|
|||||||
| ادبيات , زبان شناسي و فرهنگ بومي انجمن ادبیات و شعر برای دوستدارن شعر و شاعران و بحث هایی در زمینه ادبیات |
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهاي موضوع | نحوه نمايش |
|
|
#31 (permalink) |
|
Aficionado
![]() تاريخ عضويت: Aug 2005
ارسالها: 856
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 367
از ایشان 362 بار سپاسگزاري شده است
|
خوب...بهتر دیدم برای بهتر شناختن هدایت،بتونیم اینجا داستانهای اونو چاپ کنیم و در موردشون صحبت کنیم...
هم فاله هم تماشا...
__________________
دیگر تاب تحمل این همه درد ورنج در من نیست...آیا پادشاه رستگاری توان بردن مرا به خانه ندارد؟!!!... |
|
|
|
|
|
#32 (permalink) |
|
رهگذر
![]() تاريخ عضويت: May 2006
محل سكونت: شیراز
ارسالها: 10
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 0
Thanked 1 Time in 1 Post
|
درود,
صادق هدایت از نظر من افتخاری است برای ادبیات ایران,مثل شاملو,میدانید که دراروپا جایزه ای در ادبیات وجود دارد به نام جایزه هدایت. فیلم "بزرگراه گمشده"راببینید,کاملا مشخص است که دیوید لینچ از بوف کور وام گرفته... من داستان کوتاه می نویسم. هدایت به من یاد داده که یک داستان نویس باید واقعیت را ببیند, چه تلخ چه زیبا... |
|
|
|
|
|
#33 (permalink) | |
|
Aficionado
![]() تاريخ عضويت: Aug 2005
ارسالها: 856
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 367
از ایشان 362 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
![]() |
|
|
|
|
|
|
#34 (permalink) |
|
مدیران
تاريخ عضويت: Nov 2005
محل سكونت: همسايه ي پاييز
ارسالها: 6,205
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,037
از ایشان 1,615 بار سپاسگزاري شده است
|
زمين مدام چيزي را از ما پس ميگيرد .. و ما فکر ميکنيم زمان ميگذرد .
__________________
میان راه یادم آمد خدا را با خود نیاورده ام فقط همین...! ![]() ![]() |
|
|
|
|
|
#35 (permalink) |
|
مدیران
تاريخ عضويت: Nov 2005
محل سكونت: همسايه ي پاييز
ارسالها: 6,205
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,037
از ایشان 1,615 بار سپاسگزاري شده است
|
شوخيي دردناک هدايت، پس از آنکه گواهيي بيماريي مغزيي او را براي اعزام به خارج از کشور به عنوان بيمار از طرف کميسيون پزشکي؛ به دستاش دادند:
ـ تصديق ديوانهگي هم کف دستمون گذاشتند؛ آنوقت گفتند: بسمالله! خوب... بد نشد. ما هم با تصديق علت مغزي ميزنيم به چاک... بالاخره با اعطاي تصديقنامچهي جنون از خدمات ميهنيي بنده تقدير شد! |
|
|
|
|
|
#36 (permalink) |
|
مدیران
تاريخ عضويت: Nov 2005
محل سكونت: همسايه ي پاييز
ارسالها: 6,205
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,037
از ایشان 1,615 بار سپاسگزاري شده است
|
آنهنگام که فرزانه او را به تقليد از کافکا در از بين بردن آثارش متهم ميکند؛ هدايت چنين ميگويد:
ـ چهطور من شدم شبيه کافکا؟ کافکا به هر حال نان و آباش را داشت، نامزدش را داشت، کتابهاياش را اگر ميخواست چاپ ميکردند؛ ولي مسلول بود و مردني! من برعکس؛ نه نان دارم، نه نام زد و بهخصوص نه خواننده؛ اما بدنام سيهفت درجه حرارت دارد. جان سگ دارم. هزار يک بلا سر خودم آوردهام و باز هم رو پا بندم! |
|
|
|
|
|
#37 (permalink) |
|
Aficionado
![]() تاريخ عضويت: Aug 2005
ارسالها: 856
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 367
از ایشان 362 بار سپاسگزاري شده است
|
نبش قبری کردم...
یه داستان از هدایت... بخونیم و نقدش کنیم... |
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي death blooms به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#38 (permalink) |
|
Expert
![]() تاريخ عضويت: Sep 2006
محل سكونت: فرانسه
ارسالها: 1,871
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,079
از ایشان 1,487 بار سپاسگزاري شده است
|
**صادق هدايت نتيجه و محصول تاريخ بلند مدت ايران تا ان زمان است.تاريخي که هم پيروزيهاي بسيار ديده بود و هم نا کامي.البته انديشه او تنها متاثر از فرهنگ و تاريخ ايران نبود.مثلا او به فرهنگ و انديشمندان فرانسه خيلي علاقه داشت و اخر هم در پاريس خود کشي کرد.هدايت در داستان سگ ولگرد احوال خود را بيان مي کند که همچون سگ ولگردي است که
در جامعه ايي زندگي مي کرد که سگ را نجس مي دانستند!مثلا در سفرنامه اصفهان خود اين بازخورد و برخورد منفي با مردم عوام را به خوبي نشان مي دهد.او به ايران نيز بسيار علاقه داشت .دو سال وقت صرف کرد و در هند زبان پهلوي ساساني را اموخت و از همين طريق بسياري اثار پهلوي را به فارسي ترجمه کرد.نقدهاي ادبي او هم بسيار شيرين است.نگاه او به ادبيات از سوي يک واقع گراي سکولار مدرن است و نتيجه اين نگاه را مثلا در نقد هاي او نسبت به ادبيات کلاسيک و قديم مي بينيم که تابوهاي ادبي کلاسيک را قبول ندارد و حتي شعر انها را به طنز مي کشد!جالب است که بدانيم او هشتاد سال قبل از امروز قدرت گرفتن قشريون مذهبي در ايران را پيش بيني کرده بود و دليلش را هم عوام زدگي و خرافات زدگي عمومي مي دانست که دنباله رو و تقليد گر قشريون مذهبي شده بودند.در داستان زنده به گور از زبان شخصيت داستاني تمام حرفهاي خود را نسبت به زندگي بيان مي کند .در داستاني ديگر مردي را شرح مي دهد که دوست دارد در اتاقي قرمز رنگ و گمبدي شکل تنها شير بخورد و اين را سمبل باز گشت مرد به دوران شير خواري و داخل رحم مادر خود مي داند.و باز اين شخصيت باز خوردي از شخصيت خود اوست.در جايي ديگر هدايت خداوند را ساخته و پرداخته ديکتاتورها مي داند تا مردم را به بندگي عادت دهند !اما با اين حال وجود خداوندي را نفي نمي کند اما قبول هم نمي کند!و حداقل بسيار بر اين وجود انتقاد دارد.مثلا در جايي مي گويد که نمي خواهد پس از مرگش اين خدا دنيا هاي ديگرش را به او نشان دهد و همين برايش به قدر لازم کافي بوده است!در گروه رابعه که گروهي بود چهار نفره با دوستان خود همچون چوبک و مينوي وجمالزاده در کافه مي نشستند و گفتگو مي کردند.اخ که هميشه تخيل مي کنم که کنار ميز انها در همان کافه نشسته باشم و تنها گوش بدهم!و انگار ان همنشيني در کافه در فضا و زمان فريز شده و هر بار سراغش مي روي تازه و زنده هست!خاصيت ديگر اين گروه اين بود که هر کدام يک زباني بلد بودند و هدايت هم فرانسه بلد بود.و اثار مهم جهاني را براي هم ترجمه مي کردند.شايد يکي از بزرگترين ضربه هاي روحي فلسفي به هدايت همان کار در بانک باشد که واقعا سمبل روزمرگي است!او هيچگاه نمي تونست بپذيره که وجود پر وجودش با اين جور کارها سر گرم بشه .البته ابتدا از خانواده مرفهي بود اما هيچگاه نخواست که به انها تکيه کند.نمي دونم چرا به هر کس علاقه زياد دارم يک بار به هند رفته!شايد فقر شديد و کثرت ادمها در هند فضايي از فلسفه عميق را به ادم تحميل مي کنه و انديشه اونو بلند مي کنه.شما در ميان مردم فقير هند مي توانيد بي ارزش بودن وجود يک انسان را به صورت زنده و مستقيم تماشا کنيد!!هدايت علاوه بر اينکه در هند زبان پهلوي را اموخت در انجا کتاب بوف کور خود را هم نگارش کرد و اين کتاب همان کتاب وجودي او بود.که هر کس در درون خود يک کتاب دارد که بايد ان را روزي بنويسد تا زندگيش تکميل شود.بوف کور دو چيز در درون خود دارد.يکي بار تاريخي و واقعي ان است که نتيجه احوالات ان روز ايران و جهان است که جهان هم دچار جنگ جهاني بود.و ديگر بار فلسفي ان است که به نظر من مهمتر از اولي هست.و هدايت به چالش بزرگ فکري خود و زندگي مي رود که همان مرگ است.مرگ اين سوال بزرگ بي جواب که همواره سايه خود را بر اثار و انديشه هدايت انداخته و کمتر داستاني را از هدايت مي بينيد که شخص اول اخر داستان نميرد!او در داستانهاي کوتاه خود که استاد نوشتن داستان کوتاه بود مي خواست که اين سوال بزرگ فکري خود را با مخاطب هم تقسيم کند .و خود کشي او جدا از احوالات روزمره زندگي حاصل و نتيجه جدال فکري او با اين سوال فلسفي يعني مرگ بود.و اخر سر او جواب را در اين ديد که به دل اين پديده فرو رود تا اينچنين جواب خود را بيابد.... نوشته بالا تحلیل شخصی من بود.اما برای اشنایی با نوشته های خود صادق هدایت به لینکهای زیر مراجعه کنید=■ زندگی*نامه■ سال*شمار آثار ■ متن کامل داستان*ها ■ کتاب*شناسی ■ اخبار و گزارش*ها ■ جايزه*ی ادبی صادق هدايت ■ عکس*ها ■ نقاشی*ها ■ کارت پستال*ها ■ مقابله با تحريف آثار ■ تماس با دفتر هدايت
__________________
جمهوری پارلمانی سکولار برای ایران http://www.a n d i s h e h a a .com http://www.bahrammoshiri.com/farsi http://rivasblog.com/uploads/k/ketab123/11771.pdf
|
|
|
|
|
|
#39 (permalink) |
|
Aficionado
![]() تاريخ عضويت: Aug 2005
ارسالها: 856
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 367
از ایشان 362 بار سپاسگزاري شده است
|
خواستم از سایتش یکی از داستاناشو کپی کنم ولی سکیوریتی بود..
اگه کسی میتونه یکی از داستانهای هدایتو بذاره.... |
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي death blooms به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#40 (permalink) |
|
Aficionado
![]() تاريخ عضويت: Aug 2005
ارسالها: 856
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 367
از ایشان 362 بار سپاسگزاري شده است
|
زنی که مردش را گم کرد....
بخونیم و نقدش کنیم... http://www.sokhan.com/hedayat/Zani_k...a_gom_kard.pdf |
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي death blooms به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#41 (permalink) |
|
گل مرداب
![]() تاريخ عضويت: Apr 2006
محل سكونت: زیر سایتون !
ارسالها: 29,045
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 21,843
از ایشان 13,083 بار سپاسگزاري شده است
|
http://www.dibache.com/text.asp?cat=3&id=60
فکر میکنم ادرس خوبی باشه! از اثار هدایت تو این سایت زیاد هست!
__________________
روزي از روزها، شبي از شبها خواهم افتاد و خواهم مرد اما ميخواهم هرچه بيشتر بروم تا هرچه دورتر بيفتم تا هرچه ديرتر بيفتم، هر چه ديرتر و دورتر بميرم نمي خواهم حتي يگ گام يا يك لحظه پيش از آنكه ميتوانسته ام بروم و بمانم ، افتاده باشم و جان داده باشم
|
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي roshanak به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#42 (permalink) |
|
گل مرداب
![]() تاريخ عضويت: Apr 2006
محل سكونت: زیر سایتون !
ارسالها: 29,045
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 21,843
از ایشان 13,083 بار سپاسگزاري شده است
|
زندگی*نامه صادق هدايت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1281 در خانه پدري در تهران تولد يافت. پدرش هدايت قلي خان هدايت (اعتضادالملك)* فرزند جعفرقلي خان هدايت(نيرالملك) و مادرش خانم عذري- زيورالملك هدايت دختر حسين قلي خان مخبرالدوله دوم بود. پدر و مادر صادق از تبار رضا قلي خان هدايت يكي از معروفترين نويسندگان، شعرا و مورخان قرن سيزدهم ايران ميباشد كه خود از بازماندگان كمال خجندي بوده است. او در سال 1287 وارد دوره ابتدايي در مدرسه علميه تهران شد و پس از اتمام اين دوره تحصيلي در سال 1293 دوره متوسطه را در دبيرستان دارالفنون آغاز كرد. در سال 1295 ناراحتي چشم براي او پيش آمد كه در نتيجه در تحصيل او وقفه اي حاصل شد ولي در سال 1296 تحصيلات خود را در مدرسه سن لويي تهران ادامه داد كه از همين جا با زبان و ادبيات فرانسه آشنايي پيدا كرد.در سال 1304 صادق هدايت دوره تحصيلات متوسطه خود را به پايان برد و در سال 1305 همراه عده اي از ديگر دانشجويان ايراني براي تحصيل به بلژيك اعزام گرديد. او ابتدا در بندر (گان) در بلژيك در دانشگاه اين شهر به تحصيل پرداخت ولي از آب و هواي آن شهر و وضع تحصيل خود اظهار نارضايتي مي كرد تا بالاخره او را به پاريس در فرانسه براي ادامه تحصيل منتقل كردند. صادق هدايت در سال 1307 براي اولين بار دست به خودكشي زد و در ساموا حوالي پاريس عزم كرد خود را در رودخانه مارن غرق كند ولي قايقي سررسيد و او را نجات دادند. سرانجام در سال 1309 او به تهران مراجعت كرد و در همين سال در بانك ملي ايران استخدام شد. در اين ايام گروه ربعه شكل گرفت كه عبارت بودند از: بزرگ علوي، مسعود فرزاد، مجتبي مينوي و صادق هدايت. در سال 1311 به اصفهان مسافرت كرد در همين سال از بانك ملي استعفا داده و در اداره كل تجارت مشغول كار شد. در سال 1312 سفري به شيراز كرد و مدتي در خانه عمويش دكتر كريم هدايت اقامت داشت. در سال 1313 از اداره كل تجارت استعفا داد و در وزارت امور خارجه اشتغال يافت. در سال 1314 از وزارت امور خارجه استعفا داد. در همين سال به تامينات در نظميه تهران احضار و به علت مطالبي كه در كتاب وغ وغ ساهاب درج شده بود مورد بازجويي و اتهام قرار گرفت. در سال 1315 در شركت سهامي كل ساختمان مشغول به كار شد. در همين سال عازم هند شد و تحت نظر محقق و استاد هندي بهرام گور انكل ساريا زبان پهلوي را فرا گرفت. در سال 1316 به تهران مراجعت كرد و مجددا در بانك ملي ايران مشغول به كار شد. در سال 1317 از بانك ملي ايران مجددا استعفا داد و در اداره موسيقي كشور به كار پرداخت و ضمنا همكاري با مجله موسيقي را آغاز كرد و در سال 1319 در دانشكده هنرهاي زيبا با سمت مترجم به كار مشغول شد. در سال 1322 همكاري با مجله سخن را آغاز كرد. در سال 1324 بر اساس دعوت دانشگاه دولتي آسياي ميانه در ازبكستان عازم تاشكند شد. ضمنا همكاري با مجله پيام نور را آغاز كرد و در همين سال مراسم بزرگداشت صادق هدايت در انجمن فرهنگي ايران و شوروي برگزار شد. در سال 1328 براي شركت در كنگره جهاني هواداران صلح از او دعوت به عمل آمد ولي به دليل مشكلات اداري نتوانست در كنگره حاضر شود. در سال 1329 عازم پاريس شد و در 19 فروردين 1330 در همين شهر بوسيله گاز دست به خودكشي زد. او 48 سال داشت كه خود را از رنج زندگي رهانيد و مزار او در گورستان پرلاشز در پاريس قرار دارد. او تمام مدت عمر كوتاه خود را در خانه پدري زندگي كرد. |
|
|
|
| کاربران زير از دوست گرامي roshanak به دليل اين نوشته سودمند سپاسگزاري کردند : |
|
|
#43 (permalink) | |
|
گل مرداب
![]() تاريخ عضويت: Apr 2006
محل سكونت: زیر سایتون !
ارسالها: 29,045
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 21,843
از ایشان 13,083 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
|
|
|
|
|
|
|
#44 (permalink) |
|
Expert
![]() تاريخ عضويت: Sep 2006
محل سكونت: فرانسه
ارسالها: 1,871
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 1,079
از ایشان 1,487 بار سپاسگزاري شده است
|
در انجمن سخن بساطی بود برای بر رسی اثار هدایت.شگفت از این بودم که در این بررسی و نیز بسیاری بررسیهای دیگر که در جاهای مختلف و کتابهای گوناگون دیده ایم کمتر به نقد فلسفی هدایت پرداخته شده است.شاید هراس دارند!اینکه چرا داستانها به مرگ ختم می وشد.اینکه چرا داستان زنده به گور چیزهایی را در ما بیدار می کند.اینکه چرا داستان سه قطره خون به نظرمان اشنا می اید!اما این عرصه بسیار میدان افسونگری است و کار هر کس نیست....
|
|
|
|
|
|
#45 (permalink) | |
|
Aficionado
![]() تاريخ عضويت: Aug 2005
ارسالها: 856
جنسيت: سپاس هاي ايشان از ديگران: 367
از ایشان 362 بار سپاسگزاري شده است
|
نقل قول:
من متاسفانه نقد خودمو نوشتم...ولی امروز دیدم که ثبت نشده..شاید چون عجله داشتم درست فرستاده نشده.. در اولین فرصت میذارمش...ضمناً ما اینجا کاری به نقد های انجام شده سایتهای دیگه نداریم...شما یه جلسه ی خودمونی و کوچولوی نقد حسابش کنید نه نقد اثار هدایت... منتظریم... |
|
|
|
|