|
|||||||
| گفتگوی دینداران با منتقدین و دگراندیشان بحث و گفتگو درخصوص اصول و بنيان هاي اديان از ديدگاه منتقدين و معتقدين |
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#766 (permalink) | |
|
Expert
تاريخ عضويت: May 2007
محل سكونت: http://j-sabz.dom.com
ارسالها: 2,237
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,115
از ایشان 1,421 بار سپاسگزاري شده است
|
کافران هم می توانند درست بیاندیشند!؟
نقل قول:
|
|
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي Deja Vu به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#767 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Jul 2007
محل سكونت: کربلا
ارسالها: 146
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 89
از ایشان 80 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
به عنوان مثال در گفتگوی شماره1144 : http://forum.hammihan.com/showpost.p...postcount=1144 قشنگ مطالعه کنید عنوان کردم که : اى اهل ايمان ! جز اين نيست كه همه مايعات مست كننده و قمار و بت هايى كه [ براى پرستش ] نصب شده وپاره چوب هايى كه به آن تفأل زده مي شود ، **** و از كارهاى شيطان است و در جای دیگر هست که: صفت بهشتى كه به پرهيزكاران وعده داده شده [ چنين است : ]در آن نهرهايى است از آبى كه مزه و رنگش برنگشته و نهرهايى از شير كه طعمش دگرگون نشده و نهرهايى از شراب كه براى نوشندگان مايه لذت است اول از همه که منکر شدید و ادعا کردید شراب هر نوشیدنی را گویند .وقتی آیه را نشان دادم که گفته خمر گفتید: http://forum.hammihan.com/showpost.p...postcount=1147 اونقدر درك و فهم نداري كه تشبيه و توصيف رو درك كني يعني وقتي مي خواهي از عالمي كه هيچ مثال حقيقي از آن بر روي زمين وجود ندارد و ساختار آن كاملا متفاوت است صحبت كني ، تنها راه بيان آن مثال و تمثيل از اشيائي است كه با آن متناسب هستند بقدری گیج و متعصب تشریف دارید که سوال را اصلا متوجه نشدید .جناب آقایان متعصب ما اصلا کاری نداریم بهشتی هست یا خیر . سوال اینه که این الله برای توصیف بهشت چرا از کار های شیطان مثال میزند؟ آیا این الله همان شیطان نیست ؟ اگر از اول به جواب هایی که دادید بدون تعصب بنگرید خواهید دید همه مانند این مثال بی ربط و جفنگ است بخاطر همین هم من موضوع را عوض میکنم و تناقضات دیگری را مطرح میکنم
__________________
آنرا که عقل است، دین نیست و آنرا که دین است، عقل نیست! ابوالعلی معری |
|
|
|
|
|
|
#768 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Jul 2007
محل سكونت: کربلا
ارسالها: 146
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 89
از ایشان 80 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
![]() ويرايش توسط yazid2005 : 09-18-2007 در ساعت 01:18 PM. |
|
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي yazid2005 به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#769 (permalink) | ||
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Sep 2007
ارسالها: 76
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 5
از ایشان 18 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
چیزی که در مورد به وجود آمدن دنیا و موجودات زنده گفتم هنوز اثبات نشده است. این نظریه، مهم ترین و اصلی ترین نظر مادیون نسبت به وجود جهان و موجودات آن است. قبلا هم گفته ام باز هم می گویم کسی نگفته قبل از انفجار بیگ بنگ موجود زنده ای وجود داشته است. اما در مورد اکسیژن و آب هم باید بگویم که گازی که اکثر دانشمندان دنیا قبول دارند به مقدار زیادی در جسم سنگین و مخلوط شده قبل از انفجار از مواد ناشناخته که ما به بعضی از مواد خالص آن پی برده ایم هیدروژن است و همان طور که می دانید آب هم از ترکیب هیدروژن با اکسیژن به وجود آمده ولی اکسیژن چگونه به وجود آمده فکر نمی کنم هنوز کسی ترکیب آن را مشخص کرده باشد و یا شاید هم من نمی دانم اگر شما می دانید خوشحال می شوم به من هم بگویید ![]() اما بر طبق مطالعاتی که تا به حال داشتم اولین جانداران(تک سلولی ها) در آب های گرم دریا ها در کنار آتش فشان ها به وجود آمده اند که فکر نمی کنم دانشمندی منکر این حرف باشد. ولی اگر منظور شما سلول گیاهان است که بله همه ما می دانیم بیشتر گیاهان از درون خاک به وجود می آیند ولی من تا به حال از کسی نشنیده ام که جانوری از خاک به وجود آید در حالی که شما مسلمانان بدون هیچ توضیحی در مورد به وجود آمدن انسان این ادعا را کرده اید خوب حالا که این نظریه مادیون که گفتم و نظریه تکامل داروین را قبول ندارید با فرض وجود خدا چند سوال از شما می پرسم که هر بار از افراد هم عقیده با شما پرسیده ام جواب قانع کننده ای برای آن نداشته اند: 1-دلیل خلقت ما و جهان وسایر موجودات چیست؟ 2-غیر ماده چطور بر ماده اثر می گذارد؟ 3-چرا خدا خود را در قران به ما معرفی کرده مثلا چرا با ما صحبت نمی کند و راهی دیگر تا کمتر به وجودش شک کنیم 4-چرا خدا بدی و ظلم را آفریدا؟ .... ...... ....... هر وقت شما خدا و قرآن را اثبات کردید آن وقت من هم همراه شما در رد نظر مادیون و نظریه داروین و اجرای احکام اسلام هستم . و گرنه شما به دلیل زیر به اسلام و قرآن همان طور که قبلا گفتم و هنوز جوابی ندادی ایمان آورده اید نقل قول:
|
||
|
|
|
|
|
#770 (permalink) | ||||||
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Sep 2007
ارسالها: 76
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 5
از ایشان 18 بار سپاسگزاري شده است
|
در مورد پیش نوشته ای که گذاشتید "کافران هم می توانند درست بیاندیشند!؟" لطفا منظور خود
را واضح تر بیان کنید تا سو تفاهم پیش نیاید و من هم جوابتان را بدهم. نقل قول:
خوب درست است . انسان وقتیکه با عقل و فکٍر کم علم و دانش خود در مورد این چیز ها تفکر می کند خود را وابسته به خدا یا خدایانی می بیند. همان طور که در پست های قبلی در مورد باور انسان های گذشته از خدا سخن گفتم و خودم هم قبل از شروع تحقیقاتم چنین باوری داشتم اما هر چه علم بیشتر پیشرفت می کند تناقضات بیشتری بین آن و ادیان مختلف پیدا می شود مثل:وجود هفت اسمان که در قرآن گفته شده - کشف قانون ازلی بودن ماده توسط علم - و ... اما در مورد اینکه قرآن می گوید خدا یکی است و نه زاده شده و نمی زاید هم باید عرض کنم که باز بدون اثبات چیزی فقط ادعا کرده مثل بقیه مطالب آن ولی شما می گویید اینها راهنما یی هستند . حالا من سوالی از شما دارم. آیا عقل سلیم انسان به او اجازه می دهد که راهنمایی و سخنان کسی را که بدون هیچ دلیلی فقط ادعا آن هم ادعاهایی به این بزرگی میکند باور کند و به او اعتماد کند!؟ نقل قول:
اصلا نباید بخواهد خود را این طور به ما معرفی و یا اثبات کند. حالا دوباره سوالی را که در تاپیک " چگونگی اثبات خدا " کردم و هیچ جوابی هم هنوز نگرفته ام مطرح می کنم: خدایی که مهربا نترین مهربانان است و عالم ترین عالمان است چطور چنین شرایطی را برای ما ایجاد کرده که تا این همه بر سر او و ادیان مختلف او اختلاف و جنگ داشته باشیم آیا غیر از این است که بیش از 80 درصد جنگ های دنیا از گذشته و حتی تا همین الان بر سر خدایان و دینها و مذاهب مختلف است آیا این نشان از وجود خالقی با ویژگی عالم ترین و مهربان ترین است؟؟ نقل قول:
و احادیثی هم که هست هیچ اثباتی از خدا و قرآن در آن نیست تازه خودتان هم که می گویید احادیث زیادی جعلی هستند. و در مورد علما و دیگر افراد ، آنها هم تا به حال توان این کار را نداشته اند . نقل قول:
در ضمن بگویید که کمک دیگران چگونه است؟ فقط ادعای بی اساسی که میکنند؟ حرف شما مثل این می ماند که من نظریه تکامل را مطرح کنم و از شما بخواهم اثباتش کنید ![]() نقل قول:
پس نیازی نیست برایم توضیح دهید . ولی در مورد نجاست باید بگویم که اسلام چیز های نجس را این طور معرفی میکند: سگ - موی گربه- خوک - ادرار و مدفوع - منی - کافر - شراب و... حالا شما می گویید چرا ناراحت می شوید . یعنی انسانی که تفکراتش با اسلام سازگار نیست در زمره این چیز هاست و نباید به او دست زد؟؟؟؟!!!! نقل قول:
آن ها بجنگید و بکشید مگر اینکه ایمان بیاورند! در ضمن من پست های این تاپیک را تا صفحه 15 مطالعه کرده ام و بقیه اش را هم به زودی مطالعه خواهم کرد ولی تا به حال هیچ بحث عقلانی جز فحش و توهین به یکدیگر ندیده ام پس با توجه به زیاد بودن تعداد صفحات لطفا شماره صفحه و پست ها را به من بگویید تا زود تر موضوع بحث را مطالعه کنم. در ضمن، من تازه از خواب اسلام و خدای شما بیدار شده ام! |
||||||
|
|
|
|
|
#771 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Sep 2007
ارسالها: 76
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 5
از ایشان 18 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
و در جهنم عذاب می بیند ![]() |
|
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي بیدار به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#772 (permalink) | |
|
قد جائکم برهان من ربکم
![]() تاريخ عضويت: Mar 2007
محل سكونت: در جایی که حقیقت باشد
ارسالها: 4,333
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,214
از ایشان 4,045 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
دقيقا موضوع همين جاست . اثبات يك فرمول رياضي خيلي با "وجود خداوند" فرق داره. خداوند منشاء وجود هستش تمام موجودات در وجودشون وابسته به او هستن . بنابر اين خداوند متعال در كلام وحيش به دنبال اثبات خود نيست بلكه بدنبال يادآوري خلايق به اين موضوع و آگاه كردن آنها به پيمودن راه درست و رسيدن به كمال نهايي است . اگر چه در فلسفه اسلامي استدلالهاي بسياري براي اين موضوع ذكر شده ولي قرآن به مقوله هاي مهمتري پرداخته.
__________________
***** قل هاتو برهانکم ان کنتم صادقین (البقره-111) بگو اگر از راستگویان هستید ، پس برهان خود را ارائه کنید. ********* |
|
|
|
|
|
|
#773 (permalink) | |
|
قد جائکم برهان من ربکم
![]() تاريخ عضويت: Mar 2007
محل سكونت: در جایی که حقیقت باشد
ارسالها: 4,333
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,214
از ایشان 4,045 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
از نسخه هاي خطي ارزشمندي كه در موزه ها نگهداري ميشه گرفته تا احاديثي كه از زبان پيامبر به آيات خاصي اشاره شده و در كتب تاريخي هست ، همگي اين حقييقت را اثبات مي كنند. |
|
|
|
|
|
|
#774 (permalink) | |
|
قد جائکم برهان من ربکم
![]() تاريخ عضويت: Mar 2007
محل سكونت: در جایی که حقیقت باشد
ارسالها: 4,333
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,214
از ایشان 4,045 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
اين تاپيك فقط در مورد قرآن هستش . مثلا در مورد شماره يك : تاپيك هدف از خلقت رو توي تالار فلسفه داريم در مورد شماره 4 : تاپيك "شرور" رو باز داريم كه آقاي "آنتونيو" استارتش كردن و ... در مورد سوال شماره 2 شما : درك وجود خداوند مسئله اي عقلي و قلبي است و حتي براي هر شخص روش آن متفاوت است اما خداوند در همه زمان ها براي معرفي پيامبرانش معجزات واضحي به آنها اعطا كرده كه هيچ ابهامي باقي نمي گذارد . اين معجزات در هر زمان به تناسب جامعه اي كه در آن پيامبري مبعوث شده متفاوت است و آن معجزه طوري بوده كه مرتبط با موضوعي است كه بيشترين توانايي در آن مورد وجود داشته . مثلا در زمان حضرت عيسي (ع) علم پزشكي رونق داشت و به همين خاطر عيسي (ع) در آن مورد معجزات خود را ارائه كرد . چيزي كه مردم آن زمان را عاجز و به تسليم وا مي داشت . مثل "زنده كردن مردگان" ، "شفا دادن بيمارهاي ناعلاج" ، "روح بخشيدن به مجسمه اي از يك پرنده و ..." در زمان حضرت موسي علوم غريبه وسحر و جادوگري مرسوم بود . به همين خاطر معجزه حضرت موسي "اژدها شدن عصا" هم با آن در ارتباط بود . و در زمان پيامبر خاتم ، اگر به توارخ مراجعه كنيد مردم آن منطقه از نظر ادبيات و شعر در رتبه بالايي بودند و به همين خاطر "قرآن" نازل شد كه تمامي اديبان آن روزگار را به عجز وا ميداشت . در مكه هر ساله فستيوالي برگزار ميشد كه اديبان و شاعران بهترين آثار خود را عرضه مي كردند و در آن ميان پنج اثري كه بهترين بودند انتخاب و به عنوان نماد بر روي كعبه نصب مي شدند. در تاريخ هست كه وقتي قرآن "نازل"شد ، شبانه تمامي اين آثار برتر را جمع كردند چرا كه عظمت و بي نظير بودن قرآن را مي فهميدند. يكي از الغابي كه كافران براي انكار رسالت به محمد (ص) مي دادند ،"ساحر" بود . يعني اين كلمات وقتي از زبان رسول خدا جاري ميشد بقدري تاثير گذار بود كه شنونده مبهوت و مجذوب آن ميشد و بي اختيار بعضا به آن ايمان مي آورد. و مشركان چون حاضر به پذيرش اين حقيقت نبودند مي گفتند تو "ساحر" هستي و انسان ها را سحر ميكني . در تاريخ هست كه پيامبر گرامي در آغاز رسالتشان به كنار كعبه مي آمدند و آيات قرآن را تلاوت مي فرمودند . و مشركان براي آنكه افرادي كه از آنجا عبور مي كنند اين آيات را نشنوند به آنها چيزي مي دادند كه در گوششان بگذارند . و امثال اين موارد بسيار زياد است . در همين روزگار نيز افراد زيادي هستند كه تنها با شنيدن اين آيات به نور هدايت آراسته شدند و ايمان آورده اند ... |
|
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي Borhan به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#775 (permalink) | |
|
قد جائکم برهان من ربکم
![]() تاريخ عضويت: Mar 2007
محل سكونت: در جایی که حقیقت باشد
ارسالها: 4,333
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,214
از ایشان 4,045 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
اول بهتر است مطالبي در مورد علم بدانيد : علوم به صورت كلي به مراتب و سطوح مختلفي تقسيم مي شوند . كه در پايه و ريشه آنها علوم عقلي و نظري هستند و در لايه هاي بالاتر علوم "تجربي" و "آزمايشگاهي" قرار مي گيرند . هر چه از لايه هاي زيرين كه علومي قطعي و يقيني هستند به لايه هاي بالاتر مي آييد ضريب خطا و اشتباه بيشتر ميشود به طوريكه در علوم تجربي اصلا چيزي به نام قطعيت وجود ندارد به همين خاطر بسياري از انديشمندان اصلا اين لايه آخر را از شاخه علوم خارج مي دانند و آن را "فن" مي دانند . مثل فن كار با كامپيوتر فن پزشكي و .... دوم اينكه حيطه و وظايف هر دسته از اين علوم متفاوت است . امروزه ديگر هيچ كس دغدغه علوم تجربي را درك حقيقت نمي داند . اين علوم صرفا كاركرد رفع و رجوع زندگي روزمره را دارند مثلا ساخت ماشين و وسايل نقليه يا برق و روشنايي تا علوم پزشكي و هوافضا و غيره ... مثلا مقولاتي چون سعادت بشر ، ازلي و ابدي بودن او ، خوبي و بدي ، روح و فرشته و دوزخ و فردوس و ... هيچيك اصلا در محدوده ي علوم تجربي نيستند و اصلا در صلاحيت اين علوم نيست كه بخواهند در مورد آن اظهار نظري داشته باشند ... اما در مورد قرآن اتفاقا هر چه دانش هاي بشري گسترش بيشتري ميابند حقايق تازه اي از قرآن آشكار ميشود (اگر چه از ديدگاه مومنان اين مطابقت آيات قرآن با دستاوردهاي بشري اهميت چنداني هم پيدا نمي كنند و بيشتر مايه مباهات اين علوم است كه با قرآن تطابق داشته اند تا اينكه امتيازي براي دينداران) به هر صورت بد نيست كتاب بسيار معروف پروفسور بوكاي رو در اين مورد مطالعه كنيد : پروفسور موريس بوكاي يك جراح فرانسويست كه به حقايق بزرگي در قرآن در مورد علوم تجربي (Science) دست يافته است . The bible, The Qur'an and Science" By Dr. Maurice Bucaille كتاب جالبيه پيشنهاد ميكنم حتما بخونيد / اما در مورد آخرين جمله تون : قرآن مگه از هفت آسمان محدود صحبت كرده ؟ اصلامگه منظور از هفت آسمان ، يك تقسيم بندي مادي هستش ؟ و... بگذريم اميدوارم روزي بيدار شويد !!! |
|
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي Borhan به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#776 (permalink) | |
|
قد جائکم برهان من ربکم
![]() تاريخ عضويت: Mar 2007
محل سكونت: در جایی که حقیقت باشد
ارسالها: 4,333
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,214
از ایشان 4,045 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
كي چنين حرفي زده كه 80 درصد جنگها مذهبي بودند ؟؟؟؟ با چه دليل و مدركي چنين حرفي مي زنيد . ما دو جنگ جهاني بزرگ داشتيم كه اتفاقا هر دو هم به دلايل ضد ديني بوده و بخاطر قدرت طلبي افراد !!! و جنگ هايي كه هم كه به بهانه مذهب و دين بوده بريد بررسي كنيد ببينيد چند تاشون مورد تاييد اديان بودند و چندتاشون تنها بهانه اي براي قدرت طلبي ؟؟؟ همين امروز تعداد افرادي كه به نام آزادي و دموكراسي در دنيا قتل عام ميشن بسيار بيشتر از افراديست كه با بهانه هاي مذهبي كشته ميشن . اما در مورد مطالبي كه درمورد اينكه "چرا در قران اثبات خدا نيست" بيان كرديد : ارتباط انسان با خدا بيش از آنكه "اثباتي" باشد ، ارتباطي "ايماني" است . "اثبات" (در باب افعال) ، ثابت و مستقر كردن چيزي در مكاني مشخص است . اينگونه اثباتِ وجود خدا , هر چند كار فلاسفه و اهل كلام را راحت ميكند ، امّا ايماني از آن زائيده نميشود و دنيا و آخرت كسي را آباد نميكند . نه خداوند در كتابش از ما خواسته او را "اثبات" كنيم (حتي براي يكبار)، و نه دينداري امري ذهني و تجريدي است . "عقيده" داشتن به خدا هم كه محصول "اثبات" وجود اوست ، گر چه اصطلاحي فراگير است ، امّا پايه محكمي ندارد ! هرگز در قرآن از ما خواسته نشدهاست به خدا "عقيده" داشته باشيم . "مؤمن" بودن مورد تمجيد قرار گرفته است ، اما سخني از "معتقد" بودن وجود ندارد . اعتقاد از ريشه "عقد" به معناي گره خوردن و به چيزي پيوند پيدا كردن پديد آمدهاست . اين اصطلاحي كلامي است كه مسلمانان قرون اوليه در برخورد با انديشه هاي فلسفي يونان براي بيان و مشخصكردن مواضع فكري خود آن را ابداع كردند تا نشان دهند با چه انديشههايي گره خوردهاند . واژة "باور" نيز ، كه معادل ايمان گرفته ميشود ، نارساي رابطه انسان با خدا ميباشد و "باور داشتن خدا" هرگز عمق معنائي ايمان را نشان نميدهد . به تعبير مرحوم طالقاني ؛ "ايمان" از ريشه امن ناشي شده و در باب اِفعال (ايمان) معناي گرويدن و به "امنيت" رساندنِ خود و ديگران را ميدهد. همچنانكه اسلام (در باب افعال) از سِلم به معناي صلح و آشتي ميآيد و مفهوم به "سلامت" رسيدن دارد. اينك اين سئوال مطرح ميشود كه چرا در ارتباط انسان با خدا، "اثبات" و "اعتقاد" و "باور" و كلماتي از اين قبيل ، كفايت كننده نيستند و ما به جاي اثبات "او"، بايد "خود" را به "امنيتِ" ايمان و "سلامتِ" آن برسانيم ! كدام خطر و خسران و كدام ضرر و زياني متوجه ماست كه نيازمند چنان ارتباطي از امن و امان هستيم؟ پزشكان بيش از بقيه مردم به مضرّات مشروب و سيگار "اعتقاد" دارند و با هزار دليل عوارض آنها را "اثبات" مينمايند و به آثار وخيم آنها هم عميقاً "باور" دارند ، اما آيا اين آگاهيهاي گسترده علمي الزاماً آنها را از اين اشتغالات بر كنار ميدارد؟... يا ارادهاي استوار براي تسلط به نفس( تقوا ) و مهار آن به هنگام غليان غرايز و شهوات لازم است تا آدمي را به "امنيت" (از خطر و خسارت) و "سلامت" برساند؟ "اثبات وجود خدا" و "اعتقاد" به آفريدگار جهان هم چيزي در همان مقوله است ! ما برحسب تحصيلات و تخصص خود به صدها يا هزاران اصل علمي اعتقاد پيدا كرده و "اثبات" آنها را با فرمولهاي رياضي تمرين كردهايم . ما همه آنها را قبول داريم ، ولي در طاقچه كتابخانه خود قرار دادهايم تا اگر روزي احتياج داشتيم خاك و غبارش را بزداييم و جلدش را بگشائيم. اكثريت غالب مردم جهان اجمالاً به وجود خدايي به عنوان خالق هستي اعتقاد دارند و احياناً با دلايلي هم او را اثبات مينمايند . ولي اكثريت آنان كاري با خدا ندارند ، زندگي و كار خود را ميكنند و كم و بيش همان رفتارهايي را دارند كه بيخدايان دارند . البته اگر گرفتاريها و مشكلاتي در زندگي پيدا كنند و به بن بست برسند ، اغلب متوجه و متذكر او ميشوند. اما اين نوع خداشناسي كه در اثبات و اعتقاد متوقف مانده، ارتباطِ امنيت بخشي ايجاد نميكند. درست است كه ايمان از تصديق (در برابر تكذيب) آغاز ميگردد ، كه مفهوم باور كردن دارد ولي تصديق نيز (همچون ايمان) عملي است ، نه زباني. هر چند از احساس قلبي و اعتراف زباني آغاز ميگردد ، ولي تا به عمل نيايد، "تصديق" شناخته نميشود. به اين ترتيب "ايمان" طيفي است از احساس تا عمل براي درك خطر و پناه بردن به مأمن مطمئن. "ايمان" تلاش تجريدي ذهن و كنجكاوي مستقل "عقل" نيست كه از فرآيند فلسفه و كلام حاصل گردد ، به تعبير قرآن : ايمان "محبوب دل آدمي" و "زينت قلبي" اوست كه آفريدگار انسان در سرشت بشر نهاده است: وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُوْلَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ همچنانكه عشق مادري، يا عشق جنسي و ساير تمايلات غريزي در جان ما ريشه دارد ، "ايمان" نيز امري فطري است كه جاذبه معشوق در دل عاشق پرتو مي افكند . هر چند بيشتر مردم اين نور را نديده ميگيرند و آن را ميپوشانند. واژة مقابل "ايمان" در قرآن ،"كفر" است. كفر معناي پوشاندن دارد . به ابر ميگويند: كافر، چون خورشيد جهانتاب را ميپوشاند. همچنين "كفّارهِ" گناه ، عملي است كه آثار آن را ميپوشاند. كفر به خدا، حق، قرآن و ... يعني نديده گرفتن ، به حساب نياوردن و اعتنا نكردن به آن. انگار چنين حقايقي وجود ندارند . |
|
|
|
|
|
|
#777 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Aug 2007
ارسالها: 248
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 92
از ایشان 110 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
بله كسي كه از عقل و وجدان خود استفاده نكنه احمق است.
__________________
لب به آواز گشودم به لبم مهر زدند چشمم آمد به سخن، سرمه به خوردش دادند |
|
|
|
|
|
|
#778 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Sep 2007
ارسالها: 76
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 5
از ایشان 18 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
در مورد احادیث پیامبر هم، خوب بله به بعضی از آیات قرآن اشاره شده ولی مگر به گفته خود مسلمانان تعداد زیادی از احادیث جعلی نیست؟ دوم اینکه مگر حتی با اثبات اینکه قرآن تحریف نشده می توان به آسمانی بودن آن پی برد؟ من برای اینکه اعتبار بیشتری برای قرآن پیدا کنم از دوستتان خواستم گفته اش را اثبات کند و شما لطف کردید و خواستید این کار را بکنید اما به دلایلی که گفتم برایم مورد قبول نیست. |
|
|
|
|
|
|
#779 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Sep 2007
ارسالها: 76
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 5
از ایشان 18 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
![]() باشه اگر شما می خواهید در مورد سوال هایم در تاپیک های جداگانه ای بحث کنیم اشکالی ندارد و من فقط اینجا در مورد قرآن صحبت می کنم. اما راجع به پاسخ شما به سوال شماره 2: به نظر می رسد شما سوال مرا درست متوجه نشدید.منظور من چگونگی خلقت جهان مادی بود نه درک وجود خداوند. ولی حالا که به آن اشاره کردید باید بگویم که همان طور که خودتان گفتید درک خدا مسئله ای عقلی و قلبی است اما قلب فقط یک احساس از یک چیز به ما میدهد که انسان عاقل هیچ وقت به تنهایی به آن احساس اعتماد نمی کند بلکه این عقل است که احساس قلب را تایید و یا رد می کند و قبل از اینکه احساسی خارجی در ما به وجود آید عقل با دلایل منطقی اجازه رسوخ آن به قلب ما را می دهد که سرانجامش به ایمان ختم میشود. خوب حالا خدا هم برای ما حکم آن احساس را دارد .آیا نظر من را تایید می کنید؟ اما راجع به ادامه مطالبتان، موسی و عیسی و کتابهایشان هر کدام بحث جداگانه ای دارند و بحث در رابطه با آن ها در این مقوله نمی گنجد اما درباره محمد و اینکه میگویید افراد زیادی چه در آن زمان و چه حالا که فقط با شنیدن آیات ایمان می آوردند ، من که تا به حال با چنین کسانی آشنا نشده ام و صحبت نکرده ام که روی چه حسابی(مخصوصا غیر عربها که عربی نمی فهمند) ایمان آورده اند . خوب اگر شما این طور ایمان آورده اید یا دلیل این طور ایمان آوردن را می دانید بگویید. من که هر چه بیشتر علم و آگاهی بدست می آورم بیشتر به الهی بودن قران شک می کنم .و در مورد داستان هایی هم که از پیامبران گفتید ابتدا باید قران را اثبات کنید تا آنها را باور کنم . |
|
|
|
|
|
|
#780 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Sep 2007
ارسالها: 76
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 5
از ایشان 18 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
ولی در برخی مواقع به هم مربوط می شوند و روی هم تاثیر می گذارند و گاه بین آنها ارتباطی ناگسستنی وجود دارد مثل ازلی بودن ماده و پایستگی انرژی و نظریه تکامل در علوم فیزیک و زیست شناسی که با فلسفه خداشناسی و دینی بر موضوع به وجود آمدن جهان تاثیر و ارتباط دارند. پس این که می گویید اصلا در صلاحيت اين علوم نيست كه بخواهند در مورد آن اظهار نظري داشته باشند فقط نظری متعصبانه و اشتباه است. اما اینکه میگویید " هر چه دانش هاي بشري گسترش بيشتري ميابند حقايق تازه اي از قرآن آشكار ميشود" را فقط خواسته اید با معرفی یک کتاب ثابت کنید در حالی که من منتظر نظر خودتان بودم ولی به هر حال من سعی می کنم هر چه زود تر آن کتاب را هم مطالعه کنم . و در مورد هفت آسمان ، خوب تقسیم بندی محدود، واضح تر از این که با اعداد تعداد را مشخص ساخته؟مگر برای چیزی که می خواهند مقدارش را به صورت محدود بیان کنند از اعداد استفاده نمی شود؟ اگر منظور قرآن هفت آسمان محدود و مادی نیست پس چرا آن را این طور بیان کرده؟ و به صراحت منظورش را مشخص نمی کند تا کمتر به شک بیفتیم؟! امیدوارم همیشه موفق و در جستجوی حقیقت باشید ![]() ![]() |
|
|
|
|