|
|||||||
| خانه و خانواده بحث ها و گفتگوهای مربوط به خانواده از جمله زندگی زناشوئی و مشکلات مروبوط به خانواده از ابعاد مختلف |
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#1 (permalink) |
|
در صورت
![]() تاريخ عضويت: Nov 2005
محل سكونت: ارمنستان
ارسالها: 749
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 39
از ایشان 175 بار سپاسگزاري شده است
|
کمدی ترین خانواده ی جهان : ![]() سلام، اين تصوير منه… مادرم میگه که من خيلی خوش تيپ هستم. در ضمن زخم معده هم دارم. ![]() مادرم. دوست پسرای زيادی داره که یکيشون شاغله. مادرم ميگه که من با يه کم خوش شانسی یه روزی می تونم سوپور بشم. ![]() برادرم هنک. اون الان توی زندانه. وقتی آزاد بشه، اجازه نزديک شدن به حيوانات و وسايل آشپزخونه رو نداره. ![]() مادربزرگم با ما توی تريلر زندگی میکنه. او همیشه بوی بدی میده و دوست داره که مشروب بنوشه. مادربزرگم بداخلاقه و ترسناک. ![]() پدرم. اون الان دور از ما و در ندامتگاه ايالتی زندگی میکنه. وقتی که 55 سالش بشه قول داده بریم ماهيگيری. ![]() خواهر کوچيکترم جيل. همه دندوناش ريخته. او داشته همزن برقی رو وقتی که مادرم کيک میپخته لیس میزده، که ناگهان پسر دايي جیم اونو روشن میکنه و … ![]() ما واقعا به برادر بزرگمون افتخار میکنيم. 27 سالشه و میخواد دکتر بشه! او الان میتونه اسمش رو بنويسه. ![]() خواهر بزرگم الن. اون 15 تا بچه داره که هيچکدومشون شبيه هم نيستن. دچار بيماریه که همش بدنش میخواره. ![]() جترو پسرخاله بزرگمه. اون یکبار به مدت 53 روز حمام نرفت ![]() این باک پسرخاله کوچيکمه. اون تا حدی باهوشه. بعضی وقتا میخواد که دندونپزشک بشه. او همش داره رو دندونای ما کار میکنه. ![]() این دوست پسر خواهرمه. اسمش لاریه. او ماشينهای چمنزنی شهر رو تعمير میکنه. خواهرم ميگه که اون پشتش خيلی مو داره ![]() مايکل. اون ميتونست بهترين دوست من باشه اما بوسيله يه اتوبوس کشته شد. من هنوز زيرپوش اونو میپوشم. ![]() جک رکوردار پرش با موتور. اون يه بار از روی 7 تا تريلر پريد. جک خيلی تصادف کرده و صدمه ديده و حالا واقعا یواش میره. ![]() عموم مارک هنوزم مشکل داره. نميدونه که توی زندگی چی میخواد. اون قهرمان جنگ ويتنام بوده و الان توی يک فروشگاه عطر فروشی کار ميکنه. ![]() برادرم فيل. سالها پيش توی شکار، گوش راستش صدمه ديده. به سختی چيزی رو ميشنوه و هميشه خيلی بدبو مثل پنیر گندیدهاس. ![]() برادر دوقلوی من برت. اون 4 دقيقه از من بزرگتره. من ازش متنفرم. ![]() مادر مادربزرگم. خیلی بامزه اس. هنوز تنباکو میجوه و دوچرخه سوار ميشه. اون با مردای جوونتر که دندون داشته باشن قرار ميزاره. ![]() کی از دوست پسرای مامانم. یه مشکل معدهای داره که همش صدا از خودش در میکنه! من فکر ميکنم که اون باعث مرگ سگمون بود. ![]() خواهرم مولی. یه مدتی نامه رسون بوده. خيلی دوست داره از کاسه توالت آب بخوره. سيگار هم میکشه. ![]() دایی ادی، تابستون رفت یه شهر ديگه. یه تکه از مجسمه آزادی افتاد و خورد توی سرش. اون از نظر I.Q در حد مرغه! ![]() ما ويلی رو يه شب زير تريلرمون پيدا کرديم. مادرم داره بهش طرز استفاده از دستمال توالت رو ياد ميده. ![]() برادرم بومر. ميخواد يه روزی پليس بشه. اون الان در بين ايالات گشت زنی ميکنه و به آدمای بد، گير ميده. ![]() والت با مادربزرگم قرار گذاشته. اون توی یه زمين 7 هکتاری کدو تنبل پرورش ميده. اون دوست داره تو مزرغه دنبال مادربزرگم بکنه. ![]() اسميت پسرداییم. اسميت در يک کارخونه ساخت قلاده سگ کار میکنه. روزی 10 ساعت و 6 روز در هفته کار ميکنه. هر قلاده الکتريکی قبل از اينکه به بازار عرضه بشه روی اسميت تست ميشه. ![]() عمو مت، تازه از زندان آزاد شده. هميشه دوست داشت که يه راهب توی کليسای محلی باشه. ![]() اين پل، دوست پسر خواهرمه. پادوی شهرداره. او از بچهها و آدمای پير متنفره. همسايمون خانوم دات از اون بخاطر اينکه روی بچهاش تف انداخته بوده، شکايت کرد
__________________
من برای سالها می نویسم
سالها بعد که چشمان تو عاشق می شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود همیشه یکی بود و یکی نبود.. |
|
|
|
|
|
#3 (permalink) |
|
I'm not even a fan
![]() تاريخ عضويت: Dec 2006
محل سكونت: UAE
ارسالها: 9,237
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 3,687
از ایشان 4,494 بار سپاسگزاري شده است
|
![]() جالب بود
__________________
کنارم بخوابُ، به دورم بتابُ، از این لب بنوش، چو تشنه که آبُ
خدا دوست دارد من و تو بخندیم، نه در جاهلیت بپوسیم بگندیم بخواب آرام پیش من، لبت را بر لبم بگذار، مرا لمسم کنُ دل را، به این عاشق ترین بسپار |
|
|
|
|
|
#4 (permalink) |
|
ساز مخالف
![]() تاريخ عضويت: Jan 1970
ارسالها: 1,905
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1
از ایشان 284 بار سپاسگزاري شده است
|
وای چهارتا ادم خوشگل تر میاوردی میزاشتی
وحشت کردیم
__________________
خیانت تنها این نیست که روزت را با دیگری بگذرانی خیانت می تواند دروغ دوست داشتن باشد |
|
|
|
|
|
#5 (permalink) |
|
Aficionado
![]() تاريخ عضويت: Aug 2005
محل سكونت: یه جایی که هیشکی دستش بهم نرسه
ارسالها: 501
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 709
از ایشان 241 بار سپاسگزاري شده است
|
واي
خيلي باحالن اينا
__________________
بوديم وكسي پاس نمي داشت كه هستيم باشد كه نباشيم و بدانند كه بوديم (khahar kochike اسبق)
|
|
|
|
|
|
#7 (permalink) |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: Aug 2006
محل سكونت: دروازه دشت لوت ودشت کویر
ارسالها: 1,302
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 431
از ایشان 523 بار سپاسگزاري شده است
|
ممنون جالب بود
![]()
__________________
اگر بنی امیه نیز صدا و سیمای ضرغامی را داشتند اکنون باید برای مظلومیت یزید میگریستیم. |
|
|
|
|
|
#10 (permalink) |
|
مدیر بازنشسته
تاريخ عضويت: Oct 2005
محل سكونت: هر كجا هستم باشم آسمان مال من است!
ارسالها: 2,243
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,378
از ایشان 623 بار سپاسگزاري شده است
|
من کمی حالم بد شده
اینم شد خانواده خب خانواده درست و حسابی رو هم بذار برامون
__________________
|
|
|
|