|
|
#16 (permalink) |
|
Aficionado
![]() تاريخ عضويت: Dec 2006
محل سكونت: کانادا
ارسالها: 561
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,113
از ایشان 1,132 بار سپاسگزاري شده است
|
بیش از ورود به هر گونه بحث و پرسش و پاسخی دوستان روشن کنند معیارهایشان برای
آسمانی بودن یک کتاب چیست؟ به دیگر سخن یک کتاب بایستی دارای چه ویژگیهایی باشد تا دوستان بپذیرند که آن کتاب آسمانی است؟
__________________
اندکی صبر سحر نزدیک است.... |
|
|
|
| 5 نفر از کاربران ، از دوست گرامي اندیشه به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#18 (permalink) |
|
Aficionado
![]() تاريخ عضويت: Dec 2006
محل سكونت: کانادا
ارسالها: 561
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,113
از ایشان 1,132 بار سپاسگزاري شده است
|
گویا متوجه نشدید. یک مثال با امید به اینکه متوجه شوید: فرد الف:من فيزيكدان هستم. فرد ب: فیزیکدان باید دارای دانش کافی درباره فیزیک باشد,دارای فلان مدارک علمی باشد و .....آیا تو اینها را داری؟ و فرد الف مدرک به شما نشان میدهد تا ثابت کند که با این ویژگیهایی که شما میخواهید تطابق دارد یا خیر!! حالا ما الف هستیم میگوییم کتابمان آسمانی است.-درست مانند آنکه ادعای فیزیکدانی میکند. ببنینیم شما میتوانید حداقل پرسشگر خوبی باشید؟ و نقش ب را بازی کنید یا هیمنطوری یک پرسش را مطرح میکنید؟ |
|
|
|
|
|
#19 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Jan 2007
ارسالها: 97
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 16
از ایشان 38 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
پس چرا به قرآن اعتقاد داری آیا میدانی که اعتقاد کورکورانه قرآن خود ضربه بزرگی به اسلام است امیدوارم هیچ مسیری را کورکورانه انتخاب نکنید |
|
|
|
|
|
|
#20 (permalink) | |
|
Aficionado
![]() تاريخ عضويت: Dec 2006
محل سكونت: کانادا
ارسالها: 561
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,113
از ایشان 1,132 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
ببینید پرسش را مطرح کرده اید که اکنون خود در تعیین چهاچوب آن مانده اید. منظور من کاملا روشن است: ما چهاچوبهای ویژه خود را برای پذیرش آسمانی بودن قرآن داشته ایم تا اینجا که روشن است. ما که نمیخواهیم آسمانی بودن را برای خودمان اثبات کنیم میخواهیم برای شما اثبات کنیم , نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این هم روشن است. اما شما برای اینکه بپذیرید که این کتاب آسمانی است چه چهاچوب هایی دارید از نظر شما یک کتاب آسمانی باید چه ویژگیهایی داشته باشد یعنی چگونه باید باشد. سعی کنید این را بفهمید و پاسخ بدهید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! منتظریم !!!!!!!! |
|
|
|
|
| 2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي اندیشه به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#21 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Jan 2007
ارسالها: 94
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 48
از ایشان 85 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
پرسش در مورد علم فیزیک با پرسش در مورد آسمانی بودن متفاوت است. یک انسان بنا بر تجربه و تحقیق در علم اشیا توانسته روابط بین آنها کشف کند و آن را علم فیزیک بنامد که همگان هم آن را به نام علم فیزیک می شناسند . ولی آسمانی بودن(به نگر شما) از آنجا که یک پدیده خارج از تجربه و علوم زمینی ست برای یک انسان ناآگاه چیزی را در ذهن او به خاطر نمی آورد چون تا آنجا که او می داند کتابها به دست خودش نوشته شده و گاهی نیز دارای اشتباه هستند . پس این شما هستید که ادعا می کنید که کتابتان آسمانی ست . ابتدا آسمانی بودن یک کتاب را برای یک انسان زمینی تشریح کنید و سپس به جنبه های آسمانی بودن کتاب خود بپردازید . فهمیدید؟!!!
__________________
نه آیا نه ، یکی نه بسنده بود که سرنوشت مرا بسازد من تنها فریاد زدم نه ، من از فرو رفتن تن زدم |
|
|
|
|
|
|
#22 (permalink) | |
|
Aficionado
![]() تاريخ عضويت: Dec 2006
محل سكونت: کانادا
ارسالها: 561
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,113
از ایشان 1,132 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
عرض کردم ببینید ما مگر خواستیم ثابت کنیم قران آسمانی است؟ ما آنرا پذیرفته ایم. شما که از ما دلیل میخواهید الیته ما هم دلیل خواهیم آورد البته پس از آنکه شما حدود پرسش خود را مشخص کنید یعنی بفرمایید یک کتاب چکونه باید باشد تا شما آسمانی بودنش را بپذیرید چون شما اثبات خواسته اید. در ضمن چرا مغلطه میکنید مثال من در باب اثبات بود خواستیم نشان دهیم کسی که نسبت به ماهیت چیزی پرسش دارد باید حدودش را هم مشخص کند. مثلا شما میروید دانشگاه ثبت نام کنید. به عبارتی شما مدعی شده اید که تحصیلات متوسطه را طی کرده اید(ما) آمو.ش دانشگاه از شما خواهد خواست اینرا ثابت کنید اما نه کتره ای و بی در و پیکر بلکه از شما مدارک مشخصی را میخواهد تا درستی ادعایتان را نشان دهید-مثل گواهی پایان تحصیلات پیش دانشگاهی و ...!!(شما) حالا شما از ما میخواهید ثابت کنیم این کتاب آسمانی است بفرمایید شرایطش چیست!! خیلی واضح است منتهی عرض کردم پرسشی کرده اید و اکنون در تعیین حدود و ثغور و جهارجوبهایش به اشکال برخورده اید!! ببینید مثلا کافری به پیامبر گفت این چرا قران خدا که آسمانی است نمیتواند بگوید پس از مرگ چه بر سر انسان خواهد آمد خوب در این حالت پرسشگر چگونگی تشریح زندگی پس از مرگ را دلیل بر آسمانی بودن میدانسته و پیامبر هم برایش ثابت کرده!! شما چه ویژگی را دلیل بر آسمانی بودن میدانید؟!!!!!!!!!! روشن تر از این نمتوان گفت!! امیدوارم بفهمید!! |
|
|
|
|
|
|
#23 (permalink) | |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Jan 2007
ارسالها: 260
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,115
از ایشان 500 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
احتمالا شما منظور از کلمه ی آسمانی بودن را , اینچنین دریافتید که قرآن با همان جلد و با همان ورقه ها ,از آسمان به سوی زمین آمده است!!! ولیکن منظور از آسمانی بودن این است که , آیاتی در این کتاب وجود دارد که هیچ کس نمی تواند همانند آنها بیاورد. تاکنون با خود اندیشیده اید که چرا بعد از قرن ها نازل شدن قرآن , با وجود دانشمندان و علمای زیاد خارجی و عربی که وجود داشتند , هیچ کس نتوانسته کتابی همچون قرآن بیاورد؟!! کتابی که توسط یک فرد امی که هرگز درس نخوانده بود , به این شیوایی و فصاحت آورده شد , به طوریکه تمام بزرگان عرب از فصاحت این کتاب تعجب کردند . آسمانی بودن نیز به این معناست که در قرآن علومی وجود دارد , که بعد از مدت ها که توسط انسان ها کشف شدند , دریافتند که این علوم قبلا در قرآن نوشته شده و وجود داشته است. علومی همچون فیزیک , مثلا درمورد جاذبه ی زمین خداوند در سوره ی مرسلات آیه ی 25 فرموده است : ما زمین را جذب کننده آفریدیم . که بعدها نیوتون موفق به کشف جاذبه ی زمین شد . و با در مورد علم شیمی که درباره ی همبستگی آسمان و زمین گفته است. ساختمان آفرینش از گاز تشکیل شده و به سدیم تقسیم گردید و یکی از نتایج این تقسیم منظومه ی شمسی ما می باشد. و خداوند در سوره ی انبیا آیه ی 30 می فرماید: آسمان و زمین قبلا به یکدیگر متصل بودند و ما آنها را از یکدیگر جدا کردیم . من قبلا نیز در یکی از پست ها در مورد معجزاتی که در قرآن وجود دارد, سخن گفتم و برای اهل کمال تنها یک اشارت کافیست. اگر هدف شما فهمیدن حقایق و راه درست را انتخاب کردن است , پس با اینگونه امثال و حکم حتما راه آینده ی خود را درست انتخاب خواهید کرد. ولیکن اگر تنها به دلیل بغض و عناد و دشمنی و کینه , خواهان این هستید که از ارزش قرآن بکاهید , بدانید که پیشتر ها قبل از شما خواهان انجام دادن این کار بودند , که می توانید پایان کار آنها را بخوانید و درس بگیرید. و بدانید که تاریخ تکرار خواهد شد . با تشکر
__________________
nothing |
|
|
|
|
|
|
#24 (permalink) | |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Jan 2007
ارسالها: 260
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,115
از ایشان 500 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
ولیکن مطمئنا در این اعتقاد , نکات مثبتی وجود دارد که او را از انجام دادن کارهای ناشایسته بازدارد. ولیکن بحث بر سر این است که اعتقاد شما چیست؟!! تا اجازه دهید که ما نیز در مورد اعتقاد شما قضاوت کنیم , و بدانیم که چگونه و از طریق کدام پیامبر یا کتاب می توانیم با شما در مورد قرآن سخن بگوییم. زیرا حضرت موسی و عیسی آمدن حضرت محمد را برای مردم گفته بودند . و حتی براساس زرتشت نیز می توانیم , براساس تعالیمی که در زرتشت وجود دارد , آسمانی بودن قرآن را ثابت کنیم. البته مطلبی که دوستمان آقای اندیشه آزاد بیان کردند , در وهله ی اول قرار دارد و بیان کردن اعتقادتان قدم دوم می باشد . با تشکر |
|
|
|
|
|
|
#25 (permalink) | |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Jan 2007
ارسالها: 260
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,115
از ایشان 500 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
اولین پاسخ شما به بحث درباره ی علم نجوم که من اینجا به طور خلاصه به زبان علمی و توسط آیه های قرآنی برای شما توضیح خواهم داد : در مورد اینکه چرا خداوند , به هنگام آوردن خورشید و ماه از روز و شب نیز نام برده است, مربوط به این می باشد : در گذشته شب و روزهر دو روشن بوده اند، بعدها روشنائی شب محو شده است. برای روشنائی شب در گذشته دوتا دلیل وجود دارد. یکی اینکه ماه در ابتدای شکل گیری خودمشتعل بوده و در حد اشتعال از خود نور داشته است و شبها را تا اندازه ای روشن می کرده است. دلیل دیگر اینست که پیش از اینکه جو و کمربندهای دور زمین به شکل کنونی خود شکل بگیرد, اشعه های کیهانی و طوفانهای خورشیدی به طرف زمین می آمده اند و در برخورد بااطراف زمین نور ایجادمی کرده اند. چنانکه امروزه نیز طوفانهای خورشیدی در مناطق قطبی زمین که کمربندهای مغناطیسی زمین ضعیف تر است , وارد جو زمین می شوند ودر شب به روشنائی تبدیل می شوند و محیط را روشن میکنند. آنچه در آیه مورد نظر قرآن است , روشن بودن کره ماه درگذشته و بعد خاموش شدن آن است. چون آیه می گوید ما ماه را به گونه ای در حرکت قرار دادیم , تا بتوانید شب را در اختیار خود داشته باشید , یعنی ماه به گونه قرار گرفته شده است که تنها انعکاس نور خورشید باعث روشنایی آن شود و روشنی ماه را محو کرده , تا ما تاریخ و زمان را بدانیم و همان طور که می دانید , تاریخ سالها و روزها و شبهای ایرانیان برگرفته شده از هجری خرشیدی می باشد. اگر قرار باشد که حرکت خورشید در روزها تاثیری نگذارد, پس اساس و پایه ی این نامگذاری که توسط پیشنیان شما انجام شد چه بود؟!! و چنانکه میدانیم در صورتی که ماه از خود نور داشته باشد هرگاه دیده بشود بصورت ماه کامل دیده می شود و هلالهای فعلی خود را نخواهد داشت، و اول و دوم و سوم... ماه قابل تشخیص نمیبود. در مورد چرخش خورشید نیز خورشید در حال چرخیدن است و این توسط علم نجوم ثابت شده است : خورشید همراه زمین و سیارات دیگر در میان خوشه محلی ستارهگان با سرعتبیست کیلومتر در ثانیه حرکت میکنند. حواس آدمی این حرکات را درنمییابد همانطور که در ترنی که با حرکت یکنواخت پیش میرود، مسافران سرعت آن را حس نمیکنند. حرکت ماه و خورشید به دنبال یکدیگر نمی باشد بلکه در کنار یکدیگر در طی دو مدار مختلف حرکت می کنند و خورشید از ماه کند تر حرکت می کند ، زیرا او منازلش را در یک سال سیر می کند وماه در مدت یک ماه. وخداوند سبحان آن دو را به طرز تدویر ودور زدن جاری می نماید , وبین فلک ومدار آن دو را جدا ودور نموده . پس امکان ندارد که یکی از آن دو ادراک دیگری کند مادامی که بر این صفت وحرکت هستند. و زمانی که کسوف صورت می گیرد برای این می باشد که حدود 30 روز طول میکشد تا ماه یک بار زمین را دور بزند. دو یا سه بار در هر سال ، ماه در مسیر خود ، مستقیما از فاصله بیان زمین و خورشید میگذرد. در این هنگام گرفتگی خورشید رخ میدهد. در مورد آسان گفته شدن قرآن بسیار خوشحالم که لاقل در یک مورد با قرآن موافق بودید , خداوند بعضی از آیه ها را که در مورد رستگاری و ایمان آوردن مسلمانان می باشد , را صریح و واضح آورده است , ولیکن در مورد علوم طبیعی که توسط انسان کشف می شود , این اجازه را به خود انسان داده است , تا بتواند از کشفی که کرده است لذت ببرد و از طریق همین کشف به خدای خود ایمان بیاورد. و هر کلام از قرآن سرشار از حکمت می باشد. در مورد گوارش نیز من هیچ وجه ارتباطی بین سخنان شما و آیه ای که من آوردم ندیدم , بنابرین بر خود لازم نمی بینم که به سوال شما جواب دهم. تنها نکته ای که وجود دارد این است که کرش یک کلمه ی عربی می باشد , و سعی کنید که به دنبال مشابه دیگری باشید . با تشکر |
|
|
|
|
|
|
#26 (permalink) | |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Jan 2007
ارسالها: 260
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,115
از ایشان 500 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
من به درستی متوجه نشدم , که شما از واژه ی حلیم , برای تشبیه دادن به چه چیزی استفاده کرده اید??!!! ولیکن اگر منظور شما بهشت موعود و رضایت پرورگار باشد , من حاضرم برای رسیدن به عشق الهی نه تنها در دیگ بیفتم , بلکه جان خویش را نیز فدا کنم . و این ارزشی می باشد که یک انسان را به انسانیت نزدیک می کند . اگر تشکر کردن من , اینقدر باعث ناراحتی شما می شود , می توانید دلیل آن را برای من بیان کنید. مطمئن باشید که اگر سخنان شما براساس حق باشد , من از شما نیز تشکر خواهم نمود . با تشکر ![]() |
|
|
|
|
|
|
#27 (permalink) | |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Jan 2007
ارسالها: 260
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,115
از ایشان 500 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
جواب هایی که به من دادید , تنها از یک کودک پیش دبستانی انتظار می رفت که در حالیکه آب نبات چوبی در دست گرفته است , پاهایش را بر زمین کوبیده و می گوید: نه ...این بد است, من این را نمی خواهم!!!! نه هیچ استدلالی نه هیچ مدرکی و نه حتی هیچ ابراز عقیده ای!! ولیکن در هر حال من سعی خواهم نمود که چشم شما را به حقیقت بگشایم . در مورد ابو العلاء معری نیز باید عرض کنم که او , یکی از بزرگترین شعرا و فلاسفه ی عرب بوده است , و اگر شما اصولا با عرب ها مشکل دارید , پس باید وجود او را انکار نمایید , که البته چون منفعت شما این را ایجاب نمی کند , زبان به مدح و ستایش او گشوده اید . در هر حال من می خواهم مختصری از زندگی او را برایتان بنویسم: ابو علا در کودکی نابینا شده و به همین دلیل به زندگی بدبین می شود. ابوالعلا معری به طور کلی با هر نوع لذتی مخالف بوده , خود ابوالعلا نیز در توصیف خودش، رهین محسبین (زندانی دو زندان) می داند: کوری و بدبینی به زندگی. با چنین دیدی که ابوالعلا به زندگی دارد و می توان او را یکی از شکاک ترین و بدبین ترین فلاسفه دنیا شمرد. به طور کلی مخالف لذت بردن می شود, ابوالعلاء معری به صورت مستقیم همه جا از معایب ازدواج و ازدیاد نسل سخن گفته تا جایی که بنا به وصیت او بر روی سنگ قبرش نوشته شده «هذا جناه ابی » این جنایتی بود که پدر بر من روا داشت ولی من برکسی روا نداشتم. او حتی خوردن گوشت حیوانات را نیز مضموم می شمارد, و از خوردن آنها صرفنظر می کند . البته این رفتار او ناشی از فلسفه ی خاص زندگی او بوده , و شما اگر می خواهید همچون او شوید ,باید از تمام سلوکی که او در زندگیش داشته پیروی کنید. و اکنون ادامه ی داستان زندگی او : ابوالعلا هیچگاه به دشمنی با خدا نپرداخته یا آن را انکار نکرده , بلکه همه جا به وجود خدا اقرار دارد.او تنها نمی تواند با دین آشتی کند , ولیکن با این حال به فصاحت قرآن اعتراف می کند و در رسالة الغفران مي نويسد: اجمع ملحد و مهتد و ناكب عن المهجى و مقتد ان هذا الكتاب الذي جاء به محمد صلى الله و عليه و سلم كتاب بهر الاعجاز .... و ان الاية منه او بعض الاية لتعرض في افصح كلم يقدر عليه المخلوقون فتكون فيه كا الشهاب المتلألى في جنح غسق ( رسالة الغفران چاپ مصر صفحه ی 472 و 473) یعنی : آنانکه به الحاد گراییده اند و آنانکه بر هدایت دست یافته اند و آنانکه از راه اعتدال به انحراف رفته اند و آنانکه از راه یافتگان پیروی می کنند همگی اتفاق نظر دارند این کتاب که محمد صلی الله علیه و سلم آن را آورده با اعجاز خود همه را مغلوب کرده است و یک آیه از آن یا بخشی از آیه هرگاه در میان فصیح ترین سخنان که آفریدگان بر آن توانایی دارند قرار گیرد همانند شهاب درخشنده ای است در پاره ای از ظلمت شب ! در ثانی ابو العلا به بهشت و دوزخ نیز ایمان دارد ,چنانچه که در رساله الغفران او می بینیم که تصویری از بهشت و دوزخ را ترسیم می کند و چنان صحنه هايي را در بهشت، از باغها، جويبارها، مي گساريها، حور و غلمان تصوير مي كند كه از خيال كمتر شاعر و نويسنده اي مي گذرد . او بعد از اینکه از کار نوشتن رساله الغفران فارغ می شود , کمبود ایمان در زندگی خویش را اینگونه فریاد می زند : و می گوید: من مانند مردي تشنه ام كه نه بهره اي از آب دارد، نه راه به آبشخوري و جاودانه تشنه است. او همچنین به امام علی احترام گذاشته و چنین درباره ی او می گوید : در سراسر روزگار از خون دو شهيد؛علی و فرزندش٬دو گواه باقی است:فجرکه درپايان شبها سينه تاريک مشرق را می شکافد و شفق سرخ فام که غروبها افق را در خون می کشد. اين دو نقش خونين هميشه بر پيراهن زمان ثابت است تا در محشر به پيشگاه خداوند رحمان برسد و دست تظلم بر آورد. (د يوان ا بی العلا ص ۹۳) منابع :شرح فارسی دیوان ابوالعلا معری ص 349 ابوالعلا معري، زندگي و جهان بيني شرف الدين خراساني صفحه ی 6 تصور می کنم که گفته های بالا , برای اینکه ثابت کنیم که ابو علا به خوبی به معجزاتی که در قرآن وجود داشته , ایمان دارد , کافی می باشند. فکر می کنم بهتر باشد که قبل از گفتن هر کلامی خوب درباره ی آن تحقیق کنیم . با تشکر |
|
|
|
|
|
|
#28 (permalink) | |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Jan 2007
ارسالها: 260
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,115
از ایشان 500 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
کلام شما خود حقیقت می باشد ... خداوند کتابی را که برای ما فرستاده است , در مورد همین طبیعت می باشد . سخن گفته از زمین و روزگار و انسان هاست ... زندگی روزانه ی ماست که بیان می کند. و چون طبیعتا در زندگی به راه هایی بر خورد می کنیم , که نمی دانیم کدامین درست است, در نتیجه در کتاب این راه به ما نشان داده می شود. البته با این سخن شما موافق نیستم که چرا خداوند برای انسان ها کتابی فرستاده است ! اگر بنابر این عقیده ی شما باشد , پس باید تمامی کتاب ها را سوزاند و از بین برد , و تنها از راه نگاه کردن به طبیعت , همه چیز را فهمید! زیرا تمام آنها در مورد علومی است که در جهان وجود دارند , چه علوم طبیعی و چه علوم انسانی . خداوند می خواهد که با ما همچون یک دوست صحبت کند , و زمانیکه کتاب او را بخوانیم می توانیم این دوست را بشناسیم . البته اگر شما به طبیعت همچون یک معلم نگاه می کنید و آن را وسیله ای برای نزدیکی به خدا می دانید , مانع شما نمی شوم و شما را تشویق نیز می کنم. هر کسي را سيرتي بنهاده ام هر کسي را اصطلاحي داده ام ما زبان را ننگريم و قال را ما درون را بنگريم و حال را با تشکر ![]() |
|
|
|
|
|
|
#29 (permalink) |
|
گل مرداب
![]() تاريخ عضويت: Apr 2006
محل سكونت: زیر سایتون !
ارسالها: 29,045
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 21,843
از ایشان 13,084 بار سپاسگزاري شده است
|
میشه شما برای ما ثابت کنید قرآن کتاب آسمانی نیست ؟؟
و بعد اینکه کتاب آسمانی چیست ؟
__________________
روزي از روزها، شبي از شبها خواهم افتاد و خواهم مرد اما ميخواهم هرچه بيشتر بروم تا هرچه دورتر بيفتم تا هرچه ديرتر بيفتم، هر چه ديرتر و دورتر بميرم نمي خواهم حتي يگ گام يا يك لحظه پيش از آنكه ميتوانسته ام بروم و بمانم ، افتاده باشم و جان داده باشم
|
|
|
|
|
|
#30 (permalink) |
|
Aficionado
![]() تاريخ عضويت: Nov 2006
ارسالها: 918
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 54
از ایشان 592 بار سپاسگزاري شده است
|
چه باحالن اينا
ما كه ميگيم هست شما كه ميگين نيست بايد ثابت كنين شما دارين اين موضوع رو نفي ميكنين پس بايد دليل بيارين نه ما كه مشكلي با اين موضوع نداريم
__________________
روی هر سینه ,سری وقت وداع می گرید سر من وقت وداع گوشه ی دیوار گریست
|
|
|
|