|
|||||||
| گفتگوی دینداران با منتقدین و دگراندیشان بحث و گفتگو درخصوص اصول و بنيان هاي اديان از ديدگاه منتقدين و معتقدين |
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#481 (permalink) |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Jul 2007
ارسالها: 35
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 4
از ایشان 17 بار سپاسگزاري شده است
|
آسیاب بنوبت
این یکی نقل قول از مزدک گرامی ------------------------ در قران همه جا، از قلب بعنوان جايگاه انديشه سخن گفته شده: مثلاً: لهم قلوب لا يفقهون بها،.. لهم اعين لا يبصرون بها ... ( قلب دارند ولي با ان نميفهمند .. چشم دارند ولي با ان نميبينند ) يعني همانگونه كه چشم را ابزار ديدن و گوش را ابزار شنيدن دانسته، قلب را هم جايگاه و ابزار فهميدن دانسته! اين براي آنست كه در انزمان، حكمت يونان، بالاترين سواد وآگاهي مردم بود و اين حكمت يونان ميگفت كه مردم با قلب خود انديشه و احساس ميكنند ( و براي همين هم اين در ادبيات امده : مثلاً دلم تورا ميخواهد دلم گواهي ميدهد كه اتفاقي افتاده، حرفهاي او به دلم نشست و غيره ..) الله هم گويا ادعا ميشود كه قران را وحي كرده، سوادش بيشتر از اين نبوده و همه جا در قران ، قلب را ابزار انديشه و فهم آورده است! (گذشته از سوتي هاي ديگر، مانند ستارگان را ازينت آويزان شده از سقف آسمان ها دانستن و شهاب را تير ملائكه براي زدن اجنه جا زدن و ... ) --------------------- برخي ميگويند كه مراد از اين قلب، درون ، نفس و يا روح آدمي است و با بازي با واژه ها، تلاش در ماست مالي اين نادرستي بزرگ قران دارند. برخي هم ميگويند كه براي فهم بيشتر مردم، الله اين غلط مصطلح ! را بكار برده! در پاسخ بايد گفت : مگر قران نگفته كه كتاب آشكار ( مبين) است و لا ريب فيه! مگر نگفته كه قران را براي فهم آسان كرديم و مگر ادعاي حقيقت را ندارد؟ پس نيازي نبوده است كه خدا تسليم بيسوادي مردم شود و بجاي مغز يا دستكم, روح از قلب سخن بگويد. اگر خدا تسليم خواست مردم ميشد كه ديگر پيامبر نميفرستاد و جنگ نميشد و مردم مخالفتي با پيامبران نميكردند چون همه چيز باب طبعشان ميبود!! وظيفه ئ پيغمبر، گفتن حقيقت است ، چون خدا ( راستين ) نيازي به دروغ مصلحت آميز و يا براي فهم !! مردم ندارد. پس ميخواهند اين نادرستي قران را با اين بهانه ، ماست مالي كنند كه خدا گويا عوامانه حرف زده است!! ديگر اينكه , وظيفه ئ روح فهميدن نيست، بلكه روح در آموزه هاي ديني ، تنها انگيزه ئ " زندگي " است. مثلاً در خلقت آدم آمده است الله از گل و خال خمير گرفت و آنرا شكل داد !! و سپس از روح خود در آن فوت كرد و دميد و ادم يهو زنده شد!! هر كس هم كه روح از بدنش گويا خارج شود، مي ميرد و روح او بسوي خداوند كه سرچشمه ئ ان است بر ميگردد ( انا لله و انا اليه راجعون ). در هيچ جاي قران و يا در حديث محكم نيامده است كه روح مسئول فهم و درك است! تازه در قران امده است كه " اي رسول از تو درباره ئ روح ميپرسند، آن امري است از خداوند" يعني به شما ها مربوط نيست ! بهرروي قلب بعنوان همان " دل " در قران امده و خود " روح " هم در قران امده و دليلي ندارد كه از يكي بجاي ديگري استفاده بشود، مثلاً گفته به قلب هاي فلان ها مـُهر زديم كه نفهمند!! در حاليكه به روح نميتوان مـُهر زد چون از جوهره ئ خود خداست. قلب در اصل و ريشه در عربي به معني همان دل و عضو گوشتي است: قلب الغني : قَلْبٌ -ج: قُلُوبٌ. [ق ل ب]. (مص. قَلَبَ). 1.(تش) : عُضْوٌ عَضَلِيٌّ يَنْبِضُ فِي الْجَانِبِ الأَيْسَرِ مِنَ الصَّدْرِ، يُنَظِّمُ الْحَرَكَةَ الدَّمَوِيَّةَ إِلَى أَطْرَافِ الْجِسْمِ، الفُؤَادُ. 2."اِخْتَفَى فِي قَلْبِ الْمَدِينَةِ" : فِـي وَسَطِهَا .... http://qamoos.sakhr.com/openme.asp?fileurl=/html/3074397.html در اينكه در قران، منظور از قلب همان قلب و دل است و نه چيز ديگر، شكي نيست چون فزون بر قلب، از واژه ئ " صدر" نيز اغلب در همين پيوند و به همراه همين واژه سود برده شده ( في صدورهم... في قلوبهم) واژه ي صدر در زبان تازي به چم ( معني ) سينه است، مثلاً ميگويد كه خدا به آنچه در سينه هاي آنهاست آگاه است ،به آنچه در قلب هايشان پنهان ميكنند!! ------------- يا مثلاً ...ليبتلي الله ما في صدوركم و ليمحص ما في قلوبكم و الله عليم بذات الصدور.. تا خدا آنچه در سينه ها هست بيازمايد و هرچه در دل هاست پاك گرداند و خدا به راز سينه ها آگاه است!! he he صدر المحيط: الصَّدْرُ : مصـ.-: في التشريح، جزء من الهيكل العظمي يحضُنُ القلبَ والرئتَيْنِ يقَعُ بين العُنُق وعظم القصِّ.-: القلب نفس و روح و قلب، سه واژه جدا هستند و تفاوت هاي گوناگون ظريف ويا غير ظريف با هم دارند و نميتوان آنها را بجاي هم قالب كرد!! مثلا در قران گفته ( في قلوبهم مرض) يعني قلب مريض ( آدم ديوانه) هست، ولي روح مريض نگفته و يا نفس اماره ( به شر) هست ولي روح اماره به شر نداريم و غيره! نفس (خود)آگاهي را ميرساند، قلب ابزار فكر شمرده شده روح اسباب زنده بودن ( جان ) است ( و به جبريل هم اطلاق شده) اينكه چيزي از وجوهات روح باشد، به معني خود آن نيست. يعني به زبان رياضي، زير مجموعه چيزي ، مساوي با خود آن ( سر) مجموعه نيست. نفس و روح دو مفهوم سوا و جدا هستند، مثلاً در همان قران جعلي امده : كل نفس ذائقه الموت، يعني هر نفسي دستخوش مرگ است، در حاليكه در دين اسلام ، خود روح ناميرا و نمردني است، چون جزئي از خدا هست. پس چگونه روح ميتواند همان نفس باشد و هردو همان قلب ؟؟ پس قلب، يك مفهوم جداست و همان دل است كه سينه جاي دارد كه در قران هم واژه هاي صدور و قلوب بسيار در كنار هم و بعنوان جايگاه انديشه و افكار پنهان و .. بكار رفته است، چون سواد الله بيشتر از سواد مردم آنزمان نبوده !! بخشي از آيه 46 سوره حج n: .... القلوب التى فى الصدور ... دل ها كه در سنيه هاست.... پس ميبنيم كه در نص صريح قران، قلب همان دل است كه در درون سينه جاي دارد و نه آن ادعا هاي ديگر كه ميكنند و بنادرست، ابزار فهم و انديشه و دريافت دانسته شده! |
|
|
|
|
|
#483 (permalink) | ||
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: May 2007
محل سكونت: Heaven!
ارسالها: 1,597
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,332
از ایشان 1,006 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
1. وقتی به کسی می گویی در قلبم جای داری. یا مثلا دلم برات تنگ شده. یا مثلا دلم گرفته. منظور چیست؟ الف) براستی سایز شکم طرف کم شده است. ب) دل انسان قابلیت کوچک و بزرگ شدن دارد. ج) این جمله مبهم است د) هیچ شخصی در قلب فردی جای نمی شود طرف چرت و پرت گفته است. نقل قول:
![]() |
||
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي ArashArian به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#484 (permalink) |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Jul 2007
ارسالها: 35
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 4
از ایشان 17 بار سپاسگزاري شده است
|
دوم
او خدایی است که همه موجودات زمین را برای شما خلق کرد پس از آن به خلقت آسمان نظر گماشت و هفت آسمان را بر فراز یکدیگر برافراشت و او به همه چیز داناست. (سوره بقره.آیه28) نتیجه: اگر همه موجودات برای انسان خلق شدند موجوداتی که میلیونها سال قبل از خلقت انسان نسل شان منقرض شده بود برای چه خلق شدند. از طرفی انسان جوانترین مخلوق می باشد چگونه موجودات دیگر میلیونها و شاید میلیاردها سال زودتر برای او آفریده شدند و هیچ فضا نوردی نگفته که آسمان هفت طبقه است! |
|
|
|
|
|
#485 (permalink) |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Jul 2007
ارسالها: 35
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 4
از ایشان 17 بار سپاسگزاري شده است
|
سوم
و نیز اوست که چراغ ستارگان را برای راهنمایی شما در تاریکیهای بیابان و دریا روشن داشته همانا ما آیات خود را برای فهم اهل فکرت به تفصیل بیان کردیم. (سوره انعام.آیه96) نتیجه: میلیارد کهکشان وجود دارد که هر کدام 4 میلیارد ستاره دارند. بعضی از آنها آنقدر از ما دورند که میلیونها سال طول می کشد تا نور آنها به ما برسد. آیا پذیرفتنی است که آنها برای راهنمایی ما در بیابان ها و دریاها روشن شده باشند. |
|
|
|
|
|
#486 (permalink) |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Jul 2007
ارسالها: 35
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 4
از ایشان 17 بار سپاسگزاري شده است
|
چهار
علت آفرینش ماه و خورشید را را وسیله ای برای شمارش سنوات وحساب ایام اعلام می کند! (سوره یونس.آیه 5) نتیجه:مثل اینکه دلیل بارش باران را تشنگی ماهیان بدانیم. |
|
|
|
|
|
#487 (permalink) |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Jul 2007
ارسالها: 35
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 4
از ایشان 17 بار سپاسگزاري شده است
|
پنج
او خداوندی است که شب تار را برای آسایش وروز روشن را مقرر فرمود که در آن نشانه های قدرت خدا برای مردمی که سخن حق را بشنوند پدیدار است. (سوره یونس.آیه66) نتیجه:آیا خدا نمی داند که در بعضی از جاهای این کرهُ خاکی 6 ماه شب و شش ماه روز است؟ |
|
|
|
|
|
#488 (permalink) |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Jul 2007
ارسالها: 35
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 4
از ایشان 17 بار سپاسگزاري شده است
|
آن خدایی که همهُ موجودات عالم را جفت آفریدهو برای شما کشتیها و چهار پایانرا در آب و خاک مقرر فرمود.
(سوره زخرف.آیه12) نتیجه: اما نه! همهُ جانوران عالم جفت نیستند.برای مثال تک سلو لی ها از جمله آمیب دارای جنس نروماده نیستند وموجوداتی هستند که هردو سلول نر و ماده را با هم دارند(موجودات هرمافرودیست) و نه کشتی از مخلوقات خداست. کشتی را انسان ساخته است نه خدا. |
|
|
|
|
|
#489 (permalink) | |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: May 2007
محل سكونت: Heaven!
ارسالها: 1,597
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,332
از ایشان 1,006 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
![]() از کجا مطمئنید که فقط ما تنها آفریده ها هستیم؟ یعنی خداوند این همه کهکشان و سیاره و ستاره آفریده و ما فقط در کره ی زمینش زندگی می کنیم؟! آیا از این لحاظ خداوند اسراف نکرده؟ این همه کهکشان و فقط انسان؟ من می گویم موجودات دیگری هم هستند و خداوند هیچ چیزی را بیهوده و بی حکمت نیافریده ![]() |
|
|
|
|
|
|
#491 (permalink) | |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Jul 2007
ارسالها: 35
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 4
از ایشان 17 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
اما اگر الله شما یا بعبارت دیگر جناب محمد از این موضوع دانش و آگاهی داشت بطور یقین در قرآنش ذکر می کرد پی الله یا همان محمد از این موضوع اطلاعی نداشت |
|
|
|
|
|
|
#492 (permalink) |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Jul 2007
ارسالها: 35
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 4
از ایشان 17 بار سپاسگزاري شده است
|
الله آسمانها و زمین را در 6 روز آفریده است (سوره 7 آیه 54) و مسلمانانی که میخواهند به قرآن چهره علمی بدهند میگویند این 6 روز منظور 6 دوره است، اما (سوره 2 آیه 117) میگوید که "الله به صورت آنی خلق میکند".
|
|
|
|
|
|
#493 (permalink) | |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Jun 2007
ارسالها: 256
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 89
از ایشان 138 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
بعد در مقیاس زمان استفاده می شود.
__________________
بـا ایــن دو سـه نـادان کـه چــنــیــن می دانــنــد از جــهـــل کـــه دانـــای جـــهــان ایـــشـــانـــنـــد خـر بــاش کــه ایـن جــمــاعــت از فــــــرط خــری هــر کــو نــه خـر اسـت کـافـــرش می خـوانــنــد خـیـام |
|
|
|
|