کاربر میهمان به هم میهن خوش آمدید. جهت ثبت نام در هم میهن اینجا را کلیک کنید. با ثبت نام از تمامی مزایای کاربران عضو هم میهن بهره مند شوید

تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum

بازگشت   تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | Hammihan Forum > تالارهای موضوعی > ادیان و مذاهب > گفتگوی دینداران با منتقدین و دگراندیشان

گفتگوی دینداران با منتقدین و دگراندیشان بحث و گفتگو درخصوص اصول و بنيان هاي اديان از ديدگاه منتقدين و معتقدين

پاسخ
 
LinkBack ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 10-23-2007   #931 (permalink)
Expert
 
Deja Vu's Avatar
 
تاريخ عضويت: May 2007
محل سكونت: http://j-sabz.dom.com
ارسالها: 2,237
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,115
از ایشان 1,427 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ثابت کنید که قرآن کتاب آسمانی است

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله بیدار نمايش نوشته ها
به نوشته های درشت و قرمز رنگ توجه کنید. شما در ابتدا حالت را بر این می گیرید که خدا
را به عنوان اصل اولیه نپذیرفته باشیم. اما سپس در دسته "الف" می گویید خدا وجود دارد ولی
اثبات نمی شود.پس این حالت مورد قبول نیست چون در آن تناقض گویی کرده اید.
شما گفتید خدا نیازی به اثبات ندارد و من تقسیم بندی کردم
در واقع در این تقسیم بندی می خواستم شما خودتان به تناقض برسید!
و من هم تمام سعی ام را بر این گذاشتم که در دو قسمت یعنی خدا را به عنوان پیش فرض گرفتن و اینکه خدا را با پیش فرضهای دیگر اثبات کردن , اثبات کنم
اما در دسته "ب" فرض درست را مطرح کرده اید اما توجیهی برای آن بیان نکرده اید.
اشتباه از شماست نه من.
اتفاقا من گفتم ! من دو سوال از شما سوال کردم ! سوال: اگر هیچکدام از ما خدا را پیش فرض نگرفتیم چرا نباید خدا را اثبات کرد؟
و اینکه اگر پیش فرضهای عقلی دیگر را ما قبول کردیم! چرا مسلمانان خدا را برای خودشان اثبات کردند اما کافران این مشکل را دارند؟
در شماره 1 توضیح درستی دادید اما مثالتان(رم کامپیوتر اشتباه) بود .
منظورم رم اولیه کامپیوتر بود که توسط کارخانه در روی کامپیوتر می گذارند و با بیرون آمدن از برق ( جدا شدن از منبع تغذیه! در انسان همان خدا و حتی ویروسی شدن اطلاعات در انسان شیطانی شدن مغز) این اطلاعات پاک نمی شود!
شماره 2: بله چون قدرت ما انسان ها همین است. و پایه پیشرفت هایی هم که تا به حال
داشته ایم از این علوم تجربی سرچشمه گرفته اند. نه احساسات و رویا
منظورتان چیست؟ من نفهمیدم بلاخره شما حرف مرا قبول دارید و با بیان تجربی برخی از عوامل در اثبات خدا موافق هستید یا نه؟
و شماره 3 : هر چیزی که ما با حواس پنج گانه خود قادر به درک آنها باشیم نیازی به اثبات
ندارند.مثل نقطه و خط در ریاضی.البته در این مورد استثنا هم وجود دارد اما ذکر آن در حوصله
این بحث نیست.
اما چیز های دیگر مثل خدا و دوره تسلسل باید ثابت شوند.
آیا مغز شما دور تسلسل را می فهمدو در رد دور تسلسل شک دارد!
مثلا در همان ریاضیات اگر دور تسلسل باطل نباشد من ثابت می کنم 2=10 است
برهان 10=2 است بنابراین چون تساوی تعویض پذیر است 2=10 می شود! البته اینکه چرا
10=2 است هم می توان دلیل اورد که چون 2=10 است! یعنی دلیل 2=10 این است 10=2و دلیل 10=2 این است 2=10 ! یعنی یک دور تسلسل!
حالا اگر دوست داری شما بیا ثابت کن دور تسلسل امکان پذیر است!
همانطور که گفتم برخی چیزهای بدیهی مانند همین هم در اثبات خدا مورد شک قرار می گیرد!
گفتید این قانون(علت و معلول) در میان پدیده ها ی مادی
وجود دارد پس: 1- ما نمی توانیم آن را برای غیر ماده هم بیان کنیم
چرا؟
آیا هر چیزی که بر ماده است نمی شود بر غیر ماده تعمیم داد؟ یا فقط برخی چیزها را باید بر غیر ماده تعمیم نداد؟
2- نمی توانیم ابتدای آن را
(علت اولیه) به خدا(غیر مادی) نسبت دهیم چون اصلا وجودیت غیر ماده ثابت نشده است.
معلومه چی داری می گی؟ اصلا این برهان اومده غیر ماده رو اثبات کنه! آی کیو!!!!!!!!!!!!!!
اگر غیر ماده قبلش ثابت شده بود که بیکار نبودیم که دوباره بیایم اثباتش کنیم؟
شماره 2: بله. اما اگر ماهیت a و b هر دو یکی باشند و هر دو فنا ناپذیر، دور تسلسل باطل
نمی شود.
همانطور که گفتم دور تسلسل باطل است! اگر شک داری من هر چی برهان عقلیه در جهان رو با همین شک تو زیر و رو می کنم!
می خوای یا نه!
همون 2=10 یا خیلی چیزیی دیگه!
شماره 3: با توجه به جوابی که به شماره 2 دادم ما می توانیم از صفات ماده پی به ازلی
بودن آن ببریم(چیزی که امروزه در فیزیک ثابت شده) و در آخر نتیجه این است که جهان
در سلسله علل زنجیره ای بی نهایت است.
دقیقا با پی بردن به همین صفت ماده می شود پی برد که ماده نمی تواند دیگری را بوجود بیاورد و حتی نمی تواند خودش را بوجود بیاورد! زیرا محتاج یک محرک است! کدام محرک؟
آیا عقل باور می کند که ماده ای ماده دیگر را بوجود اورده است؟
اگر عاقلانه است بگو ببینم کدام موجود انسان را بوجود اورده است؟
الاغ ؟ میمون یا شاید فیل؟؟
و اگر انسان همه اجسام رو بوجود اورده چرا من نمی تونم! تو می تونی فیل رو بوجود بیاری؟
و اگر هم می خوای بگی انسان از بی نهایت بوده و فیل از بی نهایت بوده و .... چرا هنوز فسیلی از انسانها پیدا نشده!
خوب آقای faryadحالا کسی که این جواب را به او داده بودی قانع شده بود ؟یا نه؟
هنوز جواب نداده! فکر کنم اون کمی از تو عاقل تر بود!
نکنه مزدک مغرور و بی ادب بوده.بهتون نگفت:بیخود است... بیسواد...سفسطه...
راستی گیرش آوردید و اعدامش کردید.که دیگه نیست.
نه مزدک نبود کوروش بود!
من چه میدونم! اون دوست تو بوده! مثل تو هم اون وقتی کم می اورداز این حرفا می زد!
اگر سرش زیر اب رفته باشه که من خیلی خوشحال شدم!
تو هم باید سرت رو زیر اب کنم
Deja Vu آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-23-2007   #932 (permalink)
کاربر
 
بیدار's Avatar
 
تاريخ عضويت: Sep 2007
ارسالها: 79
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 5
از ایشان 19 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ثابت کنید که قرآن کتاب آسمانی است

نقل قول:
نوشته اصلی به وسیلهfaryad
شما گفتید خدا نیازی به اثبات ندارد و من تقسیم بندی کردم
در واقع در این تقسیم بندی می خواستم شما خودتان به تناقض برسید!
و من هم تمام سعی ام را بر این گذاشتم که در دو قسمت یعنی خدا را به عنوان پیش فرض گرفتن و اینکه خدا را با پیش فرضهای دیگر اثبات کردن , اثبات کنم

اتفاقا من گفتم ! من دو سوال از شما سوال کردم ! سوال: اگر هیچکدام از ما خدا را پیش فرض نگرفتیم چرا نباید خدا را اثبات کرد؟
و اینکه اگر پیش فرضهای عقلی دیگر را ما قبول کردیم! چرا مسلمانان خدا را برای خودشان اثبات کردند اما کافران این مشکل را دارند؟
ببین من گفتم که خدا با توجه به صفاتی که برایش بیان کرده اید اصلا نباید نیازی به اثبات
داشته باشد و حتی سر آن بحث شود.امیدوارم متوجه شوی!

نقل قول:
منظورم رم اولیه کامپیوتر بود که توسط کارخانه در روی کامپیوتر می گذارند و با بیرون آمدن از برق ( جدا شدن از منبع تغذیه! در انسان همان خدا و حتی ویروسی شدن اطلاعات در انسان شیطانی شدن مغز) این اطلاعات پاک نمی شود!
بله. پس منظورتان romاست.

نقل قول:
منظورتان چیست؟ من نفهمیدم بلاخره شما حرف مرا قبول دارید و با بیان تجربی برخی از عوامل در اثبات خدا موافق هستید یا نه؟
بستگی به آن تجربه ای که شما می گویید دارد.

نقل قول:
آیا مغز شما دور تسلسل را می فهمدو در رد دور تسلسل شک دارد!
مثلا در همان ریاضیات اگر دور تسلسل باطل نباشد من ثابت می کنم 2=10 است
برهان 10=2 است بنابراین چون تساوی تعویض پذیر است 2=10 می شود! البته اینکه چرا
10=2 است هم می توان دلیل اورد که چون 2=10 است! یعنی دلیل 2=10 این است 10=2و دلیل 10=2 این است 2=10 ! یعنی یک دور تسلسل!
حالا اگر دوست داری شما بیا ثابت کن دور تسلسل امکان پذیر است!
همانطور که گفتم برخی چیزهای بدیهی مانند همین هم در اثبات خدا مورد شک قرار می گیرد!

اونوقت اگه یه چیزی بهت بگم بهت برمی خوره و دوباره می گی:"چرا گفتی سیمات قاتی کرده
به اخلاقت عادت کردم...صبرم زیاده....
"
ببین ریاضی یک معقوله جداست. 10 و 2 هر دو صفت اصلی عدد بودن را دارند و باز هم ماهیتشان یکی است.اما مساوی نیستند. همان طور که مورچه با خر مساوی نیست.
البته من دور تسلسل را در ریاضی مطرح نکردم ولی شما....
اگه دوباره بهت برنمی خوره یکم منطقی تر و بهتر جواب بده نه اینکه برای رد دور تسلسل
بگی :
نقل قول:
من ثابت می کنم 2=10 است
برهان 10=2 است بنابراین چون تساوی تعویض پذیر است 2=10 می شود! البته اینکه چرا
10=2 است هم می توان دلیل اورد که چون 2=10 است! یعنی دلیل 2=10 این است 10=2و دلیل 10=2 این است 2=10 ! یعنی یک دور تسلسل!
جدا خودت فهمیدی چی گفتی؟!

نقل قول:
چرا؟
آیا هر چیزی که بر ماده است نمی شود بر غیر ماده تعمیم داد؟ یا فقط برخی چیزها را باید بر غیر ماده تعمیم نداد؟

معلومه چی داری می گی؟ اصلا این برهان اومده غیر ماده رو اثبات کنه! آی کیو!!!!!!!!!!!!!!
اگر غیر ماده قبلش ثابت شده بود که بیکار نبودیم که دوباره بیایم اثباتش کنیم؟
پس وقتی اثبات نشده نباید علت و معلول را به آن نسبت بدی.
اول اثباتش کن بعد.
نقل قول:
همانطور که گفتم دور تسلسل باطل است! اگر شک داری من هر چی برهان عقلیه در جهان رو با همین شک تو زیر و رو می کنم!
می خوای یا نه!
همون 2=10 یا خیلی چیزیی دیگه!
بله برهانتم دیدم.مثلا تو می خواستی منو قانع کنی خیر سرت؟

نقل قول:
دقیقا با پی بردن به همین صفت ماده می شود پی برد که ماده نمی تواند دیگری را بوجود بیاورد و حتی نمی تواند خودش را بوجود بیاورد! زیرا محتاج یک محرک است! کدام محرک؟
آیا عقل باور می کند که ماده ای ماده دیگر را بوجود اورده است؟
اگر عاقلانه است بگو ببینم کدام موجود انسان را بوجود اورده است؟
الاغ ؟ میمون یا شاید فیل؟؟
و اگر انسان همه اجسام رو بوجود اورده چرا من نمی تونم! تو می تونی فیل رو بوجود بیاری؟
و اگر هم می خوای بگی انسان از بی نهایت بوده و فیل از بی نهایت بوده و .... چرا هنوز فسیلی از انسانها پیدا نشده!
قبلا گفته بودی تکامل را رد کرده ای و قبولش نداری. ولی از چیز هایی که نوشتی پیداست
که اصلا آن را مطالعه نکردی.همین طور به نظر می رسد درباره فیزیک کوانتوم نیز چیزی
نمی دانی.
نقل قول:
من چه میدونم! اون دوست تو بوده! مثل تو هم اون وقتی کم می اورداز این حرفا می زد!
اگر سرش زیر اب رفته باشه که من خیلی خوشحال شدم!
من اصلا مزدک را قبول ندارم(به خاطر بی احترامی به عقاید دیگران و توهین به آنها)
حالا تو می گی دوستم بوده!

نقل قول:
تو هم باید سرت رو زیر اب کنم
باشه.به روش اسلامی منو قانع کن.همین طور بقیه رو .این طوری حتما قانع می شیم.
شما هم ثواب می کنی و به بهشت می ری.
__________________
کسی که حقیقت را درک کند به نیروی خرد در وجود خود اعتراف کرده؛ زیرا بوسیله خرد می توان حقایق را شناخت و بهترین لذت های زندگی را چشید.
تا همواره بر تعصب و خرافات پیروز شد!
جهانبینی خردگرایی
بیدار آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-24-2007   #933 (permalink)
Expert
 
Deja Vu's Avatar
 
تاريخ عضويت: May 2007
محل سكونت: http://j-sabz.dom.com
ارسالها: 2,237
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,115
از ایشان 1,427 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ثابت کنید که قرآن کتاب آسمانی است

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله بیدار نمايش نوشته ها
ببین من گفتم که خدا با توجه به صفاتی که برایش بیان کرده اید اصلا نباید نیازی به اثبات
داشته باشد و حتی سر آن بحث شود.امیدوارم متوجه شوی!
متوجه شدم اما!
یعنی تو خدایی با این صفات را قبول داری؟ اگر نداری چرا؟
بله. پس منظورتان romاست.
آهان همون که تو گفتی! یک لحظه هنگ کرد نفهمیدم ram با rom فرقمی کنه!
بستگی به آن تجربه ای که شما می گویید دارد.
باشه!


اونوقت اگه یه چیزی بهت بگم بهت برمی خوره و دوباره می گی:"چرا گفتی سیمات قاتی کرده
به اخلاقت عادت کردم...صبرم زیاده...."
ببین ریاضی یک معقوله جداست.
معقوله جداست یعنی چی؟ یعنی ریاضیات معقوله باقی چیزها معقول نیست؟
اتفاقا بر عکس تصور شما ریاضیات تصویر طبیعت در اعداد است!
ریاضیات زبان تمام علوم است
زیاضیات شانه زلف پریشان عالم است!
دو سخن از بزرگان!اولی انیشتین و دومی دکارت!
بنابراین می بینید که بر خلاف تصور شما ریاضیات با علوم دیگرنهتنها جدا نیستند بلکه ریاضیات در همه انها ریشه دوانده است!
10 و 2 هر دو صفت اصلی عدد بودن را دارند و باز هم ماهیتشان یکی است.اما مساوی نیستند. همان طور که مورچه با خر مساوی نیست.
بابا اونقرصها رومصرف نکن! برات ضرر داره!
من با مثالی که زدممیخواستماشتباهت روبفهمی!
البته من دور تسلسل را در ریاضی مطرح نکردم ولی شما....
دور تسلسل اگر درست است در همه جا درست است و اگر باطل است در همه جا باطل! این روکه دیگه میفهمی؟
اگه دوباره بهت برنمی خوره یکم منطقی تر و بهتر جواب بده نه اینکه برای رد دور تسلسل
بگی :
من بهمبر نمیخوره! یواش یواش دارم بهت عادت میکنم!
جدا خودت فهمیدی چی گفتی؟!
من فهمیدم!توفهمیدی؟
اگر نفهمیدی دوباره بخون! باز هماگرنفهمیدیدوباره بخون! اگر باز نفهمیدی خودت روبه روانپزشک نشون بده!
آی کیو مثال من واضح بود!
دور تسلسل باطل است! یعنی نمیشود در علومa را دلیل بر b گرفت ,b را دلیل بر a گرفت!
توضیح مثال ( توضیح واضحات!)
a: 2=10
b:10=2
اگر دور تسلسل را باطل ندانیم در این مثال براحتی می توانیم a را دلیل بر b بگیریم و بلعکس ! بنابراین با این منطق می شود ثابت کرد که 2=10 است

پس وقتی اثبات نشده نباید علت و معلول را به آن نسبت بدی.
اول اثباتش کن بعد.
آقای مهندس! راستی چند کلاس درس خوندی؟
من میگم این برهان علیت میخواد اونو ثابت کنه تو میگی اول ثابت کن! چی رو ثابت کنم؟
بله برهانتم دیدم.مثلا تو می خواستی منو قانع کنی خیر سرت؟
نه دیگه ازت نا امید شدم! به خدا نا امید شدم! تو هیچوقت قانع نمی شی!
اصلا من نباید معلم بشم چون حوصله سر وکله زدن با بچه ها رو ندارم!
قبلا گفته بودی تکامل را رد کرده ای و قبولش نداری. ولی از چیز هایی که نوشتی پیداست
که اصلا آن را مطالعه نکردی.همین طور به نظر می رسد درباره فیزیک کوانتوم نیز چیزی
نمی دانی.
توهماز فلسفه و ریاضی هیچچیزی نمی دونی! اینبه اون در!
شما یاد گرفتید تا یه چیزی می شه مردم را متهممی کنید؟
ایرادی نداره اخلاق همتون همینه!
من اصلا مزدک را قبول ندارم(به خاطر بی احترامی به عقاید دیگران و توهین به آنها)
حالا تو می گی دوستم بوده!
فرقی نداره توهم عین اونی!نکنه خودتی! چون از وقتی اونگم شده تو سر وکلت پیدا شده!


باشه.به روش اسلامی منو قانع کن.همین طور بقیه رو .این طوری حتما قانع می شیم.
شما هم ثواب می کنی و به بهشت می ری.
ما اومیدیم ثواب کنیم داریم کباب می شیم!
اگر پول اینترنتی را که برای بحث کردن با توخرج میکنم را به صندوق صدقات بیاندازم هم یک مسلمون رو سیر کردم! هم اعصابم خرد نشده و هم دهنم به فحش باز نشده! هم اینکه از نتیجه اش مطمئنم و هم اینکه زودتر به بهشت می روم
بهشت را به بها می دهند نه به بهانه!
شما هم روی عقاید مزخرفتان بمانید
Deja Vu آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-25-2007   #934 (permalink)
کاربر
 
farzad_65's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 124
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 46
از ایشان 53 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ثابت کنید که قرآن کتاب آسمانی است

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله بیدار نمايش نوشته ها
درود بر شما!
نوشته های درشت و قرمز رنگ را که قسمت اصلی است را نقد می کنم.


خدا را چگونه باید شناخت؟ عقل که منکر وجود اوست. پس باید به احساس قلب که اعتباری
ندارد به خدا ایمان بیاوریم؟

دوستدار شما بیدار شده از خواب غفلت!
برای تبیین لزوم شناخت خدا دوگونه دلیل می‌توان ارائه داد: دلایل نظری و عملی.
دلایل نظری لزوم شناخت خدا : دست کم دو عامل درونی انسان را به سوی شناخت خدا و معرفت به او سوق می دهد.
1 - عامل عقلانی: انسان در مسایل گوناگون به فکر خود متوسل می‌شود.پیرامون موضوعی، از ابعاد گوناگون می‌اندیشد. وجود این استعداد تحلیلی و منطق عقلانی، می‌طلبد درباره خدا نیز بر اساس عقل و منطق بیندیشد.
انسان بر آن است به نیروی عقل و منطق خود، علت اصلی وجود جهان شگفت را دریابد و خدایی را که آفریننده هستی و سازنده جهان است شناسد.( منطق خداشناسی، آیت الله حسین نوری، ص 11 - 10.)
"متکلمان و اندیشمندان اسلامی، از دیر زمان برای اثبات لزوم گام نهادن در طریق خداشناسی بردو اصل تکیه کرده‌اند:
ا) دفع ضرر محتمل: هر خردمندی این احتمال را میِ‌پذیرد که در صورت عدم پیروی از دین دچار کیفر و عذاب می‌شود. از آن جا که عقل جلوگیری از زیان ناشی از کیفر حتی احتمالی را لازم می‌شمارد، واجب است آدمی در مورد وجود خدا و اوصاف او جست و جو کند تا در صورتی که واقعاً خدایی وجود داشته و دعوت پیامبران راست باشد، بتواند با پیروی از آنان،‌خویش را از عذاب الهی برهاند.
ب) وجوب شکر منعم: شکی نیست نعمت‌های فراوانی که از آن بهره‌مندیم، از سوی منعمی به ما اعطا شده است و از سوی دیگر عقل، سپاسگذاری از بخشنده نعمت را لازم می‌شمارد. از آن جا که سپاسگزاری از یک موجود بدون شناخت او ممکن نیست، عقل حکم می‌کند باید در مسیر شناخت نعمت دهنده حقیقی (خداوند) گام بردارد."( جمعی از نویسندگان، معارف اسلامی، نشر معارف، ج 1، ص 40)
2 - عامل روانی: آدمی به گونه ای آفریده شده که به طور طبیعی به وجود خدا توجه دارد. احساس وجود آفریننده جهان انسان را برای جستجوی خالق و شناخت اوصاف او سوق می‌دهد. از سوی دیگر، انسان موجودی است که از دو حقیقت ترکیب یافته است: روح و جسم.انسان به واسطه جنبه جسمی به مادیات گرایش دارد و به دنبال آن می‌رود، ولی جنبه روحی را، گرایش به مادیات نمی‌تواند اقناع کند.
سِرّ این که هر چه انسان هر گونه لوازم مادی را برای خویش آماده می‌سازد، باز عطش افزون طلبی در او تسکین نمی‌یابد، به همین دلیل است.( در راه حق، پرسش‌های پیرامون خدا و ایمان، کتاب ش 6، ص 127 ) روح مجرد و غیرمادی انسان تنها با شناخت خداوند که مجرد مطلق است و گرایش و ارتباط با او آرامش می‌یابد.
به دیگر بیان: جهان منهای خدا، کالبدی است بی روح و بی‌هدف.
کسانی که خدا را نمی‌شناسند وجهان بینی مادی دارند، هستی را پوچ، بی معنی و فاقد هدف می‌پندارند، در نتیجه می‌گویند. انسان و زندگی او و همه عملکردهایش فاقد مفهوم و بی‌معنی و بی‌هدف است.
لزوم شناخت خدا از بُعد عملی
شناخت خدا برای شناخت راه صحیح زندگی، ضروری است، زیرا شناخت خدا و ایمان و ارتباط با او، تمامی زندگی انسان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و راه مشخصی را پیش پای او می‌گذارد. نیز آثار فردی و اجتماعی بزرگی را در زندگی به وجود می‌آورد.
برخی آثار شناخت و اعتقاد به خدا عبارتند از:
1 - شناخت خود:
انسان اگر خدا را بشناسد، خود را نیز خواهد شناخت. در واقع خودشناسی واقعی آن است که بداند: از کجا آمده، برای چه آمده، به کجا و به سوی چه کسی خواهد رفت. زمانی به پاسخ این سؤالات دست خواهد یافت که خدا یعنی مبدأ آفرینش و آن را که بازگشت همه به سوی او است، شناخته باشد.
2 - رهایی از احساس پوچی و پوچی گرایی :
آنان که معتقد به خدا هستند، چون خداوند را "حکیم" می‌دانند، نه تنها زندگی را هدفتمند و آفرینش را برای رسیدن به هدفی مشخص می دانند، بلکه معتقدند آفرینش هرچیز در ارتباط با نظام هستی هدفمند است.
کسانی که به دلیل فقدان شناخت خدا، از او دور شده‌اند، به جای آن که "هدف زندگی" را کشف کنند و فلسفه حیات را بیابند، ناگزیرند هدفی برای آن "جَعْل" کنند، روشن است چنین هدفی نمی‌تواند واقعی باشد وریشه در نظام هستی داشته باشد.
3 - آرامش روحی:
کسی که خدا را به عنوان مبدأ هستی نمی‌شناسد، معاد را نیز باور ندارد. نتیجه طبیعی این بینش آن است که از یک سو نگران از دست دادن چیز‌هایی است که دارد؛ از دیگر سو، در حسرت چیزهایی است که ندارد. به دیگر سخن از یک طرف تمام آرزوها و آرمان آدمی را در دنیا میداند و از طرف دیگر، دنیا را امری پایان پذیر و موقت ‌می‌شناسد.
از این رو گفته اند "هیچ شرنگی تلخ‌تر از تفکر مادی و خدا ناباوری در کام انسان ریخته نشده است".
هم چنین زندگی برای او بی معنا خواهد بود. با خود می‌گوید: یعنی چه که انسان به دنیا آید و بمیرد و نابود شود! در ضمن آینده برای او مبهم و تاریک است و این موجب ترس و وحشت در وجود آدمی می‌شود.
اما کسی که خدا را می‌شناسد و ایمان به مبدأ و معاد دارد،
اوّلاً : چون خدا خواسته فطرت او است و در عمق دل و جانش نهفته است، از طریق ارتباط روحی با او به آرامش عمیق توأم با رضایت و خشنودی نایل می‌گردد.
ثانیاً دنیا معبود او نیست و تمام امیدو آرزویش در آن قرار داده نشده تا برای از دست رفتن آن در اضطراب و تشویش باشد. او با توکل به خدا و دل بستن به عنایات و تقدیراتش، آرامش روحی می‌یابد. میزان آرامش روحی افراد معتقد به متناسب با میزان شناخت و معرفت وایمان و پیوند قلبی‌اش با خدا است. اگر می‌بینیم بسیاری از خداپرستان فاقد آرامش روحی هستند، به دلیل ضعف معرفت و کم سو بودن چرا ایمان و توکل آن‌ها است.
3 - شکوفایی احساس تعهد و مسئولیت:
کسی که باورش به خدا ریشه در معرفت و شناخت دارد، می‌داند که همه کارهای ریز و درشتش در محضر و منظر خدا و تحت نظارت او است.
هر قصد و نیتی که در دارد و هر نیکی و بدی که انجام می‌دهد، در دفتر هستی ثبت می‌شود و بابت همه آن‌ها باید در پیشگاه خدا حساب پس دهد. بدیهی است که چنین شناخت و برداشتی، احساس مسئولیت را به طرز عمیقی در وجودش بر می‌انگیزاند.
هر چه شناخت و ایمان و پیوند قلبی با خدا افزون‌تر باشد، احساس تعهد و مسئولیت وی در قبال نفس خویش و جامعه انسانی به عنوان "فعل و خلق خدا" و آیت و اثر تجلِّی نور معبودش بیشتر می‌شود.
4 - پرورش و فعلیت یافتن عواطف انسانی:
بحران عاطفی موجود در غرب که یکی از نویسندگان (آلوین تافلر، موج سوم، ص 9) آمریکایی آن را "طاعون رو به گسترش" می نامد، ثمره عدم شناخت خدا و دوری از او و معنویت است.
روابط سرد و بی‌روح و ماشینی که باعث شده نه دلی در محبت دوستی بتپد و نه کسی است که پاسخگوی محبت‌های او باشد. هر کسی تنها به فکر خویش و بس، چه دلیلی جز در حاشیه قرار دادن معنویت و خدا در زندگی دارد؟!
همنشینی و همبازی شدن با حیوانات و سرگرم شدن با سینما، تئاتر و انواع فیلم‌ها و ... همه میوه دوری از خدا و برای پر کردم خلأ عاطفی و احساس تنهایی است.
شناخت و آشنایی با خدا سبب می‌شود انسان ها از روی مهر و محبت به هم نزدیک شوند و پیوند قلبی و عاطفی میان آن‌ها ایجاد شود.
علاوه بر چهار مورد مذکور ظلم ستیزی، طاغوت شکنی، فرار از تملق و چاپلوسی، عزت نفس و دوری از تواضع و ذلت در برابر صاحبان زر و زور و تزویر، و غیر این‌ها، که همگی نشانه کمال و وارستگی انسان است، از فواید و نتایج خدا شناسی است. عقل حکم می‌کند برای نیل به مقام "انسانیت" باید خدا را شناخت.


در دعای حضرت امام حسین(ع) است که:(متی غبت حق تحتاج الی دلیل یدل علیک ...)(تو کی غایب بودی تا نیاز به اقامه دلیل بر تو باشد ... آیا ظهورپدیده‏های جهان از تو افزون‏تر است تا آنها وسیله راهیابی به سوی تو قرار داده شوند؟ نابینا است دیده‏ای که ترا همواره ناظر و مراقب خویش نبیند).
farzad_65 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-25-2007   #935 (permalink)
کاربر
 
farzad_65's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 124
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 46
از ایشان 53 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ثابت کنید که قرآن کتاب آسمانی است

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله بیدار نمايش نوشته ها
درود بر شما!
نوشته های درشت و قرمز رنگ را که قسمت اصلی است را نقد می کنم.


خدا را چگونه باید شناخت؟ عقل که منکر وجود اوست.
دوستدار شما بیدار شده از خواب غفلت!
دوست عزیز اول باید عقل را بشناسیم
عقل به معنای اندیشیدن، دریافتن و خِرَد ورزی است. در اصطلاح قوه ای در نفس انسان است که بدان حسن و قبح و کمال و نقص و خیر و شر را تشخیص می دهد.
عقل در قرآن با واژة "لبّ" نیز آمده است. قرآن عاقلان را "اولواالالباب" (صاحبان عقل) نامیده است. حضرت امام کاظم(ع) فرمود: "خداوند متعال اهل عقل و فهم را در کتابش بشارت داده و فرموده است: "فبشّر عباد الّذین یستمعون القول فیتّبعون أحسنه اولئک الّذین هدا هم الله و اولئک هم اولواالالباب؛[ زمر(39) آیة‌ 17 - 18] پس بندگانم را بشارت ده؛‌ همان کسانی را که قول و گفتار دیگران را می شنوندو آن گاه از بهترین آن ها پیروی می کنند. اینانند که خداوند هدایتشان کرده است و اینانند که خردمندانند".
در روایات دربارة عقل سخنان بسیاری گفته اند،‌ از قبیل این که "از عقل بهتر در میان بندگان چیزی تقسیم نشده است"؛ "اولین چیزی که خدا آفرید عقل بود"؛ "با عقل خدا عبادت می شود و بهشت کسب می شود"؛ "خوبی و بدی با عقل سنجیده می شود"؛ "خدا باعقول انسان ها آنان را عقوبت و پاداش می دهد".[ بهاءالدین خرمشاهی، دانشنامة قرآن،‌ ص 1465، به نقل از میزان الحکمه، مادة عقل]
پیامبر(ص) فرمود: "عقل در وجود انسان مانند افسار و عقالی است که حیوان را از چموشی و گردنکشی باز می دارد. عقل انسان را از جهالت و سرکشی نفس آدمی باز می دارد.
از این روایت استفاده می شود انسان هایی که از حدّ و حدود خود تجاوز می کنند و به دیگران ظلم می نمایند،‌حق دیگران را پایمال می کنند و به مقتضای عقل عمل نمی نمایند، مضمون همان آیاتی است که عده ای را به عنوان لا یعقلون (بی عقلان) داشته است. وقتی از امام صادق(ع) سؤال شد که معاویه دارای چه صفتی بود، فرمود: "شیطنت که شبیه عقل است ولی عقل نیست". مقصود حضرت این است معاویه که اهل فریب و نیرنگ و دروغ و دغل است، گرچه مردم او را آدم سیاستمدار و زرنگ و عاقل می پندارند ولی در واقع آدم گناهکار و خلافکار،‌ عاقل نیست. مضمون روایاتی که می فرماید: "هر که عاقل باشد دین دارد و هر که دین دارد، به بهشت می رود" همین مطلب است که آدم عاقل به کسی گفته می شود که از ظلم و تجاوز و حق کشی و کفران نعمت دست بردارد و مسیر دیانت و اخلاق و پاکی را برگزیند.

farzad_65 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-25-2007   #936 (permalink)
کاربر
 
farzad_65's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 124
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 46
از ایشان 53 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ثابت کنید که قرآن کتاب آسمانی است

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله بیدار نمايش نوشته ها
درود بر شما!
نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله بیدار نمايش نوشته ها

این کمالات فقط جنبه این دنیا را دارند و پس از مرگ با تعبیری که از جهان دیگری(آخرت) کرده اند
کاربردی ندارند.
دوستدار شما بیدار شده از خواب غفلت!
دوست عزیز و گرامی
هدف از خلقت تکامل است و تکامل انسان یعنی کسب ملکات اعتقادی و اخلاقی و اعمال صالح برای ورود سعادتمندانه به مراحل بعدی حیات از برزخ و قیامت. بنابراین کمال جسمی،غایت خلقت نیست تا کسی گمان کند که آفریدن انسان در رساندن او به اوج کمال جسمانی وسپس میراندن او کاری قبیح یا بیهوده و غلط است. این جهان فقط یک مرحله از حیات است و مرحله کسب است و در این مرحله، عمر و جوانی و قدرت و دیگر تواناییهای انسان متاع او و وسیله کسب مقدمات سعادت آخرت هستند.
انسان کمالات را دریافت می کندتا شایستگی دریافت پاداش های عظیم الهی را کسب نماید و اگر کار بدی انجام داد کیفر شود دنیا سرای موقت و آخرت جایگاه ابدی است و بشر آمده است چند روزی در دنیا بماند و کار کند و زحمت بکشد و توشه ی مناسبی برای جهان ابدی فراهم کند و بدان جا کوچ نماید

ويرايش توسط farzad_65 : 10-25-2007 در ساعت 09:42 AM.
farzad_65 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-25-2007   #937 (permalink)
کاربر
 
مرشد's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
محل سكونت: شيراز
ارسالها: 76
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 39
از ایشان 30 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ثابت کنید که قرآن کتاب آسمانی است

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله farzad_65 نمايش نوشته ها
حضرت امام کاظم(ع) فرمود: "خداوند متعال اهل عقل و فهم را در کتابش بشارت داده و فرموده است: "فبشّر عباد الّذین یستمعون القول فیتّبعون أحسنه اولئک الّذین هدا هم الله و اولئک هم اولواالالباب؛[ زمر(39) آیة‌ 17 - 18] پس بندگانم را بشارت ده؛‌ همان کسانی را که قول و گفتار دیگران را می شنوندو آن گاه از بهترین آن ها پیروی می کنند. اینانند که خداوند هدایتشان کرده است و اینانند که خردمندانند".
جناب "فرزاد" قول منقولي شما براي حقير محترمه ولي:
از گفته فوق اينطور بر مي آيد كه هر شخصي برود و اقوال ديگران را بشنود و اگر پسند عقلش شد بپذيرد و پيرويش كند !؟ بله از منشاء اين تفكر , طرفداران سامريها به وجود مي آيند و دقيقا چيزي رو عمل كرده اند كه آيه ايست از قرآن!!. در باب اين قول , يكي مبلغين و مدرس رسانه اي بر حضر ميكرد عوام را از چنين برداشتي و ميگفت:" اين آيه خطاب به ماست نه شما!!؟".
بلي همين است كه اكثر بزرگان مكاتب مختلف طرفدارانشان را از شنيدن اقوال ساير مكاتب باز ميدارند كه نكند ,به قولي برگردند و به قولي گمراه.!!!
ولي حقير اين برداشت را ندارم . بر خلاف فرموده شما فكر نميكنم كه دو سوي "قول" اين آيه مجهول باشه!!
حقير اين برداشت را دارم كه يكي از اقوال حتما بايد كلام الهي باشد و لا غير.
اينگونه تصور ميكنم كه هنگامي كه حضرت نبي اكرم ص كلام الهي را به مردم ابلاغ ميكردند اين آيه خطاب به ايشان , كه:" كدام قول احسن است آنچه تا كنون فرا گرفته بودي يا آنچه كه حال شنيدي؟! "
و همينطور خواننده قرآن به هنگام شنيدن قول : " كه كدام يك احسن است آنچه الله ميگويد يا آنچه ملايان ميگويند"
در حقيقت بايد ميزاني براي يافتن قول احسن وجود داشته باشه كه عقل بر اساس آن ميزان , حق را انتخاب كند و پيروي كند نه تنها عقل .!!
__________________
من از آن روز كه دربند توام آزادم.!
مرشد آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-25-2007   #938 (permalink)
کاربر
 
aseiied's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
محل سكونت: تهران
ارسالها: 82
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 50
از ایشان 43 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ثابت کنید که قرآن کتاب آسمانی است

امام صادق(سلام الله علیه) در ذیل این آیه فرمودند:
«منظوراین است که: بشارت باد بر مومنین،کسانی که سخن ما را می شنوند وآن را به بهترین وجه ممکن اطاعت می کنند و منظور از قول کلام ما اهل بیت(علیهم السلام) می باشد»
چرا که ایشانند خلیفه های خدا بر زمین،وآن را می گویند که خدا می خواهد،آن را می خواهند که خدا می خواهد،اینان همان بزرگوارانی هستند که آیه تطهیر در مورد ایشان نازل شده،واز هر رجس وناپاکی مبرا می باشند.
__________________
یا علی مدد

منتقم خون حسین باغ فدک
عجل الله تعالی فرجک
aseiied آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي aseiied به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
قديمي 10-26-2007   #939 (permalink)
کاربر
 
farzad_65's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 124
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 46
از ایشان 53 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ثابت کنید که قرآن کتاب آسمانی است

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله مرشد نمايش نوشته ها
جناب "فرزاد" قول منقولي شما براي حقير محترمه ولي:
از گفته فوق اينطور بر مي آيد كه هر شخصي برود و اقوال ديگران را بشنود و اگر پسند عقلش شد بپذيرد و پيرويش كند !؟ بله از منشاء اين تفكر , طرفداران سامريها به وجود مي آيند و دقيقا چيزي رو عمل كرده اند كه آيه ايست از قرآن!!. در باب اين قول , يكي مبلغين و مدرس رسانه اي بر حضر ميكرد عوام را از چنين برداشتي و ميگفت:" اين آيه خطاب به ماست نه شما!!؟".
بلي همين است كه اكثر بزرگان مكاتب مختلف طرفدارانشان را از شنيدن اقوال ساير مكاتب باز ميدارند كه نكند ,به قولي برگردند و به قولي گمراه.!!!
ولي حقير اين برداشت را ندارم . بر خلاف فرموده شما فكر نميكنم كه دو سوي "قول" اين آيه مجهول باشه!!
حقير اين برداشت را دارم كه يكي از اقوال حتما بايد كلام الهي باشد و لا غير.
اينگونه تصور ميكنم كه هنگامي كه حضرت نبي اكرم ص كلام الهي را به مردم ابلاغ ميكردند اين آيه خطاب به ايشان , كه:" كدام قول احسن است آنچه تا كنون فرا گرفته بودي يا آنچه كه حال شنيدي؟! "
و همينطور خواننده قرآن به هنگام شنيدن قول : " كه كدام يك احسن است آنچه الله ميگويد يا آنچه ملايان ميگويند"
در حقيقت بايد ميزاني براي يافتن قول احسن وجود داشته باشه كه عقل بر اساس آن ميزان , حق را انتخاب كند و پيروي كند نه تنها عقل .!!
همان طور که دوست عزیز عرضکردند(aseiied)صاحبان عقل همین افراد هستند اگر قانع نشدید تا توضیح بیشتری دهم
farzad_65 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-26-2007   #940 (permalink)
کاربر
 
farzad_65's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 124
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 46
از ایشان 53 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ثابت کنید که قرآن کتاب آسمانی است

جمله «الّذين يستمعون القول فيتبعون احسنه »مفادش اين است كه : بندگان خدا طالب حق و رشدند، به هر سخنى كه گوش دهند بدين اميد گوش مى دهند كه در آن حقى بيابند و مى ترسند كه در اثر گوش ندادن به آن ، حق از ايشان فوت شود.
(تفسیر المیزان،ج17،ص380)
farzad_65 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-26-2007   #941 (permalink)
کاربر
 
بیدار's Avatar
 
تاريخ عضويت: Sep 2007
ارسالها: 79
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 5
از ایشان 19 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ثابت کنید که قرآن کتاب آسمانی است

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله farzad_65 نمايش نوشته ها
دوست عزیز و گرامی
هدف از خلقت تکامل است و تکامل انسان یعنی کسب ملکات اعتقادی و اخلاقی و اعمال صالح برای ورود سعادتمندانه به مراحل بعدی حیات از برزخ و قیامت. بنابراین کمال جسمی،غایت خلقت نیست تا کسی گمان کند که آفریدن انسان در رساندن او به اوج کمال جسمانی وسپس میراندن او کاری قبیح یا بیهوده و غلط است. این جهان فقط یک مرحله از حیات است و مرحله کسب است و در این مرحله، عمر و جوانی و قدرت و دیگر تواناییهای انسان متاع او و وسیله کسب مقدمات سعادت آخرت هستند.
انسان کمالات را دریافت می کندتا شایستگی دریافت پاداش های عظیم الهی را کسب نماید و اگر کار بدی انجام داد کیفر شود دنیا سرای موقت و آخرت جایگاه ابدی است و بشر آمده است چند روزی در دنیا بماند و کار کند و زحمت بکشد و توشه ی مناسبی برای جهان ابدی فراهم کند و بدان جا کوچ نماید
ببین دوست من شما باز هم جوابی به من ندادید فقط بدون دلیل، تکاملات این دنیا را به جهان
بعد از مرگی که وجودش نامعلوم است ربط میدهید و این قابل قبول نیست.
بیدار آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-27-2007   #942 (permalink)
Aficionado
 
mahound's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 747
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 602
از ایشان 328 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ثابت کنید که قرآن کتاب آسمانی است

همیشه مقلد باشید.
مایه شادیست.
آنها که به خیالشان حقیقت را میدانند در چه حالند!؟
شاد بودن مهمتر است یا آگاهتر بودن؟
این به خود شخص بستگی دارد ولی افسوس که خودش نمیتواند آن را به اختیار خود انتخاب کند.
چرا خاطرات کودکیمان اکثرا دلچسبند، چون در کودکی کمتر محیط اطرافمان را درک میکردیم و زشتی ها را تشخیص نمی دادیم.
حال آنانکه فکر میکنند وقت آن رسیده که خودشان را بزرگ بنامند خود را برای آگاهی هرچند نا خوش آیند آماده سازند.
آیا ترجیح میدهند یک وارث دین باشند یا یک جوینده ی حقیقت.
اثبات اینکه قرآن یک کتاب آسمانی است در عین غیر ممکن بودن آسان است. زیرا 1400 سال زمان کمی نیست تا بزرگترین دروغها را بدیهی ترین امور نشان دهد.

ويرايش توسط mahound : 10-27-2007 در ساعت 01:31 AM.
mahound آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-27-2007   #943 (permalink)
رهگذر
 
hasan270's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 17
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 9
از ایشان 10 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ثابت کنید که قرآن کتاب آسمانی است

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله آوا نمايش نوشته ها
اعجاز عددي قرآن كريم ، یكي ازرشته هاي قرآن پژوهي جديد است كه مقصود آن نشان دادن نظم اعجازگونه رياضي قرآن كريم است . نخستين كسي كه اين مسئله را مطرح کرد وحيرت واعجاب جهانيان را برانگيخت ، يكي از دانشمندان مصري بود که فرضيه عدد 19 راپيش كشيد.




وی بیان نمود که بسم الله الرحمن الرحيم 19 حرف است . كلمه اسم نیز 19 بار درقــرآن آمده وكــــــــلمه جل جلاله الله 2698 باركه مضربي از19 است ( 142 ×19 ) . کلمه الرحمن 57 بار ( 19 ×3 ) والرحيم 114 بار ( 6 ×19 ) در قرآن بكار رفته است . البته عدد 19 درقرآن شماره نگهبانان جهنم هم هست ( عليها تسعه عشر ).

اما راهي را كه این دانشمند مصری باز كرد ه بود، ديگران ازجمله عبدالرزاق نوفل ازقرآن پژوهان اهل سنت وابوزهراء النجدي ازقرآن پژوهان شيعه ادامه دادند وبه تناسب هاي رياضي قابل توجهي رسيدند.

كتاب عبدالرزاق نوفل « اعجاز عددي درقرآن كريم» نام دارد وبه قلم قرآن پژوه وقرآن شناس دانشورِ معاصر آقاي مصطفي حسيني طباطبائي به فارسي ترجمه شده است.
ذيلا تعدادي ازآمار وارقام شگفت آور عبدالرزاق نوفل نقل مي شود.

* واژه دنيـــــا درقرآن كريم 115 بار بكار رفته است و واژه آخــرت هم به همين تعداد (115 بار )
* شيــــاطين 68 بار ، ملائكـــــه هم به همين تعداد
* حيــــات 71 بار ، مـــوت هم به همين تعداد

* علم ومعرفت ومشتقات آنها 811 بار ، ايمــــان ومشتقات آنها هم به همين تعداد
* ابليس 11 بار و استعــاذه ازاوهم به همين تعداد

* كلمه يوم به معناي روز ( به صورت مفرد ) 365 بار به تعداد روزهاي سال ( شمسي ) در قرآن بكار رفته است و به صورت تثنيه وجمع 30 بار به تعداد روزهاي ماه


* كلمه شهر به معناي ماه 12 مرتبه در قرآن ديده مي شود به تعداد ماههاي سال
ذيلا چند تناسب وظرافت عددي قرآني را نیز كه دكتر ابوزهراء النجدي قرآن پژوي شيعه پيدا كرده و دركتاب پيشگفته آورده است نقل مي شود.

* الساعته درقرآن كريم 24 بار به كار رفته است به تعداد ساعات شبانه روز
* سماوات السبع يا سبع سموات 7 باربه كار رفته است.

* مسجد ومشتقات آن 34 مرتبه بكار رفته است كه برابر مجموع سجده هاي 17 ركعت نماز شبانه روزي است.
* کلمه صلاة وقيام واقيمو ومشتقات آن 51 بار بكاررفته است كه برابر 17 ركعت نماز واجب و34 ركعت نماز مستحب شبانه روزي ( نافله ) است.

* مشتقات وصي و توصيه به تعداد اولياي الهي 12 بار بكار رفته است.
* لفظ شيعه ومشتقات آن 12 بار بكار رفته است.

* مشتقات فرقه 72 بار به كار رفته است که به تعداد 72 فرقه اسلامي است.
با درود
من بیشتر این ارقام ریاضی را چند بار امتحان کردم بیشترش غلط از آب درآمد
اگر کسی خودش محاسبه کرده و اونهارو مقرون به صحت دیده لطفا اعلام کنه
با سپاس
hasan270 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-27-2007   #944 (permalink)
Enthusiast
 
aryan20xx's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 460
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 902
از ایشان 336 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ثابت کنید که قرآن کتاب آسمانی است

تناقضات قرآن از زبان مسلمانان:

نقل از http://www.secularismforiran.com/kor...radictions.htm
که ترجمه ای است از http://www.faithfreedom.org/Articles...radictions.htm

"قرآن کریم سرشار از بی دقتی ها، تناقض ها، ناهمسازی ها، حشوها و غیره است. فرد می تواند صد ها مورد از این تناقضات/اشتباهات/ناهمسازی ها را در قرآن بیابد. موارد بالا مشتی بود نمونه ی خروار. با این حال هنوز هم قرآن برای اهل ایمان کسان معجزه ای می نماید. آیا این خود معجزه نیست؟"

کاملتر در http://www.answering-islam.org/Quran/Contra/

نظر شما چیه؟

(1) قرآن کتابی آسمانی است ولی خدا تناقض گفته.
(2) پیامبر درست منتقل نکرده.
(3) این تناقضات در زمان جمع کردن قرآنها توسط عثمان و بعد یکپارچه کردن اون توسط ابوبکر وارد قرآن شده. (چرا پیامبر قبل از وفاتش قرآن را جمع نکرد؟)
(4) تناقض مهم نیست. ما میگیم قرآن کتاب خداست.
(5) ما قلبا میدونیم این حرفها غلطه. راجع بهش فکر نمیکنیم.
(6) این موارد باید در اینترنت سانسور شه و نویسندگانش و نقل کنندگانش حکم سلمان رشدی را دارند.
(7) جواب داره ولی مفصله.
(8) همه اینها رو آقای x جواب قبلا دادن و شما باید پستهای قبلی را میخوندید. در اونجا بطور محکمی ایشان ثابت فرمودند همه این حرفها غلطه.
(+9) موارد دیگر.
aryan20xx آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قديمي 10-27-2007   #945 (permalink)
کاربر
 
farzad_65's Avatar
 
تاريخ عضويت: Oct 2007
ارسالها: 124
جنسيت:
سپاس هاي ايشان از ديگران: 46
از ایشان 53 بار سپاسگزاري شده است
پيش فرض پاسخ : ثابت کنید که قرآن کتاب آسمانی است

نقل قول:
نوشته اصلي بوسيله hasan270 نمايش نوشته ها
با درود
من بیشتر این ارقام ریاضی را چند بار امتحان کردم بیشترش غلط از آب درآمد
اگر کسی خودش محاسبه کرده و اونهارو مقرون به صحت دیده لطفا اعلام کنه
با سپاس
برخی از مطالب اعجاز عددی صحیح است اما برخی دیگر از مطالب که در مورد اعجاز عددی قرآن گفته شده صحیح نمی‌باشد، چون اعدادی که ارائه شده است بیشتر در شمارش سلیقه‌ای عمل شده و صحیح نمی‌باشد. به عنوان نمونه:

الف. در مورد حروف مقطعه‌ی (ن) دراول سوره‌ی (ن و القلم) گفته شده است که تعداد تکرار آن 133 مرتبه است. که براساس این شمارش یکی از مضرب‌های عدد 19 می‌باشد (133 = 7 × 19) در حالی که در شمارش دقیق به این نتیجه می‌رسیم که حرف «ن» در این سوره 131 مرتبه است.

ب. در مورد تناسب تعداد تکرار کلمات قرآن، معیار دقیقی وجود ندارد چون بعضی کلمات با مشتقات آن حساب شده و بعضی بدون مشتقات مانند جهنم و جنات.

ج. در مورد اعجاز عدد هفت در شمارش حروف کلمات مخصوصاً شمارش حرف حمزه اشکالاتی وجود دارد چون در بعضی موارد همزه به حساب آمده است و در بعضی موارد حساب نشده است. این اختلاف‌ها به خاطر این است که معیار و قانونی برای شمارش وجود ندارد.

با توجه به آنچه بیان شد اعجاز عددی قرآن در موارد ادعا شده نیاز به بررسی بیشتر دارد و برخی موارد صحیح به نظر نمی‌رسد و برخی موارد نیز صحیح می‌باشد. از این رو باید گفت: «اعجاز عددی قرآن اجمالاً و در برخی از موارد ادعا شده پذیرفته شده است.»
farzad_65 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زير از دوست گرامي farzad_65 به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند :
پاسخ

ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is فعال
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


ساعت جاري 02:08 PM با تنظيم GMT +3.5 مي باشد.


Powered by: vBulletin - © Jelsoft Enterprises Ltd
Copyright ©2005 - 2010, HamMihan
تمام حقوق محفوظ می باشد , جامعه مجازی هم میهن
جامعه مجازی هم میهن - جستجوگر وب - پخش زنده - اطلاعات عمومی -