم می گفت من بردیا پسر کورش برادر کمبوجیه هستم . سپس همه مردم شورش کردند و از کمبوجیه به سوی گئومات رفتند و هم پارسی و هم ماد و هم دیگر کشورها. در روز نهم گرماپاد وی پادشاهی را در دست گرفت . پس از ان کمبوجیه به مرگ خودش درگذشت. کمبوجیه پس از فتح مصر برای فتوحات بیشتر از جانب غرب کلی از سپاه ایران را به هلاکت می رساند رفتار او در مصر مطابق با سنن پدرش نبوده است و.... اینکه در ایران مردم بر علیه کمبوجیه شورش کرده و بردیا برادر کوچک او را بر تخت سلطنت نشانده باشند کاملا منطقی به نظر می اید اما اینکه کمبوجیه در حال بازگشت از مصر برای مقابله با این شورش به مرگ خودش درگذشته باشد تنها می تواند یک معجزه باشد ! در روایتی امده است که شمشیر کمبوجیه به پایش فرو رفته و مرده است . مرگ او بر اثر بیماری یا سکته قلبی نبوده بر اثر زخم شمشیر بوده است چه کسی ماموریت داشته کمبوجیه را قبل از رسیدن به ایران هلاک کند ؟ داریوش اول در این سفر همراه کمبوجیه بوده است چرا مرگ او را مرگی طبیعی وانمود میکند؟ - داریوش شاه گوید هیچکس نه پارسی و نه مادی نه از تخمه امان نبود که پادشاهی را از دست مغ گئومات بگیرد مردم خیلی از او می ترسیدند ...... حتما مردم راضی بودند از این پادشاهی و اگر نه این همان مردمی بودند که پس از کشته شدن او از هر طرف سر به شورش گذاشتند می ترسیدند مفهومی ندارد! - داریوش شاه گوید در روز 10 ماه باگایادیش من با بسیاری از مردم مغ گئومات و همه پیروانش را کشتم. پادشاهی را از او گرفتم. مردمی در کار نبودند داریوش شاه با شش نفر دیگر از سران خاندان اشراف وارد قصر او شده و سر او را زدند و تا انجا که ما می دانیم به این روش در فارسی غصب تاج و تخت میگویند چرا که مردم هم راضی به پادشاهی داریوش اول نبودند پس نمی توان ان را انقلاب مردمی نام نهاد . کشتن پیروان هم حتما منظور همان مراسم مغ کشان است - داریوش شاه گوید پادشاهی را که از تخمه امان غصب شده بود من ان را دوباره بازگرداندم و در جای خود باز نشاندم درست همان گونه که پیشتر بود . نیایشگاه هایی که مغ گئومات ویران کرده بود بنا کردم ,من چراگاه و دام ها و رعیت را با اموالی که مغ گئومان از انها گرفته بود به مردم باز گرداندم.... گویند بردیا در مدت کوتاه سلطنت خود در قوانین اجتماعی تعدیل هایی بوجود اورد مالیات را به مدت 3 سال به تمامی مردم بخشید ,عوارض را لغو کرد , مدت خدمت سربازان را در سپاه به انان بخشید. شیوه عقیدتی او بر پایه عدل و داد مهری بوده است. بردیا را پایه گذار مسلک مزدک می دانند " همانطور که اب و اتش و زمین از ان همه است پس همه چیز باید مساوی باشد برای همه " داریوش اموالی که بردیا از اشرافیان زورگو گرفته و به مردم داده است دوباره به همان خاندان اشرافی بازگردانده است. و بعد شاهد شورش های مردمی بر علیه این شاه بزرگوار از زبان خود ایشان هستیم: - داریوش شاه گوید این است انچه که من در زمان یکسال پس از پادشاهی انجام دادم . من 19 نبرد کردم و این اسامی افرادی که داریوش شاه در سال اول سرکوب کرده است: ![]() 1. "اسرینا " پسر "اوپادرام" در اعیلام میگفت من پادشاه اعیلام هستم مردم به سوی او رفتند 2. "نیدینتوبل" پسر" اینایرا "در بابل می گفت من نبوکد نصر پسر نبونید هستم . مردم به سوی او رفتند داریوش شاه گوید انگاه که من در بابل بودم این کشورها نافرمان شدند :پارس اعیلام ماد اشور مصر پارت مرو سته گوش و سکاییه 3. " مارتیا " پسر" چین چیخ ری" در پارس و اعیلام میگفت من ایمانیش پادشاه اعیلام هستم 4. " فراورتیش " در ماد می گفت من خشتریه از دودمان هوخشتره هستم سپاه ماد به سوی او رفتند 5. "چیساتاخما " اهل ساگارتی می گفت من از دودمان هوخشتره هستم 6. پارت و هیرکان بر من شوریدند 7. "فرادا " در مرو شورش کرد 8. "وهیزاداتا "در پارس شورش کرد او می گفت من بردیا پسر کورش هستم 9. "اراخی "پسر" خالدیت" در بابل می گفت من نبوکدنصر پسر نبونید هستم - داریوش شاه گوید این است انچه من در سال دوم و سوم پس از پادشاهی انجام دادم 10. اتامائیتا در اعیلام شورش کرد 11. سکا هایی که کلاه نوک تیز داشتند با من جنگ کردند سردار انان "سکونخا " بود باور کنیم که این همه شورشی و یاغی که داریوش شاه را سه سال مجبور به جنگ بی امان کردند از یک مغ گئومات غاصب می ترسیدند ؟ یا منطقی تر ان است که تصور کنیم این شورش ها به خونخواهی مرگ پادشاه اصلی ایران بردیا بر ضد قاتل او صورت گرفته است و مردم هیچ رضایتی به پادشاهی داریوش نداشته اند. - داریوش شاه گوید تو که از این پس این نوشته ها را خواهی خواند به کارهایی که من انجام داده ام باور داشته باش و انرا دروغ نپندار ..من اهورا مزدا را گواه می گیرم که انچه در یکسال و همان سال انجام داده ام راست است نه دروغ.......مبادا انکه از این پس کسی این نوشته را بخواند و انچه بدست من انجام شد در دیده او بسیار اید و این او را باور نیاید و دروغ پندارد . داریوش شاه گوید اهورامزدا و دیگر ایزدانی که هستند به این سبب مرا یاری دادند که من خائن و دروغ گو و شرور نبودم داریوش شاه کبیر, در تاریخ ایران قبل و پس از شما کلی دروغگو و خائن و شرور موجود بوده اند که به مقام شاهی رسیدند و اهورامزدا و دیگر ایزدان هم به انان یاری کردند . چه کسی این شاه کبیر را دروغگو خوانده که او انقدر دروغ نبودن ان را به رخ ما کشیده است ! این همه اصرار تنها می تواند تاییدی بر دروغگو بودن او باشد . اختلافاتی که داریوش شاه در ایران بین پارس ها و مادها و بین مزداییها و میترایی ها بوجود اورد نه تنها تمامی زحمات کورش کبیر را نقش بر اب کرد که این اختلافات تا اخرین روز حکومت هخامنشی گریبانگیر جانشینان او شد . حکومت اشکانیان( مادی میترایی) حکومت هخامنشی( پارسی مزدایی) را برکنار میکند و حکومت ساسانی (پارسی مزدایی) حکومت اشکانیان را و مردم ایران بعد از هزار سال گرفتاری و کشمکش و کشت و کشتار به اعراب بی گانه پناه می اورند . داریوش شاه با کشتن مغ های میترایی و معرفی انان با عنوان بی گانه در کتیبه های خود اختلاف مذهبی سهمناکی را در ایران پایه گذاری می کند که این اختلافات تا زمان حمله اعراب در ایران به وضوح به چشم می خورد و کشته شدن پسر او خشایارشا بدست شخصی با نام میتری دات (از فرقه میترایی) از نتیجه همین اختلافات بوده است . نابسامانی که پس از اردشیر اول بر سرحکومت در ایران پدید امده است چیزی جز عوارض سرکوبی اشوب گران بابلی بدست داریوش اول نمی باشد. پس ازمرگ داریوش دوم نیز چیزی جز اشوب اختلاف و برادر کشی به چشم نمی خورد. کورش صغیر برادر اردشیر دوم با همکاری مادها و میتراییان به برادر حمله کرده و پایه های حکومت هخامنشی را متزلزل می سازد. اردشیر دوم معبد های میترایی را بازسازی میکند در کتیبه های او نام اهورا میترا دیده میشود. به اهورا میترا سوگند یاد میکند و از او کمک می طلبد. اردشیر سوم بیشتر افراد خانواده شاهی نزدیکان خود و مدعیان سلطنت را در اغاز سلطنت خود به قتل میرساند و خود به دست میترایی با نام "بغ واس" مسموم می شود پسر او ارشک نیز بدست همین شخص کشته می شود مادهای میترایی از تک تک فرزندان و نوادگان داریوش اول انتقام روز مغ کشان را گرفته و در زمانی که دیگر کسی از این خاندان برای حکومت باقی نمانده بود با از میان برداشتن تنها باز مانده با نام داریوش سوم حکومت ایران را از ان خود ساختند. ( به لطف دایوش اول , هیچ کتیبه ی درست و حسابی از پادشاهان ماد مانند کوروش کبیر , بردیا , کمبوجیه , هوخشتره و.. پیدا نمیکنیم ) ولی باز هم با این سخنان و مطالب باید از داریوش اول به خاطر ابادانی مناطق - راه سازی ها - ساختن کاخ ها و.. سپاس گزاری کرد
ويرايش توسط mori_hema30 : 05-21-2012 در ساعت 01:22 PM |
|
|
|
| 2 نفر نوشته را پسندیده اند : |
|
|
#109 (لینک نوشته) |
|
هم میهن دوست ![]() |
براستی قران کریم معجزه ی جاوید حضرت محمد مصطفی (ص) است .حال بگذارید مجوسان ضد اسلام مانند بهرام مشیری که یک بار هم دست به قران کریم نزده است بگوید قران تحریف شده است و به مصحف های پیدا شده در یمن اشاره کند , هر چند که ان مصحف ها , مصحف خالص قرانی نیست . انها صفحاتی است که در مرور زمان خطوطی از ان پاک شده و دوباره نویسی کرده اند و در پاره ای جاها لغاتی را در ان تفسیر کرده اند ( به خاطر نداشتن نقطه در خط کوفی اولیه) . قران 1400 سال است که مردم جهان را به مبارزه دعوت کرده است برای اوردن سوره ای بس کوتاه مانند کوثر . خاک بر سر این ادم های ملحد که سوره ای همانند سوره های این قران تحریف شده به قول خودشان , نتوانستند بیارن . دوستان گرامی این را حتما امتحان کنید..
اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید :فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2) اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِماكانُوا يَعْمَلُونَ(انعام127) عزیزانی که تاریخ زیاد میخوانند و اهل مطالعه و تحقیقات تاریخی هستند و هچنین کسانی که امتحان میخواهن بدن این ایات شریف را فراموش نکنند . یا علی .. ويرايش توسط mori_hema30 : 05-22-2012 در ساعت 12:25 PM |
|
|
|
| نوشته را پسندیده است : |
|
|
#110 (لینک نوشته) | |||
|
مشاور تالار هم میهن ![]() |
پرنیان جامد چه در وبلاگش مشغول است و می تازد ، یک نگاهی به ماتم کده ایشان انداختم و جایتان خالی حسابی خندیدم ، از ترجمه تخیلی "بخت النصر" بابلی گرفته تا اینکه الکساندر در حوالی باکتریا (بلخ) در صحرا (؟) گیر کرد ! به ایشان بگوئید بخت النصر فارسی ِ "نبوکدنضر" است و اینها جد اندر جد بابلی بوده اند ، پری خانم حداقل انقدر پشتکار ندارند که الواح بابلی در مورد بخت النصرهای بابلی را بخوانند ، یا اینکه انقدر نمی فهمند که بزرگانی مثل آریانوس نوشته اند الکساندر در "سرمای بلخ" گرفتار آمد نه "صحرای بلخ" ! ![]() استرابوی بزرگ نیز در مورد باکتریا و بلخ بطور کامل اطلاعات داده است . محض رضای خدا (یا همان مهر و میترایشان) یک نفر به ایشان چهارتا مطلب تاریخی بیاموزد . گویا ایشان تاریخ و اسامی تاریخی را با بازی منچ و مارپله اشتباه گرفته اند. ويرايش توسط Bozorgmehr : 05-22-2012 در ساعت 12:50 PM |
|||
|
|
|
| 2 نفر نوشته را پسندیده اند : |
| نوشته را نپسندیده اند : |
|
|
#111 (لینک نوشته) | ||||||
|
هم میهن دوست ![]() |
تازه باکتریا با مدارک کتاب بانو پرنیان استانی بوده از موصل تا اذربایجان ایا شما در این ناحیه کوهستان نمیبینید ؟ فکر نکنم سرمای این نواحی از بلخ بامیان در افغانستان کمتر باشه .تازه دوست گرامی ویکی پدیا به نقل از جهان گردان اروپایی نگاشته است که: این شهر (بلخ) در میان مرز بیابان های بی درخت و زمین های سرسبز , در شمال هندو کش و جنوب امودریا زمانی بسیاری ابادان بود..(قطب شمال که نبوده !) به هر حال باختریش(باکتریا) به استناد بندهش و کتیبه های داریوش اول و تواریخ ایرانی , بلخ امروزی نیست ( این مشکل باعث شده بسیاری گمان ببرند که زرتشت زمان گشتاسپ در افغانستان بوده در حالی که وی مهاجری بوده از فلسطین(که معلوم نیست دقیقا کجاست!) به اذربایجان! ایا میدانستید زرتشت زمان گشتاسپ از چه قومی بوده؟ به زودی درباره اش مینویسم), سوگود سغد امروزی نیست , هیرکان , گرگان امروزی نیست و.... نظر شما راجب این متن چیست ؟(جهانگشاییهای اسکندر پایانی نداشت،چه او پس از گرفتن فرغانه و مرگند (احتمالا سمرقند حالیه)به پیشروی خود ادامه داد.ولی عصیانی در سغد وی را مجبور کرد که با عجله بنای«دورترین اسکندریه»را در خجند به اتمام رسانیده باز گردد.این شهر و آن سوی رود یاکسارتس،یا سیحون،دورترین نقطهای بود که اسکندر در آسیای مرکزی بدان رسید.سپاهیان یونانی در 327 ق.م.برای بار دوم از رود جیحون گذشتند و این بار ضمن اکتشافات تازهای که بعمل آودند به یک چاه نفت نیز برخوردند که بطور طبیعی نفت از آن فوران میکرد30،ولی از این کشف خود نتوانستند سودی ببرند.) . ایا در اطراف رود جیحون معدن نفت موجود است ؟( اگر هم باشه فرقی ندارد) دوست عزیز مشکل یکی دو تا نیست شهر ها و مکان های تاریخی ایران با این نقشه که در دست ماست تفاوت داره ! از زمان ساسانیان مشکل 1 نام برای 2 شهر موجود بوده الان هم هست مثلا در جنوب استان یزد شهری بنام " هرات " موجود است . این مکافاتی که داریم باور نکردنی است . اگر شما واقعا میخواهید کتاب بانو پرنیان را بررسی کنید بنده لیست مکان های جغرافیایی باستان ایران را که ایشان بررسی کرده اند را بر این وبلاگ نشان خواهم داد و شما از هر متنی که در دست دارید انرا بررسی کنید به دیده ی منت نیز ایشان استقبال خواهند کرد , خود ایشان هم گفته اند که کتاب ایراد دارد و انتظار نقد ان را از اساتید تاریخ دارد .( شما نیز مکان های ان را نقد کنید) . راستی چرا شما فکر میکنید که ایشان میترا پرست هستند ؟ قهرمانی چلسی را هم تبریک میگوییم ( دنیا لیگ انگلیس) .پاینده باشید
ويرايش توسط mori_hema30 : 05-23-2012 در ساعت 12:07 PM |
||||||
|
|
|
| 3 نفر نوشته را پسندیده اند : |
|
|
#112 (لینک نوشته) | |||
|
مشاور تالار هم میهن ![]() |
دوست گرامی لطفاً به خانم حامد بگوئید خودشان تشریف بیاورند پاسخ بنده را بدهند و برای تمام این مطالبی که نوشتید پاسخهای زیادی در دست دارم و بگوئید شما را جلو نفرستند و مطابق معمول سخنان پراکنده و دور از عقل تحویل بنده ندهند که زیانش متوجه شما شود. اگر یهودیان هر ویرانگری را "بخت النصر" می نامیدند پس چگونه در کتاب مقدس و تورات "نبوکدنضر" آمده است ؟ در ثانی نام بخت النصر به آن هجوی که ایشان طبق معمول صادر کردند نمی باشد ، " بختنصر " مرکب از دو نام بخت به معنی "پسر" و نصر(که نام بتی است) می باشد یعنی پسر بت نصر ، زیرا او را در حالی که طفلی بیش نبود کنار بت یافته بودند (بن مایه) ويرايش توسط Bozorgmehr : 05-24-2012 در ساعت 05:55 AM |
|||
|
|
|
| 3 نفر نوشته را پسندیده اند : |
| نوشته را نپسندیده اند : |
|
|
#113 (لینک نوشته) | ||||||||||||
|
هم میهن دوست ![]() |
کتاب نخوانده را مردود میکنند و زمانی که صفحاتی از ان را برایشان کپی می کنند سپاسگزاری می فرمایند !
……………………………………
ادعای سواد یونانی شان می شود و اما نمی دانند مورخین نوشتند الکساندرشان در صحرای میان بلخ و اکسوس داشت از تشنگی و گرما تلف می شد ! ……………………………………..
بخت النصر ( بخت نرسیه , بختر شه) که به زمان لهراسپ اورشلیم را ویران کرد به گفته تاریخ بلعمی پسر گیو بوده است و به روایت همین تاریخ : لهراسپ به بخترشه از تخمه گودرز پادشاهی اهواز و مغرب از دجله تا دمشق را بخشید (برداشت از کتابی که نخوانده اید ) بنده هیچ نامی صادر نکردم تاریخ طبری است بی سواد! کتاب نخوانده را تفسیر و برسی می کنند ننگ بر کسانی که شعور درست سخن گفتن را ندارند ………………………………………… …………
ننگ بر وطن فروشانی که با اصطلاح " میتراپرست " حواس مردم ایران را ازقدمت معماری و فرهنگ میترایی در ایران پرت می کنند تا ندانند که ریشه معماری جهان از کجاست و ندانند که یونان و اروپا را میترا پرستان ایرانی ساختند و یونانی پابرهنه بی فرهنگ را از سر درخت پاین اوردند .............. اقای mori_hema30 محبت بفرمایید وقت خود را تلف افرادی چون ایشان از فرقه ال فسیل نفرمایید هیچ نیازی به تایید یا تکذیب افراد کوته فکری چون ایشان نمی باشد. ويرايش توسط Bozorgmehr : 05-24-2012 در ساعت 01:43 PM |
||||||||||||
|
|
|
| 5 نفر نوشته را پسندیده اند : |
|
|
#114 (لینک نوشته) | |||
|
هم میهن دوست ![]() |
|
|||
|
|
|
| 3 نفر نوشته را پسندیده اند : |
|
|
#115 (لینک نوشته) | |||
|
هم میهن دوست ![]() |
|
|||
|
|
|
|
|
#116 (لینک نوشته) | ||||||
|
کاربر فعال تالارهای موضوعی ![]() |
1- اين مجنون گويا هنوز يكبار استوانه ي كذايي كوروش را نخوانده كه بداند(و نیز پیکره ی) خدایان سومر و اکد را که نبونئید (بی بیم) از خشم سرور خدایان (= مردوک) با بابل اندر آورده بود، به فرمان مردوک، خدای بزرگ به شادی و خوشی دين هاي خدايي در كار نبوده و بت هاي سومر و اكد و بابل بودند كه تقديس شدند !! 2- بخت النصر هم دين هاي خدايي را در زندان نكرده و به قول همان تورات خودشان فقط پيامبران دروغين و بت پرستان و پيمان شكنان اورشليم را با خود برده است و پيامبري همچون ارميا نبي را نجات داده است ... 3- كجاي استوانه ي كوروش گفته شده فصل ديگري از تاريخ بشر آغاز شده يا چنين مفهومي در اين استوانه گنجانده شده است كه در ديگر كتيبه هاي بين النهريني نمي توان يافت (همچون رويدادنامه ها و قانون نامه حمورابي و...)
__________________
ماکس پلانک: ديـن و علـم مشترکا ً بر ضد شرک و الحاد ميجنگند، و برانگيزندهء آنها همواره خـدا بوده و خواهد بود. ويرايش توسط Archimonde : 05-24-2012 در ساعت 02:51 PM |
||||||
|
|
|
| 2 نفر نوشته را پسندیده اند : |
| نوشته را نپسندیده اند : |
|
|
#117 (لینک نوشته) | |||
|
کاربر فعال تالارهای موضوعی ![]() |
فقط نوشته كه اورشليم را ويران كرد ؟! مراحل جنگ و يا پيمان شكني و بخشش هايش و... را نياورده ؟! اگر كتاب دقيقي باشد بايد همه را آورده باشد و هر انسان عاقلي خواهد فهميد كه او بسيار حاكم عادلي بوده كه 4 بار پيمان شكني اورشليم را تحمل كرده و كوروش جنايتكار اصولا پيمان نمي بسته و همواره وحشينانه ويران مي كرده ... كتابهاي شما فقط به كار تبارسازي مي خورند نه حقيقت ... |
|||
|
|
|
| 2 نفر نوشته را پسندیده اند : |
| نوشته را نپسندیده اند : |
|
|
#118 (لینک نوشته) | |||||||||||||||
|
مشاور تالار هم میهن ![]() |
بنده کاری با طبری و بلعمی ندارم ، شما گفتید یهودیان هرکس که ویرانگر باشد را بخت النصر می نامیدند (!) بنده هم گفتم که هجویات نگوئید (هم شما هم طبری و مترجمش) چون یهودیان چنین کاری نمی کنند و بخت النصر به معنی پسر نصر است ، اکنون هم که باز یکی دیگر از دروغهایتان افشا شده عصبانی هستید و بیسوادیتان را سر دکمه های کیبورد خالی میکنید !
بنده مچتان را گرفتم که شما میتراپرستها برای گرفتن انتقام تاریخی خود از زردشتی ها دست به چنین حرکات مضحکی می زنید ، نمونه اش هم اینکه به جان کوروش و داریوش افتاده اید تا سلاخی شان کنید. در ضمن دروغ نگوئید ، میترائیان یونانی و اروپایی بودند و تخت جمشید را هم یونانیان ساختند و کوروش هم آفریقایی بود ، آن زمان که میترائیان زنان را زنده به گور میکردند و با خواهر و مادرشان همخوابگی میکردند یونانیان به آنان آداب انسانیت را آموختند.
ويرايش توسط Bozorgmehr : 05-25-2012 در ساعت 10:23 AM |
|||||||||||||||
|
|
|
| 2 نفر نوشته را پسندیده اند : |
| نوشته را نپسندیده اند : |
|
|
#119 (لینک نوشته) | |||
|
مشاور تالار هم میهن ![]() |
در مورد فاصله میان جان سپردن الکساندر و تشکیل سلسله سلوکیه بایستی نخست بدانید که پس از فوت وی به مدت چهل سال نبردهای خونینی میان یاران او درگرفت ، کاساندر انتقام خونینی از مادر و همسر الکساندر گرفت ، تا اینکه پس از محاربه ایپسوس 301 BC (Battle of Ipsus) به گفته پروفسور گیرشمان تشکیلات سیاسی جهان بر مبنای سه حکومت گذارده شد : مقدونیان در اروپا ، بطالسه در مصر ، سلوکیان در قسمتی از آسیا . هرجا که جای خالی بود که زود نبایستی جایش را یک ایرانی بچپانید ! آن روایتی هم که در انتها نوشتید را بد نیست بدانید امثال همین حاجیه خانوم حامدها چندصد سال بعد از پیامبر ساختند وگرنه پیامبر اسلام یک شخصیت اینترنشنال بود و در قید و بند وطن و این بازی ها نبودند. مواظب باشید با طناب این خانم میتراپرست داخل چاه کشک شان نروید ! نکته جالب این هست که تا دیروز اسکندر خونخوار و وحشی بود ، الان از سروکول هم برای بدست آوردن این ابرمرد تاریخ بالا می روند که البته کورخوانده اند ، همان کوروش و داریوش برازنده شان است. |
|||
|
|
|
| 2 نفر نوشته را پسندیده اند : |
| نوشته را نپسندیده اند : |
|
|
#120 (لینک نوشته) | |||
|
مشاور تالار هم میهن ![]() |
کتیبه داریوش و خشایارشا را بخوانید و ببینید مصالح و معماران و این تخت جمشید و باقی بناها توسط چه کسانی انجام گرفته است . بناهای میترائی هم توسط مصریان و یونانیان و بابلیان ساخته شده است . |
|||
|
|
|
| 2 نفر نوشته را پسندیده اند : |
| نوشته را نپسندیده اند : |