|
|||||||
| ادبيات , زبان شناسي و فرهنگ بومي انجمن ادبیات و شعر برای دوستدارن شعر و شاعران و بحث هایی در زمینه ادبیات |
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#16 (permalink) |
|
جل الخالق
تاريخ عضويت: Oct 2005
محل سكونت: مدار صفر درجه . ~ > ... ~ (محلّه گفتگو)`~`~v ~
ارسالها: 9,041
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 148
از ایشان 1,746 بار سپاسگزاري شده است
|
كتبي كه درباره صادق هدايت نوشته شده و اين دفتر تاييد كرده است
فهرست و محل فروش کتابهایی که دربارهی صادق هدایت و آثارش منتشر شده و مورد تأیید دفتر هدایت است برای اطلاع علاقمندان این نویسنده ارائه میشود: - «صادق هدایت و هراس از مرگ» - دکتر محمد صنعتی - نشر مرکز - «صادق هدایت داستان نویس» - جعفر مدرس صادقی - نشر مرکز - «صادق هدایت و مرگ نویسنده» - دکتر محمد علی همایون کاتوزیان - نشر مرکز - «درباره بوف کور» - دکتر محمد علی همایون کاتوزیان - نشر مرکز - «آشنایی با صادق هدایت» - مصطفی فرزانه - نشر مرکز محل فروش: کتابفروشی نشر مرکز : خیابان فاطمی، روبروی هتل لاله، خیابان بابا طاهر، تلفن 8965098
__________________
![]() |
|
|
|
|
|
#17 (permalink) |
|
جل الخالق
تاريخ عضويت: Oct 2005
محل سكونت: مدار صفر درجه . ~ > ... ~ (محلّه گفتگو)`~`~v ~
ارسالها: 9,041
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 148
از ایشان 1,746 بار سپاسگزاري شده است
|
آثار منتشر شده از صادق هدایت:
- «انسان و حیوان» - گردآورنده جهانگیر هدایت - نشر چشمه - «فرهنگ عامیانه مردم ایران» - گردآورنده جهانگیر هدایت - نشر چشمه - «سه قطره خون (همراه با ترجمهی انگلیسی)» گردآورنده جهانگیر هدایت - نشر چشمه - «خیام صادق» - گردآورنده جهانگیر هدایت - نشر چشمه - آلبوم «از مرز انزوا» / کارت پستالهای صادق هدایت - جهانگیر هدایت - نشر چشمه / نشر دید - آلبوم «حسرتی، نگاهی، آهی» عکسهای صادق هدایت - جهانگیر هدایت امیدوارم استفاده کنیم!!! |
|
|
|
|
|
#18 (permalink) |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 83
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 0
از ایشان 16 بار سپاسگزاري شده است
|
عشق ، دام طبيعت براي توليد مثل است !
(صادق هدايت ) تنها ![]()
__________________
در زندگي زخمهايي هست ... |
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي تنها به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#19 (permalink) |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 83
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 0
از ایشان 16 بار سپاسگزاري شده است
|
به نظر من : نگاه صادق هدايت ، بيشتر به بخش منفي و دردناك زندگي بشر معطوف شده!
نگاهي كه نه تنها جاي سرزنش ندارد بلكه تحسين برانگيز است.هدايت تلاش داشته با شيوه ي نيرومند نگارشش ، خوانندگانش را متوجه ي سياهيهاي زندگي پيش روي يك انسان كند ، تا شايد آگاهانه تر گام برداريم.سياهيهايي كه شايد بيشتر نويسندگان خواسته اند با نوشته هاي اميدوار كننده ي خود (بخوانيد دل خوشك كننده) همچنان مصائب را با واژه هائي دلفريب ، به ما تزريق كنند.سياهي هايي كه بيشتر در 2 داستان " بوف كور " و " سگ ولگرد " نمود داشته است. روحش شاد. تنها |
|
|
|
|
|
#22 (permalink) |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 83
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 0
از ایشان 16 بار سپاسگزاري شده است
|
از ميان دوستان كسي هست: نقد ، تحليل يا نظري در مورد شخصيت پيرمرد خنزر پنزر
كه در همه جاي كتاب بوف كور خودنمائي ميكند داشته باشد؟ منتظر نوشته هاي شما هستم. ![]() ويرايش توسط تنها : 12-14-2005 در ساعت 03:54 PM. |
|
|
|
|
|
#23 (permalink) |
|
مدیران
تاريخ عضويت: Nov 2005
محل سكونت: همسايه ي پاييز
ارسالها: 6,276
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,098
از ایشان 1,668 بار سپاسگزاري شده است
|
راستش من يكي گيج شدم...اين پيرمرد فلسفه وجوديش و زندگيش خيلي تاسف باره.....
آدم غصه اش ميگيره وقتي زندگيشو ميخونه..البته آدم بي عرضه اي هم هست!!!! ولي من نقد ادبيم خوب نيست..اميدوارم دوستانه بهتر اين شخصيت رو نقد كنن. ![]()
__________________
یک فیلسوف هرگز یک روحانی را نکشته است در حالیکه روحانیون فلاسفه زیادی را از دم تیغ گذرانده اند.... "دنيس ديروت" ![]() |
|
|
|
|
|
#24 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 83
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 0
از ایشان 16 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
منهم با شما موافقم كه فلسفه وجودي و زندگي پيرمرد خنزر پنزر بوف كور تاسف بار و غم انگيز هست اما اينكه آدم بي عرضه اي هست را قبول ندارم! چرا اينجوري فكر مي كنيد؟ اگر اشتباه نكنم پيرمرد خنزر پنزر در ابتدا در افكار راوي داستان، در كنار معشوقش به ما معرفي مي شود ، سپس در نقش گوركن به راوي كمك ميكند آن دختر را دفن كند، بعد در نقش يك دوره گرد و فاسق زنش ، مدتها در داستان خودنمائي و عرض اندام ميكند و در آخر هم پس از اينكه راوي ، لكاته را به قتل ميرساند خودش پيرمرد خنزر پنزر ميشود! به نظم درك ماهيت اين شخص ، كليد فهم كامل داستان است. ![]() |
|
|
|
|
|
|
#25 (permalink) |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Dec 2005
محل سكونت: یه جایی بین زمین و اسمان
ارسالها: 42
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1
از ایشان 0 بار سپاسگزاري شده است
|
هدایت عاشق زندگی بود...
روح بزرگی که تنها، یک گوشه از دود و دم دیگران خفه شد. و بوف کور که بر ویرانه های زندگی نشسته، بی شک مرغ همایی را نابود کرده. مرشد ها خنزر پنزری شده اند و رود سورن مرزی نا خواسته است... |
|
|
|
|
|
#26 (permalink) |
|
Enthusiast
![]() تاريخ عضويت: Dec 2005
محل سكونت: همهء عالم سرای من است ( حافظیه )
ارسالها: 326
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 18
از ایشان 25 بار سپاسگزاري شده است
|
سلام و درود
من دست تمام انديشمندان و نويسندگان را مي بوسم اما تا كنون فرصت خواندن كتب ايشان را نداشته ام ![]()
__________________
مثل هیچکس !!! کلک زبان و سربریده ... ازجنس بلور،نور،بارون،اشک،دریا،آ سمون،خورشید،ماه،ستاره،غرو ب،خاک،کویر،عشق و دوستی !!!
|
|
|
|
|
|
#27 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 83
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 0
از ایشان 16 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
جمله ي پرمفهومي است!و بر آن صحه ميگذارم...منتظر بقيه نوشته هاي شما هستم. ![]() |
|
|
|
|
|
|
#28 (permalink) | |
|
کاربر
![]() تاريخ عضويت: Dec 2005
ارسالها: 83
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 0
از ایشان 16 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
![]() |
|
|
|
|
|
|
#29 (permalink) |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Dec 2005
محل سكونت: یه جایی بین زمین و اسمان
ارسالها: 42
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1
از ایشان 0 بار سپاسگزاري شده است
|
طنز هدايت گيراست سيخ ميزند!!
توپ مرواري به واقع ريشخندي به درازناي تاريخ بشريت است. همه چيز در محشر كبراي اين اثر به ميز محاكمه اي كميك كشيده مي شود. ياد ان بزرگمرد زنده...
__________________
![]() تاریخ واقعی از دل رنج واقعی بر می خیزد |
|
|
|
|
|
#30 (permalink) |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: Dec 2005
محل سكونت: یه جایی بین زمین و اسمان
ارسالها: 42
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1
از ایشان 0 بار سپاسگزاري شده است
|
تنها]سلام سروناز عزيز
منهم با شما موافقم كه فلسفه وجودي و زندگي پيرمرد خنزر پنزر بوف كور تاسف بار و غم انگيز هست اما اينكه آدم بي عرضه اي هست را قبول ندارم! چرا اينجوري فكر مي كنيد؟ اگر اشتباه نكنم پيرمرد خنزر پنزر در ابتدا در افكار راوي داستان، در كنار معشوقش به ما معرفي مي شود ، سپس در نقش گوركن به راوي كمك ميكند آن دختر را دفن كند، بعد در نقش يك دوره گرد و فاسق زنش ، مدتها در داستان خودنمائي و عرض اندام ميكند و در آخر هم پس از اينكه راوي ، لكاته را به قتل ميرساند خودش پيرمرد خنزر پنزر ميشود! به نظم درك ماهيت اين شخص ، كليد فهم كامل داستان است. دوست عزیز با حرفهاتون موافقم پیرمد خنزر پنزر به همراه ان بوف کور گشته پنهان در جای جای اثر وجود دارند. ومن از این فراتر می روم وبه نظر من تمام شخصیت های این اثر را اگر بررسی کنیم یا نیست میشوند یا در شخصیت پیر مرد خنزرپنزر وحدت می یابند. از این لحاظ به نظرم بوف کور هدایت بسیار پیچیدهتر از صد سال تنهایی مارکز است و همچون ان تاریخ بشریت است به عبارت درست تر تاریخ هویت بشر. و در این میان خنزر پنزری نقشهای کارکردی متفاوت دارد مثلا یک خدای فرسوده وگاهی ظالم و... |
|
|
|