|
|||||||
| تاریخ و فرهنگ تاریخ از دیدگاه واژگانی به واژهای اطلاق میشود که شامل اطلاعاتی راجع به گذشتهاست. مانند تاریخ زمینشناسی کره زمین. زمانیکه تاریخ به عنوان یک زمینه و رشته بررسی و تحصیل مطرح میشود به معنای تاریخ بشری است که گذشته ثبت شده جوامع بشری است. |
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#1 (permalink) |
|
مدیر تالار عکس
![]() تاريخ عضويت: Aug 2006
ارسالها: 9,450
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,648
از ایشان 3,417 بار سپاسگزاري شده است
|
تشكيل دولت صفوي در اوايل قرن دهم هجري قمري ( ابتداي قرن شانزدهم ميلادي ) يكي از رويدادهاي مهم ايران محسوب مي شود . پيدايش اين دولت كه بايد آن را سرآغاز عصر تازه اي در حيات سياسي و مذهبي ايران دانست موجب گرديد استقلال ايران بر اساس مذهب رسمي تشيع و يك سازمان اداري بالنسبه متمركز ، تامين گردد . گذشته از آن تاسيس و استقرار اين دولت زمينه اي را فراهم ساخت تا خلاقيتهاي فرهنگي و هنري معماري ، تداوم و امكان تجلي و رشد يابد و نمونه هاي بديعي از اين امور (* به ويژه در زمينه هنر و معماري ) پديد آيد . با آغاز روابط سياسي با دولتهاي اروپايي و سرزمينهاي همجوار ، بازرگاني توسعه يافت . لازم به ذكر است كه اين امر موجب تحول در اقتصاد داخلي گرديد و اين تحول در توليد و فروش ابريشم و ايجاد مراكز بزرگ بافندگي بسيار موثر افتاد .
با اينكه تاسيس دولت صفوي به دست شاه اسماعيل در سال 907 ه.ق. انجام گرفت ولي علل و عوامل تكوين اين دولت به دو قرن قبل از آن بازمي گشت. با اين نظر اجمالي به تاريخ اجتماعي ايران بعد از اسلام ، بايد گفت كه ايجاد دولت شيعي صفوي نقطه اوج نهضتهايي بود كه به طرفداري از تشيع عليه حكومتهاي بني اميه و بني عباس و قدرتهاي همسوي آنان صورت گرفت . هجوم مغول در اوايل قرن هفتم ه.ق. و سقوط بغداد ( مركز خلافت عباسي ) در آغاز نيمه دوم اين قرن زمينه و شرايط مساعدي را فراهم كرد تا پيروان مذاهب ( به ويژه تشيع و نحله هاي فكري وابسته به آن )* امكان بيشتري براي رشد و توسعه پيدا كنند . در واقع قرن هشتم و نهم هجري ( به خصوص دوران انحطاط حكومت ايلخانان و تيموريان ) تا حد زيادي به رشد تشيع و تصوف كمك كرد . شيخ صفي الدين اسحاق اردبيلي نياي بزرگ صفويان و پيشواي طريقت صفوي در عصر ايلخانان مي زيست . تولد او به سال 650 ه.ق. و وفاتش به سال 735 ه.ق. روي داد و با ايلخاناني همچون سلطان محمود غازان خان اولجايتو و سلطان ابوسعيد بهادرخان معاصر بود . شيخ صفي الدين در سال 730 ه.ق. در حالي كه مريدان بسياري در حلقه طريقت او فراهم آمده بودند ، زندگي را بدرود گفت و فرزندش ، صدر الدين موسي جانشين او شد . از اين زمان تا دوران كه شيخ جنيد به پيشوايي رسيد رهبران خانقاه تنها كوشش خود را صرف تبليغ و ارشاد مريدان در مناطق دور و نزديك مي كردند و در اين دوران كه از سال 730 تا 830 ه.ق. به طول انجاميد نفوذ طريقت صفوي در ميان عشاير محروم و تهيدست آناتولي ( كه از تركان مهاجر آن ديار بودند ) و شيعيان جزيره و شامات و جبل لبنان بالا گرفت . ولي از زمان كه شيخ جنيد به پيشواي خانقاه رسيد به علت انتشار تشيع غالي در سرزمينهاي ياد شده – به ويژه در آناتولي – و همبستگي افكار صوفيانه با آرمانهاي تشيع ، خانقاه اردبيل به مركز تبليغات شيعي تبديل شد . بروز اختلافات بين حكام سلسله هاي آق قويونلو و قره قويونلو و موقعيت خانقاه در اين كشمكشها سبب گرديد تا طريقت صفوي به جريانات سياسي و نظامي وقت كشانده شود . شيخ جنيد ، كه توسط جهانشاه قره قويونلو از اردبيل تبعيد شده بود ، در ديار بكر مورد حمايت اوزون حسن رقيب جهانشاه قرار گرفت و با كمك او به تجهيز طرفداران خود در ميان قبايل ترك و شيعيان پرداخت . وي در جنگهايي كه به خواست اوزون حسن برپا شده بود ، شركت كرد . اما در سال 860 ه.ق. كه به عنوان جهاد مذهبي به ناحيه شروان رفت ( در جنگ با شروانشاه ) به قتل رسيد . پس از وي حيدر ( فرزندش ) جاي او را گرفت . او نيز مانند پدر از حمايت اوزون حسن برخوردار گرديد و امير آق قريونلو ، دختر خود را به ازدواج او در آورد . |
|
|
|
| 2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي Ava به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#2 (permalink) |
|
مدیر تالار عکس
![]() تاريخ عضويت: Aug 2006
ارسالها: 9,450
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,648
از ایشان 3,417 بار سپاسگزاري شده است
|
شيخ حيدر ( يا به قول مورخان عصر صفوي ، سلطان حيدر ) در اردبيل از صوفيان سرسپرده خود نيرويي منظم و مسلح به وجود آورد كه به علت كلاه دوازده ترك و متحدالشكل آنان به تاركي سرخ منتهي مي شد ، به " قزلباش " معروف شدند . اين نيرو بعدها در شكل گيري دولت صفوي نقش عمده اي ايفا كرد .
نخستين سالهاي سلطنت شاه اسماعيل صرف از ميان بردن قدرت و نفوذ دولت آق قويونلو و سركوب حكام محلي شد . وي از سال 907 ه.ق. تا فتح خراسان به سال 916 ه.ق. در جنگ همدان سلطان مراد آق قويونلو را ( كه فرمانرواي عراقين و فارس و كرمان بود ) شكست داد و مناطق تحت نفوذ آق قويونلوها را تسخير كرد . همچنين طي جنگهايي با مراد بيگ آق قويونلو رئيس محمد كره ( حاكم ابر قوه ) حسين كياي چلاوي ( حاكم فيروز كوه و سمنان و خوار ) ، ابوالفتح بيگ ( فرمانرواي كرمان ) و ديگر قدرتهاي محلي ، به عمر اين حكومتها پايان داد . در سال 913 ه.ق. ضمن جنگ با علاء الدوله ذوالقدر ، ديار بكر را فتح كرد و در سال 914 ه.ق. حاكميت خود را بر بغداد و عتبات مسلم گردانيد . همچنين خوزستان و هويزه را ( كه در تصرف سادات مشعشعي بود ) به تصرف در آورد و به نفوذ باريك بيگ پرناك در عراق عرب پايان داد . در سال 915 ه.ق. براي جنگ با محمد خان شيباني ( فرمانرواي ازبك ) كه بر خراسان و شرق ايران تا كرمان تسلط يافته بود تصميم به تدارك لشكر گرفت . شيبك خان ازبك يا محمد شيباني پادشاه دولت ومقتدري بود موسوم به " شيبانيان " . اعقاب شيبان ، پسر جوجي خان ، از اواخر قرن هشتم ه.ق. به تدريج بر ماوراء النهر مسلط شدند و محمد خان در سال 900 ه.ق. بر سراسر اين ناحيه تسلط يافت. وي با استفاده از ضعف بازماندگان دولت تيموري ، بر خراسان و نواحي شرقي ايران غلبه كرد . ظهور دولت شيعي صفوي ، دشمني دولت شيباني و دولت عثماني را ( كه هر دو از مذهب تسنن حمايت مي كردند ) برانگيخت و موجب يك رشته مخاصمات و محاربات بين ايران و دولتين مذكور شد و طبعا" نوعي اتحاد و همبستگي بين آن دو در راه مبارزه عليه دولت صفوي برقرار گرديد . اسناد و مدارك مشعر بر مكاتبات فيمابين دولت عثماني و ازبك ، اين اتحاد را اثبات مي كند . تجاوزات ازبكان در خراسان و شرق ايران و ارسال نامه هاي تهديد آميز محمد شيباني به پادشاه صفوي شاه اسماعيل را به تدارك جنگ خراسان مصمم ساخت . وي پس از فراخواندن سپاهيان از مناطق مختلف كشور رهسپار خراسان شد و در شعبان سال 916 ه.ق. در نزديكي شهر مرو شكست سختي به ازبكان وارد ساخت و محمد خان شيباني در اثناي اين جنگ به قتل رسيد. شكست ازبكان را تسخير تمامي شهرهاي خراسان و ماوراءالنهر را بر روي شاه اسماعيل گشود و مرزهاي شرقي دولت صفوي ، ازيك سو تا بلخ و از سوي ديگر ، تا آمو دريا گسترده شد . اگر چه شاه اسماعيل علاقه چنداني به امر اداره ماوراءالنهر از خود نشان نداد و تنها به علت تجاوزات امراي ازبك ناگزير به لشكر كشيهاي مجدد به آن ناحيه گرديد ، ولي با منصوب كردن حكامي در شهرهاي مختلف ، عملا" حاكميت دولت صفوي را در حوضه جنوبي رود جيحون تثبيت كرد . |
|
|
|
|
|
#3 (permalink) |
|
مدیر تالار عکس
![]() تاريخ عضويت: Aug 2006
ارسالها: 9,450
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,648
از ایشان 3,417 بار سپاسگزاري شده است
|
شكست ازبكان عكس العمل شديد كارگزاران دولت عثماني را برانگيخت و سياست آميخته با مماشات و تساهل سلطان با يزيد در برابر شاه اسماعيل با مخالفت شديد سران يني چري و علماي اهل تسنن عثماني روبه رو شد.مخالفان كه سلطان را سد راه مبارزه با دولت صفوي مي دانستند به دور سليم ( فرزند او ) گرد آمدند و ضمن توطئه اي كه به مرگ با يزيد انجاميد اين مانع را از سرراه برداشتند .
<SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Nazanin">سلطان سليم پس از فوت پدر ، به قصد جنگ با شاه اسماعيل و براندازي دولت نوپاي صفوي سپاه بزرگي از يني چريها و ممالك دست نشانده فراهم ساخت و پس از قتل عام شيعيان و طرفداران شاه اسماعيل در آناتولي در محرم سال 920 ه.ق. به سوي ايران حركت كرد. وي در ماه رجب همين سال در دشت چالدران ( نزديك خوي مستقر شدو در شرايطي كه سپاهيان عثماني از لحاظ كثرت عدد و مجهز بودند به اسلحه گرم از امتياز بزرگي برخوردار بودند جنگ آغاز گرديد. با تمام رشادت و جلادتي كه شاه اسماعيل و امراي قزلباش نشان دادند جنگ با پيروزي سلطان سليم خاتمه يافت و شهر تبريز سقوط كرد . اما سلطان عثمان تنها چند روزي توانست در آذربايجان بماند . بيم از عدم امنيت و تداركات ، دوري از مركز حكومت و مهمتر از همه طغيان يني چريها ( به علت عدم رضايت از جنگ و كشتار مسلمانان ) وي را مجبور به عقب نشيني كرد . تهماسب ، بزرگترين فرزند شاه اسماعيل كه در سال 919 ه.ق. به دنيا آمده بود . در يك سالكي به دستور پدرش به هرات انتقال يافت . به دليل اهميتي كه خراسان داشت حكومت اين سرزمين تا رود آمويه ( جيحون ) اصطلاحا" به او تعلق گرفت و ديوسلطان روملو ( حاكم بلخ ) به للگي او انتخاب شد . تهماسب هنگام مرگ پدر ده سال و شش ماه داشت كه به سلطنت رسيد . وي از سال 930 ه.ق. تا 984 ه.ق. مدت 54 سال سلطنت كرد كه بيشترين ايام سلطنت در دوران صفوي محسوب مي شود . او شجاعت و صلابت پدررا نداشت ولي از نظر كشور داري و تنظيمات زمان حكمراني او را بايد يكي از مهمترين ادوار صفويه شمرد. شاه اسماعيل در عمر كوتاه خود كه بيشتر در جنگهاي داخلي و خارجي گذشت ، موفق نشد دولت نوبنياد صفوي را بر اساس تشكيلات اداري و نظامات مذهبي استوار كند ولي اين كار در دوران سلطنت طولاني تهماسب جامه عمل پوشيد. نيمه اول سلطنت او بيشتر در رفع نفاق و چند دستگي سران قزلباش و اداره جنگ در سر حدات شرقي و غربي مملكت گذشت . دشمنان سر سخت دولت صفوي يعني ازبكان و عثمانيان از همان آغاز زمامداري تهماسب حملات خود را به ايران آغاز كردند . شاه تهماسب به علت نزديكي تبريز به مرزهاي عثماني و آسيب پذيري اين شهر و دوري تبريز از خراسان كه همواره مورد هجوم ازبكان قرار مي گرفت در سال 965 ه.ق. پايتخت خود را به قزوين منتقل كرد . از اين تاريخ تا سال 1006 ه.ق. ( كه شه عباس اول اصفهان را مورد توجه قرار داد ) شهر قزوين پايتخت صفويه بود . از وقايع عمده دوران شاه تهماسب پناهندگي همايون ( پادشاه هند ) و با يزيد ( شاهزاده عثماني ) بود كه هر دو رويداد تاثير زيادي در رابط ايران و هند و عثماني داشت . در سال 950 ه.ق. همايون پادشاه هند به علت اختلافاتي كه بين او و شيرخان افغاني رخ داده بود بر اثر نفاق برادرانش ناگزير هند را ترك كرد و با كسان نزديك خود به شاه تهماسب پناهنده شد . شاه تهماسب مقدم مهمان خود را گرامي داشت و فرمان داد او را با اعزاز و احترام تا پايتخت همراهي كنند . همايون بعد از مدتي اقامت در ايران با نيرويي كه پادشاه صفوي در اختيار او گذاشت به هند بازگشت و سلطنت از دست رفته خود را به دست آورد . اين واقعه چنان تاثير خوبي در روابط دوستان ايران وهند باقي گذاشت كه تا انقراض صفويان ( به استثناي مواردي چند كه اختلافاتي بين طرفين در مسائل مرزي به ويژه قندهار پيش آمد ) ادامه يافت . |
|
|
|
|
|
#4 (permalink) |
|
گل مرداب
![]() تاريخ عضويت: Apr 2006
محل سكونت: زیر سایتون !
ارسالها: 29,289
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 22,055
از ایشان 13,352 بار سپاسگزاري شده است
|
چه اطلاعات کاملی در مورد دوره های حکومت پادشاهان ایرانی!
__________________
من صبورم اما... به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم . من صبورم اما... چقدر با همه ی عاشقيم محزونم و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم من صبورم اما... بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند می ترسم من صبورم اما...
|
|
|
|
|
|
#5 (permalink) |
|
مدیر تالار عکس
![]() تاريخ عضويت: Aug 2006
ارسالها: 9,450
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,648
از ایشان 3,417 بار سپاسگزاري شده است
|
در سال 967 ه.ق. با يزيد به علت پاره اي اختلافات كه با پدرش ( سلطان سليمان ) و برادرش ( سليم ) پيدا كرده بود با ده هزار سرباز مسلح از آناتولي وارد ايران شد و از شاه تهماسب تقاضاي پناهندگي كرد . ساه تهماسب نهايت اعزاز و احترام را در حق مهمان خود به عمل آورد و دستور داد او و نزديكانش را در كاخ مناسبي جاه دهند . سلطان عثمان كه از آمدن يزيد به ايران اطلاع يافت با ارسال نامه هاي مكرر كه گاه جنبه تحبيب و گاه تهديد داشت استرداد با يزيد را از شاه تهماسب تقاضا كرد . وساطتها و تقاضاهاي شاه نيز براي عفو شاهزاده عثماني به هيچ وجه موثر واقع نشد. سرانجام سلطان صفوي براي جلوگيري از تهاجم عثماني و شعله ور شدن جنگهايي كه به موجب صلح آماسيه متوقف شده بود . با يزيد و فرزندان او را تسليم ماموران عثماني كرد . متعاقب آن در سال 969 ه.ق. صلحي بين طرفين منعقد گرديد و جنگهاي غرب كشور براي مدتي نسبتا" طولاني خاموش شد .
بعد از مرگ شاه تهماسب پسر دومش ( اسماعيل ميرزا ) كه به دستور پدر در قلعه قهقهه زنداني بود با حمايت اكثر اميران قزلباش به پادشاهي رسيد . وي يك سال و نيم سلطنت كرد اما در همين مدت كوتا به جنايات دهشت انگيزي دست زد . او اغلب رجال مملكتي را كه پس از مرگ پدرش از سلطنت حيدر ميرزا ( برادر كهترش ) حمايت كرده بودند از ميان برداشت و به اين نيز اكتفا نكرد و براي اينكه خيال خود را از رقباي سلطنت آسوده سازد دستور قتل همه شاهزادگان صفوي را صادر كرد و تنها كساني كه در اين جريان از چنگ او رهايي يافتند برادر بزرگش ( محمد ميرزا ) و پسران وي حمزه ميرزا و عباس ميرزا بودند كه اگر دوران پادشاهي او ادامه مي يافت ، آنان را نيز نابود مي كرد . اسماعيل دوم در بحبوحه قتل شاهزادگان صوفيان قزوين را هم كه سر سپردگان پدرش بودند سركوب كرد . همچنين ، در اوايل سلطنت به طرفداري از تسنن علماي طراز اول تشيع را از خود دور ساخت . |
|
|
|
|
|
#6 (permalink) |
|
مدیر تالار عکس
![]() تاريخ عضويت: Aug 2006
ارسالها: 9,450
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,648
از ایشان 3,417 بار سپاسگزاري شده است
|
مرگ او در سيزده رمضان سال 985 ه.ق. روي داد . لازم به ذكر است كه در دوران فرمانروايي كوتاه او حادثه اي در مرزهاي مملكت اتفاق نيفتاد . بعد از فوت شاه اسماعيل دوم دولتمردان صفوي و امراي قزلباش براي سلطنت محمد ميرزا ( پسر بزرگ شاه تهماسب ) با يكديگر همداستان شدند . او به خدابنده معروف شد از سال 985 تا 996 ه.ق. پادشاهي كرد . از آنجا كه وي با صره اي ضعيف و طبعي ملايم داشت قادر به اداره امور نبود و زمان كارها بيشتر در دست زوجه اش " فخر النساء بيگم مهد عليا " قرار گرفت .مهد عليا زني مقتدربود كه در برابر امراي قزلباش كه مي خواستند از ضعف پادشاه استفاده كنند و اعمال قدرت نمايند ايستادگي مي كرد . همين امر مخالفت تعدادي از سرداران را كه در پايتخت صفوي مستقر بودند برانگيخت تا جايي كه توطئه اي بر ضد او ترتيب دادند و وي را به قتل رساندند. پس از آن آتش اختلاف خانوادگي بالا گرفت و هر اميري در گوشه اي از مملكت بساط خود سري گسترد . امراي خراسان كه در راس آنان مرشد قلي خان استاد جلو و عليقلي خان شاملو بودند عباس ميرزا را از سلطنت برداشتند و در ايالات ديگر نيز كه در تيول سركردگان نظامي بود نشاني از اقتدار دولت مركزي نماند . در اين ميان دولت عثماني كه از اين اختلافات داخلي آگاه بود از فرصت استفاده كرد و مرزهاي صفوي را در غرب و شمال غرب مورد حمله قرار داد و اراضي وسيعي را تصرف و شهر تبريز ( مهمترين شهر آذربايجان ) را اشغال كرد . ازبكان نيز مقارن همين احوال شهرهاي خراسان را در معرض تاخت و تاز قرار دادند . حمزه ميرزا وليعهد سلطان محمد كه بارها در برابر سپاهيان عثماني به عمليات متهورانه اي دست زده بود در شرايطي كه ميتوانست بر مشكلات داخلي و خارجي غلبه كند به دست چند تن از اميران مورد اعتماد خويش كشته شد. از آن پس بردامنه خودسريها افزوده شد و خلئي در دستگاه حاكميت به وجود آمد . مرشد قلي خان استاد جلو از اين فرصت استفاده كرد و پس از كنار گذاشتن رقيب خود ( عليقلي خان استاد جلو ) و به دست گرفتن اختيار عباس ميرزا ناگهان به همراه شاهزاده به قزوين تاخت و پايتخت را متصرف شد و عباس ميرزا را به نام " شاه عباس " بر اريكه قدرت نشاند 0 14 ذيقعده سال 996 ه.ق. ) و به اين ترتيب سلطنت سلطان محمد عملا" پايان يافت .
دوران پادشاهي شاه عباس اول ( 1038 – 996 ه.ق. ) فصل تازهاي در تاريخ دولت صفوي گشود . او را بايد پادشاهيزيرك و سياستمدار و قدرت طلب خواند . او كه از نزديك و دور جريان حوادث را دنبال مي كرد به فراست دريافته بود كه عامل اصلي آشفتگيها قدرت طلبي امراي قزلباش است . پس قبل از هر كار بر آن شد تا به اعمال اين اميران پايان بخشد . نخست با كمك مرشد قلي خان كه در راس امور نظامي و اداري قرار گرفته بود سران گردنكش قزلباش را از ميان برداشت . سپس او را نيز به قتل رساند و با انتصاب سركردگان و حكام ولايتها و ايالتها از درجات پايين تر كه به صورت كامل از خود او اطاعت داشتند سلطنت مطلقه اي را برقرار نمود . وي براي مقابله با ازبكان و عثمانيان و عقب راندن آنان نخست با دولت عثماني مصالحه كرد. آن گاه را براي جنگ با ازبكان به خراسان برد و تا سال 1007 ه.ق. نواحي مختلف اين ايالت را تصرف آنان خارج كرد . سپس در تجديد نظر در سازمان سپاه و انحلال قزلباش سپاه قوللر و شاهسون را پديد آورد و همكاري متخصصاني كه برادران شرلي از انگلستان به ايران آورده بودند ارتش را به سلاح گرم مجهز كرد. وي از سال 1011 ه.ق. به بعد با يك رشته عمليات تهاجمي كه تا سال 1034 ه.ق. به طول انجاميد مناطقي از قفقاز و آناتولي و عراق و عرب را از تصرف عثمانيها خارج كرد و مرزهاي مملكت را به حدود دوران شاه اسماعيل بازگرداند . همچنين با مقابله سياسي و نظامي با پرتغاليان در خليج فارس قدرت دولت صفوي را بر جزاير و بنادر خليج فارس برقرار نمود . پادشاه در حالي كه جانشين لايقي از خود باقي نگذاشته بود در 24 جمادي الاول سال 1038 ه.ق. ( پس از چهل دو سال پادشاهي ) وفات يافت . دولتمردان صفوي ، نواده او ( سام ميرزا )* را از حرمسراي سلطنتي بيرون آوردند و با نام شاه صفي به سلطنت نشاندند ( 14 جمادي الثاني 1038 ه.ق.). |
|
|
|
|
|
#7 (permalink) |
|
مدیر تالار عکس
![]() تاريخ عضويت: Aug 2006
ارسالها: 9,450
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,648
از ایشان 3,417 بار سپاسگزاري شده است
|
روابط ايران و دولت بابري هند از بدو تاسيس دولت صفوي همواره حسنه بود . بين ظهير الدين بابر و شاه اسماعيل ( به علت همكاريهايي كه در جنگ با ازبكان و ديگر مخالفان داشتند ) دوستي و الفتي متقابل برقرار بود . همايون پادشاه مخلوع هند با كمك شاه تهماسب سلطنت از دست رفته خود را باز يافت . مناسبات اكبر شاه با شاه عباس اول با تفاهم و مدارا توام بود . تسامح مذهبي دولت گوركاني هند همراه با رونق بازار تجارت هندوستان سبب شد تا پيروان مذاهب گوناگون از جمله هزاران شيعه و سني ايراني ( كه غالبا" صاحبان حرفه و بازرگانان و ارباب فضل و هنر بودند )*به هند كشانده شوند. البته اين امر خود موجب رواج آداب و سنن و فرهنگ ايران در هند شد . در زمان شاه جهان به علت توسعه طلبي اين پادشاه و ضعف سرحدداران ايران و اختلال در دولت مركزي شهر قندهار كه از نظر موقعيت نظامي حائر اهميت بود به تصرف دولت هند در آمد . همين مساله شاه عباس دوم را بر آن داشت تا براي باز پس گيري اين شهر لشكر كشي كند . در نتيجه اين لشكر كشي شهر قندهار در سال 1059 ه.ق. بار ديگر به تصرف ايران درآمد . شاه عباس تلاش سران شورشي گرجستان را كه به تحريك تهمورث خان و پشتيباني روسيه انجام گرفته بود خنثي كرد و مانع تجريه و وابستگي آن به روسيه گرديد.
شاه سليمان ( 1106 – 1077 ه.ق. ) پادشاهي نالايق و بي اراده و آلت دست خواجگان و رجال متنفذ دولتي بود . نخستين نشانه هاي انحطاط و سقوط صفوي از زمان او ظاهر شد . اگر حادثه مهمي در مرزها رخ نداد در درجه اول به سبب آن بود كه هنوز آوازه قدرت ايران عصر شاه عباس اول طنين انداز بود و در ثاني در كشورهاي مجاور ايران دولتهاي نيرومندي مانند گذشته وجود نداشت تا تهديدي جدي به شمار روند . اين آرامش نسبي در روزگار شاه سليمان با توسعه مناسبات خارجي و روابط بازرگاني به ويژه در زمينه ابريشم همراه بوده است . در اين زمان كه بايد آن را عصر توسعه قدرتهاي بزرگ اروپا ناميد توجه اين دولتها به بازرگاني با مشرق زمين افزايش يافت و ايران خود يكي از كانونهاي مهم اين بازرگاني بود . از ويژگيهاي ديگر اين دوران ، ورود بازرگانان و سياحتگران و ميسيونرهاي خارجي است كه با انگيزه اقتصادي ، بهترين توصيفها را در زمينه اجتماعي ايران ارائه داده اند . شاردن ، تاورنيه ، كمپفر ، سانسون ، كروسينسكي و مبلغان مسيحي را بايد از اين نمونه ها به شمار آورد . <SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Nazanin">آخرين سلطان كشور يكپارچه صفوي ( قبل از سقوط نهايي آن به دست نادر شاه افشار ) سلطان حسين بو.د كه بعد از شاه سليمان از سال 1106 تا سال 1135 ه.ق. سلطنت كرد . عوامل پنهان و آشكاري كه از قبل زمينه انحطاط و انقراض دولت صفوي را فراهم ساخته بود در دوران پادشاهي اين شخصيت ضعيف النفس و با حسن نيت رخ نمود. افزايش مالياتها ، تعدي حكام خود كامه و تازه به دوران رسيده و فشار زياد به اقليتهاي مذهبي نفوذ عناصر غير مسئول و خواجگان حرم در دستگاه دولتي طرد شخصيتهاي كاردان از دستگاه اداري و نظامي و بي ارادگي شاه در برخورد با حوادث مقدمات فروپاشي نظام دولت صفوي را فراهم ساخت . شورش طايفه غلزايي ساكن قندهار در سال 1113 ه.ق. كه از جانب دولت هند دامن زده مي شد و شورش ابداليان هرات در سال 1118 ه.ق. خود مقدمه اي بود بر سقوط دولتي كه شاه و اطرافيان او طي 17 سال نتوانسته بودند با تدبير و يا قدرت از آن جلوگيري كنند . |
|
|
|
|
|
#10 (permalink) |
|
مدیر تالار عکس
![]() تاريخ عضويت: Aug 2006
ارسالها: 9,450
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,648
از ایشان 3,417 بار سپاسگزاري شده است
|
مسجد جامع عباسي (مسجد امام)
ساختمان مسجد جامع عباسي، در ضلع جنوبي ميدان تاريخي اصفهان در سال 1020ق به فرمان شاه عباس اول و در بيست و چهارمين سال سلطنت وي شروع شد. اين مسجد شاهكاري جاويدان از معماري و كاشيكاري و حجاري ايران در قرن يازدهم است. در جنوب غربي مسجد، قطعه سنگ ساده*اي در محل معيني تعبيه شده است كه ظُهر حقيقي اصفهان را در چهار فصل نشان مي*دهد و چنانكه مي*گويند محاسبه آن را شيخ بهايي، دانشمند معروف عهد شاه عباس انجام داده است. عمارت عالي قاپو اين قصر كه در عهد صفويه « دولتخانه مباركه نقش جهان» و « قصر دولتخانه» نام داشت، نمونه منحصر به فردي از معماري كاخهاي عهد صفوي است كه در اوايل قرن يازدهم هجري، به امر شاه عباس اول، ساخته شده است. شاه عباس، سفيران و شخصيتهاي مملكتي را در اين كاخ به حضور مي*پذيرفت. عالي قاپو داراي پنج طبقه ساختمان است كه هر طبقه آن تزئينات ويژه اي دارد. نقاشي*هاي گل و بوته، شاخ و برگ، اشكال وحوش و طيور و گچبريهاي زيباي آن كه به شكل انواع جام و صراحي در طاقها و ديوارها تعبيه شده است، از قسمتهاي جالب توجه اين بناي تاريخي است. گچبريهاي اين قسمت از ساختمان كه به « اتاق صوت» مشهور است، نقش آكوستيك دارند و گفته مي*شود مكاني براي اجراي موسيقي بوده است تا نغمه*ها و صداها به طور طبيعي و بدون انعكاس به گوش برسند. مسجد شيخ لطف*الله اين مسجد بي نظير شاهكاري از هنر معماري و كاشيكاري قرن يازدهم هـ . ق. است كه به فرمان شاه عباس اول در مدت 18 سال ساخته شده است. شيخ لطف*الله از علماي بزرگ شيعه و از مردم « ميس» از قراء « جبل عامل» در لبنان امروزي بود كه به دعوت شاه عباس اول در اصفهان اقامت گزيد. اين مسجد به منظور تجليل از مقام او و براي تدريس و نمازگزاري وي احداث و اختصاص يافت. |
|
|
|
|
|
#11 (permalink) |
|
مدیر تالار عکس
![]() تاريخ عضويت: Aug 2006
ارسالها: 9,450
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,648
از ایشان 3,417 بار سپاسگزاري شده است
|
مسجد جمعه يا جامع اصفهان
اين مسجد در حقيقت، مجموعه*اي از ساختمانها و آثار هنري دوره*هاي بعد از اسلام تاريخ ايران است كه يادگارهايي از پادشاهان، وزيران، اميران، بزرگان و بانوان خيّر ايراني بعد از اسلام را در بردارد. صفه*هاي كوچك سمت راست دالان ورودي با ستونهاي مدور و گچبريهاي زيبا مجموعه*اي از آثار دوره ديلمي در قرن چهارم هـ . ق است. ساختمان ايوان جنوبي مسجد و تزئينات كاشيكاري اطراف صحن در عهد حسن بيك تركمان افزوده شده است. ايوان غربي مسجد كه ساختمان آن از قرن ششم هجري احداث شده است و در دوره پادشاهي شاه سلطان حسين صفوي تعمير و تزئين شده است. ايوان شمالي مسجد معروف به صفه درويش از قرن ششم، و كتيبه گچبري داخل آن از دوره شاه سليمان صفوي است. شمالي*ترين اثر تاريخي مسجد جمعه، گنبد تاج*الملك مشهور به گنبد خاكي است كه سال ساختمان آن 481 ق است و در بين آثار دوره سلجوقي اثر بي همتايي است. ساختمان حوض وسط مسجد در زمان سلطنت شاه محمد خدابنده صفوي، پدر شاه عباس اول بنا شده است. كاخ چهلستون كاخ چهلستون، در ميان باغ بزرگ چهلستون، از بناهاي ساخته شده در زمان شاه عباس دوم است. چهلستون كاخ رسمي وي بوده و محل بارعام و ديدارهاي رسمي بوده است. وجه نامگذاري چهلستون را بعضي به خاطر تعدد ستونها، و از آن رو كه چهل عدد كثرت است دانسته*اند. و بعضي ديگر اين گونه توجيه كرده*اند كه تالار چهلستون، بيست ستون دارد و با انعكاس تصوير آن در حوض روبه روي تالار، تعدادشان به چهل ستون مي*رسد. از آثار ديدني اين كاخ مي*توان از سقف آيينه*كاري تالار آيينه و ستونهاي عظيم آن، شيرهاي سنگي در گوشه*هاي حوض تالار، تابلوهاي نقاشي از شاه اسماعيل، شاه عباس اول، شاه طهماسب و نادرشاه و بسياري تزئينات ديگر نام برد. منارجنبان اين بنا به صورت يك بقعه و دو مناره بر روي قبر « عمو عبدالله» از زاهدان و صلحاي معروف قرن هشتم هـ. ق بنا شده است، ايوان منار جنبان يكي از نمونه هاي ابنيه سبك مغولي ايران است كه از آن دوره كاشيكاريهايي نيز به يادگار دارد. مناره ها بعداً و احتمالاً در اواخر عصر صفويه به ايوان مزبور اضافه شده است و با حركت دادن يكي از آنها، ديگري نيز حركت مي*كند. اما نكته جالب در اين بناي تاريخي آن است كه با حركت دادن يك مناره، نه تنها ديگري به حركت درمي*آيد بلكه تمامي اين ساختمان مرتعش مي*شود. پل الله ورديخان اين پل كه به سي و سه پل نيز مشهور است در نوع خود شاهكار بي نظيري از آثار دوره شاه عباس اول صفوي است، به هزينه و نظارت سردار معروف او « الله وردي خان» بنا شده است. اين پل در حدود 300 متر طول و 14 متر عرض دارد و طولاني*ترين پل بر روي زاينده*رود است. در دوره صفويه، مراسم جشن آبريزان با آبپاشان در كنار اين پل صورت مي*گرفت، ارامنه جلفا هم مراسم « خاج شويان» خود را در محدوده همين پل برگزار مي*كرده*اند. پل خواجو پل خواجو يا پل شاهي كه از اواخر دوره تيموري شالوده*هايي داشته است، به امر شاه عباس دوم در سال 1060 هـ .ق به صورت امروزي آن ساخته شد. غرفه*هاي آن با تزئينات كاشيكاري و نقاشي پوشيده شده است. براي اقامت موقتي شاه صفوي و خانواده او در وسط پل، ساختمان مخصوصي به نام « بيگلربيگي» بنا شده است. |
|
|
|
|
|
#13 (permalink) |
|
مدیر تالار عکس
![]() تاريخ عضويت: Aug 2006
ارسالها: 9,450
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,648
از ایشان 3,417 بار سپاسگزاري شده است
|
كاخ هشت بهشت :*
عمارت تاريخي " هشت بهشت " نمونه اي از كاخهاي محل سكونت آخرين سلاطين دورة صفويه است كه در دورة " شاه سليمان " در سال 1080 هجري بنا شده است از باغ وسيع " هشت بهشت " مقدار زيادي باقي نمانده ،*ولي قصر تاريخي آن هنوز اثري ارزنده و جالب است . از آثار جالب اين قصر ،*كاشيكاريهايي است كه انواع حيوانات پرنده و درنده و خزنده را نشان مي دهد و نماهاي خارجي اين قصر را تزئين كرده است . ![]() |
|
|
|
![]() |
| ابزارهاي موضوع | |
| نحوه نمايش | |
|
|