|
|||||||
| گفتگوي آزاد بحث و گفتگوی آزاد و هم اندیشی و گفتگوهایی که در دیگر تالارهای نمیگنجند. |
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#76 (permalink) | |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Feb 2007
محل سكونت: Nobody Knows
ارسالها: 265
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 36
از ایشان 204 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
خب خداوند که قدرت پیش بینی داره ...!! در ضمن احتیاجی به پیش بینی هم نداره ...! همجسگرایی یک پدیده ی تازه نیست . همون موقع هم بوده ...
__________________
فروش واقعا استثنایی 6 فیلم در يك دي وي دي هر فیلم فقط 200 تومان. ..! |
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي MTVideos به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#77 (permalink) |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Jan 2007
محل سكونت: فعلا مشهد
ارسالها: 327
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 206
از ایشان 163 بار سپاسگزاري شده است
|
![]() ![]() هم جنس بازي![]() ![]() ![]() والا ما كه دوست از نوع خانوم نداريم ولي اونايي كه دارن مي گن تو هميناشم مونديم. و البته خانومارو نمي دونم.
__________________
بلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است، خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد... |
|
|
|
|
#78 (permalink) |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Feb 2007
محل سكونت: Nobody Knows
ارسالها: 265
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 36
از ایشان 204 بار سپاسگزاري شده است
|
تنگ نظری بیشتر از این نمی شود
اگر قبول داریم که هر انسانی ممکن است از یک جور غذا یا رنگ یا لباس خوشش بیاید، یک جور ورزش، یا افکار و عقاید سیاسی یا فلسفی را ترجیح می دهد و….. آوقت پذیرش این امر مسلم که هر انسانی هم ممکن است یک جور ذائقه و سلیقه و گرایش و تمایل جنسی داشته باشد، کار چندان شاق و سختی نخواهد بود. تنگ نظری بیشتر از این نمی شود که تنوع سلیقه در همه عرصه های زندگی انسان را بپذیریم اما وقتی به مسائل جنسی می رسیم بک مرتبه بصورت خشک و جامد و کلیشه ای وار انسانها را فقط به دو دسته تقسیم کنیم: زن، زنانه رفتار می کند و به جنس مرد گرایش دارد و مرد مردانه رفتار می کند و به جنس زن گرایش دارد. همین و بس! یعنی این پیشداوری غلط که هر انسانی فقط به جنس مخالف خودش کشش و رغبت جنسی دارد و اگر غیر از این باشد غیر اخلاقی است و ممنوع!دانشمندان و دست اندکاران علوم جنسی ثابت کرده اند( از جمله کینسی) که گرایش جنسی انسانها( به معنی رغبت و سمت و سوی کشش و تمایل جنسی) انتخابی نیست بلکه فرد در سن معینی این احساس را در درون خود کشف می کند و متوجه می شود که به جنس موافق یا مخالف یا هر دو جنس کشش دارد. اگرخود گرایش جنسی را یک خط مستقیم فرض کنیم، گرایش جنسی انسانها در طول این خط به این شکل می باشند: یک سر خط گرایش تقریبآ کامل به جنس مخالف و سر دیگر خط گرایش تقریبآ کامل به جنس موافق. حال اگر از یک سر خط شروع کنیم و به سمت دیگر برویم این گریش کامل به جنس موافق یا مخالف کم رنگ تر شده و هر چه بیشتر رنگ عوض می کند تا جایی که وقتی به انتهای خط می رسیم به عکس آن چیزی که در ابتدای شروع حرکت داشتیم( گرایش مطلق به جنس مخاف) می رسیم و به گرایش کامل به جنس موافق تبدیل می شود.بزبان ساده تر اینطور می شود: گرایش کامل به جنس مخالف— گرایش شدید تر به جنس مخالف و خیلی کم به جنس موافق—گرایش بیشتر به جنس مخالف و کمتر به جنس موافق— گرایش تقریبآ بطور مساوی به هر دو جنس مخالف و موافق— گرایش بیشتر به جنس موافق و کمتر به جنس مخالف— گرایش شدیدتر به جنس موافق و خیلی کم به جنس مخالف— گرایش بیشتر به جنس موافق و کمتر به جنس مخالف— گرایش کامل به جنس موافق.بر همین اساس تمایلات و احساسات نرینه و مادینه در همه انسانها ( چه زن و چه مرد) به نسبتهای مختلف وجود دارند. اما در جامعه ای مثل جامعه ما که علیرغم درگیری طولانی مدرنیسم و سنت در آن، اما سنتها هنوز حرف آخر را می زنند، جنسیت انسانها را فقط سیاه و سفید می بینند. زن باید “زنانه” رفتار کند و به مرد گرایش جنسی داشته باشد و مرد باید “مردانه” رفتار کند و به زن گرایش جنسی داشته باشد. چنین تعریفی از “مرد” و “زن” و “مردانه گی” و “زنانه گی” با واقعیتهای درونی زنان و مردان جامعه همخوانی ندارد و مانع شکل گیری شخصیت واقعی انسانها می شود و به این دلیل هم سنتی، ستمگرانه و دیکتاتور منشانه است. سنت دیکتاتور منشانه دیگر چگونگی بنیانهای اجتماعی است از جمله شکل و تعریفی که جامعه از خانواده دارد. یعنی از آنجا که ” هر انسانی به جنس مخالف گرایش جنسی دارد” پس زن و مرد باید با هم ازدواج کنند و رسمآ “ازدواج” خود را ثبت نمایند.در نتیجه فرزندانی که در نتیجه این “ازدواج رسمی” بدنیا می آیند هم قابل قبول و محترم هستند اما اگر دو انسان دیگر بر اساس عشق و علاقه و انتخاب و اختیار خود با هم زندگی مشترکی را اختیار کنند و بچه دار شوند آنوقت نه رابطه آنها “قانونی و اخلاقی” است و نه فرزندان آنها ” مشروع” حساب می شوند. تنها قانون هم نیست که به محکومیت این خانواده و زندگی مشترک بنا شده بر اساس خواسته دو فرد می پردازد بلکه بستگان، اطرافیان و جامعه هم چنین کرده، فرزندان آنها را لعن و نفرین می کنند.سیاه و سفید دیدن گرایشات جنسی انسانها و ارائه تعریف کلیشه ای و یکجانبه از “خانواده” و “ازدواج” در واقع انعکاسی از مکانیسم سنتها برای کنترل انسان، محدود کردن آزادی اش و خود بودن او، نگهداری او در چفت و بست های از پیش تعیین شده و مقیدات سنتی می باشد و برای دوران امروز که موضوع آن آزادی، حقوق بشر و احترام به سبک های مختلف زندگی است، نباید جایی داشته باشد و چه خوب که هر کسی در حد خود به چالش سنتهای ستمگرانه روی آورد شاید که دمکراسی ، حقوق بشر، احترام به تنوع سبک های زندگی هموار شود و جامعه ما به جایی برسد که بجای سیاه و سفید دیدن گرایشات جنسی و اجازه بروز نرینه گی و مادینه گی در هر شهروندی ( به همان نسبتی که دارای این خصوصیات است و با آن احساس راحتی می کند) بینجامد. اینجاست که مفاهیم صلح دوستی و دوری از خشونت که تاکنون بعنوان مظاهر جنبش های زنان و اقلیتهای جنسی معرفی می شده اند در کل جامعه و در همه شهروندان نهادینه می شوند. چرا که بسیاری از مردان دگرجنسگرا را هم از “وظایفی” که ناخواسته جامعه و فرهنگ بر آنها تحمیل کرده رها می کند. برسمیت شناختن انواع خانواده در کشورهای با ساختار مدرن یک امر جا افتاده است و ما ایرانیان در مسیر حرکت خود برای مدرن کردن کشور و جا انداختن دمکراسی و حقوق بشر خواه نا خواه باید این مسئله را هم برای خود حل کنیم. مذهب، فرهنگ و سنت ها باید خود را با حرکت جامعه دمساز کنند و گرنه انسانها ناچار به عبور از آنها خواهند شد.همجنسگرایان با رد الگوهای رفتاری و نقش های سنتی اعطا شده و با انتخاب سبک زندگی مورد دلخواه خود باید بر خود ببالند که در این کارزار رهایی واقعی جامعه و انسانهای اجتماع از قید و بند سنتهای محدود کننده ونفی آزادی انسان، پیش قدم شده اند. دیگر شهروندان و هموطنانی که در فکر ایران بهتری هستند باید این مهم را در نظر بگیرند و تا آنجا که میتوانند به حمایت از خواسته ها و حقوق اجتماعی مدنی همجنسگرایان برخیزند. چرا که مبارزات همجنسگرایان هر جند که به شکل درخواست حقوق اجتماعی تجلی می کند اما اهمیت آین درخواستها فراتر از این است. ما برای احترام به تنوع، برای حقوق بشر، برای ارزشگذاری به انسان آنطور که هست، برای زدودن تحمیلات غیر لازم، برای رهایی جامعه از خشک اندیشی و سنت های دست و پا گیر، برای عیان شدن مادینه گی درون مردان و نرینه گی درون زنان ودر یک کلام خود بودن انسان ایرانی تلاش می کنیم.کنار گذاشتن تنگ نظری در عرصه جنسی و سیاه سفید ندیدن گرایشات جنسی انسانها دنیایی را بروی فرد می گشاید که فرح بخش است و رهایی کننده. |
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي MTVideos به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#79 (permalink) |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Feb 2007
محل سكونت: Nobody Knows
ارسالها: 265
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 36
از ایشان 204 بار سپاسگزاري شده است
|
آيا درمان و معالجه می تواند گرايش جنسی را عوض کند؟ نه. هرچند که گرايش همجنسگرايانه بيماری و اختلال روانی نيست و هيچ دليل علمی، تلاش جهت عوض کردن همجنسگرائی به دگرجنسگرائی را توجيه نمیکند، اما بعضی افراد ممکتن است در پی تغيير جهت گيری جنسی خود و يا ديگری ( برای مثال والدين در پی درمان فرزند خود) باشند. بعضیها گزارش می دهند که توانسته اند جهت گيری جنسی ارباب رجوع خود را از همجنسگرايی به دگرجنسگرایی تغيير دهند. دقت کافی در اين گزارشات چند مسئله را(Client) بر ملا می کند: بسياری از اين ادعاها فبل از آنکه از طرف دانشمندان و محققان بهداشت روانی مطرح شده باشند، از سوی یکسری سازمانها با ايدئولوژی و ديدگاه معينی نسبت به گرايش جنسی، مطرح شده اند، همچنين خود پروسه درمان و نتائج آنها آنطور که بايد و شاد ثبت و ظبط نشده اند و مدت زمان تحت نظر داشتن ارباب رجوع( و پيگيری نتائج درمان - م.) بسيار کوتاه بوده است.در سال 1990 انجمن روانشناسان آمريکا اعلام کرد که مدارک و شواهد علمی نشان نمی دهند که درمان(تغيير جهت گيری جنسی - م.)اثر دارد و تلاش برای درمان ميتواند بيشتر مضر باشد تا سودآور.مسئله اين است که عوض کردن و تغيير (جهت گيری جنسی- م.) عوض کردن عاطفه، احساس رمانتيک جنسی و باز ساخت تلقی فرد از خود و هويت اجتماعی اوست. با اينهمه در حالی که بعضی از ارائه کنندگان خدمات بهداشت روانی برای تغيير جهت گيری جنسی تلاش می کنند، ديگران اخلاقی بودن اين تلاش برای تغير گرايشی که اختلال نيست و در عين حال برای هويت شخصی بسيار مهم است، را مورد پرسش قرار می دهند.
زنان و مردان همجنسگرائی که به معالجه رو می آورند، خواستار تغيير جهت گيری جنسی خود نيستند. همجنسگرايان ممکن است به همان دلائلی بدنبال مشاوره روانی باشند که هر کس ديگری. تازه ممکن است آنها بدنبال کمک روانی برای علنی شدن و يا برخورد با پيشدارويها، تبعيض و خشونت باشند. |
|
|
|
|
#80 (permalink) | |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: May 2007
محل سكونت: آرامگاه عشق
ارسالها: 1,571
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 246
از ایشان 709 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
اصلا مخالفت من هیچ ربطی به اسلام نداره من اسمی از اسلام نبردم واسه مخالفتم ولی در مورد درمونش اسم بردم و باز هم میبرم چون اعتقاد دارم بهش خب شما که اطلاع دارین نظر بدین که ما نظر ندیم تو یه چی موندم که چرا همتون فک میکنین خدایه اطلاع هستین ولی هیچکدومتون دریغ از یه قطره علم پس لطفا کمتر از این جمله استفاده کنین همتون میایین به دیگرون میگین نظر ندین و فقط خودتون میخواین نظر بدین شما هم هیچ اطلاعی ندارین چون فقط دارین حرفایه دیگرون رو منکر میشین و هی بهشون میگین اطلاع ندارین حرف نزنین من به جاتون بودم اصلا پست نمیزدم چون اینجوری خیلی سنگین تر میبودم |
|
|
|
| 2 نفر از کاربران ، از دوست گرامي l0yal به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کرده اند : |
|
|
#81 (permalink) | |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: May 2007
محل سكونت: آرامگاه عشق
ارسالها: 1,571
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 246
از ایشان 709 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
از این ور میگین من با حرفاشون موافقم از این ور رد میکنین حرفشونو میگین احتیاجی به پیش بینی نداره ![]() ببین شما مشکلتون الان اسلام نه چیز دیگه اگه با این مشکل کنار اومدین بیایین بحث کنین چون 90 درصدش با اسلام حل میشه |
|
|
|
|
|
#82 (permalink) | |
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: May 2007
محل سكونت: آرامگاه عشق
ارسالها: 1,571
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 246
از ایشان 709 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
خداییش از رو منطق حرف بزنین چه طور نمیتونم هر کاری که بخوام بکنم؟ در مورد همین مادر شدنی که گفتین من اگه بخوام مادر شم اراده کردم تونستم این کارو بکنم و اگه بخوام میتونم بچمو بد تربیت کنم یا ولش کنم یا حتی اونو بکشم پس اراده کردمو میتونم این کارو بکنم خوبه تو دنیا داری میبینی این چیزا خیلی داره سهل و آسان انچام میشه مثال اشتباهی زدی ![]() |
|
|
|
|
|
#84 (permalink) | ||||||||||||||||
|
Connoisseur
![]() تاريخ عضويت: May 2007
محل سكونت: آرامگاه عشق
ارسالها: 1,571
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 246
از ایشان 709 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
آره تصورش میکنم ولی این یه بن و ریشه ای داره که اینجوری شده باید دنبال اون بن باشه که بتونه با این مسله کنار بیاد نقل قول:
نقل قول:
کسی که عاشق باشه پس یه حسی به نام عشق داره که بخواد واسش این کارو بکنه در ریپایه قبلیتون شما بهش اشاره کردین اگه اینا نمیتونن راضی باشن چرا دست به همچین کار احمقانه ای میزنن ؟ هیچ بشری کاری رو انجام نمیده که به ضرر خودش تموم شه و ا زاون لذت نبره پس مطمئن باشین داره از این کار لذت خودشو میبره و یه احساسی داره که این کارارو میکنه در مورد سکس که گفتین من بگفتم قبلا بازم میگم آدم میتونه سکس انجام نده حتی تا آخر عمرش اما با وجود بازم اسلام کسایی که ازدواج نکردن نکنه فک کردی همشون شب پیش یکی میخوابن ؟ یا استمنا میکنن هر شب؟ کسی که مسلمون واقعی باشه اراده کنه خدا رو جلو چشش خودش بیاره میتونه این کارو بکنه در ضمن این که میگین سکس نکنه سکس با جنس مخالف جلوش سخت تره که بگیری تا سکس با هم جنس خودش چون وقتی در مقابل یه جنس مخالف آدم قرار میگیره خود به خود غریزش بیشتر از اون وقتیه که پیش یه همجنسش باشه اینو که قبول دارین؟ نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
تا یکی میاد یه نظر بگه میگین شما که اطلاع ندارین نمیخواد حرف بزنین و نسخه واسه دیگرون بپیچونین ولی مشا خیلی ادعاتون میشه چون اطلاعات دیگرونو قبول ندارین و فقط میگین اطلاع من اگه شما فک میکنین دارین مبادله اطلاعات میکنین منم همین فکر شما رو در مورد خودم و سایرین داریم گرچه این اطلاعات در یه سطح نیستن در ضمن شما گفتین نمیتونین راهکار ارائه بدین اگه نمیتونین چرا به ما میگین ارائه بدین؟خب ما هم مثل شما نقل قول:
این چه قبول داشتن اسلامیه؟ نقل قول:
نقل قول:
![]() در ضمن من حافظ قران یا مفسر نیستم که بخوام این کارو واستون بکنم سواد دارین میتونین برید بخونین و دلیلشو درک کنین نقل قول:
![]() نقل قول:
|
||||||||||||||||
|
|
|
|
#85 (permalink) | |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Feb 2007
محل سكونت: Nobody Knows
ارسالها: 265
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 36
از ایشان 204 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
![]() |
|
|
|
|
|
#86 (permalink) |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Feb 2007
محل سكونت: Nobody Knows
ارسالها: 265
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 36
از ایشان 204 بار سپاسگزاري شده است
|
حلقه گمشده در مباحث روشنفکران مذهبی مسلمان
روشنفکری دينی يعنی قرائتهای همخوان با دور و زمانه و تلاش برای همگام کردن مذهب با پيشرفتهایعلمی، فرهنگی و اجتماعی جامعه بشری، در طول تاريخ مذاهب و اديان بخصوص سه دين بزرگ يهوديت، مسيحيت و اسلام وجود داشته است اما روشنفکران دو مذهب مسيحيت و يهوديت زمانی موفق به آشتی مذهب خود با جهان امروزی شدند که از قرائتهای بقول معروف اگوستينی از مذهب( که طبق آن مسيحيت بعنوان سقف خرد و عقل بشرتلقی ميشود) گذشتند و در مناسبات بين دين و عقل، ارزش بيشتری برای عقل قائل شدند. همين موضوع در عرفی کردن جوامع مسيحی، رشد دمکراسی و حقوق بشر و پايبندی مسيحيان مذهبی بهارزشهای امروزی تاثير بسزايی داشت. به همين دليل هم هست که دمکراسی، حقوق بشر، سکولاريسم و لائيسيته جوامع غربی مترادف بی دين شدن مردم آن جوامع نمیباشد. روشنفکران مسلمان ما ( از جمله علی شريعتی) تا اين اواخر برداشتهايي مشابه قرائتهای اگوستينی از دين اسلام ارائه ميکرده اند. يعنی هرچند که معرف برداشتی متفاوت ازبرداشت روحانيان سنتگرا و پيروان آنها از اسلام بوده و به همين دليل هم بارها مورد خشم وغضب دستگاه روحانيت واقع شده اند، اما در مسئله تقابل عقل و ايمان مذهبی، اصالت را به دين داده اند. ولی در سالهای اخير بخصوص از زمان روی کار آمدن خاتمی در دوره اول رياست جمهوری اش، ما شاهد ظهور پديده جديدی در بين روشنفکران دينی کشور بوده ايم. کسانی مثل سروش، کديور و بعضی چهره های تئوريسين جبهه دوم خرداد با پيش کشيدن مباحث پلوراليسم دينی-فرهنگی و بدين طريق جدا کردن حوزه ايمان از حوزه عقل و قائل شدن وزن بيشتر برای عقل در مناسبات ايندو، قدمهای مهمی در عبور از “قرائتهای اگوستينی” از اسلام برداشته اند واين را بايد به فال نيک گرفت چه شکل گيری دمکراسی، پلوراليسم فرهنگی و اخلاقی و احترام به تفاوتها بدون همگامی مسلمانان معتقد و “مسجد رو” اگر نه ناممکن حداقل بسيار سخت خواهد بود. اما گسست از قرائتهای گذشته و ارائه برداشتهای تازه از دين و سازگاری بيشتر اسلام با جهان مدرن که روشنفکران دينی امروز جامعه ما منادی آنند نتوانسته همگام با تحولات ذهنی اجتماعی پيش برود و همچنان در سطح بحثهای آکادميک باقی مانده است. هرچند نميتوان فشارها و تضييقات حکومت و دستگاه روحانيت سنتی بر روشنفکران دينی را ناديده گرفت اما همه مسئله اين نيست و به نظر ميرسد که روشنفکران مذهبی ما يا نميخواهند و يا از نظر ذهنی ( و شناخت) از برداشتن قدمهای بعدی وحشت داشته باشند. شايد همين هم باعث شده که آنها در مباحث خود تنها تا سطح پلوراليسم دينی- عقيدتی ميرسند ولی پلوراليسم فرهنگی-اخلاقی را بکلی فراموش ميکنند.اين دوستان نظريه پرداز مذهبی که ظاهرآ دغدغه دين دارند و ميخواهند آن را با پيشرفتهای بشر امروزی هموار کنند بهتر از هر کسی به اين مسئله واقفند که پروتستانيسم اسلامی نميواند در نيمه راه متوقف شود و خواه ناخواه بايد همان مسيری را طی کند که پيشتر توسط پروتستانيسم مسيحی طی شده است.در کشورهای مسيحی ( بخصوص در کشورهای غربی مسيحی) روحانيت به دفاع و حمايت از همجنسگراييموضعگيری ميکند، همجنسگرايان مسيحی مذهبی و کليسا رو در درون تشکيکلات کليساهای خود، تشکلاتو گروهای حمايتی خاص خود را دارند و کليساها در مسئله تصميم گيريها و اعلام مواضع خود از سازمانهای همجنسگرايان مذهبی بعنوان ارگانهای مشورتی استفاده کرده و در تصميمات خود به نظرات آنها توجه ميکنند. از آن گذشته کشيشان همجنسگرا در کليسا از احترام و امنيت شغلی برخوردارند و…..روشنفکران مذهبی ما نميتوانند از يکطرف داعی پروتستانيسم اسلامی کنند اما از طرف ديگر چشمان خود را بر واقعيتهای زمينی ببندند و هزاران هزار ( اگر نه ميليونها) همجنسگرای مسلمان و مسجد رو از جمله روحانيون همجنسگرا را فرموش کنند. واقعيت اين است که همينها بطور بالقوه بخش عمده ای از بستر اجتماعی، فرهنگی و دينی روشنفکران مذهبی را تشکيل ميدهند. سکوت نظريه پردازان پروتستانيسم اسلامیدر مورد حقوق فرهنگی،اجتماعی همجنسگرايان بخصوص همجنسخواهان مسلمان همان حلقه گمشده در مباحث روشنفکران مذهبی ماست.لازم نيست الفبای علمی و طبيعی بودن گرايش به همجنس را برای اين دوستان توضيح دهيم آنها مسلمآ اين را ميدانند و اگر هم نميدانند کافی است به سايتها و مجلات پزشکی و علمی سر بزنند تا علمی، عقلی و طبيعی بودن همجنسخواهی و دلائل آن را متوجه شوند. اما ظاهرآ این دوستان وقتی به مسائل جنسی انسانها ميرسند ترجيح ميدهند که يا از مواضع خود عقب نشينی کنند ( به برداشتهای اگوستينی از مذهب رجعت کنند) و يا مهر سکوت بر لب بزنند. امری که به اين سئوال در اذهان بسياری دامن ميزند که پس اخلاق، صداقت و راستگويی (دينی) شما کجاست؟اگر روشنفکران دينی مخالف انحصارطلبی و قرائت خاص روحانيون و مراجع تقليد سنت گرا از اسلام باشندخود نميتوانند مانع قرائتهای ديگری شوند و همجنسگرايان مسلمان حق دارند برای آشتی اسلام و ايمان خويش با گرايش و نياز جنسی (همجنسگرايانه) خود برداشتها و قرائتهای خاص خود را ارائه دهند. و گرنه ادعای نظريه پردازان مذهبی فاقد ارزش و اصالت خواهد بود. از طرف ديگر اگر کسی با اجبار در حيطه انديشه مخالف باشد، نميتواند با اجبار در حوزه جنسی موافقت کند. روشنفکری مذهبی با تبارتر از جبهه سياسی معروف به دوم خرداد است چه قبل از آن بوده و بعد از آن نيز خواهد بود و به اين دليل تئوريسين های آن نبايد و نميتوانند گردش زبان و قلم خود را بنا به مصلحت های سياسی روز تنظيم کنند. تقسيم مؤمنان و پيروان دين بر اساس تعلقات جنسی اشان و انحصار نزديکی به خدا و بهشت موعود به افراد خاص به خير و صلاح هيچ دينی نبوده و نيست و اجبار يک همجنسگرای معتقد به خدا و دين به انتخاب بين اعتقادات وجدانی-ايمانی خود و گرايش جنسی-درونی يعنی محکوم کردن او به جهنمی زمينی است در حالی که قرار است خدا و فرشتگان در آن جهان خود قضاوت کنند. ترميم حيثيت خدشه دار شده مذهب اسلام در افکار ايرانيان و بسياری از مردم جهان در گرو حل همين تناقضات است و حداقل برای خير و صلاح دين خود هم که شده، روشنفکران مذهبی ما بايد وارد اينگونه مباحث شوند |
|
|
|
|
#88 (permalink) |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Feb 2007
محل سكونت: Nobody Knows
ارسالها: 265
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 36
از ایشان 204 بار سپاسگزاري شده است
|
نگاهی بر داستان قوم لوط ...
http://www.speedyshare.com/423815842.html حتما دانلود کنید و بخونید ...!! در موردش صحبت خواهیم کرد... |
|
|
|
|
#89 (permalink) | |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Feb 2007
محل سكونت: Nobody Knows
ارسالها: 265
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 36
از ایشان 204 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
این همه من اینجا مطلب گذاشتم ... لااقل اگر یک نگاه اجمالی هم می انداختید باز میشد ادامه داد .. اما شما اصلا نمی خونید ...! و حرف خودتون رو می زنید ...! تمام حرفتون اینه که این مشکل رو میشه با ایمان حل کرد ...!! خب ما چطور باید حرفتون رو قبول کنیم ... وقتی که نه مقاله ای ارائه می دید ... نه نمونه ی تجربی معرفی می کنید ... و نه از قران چیزی برای ما رو می کنید ... بعد هم می گید خی خودتون سواد دارید برید بخونید ... خب اگر اینجوریه و شما نمی خواید چیزی ارائه بدید ... پس من دیگه با شما چه بحثی دارم ...!؟ ![]() |
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي MTVideos به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#90 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Jun 2007
محل سكونت: تهران
ارسالها: 243
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 39
از ایشان 134 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
![]() |
|
|
|